سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: مادر آهی کشید و گفت: کاش

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    خرداد 1390
    شماره عضویت
    1399
    نوشته
    1,430
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تشکر
    6,052
    مورد تشکر
    4,855 در 1,202
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    توجه مادر آهی کشید و گفت: کاش






    ای کاش می دانستند


    به گزارش پایگاه دختران ایرانی به نقل از گرداب
    مادر با مهربانی دست کشید روی سر دختر جوانش و گفت: برای جوون، هر چی از لطافت و طراوت و سرزندگیِ این دوران بگی، باز هم به طور کامل ارزش و اهمیت اونو درک نمی‌کنه.
    حیف، هزار حیف که بیشتر انسان ها زمانی به شکوه و ارزش جوانی پی می برند که اونو پشت سر گذاشتن.
    دختر گفت: مامان، ولی من که قدرشو می دونم!
    مادر خندید و گفت: اگه واقعاً قدرشو می دونستی، خوابِ شب هم از سرت می پرید چه برسد به اینکه من صبح ها بیام بالای سرت و با هزار ناز و بهانه و منّت بیدارت کنم. اونم با بت شب بیداری های بیهوده ت و سرگرمی های پای اینترنت، چت و…
    دختر در حالی که دلخور شده بود، تکانی خورد که بلند شود.
    مادر آهی کشید و گفت: کاش جوان ها می دانستند و پیرها می توانستند!

    بار سفر چه بسته ای
    مرگ خبر نمیکند
    آنکه نبسته بار خود
    در این سفر چه میکند؟




    امضاء

  2. تشكرها 2

    نرگس منتظر (25-08-1390), کوثر (01-11-1390)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی