هفتاد و دو لاله بخون طپیده *آشنایی با شهدای قیام عاشورا سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
هفتاد و دو لاله بخون طپیده *آشنایی با شهدای قیام عاشورا
صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 54
  1. #11
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    عبدالله بن الحسن بن ابی طالب


    او را آخرین شهید بنی هاشم پیش از شهادت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) باید دانست. مادرش را ام ولد(کنیز) به نام نفیله یا حبیبه و برخی دختر سلیل یا سلیل بن عبدالله بجلی به نام رمله دانسته اند.

    عبدالله باید آخرین فرزند امام مجتبی(ع) باشد. این کودک 11 ساله فداکار و پاکباز با شنیدن استغاثه عمو از خیمه بیرون آمد.

    امام به زینب(س) فرمود: "مگذار بیاید" ولی او حلقه دستهای عمه را به التماس گسست و ود را به عمو رساند. بحر بن کعب یا حرمله بن کامل قصد جان امام کردند. عبدالله با دستش دفاع کرد و گفت: "ای ناپاک زاده می خواهی عمویم را بکشی"؟ دست عبدالله با فرود آمدن شمشیر قطع شد و امام او را در آغوش فشرد.

    عبدالله پی در پی می گفت: "یا عماه،یا عماه". امام فرمود: "یابن اخی اصبر علی ما نزل بک فان الله یلحقک علی آبائک الطاهرین الصالحین برسول الله و علی و حمزه و جعفر و الحسن : فرزند برادر شکیبا باش بر این رویداد که خدا تو را با پدران پاک و صالحت و به پیامبر و علی و جعفر و حمزه و حسن ملحق خواهد کرد".

    پس از این حرمله تیری انداخت و عبدالله در آغوش عمو شهید شد. امام نفرین کرد و گفت: "اللهم امسک عنهم قطرالسما و امنعهم برکات الارض فان متعتهم الی حین ففرقهم فرقا و اجعلهم طرائق قددا و لا ترض عنهم الولاه ابدا فانهم دعونا لینصرونا فعدوا علینا فقتلونا


    خدایا رحمت خویش را از آنان دریغ دار و از برکات زمین محرومشان گردان. اگر فرصت زندگیشان بخشیدی به بلای چندگانگی و تفرقه و پراکندگی گرفتارشان ساز و کین و نفرت فرمانروایان بر آنان انداز و شعله ستیز و دشمنی میان آنان و حاکمانشان را هماره روشن گردان که وعده و پیمان یاری مان دادند و سپس رویاروی مان ایستادند و به جنگ با ما پرداختند".

    در زیارت ناحیه و رجبیه نام او ذکرشده است:

    "السلام علی عبدالله الحسن بن علی الزکی و لعن الله قاتله و رامیه حرمله بن کامل الاسدی".






    هفتاد و دو لاله بخون طپیده *آشنایی با شهدای قیام عاشورا
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 2

    ال یاسین (15-09-1390), خادم کریمه اهل بیت (17-09-1390)

  3. #12
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    شهیدان نبرد نخست

    عبد الرحمن بن عبد رب انصاري خَزرَجي

    70 سال حادثه ورخداد تلخ و شيرين از من مردي آزمون ديده با كوله باري از تجربه ساخته است. همراهي با پيامبر افتخار بزرگي زندگي من است اما هيچ خاطره اي شكوهمندتر و شيرين تر از غدير در حافظه ندارم. در سال 10 هجري همراه كاروان حجاج بيت الله الحرام

    باز مي گشتم. در اين سفر با چشمهاي خويش ديدم كه پيامبر اكرم(ص) در غدير خم در ميان مگاه همه حاضران دست علي(ع) را بلند كرد وفرمود: "من كنت مولاه فهذا علي مولاه"

    در رحبه وقتي اميرالمومنين علي(ع) از مردم خواست تا هركس درغدير،خودش،حديث غدير را از پيامبر شنيده است،برخيزد و شهادت دهد،اين من بودم كه به اذن مولا راوي حديث غدير شدم. من بخشي از تاريخ اسلامم.در جاي جاي اين تاريخ جز حضورعلي(ع) و جانفشاني هاي او و اهل بيتش چيزي نديدم.و شگفتا فراموشي اين حقيقت چه دره هاي عميق وهولناكي را پس از غديررقم زد.

    خبر حركت اباعبدالله(ع) را ازمدينه به مكه را دركوفه شنيدم. پرشور وپرشتاب به سوي قبائل كوفه رفتم و مردم را به همراهي فرزند پيامبر خواندم. اما تجربه ساليان دراز همنشيني با كوفيان نگرانم كرد. عزم سفر كردم. در مكه به حضوراباعبدالله(ع) رسيدم. بوي پيامبر مي آمد و عطر خوش علي(ع) همه جارا پر كرده بود. من چه خوشبخت بودم كه در كنارحرم خدا،فرزند پيامبرخدا را زيارت مي كردم.

    روزهاي مكه پرشتاب و پرحادثه گذشت و روز 8ذي الحجه همراه قافله سالارعشق راهي كربلا شدم.

    شب عاشورا اما شب ديگري بود.درشب مناجات و دعا،شب تلاوت قرآن،شب استغاثه و اشك،بريربن خضيرهمداني،معلم پارساي كوفه وقاري قرآن مي خنديد و مطايبه مي كرد. به او گفتم چه جاي شوخي است و او پاسخ داد: "چگونه شاد نباشم كه ميان ما ودوست تنها شمشيري فاصله است". صبح عاشورا نمازرا با امام اقامه كرديم. سپاه دشمن نزديكترمي شد وتيرباران را آغاز كرد.

    چه خوش سرانجامي خواهدبود اگرتوازپيشگامان شهادت باشي.

    رجزمي خواندم: "من از انصارپيامبرم،از حريم علي دفاع مي كنم وبا پيمان شكنان مي جنگم. جان من سپرجان فرزند غدير است".

    باران تير بود كه مي باريد. بهشت آغوش گشوده بود و دستي كه روزي درغديربر دستان پيامبرفرا آمد،پيشاني به خون گرفته ام را نوازش مي كرد.




    هفتاد و دو لاله بخون طپیده *آشنایی با شهدای قیام عاشورا
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. تشكرها 3

    نرگس منتظر (16-09-1390), بيرق ظهور (21-09-1390), خادم کریمه اهل بیت (17-09-1390)

  5. #13
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    موسی بن عقیل بن ابی طالب

    پدرش عقیل برادر امیرمومنان علی(ع) است و مادرش را ام البنین دختر ابوبکر بن کلاب و برخی کنیز دانسته اند.

    موسی از یاوران آغاز نهضت حسینی است و از مدینه تا مکه و از مکه تا کربلا همسفر کاروان حضرت اباعبدالله(ع) بوده است. خوش قامتی،رشادت و شجاعت،زهد و عبادت، بصیرت در دین،شیفتگی در ارادت به ساحت اباعبدالله(ع) و دشمن ستیزی از ویژگیها و فضائل موسی بوده است.

    روز عاشورا به اذن امام به میدان تاخت و این رجز را خواندن گرفت: "ای انبوه پیران و جوانان،با شمشیر و سنان مرگبارانتان می کنم و سینه ها و سرهایتان را فرومی کوبم. از زنان و جوانان حرم و از امام جن و انس پاسداری می کنم و با این کار،آفریدگار رحمان و خدای پاک و مقتدر و دادگر و حسابگر را خشنود خواهم کرد".

    30 تن از دم شمشیر او گذشتند اما باران سنگ و تیر و نیزه از هر سو می بارید. نیزه عمرو بن صبیح صیداوی از کمینگاه بر پهلویش نشست و از اسب بر زمین افتاد و در سن تقریبا 32 سالگی به شهادت رسید.






    هفتاد و دو لاله بخون طپیده *آشنایی با شهدای قیام عاشورا
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. تشكرها 3

    نرگس منتظر (16-09-1390), بيرق ظهور (21-09-1390), خادم کریمه اهل بیت (17-09-1390)

  7. #14
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    عبدالله بن مسلم بن عقیل


    عبدالله فرزند رشید پیشاهنگ شهدای کربلا حضرت مسلم بن عقیل است. مادرش رقیه دختر امیرمومنان علی(ع) است.
    در کربلا 14 ساله بود و از همان آغاز نهضت حسین(ع) از مدینه به مکه و از مکه تا کربلا،همسفر کاروان حضرت اباعبدالله(ع) بود. خوش صورت و خوش سیرت،قاری قرآن،بصیر در دین،شجاع و جان نثار و فداکار و عارف به راه و منش حسین(ع) بود.

    برخی او را نخستین شهید کربلا دانسته اند. او علی رغم دریافت خبر شهادت پدر و اذن امام برای بازگشت،استوار و نستوه به کربلا آمد. روز عاشورا اذن میدان طلبید. امام فرمود: "از شهادت پدرت چندان نگذشته است. دست مادرت را بگیر و از صحنه نبرد بیرون ببر".

    عبدالله گفت: "پدر و مادرم به فدایت،من آن کسی نیستم که زندگی پست دنیا را بر حیات جاودانی ترجیح دهم. تقاضای من آن است که این جان بی مایه را برای قربانی بپذیری". عبدالله به میدان شتافت و این رجز را آغاز کرد:

    "امروز پدرم مسلم و جوانمردان پاکباز دین پیامبر را دیدار و ملاقات می کنم. آنان به دروغ بی فروغ عادت نداشتند و جز راستی و درستی نشناختند. آنان نیکان بزرگزاده ای از خاندان بزرگ بنی هاشم بودند".

    عبدالله سه بار جنگید و 98 نفر را از پای درآورد. دمی درنگ کرد و تیر عمرو بن صبیح صیداوی فضا را شکافت. عبدالله دست خود را برپیشانی برد تا عرق را بزداید که تیر دست او را به پیشانی دوخت. در تکاپوی جداکردن بود که تیری دیگر آمد و بر قلبش نشست. در این هنگام زید بن ورقا جهنی یا اسید بن مالک نیزه ای بر سینه اش نشاند. تیرانداز نزدیک شد. عبدالله تیر را از قلبش بیرون کشید اما بیرون کشیدن تیر از پیشانی نافرجام ماند. پس از شهادت او،مادرش رقیه به پاس شهادت فرزندش،سجده شکر به جا آورد.

    در زیارت رجبیه و ناحیه مقدسه به وی سلام داده شده است.




    هفتاد و دو لاله بخون طپیده *آشنایی با شهدای قیام عاشورا
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 16-09-1390 در ساعت 18:32
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. تشكرها 2


  9. #15
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض




    داغ هفتاد و دو لاله

    زينـب شوريده حالم روزگار بشكسته بالم

    غـرق انـدوه و ملالم روزگار بشكسته بالم

    ******

    بارالها درد و محنت كِي رهايم مي كنـد
    يارب از انبوه ماتـم كي جدايم مي كنـد

    سينه ام مأواي غم ها شـد ولي اين روزگار
    هر دمي با غصه اي نو آشنايم مي كنـد

    از غـم يـاران هـلالم روزگار بشكسته بالم

    زينـب شوريده حالم روزگار بشكسته بالم

    ******

    آسمان هم تاب ديدار سري بر ني نداشـت
    همنوا با ناله ي نِي خط ماتم مي نگاشت

    بارش باران غم از آسمان پيوسته شـد
    دست تقدير راه اندوه پيش پايم ميگذاشت

    تا به كي بـايـد بنـالم روزگار بشكسته بالم

    زينـب شوريده حالم روزگار بشكسته بالم

    ******

    سوز هجران عزيزانم دلم غمخانـه كرد
    كلبه ي عشقـم خراب و ساكن ويرانـه كرد

    بر وجـودم سايه افكنده غمي بي انتهـا
    مُردم ازاين غم كه در عمق درونم لانه كرد

    غرق انـدوه و مـلالـم روزگار بشكسته بالم

    زينـب شوريده حالم روزگار بشكسته بالم

    ******

    ناله هاي جانگداز تشنگـان بشنيـده ام
    ميوه ي اندوه ز بستان يتيمان چيـده ام

    روز و شبها ديدگانم درغم ياران نخفت
    كس نمي گويد جوابي بر سئوال ديده ام

    بي جوابست اين سئوالمروزگار بشكسته بالم

    زينـب شوريده حالم روزگار بشكسته بالم

    ******

    داغ هفتـاد و دو لاله مي گـدازد پيكـرم
    مي كشد طوفان اندوه دست ماتم بر سرم

    خون ز چشمان ترم ريزد چو باران بهار
    مي زنـد در دل شـراره آن وداع آخـرم

    از غـم يـاران هـلالم روزگار بشكسته بالم

    زينـب شوريده حالم روزگار بشكسته بالم

    ******

    دارم از يـاد عزيزان ديدگـان پُر نمـي
    حال وروزي شد نصيبم بي كسي بي همدمي

    سوي غربت مي سپارم ره به شوق كوي دوست
    كي توان دارد نهد بر سـوزش دل مرهـمي

    كنـج ويران بين جلالم روزگار بشكسته بالم

    زينـب شوريده حالم روزگار بشكسته بالم

    ******

    لاله هاي سرخ من در دشت خون افتاده اند
    سر به روي نيزه تن بر خاك غم بنهاده اند

    ديگر از عشق و اميدو سروري از من مپرس
    روزگاران واژه ي غم در دلم جا داده اند

    صـاحـب فـرّ و كمـالم روزگار بشكسته بالم

    زينـب شوريده حالم روزگار بشكسته بالم

    ******

    رود ماتم مي زند از سينه ی دلخسته جوش
    تا كجا بايد نمايم جرعه زين غمخانه نوش

    شيره ي جانم سرشته با سرشك غصه هاسـت
    ياد ياران سفر كرده شـده كوهي به دوش

    كنـج ويران بين جلالم روزگار بشكسته بالم

    زينـب شوريده حالم روزگار بشكسته بالم
    منبع

    هفتاد و دو لاله بخون طپیده *آشنایی با شهدای قیام عاشورا

  10. تشكرها 2


  11. #16
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    عَون بن جعفر طیّار

    کنیه اش ابوالقاسم،مادرش اسما بنت عمیس و پدرش جعفربن ابی طالب است. او در سال 4 یا 5 هجری در حبشه متولد شده بود.

    عون همراه با همسرش ام کلثوم کبری(زینب صغری) دختر امیرمومنان علی(ع) از مدینه به مکه و از مکه تا کربلا همراه اباعبدالله(ع) بوده است.

    پیامبر(ص) درباره او فرموده بود: "چهره و اخلاقش شبیه من است". پس از شهادت پدرش،پیامبر او و برادرانش عبدالله و محمد را در آغوش کشید و نوازش کرد و دستور داد تا آرایشگر سر آنها را بتراشد. عون بخشنده،بصیر در دین،پرورده دامان علی(ع)،قهرمان جمل و صفین و نهروان،شیفته اباعبدالله(ع) و شبیه پیامبر(ص) در خَلق و خُلق بود.

    روز عاشورا پس از علی اکبر(ع) و به قول دقیقتر پس از عبدالله بن مسلم به میدان رفت و پس از کُشتن 48 نفر سواره و پیاده،زید بن ورقا جهنی و عروه بن عبدالله خثعمی اسبش را پی کردند. او در میدان این رجز را خواند: "اگر مرا نمی شناسید من فرزند جعفر طیارم،شهید صادقی که در بهشت با بالهای سبز پرواز می کند و همین شرافت در محشر ما را کافی است.

    عون در هنگام شهادت 57 ساله یعنی اباعبدالله الحسین(ع) بود. برخی وجود او را در کربلا انکار کرده و گفته اند با عون بن عبدالله بن جعفر اشتباه شده است. عین رجز او را به عون بن عبدالله بن جعفر نیز نسبت داده اند.





    هفتاد و دو لاله بخون طپیده *آشنایی با شهدای قیام عاشورا
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  12. تشكر

    بيرق ظهور (21-09-1390)

  13. #17
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض









    جعفر بن عقیل بن ابی طالب

    جعفر فرزند عقیل پسرعموی اباعبدالله(ع) است. مادرش ام البنین،دختر نضره یا شقره است. وی از مدینه به مکه و ازمکه تا کربلا همراه امام خویش بوده است.

    او سخاوتمندی را از پدر به ارث برده بود و شجاعت و فداکاری و شهامت در عرصه نبرد را از آل ابی طالب.

    جوان بود و پرشور،قرآن شناس و دوستدار اباعبدالله(ع)،روز عاشورا پس از شهادت یاران،به محضر پسرعموی خویش آمد و اذن میدان طلبید. امام او را اجازه داد. شمشیر در کف،گرم و چالاک به میدان تاخت و این رجز را آغاز کرد: "من جوان ابطحی طالبی هستم. از گروهی که در تبار بنی هاشم هماره پیروز و سرافرازشان می شناسید. ما بزرگزادگان و شناخته شدگان فضیلت و عظمت و جهادیم و این حسین(ع) است پاکترین پاکان". جعفر هم امام خود را به خوبی معرفی کرد و هم خود را.

    معرکه از گردش تیغ جعفر می لرزید. 15 تن را به خاک و خون کشید و سرانجام در محاصره دشمن،عروه بن عبدالله خثعمی و بشر بن خوط همدانی او را به شهادت رساندند. او در هنگام شهادت 25 ساله بود.

    در زیارت ناحیه قاتل او نفرین شده است: "السلام علی جعفر بن عقیل،لعن الله قاتله و رامیه و بشر بن خوط".








    هفتاد و دو لاله بخون طپیده *آشنایی با شهدای قیام عاشورا
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 20-09-1390 در ساعت 03:07
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  14. تشكر

    بيرق ظهور (21-09-1390)

  15. #18
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    عبدالرحمن بن عقیل بن ابی طالب

    او خوش قامت،رشید،کشیده و استوار بود و به همین سبب وی را رُمح عقیلی(نیزه عقیلی) می نامیدند. عبدالرحمن با خدیجه،دختر علی بن ابی طالب(ع) ازدواج کرد و از او صاحب دو فرزند به نامهای سعید و عقیل شد.

    او را اهل زهد و عبادت،بصیرتمند دین و قرآن،شجاع و شمشیرزن و رزم آزموده می دانستند. عبدالرحمن 35 ساله بود که همسفر کاروان حسین(ع) از مدینه به مکه و از مکه به کربلا شد.

    روز عاشورا از امام اذن میدان طلبید و این رجز را خواند: "پدرم عقیل از نسل بنی هاشم است و بنی هاشم برادران من هستند. مرا و پایگاه و جایگاهم را بشناسید. این خاندان پیران راست کردار و هم شان بزرگانند. این حسین است که والا و ارجمند و سرور پیران و جوانان است".

    پس از نبردی سخت و کشتن 17 سوار دشمن در حلقه محاصره افتاد و عُمیر بن خالد جهنی و بشر بن سوط با نیزه بر شانه اش زدند و سپس با تیری که بر قلبش نشست،به شهادت رسید.

    در زیارت ناحیه مقدسه و رجبیه به او سلام داده شده است: "السلام علی عبدالرحمن بن عقیل لعن الله قاتله و رامیه عمیر بن خالد بن اسد الجهنی".

    مختار قاتلان وی را در بیابانی یافت و دستور داد گردنشان را قطع کنند و سپس بسوزانند. قاتلان او را عثمان بن خالد اشیم جهنی و بشر بن و برخی عبدالله بن عروه خثعمی و عمیر بن خالد نگاشته اند.







    هفتاد و دو لاله بخون طپیده *آشنایی با شهدای قیام عاشورا
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  16. تشكر

    بيرق ظهور (21-09-1390)

  17. #19
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    محمد بن مسلم بن عقیل


    مادرش را ام ولد(کنیز) و برخی رقیه دختر امیرالمومنین علی(ع) دانسته اند. این نوجوان برومند و دلیر از آغاز نهضت و سفر کاروان حسین(ع) با وی همراه و همسفر و از مدینه تا مکه و از مکه تا کربلا همرکاب برادرانش و امام محبوبش شد.

    محمد با شنیدن خبر شهادت پدر و دعوت امام برای بازگشت،استوار و عاشقانه بر ادامه راه پدر و پذیرش شهادت پای فشرد. شب عاشورا نیز در حلقه یاران اعلام وفاداری کرد و پا به پای پسران زاهد به تهجد و زمزمه قرآن پرداخت.

    پس از شهادت برادرش عبدالله،همراه با آل ابی طالب آماده نبرد و جانفشانی شد. آنها آماده جنگیدن شدند. امام فرمود: "صبرا علی الموت یا بنی عمومتی : عموزادگانم،مرگ را صبور و شکیبا باشید".

    محمد می جنگید و رجز می خواند،کم کم غبار میدان فرونشست. محمد بر زمین افتاده بود. قاتلان او را ابومرهم ازدی و لقیط بن ایاس جهنی دانسته اند.محمد در هنگام شهادت 13 ساله و یک سال از برادرش عبدالله کوچکتر بود.





    هفتاد و دو لاله بخون طپیده *آشنایی با شهدای قیام عاشورا
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  18. #20
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    محمد بن عبدالله بن جعفر بن ابی طالب


    مادر محمد را حضرت زینب کبری(س) و برخی خومنا دختر حفصه دانسته اند. محمد از مدینه تا مکه همراه اباعبدالله الحسین(ع) بود اما در هنگام حرکت کاروان از مکه به عراق همراه آنان نبود. پدرش عبدالله جعفر او را در منزل "ذات عرق" به کاروان رساند و این امر خوشحالی حضرت زینب(س) را در بر داشت.

    محمد مظهر وقار و ادب و سیرت زینبی و شجاع و دلاور،دین شناس،پاکباز و ارادتمند اباعبدالله(ع) بود.

    عصر عاشورا مادرش او را آماده نبرد کرد بی آنکه خود،تماشاگر نبرد او باشد. محمد با اذن دایی خویش به میدان قدم گذاشت و این رجز را آغاز کرد: "از دشمنان و گروهی که کوردلانه و ابلهانه رویاروی حقیقت،لشکر آراسته اند،به خدا شکایت می برم. ایشان آموزه های درخشان قرآن و آیات محکم و روشنگر آن را به تحریف و تبدیل کشاندند و کفر،سرکشی و تبهکاری خود را آشکار کردند".

    محمد می جنگید و شمشیر او علفهای هرز را درو می کرد. 10 تن به دست او کشته شدند. سرانجام در سنگباران و نیزه اندازی و ضربات شمشیر،آخرین رمقها گرفته شد. عامر بن نهشل تمیمی نیزه ای بر کمرگاهش نشاند و محمد با این ضربه به شهادت رسید.

    او در هنگام شهادت 18 ساله بود. در زیارت ناحیه به او و قاتلش اشاره شده است.





    هفتاد و دو لاله بخون طپیده *آشنایی با شهدای قیام عاشورا
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  19. تشكر

    بيرق ظهور (26-09-1390)

صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. Root کردن چیست و چه کارایی هایی دارد ؟
    توسط رایکا در انجمن مقالات آموزش و ترفندها
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 09-01-1392, 23:00
  2. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 14-01-1389, 16:42

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •