سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 45 , از مجموع 45

موضوع: (●*۩*●) با كاروان نيزه شبي را سحر كنيد .. باران شويد و با همه تن گريه سر كنيد (●*۩*●)

  1. Top | #41

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    یک کاروان دل به سویت
    تو رهروی سوی فردا
    دارد می آید محرم
    ماه پر از یاد مولا

    دارد می آید محرم
    ماه مساجد، تکایا
    ماه غم و اشک و ماتم
    بر غربت ابن زهرا

    دارد می آید محرم
    ماه همیشه سیه پوش
    ماهی که هر انقلابی
    از یاد آن گشته پرجوش

    دارد می آید محرم
    ماه وفا قدر عباس
    ماه شکوه و حماسه
    و قله ی عقل و احساس

    دارد می آید محرم
    ماه حسین و علمدار
    هیهات از هرچه ذلت
    از زندگانی چو مردار

    هیهات از هرچه بیعت
    با هر یزید زمانه
    از مسلک اهل کوفه
    از اشک بی پشتوانه

    دارد می آید محرم
    و کربلا کل دنیاست
    شمر و اباالفضل و هانی
    نقش من و تو همین هاست

    باید که خود را بیابیم
    ما در کدامین سپاهیم؟
    یا در عمل اهل حقیم
    یا آنکه اهل تباهیم



    امضاء
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟


  2. Top | #42

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    ای حسین فاطمه این کینه هامان را ببین
    قلب مجروح درون سینه هامان را ببین

    یازده خورشید را کشتند و داغ تو فزون
    تکه تکه زین ستم آیینه هامان را ببین


    گرچه شد خورشید ما در پرده ی غیبت ولی
    می رسد نورش ز ماه حضرت سید علی*

    باز هم هر روز عاشورا و هر جا کربلا**
    باز هم فتنه، اگرچه هست حجت ها جلی



    ترس ما کشته شدن یا غارت این خانه نیست
    بلکه دنیایی شدن با مسلک کوفی گری ست

    گر که بگذاریم امام خویش را تنها به تشویق هوا
    فرق ما با آن جنایت پیشگان سفله چیست؟***



    ای حسین فاطمه داغت درون قلب ماست
    نهضتت رسواگر روی تمام فتنه هاست

    شمر را در هر زمان نومید از قتلی کنیم****
    که پی خورشید و مه دشنه به دست و بی حیاست





    امضاء
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟


  3. Top | #43

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    تاریخ عضویت
    امرداد 1391
    شماره عضویت
    3467
    نوشته
    13,145
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    تشکر
    27,295
    مورد تشکر
    57,784 در 13,226
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض






    ترسم جزاي قاتل او چون رقم زنند
    يک باره بر جريده ي رحمت قلم زنند

    ترسم کزين گناه شفيعان روز حشر
    دارند شرم کز گنه خلق دم زنند

    دست عتاب حق به در آيد ز آستين
    چون اهل بيت دست در اهل ستم زنند

    آه از دمي که با کفن خونچکان ز خاک
    آل علي چو شعله ي آتش علم زنند

    فرياد از آن زمان که جوانان اهل بيت
    گلگون کفن به عرصه ي محشر قدم زنند

    جمعي که زد بهم صفشان شور کربلا
    در حشر صف زنان صف محشر بهم زنند

    از صاحب حرم چه توقع کنند باز
    آن ناکسان که تيغ به صيد حرم زنند

    پس بر سنان کنند سري را که جبرئيل
    شويد غبار گيسويش از آب سلسبيل






  4. Top | #44

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,661
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,607
    مورد تشکر
    177,677 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    زهره ی منظومه ی زهرا حسین
    كشته ی افتاده به صحرا حسین
    دست صبا زلف تو را شانه كرد
    بر سر نی خنده ی مستانه كرد
    چیست لب خشك و ترك خورده ات ؟
    چشمه ای از زخم نمك خورده ات
    روشنی خلوت شب های من
    بوسه بزن بر تب لب های من
    تا ز غم غربت تو تب كنم
    یاد پریشانی زینب كنم
    آه! از آن لحظه كه بر سینه ات
    بوسه نشاندند لب تیرها
    آه! از آن لحظه كه بر پیكرت
    زخم كشیدند به شمشیرها
    آه! از آن لحظه كه اصغر شكفت
    در هدف چشم كمانگیرها
    آه! از آن لحظه كه سجاد شد
    هم نفس ناله ی زنجیرها
    قوم به حج رفته به حج رفته اند
    بی تو در این بادیه كج رفته اند
    كعبه تویی كعبه به جز سنگ نیست
    آیینه ای مثل تو بی رنگ نیست
    آینه ی رهگذر صوفیان
    سنگ نصیب گذر كوفیان
    كوفه دم از مهر و وفا می زدند
    شام تو را سنگ جفا می زدند
    كوفه اگر آینه ات را شكست
    شام از این واقعه طرفی نبست
    كوفه اگر تیغ و تبر زین شود
    شام اگر یكسره آذین شود
    مرگ اگر اسب مرا زین كند
    خون مرا تیغ تو تضمین كند
    آتش پرهیز نَبُرّد مرا
    تیغ اجل نیز نَبُرّد مرا
    بی سر و سامان توام یا حسین
    دست به دامان توام یا حسین
    جان علی سلسله بندم مكن
    گردم و از خاك بلندم مكن
    عاقبت این عشق هلاكم كند
    در گذر كوی تو خاكم كند
    ساقی لب تشنه لبی باز كن
    سفره ی نان و رطبی باز كن
    شمه ای از زخم دلت بازگو
    نكته ای از نقطه ی آغاز گو
    قوم به حج رفته چو باز آمدند
    بر سر نعشت به نماز آمدند
    قوم به حج رفته تو را كشته اند
    پنجه به خوناب تو آغشته اند
    سامریان شعبده بازی كنند
    نفی رسولان حجازی كنند

    زنده یاد حاج محمدرضا آقاسی



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  5. Top | #45

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    4619
    نوشته
    1,034
    تشکر
    9,790
    مورد تشکر
    4,466 در 1,058
    دریافت
    4
    آپلود
    0

    پیش فرض




    یک اربعین گذشته و زینب رسیده است


    بالای تربتی که خودش آرمیده است

    یا ایها الغریب سلام ای برادرم

    ای یوسفی که گرگ پیرهنت را دریده است

    ازشهر شامِ کینه، رسیده مسافرت

    پس حق بده که چنین داغدیده است

    احساس میکنم که مادرم اینجا نشسته است

    در کربلا نسیم مدینه وزیده است

    بر نیزه بودی و به سرم بود سایه ات

    با این حساب کسی زینبت را ندیده است

    این گل بنفشه های تن و چهره ی کبود

    دارد گواه ، زینبتان داغدیده است

    توطعم خیزران و سنگ ها و خواهرت

    طعم فراق و غربت و غم را چشیده است

    آبی به کف گرفته و رو سوی علقمه

    با آه می رود سکینه و خجلت کشیده است

    این دختر شماست که خواستند کنیزیش ....

    لکنت گرفته است و صدایش بریده است

    نیزه نشین شد حضرت سقا و اهلبیت

    زخم زبان زهر کس و ناکس شنیده است

    ***

    گفتی رقیه ... گفت نمی آیم عمه جان!

    در شام ماند و شهر جدید آفریده است

    ------------------------------------
    یاسر مسافر
    امضاء
    « بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم »
    « لا حَولَ وَ لا قُوَّﺓَ اِلاّ بِاللّهِ العَلیِّ العَظیم »
    « اللّهمَّ لَکَ الحمدُ و اِلَیک المُشتَکَی و اَنتَ المُستَعانُ »
    « یا زَکّیُ الطّاهِرُ مِن کلِّ آﻓَﺔٍ بقُدسِهِ »
    «یا لطیفُ إرحَم علی عَبدَکَ الضّعیفَ»
    « یا دائمُ یا قائمُ »




صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی