۩●●*^*●●۩خورشید علقمه [[ ویژه نامه تاسوعای حسینی]]۩●●*^*●●۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩●●*^*●●۩خورشید علقمه [[ ویژه نامه تاسوعای حسینی]]۩●●*^*●●۩
صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 55
  1. #11
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,725      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    دلی به وسعت پهنای عرش بالا داشت
    لبی به وسعت مهریه های زهرا داشت


    کنار علقمه در سجده گاه چشمانش
    نداشت هیچ کسی را فقط خدا را داشت

    اگر چه قطره آبی میان مشک نبود
    ولی کرانه چشمش هزار دریا داشت

    هدر نرفت ز پرتاب چله ها ، تیری
    امیر علقمه ، از بس که قدّ و بالا داشت

    درست وقت نزولش ؛ همه نگاه شدند!!!!
    رشید بود ، زمین خوردنش تماشا داشت.....




    ۩●●*^*●●۩خورشید علقمه [[ ویژه نامه تاسوعای حسینی]]۩●●*^*●●۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 2

    شهیده (14-09-1390), شکيبا (14-09-1390)

  3. #12
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,725      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض





    واعجبا...
    پیکر ماه و اینهمه ستاره؟!!
    قمری در خون نشسته است...
    ملائک گرداگردش به طواف آمده اند....
    کیستی ای ماه تر از ماه؟
    کیستی ای سقای بی آب؟
    کیستی...


    ۩●●*^*●●۩خورشید علقمه [[ ویژه نامه تاسوعای حسینی]]۩●●*^*●●۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. تشكرها 2

    شهیده (14-09-1390), شکيبا (14-09-1390)

  5. #13
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,725      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض









    مشک برداشت که سیراب کند دریا را
    رفت تا تشنگی اش آب کند دریا را

    آب روشن شد وعکس قمر افتاد درآب
    ماه می خواست که مهتاب کند دریا را

    تشنه می خواست ببیند لب اورا دریا
    پس ننوشید که سیراب کند دریا را

    کوفه شد علقمه،شق القمری دیگر دید
    ماه افتاد که محراب کند دریا را

    تا خجالت بکشد سرخ شود چهره ی آب
    زخم می خورد که خوناب کند دریا را

    ناگهان موج برآمد که رسید اقیانوس
    تا درآغوش خودش خواب کند دریا را

    آب مهریه ی گل بود و الا خورشید
    در توان داشت که مرداب کند دریا را

    کاش روی دل خشکیده ی ما آن ساقی
    عکسی از چشم خودش قاب کند دریا را

    روی دست تو ندیده ست کسی دریا دل
    چون خدا خواست که نایاب کند دریا را

    حمیدرضا برقعی



    ۩●●*^*●●۩خورشید علقمه [[ ویژه نامه تاسوعای حسینی]]۩●●*^*●●۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. تشكرها 2

    شهیده (14-09-1390), شکيبا (14-09-1390)

  7. #14
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,725      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    جرعه جرعه وفا، محبت، عشق
    مشك نه اين سبوي ساقي بود
    تو گمان مي‌كني كه آب ولي
    همه‌ي آبروي ساقي بود

    پر گشودي دوباره سوي حرم
    تيرها نيز پر درآوردند
    تا كه از راز تشنگيّ تو و
    مشك لب تشنه سر درآوردند

    ناگهان بغض مشك سر وا كرد
    يك سه شعبه رسيده بود از راه
    چشم‌هاي تو بوسه باران شد
    در هجوم سه شعبه‌ها ناگاه

    حاجت دست‌هاي پاك تو را
    زودتر از خودت روا كردند
    دست هاي گره گشاي تو را
    يك به يك از تنت جدا كردند

    سنگ‌ها گرم استلام لبت
    حج سرخت چه زود كامل شد
    نيزه ها در طواف پيكر تو
    بر سر تو عمود نازل شد

    رمق از زانوان آقا رفت
    بغض أدرك أخا كه سر وا كرد
    از روي اسب، پرپر و بي‌دست
    سجده‌ات را كه او تماشا كرد

    تو به آغوش زخم‌ها رفتي
    سايه‌ات از سر حرم كم شد
    كمر كوه از غم تو شكست
    قامت آسمان دگر خم شد

    چشم‌ها در غروب تو مي‌سوخت
    دشت از داغ تو لبالب بود
    تكيه گاه حرم! فراق تو
    اول بي‌كسي زينب بود

    بي‌پناهي خيمه‌ها، بي تو
    هر دلي را پُر از محن مي‌كرد
    همه ديدند بعد تو ارباب
    كهنه پيراهني به تن مي‌كرد


    ۩●●*^*●●۩خورشید علقمه [[ ویژه نامه تاسوعای حسینی]]۩●●*^*●●۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. تشكرها 2

    شهیده (14-09-1390), شکيبا (14-09-1390)

  9. #15
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,725      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض






    شهادت حضرت عباس بن علي عليه السلام

    پس مقاتله كرد تا ضعف عارض آن جناب شد، ديگر باره نوفل (لعين) و به روايتي حكيم بن طفيل لعين از كمين نخله بيرون تاخت و دست چپش را از بند بينداخت، جناب عباس عليه السلام اين رجز خواند:


    يا نَفْسُ لاتَخْشي منَ الْكُفّارِوَ‌ اَبْشِري بِرحْمَهِ الْجَبّارِ
    مَعَ النَّبِيّ السَّيّدِ الْمُختارِقَدْ قَطَعُوا بِبَغْيِهِمْ يَساري
    فَاَصْلِهِمْ يا رَبّ حّر َّ النّار

    و مشگ را به دندان گرفتو همت گماشت تا شايد آب را به آن لبان تشنگان برساند وناگاه تيري بر مشگ آب آمد و آب آن بريخت و تير ديگر بر سينه‌اش رسيد و از اسب در افتاد.

    عَمُّوهُ بِالنَّبْلِ وَالسَّمْرِ الْعَواسِلفَخَرّض لِلاَرْضِ مَقْطُوعَ الْيَديْنِ لَهُ
    وَالْبَيْضِ الْفَواصِلِ مِنْ فَرْق اِلي قَدَممِنْ كُلّ مَجْدٍ يمينٌ غَيْرَ مُنْجَذِمٍ

    پس فرياد برداشت كه اي برادر مرا درياب، به روايت مناقب ملعوني عمودي از آهن بر فرق مباركش زد كه به بال سعادت به رياض جنت پرواز كرد. چون جناب امام حسين عليه السلام صداي برادر شنيد، خود را به او رسانيد ديد برادر خود را در كنار فرات با تن پاره پاره و مجروح با دستهاي مقطوع بگريست و فرمود:

    اَلانَ اِنْكَسَرَ ظَهْري وَ قَلَّتْ حيلَت
    اكنون پشت من شكست و تدبير و چاره من گسسته و به روايتي اين اشعار انشاء فرمود:

    تَعَدَّيْتُمُ ياشَرَّ قَوْمٍ بِبَغْيكُمْوَ خالَفْقُمُوا دينَ النًّبِيّ مُحَمدٍ
    اَما كانِ خَيْرُ الرُّسْلِ وَصّاكُمُ بنااَما نَحْنُ مِنْ نَسْلِ النَّبِيّ الْمُسَدَّدِ
    اَما كانَتِ الزَّهْرآءُ اُمّيَ دُونَكُمْاَما كانِ مِنْ خَيْرِ الْبَريَّهِ اَحْمَدِ
    لَعِنْتُم وَ‌اُخْزيتُمْ بِماقَدْ جَنَيْتُمُفَسَوْفَ تُلاقُوا حرَّ نارٍ تُوَقَّدُ

    در حديثي از حضرت سيد سجاد عليه السلام مرويست كه فرمودند خدا رحمت كند عمويم عباس را كه برادر را بر خود ايثار كرد و جان شريفش را فداي او نمود تا آنكه در ياري او دو دستش را قطع كردند و حق تعالي در عوض دو دست او دو با ل به او عنايت فرمود كه با آن دو بال با فرشتگان در بهشت پرواز مي‌كند و از براي عباس عليه السلام در نزد خدا منزلتي است در روز قيامت كه مغبوظ جميع شهداء است و جميع شهداء را آرزوي مقام اوست.



    ۩●●*^*●●۩خورشید علقمه [[ ویژه نامه تاسوعای حسینی]]۩●●*^*●●۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  10. تشكرها 2

    شهیده (14-09-1390), شکيبا (14-09-1390)

  11. #16
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,725      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض






    عصر تاسوعا

    اینک زمین در سفر آسمانی خویش به عصر تاسوعا رسیده است
    و خورشید از امام اذن گرفته که غروب کند.

    دیگر تا آن نباء عظیم، اندک فاصله ای بیش نمانده است
    و زمین و آسمان در انتظارند.

    فرات تشنه است و بیابان از فرات تشنه تر
    و امام از هر دو تشنه تر. فرات تشنهء

    مشکهای اهل حرم و بیابان تشنهء
    خون امام و امام از هر دو تشنه تر است؛
    امّا نه آن تشنگی که با آب سیراب شود ...

    او سرچشمه تشنگی است و می دانی، رازها را همه،
    در خزانهء مکتومی نهاده اند
    که جز با مفتاح تشنگی گشوده نمی شود.

    امام سر چشمه راز است و بیابان طف،
    عرصه ای که مکنونات حجاب تکوین را بی پرده می نماید.
    مگر نه اینکه اینجا را عالم شهادت می نامند؟
    و مگر از این فاش تر هم می توان گفت؟
    روایت محرم، شهید مرتضی آوینی



    ۩●●*^*●●۩خورشید علقمه [[ ویژه نامه تاسوعای حسینی]]۩●●*^*●●۩
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 14-09-1390 در ساعت 04:37
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  12. تشكرها 2

    شهیده (14-09-1390), شکيبا (14-09-1390)

  13. #17
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,725      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    مکاشفهء عطش و جانبازی

    در همهمهء غیرت و درد، مگر می شود کار دیگری هم، کرد؟!
    دلشوره درد، خواب را پس می زند و غیرتِ عشق، آب را.

    همه چیز، از آب، از نگاهِ مردانهء ملکوتی عبّاس،
    موج بر می داردو دست های تشنه خاک،
    به تماشای چشمان ماه نبی هاشم، بلند می شود.

    آبروی آب، از اوست:
    هر آب، که در مشکِ او نیست،
    آب نیست، آبرویی است فروهِشته!

    ذهن علیل ابلیس، آدم را تنها خاک می بیند.
    مکاشفهء عطش و جانبازی، در باور آب و آتش نمی گنجد.

    امّا ابوالفضل، کار خود را می کند؛ ماندن، کار او نیست.
    دست از "آب" می شوید و از "جان" خویش نیز!...


    ۩●●*^*●●۩خورشید علقمه [[ ویژه نامه تاسوعای حسینی]]۩●●*^*●●۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  14. تشكرها 3

    خادمه صدیقه طاهره(س) (14-09-1390), شهیده (14-09-1390), شکيبا (14-09-1390)

  15. #18
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    shamee جلوه ماه بنی هاشم در کربلا









    جلوه ماه بنی هاشم در کربلا




    حضرت عبّاس علیه السلام، جلوه عشق و ایثار، تبلور رادمردى، صفا و وقار، و تجسّم شجاعت، شهامت و كرامت است. او در میان حماسه آفرینان كربلا و شهیدان تاریخ، از چنان جایگاه بلند و مكانت والایى برخوردار است كه به گفته سیّد الساجدین، زین العابدین علیه السلام:
    إنَّ لِلعَبّاسِ عِندَ اللّه ِ تَبارَكَ و تَعالى مَنزِلَةً یَغبِطُهُ بِها جَمیعُ الشُّهَداءِ یَومَ القِیامَةِ.(1)
    براى عبّاس علیه السلام، نزد خداوند تبارك و تعالى، منزلتى است كه همه شهدا در روز قیامت، به او رَشك مى برند.
    او از مادرى بزرگوار از قبیله بنى كِلاب كه شجاع ترین، رزم آورترین و تیزْتك ترین مردانِ روزگار را در خود داشت، و در دامان پُرمهر او و در كنار برادران بى نظیرى همچون امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام، بالید و رشد كرد .
    كنیه آن بزرگوار، ابوالفضل و ابو قِربه (صاحب مَشك) و القابش، سقّا(2) و قمر بنى هاشم(3) است.

    عبّاس علیه السلام، قامتى بلند، سینه اى سِتَبر، بازوانى توانمند و چهره اى بس زیبا داشت، بدان سان كه او را «ماه بنى هاشم» مى گفتند .

    عبّاس علیه السلام، در كلام معصومان علیهم السلام، به ایثار، بصیرت، استوارى در ایمان، جهاد عظیم، آزمایش نیكو و داشتن جایگاه رَشك آور در قیامت، ستوده شده است


    او از آغاز قیام ابا عبداللّه الحسین علیه السلام، همراه و همدل ایشان و در هنگامه نبرد كربلا، پرچمدار سپاه او بود.(4) عبّاس علیه السلام، در روزهاى سخت محاصره امام علیه السلام و یارانش، سقایت سپاه و آب رسانى به كودكان را بر عهده داشت .

    او در آستانه شب عاشورا، در جمع همراهان حسین علیه السلام، هنگامى كه امام علیه السلام از آنها خواسته بود تا بروند و ایشان را تنها بگذارند اوّلین كسى بود كه با جملاتى سرشار از عشق و ایمان، و آكَنده از ایثار، هم گامى و جان فشانى اش را اعلام كرد .


    شمر بن ذى الجوشن، در كربلا براى عبّاس علیه السلام و سه برادرش، امان نامه آورد. او كه در آغاز، حتّى از رویارو شدن با شمر، نفرت داشت، در ردّ پیشنهاد سفاهت آمیز او ، شكوهمند و استوار ، گفت:
    لَعَنَكَ اللّه ُ و لَعَنَ أمانَكَ ! أتُؤمِنُنا وَابنُ بِنتِ رَسولِ اللّه ِ صلى الله علیه و آله لا أمانَ لَهُ ؟! (5)
    لعنت خدا بر تو و امان نامه ات باد! آیا به ما امان مى دهى، در حالى كه پسر پیامبر خدا صلى الله علیه و آله در امان نیست ؟!
    عبّاس علیه السلام، در كلام معصومان علیهم السلام، به ایثار، بصیرت، استوارى در ایمان، جهاد عظیم، آزمایش نیكو و داشتن جایگاه رَشك آور در قیامت، ستوده شده است.
    امام صادق علیه السلام درباره او فرمود:
    كانَ عَمُّنَا العَبّاسُ نافِذَ البَصیرَةِ، صَلبَ الإِیمانِ، جاهَدَ مَعَ أبی عَبدِ اللّه ِ الحُسَینِ علیه السلام و أبلى بَلاءً حَسَناً و مَضى شَهیداً.(6)
    عمویمان عبّاس علیه السلام، دارای بصیرتی عمیق بود و ایمانى استوار داشت. همراه ابا عبداللّه الحسین علیه السلام، جهاد كرد و نیكو از آزمایش به در آمد و به شهادت رسید.

    او از آغاز قیام ابا عبداللّه الحسین علیه السلام، همراه و همدل ایشان و در هنگامه نبرد كربلا، پرچمدار سپاه او بود.(4) عبّاس علیه السلام، در روزهاى سخت محاصره امام علیه السلام و یارانش، سقایت سپاه و آب رسانى به كودكان را بر عهده داشت


    این قهرمان شكوهمند قیام كربلا و پشتیبان شكست ناپذیر ابا عبداللّه علیه السلام، در هنگامه اوج تنهایى امام علیه السلام و در راه رساندن آب به كام هاى خشكیده كاروان حسین علیه السلام، شهدِ شهادت نوشید .
    غم شهادت او ، جان امام حسین علیه السلام را بسى فِسُرد ، بدان گونه كه در كنار قامت خونینش ، از سرِ سوز ، در سوگ آن عزیز از دست رفته فرمود :
    الآنَ انكَسَرَ ظَهری، و قَلَّت حیلَتی(7)؛ اكنون، پشتم شكست و چاره ام، ناچار شد.
    در «زیارت ناحیه مقدّسه»، در باره او آمده است:
    السَّلامُ عَلَى أبی الفَضلِ العَبّاسِ بنِ أمیرِ المُؤمِنینَ، المُواسی أخاهُ بِنَفسِهِ، الآخِذِ لِغَدِهِ مِن أمسِهِ، الفادی لَهُ الواقی، السّاعی إلَیهِ بِمائِهِ، المَقطوعَةِ یَداهُ
    سلام بر ابوالفضل عبّاس، فرزند امیر مؤمنان؛ از خود در گذرنده با جان براى برادر، برگیرنده از دیروزش براى فردایش، فدایىِ او ، نگهدارنده، كوشنده براى رساندن آب به او، و كسى كه دست هایش بُریده .
    لازم به ذکر است که هیچ سخنى از امیر مؤمنان علیه السلام خطاب به عبّاس علیه السلام یا در باره وى در منابع معتبر، ثبت نشده است. (8)


    چگونگی شهادت عباس قمر بنی هاشم علیه السلام


    شیخ مفید (ره) می نویسد:


    دشمنان، بر حسین علیه السلام حمله بردند و بر لشكرش، غلبه كردند. تشنگى بر او شدّت گرفت. بر سیل بند فرات، بالا رفت تا خود را به آب برساند و برادرش عبّاس علیه السلام، پیشِ رویش بود . سواران ابن سعد ، راه بر او گرفتند . در میان آنان ، مردى از بنى دارِم بود كه به آن سواران گفت : واى بر شما ! میان او و فرات ، حائل شوید و آب را در اختیارش نگذارید.

    در ادامه می نویسد: دشمنان ، گِرد عبّاس علیه السلام را گرفتند و او را از حسین علیه السلام ، جدا كردند . عبّاس علیه السلام نیز به تنهایى با آنها جنگید تا به شهادت رسید.(9)

    عمویمان عبّاس علیه السلام، دارای بصیرتی عمیق بود و ایمانى استوار داشت. همراه ابا عبداللّه الحسین علیه السلام، جهاد كرد و نیكو از آزمایش به در آمد و به شهادت رسید


    ابن شهرآشوب می نویسد: عبّاس، سقا، ماه بنى هاشم و پرچمدار حسین علیه السلام بود. او از دیگر برادرانش بزرگ تر بود و در طلب آب مى رفت كه بر او حمله بُردند. او هم به آنها حمله بُرد. پس آنان را متفرّق كرد. زید بن وَرقاى جُهَنى، در پشت درخت خرمایى به كمین او نشست و حَكیم بن طُفَیل سِنبِسى نیز او را یارى داد و بر دست راست عبّاس علیه السلام ضربه اى زد [و آن را قطع كرد]. عبّاس علیه السلام، شمشیر را به دست چپ گرفت و به آنها حمله بُرد و چنین رَجَز مى خواند:


    وَاللّه ِ إن قَطَعتُمُ یَمینی / إنّی اُحامی أبَداً عَن دینی

    و عَن إمامٍ صادِقِ الیَقینِ / نَجلِ النَّبِیِّ الطّاهِرِ الأَمینِ به خدا سوگند، اگر دست راستم را قطع كنید / من، همیشه از دینم حمایت مى كنم و نیز از امام راستگو و استوارباورى / كه نواده پیامبرِ پاك و امین است
    آن گاه ، جنگید تا ناتوان شد . حَكیم بن طُفَیل طایى ، از پشت درخت خرما به او كمین زد و بر دست چپش ضربه اى زد [ و آن را قطع كرد ] . عبّاس علیه السلام نیز خواند:


    یا نَفسُ لا تَخشَی مِنَ الكُفّارِ / وأبشِری بِرَحمَةِ الجَبّارِ

    مَعَ النَّبِیِّ السَّیِّدِ المُختارِ / قَد قَطَعوا بِبَغیِهِم یَساری

    اى جان ! از كافران مترس / و به رحمت خداى جبران كننده، بشارتت باد !
    همراه با پیامبر صلى الله علیه و آله ، سَرور برگزیده ! / با سركشى شان، دست چپم را قطع كردند
    پس آن ملعون، با عمود آهنین [به او زد و] عبّاس علیه السلام را به شهادت رساند.(10)


    پی نوشت ها:
    1. الأمالی للصدوق: ص 547 ح 731
    2. إعلام الورى: ج 1 ص 395
    3. مقاتل الطالبیّین: ص 89
    4. الإرشاد : ج 2 ص 95
    5. أنساب الأشراف : ج 3 ص 391
    6. سرّ السلسلة العلویّة: ص 89
    7. مقتل الحسین علیه السلام، خوارزمی: ج 2 ص 29
    8. دانش نامه امام حسین علیه السلام ج7 ص76
    9. الإرشاد: ج 2 ص 1ظ 9
    10. المناقب: ج 4 ص 1ظ 8



    امید پیشگر
    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان





    ۩●●*^*●●۩خورشید علقمه [[ ویژه نامه تاسوعای حسینی]]۩●●*^*●●۩





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  16. تشكرها 2

    شهیده (14-09-1390), شکيبا (14-09-1390)

  17. #19
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    shamee






    آسمان ادب






    مادر، ام البنین، چهار پسر داشته است، یکی از یکی زیباتر، رشیدتر، باصلابت تر و با شکوه تر.

    سالهای سال پای این سروها نشسته است. هر چهار را به خون جگر آب داده است، پرورده است…

    از میان این چهار، عباس، سر آنهاست؛ گل آنهاست و ماه آسمان آنهاست.

    و اما عباس، تنها ماه آسمان خانه ام البنین نیست، ماه آسمان بنی هاشم است؛ بنی هاشمی که همه، به زیبایی شهره اند و به رشادت مشهور.

    ابروانشان پیوسته است، چشمانشان درشت، مشکی، سرشار از صلابت و جذبه و محبت، با سایه بانی بلند از مژگان سیاه.

    بدنها همه متناسب و تنومند، قدها همه رشید، دستها همه استوار و اجزای اندام همه موزون و بی عیب و نقص، و در میان این همه، برتری یافتن، ممتاز شدن و چون ماه نو مشارالیه همگان قرار گرفتن، کاری سخت است و چیزی افزون می طلبد.
    و عباس دارنده این فزونی است؛ آنقدر که به هنگام عبور او از کوچه و بازار مدینه، همگان واله و شیدا و خیره می مانند و بعضی بی اختیار، «و ان یکاد» می خوانند.
    «ماه بودن» بی همانند عباس، دوست و دشمن را هماره به تواضع واداشته است. دوست را از سر محبت و دشمن را از سر صلابت، خویش را از سر جمال و بیگانه را از سر جلال.

    راستی فرزندان حسین علیه السلام ؛ سکینه و رقیه هم، او را عمو خطاب می کنند و او بال در می آورد از شنیدن این لفظ آنقدر که از فراز دشمنان تا فرات پرواز می کند... ولی او حسین علیه السلام را برادر خطاب نمی کند


    مادرش افتخار زنان بنی هاشم، ام البنین، و پدرش برترین پدر عالم، علی است علیه السلام. بنابراین عباس، برادر حسین علیه السلام است و هر دو فرزند علی مرتضایند و طبیعی است که یکدیگر را برادر خطاب کنند و حسین علیه السلام همیشه او را برادر می خواند و حسن علیه السلام نیز و زینب و ام کلثوم هم -علیهماالسلام- .
    اما عباس، هیچگاه حسین علیه السلام را برادر خطاب نمی کند و نه آن سه دیگر را، برادر و خواهر.
    در مقابل حسین علیه السلام بال می گسترد و هر بار او را با الفاظی چنین می خواند:
    - سید من! آقای من! مولای من ! امام من! فرزند رسول من!
    و در مقابل زینب علیهاالسلام:
    - بانوی من! سرور من! پیامبرزاده من!
    و این یکی از ظرائف و شگفتی های «ادب» عباس است در مقابل حسین برادر، حسین رهبر و اهل بیت پیامبر علیهم السلام.
    و همیشه در توجیه این ادب ظریف، پاسخی مودبانه تر و ظریف تر در آستین دارد:
    حسین- جانم به فدایش- فرزند فاطمه علیهاالسلام است، دختر پیامبر، و من فرزند فاطمه علیهاالسلام نیستم. اگر چه مفتخرم به فرزندی علی علیه السلام ، اما مادر او برترین زن عالم امکان است، فاطمه علیهاالسلام است، من چگونه او را برادر بخوانم؟

    یا باید او را تا خودم پایین بیاورم، یا خود را تا او بلند بشمرم و برادر خطاب کنم، حاشا که این هر دو خلاف ادب است و جسارت به ساحت مقدس حسین علیه السلام.
    راستی فرزندان حسین علیه السلام ؛ سکینه و رقیه هم، او را عمو خطاب می کنند و او بال در می آورد از شنیدن این لفظ آنقدر که از فراز دشمنان تا فرات پرواز می کند... ولی او حسین علیه السلام را برادر خطاب نمی کند.
    اما در تمام طول عاشورا و در همه ارض کربلا فقط یک جا هست، یک لحظه هست که ناگاه لفظ برادر بر زبان عباس جاری می شود:
    - اخی! ادرک اخاک!
    برادر! برادرت را دریاب!
    اینجا کجاست؟ این لحظه چه لحظه ای است؟
    این درست است که عباس، در این لحظه در نهایت استیصال است. دشمن او را محاصره کرده و فهیمده است که او قصد جنگیدن ندارد؛ فقط می خواهد مشک آب را، بار امید را، به مقصد خیمه ها برساند و این به دشمن جسارت بخشیده است؛ آنقدر که هر دو دست او را بریده اند، عمودی آهنین بر فرقش فرود آورده اند، مشک امیدش را متلاشی کرده اند، سر و رو و چشم و اندام او را، غرق تیر و نیزه ساخته اند و او را از اسب به زیر افکنده اند.
    اینها همه درست، ولی هیچکدام سبب نمی شوند که عباس از آن ادب معهود خود عدول کند و حسین علیه السلام را برادر بخواند.
    تنها یک چیز می تواند در آن لحظه غریب، عباس را مجاز یا وادار به ادای لفظ برادر کرده باشد و آن اینکه:
    فاطمه- سلام الله علیها- در آن لحظه غریب، در آن محاق مظلومیت با سر و موی آشفته حضور یافته باشد، سر عباس را پیش از آنکه به زمین بیفتد، بر دامن گرفته باشد و گفته باشد:
    فرزندم! پسرم! عباسم!
    مادری فاطمه، فرزندی عباس ... جواز ادای لفظ برادر...
    برادر! برادرت را دریاب!

    سید مهدی شجاعی

    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان





    ۩●●*^*●●۩خورشید علقمه [[ ویژه نامه تاسوعای حسینی]]۩●●*^*●●۩





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  18. تشكرها 2

    شهیده (14-09-1390), شکيبا (14-09-1390)

  19. #20
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,725      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض









    مکن ای صبح طلوع

    شب وصل است و تبِ دلبری جانان است
    ساغر وصل لبالب به لب مستان است
    در نظر بازیشان اهل نظر حیران است
    گوئیا مشعله از بامِ فلک ریزان است
    چشم جادوی سحر زین شب و تب گریان است


    امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است
    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع


    «یارب این بوی خوش از روضة جان می آید؟
    یا نسیمی است کزان سوی جهان می آید؟»
    «یارب این نور صفات از چه مکان می آید؟»
    «عجب این قهقهه از حورِ جنان می آید!»
    یارب این آبِ حیات از چه دلی جوشان است؟

    امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است
    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع


    «چه سَماع است که جان رقص کنان» می آید؟
    «چه صفیر است که دل بال زنان می آید؟»
    چه پیامی است؟ چرا موج گمان می آید؟
    چه شکار است؟ چرا بانگ کمان می آید؟
    چه فضائی است؟ چرا تیر قضا پران است؟


    امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است
    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

    گوش تا گوش، همه کرّ و فرِ دشمنِ پست
    شاه بنشسته، بر او حلقة یاران الست
    «پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست»
    چار تکبیر زده یکسره بر هر چه که هست
    خیمه در خیمه صدای سخن قرآن است


    امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است
    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع


    وَه از آن آیتِ رازی که در آن محفل بود
    «مفتی عقل در این مسئله لایعقل بود»
    «عشق می گفت به شرح آنچه بر او مشکل بود»
    «خم می بود که خون در دل و پا در گل بود»
    ساغر سرخ شهادت به کف مستان است


    امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است
    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع


    این حسین است که عالم همه دیوانة اوست
    او چو شمعی است که جانها همه پروانة اوست
    شرف میکده از مستی پیمانة اوست
    هر کجا خانه عشق است همه خانة اوست
    حالیا خیمه گهش بزمگه رندان است

    امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است
    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

    قل هوالله بزاید زلبش، رمز احد
    لم یلد گوید و لم یولد و الله صمد
    این تمنا ز احد در دل او رفته زحد:
    می وصلی بچشان تا در زندان ابد
    بشکنم از خم وحدت که چنین جوشان است

    امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است
    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع


    محرمان حلقه زده در پی پیغامی چند:
    «چشم اِنعام مدارید ز اَنعامی چند»
    «فرصتِ عیش نگه دار و بزن جامی چند»
    که نماندست ره عشق مگر گامی چند
    در بلائیم ولی عشق بلا گردان است

    امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است
    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

    دکتر احمد جلالی




    ۩●●*^*●●۩خورشید علقمه [[ ویژه نامه تاسوعای حسینی]]۩●●*^*●●۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  20. تشكرها 2

    شهیده (14-09-1390), شکيبا (14-09-1390)

صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •