مفاهیم همسو با معاد سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
مفاهیم همسو با معاد
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 39
  1. #21
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    سوم گروه هایی که در قیامت به شکل حیوان محشور می شوند

    روزی معاذ بن جبل درباره معنای آیه «یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصّورِ فَتَأْتُونَ أَفْواجًا؛ در روز قیامت که صور دمیده می شود، دسته دسته می آیید» (نباء: 18)، از رسول خدا(ص) پرسید. حضرت فرمود: «ای معاذ! درباره مطلب بزرگی پرسیدی.» آن گاه اشک در چشم مبارک حضرت حلقه زد و افزود: «امت من در روز قیامت ده گروه می شوند که البته خداوند این ده گروه را از گروه مسلمانان جدا می کند و صورتشان را تغییر می دهد. عده ای به شکل میمون، بعضی به صورت خوک، پاره ای دست و پا بریده، برخی کور و گروهی گنگ و کرند و طایفه ای وارد محشر می شوند، درحالی که زبانشان را می جوند و چرک از دهان آنها بیرون می آید و اهل محشر از گند و بوی آنها در عذابند. برخی نیز برعکس و وارونه و سرنگون وارد محشر می شوند و به همان حال آنها را به سوی عذاب می برند و عده ای به شاخه ای از آتش آویخته شده اند و بوی بد گروهی دیگر از مردار بیشتر است و دسته دیگر لباس هایی بر آنها پوشانیده اند که به پوست هایشان چسبیده است».

    معاذ پرسید: اینها چه کسانی هستند؟ پیامبر(ص) فرمود: «آن که به صورت میمون وارد محشر می شود، نمام؛ یعنی سخن چین است که میان دو نفر را به هم می زند. آن که به شکل خوک می آید، خورنده حرام است، مانند کسی که در کسبش کم فروشی و در معامله خیانت کرده یا مال مردم را خورده است.
    آن که سرنگون است، کسی است که رباخواری کرده و آن که زبانش را می جود و چرک از دهانش بیرون می آید، عالم بی عمل است؛ عالمی که کردارش غیر از گفتارش است، خوب موعظه می کند، ولی در عمل به گِل فرو رفته است و دیگران از سخنانش بهره برده اند، ولی خود وی هیچ بهره ای از آن نبرده است. ازاین روست که زبانش را می جود و حسرت می خورد.

    آن که دست و پا بریده وارد محشر می شود، آزار رساننده به همسایه است. آن که کور وارد محشر می شود، حاکم جور و ستم کار است که به ناحق حکم کرده، آنان که گنگ و کر وارد بهشت می شوند، خودپسند و خودخواه هستند و آن را که به شاخه ای از آتش می بندند، فردی است که در دنیا نزد پادشاهان سخن چینی می کرده و موجب زحمت مردم و آزار رساندن به آنها می شده است.

    آنهایی که از مردار بدبوترند، کسانی هستند که در شهوت ها و لذت های حرام غوطه ور شده و حق واجب الهی را که در مال آنها بوده، ادا نکرده اند.
    و کسانی که پیراهن های آتشین بر آنها پوشانده می شود، تکبرکنندگان و فخرکنندگان هستند».[61]
    مفاهیم همسو با معاد
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  2. #22
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    5. شفاعت

    «شَفع» به معنای زیادی و نیز تقویت کردن و امداد رساندن و نیرو بخشیدن به چیزی یا کسی است که ضعیف و نیازمند به کمک و یاری باشد.[62]

    الف) شرایط شفاعت [63]

    از آیات و روایات معصومان(ع) روشن می شود که شفاعت حد و مرزی دارد و بی حساب و بدون قید و شرط نیست. برخی عوامل و شرایط شفاعت عبارتند از:

    یک ایمان


    نخستین شرطی که برای شفاعت بیان شده، ایمان است. بنابراین، کفر در همه اقسامش مانع از شفاعت می گردد. انکار ذات باری تعالی و شرک، انکار رسالت و انکار معاد و روز جزا سه مسئله اساسی است که موجب کفر می شود. هر چیزی که به کفر برگردد، موجب می شود قابلیت مغفرت و شفاعت از انسان سلب شود.
    براین اساس، باید میان انسان و خدا رابطه ای باشد و از قلب انسان دریچه ای به عالم غیب باز شود که باز بودن دریچه قلب آدمی به عالم غیب، همان ایمان است. البته ایمان مراتب گوناگونی دارد. گاه در دل فرد فقط روزنه ای به عالم غیب باز است، گاه نیز این روزنه قدری گسترده تر است و ازاین رو، ایمان او قوی تر و مرتبه اعتقاد و یقینش اندکی بالاتر است. گاه نیز دل شخص به خوبی با عالم غیب آشناست و به مرحله یقین رسیده، مانند امیرمؤمنان علی(ع) که می فرماید: «اگر پرده های غیب کنار رود و همه چیز آشکار شود، به یقین من چیزی افزوده نمی شود.»[64] البته این مرحله مربوط به اولیای خدا و رسول الله(ص) و مولا علی(ع) و خاندان و فرزندان پاک آنان است. افرادی نیز در مراحل و مراتب بعدی آنها قرار دارند که درجات و مراتب ایمان آنها متفاوت است.

    برای ضعف ایمان نیز مراتب گوناگونی وجود دارد، به گونه ای که گاه به مرتبه ای می رسد که دل و قلب بسته می شود و هیچ روزنه ای از آن به عالم غیب باز نیست و دل، تاریک و ظلمانی است. بی شک، چنین شخصی برای دریافت آمرزش الهی و شفاعت پیامبران و اولیای الهی قابلیت ندارد، مانند ظرف دربسته ای که اگر آن را در دریا بیندازند و به قعر دریا فرو رود، باز هم یک قطره آب به داخل آن نفوذ نمی کند.


    برخی از آیات که بر لزوم و اعتبار ایمان در امر شفاعت دلالت دارد، عبارتند از:
    خداوند، شرک به خویش را نمی آمرزد و فروتر از آن را بر هر که بخواهد، می بخشاید و هرکه به خدا شرک ورزد، بی شک، دچار گمراهی دور و درازی شده است. (نساء: 116)
    با توجه به این آیه، مغفرت خداوند شامل مشرکان نمی شود.

    [یاد کن] روزی را که پرهیزکاران را به سوی [خدای] رحمان گروه گروه محشور می کنیم و مجرمان را با حال تشنگی به سوی دوزخ می رانیم! [آنان] اختیار شفاعت ندارند، جز آن که از جانب [خدای] رحمان پیمانی گرفته است. (مریم : 85 87)
    این آیه مجرمان را محروم از شفاعت معرفی می کند. مجرم گاهی کافر و زمانی مؤمن است، همان گونه که کافر گناه می کند، مؤمن نیز گاه مرتکب گناه می شود. البته داشتن ایمان شرط لازم برای قابلیت شفاعت است، ولی کافی نیست. بنابراین، بر فرض داشتن ایمان نمی توان به طور یقین و حتم ادعا کرد شفاعت شامل حال شخص می شود؛ زیرا ممکن است فرد شرایط دیگر را نداشته باشد. هیچ کس نمی تواند یقین کند از شفاعت بهره مند می گردد، اگرچه احتمالش را بدهد که اگر خداوند بخواهد، شفاعت شامل حالش می شود.

    و دوزخیان، بهشتیان را آواز می دهند: «از آن آب یا از آنچه خدا روزی شما کرده است، بر ما فرو ریزید.» می گویند: «خدا آنها را بر کافران حرام کرده است.» همانان که دین خود را سرگرمی و بازی پنداشتند و زندگی دنیا مغرورشان کرد. پس همان گونه که آنان دیدار امروز خود را از یاد بردند و آیات ما را انکار می کردند، ما [نیز] امروز آنان را از یاد می بریم. (اعراف: 50 و 51)

    خداوند پس از این آیات که درباره کفار و محرومیت آنان از نعمت های الهی در روز قیامت است، می فرماید:
    و در حقیقت، ما برای آنان کتابی آوردیم که آن را از روی دانش، روشن و شیوا ساخته ایم و برای گروهی که ایمان می آورند، هدایت و رحمتی است. آیا [آنان] جز در انتظار تأویل آنند؟ روزی که تأویلش فرا رسد، کسانی که آن را پیش از آن به فراموشی سپرده اند، می گویند: «به حق، فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند. پس آیا [امروز] ما را شفاعت گرانی است که برای ما شفاعت کنند یا [ممکن است به دنیا] بازگردانیده شویم تا غیر از آنچه انجام می دادیم، انجام دهیم؟ به راستی که [آنان] به خویشتن زیان زدند و آنچه را به دروغ می ساختند، از دست دادند. (اعراف: 52 و53)
    کسانی که کتاب و شریعت را در دنیا فراموش کردند، در آخرت به خود می آیند و افسوس می خورند و می گویند: ای کاش! شفیعی بود و برای ما شفاعت می کرد، یا ما به دنیا باز می گشتیم و عمل صالح انجام می دادیم و خداوند در پاسخ آنان می فرماید: «چنین آرزویی محال است و اینان خودشان نفوس خود را دچار زیان و خسران کردند.» که این آیه نیز وجود شفیع را برای چنین افرادی نفی می کند:

    دوزخ برای گمراهان نمودار می شود و به آنان گفته می شود: آنچه را جز خدا می پرستیدید، کجایند؟ آیا یاریتان می کنند یا خود را یاری می دهند؟ پس آنها و همه گمراهان در آن [آتش] افکنده می شوند و ‍[نیز] همه سپاهیان ابلیس. آنها در آنجا با یکدیگر ستیزه می کنند [و] می گویند: سوگند به خدا که ما در گمراهی آشکاری بودیم، آن گاه که شما را با پروردگار جهانیان برابر می کردیم و جز تبه کاران، ما را گمراه نکردند. در نتیجه، شفاعت گرانی نداریم و نه دوستی نزدیک. (شعرا: 93 101)
    این آیات نیز مربوط به کسانی است که غیر خدا را عبادت می کردند و اینک در دوزخ با خدایان دروغینی که در دنیا می پرستیدند، جدل می کنند. کفار در دوزخ به اشتباه و کفر و شرک خود پی می برند، ولی همچنان می کوشند تقصیر را به گردن دیگران بیندازند و می گویند: مجرمان، ما را گمراه کردند و در نهایت، اعتراف می کنند که ما در اینجا نه شفیعی داریم و نه دوستی مهربان که ما را از عذاب نجات بخشد.

    در روایات نیز به کسانی که از شفاعت بهره مند می شوند یا از آن محروم می گردند، اشاره شده است. رسول اکرم(ص) در این باره می فرماید:
    شفاعت من اگر خدا بخواهد به کسی می رسد که هنگام مرگ ذره ای به خدا شرک نداشته باشد.[65]
    در روایت دیگری از آن حضرت آمده است:

    شفاعت من شامل حال کسی می شود که با اخلاص، به توحید شهادت دهد و قلب او زبانش را تصدیق و زبانش نیز قلبش را تصدیق کند.[66]
    با توجه به این روایت ها شرک و کفر و ایمان نداشتن به خدا و رسول الله(ص) و روز جزا، مانع از شمول شفاعت است و قابلیت را از انسان سلب می کند.
    مفاهیم همسو با معاد
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  3. #23
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    دو عدالت

    از دیگر شرایط شفاعت این است که شخص، گناهکار و ستمگر نباشد. خداوند در قرآن می فرماید: «برای ستمگران دوست و شفاعت کننده ای که شفاعتشان پذیرفته شود، وجود ندارد.» (غافر: 18)

    سه رضایتمندی خداوند

    از دیگر شرایط شفاعت این است، شخصی که شفاعت می شود، مورد پسند و رضایت خداوند باشد که خداوند در این باره می فرماید: «شفیعان، شفاعت نمی کنند جز برای کسی که [خدا] رضایت دهد.» (انبیاء: 28) و در آیه ای دیگر می خوانیم: «در روز قیامت، شفاعت [به کسی] سودی نبخشد، مگر کسی را که [خدای] رحمان اجازه دهد و سخنش او را پسند آید.» (طه: 109) با توجه به این آیه، رضایت خداوند از شخص گناهکار، جزو شرایط شفاعت است.
    مفاهیم همسو با معاد
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  4. #24
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ب) فلسفه شفاعت

    چرا خداوند به طور مستقیم انسان ها را عفو نمی کند تا نیازی به شفاعت دیگران نباشد؟
    برای این پرسش، پاسخ هایی وجود دارد که عبارتند از:
    یک شاید دلیل آن فروتنی در برابر بندگان صالح خدا باشد تا روح تکبر سرکوب شود، همان گونه که به شیطان امر شد در برابر آدم سجده کند. خداوند در قرآن، درباره گروهی می فرماید: همین که به آنان گفته می شد بیایید تا رسول خدا(ص) برای شما استغفار و دعا کند، سرهای خود را به طرف دیگر برمی گرداندند و با تکبر مخصوصی بی اعتنایی می کردند.

    دو مقام شفاعت از پاداش هایی است که خدا برای عبادت و بندگی به اولیای خود داده، نه اینکه در عفو خدا کمبودی است تا با واسطه شدن مردان خدا جبران شود.
    سه انسان همین که بداند اولیای خدا مانند پیامبران، امامان، شهدا، علما، صالحان و قرآن در قیامت می توانند شفاعت وی را بکنند، می کوشد در دنیا خود را به آنان نزدیک و از پرتو رهنمودهای آنان استفاده کند و این خود یکی از آثار مهم شفاعت است. افزون بر این، عطا کردن مقام شفاعت جاذبه ای در افراد به وجود می آورد تا آنان نیز اگر به مقام نبوت و امامت نمی رسند، خود را به مقام شهدا و صالحان و علما برسانند.[67]
    مفاهیم همسو با معاد
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  5. #25
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ج) دلایل محرومیت از شفاعت

    دلیل محرومیت از شفاعت عبارتند از:

    تعصب و پافشاری در کفر و حق ستیزی:


    همانان که دین خود را سرگرمی و بازی پنداشتند و زندگی دنیا مغرورشان کرد. پس همان گونه که آنان دیدار امروز خود را از یاد بردند و آیات ما را انکار می کردند، ما [نیز] امروز آنان را از یاد می بریم. (اعراف: 51)

    نفاق و جهادگریزی:

    شما را چه شده است که درباره منافقان دو دسته شده اید؟ با اینکه خدا آنان را به [سزای] آنچه انجام داده اند، سرنگون کرده است، آیا می خواهید کسی را که خدا در گمراهی اش وانهاده است، به راه آورید؟ و حال آنکه هر که را خدا در گمراهی اش وا نهد، هرگز راهی برای [هدایت] او نخواهی یافت. (نساء: 88)
    آری، منافقان در پست ترین درجات دوزخند و هرگز برای آنان یاوری نخواهی یافت. (نساء: 145)

    اصرار در گناه و ستم کاری:

    و آنها را از آن روز قریب [الوقوع] بترسان، آن گاه که جان ها به گلو می رسد، درحالی که اندوه خود را فرو می خورند. برای ستمگران نه یاری است و نه شفاعت گری که مورد اطاعت باشد. (غافر: 18)
    گویند: از نمازگزاران نبودیم و بینوایان را غذا نمی دادیم. با بیهوده گان صحبت بیهوده می کردیم و روز جزا را دروغ می شمردیم تا مرگ ما فرا رسید و شفاعت شفاعتگران آنها را سود نبخشید. (مدثر: 43 48)
    سقوط در دوزخ:

    و کسانی که در آتشند، به نگهبانان دوزخ می گویند: پروردگارتان را بخوانید تا یک روز این عذاب را به ما تخفیف دهد ...؛ [همان] روزی که ستمگران را پوزش طلبیشان سود نمی دهد و برای آنان لعنت و بدفرجامی آن سراست. (غافر: 49 و 52)
    مفاهیم همسو با معاد
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  6. #26
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    6. بهشت و دوزخ در قرآن

    الف) ویژگی های بهشت


    جاودانگی: (بقره: 82 ؛ آل عمران: 198؛ نساء: 57 و 122؛ توبه: 72، 89 و 100؛ کهف: 108؛ فرقان: 15 و 76 ؛ لقمان: 9 ؛ فتح: 5 و ق: 34).
    تنوع و فراوانی نعمت: (بقره: 25 و 35 ؛ اعراف: 19؛ مریم: 62 و طه: 118).
    خرمی و شادابی: (بقره: 25؛ آل عمران: 15، 136 و 195؛ نساء: 13، 57 و 122؛ مائده: 12، 85 و 119؛ اعراف: 43؛ توبه: 72، 89 و 100؛ یونس: 9؛ رعد: 35؛ ابراهیم: 23؛ حجر: 45؛ نحل 31؛ حج: 14؛ عنکبوت: 58؛ زمر: 20؛ محمد: 12 و 15؛ فتح: 5 و 17؛ قمر: 54؛ حدید: 12؛ مجادله: 22؛ صف: 12؛ طلاق: 11؛ بروج: 11 و بینه: 8).
    امنیت و آسایش: (اعراف: 48؛ حجر: 46 48؛ طه: 119؛ سباء: 37؛ فاطر: 35 و 36؛ یس: 55 58؛ زخرف: 68؛ مریم: 62؛ واقعه: 25 و نباء: 35).
    صفا و صمیمیت: (اعراف: 43 و حجر: 47).
    عافیت و سلامتی: (انعام: 127 و یونس: 25).
    ب) ملاک های بهشتی شدن
    تقوا: (آل عمران: 133 و 198؛ مائده: 65؛ نحل: 30 و 31 و 32؛ مریم: 63؛ فرقان: 15؛ شعراء: 90؛ ص: 49؛ زخرف: 67 70؛ دخان: 51؛ ق: 31؛ طور: 17؛ مرسلات: 41؛ نباء: 31 و نازعات: 40 و 41).
    جهاد و پایمردی: (آل عمران: 142؛ توبه: 88 و 89؛ حج: 58؛ عنکبوت: 58 و 59؛ فصلت: 30؛ احقاف: 13 و 14 و صف: 10 13).
    صبر: (آل عمران: 142؛ رعد: 22 و 23؛ فرقان: 75 و 76؛ عنکبوت: 58 و 59 و انسان: 12).
    صداقت: (مائده: 119 و نساء: 69).
    ایمان و عمل صالح: (نساء: 57 و 122؛ مائده: 65؛ اعراف: 42؛ هود: 23؛ ابراهیم: 23؛ کهف: 30، 31 و 107؛ مریم: 60 و 61؛ حج: 14، 23 و 56؛ عنکبوت: 58؛ لقمان: 8؛ سجده: 19؛ غافر: 40؛ محمد: 12؛ تغابن: 9؛ طلاق: 11؛ بروج: 11و بینه: 7 و 8).
    شهید و شهادت: (حج: 58 و 59؛ توبه: 111؛ محمد: 4 6 و آل عمران: 169، 170 و 195).
    هجرت و تحمل شکنجه در راه خدا: (آل عمران: 195؛ توبه: 20 22 و حج: 58 و 59).
    حق پذیری: (مائده: 82 85 و حاقه: 17 24).
    خداترسی و سلامتِ دل: (ق: 31 35؛ انفال: 2 و 4؛ رعد: 21 و 23؛ رحمان: 46؛ نازعات: 40 و 41؛ بینه: 7 و 8).
    نیکوکاری: (شورا: 22 و 23؛ ذاریات: 15 و 16؛ یونس: 26؛ نحل: 30 و 31؛ آل عمران: 133 و 134؛ مائده: 85؛ نجم: 31 و مرسلات: 41 و 44).
    تهجد و تواضع: (ذاریات: 15 18 و فرقان: 64، 75 و 76).
    ج) زیبایی ها و لذت های بهشتی: (رعد: 35؛ حجر: 45؛ کهف: 31؛ حج: 23؛ فاطر: 33؛ صافات: 40 50؛ ص: 49 54؛ زخرف: 70 73؛ دخان: 51 57؛ محمد: 15؛ طور: 17 49؛ الرحمان: 46 77؛ واقعه: 15 40؛ انسان: 13 22؛ نباء: 31 36 و غاشیه: 10 16).
    د) چهره بهشتیان: (یونس: 26؛ قیامت: 22 و 23؛ مطففین: 24 و غاشیه: 8).
    ه) گفت وگوی بهشتیان با خود و دوزخیان: (صافات: 50 61؛ طور: 25 28؛ اعراف: 44 و مدثر: 39 47).


    مفاهیم همسو با معاد
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  7. #27
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    و) دوزخ

    زندگی دوزخیان، برزخی میان مرگ و زندگی: (نباء: 24 26).
    شکنجه سخت و اقامت طولانی، از ویژگی های دوزخ: (حج: 9 و 22؛ ملک: 7؛ انسان: 4 و فجر: 24 و 25).
    دوزخ، اقامتگاه بدترین ها: (مریم: 68 و 72 و بینه: 6).
    درها و دربان دوزخ و گفت وگوی دربانان با دوزخیان: (ملک: 8 11).
    رهایی از دوزخ، کام یابی حقیقی انسان: (آل عمران: 185؛ انعام: 15 و 16؛ مؤمنون: 111؛ صافات: 60 و 61؛ دخان: 56 و 57 و طور: 18).
    خوردنی ها و نوشیدنی های دوزخیان: (یونس: 4؛ صافات: 62 68؛ دخان: 43 50؛ واقعه: 51 56؛ حاقه: 35 37؛ مزمل: 13 و غاشیه: 5 7).

    لباس اهل دوزخ: (ابراهیم: 50).

    ز) زمینه های سقوط در دوزخ:

    شرک، کفر، استکبار و دروغ انگاری پیام حق: (بقره: 38 و 39؛ آل عمران: 196 و 197؛ مائده: 10 و 86؛ اعراف: 36، 40 و 41؛ انفال: 12 14؛ توبه: 113؛ حج: 19 -22؛ احزاب: 64 و 65؛ فاطر: 36 و 37؛ زمر: 32؛ غافر: 6؛ طور: 11 16؛ واقعه: 92 94؛ حدید: 19؛ ملک: 6 و 7 و انشقاق: 20 25).
    سلطه گری و انتقادناپذیری ستم کاران: (بقره: 204 207؛ ابراهیم: 13 20؛ حجر: 28 44؛ نحل: 22 29؛ انبیاء: 29 و ص: 71 85).
    رفاه زدگی و حرام خواری (بقره: 174 176؛ توبه: 34 و 35؛ اسراء: 18 21؛ غافر: 70 76 و نازعات: 37 39).
    طغیان و حق ستیزی: (انفال: 36 40؛ حج: 51؛ جاثیه: 33 37؛ ق: 24 28؛ مزمل: 10 13 و بروج: 1 10).
    پیامبرکشی و عدالت ستیزی: (آل عمران: 21 و 22).
    شرک و سلطه پذیری و آلودگی های ناشی از آن: (نساء: 97، 98 و 116 121؛ توبه: 31؛ ابراهیم: 21 و 22؛ اسراء: 22 29؛ کهف: 102 105؛ طه: 72 75؛ انبیاء: 97 100؛ شعراء: 91 104 و احزاب: 66 68).
    فرمانبری اهریمن و نافرمانی از خدا و پیامبر: (نساء: 13 و 14؛ اعراف:16 - 18؛ احزاب: 66؛ فاطر: 6 8؛ یس: 60 67؛ مجادله: 8 10 و تحریم: 9).
    خیانت: (آل عمران: 161 163).
    خودمحوری و خودستایی: (نساء: 49 56 و حج: 3 و 4).
    حق گریزی: (آل عمران: 19 و 20 23 25 و رعد: 18).
    قتل عمد: (نساء: 93 و مائده: 27 29).
    سازش کاری و نفاق: (نساء: 138 146).
    کفر و تکامل ستیزی: (نساء: 167 169).
    نفاق: (توبه: 110؛ فتح: 6 و 11 13).
    پیمان شکنی: (رعد: 25).
    بی خردی، غفلت و ناآگاهی: (اعراف: 172؛ انفال: 22 و 23 و کهف: 100 و 101).
    مسخره کردن آیات الهی و مؤمنان: (رعد: 32؛ کهف: 106 و مؤمنون: 105 111).
    فساد اجتماعی، سیاسی و فرهنگی: (اسراء: 4 17 و قمر: 47 و 48).
    وابستگی مادی و نومیدی از دیدار حق: (یونس: 7 و 8؛ کهف: 103 106 و سجده: 10 14).
    ایمان نداشتن به معاد و زندانی بودن در حجاب طبیعت: (واقعه: 46 48؛ نباء: 27 30 و مطففین: 11 17).
    فسق و انحراف: (سجده: 20 22 و حاقه: 25 33).

    ادامه دارد...
    مفاهیم همسو با معاد
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  8. #28
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    7. رجعت


    الف) مفهوم و تاریخ رجعت

    واژه رجعت، مصدر از ماده رجوع و به معنای «بازگشت» است.[68] مفهوم رجعت با توجه به مضمون روایت ها این است که ائمه(ع) به همراه مؤمنان خالص در دین و مشرکان خالص در شرک و سردمداران شرک، پیش از قیامت زنده خواهند شد و دنیایی نو آغاز خواهد شد. رجعت، از اصول اعتقادی شیعه و نمونه و شاهدی مناسب برای اثبات معاد است.
    زمان رجعت، آخرالزمان و پس از ظهور حضرت حجت(عج) است و به ترتیب تاریخ، به این شکل خواهد بود که پس از رویدادهایی چون ظهور سفیانی و دجّال و...، امام زمان(عج) ظهور و حکومت می کند و پس از آن رجعت به وقوع می پیوندد؛ یعنی ائمه(ع) می آیند و جهان جدیدی را پایه گذاری می کنند. بنابراین، ترتیب زمانی این وقایع به این شکل است: آخرالزمان؛ ظهور امام زمان(عج)؛ رجعت و قیامت.[69]
    مفاهیم همسو با معاد
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  9. #29
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ب) جایگاه رجعت در باورهای شیعه

    اعتقاد به رجعت و بازگشت نخبگان امت به دنیا، پیش از قیامت، از باورهای اصلی شیعه است. امام صادق(ع) می فرماید: «از ما نیست کسی که به رجعت ما ایمان نداشته باشد.»[70] آن حضرت در حدیثی دیگر اعتقاد به رجعت را از شرایط ایمان می شمارد و می فرماید: «هرکه به هفت چیز اعتقاد داشته باشد، مؤمن است و یکی از آن هفت چیز رجعت است.»[71] این سخن به این معناست که ایمان کامل زمانی حاصل می شود که انسان افزون بر اعتقاد به توحید و معاد، به رجعت نیز اعتقاد داشته باشد. بنابراین، بر هر شیعه ای اعتقاد به رجعت ضروری است و از سوی دیگر، این امید را در دل او زنده نگه می دارد که اگر پیش از ظهور منجی عالم، حضرت مهدی(عج) از دنیا رود، خداوند وی را برای نصرت دین خویش و درک لقای آن حضرت به دنیا بازمی گرداند.

    در دیدگاه شیعه رجعت، جنبه عمومی و همگانی ندارد و فقط به مؤمنان خالص و کافران ستمگر اختصاص دارد، چنان که امام صادق(ع) می فرماید: «رجعت، امری همگانی نیست، بلکه امری اختصاصی است و تنها کسانی رجعت می کنند که به ایمان خالص یا شرک خالص رسیده باشند».[72]
    در حقیقت، بازگشت دوباره این دو گروه به دنیا به منظور تکمیل یک حلقه تکاملی برای گروه اول و رسیدن به پست ترین درجه انحطاط، برای گروه دوم است. از آن جا که مؤمنان راستین در مسیر تکامل معنوی با موانعی در زندگی روبه رو بوده اند، تکامل آنان ناتمام مانده است؛ چرا که در پرتو دولت کریمه و عدالت زندگی نکرده اند. بنابراین، حکمت الهی اقتضا می کند با رجعت به دنیا، آخرین مسیر تکامل خویش را طی کنند.
    در مقابل، جباران و منافقان و ستمگران که از هیچ جنایتی بر بشر فروگذار نکرده اند، به دنیا باز می گردند تا به بخشی از مجازات های خویش برسند. در نتیجه، بازگشت این دو گروه به جهان پس از مرگ، نشانه ای از عظمت الهی است.[73]
    مفاهیم همسو با معاد
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  10. #30
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ج) تفاوت رجعت و معاد

    رجعت و معاد در این مسئله که مؤمنان و کافران هر یک به پاداش و سزای عمل خویش می رسند، مشترک است، با این حال، تفاوت هایی میان آن دو وجود دارد که عبارتند از:
    یک رجعت به این جهان مادی، با همه مشخصات و عوارض محقق می گردد و مردمان به همان شکل و صورتی که از دنیا رفته بودند، به دنیا باز می گردند، ولی معاد در جهان دیگر اتفاق می افتد، در جهانی که از عوارض مادی خبری نیست.
    دو در معاد، همه خلایق برای حساب رسی محشور می شوند، درحالی که رجعت، به کافران و مؤمنان خالص اختصاص دارد.
    سه بازگشت کنندگان به دنیا، در زمان رجعت دوباره خواهند مرد یا کشته خواهند شد، ولی در معاد، پس از زنده شدن دیگر مرگی نخواهد بود؛ زیرا آنجا سرای ابدی است.[74]
    د) ملاک رجعت کنندگان

    در برخی روایت ها به طور کلی معیار و ملاک رجعت کنندگان، ایمان خالص و شرک محض برشمرده شده و در پاره ای از روایت ها به طور مشخص و تفصیلی، معیار و ملاک آنان که به دنیا برمی گردند، بیان شده است. از مجموع این روایت ها برمی آید، افراد زیر جزو رجعت کنندگان هستند:
    پیامبران

    در برخی از روایت ها به طور ویژه از برخی پیامبران به عنوان رجعت کنندگان نام برده شده است، از جمله: حضرت عیسی، حضرت اسماعیل و حضرت خضر(ع) و پیامبر گرامی اسلام(ص). امام صادق(ع) نیز در این باره می فرماید: «خداوند هیچ پیامبری را برنینگیخت، جز آنکه همه آنان را به دنیا باز می گرداند تا در رکاب امیرمؤمنان، علی بن ابی طالب(ع) بجنگند».[75]
    مفاهیم همسو با معاد
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •