(●*۩*●) با كاروان نيزه شبي را سحر كنيد .. باران شويد و با همه تن گريه سر كنيد (●*۩*●) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
(●*۩*●) با كاروان نيزه شبي را سحر كنيد .. باران شويد و با همه تن گريه سر كنيد (●*۩*●)
صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 45
  1. #1
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض (●*۩*●) با كاروان نيزه شبي را سحر كنيد .. باران شويد و با همه تن گريه سر كنيد (●*۩*●)






    با کاروان نیزه

    بند اول

    می‌آیم از رهی که خطرها در او گم است
    از هفت منزلی که سفرها در او گم است

    از لابه‌لای آتش و خون جمع کرده‌ام
    اوراق مقتلی که خبرها در او گم است

    دردی کشیده‌ام که دلم داغدار اوست
    داغی چشیده‌ام که جگرها در او گم است

    با تشنگان چشمه‌ی احلی‌من‌العسل
    نوشم ز شربتی که شکرها در او گم است

    این سرخی غروب که همرنگ آتش است
    توفان کربلاست که سرها در او گم است

    یاقوت و دُر صیرفیان را رها کنید
    اشک است جوهری که گهرها در او گم است

    هفتاد و دو ستاره غریبانه سوختند
    این است آن شبی که سحرها در او گم است

    باران نیزه بود و سر شهسوارها
    جز تشنگی نکرد علاج خمارها





    (●*۩*●) با كاروان نيزه شبي را سحر كنيد .. باران شويد و با همه تن گريه سر كنيد (●*۩*●)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  2.  

  3. #2
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    بند دوم
    جوشید خونم از دل و شد دیده باز، تر
    نشنید کس مصیبت از این جانگدازتر

    صبحی دمید از شب عاصی سیاه‌تر
    وز پی، شبی ز روز قیامت درازتر

    بر نیزه‌ها تلاوت خورشید، دیدنی‌ست
    قرآن کسی شنیده از این دلنوازتر؟

    قرآن منم چه غم که شود نیزه، رحل من
    امشب مرا در اوج ببین سر فرازتر

    عشق توام کشاند بدین‌جا، نه کوفیان
    من بی‌نیازم از همه، تو بی‌نیازتر!

    قنداق اصغر است مرا تیر آخرین
    در عاشقی نبوده ز من پاکبازتر

    با کاروان نیزه شبی را سحر کنید
    باران شوید و با همه تن گریه سر کنید






    (●*۩*●) با كاروان نيزه شبي را سحر كنيد .. باران شويد و با همه تن گريه سر كنيد (●*۩*●)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  4. #3
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض






    بند سوم
    فرصت دهید گریه کند بی‌صدا، فرات
    با تشنگان بگوید از آن ماجرا، فرات

    گیرم فرات بگذرد از خاک کربلا
    باور مکن که بگذرد از کربلا، فرات

    با چشم اهل راز نگاهی اگر کنید
    در بر گرفته مویه‌کنان مشک را فرات

    چشم فرات در ره او اشک بود و اشک
    زان گونه اشک‌ها که مرا هست با فرات

    حالی به داغ تازه‌ی خود گریه می‌کنی
    تا می‌رسی به مرقد عباس، یا فرات!

    از بس که تیر بود و سنان بود و نیزه بود
    هفتاد حجله بسته شد از خیمه تا فرات

    از طفل آب، خجلت بسیار می‌کشم
    آن یوسفم که ناز خریدار می‌کشم



    (●*۩*●) با كاروان نيزه شبي را سحر كنيد .. باران شويد و با همه تن گريه سر كنيد (●*۩*●)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  5. #4
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض






    بند چهارم

    بعد از شما به سایه‌ی ما تیر می زدند
    زخم زبان به بغض گلوگیر می‌زدند

    پیشانی تمامی‌شان داغ سجده داشت
    آنان که خیمه‌گاه مرا تیر می‌زدند

    این مردمان غریبه نبودند، ای پدر
    دیروز در رکاب تو شمشیر می‌زدند

    غوغای فتنه بود که با تیغ آبدار
    آتش به جان کودک بی‌شیر می‌زدند

    ماندند در بطالت اعمال حجشان
    محرم نگشته تیغ به تقصیر می‌زدند

    در پنج نوبتی که هبا شد نمازشان
    بر عشق، چار مرتبه تکبیر می‌زدند

    هم روز و شب به گرد تو بودند سینه‌زن
    هم ماه و سال، بعد تو زنجیر می‌زدند

    از حلق‌های تشنه، صدای اذان رسید
    در آن غروب، تا که سرت بر سنان رسید






    (●*۩*●) با كاروان نيزه شبي را سحر كنيد .. باران شويد و با همه تن گريه سر كنيد (●*۩*●)
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 09-09-1390 در ساعت 19:08
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  6. #5
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض








    بند پنجم

    کو خیزران که قافیه‌اش با دهان کنند؟
    آن شاعران که وصف گل ارغوان کنند

    از من به کاتبان کتاب خدا بگو
    تا مشق گریه را به نی خیزران کنند

    بگذار بی‌شمار بمیرم به پای یار
    در هر قدم دوباره مرا نیمه جان کنند

    پیداست منظری که در آن روز انتقام
    سرهای شمر و حرمله را بر سنان کنند

    یارب! سپاه نیزه، همه دستشان تهی‌ست
    بی‌توشه‌اند و همرهی کاروان کنند

    با مهر من، غریب نمانند روز مرگ
    آنان که خاک مهر مرا حرز جان کنند

    با پای سر، تمامی شب، راه آمدم
    تنهایی‌ام نبود، که با ماه آمدم




    (●*۩*●) با كاروان نيزه شبي را سحر كنيد .. باران شويد و با همه تن گريه سر كنيد (●*۩*●)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  7. #6
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض










    بند ششم

    ای زلف خون فشان توام لیلة‌البرات
    وقت نماز شب شده، حی علی‌الصلات

    از منظر بلند، ببین صف کشیده‌اند
    پشت سرت تمامی ذرات کائنات

    خود، جاری وضوست، ولی در نماز عشق
    از مشک‌های تشنه وضو می‌کند، فرات

    طوفان خون وزیده، سر کیست در تنور؟
    خاک تو نوح حادثه را می‌دهد نجات!

    بین دو نهر، خضر شهادت به جستجوست
    تا آب نوشد از لبت، ای چشمه‌ی حیات!

    ما را حیات لم‌یزلی، جز رخ تو نیست
    ما بی تو چشم بسته و ماتیم و در ممات

    عشقت نشاند، باز به دریای خون مرا
    وقت است تیغت آورد از خود برون مرا


    (●*۩*●) با كاروان نيزه شبي را سحر كنيد .. باران شويد و با همه تن گريه سر كنيد (●*۩*●)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  8. #7
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض






    بند هفتم

    از دست رفته دین شما، دین بیاورید!
    خیزید، مرهم از پی تسکین بیاورید!

    دست خداست، این که شکستید بیعتش
    دستی خدای‌گونه‌تر از این بیاورید!

    وقت غروب آمده، سرهای تشنه را
    از نیزه‌های برشده پایین بیاورید!

    امشب برای خاطر طفل سه ساله‌ام
    یک سینه‌ریز، خوشه‌ی پروین بیاورید!

    گودال، تیغ کُند، سنان‌های بی‌شمار
    یک ریگ‌زار، سفره‌ی چرمین بیاورید!

    سرها ورق ورق، همه قرآن سرمدی‌ست!
    فالی زنید و سوره‌ی یاسین بیاورید!

    خاتم سوی مدینه بگو بی‌نگین برند!
    دست بریده، جانب ام‌البنین برند!




    (●*۩*●) با كاروان نيزه شبي را سحر كنيد .. باران شويد و با همه تن گريه سر كنيد (●*۩*●)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  9. #8
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض






    بند هشتم

    خون می‌رود هنوز ز چشم تر شما
    خرمن زده است ماه، به گرد سر شما

    آن زخم‌های شعله‌فشان، هفت اخترند
    یا زخم‌های نعش علی اكبر شما؟

    آن كهكشان شعله‌ور راه شیری است
    یا روشنانِ خون علی‌اصغر شما؟

    دیوان كوفه از پی تاراج آمدند
    گم شد نگین آبی انگشتر شما

    از مكه و مدینه، نشان داشت كربلا
    گل داد "نور" و "واقعه" در حنجر شما

    با زخم خویش، بوسه به محراب می‌زدید
    زان پیش‌تر كه نیزه شود منبر شما


    (●*۩*●) با كاروان نيزه شبي را سحر كنيد .. باران شويد و با همه تن گريه سر كنيد (●*۩*●)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  10. #9
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    بند نهم

    در مشک تشنه، جرعه‌ی آبی هنوز هست
    اما به خیمه‌ها برسد با کدام دست؟

    برخاست با تلاوت خون، بانگ یا اخا
    وقتی کنار درک تو، کوه از کمر شکست

    تیری زدند و ساقی مستان ز دست رفت
    سنگی زدند و کوزه‌ی لب تشنگان شکست!

    شد شعله‌های العطش تشنگان، بلند
    باران تیر آمد و بر چشم‌ها نشست

    تا گوش دل شنید، صدای الست دوست
    سر شد »بلی«ی تشنه‌لبان می الست

    ناگاه بانگ ساقی اول بلند شد
    پیمانه پر کنید، هلا عاشقان مست!

    باران می گرفت و سبو ها که پر شدند
    در موج تشنگی، چه صدف ها که دُر شدند



    (●*۩*●) با كاروان نيزه شبي را سحر كنيد .. باران شويد و با همه تن گريه سر كنيد (●*۩*●)
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  11. #10
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض






    بند دهم

    باران می گرفته، به ساغر چه حاجت است؟
    دیگر به آب زمزم و کوثر چه حاجت است؟

    آوازه‌ی شفاعت ما، رستخیز شد
    در ما قیامتی‌ست، به محشر چه حاجت است؟

    کی اعتنا به نیزه و شمشیر می کنیم؟
    ما کشته‌ی توایم، به خنجر چه حاجت است؟

    بی سر دوباره می‌گذریم از پل صراط
    تا ما بر آن سریم، به این سر چه حاجت است؟

    بسیار آمدند و فراوان، نیامدند
    من لشکرم خداست، به لشکر چه حاجت است؟

    بنشین به پای منبر من، نوحه خوان! بخوان!
    تا نیزه‌ها به پاست، به منبر چه حاجت است؟

    در خلوت نماز، چو تحت الحَنَک کنم
    راز غدیر گویم و شرح فدک کنم




    (●*۩*●) با كاروان نيزه شبي را سحر كنيد .. باران شويد و با همه تن گريه سر كنيد (●*۩*●)
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 15-09-1390 در ساعت 20:47
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •