۩●*●۩●*●۩  آئینه خدا نمای در لاله زار کربلا {ویژه نامه عاشورای حسینی} ۩●*●۩●*●۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩●*●۩●*●۩  آئینه خدا نمای در لاله زار کربلا {ویژه نامه عاشورای حسینی} ۩●*●۩●*●۩
صفحه 3 از 8 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 74
  1. #21
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض






    و به روايت سيد ره و مفيد (ره) لشكر لحظه از جنگ آن حضرت درنگ كردند پس از آن رو به او آوردند و او را دائره وار احاطه كردند.
    اين هنگام عبدالله بن حسن كه در ميان خيام بود و كودكي غيرمراهق بود چون عم بزرگوار خود را بدين حال ديد تاب و توان از وي برفت و به آهنگ خدمت آن حضرت از خميه بيرون دويد تا مگر خود را به عموي بزرگوار رساند.

    جناب زينب سلام الله عليها از عقب او بشتاب بيرون شد و او را بگرفت و از آن سوي امام عليه السلام نيز ندا در داد كه اي خواهر عبدالله را نگاه دار مگذار كه در اين ميدان بلاانگيز آيد و خود را هدف تير و سنان بي رحمان نمايد.

    حضرت زينب هر چه در منع او اهتمام كرد فايده نبخشيد و عبدالله از برگشتن به سوي خيمه امتناع سختي نمود و گفت به خدا قسم كه از عموي خويش مفارقت نكنم و خود را از چنگ عمه‌اش رهانيد و به تعجيل تمام خود را به عموي خود رسانيد و در اين وقت ابحر (لعين) ابن كعب شمشير خود را بلند كرده بود كه به حضرت امام حسين عليه السلام فرود آورد كه آن شاهزاده رسيد و به آن ظالم فرمود واي بر تو اي پسر زانيه مي‌خواهي عموي مرا بكشي آن ملعون چون تيغ فرود آورد عبدالله دست خود را سپر ساخت و در پيش شمشير داد، شمشير دست آن مظلوم را قطع كرد چنانكه صداي قطع كردنش بلند شد و به نحوي بريده شد كه با پوست زيرين بياويخت.

    آن طفل فرياد برداشت كه يا ابتاه يا عماه حضرت او را بگرفت و بر سينه خو د چسبانيد و فرمود اي فرزند برادر صبر كن بر آنچه بر تو فرود آيد و آنرا از در خير و خوبي به شمار گير، هم اكنون خداوند ترا با پدران بزرگوارت ملحق خواهد نمود پس حرمله (لعين) تيري به جانب آن كودك انداخت و او را در بغل عم خويش شهيد كرد.
    حميد بن مسلم گفته كه شنيدم حسين عليه السلام در آن وقت مي‌گفت:


    اَلَلّهُمَّ اَمْسِكْ عَنْهُمْ قِطْرِ السَماءِ وَ امْنَعْهُمْ بَرَكاتِ الاَرْضِ الخ.

    شيخ مفيد ره فرمود كه رجاله حمله كردند از يمن و شمال بر كساني كه باقيمانده بودند با امام حسين عليه السلام پس ايشان را به قتل رسانيدند و باقي نماند با آن حضرت جز سه نفر يا چهار نفر. سيد بن طاوس (ره) و ديگران فرموده‌اند كه حضرت سيدالشهداء عليه السلام فرمود بياوريد براي من جامه‌اي كه كسي در آن رغبت نكند كه آنرا در زير جامه‌هايم بپوشم تا چون كشت شوم و جامه‌هايم را بيرون كنند آن جامه را كسي از تن من بيرون نكند.

    پس جامه‌اي برايش حاضر كردند، چون كوچك بود و بر بدن مباركش تنگ مي‌افتاد آنرا نپوشيد، فرمود اين جامه اهل ذمت است جامه از اين گشادتر بياوريد پس جامه وسيعتر آوردند آنگاه در پوشيد. و به روايت سيد ره جامه كهنه آوردند حضرت چند موضع آنرا پاره كرد تا از قيمت بيفتد و آنرا در زير جامه‌هاي خود پوشيد


    فَلَمّا قُتِلَ جَرّدَوُهُ مِنْهُ


    چون شهيد شد آن كهنه جامه را نيز از تن شريفش بيرون آوردند.


    كه تا برون نكند خصم بدمنش ز تنش
    تني نماند كه پوشند جامه يا كفنش
    لباس كهنه بپوشيد زير پيرهنش
    لباس كهنه چه حاجت كه زير سم ستور






    ۩●*●۩●*●۩  آئینه خدا نمای در لاله زار کربلا {ویژه نامه عاشورای حسینی} ۩●*●۩●*●۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 2

    parsa (15-09-1390), شکيبا (15-09-1390)

  3. #22
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض








    شيخ مفيد (ره) فرموده كه چون باقي نماند با آن حضرت احدي مگر سه نفر از اهلش يعني از غلامانش، رو كرد بر آن قوم و مشغول مدافعه گرديد، و آن سه نفر حمايت او مي‌كردند تا آن سه نفر شهيد شدند و آن حضرت تنها ماند و از كثرت جراحت كه بر سر و بدنش رسيده بود سنگين شده بود و با اين حال شمشير بر آن قوم كشيده و ايشان را به يمين و شمال متفرق مي‌نمود
    شمر (ملعون) كه خمير ماية‌ هر شر و بدي بود چون اين بديدسواران را طلبيد و امر كرد كه در پشت پادگان صف كشند و كمانداران را امر كرد كه آن حضرت را تيرباران كنند،
    پس كمانداران آن مظلوم بي‌كس را هدف تير نمودند و چندان تبر بر بدنش رسيد كه آن تيرها مانند خار خارپشت بر بدن مباركش نمايان گرديد. اين هنگام آن حضرت از جنگ باز ايستاد و لشكر نيز در مقابلش توقف نمودند.

    خواهرش زينب سلام الله عليها كه چنين ديد بر در خيمه آمد و عمر سعد را ندا كرد و فرمود:


    وَيْحَكَ يا عُمرَ اَيُقْتَلُ ابَوعَبْداللهِ وَ اَنْتَ تَنْظُرُ اِلَيْهِ

    عمر سعد جوابش نداد. و به روايت طبري اشگش به صورت و ريش نحسش جاري گرديد و صورت خود را از آن مخدره برگردانيد، پس جناب زينب عليهاالسلام رو به لشكر كرد و فرمود واي بر شما آيا در ميان شما مسلماني نيست؟ احدي او را جواب نداد.

    سيد بن طاوس (ره) روايت كرده كه چون از كثرت زخم و جراحت اندامش سست شد و قوت كارزار از او برفت و مثل خارپشت بدنش پر از تير شده بود اين وقت صالح (لعين) بن وهب المزني وقت را غنيمت شمرده از كنار حضرت درآمد و با قوت تمام نيزه بر پهلوي مباركش زد چنانكه از اسب درافتاد و روي مباركش از طرف راست بر زمين آمد و در اين حال فرمود:


    بِسْمِ الله وَ باللهِ عَلي مِلَّهِ رَسُولِ اللهِ.

    پس برخاست و ايستاد.

    فَلَمّا خَلي سَرْجُ الْفَرسِ مِنْ هَيْكَلِ الوَحْي وَ التَّنْزيل وَ هَوي عَلَي الارْضِ عَرْشُ الْمَلِكِ الْجَليلِ جَعَلَ يُقاتِلُ وَ‌ هُوَ راجِلٌ قِتالاً اَفْعَدَ الْفَوارِسَ وَ اَرْعَدَ الْفَرائِصَ وَ اَذْهَلَ عُقوُلَ فُرسانِ الْعَرَبِ وَ اَطارِعَنِ الُّرؤُسِ الاَلْبابَ وَ الّلًبَبِ.

    حضرت زينب سلام الله عليها كه تمام توجهش به سمت برادر بود چون اين بديد از در خيمه بيرون دويد و فرياد برداشت كه وا اخاه وا سيداه وا اهلبيتاه اي كاش آسمان خراب مي‌شد و بر زمين مي‌افتاد و كاش كوهها از هم مي‌پاشيد و بر روي بيابانها پراكنده مي‌شد.

    راوي گفت كه شمر بن ذي الجوشن (ملعون) لشكر خود را ندا در داد براي چه ايستاده‌ايد و انتظار چه مي‌بريد؟ چرا كار حسين را تمام نمي‌كنيد؟ پس همگي بر آن حضرت از هر سو حمله كردن حصين (لعين) بن تميم تيري بر دهان مباركش زد ابوايوب (ملعون) غنوي تيري بر حلقوم شريفش زد و زرعه (لعين) بن شريك بر كف چپش زد و قطعش كرد و ظالمي ديگر بر دوش مباركش زخمي زد كه آن حضرت بر وي درافتاد و چنان ضعف بر آن حضرت غالب شده بود كه گاهي به مشقت زياد برمي‌خاست، طاقت نمي‌آورد و بر روي مي‌افتاد تا اينكه سنان ملعون نيز بر گلوي مباركش فرو برد پس بيرون آورده و فرو برد در استخوانهاي سينه‌اش و بر اين هم اكتفا نكرد آنگاه كمان بگرفت و تيري بر نحر شريف آن حضرت افكند كه آن مظلوم درافتاد.
    در روايت ابن شهر آشوب است كه آن تير بر سينه مباركش رسيد پس آن حضرت بر زمين واقع شد و خون مقدسش را با كفهاي خود مي‌گرفت و مي‌ريخت بر سر خود چند مرتبه پس عمر سعد (ملعون) گفت به مردي كه در طرف راست او بود از اسب پياده شو و به سوي حسين رو و او را راحت كن.

    خولي (لعين) بن يزيد چون اين بشنيد به سوي قتل آن حضرت سبقت كرد دويد چون پياده شد و خواست كه سر مبارك آن حضرت را جدا كند رعده و لرزشي او را گرفت و نتوانست شمر (ملعون) با وي گفت خدا بازويت را پاره پاره گرداند چرا مي‌لرزي؟ پس خود آن ملعون كافر سر مقدس آن مظلوم را جدا كرد.

    سيد بن طاوس (ره) فرمود كه سنان بن انس لعنه الله پياده شد و نزد آن حضرت آمد و شمشير را بر حلقوم شريفش زد ومي‌گفت والله كه من سر ترا جدا مي‌كنم و مي‌دانم كه تو پسر پيغمبري و از همه مردم از جهت پدر و مادر بهتري پس سر مقدسش را بريد.




    ۩●*●۩●*●۩  آئینه خدا نمای در لاله زار کربلا {ویژه نامه عاشورای حسینی} ۩●*●۩●*●۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. تشكرها 2

    parsa (15-09-1390), شکيبا (15-09-1390)

  5. #23
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    در روايت طبري است كه هنگام شهادت امام حسين عليه السلام هر كه نزديك او مي‌ آمد سنان بر او حمله مي‌كرد و او را دور مي‌نمود براي آنكه مبادا كس ديگر سر آن جناب را ببرد تا آنكه خود او سر را از تن جدا كرد و به خولي سپرد.


    مُجْمَلَهً ذِكْرُها لِمُدَّكَّرٍ

    مابَيْنَ لَحْظِ الْجُفُونِ وَالزُّبُرِ
    فَاجِعَهٌ اِنْ ارَدْتُ اكْتُبُها
    جَرَتْ دُمُوعي وَ حال حائِلُها


    پس در اين هنگام غبار سختي كه سياه و تاريك بود در هوا پيدا شد و بادي سرخ وزيدن گرفت و چنان هوا تيره و تار شد كه هيچكس عين و اثري از ديگر نمي‌ديد، مردمان منتظر عذاب و مترصد عقاب بودند تا اينكه پس از ساعتي هوا روشن شد و ظلمت مرتفع گرديد.


    ابن قولويه قمي (ره) روايت كرده است كه حضرت صادق عليه السلام فرمود در آن هنگامي كه حضرت امام حسين عليه السلام شهيد گشت لشكريان شخصي را نگريستند كه صيحه و نعره مي‌زند گفتند بس كن اي مرد اين همه ناله و فرياد براي چيست؟


    گفت چگونه صحيه نزنم و فرياد نكنم و حال آنكه رسول خدا صلي الله عليه و آله را مي‌بينم ايستاده گاهي نظر به سوي آسمان مي‌كند و زماني حربگاه شما را نظاره مي‌فرمايد از آن مي‌ترسم كه خدا را بخواند و نفرين كند و تمام اهل زمين را هلاك نمايد و من هم در ميان ايشان هلاك شوم.


    بعضي از لشكر با هم گفتند كه اين مردي است ديوانه و سخن سفيهانه مي‌گويد، و گروهي ديگر كه توابون آنها را گويند از اين كلام متنبه شدند و گفتند به خدا قسم كه ستمي بزرگ بر خويشتن كرديم و به جهت خوشنودي پسر سميه سيد جوانان اهل بهشت را كشتيم و همانجا توبه كردند و بر ابن زياد خروج كردند و واقع شد از امر ايشان آنچه واقع شد. راوي گفت فدايت شوم آن صيحه زننده چه كس بود فرمود ما او را جز جبرئيل ندانيم.


    شيخ مفيد (ره) در ارشاد فرموده كه حضرت سيدالشهداء عليه السلام از دنيا رفت در روز شنبه دهم محرم سال شصت و يكم هجري بعد از نماز ظهر آن روز در حالي كه شهيد گشت و مظلوم و عطشان و صابر بر بلايا بود به نحوي كه به شرح رفت و سن شريف آن جناب در آن وقت پنجاه و هشت سال بود كه هفت سال از آنرا با جد بزر گوارش رسول خدا صلي الله عليه و آله بود و سي و هفت سال با پدرش اميرالمؤمنين عليه السلام و با برادرش امام حسين عليه السلام چهل و هفت سال و مدت امامتش بعد از امام حسين عليه السلام يازده سال بود، و خضاب مي‌فرمود با حنا و رنگ در وقتي كه كشته شد خضاب از عارضش بيرون شده بود


    وسيعلم الذين اي منقلب ينقلبون

    برگرفته از کتاب منتهي الامال







    ۩●*●۩●*●۩  آئینه خدا نمای در لاله زار کربلا {ویژه نامه عاشورای حسینی} ۩●*●۩●*●۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. تشكرها 3

    parsa (15-09-1390), شهیده (14-09-1390), شکيبا (15-09-1390)

  7. #24
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    امشـب شهـادت نـامه‌ی عشاق، امضا می‌شود
    فردا ز خون عاشقان، ایــن دشـت دریا می‌شود

    امشب کنار یـکـدگـــر،بنشــستــه آل مـصـطـفـی
    فردا پریشان جمع‌شان، چون قلب زهرا می‌شود

    امشــب بــود برپــا اگــر، ایـن خـیمه‌ی ثـاراللهی
    فردا به دست دشمنــان، برکنده از جــا می‌شود

    امــشب صــدای خــواندن قـرآن به گوش آید ولی
    فردا صدای الامــان، زین دشــت بــر پــا می‌شود

    امشب کنار مادرش، لب تشنه اصغر خفته است
    فــردا خـدایــا بستــرش، آغــوش صحـرا می‌شود

    امشب که جمع کودکان، در خـواب نــاز آسوده‌اند
    فردا به زیر خـــــارها، گـمگــشتـه پیــدا می‌شود

    امــشب رقیــه حلــقه‌ء زریــن اگـر دارد به گوش
    فردا دریغ ایــن گوشــوار از گــوش او وا می‌شود

    امشب بـه خـیـل تشنگان، عباس باشد پاسبان
    فردا کنــار علقمــه، بــی دسـت سقّـا می‌شود

    امشب که قاسم، زینت گلـــزار آل مصطــفـاست
    فردا ز مرکب، سرنگون، ایــن سـرو رعنا می‌شود

    امشب گـــرفته در میــــان، اصحـــاب، ثـــارالله را
    فـردا عــزیــز فاطمـه، بی یــار و تنــها می‌شود

    امشب به دست شاه دشت،باشد سلیمانی نگین
    فردا به دست ساربان، این حلقه یغما می‌شود

    امــشــب سـر سِــرّ خــدا بــر دامـــن زینـب بود
    فــردا انیس خولی و دیــر نصــــاری مــی‌شود

    ترسم زمین وآسمان، زیر و زبر گردد "حسان"
    فردا اســــارت نامه‌ی زینب چو اجرا می‌شود


    ۩●*●۩●*●۩  آئینه خدا نمای در لاله زار کربلا {ویژه نامه عاشورای حسینی} ۩●*●۩●*●۩
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 15-09-1390 در ساعت 15:19
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. تشكرها 3

    parsa (15-09-1390), شهیده (14-09-1390), شکيبا (15-09-1390)

  9. #25
    کارشناس افتخاری سایت
    parsa آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 475      تشکر : 12,780
    1,953 در 449 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 5
    parsa آنلاین نیست.

    shamee آخرین وصیت امام حسین (ع) چه بود؟




    شرح حضرت آیت الله مظاهری از آخرین وصیت حضرت سیدالشهدا:

    =====================================


    «رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي»

    روایتی از امام پنجم حضرت امام محمد باقر«سلام الله عليه» نقل شده است و آن حضرت از پدر بزرگوارشان امام سجاد«سلام الله عليه» و ایشان هم از پدرشان حضرت سيّدالشهداء«سلام الله عليه» و آن امام بزرگوار از قول مبارک امير مؤمنان و مولاي متقيان اميرالمؤمنين«سلام الله عليه» روایت را نقل می فرمایند.

    همچنين در روايت آمده است که امام حسين و امام سجاد «سلام الله عليهما» در آخرين لحظات حيات و هنگام شهادت، روايت را وصيّت کرده اند. يعني علاوه بر اين که چهار امام معصوم اين مطلب را بيان فرموده اند، دو امام بزرگوار در حسّاس ترين مواقع به ذکر روايت پرداخته اند. معلوم می شود روایت، بسیار اهمیّت دارد که این سلسلۀ نورانی و مطهّر آن را نقل فرموده اند.

    به خصوص حضرت اباعبدالله الحسين«سلام الله عليه» در روز عاشورا و موقعي که همۀ اصحاب و ياران به شهادت رسیده بوده اند، يعني در آن موقعیت حساس، که لازم است مهم ترین و حساس ترین مطالب بیان شود، آخرین وصیت خود به فرزند برومندشان که در حقیقت آخرین وصیت ایشان به شیعیان و بلکه بشریت است را چنین بیان می فرمايند:

    «يا بُنَيَّ إِيَّاكَ وَ ظُلْمَ مَنْ لَا يَجِدُ عَلَيْكَ نَاصِراً إِلَّا اللَّهَ» [1]

    ای فرزندم، از ظلم به کسی که در برابر تو ، هیچ یاری کننده ای به جز خداوند ندارد، بر حذر باش.

    بارزترین مصداق مظلوم، حضرت اباعبداالله الحسین«سلام الله عليه » و یاران با وفای ایشان هستند. افراد شروري به آنان ظلم کردند و ايشان را با آن وضعیت به شهادت رسانیدند و پس از شهادت مردان، زنان و کودکان را به اسارت بردند. یعنی به کسانی که در آن بیابان و در اوج تشنگی، هیچ یاوری به جز خداوند متعال نداشتند، ظلم کردند.

    ظلم و به خصوص ظلم به افراد بي پناه و بي ياور، اقسامي دارد که ذيلاً چند نونه از آن بيان مي گردد.


    ظلم حاکمان

    مرتبه نازل تر ظلم به مظلوم بی یاور، ظلم برخي حکومت ها به مردم بی پناه است. افرادی که بر یک ملّت مسلط مي شوند و نسبت به آنان ظلم روا مي دارند و آن ملت در برابر ظلم ظالمان، یاوری جز خداوند برای خویش نمي یابند، مصداق روايت شريف هستند.

    این مرتبه از ظلم نیز بسیار مذموم و ناپسند است و بنابر فرمایش پیامبر گرامی «صلّی الله علیه و آله وسلم»، تسلّط افراد شرور بر يک ملّت، اثر وضعی کردار آن ملت است:

    «سَيَأْتِي زَمَانٌ عَلَى أُمَّتِي يَفِرُّونَ مِنَ الْعُلَمَاءِ كَمَا يَفِرُّ الْغَنَمُ عَنِ الذِّئْبِ فَإِذَا كَانَ كَذَلِكَ ابْتَلَاهُمُ اللَّهُ تَعَالَى بِثَلَاثَةِ أَشْيَاءَ الْأَوَّلُ يَرْفَعُ الْبَرَكَةَ مِنْ أَمْوَالِهِمْ وَ الثَّانِي سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ سُلْطَاناً جَائِراً وَ الثَّالِثُ يَخْرُجُونَ مِنَ الدُّنْيَا بِلَا إِيمَان‏»[2]

    زمانى بر امّتم خواهد آمد كه از علماء فرار مى‏كنند همان گونه كه گوسفند از گرگ فرار مى‏كند. هر گاه چنين شد، خداوند آنان را دچار سه بلا مى‏كند: اول: بركت از اموال آنان برمى‏دارد. دوم: زمامدارى ستمگر بر آنان مسلّط مى‏كند. سوم: بى‏ايمان از دنيا مى‏روند.

    ظلم کارفرما به کارگر نيز ظلم بزرگي است. به خصوص هنگامي که کارگر، مجبور است براي يک کارفرما کار کند و اگر ستم و زورگويي او را نپذيرد، اخراج مي شود و بي کار مي گردد. در بسياري از موارد، کارفرما از احتياج کارگر به کار، سوء استفاده مي کند و بر وي مسلّط شده و او را استثمار مي نمايد. البته کارگر و افراد زيردست نيز بايد کار خود را به نحو احسن انجام دهند و کم کاري، بدکاري و بي کاري نداشته باشند که حقّ النّاس و ظلم است.


    ظلم اعضاي خانواده نسبت به يکديگر

    مرتبۀ سوم ظلم به افراد بی پناه، ظلمی است که اعضای خانواده نسبت به هم روا مي دارند. ظلم زن و شوهر نسبت به یکدیگر یا آنان نسبت به اولاد و ظلم اولاد نسبت به پدر و مادر، هنگام بی پناهی و بی یاوری طرف مقابل، مصداق بحث ما است.

    هنگامی که زن، پشتیبان ندارد و مجبور است به ظلم شوهر خویش بسوزد و بسازد و همچنین مرد، مجبور است برای حفظ آبرو یا جهات دیگری، ظلم همسر خویش را تحمّل کند.

    سرزنش، زخم زبان، نیش و کنایه به همسری که پناه گاه و پشتیبان و یاوری جز خداوند ندارد، ظلم بزرگی است. گاهی اوقات یک مادر پیر و ناتوان، به جز فرزند خویش هیچ کس دیگری را در این دنیا ندارد و چاره ای جز تحمّل آزار و اذیت او و شنیدن کنایه های نیش دار او ندارد که انصافاً گناه آن فرزند، گناه بزرگی است.

    قرآن کریم در مورد رعایت احترام پدر و مادر، به خصوص وقتی که آنان زیر دست انسان واقع شوند، تاکید فراوان دارد و وظیفۀ فرزند را در این گونه موارد سنگین و حساس بر می شمرد.

    «وَ قَضىَ‏ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُواْ إِلَّا إِيَّاهُ وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَنًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبرََ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُل لهَُّمَا أُفٍ‏ّ وَ لَا تَنهَْرْهُمَا وَ قُل لَّهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلّ‏ِ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُل رَّبّ‏ِ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانىِ صَغِيرًا»[3]

    و پروردگار تو حكم كرد كه جز او را نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد. اگر يكى از آن دو يا هر دو نزد تو به پيرى رسند پس به آنها «اف»- سخن بيزارى و ناخوشايند- مگو و بر ايشان بانگ مزن- يا: ايشان را از خود مران-، و به ايشان گفتارى نيكو و درخور گراميداشت بگو. و آن دو را از روى مهربانى بال فروتنى فرود آر، و بگو: پروردگارا، آن دو را به پاس آنكه مرا در خردى بپروردند، ببخشاى.

    نکتۀ ظریف این آیات آن است که سفارش به رعایت احترام والدین در کنار سفارش به پرستش خدای یگانه واقع شده است.

    ظلم به فرزند نیز مذموم و ناپسند است. دختری که مقدمات ازدواج او فراهم نشده و تحت تکلّف پدر و مادر است، شرایط حسّاسی دارد و نباید با زورگویی، درشت گویی و یا سرزنش و اهانت پدر و مادر مواجه شود.


    ظلم به ديگران،به واسطۀ اهانت و آبروريزي

    مرتبۀ بعدی ظلم به افراد بی یاور، که پرهيز از آن اهميّت بسياري دارد، گناهاني نظير غیبت، تهمت و شايعه پراکني است. متأسفانه این مرتبه از ظلم امروزه در جامعه بسیار رایج و شایع است. افراد در مجلس می نشینند و پشت سر کسی که حضور ندارد، غیبت می کنند يا به او تهمت مي زنند.

    در بسیاری از مجالس، برای کسی که حضور ندارد، شایعه سازی و شایعه پراکنی می کنند و چون نمی تواند از خودش دفاع کند و پاسخ شایعات را بدهد، در آن جلسه یاوری جز خداوند ندارد و مظلوم واقع می شود.

    تهمت و نسبت ناروا به دیگران دادن، گناه بسیار بزرگی است که امروزه نقل محافل و مجالس شده است. من تصور می کنم کمتر مجلسی بشود یافت که این گناهان بزرگ و این ظلم های عظیم در آن نباشد. به تجربه هم اثبات شده است که افرادی که مرتکب چنین گناهاني می شوند، عاقبت به خیر نخواهند شد.

    بردن آبروی دیگران و هتک حرمت و اهانت به شخصیت سایر انسان ها، حقّ النّاس است و اگر انسان نتواند جبران حقّ النّاس خویش را بکند، عاقبت سوئی در انتظار او خواهد بود.

    بیش از نود درصد سخنانی که در محافل و مجالس بیان می شود، تهمت است و کسانی که مورد این ظلم واقع می شوند، از آن نسبت هایی که به آنان داده می شود، مبرّا هستند. ای کاش لااقل این سخنان غیبت بود.

    من همواره به جوانان می گویم: شما را به خدا قسم می دهم تهمت نزنید و اگر راجع به کسي تهمت شنيديد، از او دفاع کنيد. متأسفانه بسیار اتفاق می افتد که افراد متدیّن در جلسات حضور دارند و در مقابل آنان به دیگران تهمت زده می شود ولی یا سکوت می کنند و یا آن تهمت را همراهی می کنند که هر دو بد است.

    امام حسین«سلام الله عليه» در روز عاشورا همۀ ما را از چنین ظلم هایی بر حذر داشته اند.

    با تأسف باید گفت: بسیاری از رسانه های گروهی، روزنامه ها و سایت های اینترنتی، امروزه تبدیل به تهمت نامه، غیبت نامه و فحش نامه شده اند. مطلبی منتشر می کنند و خودشان هم می دانند که تهمت است، ولي منتظر می مانند تا تکذیب شود. اما وقتی آبروی کسی رفت و شخصیّت او در اذهان عمومی خدشه دار شد، تکذیب مطلب سودی به حال وی نمی بخشد و جبران آبروی رفته را نمی نماید.

    اهانت به دیگران و بردن آبروی افراد، مثل جنگ با خداوند متعال است.

    «مَنْ أَهَانَ لِي وَلِيّاً فَقَدْ بَارَزَنِي بِالْمُحَارَبَةِ»[4]

    گناه کسانی که تهمت می زنند و اهانت می کنند بسیار بزرگ است و افرادی که آن تهمت و اهانت را می شنوند و از مظلوم دفاع نمی کنند نیز گناهکارند. اهمیّت این مطلب به قدری است که چهار امام بزرگوار آن را بيان فرموده اند و نيز در روز عاشورا، آخرین گفتگوی دو انسان کامل، دو امام معصوم، در حساس ترین مواقع، راجع به پرهیز از ظلم به کسی است که یاوری ندارد.


    روایت امام حسین«ع» هميشه مصداق دارد

    روایت نورانی امام حسین«سلام الله عليه» صرفاً مربوط به زمان خودشان نیست. این روایت زنده است و همواره مصداق دارد. بنابراین ذهن ما نباید فقط برود روی ظلمی که شمرابن ذی الجوشن و عمر سعد و ابن زیاد به اهل بیت«سلام الله علیهم» روا داشتند. بلکه باید مراقب باشیم خود ما مصداق سخن و هشدار حضرت سید الشهدا«سلام الله عليه» واقع نشویم. دفاع از مسلمانان، از اوجب واجبات است و کوتاهی از دفاع کسی که یاوری ندارد، گناه بزرگی است.

    بعضی اوقات گرفتاری های دنیوی افراد صالح و شایسته، ناشی از عدم دفاع آنان از مظلومین است. یعنی غیبت یا تهمتی شنیده اند و نتوانسته اند یا نخواسته اند، دفاع کنند و ناخودآگاه و ناخواسته، ظالم شده اند. خداوند متعال نیز که مظهر رحمت و رأفت است و بنا دارد افراد نیکوکار و پرهیزکار را به بهشت ببرد، آنان را گرفتار می کند یا قبل از مرگ به بیماری سختی مبتلا می کند تا پاک شوند و از این دنیا بروند و این لطف از الطاف خفیّه خداست. البته این مطلب کلیّت ندارد و گرفتاری های دنیوی عوامل بسیار دیگری نیز دارد.

    عالم برزخ و قیامت نیز برای افرادی که به دیگران اهانت کرده اند یا تهمت زده اند یا غیبت آنان را کرده اند و حتی برای کسانی که شاهد این گناهان بزرگ بوده اند و از مظلوم، دفاع نکرده اند، بسیار مشکل است. بنابر اين توبه از اين گناهان بزرگ، از اوجب واجبات است و بايد يه آن اهميّت داده شود.


    جهنّم، از الطاف خفيّۀ خداوند

    اگر افراد گناه کار بدون توبه از دنيا بروند، باید در جهنّم بسوزند تا کدورات گناه آنان برطرف شود، پاک شوند و لیاقت بهشت را پیدا کنند. شدّت رحمت و مغفرت پروردگار متعال به قدری است که جهنّم نیز از الطاف خفیّه او است و برای زدودن ناپاکی ها و ناخالصی ها و پاکیزه کردن انسان می باشد.

    اگر آدمي ظالم شد، به خصوص اگر به کساني که ياوري جز خداوند ندارند، ظلم کرد، جايگاه او جهنّم است و در جهنّم نیز به جای اینکه از الطاف بی کران الهی استفاده کند و خود را نجات دهد، حقّه بازی می کند و تصور می کند همان گونه که در دنیا ظلم می کرد و دیگران را فریب می داد، در جهنم نیز می تواند خداوند را فریب دهد.

    «يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَميعاً فَيَحْلِفُونَ لَهُ كَما يَحْلِفُونَ لَكُمْ وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْكاذِبُونَ»[5]

    در روزى كه خداوند همه آنها را برمى‏انگيزد، پس براى خدا سوگند ياد مى‏كنند آن گونه كه براى شما سوگند ياد مى‏كنند، و گمان مى‏كنند بر پايه چيزى هستند، آگاه باش كه آنها همان دروغگويانند.

    اگر افراد ظالم و مکّار، چند روزي در دنيا به ظاهر موفق مي شوند، خود آنان و ديگران نبايد تصور کنند که خداوند خير آنان را مي خواهد و به آنان نعمت عطا مي فرمايد، بلکه در حقيقت خداوند متعال به اين افراد مهلت مي دهد تا هرچه مي توانند بر گناه و ظلم خويش بيفزايند.

    «وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلي‏ لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلي‏ لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ»[6]

    و كسانى كه كفر ورزيدند گمان نكنند كه آنچه به آنها مهلت مى‏دهيم به خير آنهاست، جز اين نيست كه مهلتشان مى‏دهيم تا بر گناه بيفزايند، و براى آنها عذابى خواركننده است.

    بنابراین باید همه توجه داشته باشند و بنا بر فرمایش امام حسین«سلام الله عليه»، از ظلم به کسی که ناصر و یاوری جز خداوند تبارک و تعالی ندارد، بر حذر باشند.

    اگر هم ظلمی از کسي سرزد یا شاهد ظلم دیگران بود و نتوانست از مظلوم دفاع کند، بايد فوراً توبه کند و به جبران ظلم واقع شده بپردازد تا خداوند سبحان از قصور و تقصیر او بگذرد و او را بیامرزد.

    --------------------------------------------

    پي نوشت ها:

    1. الكافي،ج 2 ، ص 331
    2. جامع الأخبار، ص 130
    3. اسراء / 24-23
    4. الكافي، ج 1، ص 144
    5. مجادله / 18
    6. آل عمران / 178

    منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله العظمی مظاهری


    ۩●*●۩●*●۩  آئینه خدا نمای در لاله زار کربلا {ویژه نامه عاشورای حسینی} ۩●*●۩●*●۩

    دلا غافل ز سبحاني چه حاصل

    مطيع نفس و شيطاني چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نميداني چه حاصل


    و ناگهان چه زود دير مي شود، ولي هيچگاه براي شروع دير نيست...



  10. تشكرها 2


  11. #26
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض






    آیم به قتلگاه که پیدا کنم تو را

    امشب وداع هجرت فردا کنم تو را
    جویم تو را قدم به قدم بین کشتگان
    با شوق و اضطراب تمنّا کنم تو را
    در حیرتم که از چه بجویم نشان تو
    نی سر ، نه پیرهن ، ز چه پیدا کنم تو را ؟
    برگیرمت ز خاک و ببوسم گلوی تو
    خود نوحه مادرانه چو زهرا کنم تو را
    ریزم به حلق تشنه‌ی تو اشک چشم خویش
    سیراب ، تا که ای گل حمرا کنم تو را
    دشمن نداد آبت اگر غم مخور حسین
    صحرا ز آب دیده چو دریا کنم تو را
    ای آن که داغ های جگرسوز دیده ای
    اکنون به اشک دیده مداوا کنم تو را
    خواهم که سیر بینمت امّا حسین من
    کو صبر و طاقتی که تماشا کنم تو را ؟
    شمع تو گشته ام که بسوزم برای تو
    از عشق خویش قبله‌ی دل ها کنم تو را
    هر جا روم لوای عزایت به پا کنم
    ماتم سرا ، سراسر دنیا کنم تو را
    خون خداست خون تو پامال کی شود ؟
    در شام و کوفه محکمه برپا کنم تو را
    گوئی حسان که می‌شنوم از گلوی او
    هر چیز خواهی از کرم اعطا کنم تو را
    ***حبیب الله چایچیان***


    ۩●*●۩●*●۩  آئینه خدا نمای در لاله زار کربلا {ویژه نامه عاشورای حسینی} ۩●*●۩●*●۩


  12. #27
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,960 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض





    درس عاشورا درس زندگیست
    درس خوبی وفلاحت، بندگیست
    اگر چه اندک است طول وقوعش
    هزاران درس داد آن با طلوعش
    چون خون گلوی اصغرت را دیدی
    با دست خودت روبه خدا پاشیدی
    یعنی به خدای خالق خوبی ها
    ارزنده ترین هدیَه را بخشیدی


    ۩●*●۩●*●۩  آئینه خدا نمای در لاله زار کربلا {ویژه نامه عاشورای حسینی} ۩●*●۩●*●۩


  13. #28
    عضو خودماني
    شکيبا آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 1,427      تشکر : 6,052
    4,852 در 1,201 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شکيبا آنلاین نیست.

    پیش فرض







    کربلا یعنی که یار رهبری
    از حسین عصر خود فرمانبری


    بیعت ما شیعیان عین ولاست
    زاده ی زهرا علی روح خداست


    عده ای از شیعیان غافل شدند
    از اطاعت از ولی کاهل شدند

    راه حق در منظری دور از ولایت دیده اند
    کاغذ سر نیزه را گویی که قرآن دیده اند

    کیستند اینان؟ خوارج زمان
    گیج و مبهوت از ولی در این زمان

    خلق را در اشتباه انداختند
    یوسف ما را به چاه انداختند


    ۩●*●۩●*●۩  آئینه خدا نمای در لاله زار کربلا {ویژه نامه عاشورای حسینی} ۩●*●۩●*●۩


  14. #29
    عضو خودماني
    شکيبا آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 1,427      تشکر : 6,052
    4,852 در 1,201 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شکيبا آنلاین نیست.

    shamee









    غروب عشق

    خورشید گریخت... اندام زرینش را در ورای افقی خونرنگ فروبرد; و ماه با دیدگانی فرو افتاده در کاسه ای از سرشک خون، سربرآورد... گردباد قبایل همچنان بر پیکر خیمه ها می وزید، در آن آتش بر می افروزد، زبانه های آتش هم چون دهانهایی گرسنه که به مرز جنون رسیده است کام می گشاید، و همه چیز را می بلعد. گرگ ها زوزه می کشند... بناگاه برّگانی کوچک و هراسان را فرو می گیرند... شیاطین با ملائکه درگیر می شوند. و پژواک فریادهایی طنین می افکند:

    هیچ کدامشان را وانگذارید، نه کوچک و نه بزرگ.
    گرگ ها در کام خیمه ای فرو می روند، در آن جوانی بیمار است; نمی تواند برخیزد.. «ابرص» شمشیر از نیام بر کشید. همچنان تشنه خون است. مردی از قبایل ناباورانه:
    «چرا کودکان را می کشی؟! او که کودکی بیمار بیش نیست»
    ابن زیاد دستور قتل اولاد حسین علیهم السلام را داده است.
    و زینب، با شجاعت پدر بر می خروشد: «بدون من کشته نخواهدشد.»

    شیعه ی من! هرگاه آبی گوارا نوشیدید مرا یاد کنید یا اگر بر غریبی یا شهیدی سوگی شنیدید بر من ندبه و زاری کنید

    جوان بیمار خود را برای مرگ آماده می کند; آه ! ناله عمه اش زینب دیوارهای زمان را می شکافد: « چه شده که می بینم خودت را برای مرگ آماده می سازی؟ ای یادگار جدم و پدرم و برادرم. والله که این عهد از خداوند بر جدّ تو و پدرت استوار گشته است. الله تعالی از مردمانی که فرعون های زمین آنان را نمی شناسند و حال آن که آن ها در میان اهل آسمان ها شناخته شده و معروفند، پیمان گرفته است تا آن ها این اعضای از هم گسسته و بدن های شرحه شرحه را فراهم آرند و آنگاه پنهانشان سازند، و نیز در این برهوت پرچمی برای قبر پدرت نصب کنند که اثرش نپوسد و نشان آن بر گذشت شب و روز پاک نگردد; وهرچه پیشاهنگان کفر و رهروان تباهی بر محو آن تلاش ورزند جز بر علوّ آن افزوده نگردد.»
    بانویی که غبار خستگی پنجاه ساله بر سیمایش نشسته بود، جانب پیکری خرامید که آن را می شناخت، پیکری که نوباوگی اش رامی پایید، بالندگی اش را می نگریست و اینک پاره های تنی در کوبه های سم اسبان...
    زینب بر مشهد واپسین یادگار نبوت دو زانو نشست; بدنی شرحه شرحه، آرام و خاموش. آن روح سترگی که قبایل بیداد را ذلیل ساخت، از این کالبد سفر کرده است. زینب دستانش را زیر پیکر برادر برد; چشمانش را به آسمان برافراشت... به سوی خدا... و با چشمانی اشکبار زمزمه می کرد:
    « خدایا! این قربانی را از ما بپذیر... »
    سکینه خودش را بر اندام سترگ پدرش اندخت، او را در آغوش گرفت، از خود بی خود شد و در خلسه ای ژرف فرو رفت. به آوایی گوش می سپرد که از ژرفنای شن ها بیرون می تراوید... زمزمه ای آسمانی وشگفت; شبیه صدای پدر به سفر رفته اش:
    «شیعه ی من! هرگاه آبی گوارا نوشیدید مرا یاد کنید یا اگر بر غریبی یا شهیدی سوگی شنیدید بر من ندبه و زاری کنید.»
    پیکرهای فروخفته در جای جای شن ها، چون ستارگانی خفته بر پهنای آسمان آرمیده اند... ، گرگها خواری و ذلت خود را جمع کردند... و ناگهان سرهایی که جز بر آستان درگاه ربوبی پیشانی نساییدند، اینک بر فراز نیزه ها می درخشند و سر فرزند زاده برترین پیامبران پیشاپیش آن ها به همراه بانوان خسته و عزادار، جوانی بیمار، و نوباوگانی یتیم و هراسان در بیابان بلا ره می سپارند...
    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان








    ۩●*●۩●*●۩  آئینه خدا نمای در لاله زار کربلا {ویژه نامه عاشورای حسینی} ۩●*●۩●*●۩


  15. #30
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض





    «نقدها را بود آيا که عياری گيرند
    تا همه صومعه داران پی کاری گيرند»
    و به تاريکی شب ره به کناری گيرند
    صادقان زآينة صدق، غباری گيرند

    صحنة مشهد ما صحن نگارستان است
    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است
    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

    گفت عباس که: من از سر جان برخيزم
    از «سر جان و جهان دست فشان برخيزم»
    «از سر خواجگی کون و مکان برخيزم»
    من «ببويت ز لحد رقص کنان برخيزم»

    اين چه روح است و کرامت که در اين ياران است
    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است
    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

    در شب قتل، نگفت از سر و سامان، زينب
    «داشت انديشه فردای يتيمان، زينب»
    گفتی از يادِ پريشانی طفلان، زينب
    داشت آن شب همه گيسوی پريشان، زينب»

    اين چه خوابی است که در خوابگه شيران است؟
    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است
    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

    ظهر فردا، قد رعنای حسين است کمان
    باز جويد شه بی يار ز عباس نشان
    ز علمدارِ خود آن خسرو شمشاد قدان
    «که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان»

    قرص خورشيد هم از خجلت او پنهان است
    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است
    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

    علی اکبر به اجازت ز پدر خواهشمند:
    صبر از اين بيش ندارم، چکنم تا کی و چند؟
    جان به رقص آمده از آتش غيرت چو سپند
    بوسه ای بر لب خشکم بزن ای چشمه قند

    دستی اندر خم زلفی که چنين پيچان است
    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است
    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

    «او سليمان زمان است که خاتم با اوست»
    «سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست»
    نفس «همت پاکان دو عالم با اوست»
    زخم شمشير و سنان چيست؟ «که مرهم با اوست»

    پس چه رازی است که خنجر به گلو بُران است؟
    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است
    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

    شام فردا که رسد، زينبِ گريان و دوان
    در هياهوی رذيلانة آن اهرمنان
    پرسد از پيکر صدچاک شه تشنه زبان
    «که شهيدان که اند اينهمه خونين کفنان؟»

    جگر رود فرات از تف او سوزان است
    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است
    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

    او که دربانی ميخانه فراوان کرده است
    نوش پيمانة خون بر سر پيمان کرده است
    اشک را پيرهنِ يوسفِ دوران کرده است
    چنگ بر گونه زده موی پريشان کرده است

    در دل حادثه مجموعِ پريشانان است
    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است
    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع
    يارب اين شام سيه را به جلالی درياب
    بال و پر سوخته را با پر و بالی درياب
    «تشنة باديه را هم به زلالی درياب»
    جشن دامادی جان را به جمالی درياب

    که عروسِ شرف از شوق حنابندان است
    امشبی را شه دين در حرمش مهمان است
    ظهر فردا بدنش زير سم اسبان است
    مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع



    ۩●*●۩●*●۩  آئینه خدا نمای در لاله زار کربلا {ویژه نامه عاشورای حسینی} ۩●*●۩●*●۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



صفحه 3 از 8 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •