گریه بر امام حسین علیه السلام سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
گریه بر امام حسین علیه السلام
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7
  1. #1
    مدير بخش
    ال یاسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    السلام علیک یا بقیه الله
    نوشته : 1,439      تشکر : 4,053
    5,341 در 1,360 پست تشکر شده
    وبلاگ : 3
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ال یاسین آنلاین نیست.

    پیش فرض گریه بر امام حسین علیه السلام




    مى‏گويند اگر امام حسين (عليه السلام) روز عاشورا پيروز شد چرا آن روز را جشن
    نمى‏گيريم؟ چرا گريه مى‏كنيم؟ اين همه گريه در برابر آن پيروزى بزرگ براى چيست؟
    گريه زبان صادق و طبيعى شوق و اندوه و درد و عشق يك انسان است.
    گريه تجلى طبيعى يك احساس و حالتى جبرى و فطرى از يك رنج، يك شوق يا يك
    اندوه مى‏باشد.
    يكى از دانشمندان غرب مى‏گويد: «انسانى كه هرگز نمى‏گريد و گريستن را نمى‏داند
    احساس انسانى را فاقد است».
    مگر نه اشك زيباترين شعر و بى‏تاب‏ترين محبت و پر گدازترين ايمان و تب دار ترين
    احساس و خالصترين «گفتن» و لطيف ترين «دوست داشتن» است كه همه در كوره دل
    به هم آميخته و ذوب شده و قطره‏اى گرم شده‏اند به نام اشك؟
    مگر نه قلب، قالب اشك است و اشك در قلب شكل مى‏گيرد ولذا اشك شبيه قلب است:
    اى بسا قلبهاى سوزانى كه زبان راز آن نگويد باز ليك آن ديدگان نورانى‏ راز دلداده
    مى‏كند ابراز گريه ترجمان دل است مثلا كسى كه عزادار است ومرگ عزيزى
    قلبش را مى‏سوازند،بايد گريه كند.
    وقتى كه دلش ياد از او مى‏كند و زبانش سخن از او مى‏گويد چشمش نيز با او
    همدردى مى‏كند .مگر چشم از زبان صادقانه‏تر سخن نمى‏گويد؟!
    از من مپرس كاتش دل درچه غايت است ....از آب ديده پرس كه او ترجمان ماست‏
    گریه بر امام حسین علیه السلام

  2. تشكرها 4

    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (07-09-1390), مدير اجرايي (02-09-1391), نرگس منتظر (02-09-1391), شکيبا (02-09-1391)

  3.  

  4. #2
    مدير بخش
    ال یاسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    السلام علیک یا بقیه الله
    نوشته : 1,439      تشکر : 4,053
    5,341 در 1,360 پست تشکر شده
    وبلاگ : 3
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ال یاسین آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اشك چشم نشانه رقت قلب است كسى كه از صحنه دلخراش منقلب نمى‏شود تا اشك تأثر
    بريزد و نيزازحقيقت و جلوه زيبائى لذت نمى‏برد تا اشك شوق جارى گرداند از قلب سليم
    روح متعادل برخوردار نيست.
    اميرمومنان على (عليه السلام) مى‏فرمايد: "خداوند متعال افرادى را كه به هنگام استماع
    قرآن تحت تأثير قرار نمى‏گيرند و از شنيدن آيات مربوط به قيامت تعجب نمى‏كنند، و
    خنده مى‏نمايند، مورد سرزنش قرار مى‏دهد و مى‏فرمايد : (تضحكون و لا تبكون) و نيز
    فرموده: (بكاء العيون و خشية القلوب من رحمة الله تعالى)چنانكه «جمود عين» و محروم
    بودن از اشك و گريه از خوف خدا نشانه قساوت قلب و شقاوت معرفى شده است.

    رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) فرمود:«من علامات الشقاء: جمود العين، قسوة
    القلب...»
    در مقابل، آن دسته از مومنانى كه بصيرتى روشن ـ قلبى رؤوف و احساسى پاك و شفاف
    دارند در زبان قرآن كريم با جمله (يبكون و يزيدهم خشوعا) و (سجدّا و بكيّا) مورد
    ستايش قرار گرفته‏اند .
    قهرا اين نوع افراد در برابر عظمت مردان خدا اشك شوق و به خاطر مظلوميت آنان
    هم اشك غم و اندوه از چشم خود جارى مى‏كنند.
    نام حسين (عليه السلام) با گريه همراه است‏ آن گونه كه از متون اسلامى استفاده مى‏شود
    نام حسين (عليه السلام) با گريه و ناله آميخته است و قبل ازشهادتش پيامبر اكرم (صلى
    الله عليه و آله) و اميرالمؤمنان على (عليه السلام) و مادرش فاطمه زهرا (سلام الله عليها)
    براو گريسته‏اند.
    طبق رويات فراوانى، چون حضرت حسين (عليه السلام) تولد يافت جبرئيل به رسول
    خدا (صلى الله عليه و آله) نازل شد و خبر شهادت آن نوزاد را به پيامبر اكرم (صلى الله
    عليه وآله) و پدر و مادرش داد و آنان از همان ايام براى حسين (عليه السلام) گريستند.
    طبق روايتى كه از عايشه نقل شده است حسين (عليه السلام) كودك خردسال بود كه وارد
    خدمت پيامبر گرديد همان موقع جبرئيل به پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) ابلاغ كرد:
    زمانى نمى‏گذرد كه اين كودك را افرادى از امت تو در سرزمين «طف» از خاك عراق
    به قتل مى‏رسانند «فبكى رسول الله (صلى الله عليه و آله)» اما جبرئيل افزود: «لا تبك،
    فسوف ينقم الله منهم، بقائمكم اهل البيت «گريه نكن در آينده خداوند به وسيله قائم اهل بيت
    از آنها انتقام مى‏گيرد».
    «ابن عباس» مى‏گويد به هنگام رفتن به «صفين» من همراه امير مؤمنان على (عليه
    السلام) بودم چون در كنار شط فرات به «نينوا» وارد شد، امام (عليه السلام) با
    صداى بلند گريست و فرمود: اى پسر عباس اين محل را مى‏شناسى؟
    گفتم: نمى‏شناسم اى اميرمؤمنان.
    فرمود اگر اينجا را مثل من مى‏شناختى هرگز از اينجا رد نمى‏شدى مگر اين كه
    مثل من گريه سر مى‏دادى.
    ابن عباس گفت: «فبكى طويلا حتى اخضلّت لحيته و سألت الدموع على صدره
    وبكينا معا»:
    «آن حضرت گريه مفصلى كرد به طورى كه اشك از روى محاسن او جارى شد
    ما هم همصدابا على (عليه السلام) گريه سرداديم».
    بعد امام ادامه داد: واى، من با آل ابوسفيان چه كرده‏ام، سپس افزود: در اين سرزمين
    كه (كرب و بلا ناميده مى‏شود) هفده نفر از فرزندان من و فاطمه به شهادت
    مى رسندو مدفون مى‏گردند.
    گریه بر امام حسین علیه السلام

  5. تشكرها 4

    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (07-09-1390), مدير اجرايي (02-09-1391), نرگس منتظر (02-09-1391), شکيبا (02-09-1391)

  6. #3
    مدير بخش
    ال یاسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    السلام علیک یا بقیه الله
    نوشته : 1,439      تشکر : 4,053
    5,341 در 1,360 پست تشکر شده
    وبلاگ : 3
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ال یاسین آنلاین نیست.

    پیش فرض




    طبق روايت امام صادق (عليه السلام) روزى فاطمه زهرا (سلام الله عليها) به
    محضر رسول خدا (صلى الله عليه و آله) وارد شد و آن حضرت را گريان ديد از
    علت گريه‏اش پرسيد؟
    رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: جبرئيل به من خبر داد كه حسين
    (عليه السلام)را گروهى از امت من به قتل مى‏رسانند!
    فاطمه (عليه السلام ( نيز از شنيدن اين خبر به شدت گريست ولى وقتى ازمقام بلند
    فرزندش به خاطر شهادت آگاه گرديد آرامش و تسكين يافت.

    داستان گريه و عزادارى پس از شهادت آن حضرت از سوى امامان (عليه السلام)
    داستانى مفصلى است كه به ذكر چند مورد اكتفا مى‏كنيم:
    امام سجاد (عليه السلام) كه خود در كربلا شاهد مصائب دلخراش امام حسين
    عليه السلام وياران با وفايش بود پس از واقعه عاشورا تا زمانى كه در قيد حيات بود
    اين واقعه سوزناك را فراموش نكرد و هميشه گريه و سوگوارى نمود او هر وقت
    مى‏خواست آب بنوشد تا چشمش به آب مى‏افتاد اشك از چشمانش سرازير مى‏شد وقتى
    علت اين كار را مى‏پرسيدند مى‏فرمود چگونه گريه نكنم درحالى كه يزيديان آب را براى
    وحوش و درندگان آزاد گذاشتند ولى آن را به روى پدرم بستند و او را با لب تشنه كشتند.
    مى‏فرمايد هر وقت كشته شدن فرزندان فاطمه (عليه السلام) رابه ياد مى‏آورم گريه گلويم
    را مى‏گيرد. وقتى هم افرادى وى را دلدارى مى‏دادند، مى‏فرمود:
    «كيف لا أبكي؟ و قد منع أبى من الماء الذى كان مطلقا للسباع والوحوش»
    امام سجاد (عليه السلام) درعزاى پدر مظلوم خويش به حدى گريست كه اورا يكى از بکّائون پنج گانه تاريخ لقب دادند وقتى راز آن همه گريه را از آن حضرت مى‏پرسيدند، مصائب جانگداز كربلا را بازگو مى‏كرد ومى‏فرمود: مرا ملامت نكنيد، يعقوب، پس از آن كه يك فرزند خود را از دست داد آنقدر گريست تا از غصه چشمهايش سفيد شد در حالى كه يقين به مرگ فرزندش نداشت. از فراق روى يك يوسف اگر يعقوب سوخت هجر هفتاد و دو يوسف كرده خونين دل مرا در حالى كه من به چشم خود ديدم كه در يك نيمروز چهارده نفر از اهل بيت مرا سر بريدند انتظار داريد داغ آنها از دلم بيرون برود؟!
    او نه تنها در ماتم پدر بزرگوارش اشك مى‏ريخت بلكه مومنان را نيز ترغيب به گريستن در عزاى آن مظلوم مى‏كرد: «ايما مومن دمعت عيناه لقتل الحسين حتى تسيل على خده بواه الله بها فى الجنة غرفا يسكنها احقابا». «هر مؤمنى كه بر شهادت حسين (عليه السلام) آن قدر بگريد كه اشك بر گونه‏اش جارى شود خداوند براى او غرفه‏هائى در بهشت آماده مى‏سازد كه تا ابد در آن اقامت خواهد كرد.»
    امام باقر (عليه السلام) براى امام حسين (عليه السلام) اشك مى‏ريخت و به هركس هم در خانه او بود دستور مى‏داد گريه كند. و در منزل آن حضرت مجلس عزا و سوگوارى براى امام حسين (عليه السلام) تشكيل مى‏گرديد و حاضران مصيبت آن حضرت را به هم تسليت مى‏گفتند .
    «عبد الله بن سنان» مى‏گويد: در روز عاشورا به حضور امام صادق (عليه السلام) شرفياب شدم آن حضرت را رنگ پريده و بسيار غمگين و گريان يافتم، علت آن را از امام پرسيدم، فرمود : امروز عاشوراست و در چنين روزى جد ما امام حسين (عليه السلام) شهيد شده است.
    امام صادق (عليه السلام) به «ابو هارون مكفوف» دستور داد مرثيه بخواند آنگاه كه وى مرثيه خود را آغاز نمود متوجه شد امام (عليه السلام) سخت گريه مى‏كند و زنانى كه پشت پرده بودند همينكه صداى گريه امام صادق (عليه السلام) را شنيدند آنها نيز صداى خود را به گريه و شيون بلند كردند؛ بعد امام فرمود: «من انشد فى الحسين شعرا فبكى وابكى عشرا كتب له الجنه» . «هر كس در مصيبت حسين (عليه السلام) شعر بگويد و گريه كند وده نفر را بگرياند بهشت بر او نوشته مى‏شود».
    گریه بر امام حسین علیه السلام

  7. تشكرها 3

    مدير اجرايي (02-09-1391), نرگس منتظر (02-09-1391), شکيبا (02-09-1391)

  8. #4
    مدير بخش
    ال یاسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    السلام علیک یا بقیه الله
    نوشته : 1,439      تشکر : 4,053
    5,341 در 1,360 پست تشکر شده
    وبلاگ : 3
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ال یاسین آنلاین نیست.

    پیش فرض




    امام رضا (عليه السلام) مى‏فرمايد: روش پدرم امام موسى بن جعفر (عليه السلام) اين بود كه هرگاه ماه محرم مى‏رسيد پيوسته غمگين بود تا دهه عاشورا سپرى شود روز عاشورا روز گريه و ماتم او بود و مى‏فرمود: «هو اليوم الذى قتل فيه الحسين» . امام رضا (عليه السلام) فرمود محرم ماهى است كه اهل جاهليت در آن ماه جنگ و خونريزى را حرام مى‏دانستند ولى دشمنان در آن ماه خون ما را ريختند حرمت ما را شكستند زنان و فرزندان ما را به اسارت گرفتند و به خيمه‏هاى ما آتش زدند اموال ما را غارت نمودند و حرمت رسول خدا را در حق ما رعايت نكردند. «ان يوم الحسين اقرح جفوننا و أسبل دموعنا و أذل عزيزنا بأرض كربلا .... على مثل الحسين (عليه السلام( فليبك الباكون، فان البكاء عليه يحط الذنوب العظام.» «كشته‏شدن امام حسين (عليه السلام) اشكهاى ما را ريزان و پلكهاى چشمان ما را مجروح و در كربلا عزيز ما را ذليل كرد... گريه كنندگان بايد بر حسين (عليه السلام) گريه كنند . گريه بر او گناهان بزرگ را مى‏ريزد».
    امام رضا (عليه السلام) به «ريان بن شبيب» فرمود: «ان كنت باكيا لشى‏ء فابك للحسين بن على فانه ذبح كما يذبح الكبش و قتل معه من أهل بيته ثمانية عشر رجلا ما لهم فى الارض شبيهون...». «اگر بخواهى به چيزى گريه كنى بر حسين بن على (عليه السلام) گريه كن زيرا سر آن حضرت را مثل سر گوسفند بريدند و با او هجده مرد از اهل بيتش كشته شدند كه در دنيا بى نظير بودند». سپس به «ابن شيب» فرمود: «اگر دوست دارى در درجه‏هاى بلند بهشت با ما باشى، غمگين باش از براى غمگينى ما و شاد باش از براى شادمانى ما».
    حتى به موجب بعضى از روايات امام زمان (عج) نيز مدام بر سيد الشهداء اشك مى‏ريزد و مى‏گويد : «اى جد بزرگوار! روزگار مرا به تأخير انداخت و نتوانستم به يارى تو بشتابم وبا دشمنانت پيكار كنم در عوض: «فلاندبنك صباحاً و مساءً و لأبكين لك بدل الدموع دما حسرة عليك. ..» «هر صبح و شام بر مصائب تو گريه مى‏كنم، اگر اشك چشمم تمام شود، به جاى آن خون مى‏گريم».
    حتى به موجب روايات فراوانى كه نقل شده است، همه كس و همه چيز خورشيد و آسمان و زمين و فرشتگان روز عاشورا بر آن حضرت گريه مى‏كنند .
    موضوع قابل توجه اين است كه «عبد الله بن فضيل هاشمى» از امام صادق (عليه السلام) سوال مى‏كند: چرا روز عاشورا اين چنين روز مصيبت وغم واندوه وعزادارى گرديد؟ اما روز وفات پيامبر اكرم واميرمؤمنان و فاطمه زهرا و امام مجتبى (عليه السلام) كه با زهر مسموم شد اين چنين نشد؟
    امام صادق (عليه السلام) فرمود: «ان يوم الحسين أعظم مصيبة من جميع ساير الايام... فكان ذهابه كذهاب جميعهم ...» روز حسين ـ عاشورا ـ از لحاظ مصيبت از تمام روزها عظيم‏تر است... زيرا حسين (عليه السلام) تنها باقى مانده اصحاب پنج گانه كساء است كه رفتن او، مثل رفتن همه آنهاست».
    روز عاشورا مصائبى بر خاندان رسالت وارد شد كه در خاطره هيچ آفريده‏اى خطور نكند و قلم را تاب نوشتن نباشد، چه جالب گفته است:
    فاجعة ان اردت اكتبها مجملة ذكرة لمدكر «مصيبتى بزرگ كه اگر بخواهيم آن را به نحو اقتصار براى ياد آورى ياد كننده‏اى بنويسم» .
    جرت دموعى فحال حائلها ما بين لحظ الجفون و الزبر«به يقين اشك روانم بين چشم من واوراق كتب حايل آيد»
    و قال قلبى بقيا على فلا و الله ما قد طبعت من حجر «دلم گفت به من رحمى كن، به خدا سوگند من از سنگ آفريده نشده‏ام».
    بكت لها الارض و السماء دما بينهما فى مدامع « بر آن فاجعه زمين و آسمان و آنچه ما بين آندواست اشك خون گريست».
    گریه بر امام حسین علیه السلام

  9. تشكرها 3

    مدير اجرايي (02-09-1391), نرگس منتظر (02-09-1391), شکيبا (02-09-1391)

  10. #5
    مدير بخش
    ال یاسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    السلام علیک یا بقیه الله
    نوشته : 1,439      تشکر : 4,053
    5,341 در 1,360 پست تشکر شده
    وبلاگ : 3
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ال یاسین آنلاین نیست.

    پیش فرض




    انواع گريه‏ها:
    گريه انواعى دارد كه همه انواع آن در شأن امام حسين (عليه السلام) نيست، حال بايد ببينيم چه نوع گريه شايسته امام است:
    1 ـ گريه از روى خوارى ودرماندگى:چنين گريه‏اى، گريه افراد ضعيف وناتوانى است كه از رسيدن به اهداف خود وامانده‏اند و روح و شهامتى براى پيشرفت در خود نمى‏بينند مى‏نشينند و عاجزانه گريه سر مى‏دهند. هرگز براى امام حسين (عليه السلام) چنين گريه‏اى نبايد كرد و آن حضرت از اين نوع گريه بيزار و متنفر است.
    2 ـ گريه عجزو زبونى: چنين گريه‏اى، گريه افرادى است كه از روى عجز و زبونى در اثر ناكامى واحيانا ستم شخصى يا جريان نامناسبى به ورشكستگى افتاده و براى خود احساس خطر مى‏كنندو راه چاره را در گريه مى‏جويند.
    به قول صائب تبريزى: گريه شمع از براى ماتم پروانه نيست‏ صبح نزديك است و در فكر شب تار خود است. مسلما اين نوع گريه هم مناسب شأن امام نيست.
    3 ـ گريه بر اموات: كسى عزيز خود را از دست مى‏دهد و بر فقدان او گريه مى‏كند يا به اين جهت گريه مى‏كند كه آن فقيد در زندگى او موثر بوده و به آينده خود نگران است در اين صورت به حال خود گريه مى‏كند و يا اين كه به نيكيهاى او اشك مى ريزد اين نوع گريه هم در شأن امام نيست.
    4 ـ از روى رحم و رأفت يا گريه‏هاى عاطفى: قلب انسان هنگامى كه در برابر حادثه دلخراشى همانند اشك يتيمى، يا بيمار دردمندى يا شخص فقير و تهيدستى و ... قرار مى‏گريد، متأثر مى‏شود چه بسا اشك مى‏ريزد.
    رسول خدا (صلى الله عليه و آله) هنگامى كه فرزند خردسال خود ابراهيم را از دست داد ودر قبرسان بقيع به خاك سپرد براى آن كودك آن قدر گريه كرد كه اشك بر محاسنش جارى گرديد به آن حضرت گفته شد: اى رسول خدا تو ديگران را از گريه منع مى‏كردى حال خود اين چنين بى‏تابى مى‏كنى؟!
    آن حضرت فرمود: «ليس هذا بكاء غضب انما هذا رحمة و من لا يرحم لا يرحم» «اين گريه از روى خشم و نارضايتى نيست بلكه گريه رحمت و رافت است و هركس رحم نكند مورد رحمت قرار نمى‏گيرد.»
    واقعه خونين كربلا دل را مى‏سوزاند وقلب وعاطفه هر انسانى را به جوش وخروش مى اندازد از اين نظر اين حادثه يك جنايت ويك مصيبت است و شايد در دنيا مشابه چنين جنايتى پيدا بشود و گريه كنندگانى هم داشته‏باشد. گريه از روى رحم و رأفت يك امر طبيعى است. هر انسانى به هنگام مشاهده يك منظره دلخراش متأثر مى‏شود و اشك مى‏ريزد چنانكه دشمنان امام حسين (عليه السلام) روز عاشورا بر حال آن حضرت مى‏گريستند. آنجا كه اهل كوفه از ديدن وضع دلخراش اسراء بناكردند گريه و زارى كردن.
    امام سجاد (عليه السلام) فرمود: «اتنوحون و تبكون من اجلنا؟؟! فمن ذا الذى قتلنا؟». پس گريه از روى رحم و رأفت نيز چندان مناسب نيست. امام حسين (عليه السلام) از شيعيان خود اين نوع گريه را نخواسته است.
    5 ـ غم و اندوه: گريه از روى غم واندوه نيز يكى از گريه‏هاى طبيعى انسان است كه به هنگام از دست دادن عزيزى يا به خاطر از دست دادن مقام و موقعيتى ويا به خاطر گرفتارى به مصيبتى، غم و اندوهى به انسان دست مى‏دهدو براى اين كه دل خود را سبك كند گريه سر مى‏دهد و اين نوع افراد كه دلشان شكسته است به هنگام سوگوارى امام حسين(عليه السلام) بيش از همه گريه مى‏كنند چه بسا از شدت گريه غش كنند ولى آيا اين نوع گريه را مى‏توان به حساب امام حسين (عليه السلام) گذاشت؟ هرگز نه.
    6 ـ گريه جدائى و فراق: نوع ديگر گريه، گريه فراق است كه به خاطر دورى و جدائى از عزيزى حالت گريه به انسان دست مى‏دهد .
    امام حسن مجتبى (عليه السلام) به هنگام جان دادن، بى‏تابى مى‏كرد. بعضى از عيادت كنندگان از علت آن پرسيدند امام مجتبى با صداى ضعيف فرمود: براى دو چيز گريه مى‏كنم: هول مطلع، فراق دوستان. پر واضح است كه گريه بر امام حسين و شهيدان كربلا از اين نوع گريه نيست.
    7 ـ گريه‏هاى شوق گريه‏هاى لايق حسين (عليه السلام): گريه شوق گريه مادرى است كه از ديدن فرزند دلبند گمشده خويش پس از چندين سال سرزده مى‏شود و از شوق گريه مى‏كند. قسمت زيادى از حماسه‏هاى كربلا شوق آفرين و شور انگيز است وبه دنبال آن سيلاب اشك شوق به خاطر آن همه رشادتها فداكاريها شجاعتها آزادمرديها و سخنرانيهاى آتشين مردان و زنان به ظاهر اسير، بى اختيار از ديدگان شنونده سرازير مى‏گردد، آيا اين گريه دليل بر شكست است؟!
    8 ـ گريه پيوند هدف: گاهى قطرات اشك پيام‏آور هدفهاست، آنها كه مى‏خواهند بگويند با مرام امام حسين (عليه السلام) همراه و با هدف او هماهنگ و پيرو مكتب او هستيم، ممكن است اين كار را با دادن شعارهاى آتشين، يا سرودن اشعار و حماسه‏ها ابراز دارند، اما گاهى ممكن است آنها ساختگى باشد ولى آن كسى كه احيانا با شنيدن اين حادثه جانسوز قطره اشكى بريزد، صادقانه تر اين حقيقت را بيان مى‏كند اين قطره اشك اعلان وفادارى به اهداف مقدس ياران امام حسين و پيوند دل و جان با آنهاست مسلماً اين نوع گريه بدون آشنايى با متعالى او ـ ممكن نيست.
    پس گريه بر حسين (عليه السلام) اشك ريختن بر مرده نبوده و از روى خوارى ودرماندگى وعجز وزبونى، غم و اندوه نيز نمى‏باشد بلكه آن فقط دليلى است كه نداى حق طلبان را به گوش جهانيان رسانيده و زنگ خطر را براى باطل و اهل آن صدا درمى‏آورد و صاعقه‏هائى است كه بر روى سر سركشان و ستمگران در هر زمان و در هر مكان فرو مى‏ريزد وشاهد صادق و گواه زنده‏اى است از اخلاص در راه حق و دشمنى با بيداد و ستم و بزرگداشتى است براى فداكارى و حق ودليرى وانجام وظيفه ونهراسيدن از مرگ و تكريمى است براى امتناع از قبول ظلم و شكيبائى درمحنت و سختيها.
    به قول علامه مغنيه: كسانى كه درمجالس تعزيه مى‏خوانند: لا تطهر الأرض من رجس العدا ابداً ما لم يسل فوقها سيل الدم العرم (27) «روى زمين از پليدى دشمنان پاك نخواهد شد تا زمانى كه بر روى آن سيل در هم شكننده خون روان نگردد».
    غرض، شيعيان بر امام حسين (عليه السلام) از روى خوارى ودرماندگى نمى‏گريند، بلكه از اشك ديده خويش سرود حماسه مى‏سازند و با آه و حسرت خود بانگ حق وعدالت رابه گوش جهانيان مى‏رسانند: همين نه گريه بر آن شاه تشنه لب كافى است‏ اگر چه گريه، بر آلام قلب تسكين است. ببين كه مقصد عالى وى،
    چه بود اى دوست‏ كه درك آن، سبب عز و جاه و تمكين است‏
    زخاك مردم آزاده، بوى خون آيد نشان شيعه و آثار پيروى،
    اين است «ماربين» مورخ آلمانى مى‏گويد: «هيچ چيز مانند عزادارى حسين نتوانست حس سياسى در مسلمانان ايجاد كند.»
    اى اشك ماتمت به رخ ملت آبرو وى از طفيل خون تو،
    اسلام سرخ رو دين را تو زنده كردى و خود، كشته گشته‏اى
    وين يافته ز فيض تو، دين نبى علوّ
    گر آب را به روى تو بستند كوفيان‏
    آوردى آب رفته اسلام را به جو
    قطره‏هاى اشكى كه شيعه در ماتم امام حسين (عليه السلام) و يارانش مى‏ريزد عهد و پيمانى است با قطره‏هاى خون شهداى كربلا كه با لب تشنه و محروم از «قطره‏هاى آب» بر سر احياى دين و ارزشهاى راستين مكتب جان باختند. و اين اشك‏ها اين نهضت الهى را به جانها پيوند زده وجاوان ساخته است. و اين بسيار ساده‏انديشى است كه كسى تنها توجيهى عاطفى براى اين گريه‏ها داشته باشد چرا كه داغ، هر قدر هم شديد باشد، بالاخره گذشت زمان از حرارت آن مى‏كاهد درحالى كه عزادارن حسينى از اول عمر تا آخر عمر پس از گذشت قرنها با شور و شوق و حرارت بيشتر در سوك سيد الشهداء مى‏گريند. اگر اين گريه‏ها تنها جنبه عاطفى داشت مسلما به مرور زمان حادثه عاشورا از خاطره‏ها محو مى‏شد و يا ازطراوت ونشاط آن كاسته مى‏گرديد .
    9 ـ گريه كردن براى از دست دادن چيزى و يا تحمل دردى: انسان زمانى گريه مى‏كند كه چيزى را از دست بدهد يا دردى را متحمل بشود. پس عامل عمده گريه سواى شوق و چند مورد نادر) درد و فقدان منفعت است ما وقتى از چيزى نفع مى‏بريم به مجرد از دست دادن آن گريه سر مى‏دهيم و يا دردى به ما روى مى‏كند ناله مى‏كنيم.
    گریه بر امام حسین علیه السلام

  11. تشكرها 4

    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (07-09-1390), مدير اجرايي (02-09-1391), نرگس منتظر (02-09-1391), شکيبا (02-09-1391)

  12. #6
    مدير بخش
    ال یاسین آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    السلام علیک یا بقیه الله
    نوشته : 1,439      تشکر : 4,053
    5,341 در 1,360 پست تشکر شده
    وبلاگ : 3
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ال یاسین آنلاین نیست.

    پیش فرض




    در روايات مى‏خوانيم كه همه چيز بر حسين (عليه السلام) گريه كردند ماه و ستارگان و خورشيد شن‏هاى بيابان و حتى بادى كه مى‏وزيد و حتى الحوت فى البحر،چرا؟ شن بيابان چرا گريه كرد؟ ماهيان دريا چرا سوگوارى كردند؟ ماه و ستارگان وخورشيد چرا تار شدند و بى تابى كردند؟ مسلما آنها به ظاهر متحمل دردو رنجى نشدند چون تير و خنجرهائى كه بر آن پيكر شريف وارد مى‏شد دردش برخورشيد و ماهيان دريا نمى‏رسيد پس چرا آنان گريه كردند و آن هم بكاء شديدا پس حتماً آنها متضرر گرديدند و ازچيزى كه نفع مى‏بردند بى نصيب شدند و منفعتى را از دست دادند و آن منفعت چيست ؟چه چيزى بالاتر از امامت!
    همه از امام نفع مى‏برند و از فقدانش رنج مى‏بينند و متضرر مى‏شوند امام قطب و قلب عالم است وهركه در عالم است در سايه اوست وقتى او را از ست مى‏دهند متحمل رنج و به دنبال اين رنج صاحب درد مى‏شوند اين است كه آن موجوداتى كه ناپاكى بر آنان رخنه نكرده و نمى‏تواند بكند، (مثل شن‏هاى بيابان، ماهيان دريا و ...) بر او مى‏گريند و آلوده‏ها از انس وجن از فقدان چنين ذى نفعى بيخبر مى‏مانند و شادى مى‏كنند، و اين است تفسير آن حديثى كه مى‏فرمايد براى حسين (عليه السلام) در قلب مؤمنان حرارتى است كه ... مؤمنان اگر هم ذكر مصيبتى نشنوند، چون متوجه از دست دادن قطب و محور عالم هستند ناله مى‏كنند...
    مرحوم علامه مغنيه مى‏گويد: كسى گفت: آيا شيعه‏ها جز گريه واشك راه ديگرى ندارند كه بدان محبت خويش را به اهل بيت (عليه السلام) بيان نمايند؟
    گفتم: «آرى شيعيان علاوه بر گريه براى اين كه مودت قلبى خود را براى اهل بيت به ثبوت رسانند به راههاى گوناگونى متوسل مى‏شوند از جمله درود و تحيت بر اهل بيت تقديم داشته و از فضائل ايشان در مجالس و محافل سخن رانده وبه سوى اماكن مقدس آنها بار سفر بسته و به ضريح‏هاى شريف آنان تبرك مى‏جويند».
    چرا حسين (عليه السلام) فراموش نمى‏شود؟ مى‏گويند: شما در عصر فضا و اتم زندگى مى‏كنيد آنگاه بر كسى اشك مى‏ريزید كه صدها سال پيش در گذشته است وبر مزارهايى سفر مى‏نماييد كه چيزى جز صخره و سنگ نمى‏باشد؟!
    در پاسخ مى‏گوئيم:«چنانكه گفته‏اند: «بعد زمان» را در «ابديت» اثرى نيست ابديت را در ماوراى زمان ـ در عرصه‏اى برتر از زمان ـ حكومت است ابديت هميشگى است. جاودانان رهبران بزرگ بشريت به ابديت تعلق دارند، از اينرو قرنها نيز در طول حيات معنوى آنان، مفهوم متداول خود را از دست مى‏دهند.
    حسين بن على (عليه السلام) از زمره جاودانان از رهبران بزرگ بشريت است سخن از وى سخن از تاريخ نيست سخن روز است. سخن از ابديت است سخن از هميشگى خروشان و شكوفا و پر فروز است. اين زنده جاويد نزديك چهارده قرن ـ به حساب تاريخ ـ پس از مرگ جسمانيش همچنان امروز نيز بر دلها حكومت مى‏كند و هنوز پرتو وجودش نه تنها در حيات ما بلكه در حيات جهان معاصر ودر عصر فضا و اتم «حوادث بى نظير» ايجاد مى‏كند وبه صورت يكى از «شور انگيزترين حماسه‏هاى تاريخ بشريت» در آمده و همه ساله نيرومندترين امواج احساسات ميليونها انسان را در اطراف خود بر مى‏انگيزد و مراسمى پرشورتر و هيجان انگيزتر ازهر مراسم ديگر به وجود مى‏آورد . راستى چرا به اين حادثه تاريخى ـ كه شايد در تاريخ مشابه فراوان دارد ـ اهيمت داده مى‏شود؟ ! چرا مراسم بزرگداشت اين خاطره هر سال پرشكوهتر و پرهيجان‏تر از سال پيش برگزار مى‏گردد؟ اين همه تعظيم و تكريم و سپاس اين همه سوز و گداز پس از چهارده قرن، آخر براى چيست؟ آن را چه معنائى است؟! حقيقت اين است كه اين زنده جاويد پس از قرنها، همچنان بر قلبهاى انسانهاى آزاده قدرتمندانه حكومت مى‏كند ودر جامعه «موج معنوى» ايجاد مى‏نمايد. حتى هنوز هم به طور عميق يك قدرت محرك معنوى ويك نيروى كنترل اجتماعى بزرگ به شمار مى‏رود. اما از زيارت زيارتگاههاى مقدس هرگز سنگها و صخره‏ها هدف و غايت نمى‏باشند چه اگر غرض خود آنها مى‏بود همين كوهها سر به فلك كشيده‏انسان را از مشقت سفر و طى راههاى طولانى بى نياز مى‏ساخت پس مقصود بالذات صاحب مزار است وبزرگ داشتن سنگها به جهت شرف انتساب به صاحبان آن مزارها است مانند محترم داشتن جلد قرآن كريم وسنگها و آجرهائى كه خانه كعبه ومسجد رسول خدا (صلى الله عليه و آله) وساير اماكن مقدس از آنها ساخته شده است . الان مى‏بينيم كه دولتها و ملتها در حفظ مقبره‏هاى شخصيتهاى بزرگ خويش مى‏كوشند وبه دور آنها هاله تقديس مى‏كشند. در تاريخ نوشته‏اند هنگامى كه سر مبارك حسين (عليه السلام) را به نزد يزيد آوردند وى در مجلس شراب حضور داشت اتفاقا قاصدى از طرف پادشاه روم به مجلس يزيد بار يافت وسر مبارك حسين (عليه السلام) را درمقابل يزيد مشاهده كرد و چون دانست كه آن سر مبارك به حسين (عليه السلام) تعلق دارد عمل يزيد را به شدت نكوهش نمود و گفت اى يزيد داستان «كليساى حافر» را شنيده‏اى؟ گفت چگونه است؟ رومى گفت: در پيش ما مكانى است كه گويند خر عيسى از آنجا گذر كرده است در آنجا كليسائى بنا نهاده‏اند كه نام آن به سم خر عيسى منسوب بوده و به كنيسه حافر «سم» شهرت دارد ما هر سال به زيارت آنجا مى‏رويم و نذورات خود را به آنجا اهدا مى‏كنيم. روى اين حساب اى يزيد من گواهى مى‏دهم كه تو خطا كارى و از راه راست به دورى! يزيد خشمگين شد و به كشتن قاصد فرمان داد رومى به سوى سر نازنين حسين (عليه السلام) رفت و آن را بوسيد و شهادتين برزبان جارى كرد و سپس او را گرفتند و بر در قصر به دار كشيدند.
    زيارت، ارتباط روحى زائر با صاحب قبر است زائر قبر ابا عبد الله الحسين (عليه السلام) با آن حضرت تجديد بيعت مى‏نمايد و لذا ائمه اطهار عليهم السلام با توصيه و ترغيب به زيارت سالار شهيدان اين نهضت مقدس را براى هميشه زنده و جاويد نگه‏داشته‏اند البته زيارت همه امامان مورد تأكيد است ولى رواياتى كه در ترغيب وتشويق زيارت امام حسين (عليه السلام) رسيده فوق العاده زياد است امامان بااين توصيه‏ها در صدد آن بودند كه شيعيان پيوستگى عملى با اهداف آن بزرگوار داشته باشند. امام سجاد (عليه السلام) كه خود چندين بار مخفيانه به زيارت سالار شهيدان رفته در گفتار خويش نيز سفارش زيادى به زيارت امام حسين (عليه السلام) داشته است. «ابو حمزه ثمالى» گويد: از امام سجاد (عليه السلام) در مورد زيارت امام حسين (عليه السلام) پرسيدم، حضرت فرمود: «زُره كل يوم فان لم تقدر فكل جمعة فان لم تقدر فكل شهر فمن لم يزره فقد استخف بحق رسول الله (صلى الله عليه و آله) «هر روز آن حضرت را زيارت كن، اگر نمى‏توانى هفته‏اى يك بار، اگر نمى‏توانى ماهى يكبار، پس كسى كه اصلا آن حضرت را زيارت نكند، درحقيقت حريم رسول الله را خفيف شمرده است». ولى مهمتر از سوگوارى و زيارت آشنايى به مكتب امام حسين و شهداى كربلا و پيوستگى عملى به اهداف بلند آن بزرگوار است. مهم پاك بودن و پاك زيستن و درست انديشيدن و تأسى عملى به او است.

    در انسان علاوه بر عوامل شناختی که باعث تشخیص راه می گردد عامل احساسی نیز وجود دارد که به تقویت عامل شناختی نیز می انجامد واز آنجا که احساسات و عواطف مختلف است (شادی وغم) تحریک هر یک باید با حادثه مربوطه متناسب باشد تا اثر خاص خود را بگذارد.حادثه عاشوراءکه باعث دوام اسلام شد و درسی برای نهضتها و مقاومت در برابرطاغوتها تا قیام قیامت می شود.باید در خواندن تاریخ آن حزن مردم بر انگیخته شود،اشک جاری شود ، شور و عشق پدید آیدو در این حادثه چیزی که می تواند چنین نقشی را بیافریند عزاداری و گریستن و گریاندن است.که همین گریه ها بود که جوان را به شلمچه می کشاند مصائب 8 سال جنگ بر پیروانش هموار شد .چنین گریه ایست که فعالیت ساز است ، انسان ساز است.
    ر .ک .اذرخشی دیگر از آسمان کربلا،محمد تقی مصباح یزدی.


    حضرت امام خمینی(ره)
    گریه کردن در عزای امام حسین، زنده نگهداشتن نهضت است. گریه بر مظلوم، فریاد مقابل ظالم است
    گریه بر امام حسین علیه السلام

  13. تشكرها 4

    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (07-09-1390), مدير اجرايي (02-09-1391), نرگس منتظر (02-09-1391), شکيبا (02-09-1391)

  14. #7
    عضو خودماني
    شکيبا آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 1,427      تشکر : 6,052
    4,852 در 1,201 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شکيبا آنلاین نیست.

    پیش فرض







    گریه کردن برای امام حسین(ع)چه ثوابی دارد؟





    همیشه زبان، مترجم عقل بوده ولی ترجمان عشق، چشم است. آنجا که اشکی از روی احساس و درد و سوز می‎ریزد، عشق حضور دارد، ولی آنجا که زبان با گردش منظم خود جمله‎های منطقی می‎سازد عقل حاضر است.

    به گزارش راسخون به نقل از ایسنا، اجر و مزد گریه برای آن حضرت بسیار عظیم و بزرگ است و خداوند خود ضامن آن می‎باشد. گریه برای آن حضرت سختی‎های زمان احتضار را از بین می‎برد.


    امام سجّاد(ع) می‌فرمایند: "هر مؤمنی که چشمانش برای کشته شدن حسین(ع) گریان شود به طوری که اشک بر گونه‏‌هایش سرازیر گردد، خداوند به سبب آن، او را در غرفه‏‌های بهشتی جای دهد که روزگاران درازی را در آن‌ها به سر برد1".


    امام صادق علیه‌السّلام به مسمع بن عبدالملک فرمودند: "آیا مصائب آن جناب (امام حسین علیه‌السّلام) را یاد می‎کنی؟ عرض کرد: بلی والله مصائب ایشان را یاد کرده و گریه می‎کنم. حضرت فرمودند: آگاه باش که خواهی دید در وقت مردن پدران مرا که به ملک‌الموت وصیت تو را می‎کنند که سبب روشنی چشم تو باشد. همچنین فرمودند: ای مسمع گریه بر احوالات حسین (ع) سبب می‎شود که ملک الموت بر تو مهربان‎تر از مادر گردد.


    گریه بر حضرت اباعبدالله الحسین (ع) باعث راحتی در قبر، فرحناک و شادان شدن مرده، شادان و پوشیده بودن او در هنگام خروج از قبر است در حالی که او مسرور است، فرشتگان الهی به او بشارت بهشت و ثواب الهی را می‎دهند. اجر و مزد هر قطره آن این است که شخص همیشه در بهشت منزل کند2".


    امام رضا(ع): "بر کسی چون حسین باید که گریندگان بگریند؛ زیرا که گریستن بر او گناهان بزرگ را می‏‌زداید. حضرت سپس فرمود: چون ماه محرّم می‏‌رسید کسی پدرم را خندان نمی‏‌دید. غم و اندوه بر او چیره بود تا آن‌که 10 روز می‏‌گذشت. روز دهم روز سوگواری و اندوه و گریه او بود و می‏‌فرمود: این روزی است که حسین علیه‏‌السلام در آن کشته شد3".


    منبع:


    1- ثواب الأعمال: 108 / 1 منتخب میزان‌الحکمة: 380


    2- بحارالانوار، ج44، ص289 و کامل الزیارات باب32، ص101


    3- وسائل‌الشیعه: 10 / 394 / 8 منتخب میزان‌الحکمة: 382


    گریه بر امام حسین علیه السلام

  15. تشكرها 3

    مدير اجرايي (02-09-1391), نرگس منتظر (02-09-1391), ال یاسین (03-09-1391)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •