سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 12 , از مجموع 12

موضوع: گوشه ای از کرامات امام حسین علیه السلام

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    عضو حرفه‌ ای
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    753
    نوشته
    2,027
    تشکر
    4,554
    مورد تشکر
    7,554 در 1,896
    وبلاگ
    6
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    goll مجازات سياهي لشگر دشمن



    عبدالله بن رباح قاضي مي‌گويد : شخص كوري را ديدم ، گفتم : چرا كور شده‌اي ؟ گفت : من در جريان كشته‌شدن امام حسين و يارانش در كربلا جزء سپاه عمر سعد بودم ، ولي نه شمشير كشيدم و نه تير و نيزه انداختم ، هنگامي كه امام حسين )ع (كشته‌شد ، من به خانه خود بازگشتم و پس از خواندن نماز عشاء‌، خوابيدم ، در عالم خواب شخصي نزد من آمد و گفت : هم اكنون رسول خدا (ص) شما را خواسته ، نزد او بيا.

    گفتم مرا به رسول خدا (ص) چه كار؟ لباسم را گرفت مرا كشانيد و با خود برد ، تا اين كه ديدم به حضور رسول خدا صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ رسيده‌ام و آن حضرت در صحرايي نشسته و آستين‌هاي دستش را بالا زده و حربه‌اي در دست دارد ، و در كنارش فرشته‌اي ايستاده كه شمشيري از آتش در دست دارد و نه نفر از دوستان مرا كه جزء كشندگان حسين )ع( بودند با آن شمشير ، مورد حمله قرار داد وهمه آنها آتش گرفتند و به هلاكت رسيدند ، من به محضر رسول خدا (ص) نزديك شدم و روي زانو نشستم و عرض كردم سلام بر تو اي رسول خدا آن حضرت جواب مرا نداد ، و پس از سكوت طولاني ، سرش را بلند كرد و به من فرمود اي دشمن خدا ! آيا پرده حرمت مرا دريدي ، و عترت مرا كشتي ، و حقّ مرا رعايت نكردي و چنين و چنان نمودي ؟

    گفتم : اي رسول خدا ! من نه شمشير كشيدم و نه تير و نيزه افكندم . فرمود: راست مي‌گويي تو از شمشير و تير و نيزه استفاده نكردي ، ولي بر سياهي لشگر دشمن افزودي نزديك بيا ، نزديك رفتم ، ناگاه طشتي را پر از خون ديدم ، به من فرمود : اين خون پسرم حسين )ع (است ، از همان خون مانند سرمه به چشم من كشيد ، وقتي كه بيدار شدم ، خودم را كور يافتم و باچشمانم هيچ چيز را نديدم و از آن زمان تاكنون كور هستم .




    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 17-03-1392 در ساعت 00:45
    امضاء




  2. Top | #12

    عنوان کاربر
    عضو حرفه‌ ای
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    753
    نوشته
    2,027
    تشکر
    4,554
    مورد تشکر
    7,554 در 1,896
    وبلاگ
    6
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    moteharak كيفر شديد جسارت كننده به تربت امام حسين (ع)



    عصر خلافت هارون الرّشيد بود ، يكي از بستگان او به نام موسي بن عيسي از درباريان مغرور به شمار مي‌آمد .

    يك روز شخصي از بني هاشم با او صحبت مي‌ كرد ، در ضمن گفتگو گفت : به بيماري سختي مبتلا بودم ، هر چه مداوا كردم نتيجه نگرفتم ، تا اين كه منشي من گفت از تربت امام حسين(ع)اندكي بخور تا شفا يابي من چنين كردم و شفا يافتم .

    موسي با شنيدن اين سخن ناراحت شد و به او گفت : آيا از آن تربت چيزي داري ، او گفت : آري ، موسي گفت : اندكي به من بده ، او مقداري تربت به او داد ، موسي از روي عداوتي كه با خاندان علي( ع)داشت ، آن تربت را گرفت به مقعد خود ماليد .

    و اين گونه جسارت كرد . همان دم اندرونش سوخت و فريادش بلند شد. به بستگانش گفت : تشتي بياوريد ، آنها تشت حاضر كردند ، اسهال سخت گرفت و روده‌هايش در ميان تشت ريخت ، و از حال رفت و بستري شد وبي‌ درنگ شاپور خادم‌ هارون الرشيد به سراغ يوحنا نصراني ، طبيب معروف آن عصر رفت و او را براي معالجه موسي آورد ، يوحنا وقتي كه حال وخيم موسي را ديد پرسيد:

    چرا او چنين شده‌است ؟ ماجرا را براي او تعريف كردند ، و گفتند : موسي بن عيسي بانديمان خود بزم پر نشاطي داشتند ومي‌خوردند و مي‌خنديدند ، ناگهان حال او تغيير كرد و به اين روزگار افتاد كه مي‌بيني. در اين هنگام شاپور از يوحنا پرسيد : (( آيا براي درمان موسي راه چاره‌اي هست ؟!

    يوحنّا گفت : جز حضرت عيسي( ع) كه مرده را زنده مي‌كرد ، كسي نمي‌تواند موسي را درمان كند . شاپور گفت : راست مي‌گويي ، اكنون در همين جا باش و به معالجات خود ادامه بده تاببينم حالش به كجا منتهي مي‌شود . يوحنّا در بالين موسي به پرستاري و درمان پرداخت ، ولي لحظه به لحظه حال او وخيم‌تر مي‌شد ، تا اين كه با كمال ذلّت جان سپرد .




    ویرایش توسط مدير محتوايي : 11-03-1392 در ساعت 15:23
    امضاء




صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی