سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 29 , از مجموع 29

موضوع: ▌•,,•▌ یادگار روزهای عطش-ویژه نامه شهادت امام باقرعلیه السلام▌•,,•▌

  1. Top | #21

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    خرداد 1390
    شماره عضویت
    1399
    نوشته
    1,430
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    6,052
    مورد تشکر
    4,855 در 1,202
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    السلام علیک یا ابا جعفر
    یا محمد بن علی
    ایها الباقر یابن رسول الله
    انا توجهنا واستشفعنا و توسلنا بک الی الله
    و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله



    امضاء

  2. تشكرها 3

    مدير اجرايي (14-08-1390), نرگس منتظر (13-08-1390)

  3. Top | #22

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    خرداد 1390
    شماره عضویت
    1399
    نوشته
    1,430
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    6,052
    مورد تشکر
    4,855 در 1,202
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض







    كلید بدبختى ها

    روزى امام محمّد باقر علیه السلام جهت زیارت خانه ی خدا، وارد مسجدالحرام گردید، در هنگام طواف حرم الهى، عدّه اى از قریش - كه در گوشه اى نشسته بودند - چون نگاهشان به حضرت افتاد، به یكدیگر گفتند: این كیست كه با این كیفیّت عبادت مى نماید؟
    شخصى به آن ها گفت : او محمّد بن علىّ علیهماالسلام امام و پیشواى مردم عراق است .
    یكى از آنان گفت : یك نفر را به نزد او بفرستیم تا از او مسئله اى پرسش نماید.
    پس جوانى از آن میان داوطلب شد، و همین كه نزد حضرت رسید، خطاب به ایشان گفت : بزرگ ترین گناه كدام است ؟
    امام علیه السلام فرمود: نوشیدن شراب.
    جوان بازگشت ، و جواب حضرت را براى دوستان خود بیان كرد.
    آنان به او گفتند: نزد او باز گَرد، و همین سؤال را دو مرتبه مطرح نما.
    جوان دوباره به خدمت امام علیه السلام رسید، و همان سؤ ال را تكرار كرد، كه بزرگ ترین گناه چیست؟
    حضرت فرمود: نوشیدن شراب بزرگ ترین گناه است؛
    و سپس افزود: شراب، عقل و اراده انسان را ضعیف و بلكه نابود مى كند و پس از آن كه عقل زائل گشت، شخص مرتكب اعمالى چون زنا، دزدى ، آدم كشى ، شرك به خدا و ... مى شود.
    و خلاصله آن كه نوشیدن شراب، كلید تمام بدبختى ها و شرارت ها است و مفاسد آن از هر گناهى بالاتر مى باشد، همانطور كه درخت انگور سعى مى كند از هر درختى بلندتر باشد و بالاتر رود.
    فرآوری: امین

    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


    منبع:
    فروع كافى، ج 6، ص 429؛ بحارالا نوار، ج 46، ص 358؛ وسائل الشّیعة، ج 25، ص 316.


  4. تشكر

    نرگس منتظر (13-08-1390)

  5. Top | #23

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,776
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,694
    مورد تشکر
    177,894 در 52,559
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    اعمال ما در تیرس چشم امام باقر (ع)


    در قرآن کریم می خوانیم:
    وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَیبِ وَالشَّهَادَةِ فَینَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ(التوبة/105)
    بگو: «عمل کنید! خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را می‌بینند! و بزودی، بسوی دانای نهان و آشکار، بازگردانده می‌شوید؛ و شما را به آنچه عمل می‌کردید، خبر می‌دهد!»
    اشاره به اینکه کسى تصور نکند اگر در خلوتگاه یا در میان جمع عملى را انجام مى دهد از دیدگاه علم خدا مخفى و پنهان مى ماند، بلکه علاوه بر خداوند، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) و مؤ منان نیز از آن آگاهند.
    اهل بیت علیهم السلام از مصادیق بارز این آیه به شمار می روند، چرا که ایشان در ایمان سرآمدان روزگارند.
    برای روشن شدن موضوع حکایت زیر را با هم می خوانیم:
    ابوبصیر می گوید:
    امام باقر علیه السلام از شخصی که از آفریقا آمده بود حال یکی از شیعیانش را پرسید، فرمود:
    حال راشد چطور است ؟
    آن مرد گفت :
    هنگامی که حرکت کردم او صحیح و سالم بود و به شما نیز سلام رساند.
    امام فرمود:
    خداوند رحمتش کند!
    مرد: مگر راشد مرد؟
    امام : آری !
    کی مرده است ؟
    دو روز پس از حرکت تو.
    عجب ، راشد نه مرضی داشت و نه مبتلا به دردی بود!
    مگر هر کس می میرد با مرض و علت خاصی می میرد؟
    ابوبصیر می گوید: پرسیدم :
    راشد چگونه آدمی بود؟
    امام فرمود:
    یکی از دوستان و علاقمندان ما بود.
    سپس فرمود:
    شما فکر می کنید که چشمهای بینا و گوشهای شنوا همراه شما نیست ؟
    اگر چنین فکر کنید، بد فکر کرده اید. به خدا سوگند! چیزی از کارهای شما بر ما مخفی نیست ، تمامی اعمالتان پیش ما حاضر است و ما همیشه متوجه رفتار شما هستیم . سعی کنید خودتان را به کارهای خوب عادت دهید و جزو خوبان باشید و با همین نشانه نیک هم شناخته شوید و من فرزندان خود و همه شیعیانم را به کارهای نیک فرمان می دهم .*

    بر گرفته از: داستانهای بحارالانوار




    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  6. تشكر

    ال یاسین (14-08-1390)

  7. Top | #24

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,776
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,694
    مورد تشکر
    177,894 در 52,559
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    از همان لحظه شروع شد
    روزگار توأم با اندوه و رنج تو؛

    از همان لحظه که کودکی ات را
    با هفتاد و دو پروانه سرخ، بدرقه کردی،

    از همان لحظه که مصیبت را در بالاترین درجه
    در پنج سالگی، به نظاره ایستادی،

    از همان لحظه که پا به پای غل و زنجیرهای
    بسته بر دست و پای پدر، خون گریستی.


    از همان لحظه، تو در مصیبت کربلا بزرگ شدی
    و رنج هایت همیشگی شد تا راوی دردهای بهترین بندگان خدا باشی.
    تا قصه عشق، فراموش نشود.
    تو را که «محمد» نام داشتی و شکافنده علوم نبوی بودی،
    تمام خانه های مدینه خشت خشت
    و کوچه به کوچه می شناسند!


    تو را می شناسند؛ از عطر قدم هایت
    که نسیم وار از کوچه ها می گذرد
    و بوی عرش را می پراکند در رگه های شهر؛
    از طنین صدایت که به گفت وگوی فرشته ها می ماند؛


    از عطر شناورت که بی دریغ می پراکنی در شریان های زمین،
    تا خاک، اجازه یابد که یک بار دیگر نفس بکشد رایحه بهشت را؛

    از چشم هایت که عاشقانه ترین واگویه کربلا بود.

    شهر تو را خوب می شناسد؛
    تو را که معرفت، گوشه نشین درگاهت بود و علم،
    خوشه چین علم «لدنی»ات.


    من جامه سیاه خود را هرگز از تن بیرون نخواهم آورد؛
    که بعد از غروب غم انگیز ستاره روشن چشمانت،
    تا همیشه، سرزمین دلم، میهمان اندوه و درد است.


    تاب نیاوردند شور خطابه هایت را که لرزه می افکند
    بر ارکان قدرت های پوشالی شان.


    تاب نیاوردند وجودت را که هر لحظه ات،
    رستاخیزی به پا می کرد در جان های آشفته.


    هشام، نتوانست تو را بفهمد. سنگ دلی و تیره بختی هشام،
    تو را تاب نیاورد؛ تو را که پژواک رسایی بودی
    از فریادی که از خنجر بریده خون خدا،
    بر خاک تفتیده نینوا جاری شد، تو را که تفسیری بودی
    از اشک های سی ساله «زین العابدین»،
    تو را که غم نامه ای بودی از سرگذشت جان گداز
    دختری سه ساله در کنج خرابه های شام.


    تیره گی هشام، عظمت تو را تاب نیاورد.
    حلقه های شاگردانت، طناب داری بود بر گلوی هشام.
    روایت سرفراز علم الهی ات،
    خوارکننده شوکت «هشام»های روزگار بود.


    نقشه ها کشیده شد. توطئه ها چیده شد.
    اگر «محمد» بماند، حقیقت همیشه زندگی می ماند.
    اگر حقیقت زنده بماند، دروغ «هشام»، برملا می شود.


    هنگام غروب غربتت فرا رسیده؛
    اما من هرگز جامه سیاهم را از تن بیرون نخواهم آورد.


    بعد از تو، داغ، سهم همیشگی من است و اشک،
    میهمان دائمیِ چشمانم. بعد از تو، اندوه و غربت من پایانی ندارد.





    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  8. تشكر

    بيرق ظهور (14-08-1390)

  9. Top | #25

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    گوهر یكدانه





    آسمان اشك غم از دیده ما بیرون كرد

    دل ما را ز غم و غصّه لبالب خون كرد
    هر دلى رسته ز غم بود، به غم كرد دچار
    هر سرى لاف زد از عقل و خرد مجنون كرد
    هر كه در دایره عشق و وفا گام نهاد
    چرخش از دایره عشق و وفا بیرون كرد
    پنچمین حجت حق حضرت باقر كه خدا
    بهر او خلقت این دایره ی گردون كرد
    گشت مسموم جفا از اثر زهر ولید
    شیعیان را به جهان غمزده و محزون كرد
    چه دهم شرح غمش را كه ندانم به خدا
    با دل خسته او زهر هلاهل چون كرد
    گویم آن قدر كه تا بر سر زین جاى گرفت
    آسمان زین فلك از داغ عمش وارون كرد
    قدر این گوهر یكدانه ندانست فلك
    كه غریبانه به زیر لحدش مدفون كرد
    مى رود اشگ غم از چشم ملائك «خسرو»
    شعر جانسوز تو چون چشم ملك جیحون كرد


    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان



    محمّد خسرو نژاد






    امضاء

  10. تشكر

    بيرق ظهور (14-08-1390)

  11. Top | #26

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    از خُم علم تو...





    ای روشنای کلام نورانی‏ات تا همیشه در جهان جاری!

    ای فرزند بلند بالای زین‏العابدین که امیر و سرور دانش‏اندوزانی!

    از چهار گوهر منور دیگر که نشان می‏جویم، به در خانه تو می‏رسم؛ آنجا که بزرگان دین و
    تشنگان دانش در رواق لبریز سادگی آن، از خُم مستی‏آور علم تو می‏نوشند و در فراگیری ذره‏ای از کمال تو می‏کوشند.




    ای والاترین پیام‏دار مظلومیت شیعه!
    بعد از تو، سینه سوخته مردم را چه کسی مرهم باشد و مخزن دانش الهی را جز چشم‏های نافذ تو، که بگشاید؟...

    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان



    سعیده خلیل‏ نژاد





    امضاء

  12. تشكرها 2

    مدير اجرايي (14-08-1390), بيرق ظهور (14-08-1390)

  13. Top | #27

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    داغدیده ی امروز...


    داغدیده ی امروز، نخل‏های مدینه‏اند که نماز روزانه‏شان را با «قد قامت» گام‏های تو می‏خواندند.

    داغدیده ی امروز، ابرهای حجازند که سحرها در آستانه گلخانه ی تو، می‏باریدند.
    داغدیده امروز، تراشه‏های قلم‏اند و صفحه‏های کتاب که رایحه مسیحایی‏ات، لابه‏لای سطرهایشان جا مانده است.
    آوازه‏ات فراگیر شده است.
    گواهی می‏دهم به عشق، که روی دست‏های تو بزرگ شده است؛ به اندوه که خاطره‏ات بود از سال‏های دور؛ به رنج که نسخه اصیل‏اش را دیده بودی در کربلا.
    در توان مرگ نیست که این‏همه بردباری را به دوش بگیرد؛ در توان خاک هم نیست. بال‏های تو بزرگ‏تر از میله‏های قفس است.
    حکایت دیده افروزی‏ات، مرز نمی‏شناسد. آوازه‏ات از دروازه‏ها گذشته است، رسیده است به سرزمین ملائک.

    رازهای سر به مهر دانش را گشودی.

    دنیا برای تو تنگ بود. مؤمن در دنیا، آزاده در زندان است.
    تو مشعل برافروخته حق را به دست گرفتی و در پشت بام‏های تاریک، «علم الهدای» قافله‏های راه گم کرده شدی در بادیه‏های ناکجا آباد!
    تو رازهای سر به مهر دانش را گشودی در مکتب‏خانه‏های بصیرت.
    تبار دست نوشته‏های حکمت، به نستعلیق نگاه تو برمی‏گردد و خوانده شدن سنگ‏نوشته‏های خلقت، مرهون اشاره‏های توست.
    از تلنگری که به جان‏های شیفته زدی، کاروان تمدن در اسلام شتاب گرفته است.

    گواهی می‏دهم که...
    گواهی می‏دهم به توحید که زیستن ات، تجلی‏گاه توحید بود در زمین، و سجاده‏ات، رو به قبله گل سرخ باز بود.
    داغدیده ی امروز، تنها نخل‏های مدینه نیست؛ داغدیده ی امروز، روح و روان همه کسانی است که با قطب‏نمای چشم تو می‏گردد.

    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
    میثم امانی


    امضاء

  14. تشكرها 3

    مدير اجرايي (14-08-1390), ال یاسین (14-08-1390), بيرق ظهور (14-08-1390)

  15. Top | #28

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    امرداد 1390
    شماره عضویت
    1578
    نوشته
    3,750
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    تشکر
    5,514
    مورد تشکر
    14,644 در 3,862
    وبلاگ
    7
    دریافت
    37
    آپلود
    144

    پیش فرض











    تفسیر دشت کربلا در سینه توست

    دلها گرفتار غم دیرینه توست

    با رفتنت دیگر تو آسوده ز دردى
    داغ یتیمى را به صادق هدیه کردى


    امضاء
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  16. تشكر

    مدير اجرايي (14-08-1390)

  17. Top | #29

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    امرداد 1390
    شماره عضویت
    1578
    نوشته
    3,750
    صلوات
    500
    دلنوشته
    3
    دلتنگی هات آخرش منو میکشه آقا جونم
    تشکر
    5,514
    مورد تشکر
    14,644 در 3,862
    وبلاگ
    7
    دریافت
    37
    آپلود
    144

    پیش فرض









    زبانحال امام باقر (ع) گریز به کربلا - کوفه - شام


    درد عشقی کشیده ام، که مپرس
    سوز هجری چشیده ام، که مپرس

    کوفه و شام و کربلا به خدا
    صحنه هایی بدیده ام، که مپرس


    بین پهلو و دست و این بدنم
    او کتک زد به دیده ام، که مپرس

    تو مگو بین راه کوفه چرا
    معجری را خریده ام ، که مپرس

    دست بسته به راه کوفه و شام
    پا برهنه دویده ام ، که مپرس

    همچو زینب به وقت ظهر عطش
    دل ز دنیا بریده ام ، که مپرس

    از چمن زارهای چشم ترم
    قطره ای خون چکیده ام، که مپرس

    روی شنزار قلب خسته ی خویش
    نقش رأسی کشیده ام ، که مپرس

    روز عاشور وقت عصر با صورت
    روی خارها پریده ام ، که مپرس





    امضاء
    ***************************

    http://img4up.com/up2/76449078655624950011.jpg

    ܓ✿ اللهم عجل لولیک الفرج ܓ✿

    ***************************

  18. تشكر

    ال یاسین (14-08-1390)

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی