مفاهیم همسو با معاد سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
مفاهیم همسو با معاد
صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 39
  1. #1
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض مفاهیم همسو با معاد





    مفاهیم همسو با معاد

    1. روح


    الف) حقیقت روح

    به دلیل پیچیدگی و ابهامی که در مسئله روح وجود دارد، بیان تعریفی کامل از روح، بسیار دشوار و شاید ناممکن است. یکی از دلایل این پیچیدگی، انس ما با عالم مادی و موجودات محسوس است. بنابراین، شاید بهتر باشد برای شناخت روح به آثار آن توجه کنیم. روح مرکز ادراکات، عواطف و امیال آدمی است. همچنین تفکر، اراده، تصمیم گیری و انتخاب، از جمله افعال روح یا نفس است.
    فلاسفه، یکی از ویژگی های اصلی روح را مجرد بودن آن می دانند. به باور آنها غیرمادی بودن روح پی آمدهای بسیاری دارد، از جمله اینکه شناخت روح، ابزار و روش خاص خود را می طلبد. نقل است عده ای نزد پیامبر اکرم(ص) آمدند و از حقیقت روح پرسیدند. آیه ای نازل شد و خداوند چنین پاسخ داد: «درباره روح از تو می پرسند، بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از دانش، جز اندکی داده نشده است.» (اسراء: 85)

    از دیدگاه دینی، روح نزدیک ترین و پیچیده ترین و در عین حال گوهر گران بهایی است که ترکیب یا اتحاد آن با جسم، زمینه مناسبی برای تکامل انسان فراهم می سازد. امام علی(ع) می فرماید: «به راستی که نفس (روح) گوهری گران بهاست».[1]

    ب) دلایل وجود و استقلال روح

    یکی از دلایل وجود زندگی ابدی در جهان آخرت، وجود روح و استقلال آن از بدن جسمی و مادی است. دلایلی که در زمینه استقلال روح، جدا از بدن خاکی بیان شده، عبارتند از:

    یک دلیل قرآنی

    بسیاری از آیات قرآن بر دو بعدی بودن انسان و منحصر نشدنش به بدن مادی دلالت دارند که به سه دسته از آنها اشاره می شود:

    اول آیاتی که به مراحل آفرینش انسان اشاره می کند و در پایان مراحل تکوین جسمانی انسان، مرحله جدیدی را معرفی می کند که با مراحل پیشین به کلی متفاوت است. این مرحله جدید، همان دمیدن روح در کالبد انسان است که گاه به اشاره و گاه به صراحت معرفی شده است. برای نمونه، در آیه 14 سوره مؤمنون پس از اشاره به مراحل آفرینش انسان از گِل به نطفه و سپس علقه (خون بسته شده) و پس از آن استخوان و رویش گوشت بر آن، می فرماید: «آن گاه آفرینش دیگر پدید آوردیم. آفرین باد بر خدا که بهترین آفرینندگان است!»


    روشن است که مرحله «آفرینش دیگر» از مراحل پیشین جدا شده و از نظر لفظی نیز با مراحل پیش متفاوت بوده است و پس از آن نیز خداوند، خود را «احسن الخالقین» معرفی می کند.[2] در آیات دیگر نیز دمیدن روح به صراحت بیان شده است، آنجا که می خوانیم:


    همان کسی که هر چیزی را که آفریده است، نیکو آفریده و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد. سپس ]تداوم[ نسل او را از چکیده آبی پست مقرر فرمود. آن گاه او را درست اندام کرد و از روح خویش در او دمید و برای شما گوش و دیدگان و دل ها قرار داد. چه اندک سپاس می گزارید. (سجده: 7 9)

    یا در آیه ای دیگر آمده است: «پس وقتی آن ]انسان[ را درست کردم و از روح خود در آن دمیدم، پیش او به سجده درافتید!» (حجر: 29)

    دوم آیاتی که درباره مرگ و چگونگی گرفتن جان انسان ها آمده است، مانند: «خدا روح را هنگام مرگشان به تمامی بازمی ستاند.» (زمر: 42) علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می فرماید: «از آیه استفاده می شود که نَفْس، موجود و مغایر با بدن است، به گونه ای که از آن جدا می شود و مستقلاً به حیات خود ادامه می دهد».[3]

    سوم آیات مربوط به وجود عالم برزخ و عذاب یا پاداش الهی در این عالم که بر وجود نفس یا روح دلالت دارد.[4] در این دنیا جسم انسان می پوسد و از بین می رود، ولی روحش در جهان میان دنیا و آخرت وجود دارد و از نعمت های آن برخوردار یا در عذابش گرفتار است. آیاتی که بر زنده بودن شهدا و مرزوق بودن آنها نزد پروردگار دلالت دارند[5] نیز از همین دسته آیات به شمار می آیند.

    دو دلایل عقلی روح

    از دلایل اثبات وجود نَفْس یا روح، ثبات شخصیت است. بدن انسان به گونه ای است که همواره تعدادی از سلو ل هایش می میرند و تعدادی سلول دیگر جای آنها را می گیرند، به گونه ای که پس از گذشت چند سال می توان گفت بیشتر یا همه سلول ها عوض شده اند. اگر وجود انسان همان بدن مادی اش باشد، پس از چند سال باید احساس کند فرد دیگری است، در حالی که هرگز چنین احساسی نمی کند. بر این اساس، آشکار می شود انسان افزون بر بدن مادی، نَفْس و روح نیز دارد که موجب ثبات شخصیت او می شود.
    از دیگر دلایل عقلی، نسبت دادن اعضای بدن به خود است، به این معنا که انسان به طور فطری درک می کند که افزون بر بدن مادی، دارای نَفْس و روح است و حقیقت خود را همان روح می داند. ازاین رو، اجزا یا کل بدن را به خود نسبت می دهد، برای مثال می گوید: دست من، پای من، چشم من و مغز من.

    دلیل دیگر برای اثبات نفس یا روح، غیرمادی بودن برخی امور مربوط به انسان است. اموری مانند علم، میل و اشتیاق، احساس درد، لذت، افسردگی و نگرانی از این دسته اند. گرچه علوم طبیعی برای دست یابی به این حالت ها منشأ فیزیولوژیک را تعریف می کنند، ولی دگرگونی های فیزیکی در بدن، فقط زمینه ساز احساس لذت یا درد است، نه خود آنها!

    فلوطین، بنیان گذار مکتب نو افلاطونی، می گوید: وقتی می گوییم در انگشت پایش احساس درد می کند، درست است که محل درد، انگشت پاست، ولی احساس کننده درد، بخش حاکم بر تمام بدن است. ازاین رو، وقتی درد به عضوی روی می آورد، همه روح، آن درد را احساس می کند.[6]
    مفاهیم همسو با معاد
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  2.  

  3. #2
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض





    سه شواهد تجربی


    پدیده های روحی و فرامادی که تفسیر مادی آنها گاه ناممکن است، همواره در زندگی انسان وجود داشته و ذهن وی را به خود مشغول کرده است. امروزه آیین روح گرایی همچنان در حال پیشرفت است، به گونه ای که در کشورهای گوناگون، انجمن های بی شماری با عنوان روح شناسی فعالیت می کنند و کتاب های بسیاری نیز در این باره نگاشته شده است. مهم ترین پدیده هایی که در این علوم بررسی می شوند، عبارتند از:
    اول تله پاتی

    تله پاتی، نوعی ادراک فراحسی است که فردی با توانایی خاص، اندیشه خود را بدون هیچ واسطه حسی، به دیگری منتقل می کند. ارتباط فکر برای دو نفر، هم از راه دور ممکن است و هم از راه نزدیک. کیفیت ارتباط از راه نزدیک به این گونه است که دو نفر در برابر یکدیگر قرار می گیرند و بی آنکه لب به سخن بگشایند یا با اشاره مطلبی را ابراز کنند، افکار خویش را برای یکدیگر می فرستند.
    با تله پاتی، در ارتباط از راه دور که بُعد مسافت نیز به کلی مطرح نیست، در ساعت های تعیین شده، با تمرکز فکر روی یک نقطه، جریان های فکری منتقل و پیام فرستاده می شود. این پدیده ها که متخصصان فن در نقاط مختلف جهان آنها را آزمایش و درستی آنها را تأیید کرده اند، از جلوه های شگفت انگیز روح هستند که به طور مستقل به فعالیت می پردازند.[7]

    دوم قرار گرفتن در آستانه مرگ[8]

    تاکنون بسیاری از مردم از راه همراهی با افرادی که لحظه های نزدیک به مرگ را احساس یا تجربه کرده اند، با ادراکات لحظه های احتضار آشنا شده اند. پزشکان و پرستاران براساس تجربه های شغلی خویش، بیش از دیگران با این مطالب آشنا هستند. نمونه های فراوانی از این تجربه ها را دکتر میلوین مورس، فارغ التحصیل دانشکده پزشکی جرج واشینگتن و استادیار بیماری های کودکان در دانشگاه ایالت واشینگتن در شهر سیاتل، در کتاب تحول یافته به وسیله نور بیان کرده است که مترجم، این کتاب را ادراکات لحظات نزدیک مرگ و تحولات روحی آن نام نهاده است. در اینجا چند نمونه از این تجربه ها را بیان می کنیم:
    «به نظر می آمد رشته هایی که مرا به جهان متصل کرده بودند، گسسته شده اند. از آن به بعد نه احساس ترس داشتم و نه اصلاً بدنم را احساس می کردم. به همین دلیل، درد و ناراحتی خاصی را هم احساس نمی کردم. من سر و صداهای پزشکان و پرستاران را می شنیدم که اطراف من مشغول کار بودند، ولی همه اینها برای من بی معنا و بی اهمیت بود».
    یک بانوی خانه دار ساکن ایالت جورجیا که پس از تصادف از نظر پزشکی مرده بود.
    «من می توانستم به پایین و به کالبدم نگاه کنم که روی تخت بیمارستان قرار داشت. دکترها و پرستارها با عجله در کنار بستر من به فعالیت مشغول بودند. من به خوبی عده ای را دیدم که با عجله و به زور، دستگاه بزرگی را بر روی چرخ هایش حرکت می دادند تا به پایین تخت من برسانند... . در این لحظه، من از فضای بالای اتاق به سمت پایین تخت حرکت کردم تا بهتر بتوانم کارهایی را که آنان بر روی کالبدم انجام می دادند، ببینم. من مانند ناظری بودم که با دقت و علاقه مراسمی را می بیند... . پس از آن ناگهان وارد جسمم شدم، خوب به یاد می آورم، پس از اینکه بیدار شدم، به پایین تخت نگاه می کردم تا خود را در آنجا پیدا کنم».
    یک بانوی اهل ایالت آریزونا که پس از شوک دارویی به ادراک لحظات احتضار رسیده بود.
    «برای مدتی تاریکی همه جا را فرا گرفت و در این شرایط احساس کردم درون چیزی حرکت می کنم. بعدها به این نتیجه رسیدم که درون دهلیزی حرکت می کرده ام. پس از مدتی متوجه شدم از سوی دیگر این دهلیز خارج شدم. در این زمان به سوی نور سفیدی جذب یا کشیده شدم که در زیبایی و جذابیت بی نظیر بود. در محیط اطراف من آن قدر طراوت و شادابی وجود داشت که گویا وارد باغ مینو یا پردیس شدم... . از نقطه ای در بالا به بدنم نگاه می کردم که دکتر داشت آن را تکان می داد. چهره آنان چنان واضح و روشن بود که هنوز پس از سالیان دراز آنها را به خاطر دارم...».
    خانم دارلا، 45 ساله که در 6 سالگی هنگام عمل جراحی برای لحظاتی قلب او از کار افتاد.
    «من مشغول بازی گلف بودم که ناگهان توفانی برخاست و گلوله ای از نور به کالبد من اصابت کرد. برای مدتی احساس می کردم بر بالای کالبدم به صورت سرگردان قرار گرفته ام. پس از مدتی احساس کردم، بدنم به سوی تونلی کشیده یا مکیده شد که بر بالای جسمم قرار داشت. من به خوبی می توانستم تمام چیزهایی را که در اطراف من قرار گرفته بودند، ببینم، ولی در عین حال احساس می کردم به سرعت به طرف جلو حرکت می کنم. به خوبی احساس می کردم داخل تونلی قرار دارم و شاهد نوری در قسمت دیگر یا دهانه خارجی آن بودم که لحظه به لحظه بزرگ و بزرگ تر می شد».
    یک دلال اتومبیل در ایالت جنوبی امریکا که دچار صاعقه شده بود.
    «زمانی که ده ساله بودم، بر اثر سقوط از اسب بی هوش شدم و چند ساعت در این شرایط به سر می بردم. پزشکی که به بالین من آمده بود، اظهار می کرد ممکن است هرگز از حالت اغما خارج نشوم. من این پزشک را می دیدم. پس از مدتی متوجه شدم از جسمم خارج و در شرایط، معلق و در فضا غوطه ورم. می توانستم به همه جا نگاه کنم، از جمله به تن خودم که روی زمین افتاده بود».
    یک مرد 90 ساله
    مفاهیم همسو با معاد
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  4. #3
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    سوم ارتباط با ارواح

    از دیگر پدیده های روحی، ارتباط با ارواح مردگان از راه واسطه است. این مسئله که در اواخر قرن 19 به اوج شکوفایی رسید و امروزه جنبه علمی یافته و شخصیت های بسیاری در جهان و در مجامع گوناگون، خود، ناظر ارتباط با ارواح بوده اند، از دلایل زنده استقلال و جاودانگی روح پس از مرگ است. در این تماس، انسان توانسته است با ارواح مردگان گفت وگو کند و از آنها بخواهد در حل مجهولاتش وی را یاری کنند و بسیار دیده شده است مسائل پیچیده و خاصی به دست کسانی که هیچ گونه آمادگی برای حل چنین مسائلی نداشته اند، از این طریق حل شده است.
    از مجموع تجربه ها و دانسته هایی که در جلسه های احضار ارواح برای پژوهشگران روشن شده است، نتیجه می گیریم انسان، نیرو و شخصیت جداگانه ای دارد که با مرگ نابود نمی شود و بدون نیاز به جسم خاکی، می تواند به فعالیت و تلاش مستقل بپردازد.

    چهارم تصرف در عالم طبیعت


    حرکت دادن اشیا بدون هیچ گونه ابزار مادی، از موضوع های در خور توجه دانشمندان روح شناس است و جالب تر از آن، انجام عمل های جراحی بدون هیچ گونه تماس است. اصل این مسئله که انسان با تقویت اراده و قوای درونی می تواند، به مرتبه ای برسد که در بدن خود یا عالم طبیعت تصرف غیرعادی داشته باشد، انکارناپذیر بوده و در آثار اندیشمندان اسلامی نیز به آن توجه شده است.[9]
    ابن سینا در اشارات می گوید:
    اگر شنیدی عارفی می تواند با نیروی خود، کاری انجام دهد یا چیزی را حرکت دهد یا خود حرکتی کند که دیگران توانایی آن را ندارند، آن را انکار نکن؛ چون از راه طبیعی هم می توانی به چنین چیزهایی برسی.[10]
    استاد مرتضی مطهری نیز پس از اشاره به اینکه انسان از راه بندگی خالصانه و انجام امور عبادی می تواند به چنین مراحلی برسد، درباره تصرف در بدن چنین می گوید: «انسان به مرحله ای می رسد که هر تصرفی که می خواهد در بدن خودش بکند، می کند. حتی این قدرت را پیدا می کند که جلوی حرکت قلب خودش را یک ساعت بگیرد و نمیرد».[11]

    پنجم هیپنوتیزم

    پیشرفت دیگری که در عرصه پژوهش، به درک استقلال روح و بقای آن کمک کرد، هیپنوتیزم بود. در این روش، بر اثر توجه کامل به موضعی یا تمرکز نگاه یک نواخت و طولانی به نقطه ای روشن و نورانی همراه با تلقین های پیوسته، انسان به خوابی مصنوعی فرو می رود که با خواب های طبیعی تفاوت بسیار دارد. در هیپنوتیزم، خواب کننده می تواند خواب رونده را تسلیم اراده خود سازد، به گونه ای که فرمان او را بی درنگ و بدون شک اجرا کند. در این خواب، حواس شخص خوابیده از کار می افتد و چنان سست می شود که هر فشاری را که بر بدنش وارد آید، احساس نمی کند. سخن گفتن انسان در خواب مغناطیسی به زبان هایی که با آن آشنایی ندارد و آگاهی از امور خارج از حدود معلوماتش و نیز مسافرت روح به مناطق دوردست، وجود حقیقت دیگری را در آدمی ثابت می کند.[12]

    ششم الهام در عالم خواب


    فلاسفه، مجموعه خواب و رؤیا را تقسیم بندی کرده اند. بخش مهمی از خواب های انسان در حیطه عمل و آرزوها تحقق می یابد یا از حوادث گذشته اثر می پذیرد. بخش دیگر، خواب های درهم ریخته و پریشان است که بازتاب خیال پردازی ها و توهم های گوناگون است. دسته دیگری از خواب ها براساس عنصر الهام شکل می گیرند و حوادث آینده را پیش بینی می کنند. چنین خواب هایی گاه واقعیت های پنهانی را به صورت حقیقت خودش نشان می دهند و گاه این حقیقت ها را به شکل نماد، در قالب های دیگری می ریزند و کسانی که از فن تعبیر آگاهی دارند، می توانند آنها را تفسیر کنند.
    چون روح بشر با عالم ماوراء طبیعت سنخیت دارد، به طبع، زمان خواب که به ادراکات حسی مشغول نیست، رهسپار عالم گسترده تری می شود که با آن سنخیت دارد و براساس ظرفیت و استعدادش، حقایقی از آن جهان را می بیند و می تواند معلومات دریافتی خود را به گونه ای به ذهن بسپارد که پس از بیداری به خاطر بیاورد. این گونه خواب ها چنان زیادند که هرگز نمی توان آنها را انکار کرد. این نوع خواب ها ثابت می کنند رابطه انسان با جهان خارج از طبیعت هنوز قطع نشده است.
    پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «رؤیای صادقانه، بخشی از آگاهی انسان از جهان خارج از طبیعت است».[13]

    به نمونه ای از این خواب ها اشاره می کنیم.

    شیخ مفید می گوید:
    در عالم رؤیا دیدم در مسجد بغداد هستم و دختر پیامبر اکرم(ص)، حضرت فاطمه(س)، بر من وارد شد و حسنین(ع) به صورت دو کودک همراه او بودند. دختر پیامبر(ص) به من گفت: «به این دو کودکم علم فقه بیاموز!» من ناگهان از خواب بیدار شدم و از خواب خویش در تعجب فرو ماندم. فردا در محل تدریس خود نشسته بودم، ناگهان فاطمه، مادر سید مرتضی و سید رضی که دو فرزند خود را همراه داشت، وارد شد و به من گفت: به این دو فرزندم علم فقه بیاموز! ...

    علامه طباطبایی نیز خود، این ماجرا را برای نویسنده تعریف کرده است. ایشان می فرماید:
    در یکی از روزهای زمستان قم، یکی از فرزندانم که آن روز کودک نابالغی بود، به خواب عمیقی رفته بود. گفت: مأمور پست آمده و دو نامه آورده است، بروید هر دو را بگیرید. ما سخنان او را جدی نگرفتیم، ولی چیزی نگذشت، ناگهان در خانه زده شد و مأمور پست آمد و دو تا نامه داد و رفت.[14]
    مفاهیم همسو با معاد
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  5. #4
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ج) روح و رسانه

    روح، حقیقتی انکارناشدنی در عالم کائنات است که امروزه به ابزار طنز و خنده یا وسیله ای برای ایجاد دلهره برای مخاطب رسانه مبدل شده است.
    تمسخر و تحقیر کردن و حتی مستهجن نشان دادن روح به ویژه در فیلم های کمدی، برای همه سطوح سنی از جمله کودکان، در قالب انیمیشن، در جهت تخلیه نمادهای دینی و قداست زدایی غرب در رسانه های دنیا به گونه ای تأثیرگذار بوده که حتی امروزه از روح به عنوان یک توهم یاد می شود.

    برنامه سازان با شناخت درست حقیقت روح، به اندازه عقول یا دست کم رعایت خطوط قرمزی که روح در مکتب اسلام را از روح در مکاتب الحادی یا ادیان تحریف شده متمایز می کند، می توانند با به تصویر کشیدن آسیب های جدی که دیگر مکاتب از راه رسانه به معادباوری وارد می سازند، افقی را فراروی مخاطبانشان ایجاد کنند.
    مفاهیم همسو با معاد
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  6. #5
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    2. مرگ

    الف) مرگ، دریچه ای برای زندگی نو


    مرگ، آخرین مرحله زندگی دنیوی و سرآغاز زندگی جدید انسان به شمار می رود. مَثَل مرگ انسان، مَثَل تولد طفل است. دنیا نیز با همه گستردگی، حسن و زیبایی اش در مقایسه با جهان آخرت چون شکم مادر است؛ همان گونه که تا وقتی کودک پا به جهان نگذارد، از حقیقت جهان خارج آگاه نمی شود، انسان نیز تا هنگام مرگ با جهان آخرت بیگانه است. خداوند در قرآن کریم می فرماید:
    «و برای نیل به آمرزش از جانب پروردگار خود و بهشتی که پهنایش به قدر آسمان ها و زمین است و برای پرهیزکاران آماده شده است، بشتابید!». (حدید: 21)


    همان گونه که به کودکِ در شکم، نمی توان حقیقت دنیا را فهماند، تفهیم حقیقت آخرت و بهشت و دوزخ نیز برای انسان ممکن نیست و فقط دورنمایی از آن را می توان تصور کرد.

    ب) مرگ، سنتی الهی و قطعی

    از دیدگاه قرآن و احادیث اسلامی، مرگ سنّتی قطعی و قانونی همگانی است که هیچ کس را از آن گریز نیست. خداوند در آیاتی از قرآن کریم در این باره می فرماید:

    «هر نفسی طعم مرگ را خواهد چشید و همانا در روز رستاخیز، پاداش هایتان به طور کامل به شما داده می شود». (آل عمران: 185)

    «هر کجا باشید، مرگ شما را درمی یابد، هر چند در دژهای مستحکمی باشید». (نساء: )
    «ما برای هیچ فردی پیش از تو ]پیامبر[، حیات دنیوی جاویدان قرار ندادیم. پس اگر تو بمیری، آیا آنان جاودان خواهند بود؟» (انبیاء: )


    امیرمؤمنان علی(ع) نیز می فرماید:
    اگر کسی می توانست راهی به سوی حیات جاودان دنیوی بیابد و مرگ را از خود دور سازد، سزاوارتر از همه، حضرت سلیمان بود که جن و انس مسخر وی بودند.[15]
    مفاهیم همسو با معاد
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  7. #6
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض





    ج) دلایل ترس از مرگ


    ترس از مرگ در فرهنگ قرآنی و روایی، به اعتبار تفاوت انسان ها دلایل گوناگونی دارد. در یک دیدگاه کلی می توان انسان ها را از این نظر به سه گروه ناقصان، متوسطان و کاملان تقسیم کرد. دلیل وحشت از مرگ در انسا ن های ناقص، این نکته ظریف است که میل به جاودانگی در انسان فطری است و وی از نیستی و نابودی بیزار است.
    چون چنین افرادی به عالم آخرت ایمان ندارند و به حیات ازلی و بقای سرمدی اطمینان نیافته اند، به این دنیا علاقه مند و به تبع آن فطرت، از مرگ هراسان و گریزانند. خداوند متعال در آیه ای از قرآن کریم عقیده این گروه از انسان ها را چنین بیان می کند:
    «جز این زندگانی دنیای ما چیزی نیست، می میریم و زندگی می کنیم و دیگر برانگیخته نخواهیم شد». (مؤمنون: 37)


    ترس از مرگ در انسان های متوسط، دلیل دیگری دارد. متوسطان که ایمانشان به جهان آخرت و قیامت کامل نیست، به دلیل غفلت از آخرت و عالم برتر و بالاتر و توجه به امور دنیایی و تلاش در آبادانی این دنیا، از مرگ می ترسند.


    اما گروه سوم؛ یعنی انسان های کامل و مؤمن از مرگ کراهت ندارند، ولی از آن وحشت دارند و ترس آنان ترسی مثبت و ارزشی است و در نگاهی عمیق تر، ترس آنها از عظمت خداوند متعال است، نه مانند وحشت وابستگان به دنیای مادی و دلدادگان به تعلقات آن؛ چرا که حضرت حق در قلب اولیای الهی تجلی کرده است و موجب هیبت همراه با شوق آنان می شود. بنابراین، هر ترسی از مرگ، بد و منفی و هر ترسی نیز خوب و مثبت نیست. اگر ترس از مرگ بر اثر غفلت و محدودیتِ نظر و اندیشه به دنیای مادی باشد، وحشتی منفی و نابخردانه است و اگر وحشت از مرگ براساس ترس از عظمت حق تعالی و چگونگی رویارویی با خدا باشد، ترسی مثبت و از سر شوق و عشق است.

    د) با ترس از مرگ چه کنیم؟

    برای رهایی از ترس از مرگ باید عوامل ترس را از بین برد. برخی راه کارهای مقابله با ترس از مرگ با توجه به عوامل مختلف عبارتند از:
    یک اگر ریشه ترس از مرگ، ندانستن معنای آن و تعبیر کردن آن به نابودی و سقوط است، باید بپذیریم مرگ به معنای نیستی نیست و از این راه، باید با عامل اول ترس از مرگ مبارزه کنیم، چنان که در آموزه های قرآنی نیز بر آن تأکید شده است.

    دو اگر عامل ترس، جدایی از مال و فرزند و همسر و امور مادی است که دل ما به آنها خو گرفته، باید بدانیم خداوندی که با مرگ، ما را از مال و خانه و فرزند جدا می کند، در عوض، نعمت های دیگری به ما خواهد داد که با نعمت های دنیا قیاس پذیر نیست.
    سه اگر ترس به دلیل ورود به یک موقعیت ناشناخته و تاریک است، باید بدانیم راه مرگ تاریک نیست، بلکه پا گذاشتن به مرحله ای از مراحل تکاملی انسان است و در جای خود، لازم و زیباست.

    چهار اگر دلیل ترس از مرگ، کمیِ توشه راه ایمان و عمل صالح است، باید خودمان را به توشه پرهیزکاری مجهز کنیم. اگر انسان، مؤمن و پرهیزکار باشد و ره توشه مناسبی برای آخرت خویش برگیرد، نه از جان دادن هولی دارد و نه از قیامت ترس و نگرانی، چنان که امام حسین(ع) می فرماید: «مرگ، بزرگ ترین شادمانی است که بر مؤمنان وارد می شود».[16]
    خرم آن روز کزین منزل ویران بروم
    راحت جان طلبم از پی جانان بروم
    بر هوای لب او ذره صفت رقص کنان
    تا لب چشمه خورشیدِ درخشان بروم

    پنج و اگر ترس از مرگ به دلیل گناهان بسیاری است که مرتکب شده ایم، بدانیم خداوند، رحیم و رحمان است و در توبه را به سوی بندگانش گشوده است. پس باید تا فرصت زندگی در این دنیا را داریم، از گناهان و نافرمانی های گذشته توبه کنیم و درصدد اصلاح گذشته برآییم.
    مفاهیم همسو با معاد
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  8. #7
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    3. برزخ

    الف) برزخ چیست؟

    برزخ، در لغت به معنای فاصله ای است که میان دو چیز قرار گرفته است و مانع آمیخته شدن آنها شده و آن دو را از یکدیگر جدا می سازد.[17]
    خداوند در قرآن کریم می فرماید:

    «مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ؛ دو دریا را [به گونه ای] روان کرد [که] باهم برخورد کنند. میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند.» (الرحمن: 19 و 20) و نیز در آیه ای دیگر می فرماید: «... وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلی یَوْمِ یُبْعَثُونَ؛ و پیشاپیش آنان برزخی است تا روزی که برانگیخته خواهند شد». (مؤمنون: 100)


    در اصطلاح، برزخ گذرگاهی است که خداوند میان زندگی دنیا و آخرت قرار داده یا عالمی میان دنیا و آخرت است و گاه از آن به عالم قبر یا عالم ارواح تعبیر می شود.
    امام صادق(ع) در تعریف برزخ می فرماید:
    برزخ، همان عالم قبر است که پاداش و کیفر میان دنیا و آخرت است... . به خدا ما بر شما نمی ترسیم مگر از برزخ.[18]

    ابی بصیر نیز می گوید:
    از امام صادق(ع) درباره ارواح مؤمنان پرسیدم، حضرت در پاسخ فرمود:
    در حجره های بهشت مستقرند، از غذای بهشتی می خورند، از مایع بهشتی می نوشند و از خدا می خواهند هر چه زودتر قیامت را برپا کند تا به پاداش های نهایی خود دست یابند. [19]

    آن حضرت در حدیثی دیگر می فرماید:
    عذاب صبح و شب که در آیه «پس خدا او را از عواقب بد آنچه نیرنگ می کردند، حمایت فرمود و فرعونیان را عذاب سخت فروگرفت. [اینک هر] صبح و شام بر آتش عرضه می شوند و روزی که رستاخیز بر پا شود، [فریاد می رسد:] فرعونیان را در سخت ترین [انواع] عذاب درآورید!».[20] آمده است، ناظر به عذاب پیش از قیامت است [که گناه کاران در عالم برزخ می بینند]؛ زیرا در آتش قیامت صبح و شبی نیست.[21]

    با توجه به این روایت ها، معلوم می شود که ارواح در عالم برزخ به حیات خویش ادامه می دهند و این حقیقتی مسلّم است. اگر صاحب روح از گروه پاکان و نیکان باشد، از پاداش اعمال خوب در آن عالم بهره مند است و اگر از گروه بدان و گناهکاران باشد، به کیفر کارهای ناپسند خویش گرفتار خواهد شد و این وضع همچنان باقی است تا وقتی قیامت برپا گردد.
    مفاهیم همسو با معاد
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  9. #8
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض






    ب) چگونگی بدن برزخی


    در این بخش این پرسش مطرح است که بدن برزخی چگونه است و از چه چیزی ساخته می شود؟ آیا مادی است یا غیرمادی یا مابین این دو؟ با توجه به آیات و روایات و تحلیل های عقلی، می توان دورنمایی از کم و کیف بدن برزخی را تصور کرد. در این باره توجه به سه مطلب ضروری است:

    یک در تمام عوالم هستی (عالم مادی، برزخ و قیامت)، انسان دارای جسم است و در هیچ عالمی بی جسم نیست؛ زیرا روح انسان حقیقتی است که در متن و ذات آن، تعلق به جسم نهفته است.

    دو هر یک از عوالم هستی نظام، احکام، آثار و قوانین ویژه خود را دارد؛ یعنی قوانینی بر عالم طبیعت حاکم است که غیر از سنن حاکم بر عالم برزخ است. در عالم برزخ نیز نظامی وجود دارد که در عالم قیامت نیست و در عالم قیامت، آثاری است که در دو عالم برزخ و ماده وجود ندارد. ازاین رو، بدنی که در عالم طبیعت است، هم سنخ با قوانین حاکم بر این دنیاست و این بدن غیر از بدن برزخی است. بدن برزخی نیز هم سنخ با احکام و آثار عالم برزخ است.

    همچنین، بدن در قیامت، هم سنخ با سنن ویژه عالم قیامت و آماده پذیرش آن قوانین مخصوص است. برای مثال، بدن قیامتی، یک فرد گناهکار بدنی است که در عین سوختن مدام از بین نمی رود. بدن قیامتی یک فرد بهشتی نیز به صورتی است که در عین خوردن و آشامیدن به تخلیه مواد از بدن نیاز ندارد. بنابراین، نباید تصور کرد که بدن های مادی، برزخی و قیامتی یکسانند.

    سه عالم قیامت، عالم بالاتر و نزدیک تر به مبدأ حق است. ازاین رو، موجودات آن مراتب بالاتر و کامل تری دارند. عالم جسم یا نظام مادی، دورترین عالم از مبدأ حق است. ازاین رو، موجودات آن نیز مراتب ضعیف تر و ناقص تری دارند. در مقابل، موجودات عالم برزخ از موجودات عالم مادی کامل تر؛ ولی در مقایسه با موجودات عالم قیامت و تجرّد ناقص ترند.

    بنابراین، مشخص می شود که بدن برزخی غیر از بدن مادی و غیر از بدن قیامتی است؛ بدن برزخی با احکام و آثار و قوانین عالم برزخ متناسب، و از بدن مادی کامل تر و بالاتر و از بدن قیامتی ناقص تر و پایین تر است. بدن برزخی ازآن جاکه از بدن مادی بالاتر است، از سنخ ماده و جسم طبیعی نیست که احکام ماده بر آن غالب باشد، ولی از آنجا که از بدن قیامتی پایین تر است، برخی لوازم ماده چون شکل، اندازه و مقدار را دارد.[22]
    مفاهیم همسو با معاد
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  10. #9
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ج) تکامل در عالم برزخ

    برای ورود به هر عالمی، باید روح و جسم متحول شود و توان و شایستگی ورود به نظام بعدی را کسب کند. این تحول باید به گونه ای باشد که روح و جسم، سنخیت پذیرش احکام، آثار و قوانین آن نظام را پیدا کند. با توجه به آیات و روایات، روح پس از ورود به عالم برزخ، براساس نظام برزخی و مسیری که در نظام دنیایی داشته است، به سیر و حرکت خود ادامه می دهد.

    البته تحمل فشارها و سختی ها در نظام برزخی، موجب تزکیه و طهارت روح مؤمن است و تا آنجا که عالم برزخی اقتضا می کند، بخش مهمی از حجاب ها از چهره روح کنار زده می شود و این همان تکامل روح است. برای مثال، مؤمنی که در دنیا برای رضای خداوند گام برمی دارد، ولی سخن چینی نیز می کند، صفت ناپسند سخن چینی، در نظام برزخی برایش تمثل می یابد و بر او مسلط می شود؛ چرا که این عمل ناروا در دنیا بر روح، عقل و فکر او مسلط بوده و انسانیت او را تحقیر می کرده است. بنابراین، باطن این کردار در برزخ ظاهر می شود، آن هم به گونه ای خاص که همواره انسان را تهدید می کند.
    انسان برای رهایی از این صفت بد، باید در «نظام برزخی» در حد آن عالم و به اقتضای احکام و آثار آن نظام، فشارها و سختی ها را تحمل کند تا پاک شود. عالم برزخ برای کافر معاند نیز فرورفتن بیشتر در گمراهی، عناد و طرد و دوری از خداوند است.[23]
    د) برزخ در قرآن

    بهره مندی شهیدان از هرگونه آسایش و زندگی در عالم برزخ:

    هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شده اند، مرده مپندار، بلکه زنده اند که نزد پروردگارشان روزی داده می شوند. به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است، شادمانند و برای کسانی که از پی ایشانند و هنوز به آنان نپیوسته اند، شادی می کنند که نه بیمی برایشان است و نه اندوهگین می شوند. (آل عمران: 169 و 170)

    آغاز زندگی برزخی انسان ها پس از مرگ آنان
    تا آن گاه که مرگ یکی از ایشان فرا رسد، می گوید: پروردگارا! مرا بازگردان، شاید من در آنچه وا نهاده ام، کار نیکی انجام دهم، نه چنین است، این سخنی است که او گوینده آن است و پیشاپیش آنان، برزخی است تا روزی که برانگیخته خواهند شد. (مؤمنون: 99 و 100)
    زنده شدن انسان در عالم برزخ پس از مرگ:
    می گویند: پروردگارا! دو بار ما را به مرگ رسانیدی و دو بار ما را زنده گردانیدی. به گناهانمان اعتراف کردیم. پس آیا راه بیرون شدنی [از آتش] هست؟ (غافر: 11)
    لزوم توجه به حیات برزخی و پرهیز از انکار آن:
    و کسانی را که در راه خدا کشته می شوند، مرده نخوانید، بلکه زنده اند، ولی شما نمی دانید. (بقره: 154)
    روز و شب در عالم برزخ:
    پس خدا او را از پی آمد بد آنچه نیرنگ می کردند، حمایت کرد و فرعونیان را عذاب سخت فرو گرفت. [اینک هر] صبح و شام بر آتش عرضه می شوند و روزی که رستاخیز برپا شود، [فریاد می رسد:] فرعونیان را در سخت ترین [انواع] عذاب درآورید. (غافر: 45 و 46)
    زنده شدن کافران در عالم برزخ، پس از مرگ در دنیا:
    چگونه خدا را انکار می کنید با آنکه مردگانی بودید و شما را زنده کرد، باز شما را می میراند [و] باز زنده می کند [و] آن گاه به سوی او بازگردانده می شوید. (بقره: 28)
    کافران، تحت ولایت شیطان در عالم برزخ:
    سوگند به خدا که به سوی امت های پیش از تو ‍[رسولانی] فرستادیم، [ولی] شیطان، اعمالشان را برایشان آراست و امروز [نیز] سرپرستشان هموست و برایشان عذابی دردناک است. (نحل: 63)
    پندار کافران درباره زندگی بسیار کوتاه خود در عالم دنیا و برزخ، پس از دیدن قیامت:
    و روزی که کافران بر آتش عرضه می شوند، [از آنان می پرسند:] «آیا این راست نیست؟» می گویند: سوگند به پروردگارمان، آری! می فرماید:

    «پس به [سزای] آنچه انکار می کردید، عذاب را بچشید. پس همان گونه که پیامبران نستوه صبر کردند، صبر کن و برای آنان شتابزدگی به خرج مده! روزی که آنچه را وعده داده می شوند، بنگرند، گویی آنان جز ساعتی از روز را [در دنیا] نمانده اند. [این] ابلاغی است. پس آیا جز مردم نافرمان هلاک خواهند شد؟ (احقاف: و 35)


    تهدید الهی منافقان با عذاب برزخی:
    و برخی از بادیه نشینانی که پیرامون شما هستند، منافقند و از ساکنان مدینه [نیز عده ای] بر نفاق خو گرفته اند. تو آنان را نمی شناسی، ما آنان را می شناسیم. به زودی آنان را دوباره عذاب می کنیم. سپس به عذابی بزرگ بازگردانیده می شوند. (توبه:101)

    ادامه دارد...
    منبع: حوزه نت
    مفاهیم همسو با معاد
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  11. #10
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    4. قیامت


    الف) اسامی و اوصاف قیامت در قرآن

    السّاعة؛ زمان وقوع قیامت (اعراف: 187)
    الآزِفَة؛ نزدیک شونده (نجم: )
    اَلْحاقّة؛ رخ دهنده (حاقّه: 13 )
    الرّاجِفَة؛ لرزنده (نازعات: 6)
    اَلْواجِفَة؛ هراسان (نازعات: 8)
    الرّادِفَة؛ پس لرزه (نازعات: 7)
    اَلصّاخَّة؛ فریاد گوش خراش (عبس: 33 و 34)
    اَلْغاشیة؛ آیا قصه غاشیه به تو نرسید. (غاشیه: )
    اَلقارعة؛ درهم کوبنده (القارعه: 1 و 2)
    المیعاد؛ روز وعده (آل عمران: 9)
    الواقِعَة؛ واقع شونده (واقعه: 1)
    یَوْم لابَیْعٌ فِیهِ وَ لاخُلَّةٌ؛ روزی که نه معامله در آن سودمند است و نه دوستی (بقره: 254)
    لِیَوْمٍ لا رَیْبَ فِیهِ؛ روزی که شکی در آن نیست (آل عمران: 9)
    یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ؛ روزی که هر کس آنچه از خوبی ها انجام داده است، درمی یابد. (آل عمران:30)
    یَوْمَ تَبْیَضُّ وُجُوهٌ وَ تَسْوَدُّ وُجُوهٌ؛ روزی که چهره ها سفید و سیاه می شوند (آل عمران: 6)
    یَوْمَ الْجَمْع؛ روزی که همه جمع می شوند (هود: )
    یَوْمٌ مَشْهودٌ؛ روزی که همه حاضر می شوند (هود: 103)
    یَوْمُ الحِساب؛ روز حساب (ص: 26)
    یَوْمُ التَّلاقِ؛ روز دیدار (مؤمن: 15)
    یَوْمُ التّناد؛ روز فریاد (غافر: 32)
    یَوْمُ التّغابُنِ؛ روز خسارت (تغابن: 9)
    یَوْمُ الحَسْرَة؛ روز حسرت (مریم: 39)
    یَوْمُ الفَصل؛ ا روز جدایی (مرسلات: 13)
    طامّه الکُبری؛ هنگامه بزرگ (نازعات: 34)
    یَوْمُ المَوْعود؛ روز وعده داده شده (بروج: 2)
    یَوْمٍ الیمٍ؛ روز دردناک (هود: 26)
    یَوْمَ الوقتِ المعلومِ؛ روز و وقت معلوم (حجر: 38)
    یَوْمَ نُسیِّر الجِبالَ؛ روز حرکت کوه ها (کهف: 47)
    یَوْمَ نَطْوِی السَّمَاءَ؛ روز درهم پیچیدن آسمان (انبیاء: 104)
    یَوْمٍ عَقیمٍ؛ روز بد فرجام (حج: )
    یَوْم الشّهادة؛ روز گواهی دادن (نور: )
    یَوْمُ الرُّجوع؛ روز بازگشت (نور: )
    یَوْمَ رویة الملائکة؛ روز دیدن ملائک (فرقان: 22)
    یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَی یَدَیْهِ؛ روزی که ستم کار [از شدت حسرت] دستش را به دندان می گزد (فرقان: 27)
    یَوْمَ الظُّلَّةِ؛ روز تیرگی (شعرا: 189)
    یَوْمَ الفَزَع؛ روز هراس (نمل: )
    یَوْمٌ لامَرَدَّ لَهُ مِنَ الله؛ روزی که راه فراری از خدا نیست (روم: )
    یَوْمَ کانَ مِقدارُهُ أَلْفَ سَنَة؛ روزی که اندازه او به مقدار هزار سال است (سجده: 5)
    یوم الامتیاز؛ روز جدا شدن (یس: 59)
    یَوْمَ الْبَطشة؛ روز خشم (دخان: )
    یَوْمُ الوَعید؛ روزی که وعده اش داده شده است (ق: 20)
    یَوْمُ الخُلود؛ روز جاودانگی (ق: 34)
    یَوْمُ الخٌروج؛ روز خروج (ق: )
    یَوْمُ الْعُسر؛ روز دشواری (قمر: 8)
    یَوْمُ الحقِّ؛ روز حق (نبأ: )
    یَوْمُ التَّوفَی؛ روز دریافت کامل جزاء (نور: 25)
    یَوْمُ المُلک؛ روز پادشاهی خدا (حج: )
    یَوْمُ الصّدع؛ روز دسته دسته شدن مردم (روم: 43)
    یَوْمُ العُدْوان؛ روز دشمنی دوستان (زخرف: 67)
    یَوْم صُدور النّاسِ اشتاتاً؛ روز دسته دسته برخاستن مردم از قبرها (زلزله: 6)
    لَتَسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ؛ روزی سؤال از نعمت ها (تکاثر: )
    یَوْمُ النَّدامة؛ روز پشیمانی (یونس: )
    مفاهیم همسو با معاد
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •