سیر اخلاق در جنبش‌های نوپدید دینی سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
سیر اخلاق در جنبش‌های نوپدید دینی
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15
  1. #1
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض سیر اخلاق در جنبش‌های نوپدید دینی




    سیر اخلاق در جنبش‌های نوپدید دینی

    ادیان نیوز/
    در این نوشتار سعی شده است مؤلّفه‌های اخلاقی در مکاتب و ادیان نوپدید مورد سنجش قرار گرفته و در نهایت اثبات شود که:

    1- در این جنبش‌ها عموماً اخلاق چه به معنای سکولار و چه غیر آن رعایت نمی‌شود؛

    2- مکاتب عرفانی نوپدید، بر خلاف ادّعایشان، فاقد ارزش‌های اخلاقی هستند



    مقدّمه

    بر اساس تعاریف موجود، نمی‌توان معنایی واحد برای دین پیدا کرد که جامع افراد و مانع اغیار باشد. شاید هیچ کلمه‌ی دیگری غیر از دین نباشد که در عین استعمال زیاد، نگرش افراد درباره‌ی آن، این مقدار متفاوت و غیر قابل جمع باشد.[5]

    عدّه‌ای کلمه‌ی دین را از دیانت می‌دانند که از فارسی گرفته شده و به معنای شریعت و قانون است، و عدّه‌‌ای دیگر، دین را حسّ روحانی که نیک و بد را از هم تمییز می‌دهد، می‌دانند.[6]

    از جمله مهم‌ترین سؤالات مطرح در زمینه‌ی دین شناسی، ارتباط اخلاق با دین است. با کمی تسامح، اگر دین را مجموعه‌ی‏ عقاید و دستورات عملى بدانیم که از سوى آفریدگار جهان معیّن شده است، و اخلاق را مجموعه‌ی آموزه‏هایى بدانیم که‏ راه و رسم چگونه زیستن را به ‏نحو شایسته و صحیح‏ تبیین می‌کند، به‌روشنی ارتباط دین و اخلاق نمایان می‌شود.
    اخلاق، واژه‌ای عربی است که مفرد آن «خُلق» و «خُلُق» است و در لغت به معنای «سجیّه و سرشت»، اعم از سرشت پسندیده یا ناپسند، است.

    گزینش این لفظ حاکی از آن است که فعل اخلاقی چیزی است که باید ریشه در درون داشته باشد و مظهری برای یکی از احساسات گران‌بهای درونی تلقّی می‌گردد. «خَلق» و «خُلق» از یک ریشه‌اند، ولی یکی به صورت انسانی اشاره دارد و دیگری به سیرت او: خُلق به صورت باطنی انسان و خَلق به صورت ظاهری او اطلاق می‌شود و هریک دارای صفات زیبا و زشت‌اند.[7]
    سیر اخلاق در جنبش‌های نوپدید دینی
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  2. تشكر

    شهیده (29-09-1390)

  3.  

  4. #2
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اخلاق الهی و اخلاق سکولار

    1- نمود اخلاق در الاهیّون

    یکی از نکات اساسی و مورد تأکید ادیان، به‌ویژه اسلام، رعایت اخلاق و امور اخلاقی است. در بسیاری از آیات قرآن و احادیث اشاره شده است که واقعیّت امر اخلاقى در حُسن فعل و یا قُبح آن نهفته است و اصولاً مسأله‌ی امر به معروف و نهى از منکر که یک وظیفه‌ی اسلامى است دعوت به یک رشته امور اخلاقى است که واقعیّت آن را «معروف‏» و یا «منکر» بودن آن تشکیل مى‏دهد. اخلاقِ متّکى به مذهب، به گونه‌ای که عقاید مذهبى و اعتقاد به پاداش و کیفرهاى روز بازپسین، مَجرا و پشتوانه‌ی اصول اخلاقى باشند، راهى است که آیین‌هاى آسمانى و بالاخص آیین مقدّس اسلام آن را انتخاب کرده و در طول چهارده قرن، نتایج درخشانى داشته است.

    اعتقاد راسخ و استوار به خدایى که حکم‌ران و داور روز بازپسین است، و در آن روز، پرونده‌ی اعمال انسان را مى‏گشاید و حتّى به این نیز اکتفا نمى‏کند، بلکه صورت واقعى کردارهاى ما را به قدرت بى‏پایان خود به ما نشان داده، هر فردى را به پاداش و کیفر خود مى‏رساند و ... بزرگ‌ترین پشتوانه‌ی اخلاق، و طبیعى‏ترین ضامن اجراى اصول انسانى است، و در حقیقت، گران‌بهاترین گنجینه و ارزنده‏ترین سرمایه‏اى است که از رهبران بزرگ آسمانى به یادگار مانده است و باید به عنوان یک میراث گران‌قیمت از آن حمایت کرد.[8]

    در نظام اخلاقى اسلام به گرایش‌های فطری و غریزی توجّه شده و در سایه‌ی تعدیل، از همه‌ی آن‌ها بهره گرفته شده است وآنان که محور ارزش را لذایذ نفسانى مى‏دانند، به‌گونه‏اى در این تعدیل تحقّق مى‏پذیرند.

    نظام اخلاقى اسلام، مطلق و پایدار، جهان شمول و فراگیر است؛ زیرا محور آن، کشش‌هاى درونى انسان و وحى است که هر دو فراگیرند نظام اخلاقی اسلام، با ضانت اجرایی همراه بوده و از مقوله‌ی توصیه، خالى و از هر نوع تحریک، پیراسته است.[9]
    سیر اخلاق در جنبش‌های نوپدید دینی
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  5. تشكر

    شهیده (29-09-1390)

  6. #3
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض





    2- اخلاق سکولار

    اخلاق در نگاه غربی و غیر دینی، صورتی دیگر پیدا می‌کند. در یونان باستان و در غرب امروز، نظام‌هاى اخلاقى متعدّدى پى‏ریزى شده که به‌‌وسیله‌ی پایه‏گذاران آن‌ها، معرّفى شده است.
    بیشترین این نظام‌ها مربوط به دوران پس از رنسانس است. در این دوره، شیوه‌ی بحث و بررسى در علوم دگرگون شد، و سرانجام، پدیده‏اى به نام «سکولاریزم‏» و تفکیک دین از حکومت، ‏یا به تعبیر صحیح‏تر« دین‏زدایى‏»، خود را مطرح کرد.

    یکی از این نظام‌ها و مکاتب، مکتب اگزیستانسیالیسم است. از راسل‏ یکی از دانشمندان معروف اروپایی که خود از بزرگان مکتب اگزیستانسیالیسم است، سؤال شد خود به کدام یک‏ از سیستم‌هاى اخلاقى مقیّد است: او در پاسخ گفت: «روش اخلاقى من، ایجاد هماهنگى‏ بین منافع عمومی و خصوصى افراد اجتماع است.»؛[10] یعنی تنها به اصولى از اخلاق قایلم که در شعاع و حدود قانون باشد و نه بیشتر.

    راسل اخلاق را به‌معنای قانون تلقّى کرده، آن را تنها مربوط به زندگى اجتماعى وحقوق افراد و جوامع انسانى مى‏داند و اخلاق فردى را نفى می‌کند. به‌نظر او، انسان ‏در ارتکاب امورى که ضرر و صدمه‏اى به دیگران نمى‏رساند، آزاد است و لزومى نداردکه از آن‌ها خوددارى کند؛ مثلاً لزومى ندارد که زنان عفّت ‏به خرج دهند و از معاشقه ‏با غیر همسران خود در صورتى که تولید مثل نکنند خوددارى نمایند.[11]

    از دیگر فلاسفه‌ی مشهور غرب، فریدریش ویلهلم نیچه، فیلسوف‏آلمانى(درگذشت به سال 1900 میلادى) است. او در این باره می‌گوید:
    «بحث این‌که زندگانى دنیا خوب‏است‏ یا بد و حقیقت آن چیست، امرى بیهوده است و کسى نمى‏تواند آن را دریابد. بعضى‏ مى‏گویند بهتر آن بود که به‌دنیا نمى‏آمدیم؛ شاید چنین باشد، نمی‌دانم؛ امّا می‌دانم‏که خوب یا بد، به دنیا آمده‏ام و باید از دنیا بهره ببرم و هرچه بیشتر بهتر. آن‌چه براى حصول این مقصود مساعد باشد، خوب است، گرچه قساوت و بى‏رحمى باشد؛ و آن‌چه‏ مخالف و مزاحم این غرض باشد بد است، هر‌چند راستى و قهرمانى و فضیلت و تقوا باشد.»

    او می‌گوید:
    «انسان باید فکر خدا و زندگى اخروى را کنار گذارد که از آن ضعف و عجز بر می‌آید. انسان باید در فکر زندگى دنیا باشد و به خود اعتماد کند. این آغاز رهایى از بند است!

    دیگر آن‌که باید رأفت و رقت قلب را دور انداخت؛ رأفت از عجز است و فروتنى از فرومایگى.»[12]
    با این نگاه، قطعاً دیگر جایی برای اخلاق و رعایت اخلاقّیات باقی نخواهد ماند.
    سیر اخلاق در جنبش‌های نوپدید دینی
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  7. تشكر

    شهیده (29-09-1390)

  8. #4
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض





    عرفان‌واره‌های نوظهور

    جنبش‌های دانشجویی سال 1970م در آمریکا و اروپا، و درخواست جوانان و هم‌چنین زمزمه‌های بازگشت به معنویّت و اخلاق، متفکّرین غرب را بر آن داشت تا بر اساس همان دید «کشور برای قیصر، کلیسا برای پاپ»، معنویّاتی تازه به جامعه تزریق کنند. این امر باعث حفظ کشور می‌شد. هم‌چنین می‌توانستند تشنگان حقیقت را به نحوی سیراب کنند. بر همین مبنا، به دنبال اخلاقی جایگزین گشتند تا در راستای هدف خودشان باشد؛ و چه اخلاقی بهتر از اخلاق سکولار که اساس و بنیان آن، جدایی دین از سیاست است.

    از همین‌رو، کشورهای غربی به‌ویژه انگلیس، که سابقه‌ی چهار صد ساله در فرقه‌سازی دارد، شروع به وام‌گیری از معنویّات شرق کردند تا پس از بازسازی، آن را دوباره به شرق صادر کنند. این مکاتب شرقی، با لعاب غربی، دارای دو ویژگی هستند: نخست این‌که خاستگاه آن‌ها یک نظام سکولاری است. دوم آن‌که اخلاق آن، یک اخلاق زمینی و گسسته از عالم بالا است؛ اخلاقی که در آن لذّت، شهوت و خشنودی فرد، برهمه چیز حتّی خداوند، مقدّم می‌شود.

    در این نوشتار، از میان مکاتب عرفانی- اخلاقی جدید، اخلاق را در مکاتب اکنکار، اوشو، کریشنا مورتی، شیطان‌پرستی بررسی می‌کنیم.
    سیر اخلاق در جنبش‌های نوپدید دینی
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  9. تشكر

    شهیده (29-09-1390)

  10. #5
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اخلاق در مکتب اکنکار
    پیدایش مکتب اکنکار
    اکنکار[13] مکتبی است که توسّط پال توئیچل[14] در سال 1965م به جهان معرّفی شد.
    پال در سال 1965م. کارگاه آموزشی سفر روح را در کالیفرنیا دایر نمود و آموزش‌نامه‌های اکنکار را عرضه کرد.

    مؤسّسه‌ی اکنکار در سال 1970م. به عنوان مؤسّسه‌ای غیرانتفاعی تأسیس شد. پال در سال 1971م. در حالی درگذشت که عدّه‌ی بسیاری را به وصل اک[15] نایل کرده بود. در حال حاضر مرکز این مکتب در ایالت سینه‌ سوتاست. گفته شده که پال پس از بیست و پنج سال پرورش، تحت نظر اساتیدی همچون فوبی کوانترز و ربازار تارز، استادان اک اهل تبت، نخستین استاد حق در قید حیات (ماهانتا)[16] از اهالی آمریکا شد.[17]

    مکتب اکنکار، یک عرفان آمریکایی و از زیرشاخه‌های عرفان سرخ‌پوستی است، ولی رگه‌هایی از عرفان شرقی (هندویسم و بودیسم) در آن یافت می‌شود.[18] این مکتب، تلفیقی از آموزه‌های انواع و اقسام ادیان (الهی و غیر الهی) است.

    رعایت اخلاق در فردیّت و انزوا
    اکیست‌ها، تأکید بسیار زیادی بر انزوا و دوری جستن از اجتماع‌دارند. در احوالات پال آمده که او اجتماع را دوست نداشت.[19] یا این‌که گفته می‌شود در اکنکار هرکسی قصر منحصر به فرد خودش را می‌سازد.[20] در قلمرو اکنکار آن‌چه هرگز مفقود نمی‌شود و از دست نمی‌رود، فردیّت است.[21] پال در جای دیگر، با تعریف و تمجید از استادان نظام وایراگی، اکسیت‌ها را دعوت به کناره‌گیری از سیاست و مسایل اجتماعی می‌کند: استادان اک، عضو نظام برادری و ایراگی هستند.

    واژه‌ی سانسکریتِ «وایراگ» به معنای غیر وابسته است. این استادان از امیال و خواسته‌های دنیوی رسته‌اند و تنها مأموریّت آنان، هدایت روح به سر چشمه‌ی الهی است. مسایل اجتماعی برای آنان جذّابیّتی ندارد غالباً از سیاست و سایر شاخص­های دنیوی کناره می‌گیرند.[22] با ردّ اجتماع و غیر اخلاقی دانستن ورود به دنیا فضا را برای سردمداران و چپاول‌گران به‌خوبی باز می‌کنند.

    تهمت، دروغ، افترا در جهت پیشرفت مکتب

    پال توییچل برای آن‌که مکتب خویش را در اندک زمان کوتاه شهره‌ی عالم کند از هر شیوه‌ای، چه مشروع و چه نامشروع، دریغ نکرده است؛ به سراغ تاریخ رفته و از نام بزرگان شهیر استفاده برده، و با تهمت و افترا از میان تمامی ادیان، بهترین‌ها را گل‌چین و به‌عنوان اکیست معرفی‌کرده است.

    به پانصد سال قبل از میلاد برگشته، خود را شاگرد فیثاغورث و ایشان را از استادان اکنکار می‌داند.[23] از پندار نیک، گفتار نیک، و کردار نیک زرتشت استفاده و او را اکیست می‌خواند.[24] از بودا، مسیح، شوپنهاور، سخنانی به میان می آورد و با تأیید کلام این بزرگان، آنان را اکیست دانسته است.[25]

    لائی تسی که در چین بیماران را شفا می‌داد،[26] تولسی داس، شاعر و عارف قرن 17م. جلال‌الدّین رومیِ شاعر(مولانا)، عارف و حکیم پارس در قرن 13 م. را از مشاهیر اک می‌خواند.[27]

    حافظ، شاعر قرن چهاردهم میلادی را پیرو اکنکار می‌داند. شمس تبریزی را از طرفداران پر و پا قرص اکنکار می‌داند، و در آخر، همه را یک‌جا مرید اکنکار، خود و مکتبش را مراد و عامل پیشرفت همه‌ی بزرگان تاریخ برمی‌شمارد.

    پال می‌گویدکه در این مدرسه، معلّمین بی‌شماری داشته است. از آن جمله: محمّد، عیسی، موسی، کنفوسیوس، بودا، کریشنا، زرتشت، سقراط، کپرنیک، مارتین لوتر، شکسپیر، امرسون، انیشتین ... و این فهرست پایانی ندارد. رشته‌های تحصیلی آنان در این مدرسه، از «اکیست» آغاز شده و تا مفهوم زندگی تعمیم می‌یابد.
    سیر اخلاق در جنبش‌های نوپدید دینی
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  11. تشكر

    شهیده (29-09-1390)

  12. #6
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    خرافی بودن اخلاق ادیان در اکنکار

    از نظرگاه آنان، تمامی مذاهب از پنج عنصر اساسی تشکیل شده‌اند که عبارتند از:
    1) فرایض خرافی؛
    2) فانتزی‌های عاطفی؛
    3) مراسم آیینی؛
    4) تفکّرات ماوراء‌الطّبیعه؛
    5) اصول اخلاقی (البته اخلاق را به‌عنوان ابزاری جهت شست و شوی ذهنی افراد می‌دانند).[28]

    پال می‌گوید:
    «خواندن هیچ‌یک از کتب آسمانی ما را حتّی یک قدم به خدا نزدیک‌تر نخواهد کرد.[29] مذاهب با سرسختی به تشریفات ظاهری می‌پردازند.»[30]

    در جایی دیگر می‌گوید:
    «تمام محتوای شگفت‌انگیزی که درباره‌ی ادیان شرقی و مکاتب اسرار یونان باستان و هم‌چنین مذاهب غربی گفته شده، زیر کوهی از خرافات، آیین‌ها و تشریفات مدفون شده تا ادیان بتوانند بقا یابند.»[31]

    پال در مورد ادیان می‌گوید:
    «همه‌ی ادیان از طریق قدرت تصور پیروانشان تأسیس می‌شوند. روحانیّت این تصوّر را اختراع می‌کند و آن‌قدر در مقابل مردم نگه می‌دارد تا قبولش کنند و نیایش آن را بپذیرند.»[32]

    در جایی دیگر می‌گوید:
    «ظاهراً قرار است مذهب دوست بشر باشد، ولیکن تقریباً در تمام طول تاریخ، این دو با یک‌دیگر ستیز مرگ‌باری داشته‌اند.»[33]

    پال درباره‌ی کتب آسمانی می‌گوید:
    «کتب آسمانی پیامبران ادیان الهی، ساخته‌ی دست خودشان است. کتب آسمانی حاوی تجربیات درونی انبیا (بنیان‌گذاران ادیان، مانند بودا، کرشینا، مسیح، محمّد و ...)[34] است.»

    او درباره‌ی معجزات انبیا می‌گوید:
    «تمام معجزات، چیزی به‌جز اعمال ذهنی نیستند؛ هنگامی که ذهن تحریک شده باشد، قابلیّت انجام هرکاری را خواهد داشت، چه مخرّب و چه سازنده.»[35]

    شروع فریب‌کاری و بی‌اخلاقی از خدا


    برخلاف تمامی مکاتب ضدّ دین، مکتب اکنکار با استفاده از پارامترهای دینی به جنگ دین آمده است. جزء لاینفک تمامی ادیان الهی اعتقاد به خداست. در مکتب اکنکار، مانند دیگر اعتقاد به خدا وجود دارد، ولی به جای یک خدا به چند خدا قایل هستند؛ یک خدای مثبت و چندین خدای منفی. سرآمد خدایان مثبت «سوگماد»[36] و منفی‌ترین خدا «کل‌نیرانجان» است.[37]

    این دو خدا حقیقتاً دارای صفات خدا بوده، ولی حیطه‌ی عملکردشان، نیّت خداییشان و نحوه‌ی افکارشان کاملاً با یک‌دیگر متفاوت است. به عبارت دیگر، سوگماد و کَل‌نیرانجان دائماً با یک‌دیگر در حال جنگ هستند. کَل‌نیرانجان، خالق جهان مادّی و پروردگار هر چیزی است که درون آن قرار دارد. او پروردگاری است که تمام پیامبران قدیم از او در انجیل یاد کرده‌اند. هم‌چنین او «یهوه»ی یهودی‌ها، خدای مسیحیان و براهم ودانتیست‌ها و عملاً خدای تمام ادیان است.[38]

    اکیست‌ها می‌گویند: آن خدای واحدی که همه‌ی ادیان الهی قبول داشته، فکر می‌کنند خدای متعال است تنها کَل نیرانجان است که با حیله و نیرنگ، انسان‌ها را به پرستش خویش مشغول داشته است.
    سیر اخلاق در جنبش‌های نوپدید دینی
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  13. تشكر

    شهیده (29-09-1390)

  14. #7
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اکنکار پنج مسأله را موجب قدرت کَل نیرانجان می‌داند:

    1)تنهایی؛
    2) مرگ؛
    3) نومیدی؛
    4) ترس؛
    5) اضطراب.

    اکیست‌ها ابراز می‌دارند کسی‌که تمرینات معنوی اکنکار را اجرا نمی‌کند، به احتمال زیاد در دام قدرت کَل نیرانجان خواهد افتاد. آن‌گاه به‌جای این‌که ابزار خدا واقع شود، به کانالی برای ظهور و حضور کل قدرت‌های شیطانی بدل می شود.

    واکیست‌ها اعتقاد دارند که عالم یک زندان عظیم دارای سلول‌های بی‌شمار است و زندان‌بان این عالم کل نیرانجان است، امّا خانه‌ی حقیقی جای دیگری است. کل میل ندارد به هیچ‌کدام از افراد تحت اختیارش اجازه دهد وارد جهان‌های معنوی شوند، همین‌طور، نمی‌خواهد که ما در کالبد نورانی خود به‌سوی خداشناسی سفر کنیم. کل ما را وادار می‌کند باور کنیم که اوضاع رو به بهبود است و به این منظور، قاصدان و اصلاح‌گران (پیامبران) اخلاقی، اجتماعی و سیاسی خود را طرّاحی و به‌طور مستمر به این دنیا گسیل می‌دارد؛ که دائماً در جهت درست کردن این جهان کوشش کنند.

    پال در جای دیگری دست از خدایی کَل‌نیرانجان برداشته و او را شیطان می‌خواند. او در این زمینه می‌گوید:
    «ستیز روز افزون میان قدرت کَل و قدرت اک در جهان‌های روانی که زیر طبقه‌ی روح قرار دارند، همیشگی است. این ستیز نتیجه‌ی بین خوب و زشت است. کَل، بنا به مکتوبات مسیحیّت و سایر ادیان، شیطان یا اهریمن است. او سلطان قدرت منفی است، و بر تخت خویش تأسیس گشته تا برای روح موانعی بیافریند و در نهایت، موجب آب‌دیده شدن و تکامل وی در دوره‌های تولّد و مرگ در چرخ هشتاد و چهار شود.

    به عبارت دیگر، جهان‌های تحتانی به مثابه‌ی کانون پرورش برای روح عمل می‌کنند تا روح در آن‌ها تحصیل کرده، بعد از فارغ‌التّحصیلی به جهان‌های بالاتر راه یابد. روح می‌تواند در مقام همکاری با خدا، خدمت خویش را آغاز کند.»[39]
    سیر اخلاق در جنبش‌های نوپدید دینی
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  15. تشكر

    شهیده (29-09-1390)

  16. #8
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اخلاق در سیره‌ی اوشو
    اوشو عارف نام‌دار هندی

    باگوان راجینش اوشو، فیلسوف و عارف نام‌دار معاصر هند، در 11 سپتامبر 1931 میلادی در هندزاده شد و در 19 ژانویه 1990 میلادی کالبد خاکی خود را ترک کرد. تحصیلاتش را در هند تا درجه‌ی استادی فلسفه ادامه داد و در سال 1953 میلادی [به پندار مریدانش] به نور حق مشرّف و روشن‌ضمیر شد. از سال 1963 میلادی در اقصی نقاط هند به ایراد خطابه در زمینه‌های معنوی و عوالم روحانی پرداخت. پیروان بی‌شمار و سر سپردگان طریقتش که به‌عنوان «سانیاسین» مشهورند، در مدّت چهار ماه، اراضی کوه‌پایه‌های ایالت «اورگون» را خریداری و شهری بنا نهادند که به «راجینش پورام» مشهور و خار چشم دولت و سیاست‌مداران آمریکایی شد.

    از اوشو قریب شش‌صد عنوان کتاب، هفت هزار ساعت نوار کاست و هزار و هفتصد سخنرانی ویدیویی باقی مانده است. آثار اوشو به اکثر زبان‌های زنده‌ی معاصر ترجمه، و پیروانش در اقصی نقاط جهان امروز گسترده شده‌اند.

    نگاه انسان‌مدارانه‌ی اوشو

    پنج ویژگی امانیستی (انسان‌محور) در آیین اوشو به‌وضوح دیده می‌شود:

    الف) محوریّت انسان؛
    ب) تأکید بر آزادی و اختیار انسان؛
    ج) اعتقاد به توانایی فوق‌العاده‌ی انسان؛
    د) طبیعت‌گرایی؛
    هـ) مدارا.[40]
    سیر اخلاق در جنبش‌های نوپدید دینی
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  17. تشكر

    شهیده (29-09-1390)

  18. #9
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اخلاق جنسی در عرفان اوشو

    اوشو از عشق حرف می‌زند و آن‌ را تا سرحدّ سکس تنزّل می‌دهد. انسجام کانون خانواده را زیر سؤال برده، انسان را به عیش و خوشی لجام گسیخته دعوت می‌کند، اما تا کجا معلوم نیست! نظر اوشو در مورد روابط آزاد و به دور از معیارهای مذهبی در دهه‌ی نود مشکلات زیادی به بار آورد. در سال 1990 میلادی، آمار تکان دهنده‌ای از فرزندان متولّد شده در خارج از چارچوب خانواده در کشورهای توسعه‌یافته منتشر شد. در ایالات متّحده با آن‌که کاتولیک مذهب بوده، حفظ نهاد خانواده از اولویّت‌های اصلی دولت و آن کلیساست و نیز با وجود همه‌ی آموزش‌های پیش‌گیری و آزادی سقط جنین، بیست و هشت درصد از کلّ موالید به‌طور نامشروع متولّد می‌شوند. این رقم در کشورهای اسکاندیناوی به پنجاه درصد رسید.[41]

    به خاطر جاذبه‌های شهوانی عرفان اوشو، روزبه‌روز بر جمعیّت این فرقه افزوده شد، تا جایی‌که دولت آمریکا صلاح را بر آن دید تا از دست این استاد خودپرورده خلاص شود. ادّعا شده در پی بازداشت او در سال 1986میلادی، در زندان ایالت اوکلاهوما، یک منبع قدرت تشعشع رادیواکتیو را در تشک خواب اوشو پنهان کردند تا توانایی‌های عقلانی، قابلیّت‌های گفتاری و سیستم دفاعی بدنش را نابود کنند.

    اوشو معتقد است عشق باید زمینی باشد. از نظر او، معشوقه در عرفان، یعنی مادّی. او دنیایی بودن عشق را در تضاد با هوس‌ها نمی‌داند. وی می‌گوید: رسیدن به عشق، تنها از طریق قطب مخالف امکان‌پذیر است و میل مرد به زن یا زن به مرد شروع عشق است.

    روابط آزاد و ضدّ اخلاقی

    او از زنان به‌عنوان الگویی که دارای استعداد زیادی برای رسیدن به اوج لذّت جنسی به‌طور متوالی هستند، یاد می‌کند. رابطه‌ی دختر و پسر در عرفان اوشو آزاد است، و از آن به‌عنوان یکی از روش‌های مراقبه یاد می‌شود. دیدگاه اوشو درباره‌ی عشق بسیار زیاد متأثّر از فروید و تا حدود زیادی از شاگرد فروید، «یونگ» است. بر این اساس، وقتی از عشق صحبت می‌کند منظورش همین عشق مجازی زمینی و رابطه‌ی زن و مرد است. اوشو تا جایی در شهوت‌رانی پیش می‌رود که در بقیّه‌ی توصیه هایش- مثلاً مدیتیشن- مریدان را ترغیب به سکس می‌کند.

    هم‌جنس‌گرایی و اعمال غیراخلاقی

    پرداختن مفرط اوشو به این روابط نامشروع و به اصطلاح «عرفان»، یکی از دلایل محبوبیّت مکتبش است. از جمله اقدامات مریدان او، راه‌اندازی رسمی و همراه با تبلیغات گسترده‌ی «اوشو پارک» است، که جذابیّت زیادی برای گردش‌گران در هند ایجاد کرده است، هم‌چنین شعبه‌هایی از این پارک در دیگر کشورها تأسیس شده است. در این مکان‌ها نوعی زندگی زناشویی و جمعی، فارغ از قیود اخلاقی و قاعده‌مند ترویج می‌شود.

    دیدگاه اوشو در مورد هم‌جنس‌گرایی جالب است، وی معتقد است این مسأله چیز مهمّی نیست و هیچ اشتباهی در آن رخ نمی‌دهد. او در این باره می‌گوید:
    «این ایده‌های اجتماعی است که چیزی را غلط یا درست می‌شمارد. خوب است اول آن را بپذیرید؛ چراکه در صورت ردّ آن نمی‌توانید آن را حل کنید؛ هرچه بیشتر آن را رد کنید، بیشتر جذب هم‌جنس خواهید شد، زیرا هر چیزی که ممنوع می‌شود جذابیّت بیشتری می‌یابد و هم‌جنس‌گرایی یکی از مراحل ضروری رشد انسان، اعم از زن یا مرد است.»[42]

    اخلاق در عرفان اوشو، یعنی آزادی و رهایی از قیود؛ انسان هرچه آزادتر، اخلاقی‌تر و عارفانه‌تر.

    افکار اوشو بیشتر ترویج‌کننده‌ی یک هرج و مرج اخلاقی است. هرچه از دیدگاه عقل و شرع ادیان الهی ممنوع و ضدّ اخلاق فرض شده، در نظرگاه اوشو، نه‌تنها فعل غیراخلاقی نیست، بلکه با پرداختن مفرط به آن می‌توان نیاز را برآورده کرد و در پی حل آن برآمد.
    سیر اخلاق در جنبش‌های نوپدید دینی
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  19. تشكر

    شهیده (29-09-1390)

  20. #10
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    کریشنا مورتی و پیشنهاد آزاد سازی

    جیدو کریشنا مورتی

    جیدو کریشنا مورتی عارف، روان‌شناس، متفکّر، نویسنده و سخنران مشهور در سال 1896 میلادی در میان خانواده‌ای از برهمنان جنوب هند دیده به جهان گشود و در سال‌های نوجوانی به تحصیل خصوصی پرداخت. از دهه‌ی سوم قرن بیستم، سفرهای پیاپی خویش را به کشورهای گوناگون آغاز کرد و طی این سفرها در مقام آزاده‌ای اندیشمند به سخنرانی پرداخت. این سفرها تا پایان زندگی پربار وی ادامه داشت و او تا واپسین دم نیز به کوشش خویش در راه آزادسازی درونی آدمی ادامه داد. هدف یگانه‌ی او همواره این بود که روان آدمی از بندهای درونی و برونی آزاد گردد. او می‌گفت که این آزادی تنها از راه دگرگونی کامل روان آدمی امکان‌پذیر است و هرکس توان آن را دارد که خود را نه در آینده‌ای مبهم، بلکه به‌گونه‌ای انقلابی دگرگون سازد.

    گرفتار شدن فرد به خویشتن

    در مکتب مورتی، اولویّتی در کار نیست؛ یعنی لازم نیست کسی نکات اخلاقی و یا پیشنهاد کسی را قبول کند، بلکه اوّل و آخر قبول مطلب خود فرد است.

    کریشنا مورتی عنوان می‌دارد:
    «گوینده‌ی این سخنان بر آن نیست که شما را نسبت به فلان موضوع متقاعد سازد تا فلان باور را به شما القا کند. او از شما نمی‌خواهد که دنباله‌رو او بشوید. او مرشد و مراد شما نیست. او مبلّغ و مدافع نظام خاصّی- مثلاً یک نظام فلسفی خاص – نیست، بلکه به‌عنوان دوستانی که چند سال است یک‌دیگر را می‌شناسیم، و علاقه و نگرانی‌مان صرفاً متوجّه زندگی شخصی خودمان نیست، می‌خواهیم به اوضاع جهانی نگاه کنیم که رو به دیوانگی، آشفتگی و پریشانی می‌رود.»[43]

    کریشنا مورتی می‌گوید:
    «هیچ معلّم یا مرشدی[44] وجود ندارد. فقط شما هستید؛ یعنی ارتباط شما با دیگران و جهان، هیچ چیز دیگری وجود ندارد. وقتی این را تشخیص دادید، یا دچار احساس حقارت می‌شوید که خود منجر به ناامیدی و بدبینی می‌شود، یا با این حقیقت روبه‌رو می‌شوید که نه شما و نه هیچ‌کس دیگری مسؤول جهان یا خودتان و آن‌چه فکر یا احساس می‌کنید و یا چگونگی رفتارتان نیست؛ در نتیجه، همه‌ی ترحّم شما خود به‌خود بی‌فایده است؛ زیرا آن‌هم شکلی از ترحّم به خود است.»[45]

    باور یعنی یک امر فردی

    به نظر مورتی، باور صرفاً یک امر فردی است و ما نمی‌توانیم و نباید یک موضوع فردی را به صورت تشکیلات درآوریم. اگر چنین کنیم، از آن یک چیز مرده و بی‌روح ساخته‌ایم، از آن یک پدیده‌ی خشک و ایستا ساخته‌ایم، از آن یک مسلک و مشرب، یک فرقه ساخته‌ایم و آن را بر دیگران تحمیل کرده‌ایم. مورتی می‌گوید:

    «بار دیگر این عقیده‌ی خود را تکرار می‌کنم که هیچ تشکیلاتی نمی‌تواند انسان را به سوی تعالی معنوی هدایت کند. اگر تشکیلاتی بدین منظور برقرار گردد، تبدیل به نوعی چوب زیر بغل و تکیه‌گاه می‌گردد؛ موجب تضعیف و وهن عزّت و آزادگی آدمیان می‌شود، بلکه موجب اسارت انسان‌ها شده و به‌طور اجتناب‌ناپذیری فرد را دچار فلج روحی و روانی گردانده، مانع رشد درونی او می‌شود.»[46]


    اخلاق نوین یعنی نفی ایمان
    مورتی می‌گوید:
    «صدها سال است که آدمی برنامه‌ریزی شده تا باور کند و ایمان داشته باشد و از آیین‌ها و جزم‌های ویژه‌ای پیروی کند، بنابراین، مغزش همانند کامپیوتر شده است، منتها به علّت محدودیّت، از کارآیی آن برخوردار نیست. البته کامپیوتر هم اگرچه کران‌مند است، به این علّت که خواهد توانست بسیار سریع‌تر بیندیشد، آدمی را از میدان به در خواهد ساخت.»[47]

    همه جا تقسیمات و اختلافات مذهبی و فرقه‌ای متعصّبانه از قبیل کاتولیک، پروتستان، هندو، بودایی و غیره وجود دارد.
    به عقیده‌ی کریشنا مورتی، هر آن‌چه درون پرستش‌گاه‌ها و کلیساها، از پیکره‌ها، نمادها و نگاره‌ها قرار دارد، آفریده‌ی ذهن است.
    سیر اخلاق در جنبش‌های نوپدید دینی
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  21. تشكر

    شهیده (29-09-1390)

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •