حجاب در گذر تاریخ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
حجاب در گذر تاریخ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7
  1. #1
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض حجاب در گذر تاریخ




    نویسنده:دکتر مریم حیدری
    عضو هیأت علمی دانشگاه پیام نور مرکز صومعه سرا
    چکیده
    اسلام ستیزان، حجاب را رهاورد اسلام و فرهنگ عربی معرفی می کنند تا آن را عاملی برای محدود کردن زنان تلقی نمایند؛ اما حجابدر ایران، به عنوان نشانۀ تمدن، پیشینه یی بس طولانی تر دارد. در این مقاله سعی شده است تا با استفاده از منابع مکتوب و تصاویری که از دورۀ پیش از اسلام باقی مانده، به مسألۀ حجاب و پوشش در ایران باستان پرداخته شود. این منابع از شکل گیری اولین دولت ایرانی، یعنی ماد،آغاز مي شوند و تا دورۀ ساسانی ادامه می یابند. در تمامی این دوره ها عفاف بر تمام جامعه حاکم است و فقط در نوع پوشش تغییراتی جزئی پدید می آید. با اینکه در میان اقوام مختلف ساکن در ایران به دلیل شرایط اقلیمی و مشاغل خاص، تفاوت هایی از نظر پوشاک وجود دارد، اما در مجموع، داشتن پوشش کامل، نوعی ارزش محسوب می شده است؛ بنابراین وجود حجاب در ایران، خاص دورۀ اسلامی و نشانۀ ورود فرهنگ عربی نیست. عفاف در پوشش، تنها شامل زنان نمی شود؛ بلکه پوشش مردان نیز حاکی از اعمال برخی محدودیت ها و مقررات اخلاقی است که حتی شامل پوشاندن موها نیز می شود. بر خلاف جوامع شرقی، جوامع غربی، چه در مورد زنان و چه در مورد مردان، به حجاب و پوشش همواره کمتر وقعی نهاده اند. این امر در هنر و ادبیات آن ملل نیز به طور چشمگیری هویدا است.کلید واژه ها: حجاب، پوشاک، ایران باستان.
    Key words: Hijab, Clothing, Ancient Persia.


    1- مقدمهکسب منافع اقتصادی، مهم ترین انگیزه یی است که موجب استعمار می گردد. از نظر استعمارگر، مستعمره کشوری است که استعمارگر، منافعی را که برای غنی شدن و حفظ قدرت سیاسی خویش لازم دارد، ازآنجا برداشتمیکند. (روشه، 1378: 193).اما به دلیل آنکه مردم کشور مستعمره پس از مدتی در مقابل این بهره برداری ایستادگی خواهند کرد، لازم است که استعمارگر مردم را با خود همراه کند. این کار با تجهیز و اعزام قوای نظامی امکان پذیر نیست؛ بلکه مستلزم زمینه چینی و بستر سازی فرهنگی است تا جامعۀ مستعمره، از درون و به صورت خود جوش، باورها و عقاید کشور استعمارگر را پذیرا شود.در پایان سلطنت قاجار و تمام دوران سلسلۀپهلوی، دولت های غربی برای کسب امتیازات بیشتر، اقدام به چنین بسترسازی فرهنگی کردند. اما همواره مانعیبر سر راه همراه شدن عموم مردم با استعماروجود داشت؛ مانعی به نام اسلام و روحانیت.پس کشورهای استعمارگر چاره ییتازه اندیشیدند: تغییر ذهنیت نسل جوان برای مخالفت با اسلام. با اعزام برخی از جوانان به غرب، به بهانۀ تحصیل، سعی شد تا تفاوت های ظاهری دو تمدناز نزدیک نمایاندهشودو جذابیت های زندگی غربی، به صورت آمال و آرزوهای جوان شرقی در آید. رهاوردسال ها زندگی در غرب، تغییر نگرش برخی از تحصیلکردگان نسبت به جامعۀ اسلامی و مخالفت با روحانیت بود.

    حجاب در گذر تاریخ

  2.  

  3. #2
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض




    استعمار برای قانونی کردن حضور خود نیازمندنیروی داخلی دیگری نیز بود تا به سلطۀ خود شکل موجه تری ببخشد. به منظور تعقیب این هدف، رژیم پهلوی بر سر کار آمد. با به قدرت رسیدن رضا شاه هدف استعمار، برای همگون کردن شرق با غرب، به صورت کشف حجاب زنان و تغییر لباس مردان،اجرا شد. "استبداد پهلوی به رغم آنکه خود یک ساخت به شدت سنتی بود، نوعی گفتمان به ظاهر مدرن و نوعی صوری گرایی بسیار افراطی را بیش گرفت تا از طریق اشاعۀ نماد ها و نشانه های غربی گاه حتی در مبالغه آمیز ترین اشکال آنها، خود را بانی مدرنزاسیون ایران نشان دهد." ( فکوهی، 1380: 62). سیاستمداران غربی معتقد بودند که اگر ظاهر و پوشش مردم از شکل اسلامی خارج شود و هیأت غربی به خود بگیرد، طبیعتاً پس از مدتی ذهنیت ها نیز تغییر خواهند کرد. راه دیگری که برای اسلام ستیزی و تحریک احساسات مردم پیشنهاد شد، به راه انداختن جنبشملی گرایی بود. شعار ملی گرایان این بود که ما ایرانی هستیم و به جاینگرش های اسلامی و پوسیده باید از فرهنگ باستانی خود پیروی کنیم. در این میان، حجاب نیز به عنوان پوششی اسلامی و غیر ایرانی هدف حملۀ این افراد قرار گرفت. حجاب در دنیای امروز پوششی اسلامی شناخته شده است و این نوع پوشش را مختص این دین می دانند. مردم نیز بدون اینکه در مورد صحت این مطلب تحقیقی صورت دهند، به راحتی این امر را می پذیرند. پذیرش حجاب به عنوان رهاورد اسلام، ناشی از عدم شناخت ایران پیش از اسلام است. ما نه به درستی اسلام را می شناسیم، نه فرهنگحاکم بر دورۀ پیش از آن را. حجاب ارمغان اسلام برای ایرانیان نیست. در نقاشی ها و کتیبه های باقیمانده از پیش از اسلام کمتر شاهدیم که موی زنان دربار یا مردمان کوی و برزن عیان و افشان باشد.تنها زنان خنیاگر و رقاصه های ساسانیحجابی کمتر از درباریان و دیگران دارند. واضح است که نوع پوشش این گروه قلیل نیز نمی تواند ملاک ارزیابی اکثریت باشد. مردان نیز بدن خود را به طور کامل می پوشانند و بخشی از موهای خود را با کلاه محافظت می کنند. در حقیقت، لباس برای ایرانیان همواره هم زینت بوده است هم پوشش. نا آگاهی از پیشینۀ فرهنگی، موجب می شود نتوانیم پاسخگوی تصاویر نادرستی که از ما ارائه می شود، باشیم و در مقابل خصومت دشمنان که حتی به عرصۀ تاریخ نیز نفوذ می کند، سر تسلیم فرود آوریم. در عوض، کسب اطلاعات غنی فرهنگی، ما را در هر مخاصمۀ فرهنگی مسلح می سازد.
    خشایارشا در فیلم "سیصد"خشایارشا در تخت جمشید
    در این مقاله با استفاده از اطلاعات تصویری یا نوشتاری موجود در آثار کهن، به بررسی مسألۀ حجاب و پوشش در ایران باستان می پردازیم تا میزان اهمیت پوشش در ایران و سابقۀ تاریخی آن را دریابیم.2- حجاب چیست؟2-1 معنای لغوی حجابمفهوم لغوی حجابدر پرده کردن و بازداشتن از درآمدن است. (دهخدا، ذیل حجاب). همچنین به معنای پرده و هر آن چیزی است که میان دو شیء حائل شود. ( جر، 1377: 1/ 807). واژۀ حجاب هم به معنی پوشیدن است و هم به معنی پرده و حاجب. بیشتر استعمالش به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می دهد که پرده وسیلۀ پوشش است و شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت هر پوششی حجاب نیست؛ آن پوششی حجاب نامیده می شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد و این مطلب باعث شده افرادی گمان کنند که اسلام برای زن چنین مقرر کرده است که همیشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بیرون نرود. (دهخدا، ذیل حجاب).2-2 اهمیت حجاب"حجاب سند شخصیت زن است نه وسیلۀ عقب ماندن او در اجتماع. حجاب حریم مقدس و قلعۀ آرامش زن است. رسم است که هرچیز با ارزش را پنهان دارند تا از دستبرد نااهلان مصون باشد."(پارسا، 1377:7)."بهترین وسیله یی که زن را از محدود شدن در مسائل جنسی آزاد می کند، حجاب است که به واسطۀ آن فرصتی برای او ایجاد می شود تا استعداد ها و خلاقیت های خود را در هر زمینه در جامعه بروز دهد." (همان، 14).
    حجاب در گذر تاریخ

  4. #3
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض




    برخی حضور زن در جامعه را دلیل بر فساد و بی نظمی می دانند و معتقدند که سعادت خانوادگی که در قدیم حاکم بود، در حال افول است. چگونه می توان آزادی زن را نتیجۀ صنعتی شدن و سستی نظم خانوادگی و فساد را نتیجۀ آزادی وی دانست. در حالیکه این آشفتگی ها و بی نظمی ها ناشی از قوانین متقدمان اروپا و اصلاحات جدید متجددانشان است. ( مطهری، 1368: 38).مفهوم عفت، حجاب و پرده نشینی از زمانی شکل گرفت که عواملی همچون بکارت، مطرح شد. بکارت از نشانه های امانت و وفاداری زن نسبت به شوهر بود؛ زیرا مردان به چنین امانتی محتاج بودند تا ترس و نگرانی آنان از اینکه اموالشان به بچه های غیر برسد، مرتفع گردد.(دورانت،1380: 1/70-71)در میان قوم یهود نیز قوانین سختی در مورد حجاب وجود داشته است. قرآن کریم در جایی به رفتار و عفت دختر شعیب با موسی اشاره دارد:" فَجاعتْهُ اِحْدیهما تَمشی علی اِسْتِحْیا‌ءٍ قالَت..."موسی (هنوز لب از دعا نبسته بود)دید که یکی از آن دو دختر(با کمال وقار و)حیا باز آمده گفت: ..." (قصص، 25).در ایران باستان حجاب و پوشش دارای اهمیت بسیار بود و برهنگی نوعی بی عفتی و ناپاکی محسوب می شد. سبک و سیاق خاصی که در نوع حجاب وجود داشت، در دوره های مختلف تقریباً تغییرات ناچیزی را پدیرفته است.به منظور آشنایی بیشتر با این مقولهدوره های مختلف را با شواهد و جزئیات بیشتر بررسي مي كنيم تا بر ما ثابت گردد حجاب که امروزه اسلام ستیزان ابداع آن را از اسلام می دانند، پوششی محدود به اسلام نیست و سابقه یی بس طولانی در این مرز و بوم دارد.3- پیش از مادهاشاهنشاهی مادها نخستین حکومت ایرانی است که از تاریخ آن، از طریق سالنامه های بین النهرین و گزارش های هرودوت کم و بیش اطلاع داریم. (موله،1386: 14). اما پیش از این دولت، در هزارۀ دوم و سوم پیش از میلاد، دولت های دیگری به طور پراکنده در گوشه و کنار ایران حکومت می کردند. این دولت ها عبارتند بودند از: آشور، بابل، و عیلام. جدال بر سر قدرت، همواره میان این دولت ها وجود داشت. گاهی نیز اقوام دیگری نظیر سکاها، به طور مقطعی بر آنها فرمان می راندند. (نک: گیرشمن، 1386: 49-64). یکی از قدرتمندترین شاهان این عصر اونتاش- هوبان[1]، پادشاه عیلام بود که کشور را با شهرهای جدید آراست و شهرهای کهن را تعمیر کرد. (همان، 56).اهمیت پوشش در این دوره را به روشنی می توان در سنگنگاره ها و تندیس های هزاره های دوم قبل از میلاد شاهد بود؛ مانند تندیس برنزی مکشوف از شوش.
    مجسمۀ ملکه ناپیرآسو همسر شاه اوتاش- هوبان، پادشاه عیلام
    این مجسمه متعلق به ناپیر-آسو،[2]ملکۀ عیلام، همسر شاه اوتاش- هوباناست. جامۀ ملکه در کل، ساده است: یک پیراهن آستین کوتاه مزین به شالی که کمر را بسته و کفل را می پوشاند. اما ظرافت این پیکره جزئیات زیادی را به ما می نماید که در آنها جستجوی دقیقی از زیبایی سرشار از متانت آشکار است. ( پور بهمن، 1386:28-29). حتی در میان اقوام بدوی تر نظیر لولوبی ها (ساکن در بغداد و کرمانشاه) نیز نشانه هایی از اهمیت به پوشاندن بدن دیده می شود.
    سمت راست رب النوع "نی نی"؛ سمت چپ" انوبانی نی" پادشاه لولوبیان
    در تصویر فوق انو بانی نی[3]، پادشاه فاتح لولوبی، اسرای خود را به نشانۀ تحقیر برهنه کرده است، در حالیکه خود و رب النوع نی نی[4] که در حال اعطای حلقۀ قدرت است، بدن خود را با جامه های پشمین پوشانده اند. (گیرشمن، 1386: 41-43).4- مادها4-1 تاریخمادها قبایل پراکنده یی بودند که برای مقابله با دولت آشور، با یکدیگر متحد شدند. فکر اولیۀ این اتحاد از سوی دیاکو[5] رئیس یکی از این قبایل مطرح شد.(گیرشمن، 1386: 94). هر چند این اندیشه در همان زمان به تحقق نپیوست، اما در زمان کیاکزار[6]( هووخ شتره)، یکی از نوادگان دیاکو، این آرزو محقق شد و مادها موفق شدند دولت آشور را برای همیشه از فهرست دولت های جهان حذف کنند. (همان، 116-117).

    [1] Untash-Huban

    [2] Napir-asu

    [3] Annubanini

    [4] Ninni

    [5] Daiakku

    [6]Cyaxare
    حجاب در گذر تاریخ

  5. #4
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض




    4-2 پوشش مادها مردمی جنگاور بودند. به همین دلیل، پوشش آنان به پوشش سوارکاران می ماند. شلوار چرمی که به وسیلۀ یک رکاب در زیر پا ثابت می شود، مشخصۀ پوشاک مادهاست. (ضیاءپور، 1346: 7-13). در شکل زیر می توان سربازی مادی را در حال مبارزه با یک سرباز یونانی مشاهده کرد. سرباز یونانی فاقد شلوار است.
    سمت راست سرباز یونانی، سمت چپ سرباز مادی
    از دورۀ مادها آثار بسیار زیادی باقی نمانده است که بتوان پوشش مردم آن دوره را به درستی دریافت. تنها آثار باقیمانده نوشته های مورخان یونانی و برخی سنگنگاره ها است؛ مثلاً صورت حجاری شدۀ مردی با لباس مادی در دخمه یی نزدیک سر پل ذهاب و برخی آثار دیگر. امامی توان از آثار موجود دریافت که پوشاک زنان آن دوران از نظر شکل، با پوشاک مردان یکسان است. مرد و زن فقط به واسطۀ اختلافی که میان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تمیز داده می شوند." (ضیاءپور، 1343: 54).5- هخامنشیان5-1 تاریخپادشاهی هخامنشیان با روی کار آمدن کوروش بزرگ[1] رسماً آغاز شد. وی احتمالاً در سال ۵۴۹-۵۵۰ ق.م استیاگس(اژی دهاک)[2]پادشاه ماد- پدر بزرگ خود- را شکست داد و به سلسلۀ ماد پایان بخشید. کوروش پس از بنیان گزاری سلسلۀ هخامنشی توانست با لشکرکشی های بی شمار، بر بسیاری از کشورهای منطقهتسلط یابد.تمدن بزرگ حاکم بر سلسلۀ هخامنشی همیشه مورد حسد دشمنان بوده است و به عنوان کارنامۀ پر افتخار این ملت تا ابد خودنمایی خواهد کرد.5-2 پوششپوشش مردم و نوع لباس های این دوره بسیار منحصر به فرد است. این مطلب را می توان از روی کتیبه ها نقش برجسته ها و حتی نقوش روی ظروف استنباط کرد. اهمیتی که ایرانیان برای آراستگی ظاهر قائل بودند،و کراهتی کهاز بدن برهنه نشان می دادند،بیانگر تحسین ایرانیان در مورد لباس است. (پوربهمن٬1386: 57).مردان پارسی، به جز دست ها، تمام بدن خود را می پوشاندند و بازگذاشتن هر يك از قسمت هاي بدن را خلاف ادب مي شمرند. به همين جهت، سر تا پاي ايشان با سربند يا كلاه تا پاپوش پوشيده بود. ( ضیاء پور، 1347: 38). مردان پارسی قبل از کوروش، با سوارکاری آشنایی نداشتند. بنابراین لباس هایشان به صورت پیراهن های گشاد بود که تا پایین پا را می پوشاند. کوروش که بخشی از عمر خود را نزد مادها گذرانده بود، پس از آنکه مردم را به سوارکاری تشویق کرد، در لباس آنها نیز تغییراتی ایجاد نمود. این تغییر، پوشیدن شلوار بود؛ زیرا پیراهن های گشاد هنگام سوارکاری کنار می رفتند و ران ها را نمایان می ساختند. (ذکاء، 1342: 7-13).لباس مردان پارسی از دو تکۀ کاملاًمشخص تشکیل می شد. قطعۀ فوقانی یک تکه پارچۀ مستطیل شکل بود کهچین های آن در قسمت میانی، شانه ها و یقه یی مثلث شکل را نمایانمی کرد. بخش جلویی که آزاد گذاشتهمی شد، چین های پهنی تشکیل می داد و گشادی و راحتی زیادی به آستین ها می بخشید در حالی که بخش عقبی، قسمت کمر را در بر می گرفت و این تنها نقطۀ اتصال میان لباس و بدن بود. (پور بهمن، 1386: 76).
    سربازان و فرماندهان سپاه هخامنشی
    همزمان با این دوره می توان تفاوت کلی بین پوشش ایرانیان و یونانیان دریافت؛ مثلاً لباس مردان یونان در کل، دو قطعه پارچۀ چهار گوش بود که آن را آزادانه به دور بدن می پیچیدند و به ندرت لباسی به تناسب اندام کسی دوخته می شد. ( دورانت، 1380: 2/324).به طوری که از آثار و نقوش باقیمانده از حدود قرن هفتم قبل از میلاد بر می آید در بین زنان طبقات اشراف ایرانی حجاب الزامی بود. (راوندی،1352: ۶۲6) زنان طبقات بالای اجتماع اجازه نداشتند جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند. هرگز به آنان اجازه داده نمی شد که آشکارا با مردان اختلاطکنند. زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی را، حتی پدر یا برادرشان را ببینند. (دورانت،1380: 1/552).نان عهد هخامنشی پیراهن هایشان مانند مردان پارسی بود و گیسوان بلندشان را پشت سر می آویختند." (راوندی، 1352: ۶۲۲) "آنان حجاب داشتند اما نه به صورت امروزی. چنین حجابی را می توان در قطعه فرش کوچکی که از عهد هخامنشی به دست آمده مشاهده کرد.درمقبره- های پازیریک[3] واقع در اتحاد جماهیر شوروی سابق قطعه فرش کوچکی مشتمل بر مربع هایی به دست آمدهکه یکی از مستشرقین روسیآن را متعلق به عهد هخامنشی می داند." (حجازی، 1370: 114- 115 ). روی هر متر مربع، صحنه یی مشتمل بر چهار زن که در مقابل آتشدان مشغول انجام مراسم مذهبی هستند، دیده می شود.در این نقوش، لباس زنان به رنگ زرد،قرمز و قهوه یی نشان داده شده است. روی لباسهایشان نیز تزئیناتی دیده می شود. ور بهمن،1386: 73).این فرش ظریف نشان می دهد که زنان آن عهد چهرۀ خود رانمی پوشانیدند؛ ولیپارچۀ شنل مانندی روی سر خود می انداخته اند که حالتی شبیه به چادر داشته است. (حجازی، 1370: 114- 115 ).
    قطعه یی از فرش پازیریک
    لازم به ذکر است که کلمۀ"چادر" که واژه یی سانسکریت است، به اسلام اختصاص ندارد؛ بلکه از دیرباز ایرانیان آن را استفاده می کردند. در آن زمان چادر عبارت بود از یک تکه پارچۀ مستطیل شکل که با دوخت به هر طرف بدن جمع می شد و زنان آن را روی پوشش سرشان مرتبمی کردند، سپس در زمان استراحت آن را به حال خود رها کرده یا با یک سنجاق نگه می داشتند و یا به طورساده تر آن را در دستانشان می فشردند.(پوربهمن، 1386: 150).در فرش یافت شده از مقبرۀ پازیریک، شباهت لباس زنان با مردان بسیار قابل توجه است، فرضیه یی که هرودوت نیز آن را تأیید کرده است. (همان، 75). شاید به این دلیل که برخی از زنان این دوره شغل هایی نظیر مردان داشتند؛ مانند حضور آنان در آتشگاه ها و حتی فعالیت هایی چونورزش، شکار و هنرهای جنگی.

    [1] Cyrus the Great

    [2] Astyages

    [3]Paziric
    حجاب در گذر تاریخ

  6. #5
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض




    "نقش برجسته یی که در موزۀ استانبول موجود است، نقش زنی را به تصویر کشیده است که زیر یک حجاب بلند، پیراهنی را که تا قوزک پایش می رسد پوشیده و روی آن یک تونیک نیمه بلند آستین کوتاه در بر دارد." (همان، 76).برخی نقوش نیز زنان بومی را نشان می دهند که پوششی ساده و بلند دارند که دارای راسته چین دار و آستین کوتاه است. اینان چادری مستطیل شکل بر روی همۀ لباس خود افکنده اند و در زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند بر تن دارند که تا مُچ پا نمایان است.(ضیاءپور، 1343: 56). پلوكس[1]، نويسندۀ سدۀ دوم ميلادي، لباس اصلي پارسیان را ساراپيس[2] نامیده است. واژۀ ساراپيس در زبان روسي بصورت سارافون[3]آمده است. سارافون در فرهنگ‌هاي قديمي معرف قباهاي بلند مردانه است. بعدها اين لغت براي لباس بلند زنانه به کار رفته است.ساراپیس یک قبای بلند بوده است که آن را از روی جامه های دیگر می پوشیدند. زنان معمولا کمربندی روی آن می بستند. مهمترين نقل قول دربارۀ اين شکل لباس در دوران هخامنشي از كتسياس[4] است كه در آن، دربارة رسيدن خبر مرگ كوروش جوان در سال 401 پيش از ميلاد به مادرش پريسا[5] گفتگو شده است. در اينجا كتسياس كه شاهد جريان بوده است، شرح مي دهد كه چگونه مادر داغديده در اثر شنيدن خبر مرگ پسرش آشفته مي شود و ساراپیس خود را پاره می کند. اما در میان مردم منطقۀ کرت و بخشی از یونان باستانحجاب و پوشش کامل بدن جایگاهی نداشت. مردان معمولاً بالاتنه را نمی پوشاندند. فقط دامن یا پاچین کوتاهی به کمر می بستند و در مورد زنان، رسمی وجود داشت کهسینه های خود را نیمه برهنه کنند. آنان سینه بند را در زیر سینه تنگ می بستند و بالای آن را به صورت دایره یی باز می گذاشتند. یا اینکه فقط با زیرپوش بدن نما سینه ها را می پوشاندند. (دورانت،1380:2/12-13). بانوانتِب کفشهای پاشنه کوتاه سرخ رنگبه پای می کردند و بند آن را طوری می بستند که پاهای برهنه شان پیدا شود. (همان، ۳۲۴-۳۲۵).6- اشکانیان6-1 تاریخدر سال ۳۳۱ ق.م اسکندر[6] مقدونی بر ایران تاخت و منجر به شکست داریوش سوم (کُدُمان) شد. بدین ترتیب، سراسر ایران به دست سربازان مقدونی-یونانی افتاد. ( فرای، 1386: 236). ایران با دو پدیدۀ نو یکی زبان یونانی و دیگر مهاجرنشین های یونانی روبه رو شد. (همان).تسلط یونان بر پارس کم و بیش موقتی بود. چرا که با به حکومت رسیدن اشکانیان گرایشات یونانی به تدریجکمرنگ تر شد. اشکانیان کم کم بر همۀ فلات ایران تسلط یافتند و سرانجام پایتخت خود، تیسفون را در برابر شهر سلوکیه،پایتخت سلوکیان، تأسیس کردند. (موله، 1386: 21).6-2 پوششبا توجه به پدیده های تازه یی که ایران در دورۀ سلوکیان با ورود عنصر غربی، به خود دید، دورۀ اشکانیان از نظر پوشش، دورۀ متمایزی است. می توان نوع پوشش مردم این عصر را به سه گونۀ متفاوت تقسیم کرد.6-2-1 یونانیانپوشاک یونانیان ساکن در ایران، به همان سبک و سیاقی بود که در کشور خودشان وجود داشت. هر چند پس از مدتی آنها نیز جذب فرهنگ ایرانی شدند و اسکندر جامۀ ارغوانی پادشاهان هخامنشی را پوشید. ( گیرشمن، 1386: 247).6-2-2 ایرانیان متأثر از فرهنگ یونانیتفاوت پوشش یونانیان و ایرانیان دورۀ هخامنشی به وضوح از روی تندیس ها مشخص است. برهنگی که از نظر هخامنشیان، مایۀ نکوهش، و عملی شرم آور محسوبمی شد،در دورۀ اشکانی به صورت جوهر هنر درآمد. (پوربهمن، 1386: 92).بسیاری ازبزرگان ایرانی و ساکنان شهرها برای جلب رضایت حکومت سلوکی شیوۀ زندگی خود را تغییر دادند. برای نمونه می توان تندیس ملکه موزا[7]، همسر رومی فرهاد چهارم، را ملاحظه کرد یا تصویری که در سکه بلاش دوم موجود است. زنان اشراف ایرانی دیگر تمایل چندانی به پوشاندن موها و بدن نشان نمی دهند و در این کار از یونانیان پیروی می کنند. هر چند این شیوه در میان مردان مرسوم نیست و چنانکه خواهیم دید، لباس آنها از لباس مردان هخامنشی نیز پوشیده تر است.6-2-3 ایرانیان متأثر از فرهنگ ایرانیتقلید از فرهنگ غرب در میان اشراف اشکانی رواج یافت؛ اما مردم روستاها و شهرهای کوچک هرگز گرایشی به یونانی شدن و هلنیسم نداشتند و هرگز از نوع زندگی و پوشش یونانی تقلید نکردند. البته در میان اشراف نیز بودند کسانی که به پیروی از شیوۀ هخامنشی ادامه دادند و تغییری در رویۀ زندگی و پوشش خود اعمال نکردند. از جمله می توان به تندیس مرمرین در موزۀ بغداد که متعلق به پیکرۀساناتروک[8]، مشهورترین حاکم اشکانی شهر هترا[9] بود، اشاره کرد. "یک تونیک راسته و بلندکه قد آن تا زانو می رسد و با یک کمربند آراسته شده است." (پوربهمن،1386: ۱۰۸). شلوار مردان پارتی از ویژگی منحصر به فردی برخوردار بود چرا که از سه متر پارچه برای دوخت آن استفاده می شد که توسط کمربندی جمعمی شد." (همان، ۱۹۱). در خصوص لباس زنان اشکانی چند اثر قابل توجه وجود دارد که برخی از مشخصات لباس جنس مونث پارتی را مشخص می کند. مثلاً در موزه ی لوور پاریس نیم تنه یی موجود است که ظرافتی که زنان پارتی در سر کردن چادر به کار می بردند را آشکار می سازد. "چادر زنان اشکانی به رنگ های شاد و ارغوانی و یا سفید بوده است. گوشۀ چادر در زیر یک تختۀ فلزی بیضی منقوش یا دکمه که به وسیلۀ زنجیری به گردن افکنده شده، بند است. این چادر به نحوی روی سر می افتاده که عمامه (نوعی کلاه زنانه) را در قسمت عقب و پهلوها می پوشانیده است."(ضیاءپور، 1347:197).
    چادر بانوان اشکانی
    پیکره یی مرمرین متعلق به شاهزاده، واشفاری[10]، دختر شاه ساناتروک نیز گویای این مطلب است. "شاهزاده خانم پیراهنی آستین دار به تن کرده است که بلندی آن تا قوزک پا می رسد و روی آن یک تونیک بدون آستین که قد آن تقریباً تا ساق پاست. علاوه بر این، پوشش سربا چادری بلند که به کلاه متصل است مشخص شده است." (پوربهمن، 1386: ۱۴۶).
    شاهزاده واشفاری، دختر ساناتروک
    7- ساسانیان6-1 تاریخ اردشیر پسر بابک، از اخلاف ساسان، نگهبان معبد آناهیتای استخر،در سال۲۲۴میلادیبا غلبه براردوان پنجم، آخرین پادشاه اشکانی،تیسفون را فتح کرد و سلسلۀ جدیدی را بنیان نهاد. سلسلۀ ساسانیان تا فتح اعراب بر ایران حکومت کرد.(موله، ۲۷:1386).

    [1] Julius pollux

    [2] Sarapis

    [3] Sarafan

    [4]Ktesias

    [5]Parysatis

    [6] Alexander

    [7] Mousa

    [8] Sanatruq

    [9] Hatra

    [10]Washfari
    حجاب در گذر تاریخ

  7. #6
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض




    6-2 پوششپرداختن به مقولۀ پوشش مردم در این عصر ساده تر ازدوره های گذشته است. چرا که آثار بیشتری برای مطالعه و تحقیق وجود دارد. از کتیبه ها و سنگنگاره های موجودمی توان دریافت که اهمیت به حجاب در دورۀ ساسانی به خصوص در بین زنان اشرافی، بیشتر شده است.تنها تصاویری که می توان از زنان بدون حجاب یافت رقاصه ها و رامشگران هستند. مانند نقش برجستۀ "شکار گراز خسرو دوم در طاق بستان". (کریستن سن، 1385: ۳۳۶). در این دوره نیز همانند دوره های پیشین، داشتن لباس کامل، خاص زنان نیست. در نقش رستم که اهورامزدا مقام شاهنشاهی را به اردشیر اعطاء می کند، لباس شاه کاملاً پوشیده است. گیسوان بلند ومنظم اردشیر حلقه وار بر دوش او ریخته است. وی تونیک (ردا) آستین داری پوشیده که نوارهای پهن چین خوردۀ آن به کلاه متصل است. (همان،۶۳)."روی تونیک شاه ارخالق همیشگی وجود دارد. ارخالق یک کت کوتاه آستین بلند است که هم مردان و هم زنان بر تن می کردند و تنها سینه را می پوشاند."(پوربهمن، 1386: ۱۸۸). همچنین در تاجگذاری خسرو دوم مشاهده می کنیم که جامۀ پادشاه،عبارت است از قبایی آستین دار، که از زانو می گذرد. او شلواری گشاد و چین خورده نیز به تن دارد. زنی که در سمتراست خسرو ایستادهاز روی سبوی دسته داری که در دست گرفته، شناخته می شود. از عهد باستان نقش سبو را نمایندۀ آب -های آسمانی، که منبع فیوض نازل بر زمین و بارورکنندۀ خاک است، قرارداده اند؛ بنابراین آن زن آناهید است که الهۀ آب ها محسوبمی شود.قبای او به سبک یونانی است که البته روی آن بالاپوش ستاره نشان پوشیده است. این شیوۀ عادی زنان ایرانی عهد ساسانی است. (کریستن سن، 1385: ۳۲۹).در طرح بشقابی که شاهزاده یی را در بزم نشان می دهد، دو زن وجود دارند که هر یک دستمالی روی دهان خود به پشت بسته اند، و هر یک شلواری چون شلوار مردان به پا دارند. قبایی پوشیده اند که تا وسط ساق پا می رسد و قبا در جلوی دامن سه چاک و در پشت نیز سه چاک دارد. بر سراسر دور دامن و چاک ها حاشیه بسته اند. (حجازی،1370: ۱۹۷-۱۹۸).البته تصاویری از رامشگران و رقاصان نیز دیده می شود که پوشش کاملی ندارند. اینگونه تصاویر را فقط می توان در بین این افراد مشاهده کرد و هرگز زنی از طبقۀ اشراف دارای چنین پوششی نیست.8- جامه های خاص زرتشتیانسدره یا شپیک یا شبی، پیراهنی سفيد و گشاد بدون یقه با آستین های است که تا به زانو می رسد. چاکی در وسط به جای یقه دارد. در آخر آن چاک، کیسۀ کوچکی دوخته شده به نام کیسۀ ثواب یا کرفه. این کیسه نشانه یی از گنجینۀ اندیشه و گفتار و کردار نیک شمرده می شود. ( رضی، 2/ 898).
    سدره، پوشاک مذهبی زرتشتیان
    بر هر زرتشتی لازم است که پس از هفت سالگی پیراهن سدره بپوشد و کشتی (کمربند خاص زرتشتیان) را ببندد که بند بندگی خداوند است. این امر تا سن پانزده سالگی به طور حتم باید انجام شده باشد. (همان، 898). سن تمییز برای سدره پوشیدن و کشتی بستن پانزده سال تمام است و چون آن نه ماه را که بچه در شکم مادر است نیز محاسبه می شود، این سن به چهارده سال و سه ماه تقلیل می یابد. (همان، 900). وقتی کودک به سن تکلیف می رسید، برای او مراسمی ترتیب می دادند، که به نوجوت یا نوزوت معروف بود. به این مراسم " سدره پوشون" ( پوشیدن لباس مقدس) هم گفته می شد. ( بویس، 1384: 207).
    مراسم نوزوت
    بنابر سخن اوستا، کتاب مقدس زرتشتیان، اگر مرد یا زنی بد روش، پس از پانزده سالگی، بدون کشتی یا سدره به سر برد، پس از چهارم گام رفتن، دیوها بی درنگ او را و پروردگی و توانایی او را تباه می کنند و جهان مادی را از راستی و درستی تهی می کنند؛ چنان که زندیقان و جادوگران، آفریدگان را از راستی و درستی تباه می کنند. ( اوستا، وندیداد، فرگرد 18، بندهای 58 و 59). سدره و کشتی لباس مذهبی زرتشیان به شمار می آمد؛ اما لباس خانه و مراسم غیر مذهبی نیز با پوشاندن بدن همراه بود. پوشاک سنتی زنان زرتشتی عبارت بود از یک شلوار، یک روسری بلند به نام مَکنا[1] که به اندازۀ قد استفاده کننده بود، و نوعی کلاه کوچک گرد که زیر مکنا قرار می گرفت. مکناهای افراد مجرد سبز و قرمز، و مکنای متأهلین قهوه یی و سبز تیره بود. کلمۀ مقنعه یا مخنا از همین واژه گرفته شده است. نتیجه گیریطبیعی است که میان شرایط اقلیمی یک سرزمین با پوشاک ساکنان آن، رابطه یی مستقیم وجود داشته باشد؛ اهالی مناطق گرم و حاره یی تمایلی به پوشاندن بدن نشان ندهند و در عوض، ساکنان سرزمین های سرد، به پوشیدن جامه های بیشتر رو کنند. نوع مشاغل نیز عامل تعیین کننده یی برای انتخاب نوع پوشاک است؛ مشاغلی که نیازمند فعالیت بدنی بیشتر هستند، لباس های سبک تری می طلبند، و صاحبان سایر مشاغل لباس هایی با طراحی های متفاوت دیگر که مناسب با نوع عملکردشان باشد، می پوشند. اما عامل دیگری ورای عوامل فوق وجود دارد که آنها را به طرز چشمگیری تحت الشعاع قرار می دهد. آن عامل فرهنگ است. فرهنگ، معادلات پیشین را بر هم می زند و خواست ذهنی بشر را جایگزین جبر طبیعت می کند. بررسی پوشاک ایرانیان در ادوار مختلف، نشان می دهد که پوشاندن بدن و پرهیز از برهنگی همواره در کانون توجه این قوم بوده است. این پوشش تقریباً در میان زنان و مردان یکسان بوده و تمایز چندانی نداشته است. پوشاندن سر نیز در میان هر دو گروه به یک اندازه حائز اهمیت بوده است. حتی تا اواخر دورۀ قاجار واژۀ توهین آمیز" مُزَلََّف" به مردی اطلاق می شد که موهای خود را نپوشانده و در معرض نمایش گذاشته باشد. پوشاندن صورت در میان زنان ایران باستان معمول نبوده است. آنان تنها با یک روسری یا شال موهای خود را می پوشاندند. پوشش سر، گاهی شامل تمامی موها ، و گاهی شامی بخشی از آن می شده است. در مجموع، شیوۀ دوم شایع تر بوده است. عنصر رنگ نقش شایان ذکری در پوشاک ایرانیان داشته است. آنها عموماً از رنگ های تیره پرهیز می کردند و به استفاده از رنگ های شاد و روشن تمایل نشان می دادند. خصوصاً روسری ها اغلب به رنگ سفید بود. امروزه نیز زنان زرتشتی هنگام ورود به اماکن مقدس مذهبی، روسری سیاه خود را با روسری سفید عوض می کنند. نگارین کردن جامه ها نیز از دلمشغولی های ایرانیان بوده است. هر مادۀ موجود در طبیعت، اعم از سنگ های رنگین ارزان قیمت یا احجار کریمه، وسیله یی بود که آنان برای زینت بخشیدن به لباس خود از آن بهره می گرفتند. می توان گفت اهمیتی که ایرانیان برای پوشاک قائل بودند، محصول دو عامل است: حجاب و هنر. در حقیقت، عامل نخست، محرکی بود برای توجه به عامل دوم.

    [1]makna
    حجاب در گذر تاریخ

  8. #7
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض




    فهرست منابع1
    - بویس، مری. زردشتیان، باورها و آداب دینی آنها. ترجمۀ عسکر بهرامی. تهران: ققنوس. 1381.

    2- پارسا، طیبه. پوشش زن در گسترۀ تاریخ. قم: احسن الحدیث.۱۳۷۷.3

    - پور بهمن،فریدون. ضیاءسیکارودی، هاجر.پوشاک در ایران باستان . تهران: امیر کبیر.

    ۱۳۸۶
    .
    4- تفضلی، احمد.تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام.تهران: سخن.

    ۱۳۷۸
    .
    5- جُرّ، خلیل. فرهنگ عربی- فارسی لاروس. ترجمۀ سید حمید طبیبیان. تهران: امیر کبیر.

    ۱۳۷۷
    .
    6- حجازی، بنفشه. زن به ظن تاریخ. تهران: شهراب.

    ۱۳۷۰
    .
    7- دورانت، ویلیام جیمز.تاریخ تمدن(مشرق زمین گاهوارۀ تمدن). ترجمۀامیر حسین آریان پور.ع، پاشایی. احمد
    آرام
    . ج1. چ7. تهران: علمی و فرهنگی. ۱۳۸۰.

    8- دورانت، ویلیام جیمز. تاریخ تمدن(یونان باستان).امیر حسین آریان پور. فتح ا...مجتبایی، هوشنگ پیر نظر. ج 2. چ 7. تهران: علمی و فرهنگی.

    ۱۳۸۰
    .
    9- ذكاء، يحيي. "جامه‌هاي پارسيان در دورۀ هخامنشيان". هنر و مردم. دورۀ 2-3، ش 15 (دي 42): ص 7-13.10

    - راوندی، مرتضی.تاریخ اجتماعی ایران. تهران: امیر کبیر.۱۳۵۲.
    11

    - رسائل، امیر حسین."در جستجوی لباس از دست رفته". شرق. بیست و پنجم اردیبهشت.

    ۱۳۸۵
    .
    12- رضی، هاشم. کتاب مغان، وندیداد. تهران: بهجت.

    1385.
    ۱3- روشه، گی. تغییرات اجتماعی. ترجمۀ منصور وثوقی.چ9. تهران: انتشارات نی.

    ۱۳۷۸
    .
    14- ضياءپور، جليل. "بررسي مدارك مربوط به پوشاك ايرانيان و رسيدگي به نوشته‌ها و نظرياتشرق شناسان دراين‌باره". هنر و مردم. دورۀ 6، ش 65 (اسفند 46): 11-

    24.
    ۱5- ضیاءپور، جلیل(پوشاک باستانی ایرانیان از کهن ترین زمان تا پایان شاهنشاهی ساسانیان). تهران: انتشارات اداره ی کل موزه ها و فرهنگ عامه وزارت فرهنگ و هنر.

    ۱۳۴۳
    .
    ۱6- ضیاءپور،جلیل.پوشاک زنان ایران از کهن ترین زمان تا آغاز شاهنشاهی پهلوی. تهران: انتشارات وزارت فرهنگ و هنر.

    ۱۳۴۷
    .
    ۱7- فرای، ریچارد نلسون.تاریخ باستانی ایران. ترجمۀ مسعود رجب نیا. چ 3. تهران: انتشارات علمی- فرهنگی.

    ۱۳۸۶
    .
    18- فکوهی، ناصر. تعارض سنت و مدرنیته در عرصۀ توسعۀ اجتماعی در ایران. تهرانک انجمن جامعه شناسی ایران. شمارۀ سوم.

    ۱۳۸۰
    .
    19- قرآن کریم. ترجمۀ الهی قمشه یی. تهران: انتشارات گنجینه.

    1382.
    20- کریستن سن، آرتور امانویل.ایران در زمان ساسانیان. ترجمۀ رشید یاسمی. چاپ پنجم؛ تهران: صدای معاصر. ۱۳۸۵21- گیرشمن، رومن. ایران از آغاز تا اسلام. ترجمۀ محمد معین. چ18. تهران: 1386.22- مطهری، مرتضی.نظام حقوق زن در اسلام. چ 13؛ تهران: انتشارات صدرا. ۱۳۶۸.23- موله، ماریژان. ایران باستان. ترجمۀ ژاله آموزگار. تهران: توس. چ6. 1386.
    http://www.mibosearch.com
    حجاب در گذر تاریخ
    ویرایش توسط خراباتي : 12-08-1390 در ساعت 22:56

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •