۩●*●۩●*●۩  آئینه خدا نمای در لاله زار کربلا {ویژه نامه عاشورای حسینی} ۩●*●۩●*●۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩●*●۩●*●۩  آئینه خدا نمای در لاله زار کربلا {ویژه نامه عاشورای حسینی} ۩●*●۩●*●۩
صفحه 5 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 74
  1. #41
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,789      تشکر : 57,597
    171,652 در 50,196 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    امشـب شهـادت نـامه‌ی عشاق، امضا می‌شود
    فردا ز خون عاشقان، ایــن دشـت دریا می‌شود

    امشب کنار یـکـدگـــر،بنشــستــه آل مـصـطـفـی
    فردا پریشان جمع‌شان، چون قلب زهرا می‌شود

    امشــب بــود برپــا اگــر، ایـن خـیمه‌ی ثـاراللهی
    فردا به دست دشمنــان، برکنده از جــا می‌شود

    امــشب صــدای خــواندن قـرآن به گوش آید ولی
    فردا صدای الامــان، زین دشــت بــر پــا می‌شود

    امشب کنار مادرش، لب تشنه اصغر خفته است
    فــردا خـدایــا بستــرش، آغــوش صحـرا می‌شود

    امشب که جمع کودکان، در خـواب نــاز آسوده‌اند
    فردا به زیر خـــــارها، گـمگــشتـه پیــدا می‌شود

    امــشب رقیــه حلــقه‌ء زریــن اگـر دارد به گوش
    فردا دریغ ایــن گوشــوار از گــوش او وا می‌شود

    امشب بـه خـیـل تشنگان، عباس باشد پاسبان
    فردا کنــار علقمــه، بــی دسـت سقّـا می‌شود

    امشب که قاسم، زینت گلـــزار آل مصطــفـاست
    فردا ز مرکب، سرنگون، ایــن سـرو رعنا می‌شود

    امشب گـــرفته در میــــان، اصحـــاب، ثـــارالله را
    فـردا عــزیــز فاطمـه، بی یــار و تنــها می‌شود

    امشب به دست شاه دشت،باشد سلیمانی نگین
    فردا به دست ساربان، این حلقه یغما می‌شود

    امــشــب سـر سِــرّ خــدا بــر دامـــن زینـب بود
    فــردا انیس خولی و دیــر نصــــاری مــی‌شود

    ترسم زمین وآسمان، زیر و زبر گردد "حسان"
    فردا اســــارت نامه‌ی زینب چو اجرا می‌شود





    ۩●*●۩●*●۩  آئینه خدا نمای در لاله زار کربلا {ویژه نامه عاشورای حسینی} ۩●*●۩●*●۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 3


  3. #42
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,789      تشکر : 57,597
    171,652 در 50,196 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    سلامم بر این پیکر بی کفن
    بر این نعش صد چاک و بی پیرهن

    تویی ماه تابان آل عبا
    تو تصویری از آیه انما

    منم زینب غم کشیده ،حسین
    ببین رنگم از رخ پریده ،حسین

    برادر گلویت بوسیده ام
    به گرد ت چو پروانه چرخیده ام

    بحق دل خسته مادرم
    به هر جا تو شو مونس و یاورم

    هلا ای شهیدی که صد پاره ای
    مگو خواهر از چیست آواره ای

    چو در خیمه ها آتش افروختند
    دلم را در آن شعله ها سوختند

    همه کودکانت به صحرا شدند
    اسیر ان اندوه و غمها شدند

    غریبانه و تشنه بی سر شدی
    به گودالی از خون ، شناور شدی

    حسین عزیزم همه هستی ام
    به نام تو این شور و سرمستی ام

    شوم من به قربان زخم تنت
    ببین زینب آمد پی دیدنت

    برادر تو از راه لطف و وفا
    نگاهی کن ای یار تشنه به ما

    تو و این شهیدان بی سر چرا ؟
    من واین یتیمان مضطر چرا ؟

    تو و تیغ و شمشیر و دشنه چرا ؟
    من و اینهمه طفل تشنه چرا ؟

    تو و حنجر و خنجر کین چرا ؟
    من و اینهمه داغ سنگین چرا ؟

    تو و پرپر آلاله هایت چرا ؟
    من و اشک و سوز و عزایت چرا ؟

    تو و نیزه و صوت قرآن چرا ؟
    من و سوز خار مغیلان چرا ؟

    تو و سینه و نیزه دیگر چرا ؟
    من و تازیانه مکرر چرا ؟

    تو و از قفا سربریدن چرا ؟
    من و کشته اینگونه دیدن چرا ؟

    تو و قتلگاهی همه عطر سیب
    من و سینه خسته و بس غریب

    تو و قصه سنگ وپیشانی ات
    من و صوت زیبای قر آنی ات

    تو و داستان شگفت تنور
    من و صوت زیبای آیات نور

    دعا کن برای یتیمان ،حسین
    شنو اینهمه آه و افغان ،حسین

    چه غم گر که گردد فدایت سرم
    امید من و یار و همسنگرم





    ۩●*●۩●*●۩  آئینه خدا نمای در لاله زار کربلا {ویژه نامه عاشورای حسینی} ۩●*●۩●*●۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. تشكرها 3


  5. #43
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,789      تشکر : 57,597
    171,652 در 50,196 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    عاشورا در سیره ائمه اطهار

    پیامبر اكرم ‏صلى الله علیه و آله و ائمه اطهارعلیهم‏السلام در روز عاشورا به یاد آن همه مصایبى كه بر امام حسین ‏علیه‏السلام وارد شده اندوهگین مى‏شده‏اند و به دیگران هم دستور مى‏داده‏اند كه در آن روز به عزادارى بپردازند و به سوك و ماتم بنشینند.(45)

    هر چند چنین دستورى از جانب معصومان صادر نمى‏شد بر مسلمین لازم بود كه در آن روز مراسم عزا به پاى دارند و آثار حزن و ماتم در ایشان ظاهر گردد، زیرا همان‏طور كه پیشتر اشاره كردیم كسى كه رسول خدا را دوست داشته باشد غیرممكن است كه به فرزند آن حضرت عشق نورزد و او را دوست نداشته باشد، و در روز شهادتش غبار حزن و ماتم بر دلش ننشیند.

    واضح است كه اگر فردى در روز مصیبت دوستش ناراحت و آزرده خاطر نگردد، دوستى او ظاهرى و سطحى است و در واقع او را دوست نمى‏دارد؛ زیرا ارتباط معنوى بین دو دوست ایجاب مى‏كند كه در غم و شادى یكدیگر شریك باشند.(46)

    پس اگر ما در روز عاشورا متاثر نشویم و در خود احساس ماتم و اندوه ننماییم، بدون تردید در دوستى‏مان نسبت‏ به رسول اكرم‏ صلى الله علیه و آله و فرزندش كه بسیار مورد تكریم و محبت آن بزرگوار بوده است صادق نیستیم.(47) در كتب فریقین روایات بسیارى نقل شده كه پیامبر صلى الله علیه و آله بارها بر مصایب امام حسین‏ علیه‏السلام كه جبرئیل از آن خبر داده بود، گریه كرد. در پیش روایت صحیحى از مستدرك حاكم نیشابورى از ام‏الفضل بنت الحارث در این ‏باره نقل كردیم.


    همچنین از كتاب «ذخایر العقبى‏» از ام‏سلمه بازگو شده است كه او گفت رسول خدا را دیدم در حالى كه بر سر حسین دست مى‏كشید، گریه مى‏كرد. عرض كردم: چرا گریه مى‏كنى؟! فرمود: همانا جبرئیل به من خبر داد كه این پسرم در سرزمینى به نام كربلا كشته مى‏شود. سپس مقدارى خاك قرمز رنگ به من داد و فرمود: این از خاك همان سرزمین است و هر زمان آن خاك به خون مبدل گشت‏ بدان كه وى كشته شده است. ام سلمه گفت: آن خاك را در شیشه‏اى نزد خودم نگه داشتم و با خودم مى‏گفتم آن در روز بسیار عظیمى به خون مبدل مى‏شود.(48)
    گفتگو درباره بیانات و مطالبى كه از معصومان در مورد عاشورا ابراز داشته‏اند و نیز بررسى روش ایشان در آن روز بسیار مفصل است كه در این مختصر نگنجد. اما به طور كلى مى‏توان گفت كه آن بزرگواران در روز عاشورا به عزادارى و سوگوارى مى‏پرداختند.

    دستور مى‏داده‏اند، مرثیه‏خوانان، شعرا و كسانى كه از آن واقعه مطلع بوده‏اند، آن واقعه را براى دیگران تشریح كنند و مصایبى را كه در آن روز بر اهل‌بیت پیامبر وارد شده بیان نمایند.
    و مقصودشان این بوده كه آن رویداد به صورت یك مكتب پویا و خط دهنده براى همیشه زنده بماند. لذا تاكید كرده‏اند كه عاشورا را از یاد نبرید و به نام امام حسین مجالس سوگ و ماتم به پا دارید، تا حقایقى كه آن حضرت به آن جهت ‏به شهادت رسیده فراموش نشود.

    روشن است كه احكام اسلامى بر مبناى جلب مصلحت و دفع مفسده پایه‏گذارى شده است. بنابراین منظور از به پا داشتن مجالس عزاى حسینى این نیست كه تنها براى خاندان پیامبر صلى الله علیه و آله همدردى و تسلیتى باشد و به قول روضه‏خوان‏ها حضرت زهراعلیهاالسلام را خوشحال كنیم و چنین بپنداریم كه به هر اندازه گریه كنیم به همان اندازه تسلى خاطر براى رسول خدا صلى الله علیه و آله و حضرت فاطمه‏ علیهاالسلام فراهم آورده‏ایم.

    اگر عقیده‏مان درباره به پا داشتن مجالس حسینى تنها این موضوع باشد یقینا مقاصد حضرت پیغمبر و حضرت على و حضرت فاطمه را پایین آورده‏ایم. بدون شك تاكید بر این كه مراسم عاشورا و عزاى حسینى فراموش نشود مقصود آن است كه واقعه كربلا به عنوان مكتب تعلیم و تربیت الهى براى همیشه زنده باشد.

    آرى به وسیله همین مجالس است كه دین اسلام تبلیغ مى‏شود و بر اثر واقعیاتى كه در آن مجالس بیان مى‏گردد مردم حق را از باطل تشخیص مى‏دهند و راه خود را بازمى‏یابند. بنا به گمان برخى از سیاحان فرانسوى، از پیشرفت طایفه شیعه بدون امكانات تبلیغاتى و قوه قهریه در این دوره كوتاه مى‏توان گفت كه در یكى دو قرن آینده به لحاظ كمى بر سایر فرق مسلمان غلبه خواهد كرد و سبب آن همین تعزیه‏دارى است كه فرد فرد این فرقه را داعى و مبلّغ مذهب خود ساخته است. امروزه هیچ نقطه‏اى از نقاط عالم را نمى‏بینیم كه دو نفر شیعه باشند و اقامه عزاى حسینى ننمایند و بذل مال و منال نكنند.


    ۩●*●۩●*●۩  آئینه خدا نمای در لاله زار کربلا {ویژه نامه عاشورای حسینی} ۩●*●۩●*●۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. تشكرها 3


  7. #44
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,789      تشکر : 57,597
    171,652 در 50,196 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    در كتاب «السیاسة الحسینیة‏» آمده است ‏یك نفر عرب شیعى بحرینى را دیدم كه در هتل یكه و تنها مجلس عزا برپا كرده، كتاب گرفته بر كرسى نشسته، چیزى مى‏خواند و گریه مى‏ كرد و سپس آنچه را از ماكول و مشروب براى آن مجلس تهیه دیده بود میان فقرا تقسیم كرد. (49)

    شیخ طوسى از عبدالله ‏بن سنان روایت كرده است كه او گفت: بر سرورم جعفربن محمد علیه ‏السلام در روز عاشورا وارد شدم، او را با چهره گرفته و ظاهرى اندوهگین در حالى كه اشك‌هایش مانند مروارید افشان فرو مى‏ریخت، ملاقات كردم!

    عرض كردم اى پسر رسول خدا چرا گریه مى‏كنى؟ خدا چشم تو را نگریاند .

    فرمود: آیا غافلى كه حسین بن على در مثل این روز به قتل رسیده و (دچار مصیبت ‏شده)؟

    از آن حضرت پرسیدم: سرورم، راى شما درباره روزه این روز چیست؟

    فرمود: روزه بگیرید بدون این كه آن را روزه به حساب آورید و افطار كنید بدون این كه آن را موجب خوشحالى و «بركت‏» قرار دهید، و آن را روزه كامل قرار مدهید. یك ساعت پس از نماز عصر با آب افطار كنید. (50)

    شیخ صدوق به سند خودش از حضرت رضا علیه ‏السلام روایت كرده كه آن حضرت فرمود:« ماه محرم ماهى است كه در زمان جاهلیت، در آن ماه جنگ و ظلم را حرام مى‏دانستند، اما در آن ماه خون ما حلال دانسته شد و حرمت ما هتك گردید. اهل بیت و زنان ما اسیر شدند، خیمه‏هاى ما سوزانیده شد و اموال ما غارت گردید وهیچ احترامى براى رسول خدا درباره ما ملحوظ نگردید!

    همانا روز قتل حسین‏ علیه‏ السلام در صحراى كربلا چشم‌هاى ما را مجروح، اشك ما را جارى، و عزیز ما را [به حسب ظاهر] خوار ساخت. و تا آخر دنیا موجب غصه و بلاى ما گردید. پس بر همچون حسین ‏علیه‏ السلام باید گریه‏ كنندگان بگریند. كه گریه بر وى گناهان بزرگ را فرو مى ‏ریزد. چ

    سپس فرمود: هنگامى كه ماه محرم داخل مى‏شد پدرم خندان دیده نمى‏شد و اندوه بر وى غالب بود تا هنگامى كه عاشورا سپرى مى‏گشت و وقتى كه روز عاشورا فرامى‏رسید، آن روز، روز مصیبت و اندوه و گریه‏اش بود و مى‏فرمود: این همان روزى است كه حسین‏ علیه‏ السلام در آن روز به قتل رسید. (51)




    ۩●*●۩●*●۩  آئینه خدا نمای در لاله زار کربلا {ویژه نامه عاشورای حسینی} ۩●*●۩●*●۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. تشكرها 3


  9. #45
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,789      تشکر : 57,597
    171,652 در 50,196 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    از ابوالفرج اصفهانى در كتاب «الاغانى‏» نقل شده كه او به سند خودش از على بن اسماعیل تمیمى و او از پدرش بازگو نموده كه وى نزد امام صادق ‏علیه‏السلام بود و خدمتگزارش براى سید حمیرى اجازه ورود به مجلس درخواست كرد.

    حضرت دستور داد كه او را به آن مجلس بیاورند و زنان را در پس پرده جاى داد و سید حمیرى وارد شد، سلام كرد و نشست امام ‏علیه‏السلام از وى خواست در رثاى امام حسین‏ علیه‏السلام شعر بخواند.

    او در این ‏باره اشعارى خواند كه اولش این است:

    امرر على جدث الحسین فقل لاعظمه الزكیة
    یا اعظما لا زلت من وطفاء ساكبة رویة

    دیدم اشك‌هاى امام صادق‏ علیه‏السلام بر عارضش فرو مى‏ریخت و ناله و فریاد از خانه‏اش برخاست تا این كه دستور داد از ناله و گریه خوددارى كنند و چنین كردند. (52)

    اخبار و روایات درباره لزوم به پا داشتن مجالس عزاى حسینى و گریستن بر مصایب آن حضرت بسیار زیاد و به حد تواتر است كه نقل آنها در خور رساله‏اى است. (53)

    اكنون براى رعایت اختصار تنها به ذكر روایتى كه عبدالله ‏بن فضل از امام صادق ‏علیه‏السلام روایت نموده مى‏پردازیم و آن را ختام مقال خویش قرار مى‏دهیم:

    عبدالله بن فضل گفت: به امام صادق‏ علیه‏السلام عرض كردم اى پسر رسول خدا، چگونه روز عاشورا روز مصیبت و اندوه و جزع و گریه قرار داده شده و روزى كه رسول خدا قبض روح شد و روزى كه حضرت فاطمه‏ علیهاالسلام از دنیا رفت و روزى كه امیرمؤمنان به قتل رسید و روزى كه حضرت امام حسن به زهر كشته شد، بدین‏گونه نیست كه روز حزن و اندوه اعلام شده باشد؟

    امام فرمود: همانا روز مصیبت قتل حسین ‏علیه‏السلام از همه ایام دیگر عظیم‏تر است و این بدان جهت است كه اصحاب كساء كه نزد خداوند گرامى‏ترین خلق‏اند پنج نفر بودند: هنگامى كه پیامبر صلى الله علیه و آله از میان ایشان رفت، امیرمؤمنان و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین ‏علیهم‏السلام باقى بودند كه مردم به ایشان تسلى و گشایش حاصل كنند.

    و وقتى كه حضرت فاطمه از دنیا رفت ‏به وسیله امیرمؤمنان و حضرت امام حسن و حضرت امام حسین‏ علیهم‏السلام براى مردم تسلى و گشایش بود و زمانى كه امام حسن ‏علیه‏السلام به شهادت رسید براى مردم به وجود حسین‏ علیه‏السلام تسلى و گشایش بود. اما آن گاه كه آن حضرت‏ علیه‏السلام به قتل رسید هیچ كس از اصحاب كساء نبود كه بعد از او براى مردم به او تسلى و گشایش باشد؛ پس، از دنیا رفتن آن حضرت به منزله از دنیا رفتن همگى ایشان بود، چنان كه ماندن وى در این عالم به منزله ماندن همگى ایشان بود.

    بدین جهت است كه روز شهادت او به لحاظ مصیبت ‏برترین روزهاست. عبدالله بن فضل گفت: به امام عرض نمودم: اى پسر رسول خدا چرا براى مردم بعد از اصحاب كساء به على ‏بن الحسین‏علیه‏السلام تسلى و گشایش نبود. به همان‏گونه كه به پدرانش براى آنان تسلى و گشایش بود؟

    فرمود: همانا على بن حسین بعد از درگذشت پدرانش سید عابدین و امام و حجت ‏بود، اما رسول خدا را دیدار ننمود و از وى كلامى نشنید و علمش از پدرش و پدرش به وسیله جدش به آن حضرت به ارث رسیده بود و مردم امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و حسین را با رسول خدا بسیار در حالات مختلف مشاهده كرده بودند پس هر وقت ‏به یكى از ایشان نگاه مى‏كردند حال او را نسبت ‏به رسول خدا و گفتار آن حضرت را به او و درباره او به یاد مى‏آوردند.

    هنگامى كه ایشان درگذشتند مردم دیدار كسانى را كه در نزد خداوند عزوجل بزرگوارترین بودند از دست دادند. از دست رفتن همگى‏شان نبود مگر وقتى كه حسین ‏علیه‏السلام از دست رفت چون او پس از همه درگذشت، بدین جهت است كه روز قتل آن حضرت به لحاظ صیبت ‏بزرگترین ایام است.

    عبدالله بن فضل گفت: عرض كردم: اى پسر رسول خدا چگونه عامه مردم روز عاشورا را روز بركت نامگذارى كرده‏اند. آن حضرت گریه كرد سپس فرمود:

    وقتى كه حسین‏ علیه‏السلام به قتل رسید، بدین ‏وسیله گروه‌هاى زیادى به یزید تقرب جستند و براى خوش آمدن او به جعل حدیث پرداخته شد و براى این كار اموالى به عنوان جایزه دریافت كردند و از جمله مجعولات آنان درباره همین روز بود.
    والحمدلله اولا و آخرا




    ۩●*●۩●*●۩  آئینه خدا نمای در لاله زار کربلا {ویژه نامه عاشورای حسینی} ۩●*●۩●*●۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  10. تشكرها 3


  11. #46
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,789      تشکر : 57,597
    171,652 در 50,196 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    پى‏ نوشت‌ها و مآخذ
    1-رك: دائرة‏ المعارف مصاحب و لغتنامه دهخدا ماده «فرهنگ‏».
    2-رك: لسان‏العرب و مجمع‏البحرین، ماده «عشر».
    3-الآثار الباقیه عن القرون الخالیه باب «القول على ما یستعمله اهل الاسلام‏».
    4-فضایل الخمسه من الصحاح الستة‏3/260 و 262 ط سال 1384 مطبعة النجف و بحارالانوار 44/25.
    5-همان ماخذ. «احب الله من احب حسینا حسین سبط من الاسباط‏» و فهارس مسند ابن حنبل ماده «احب‏».
    6-فضایل الخمسه‏3/261. عن جابر: كنا مع رسول‌الله ‏صلى الله علیه و آله فدعینا الى طعام فاذا لحسین ‏علیه‏السلام یلعب فى‏الطریق مع‏ الصبیان فاسرع‏ النبى امام ‏القوم ثم ‏بسط یده فجعل حسین یفر هاهنا و هاهنا...
    7- ...فدیت من فدیته بابنى ابراهیم. اشاره به این موضوع است كه خداوند به پیامبر صلى الله علیه و آله وحى نمود كه یكى از دو فرزندت (حسین‏ علیه‏السلام یا ابراهیم ‏علیه‏السلام) را فداى دیگرى كن و این چنین نیست كه بخواهم هر دو براى تو بمانند. آنگاه پیامبر گریه كرد و این چنین مصلحت دید كه ابراهیم ‏علیه‏السلام را به خاطر فرزندش امام حسین ‏علیه‏السلام (كه فرزند على و زهرا علیهماالسلام نیز مى‏باشند) فدا كند. رك. فضایل الخمسه‏3/257 به نقل از تاریخ بغداد.
    8-وسائل الشیعه، 15/97 ط اسلامیه: ریحانتى من الدنیا الحسن و الحسین...
    9-فضائل الخمسه،3/270 و ما بعد و بحارالانوار 44/250.
    10- ...فوضعته فى حجره ثم حانت منى التفاتة فاذا عینا رسول‏الله تهریقان من الدموع. قالت قلت‏یا نبى‏الله... رك: فضایل الخمسه‏3/270. این روایت از مستدرك حاكم نقل شده او گفته است این روایت‏ بنابر شرط شیخین صحیح است.
    11-لقد كان لكم فى رسول الله اسوة حسنة. سوره احزاب آیه 21.
    12- «اضواء على السنة المحمدیة و دفاع عن الحدیث‏» تالیف محمود ابوریه ط 5 صفحه‏126 به بعد.
    13-دائرة المعارف بستانى و مصاحب ماده «عشر» و در زیارت عاشورا آمده است. «هذا یوم تبركت‏ به بنوامیة...»
    14-فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه، سوره زمر آیه‏ 17 و 18.
    15-الحسین ابوالشهدا عباس محمود العقاد، ص‏33-32، ط. دارالهلال.
    16-همان ماخذ، ص‏21.
    17-همان ماخذ، ص‏21.
    18-سموالمعنى فى سمو الذات ط 2، ص‏57، تالیف عبدالله علائلى.
    19-تاریخ طبرى، ط دارالمعارف مصر، 5/331.
    20-تفسیر روح‌البیان، اسماعیل حقى بروسوى، 4/418 ذیل آیه 28 سوره ابراهیم؛ و نیز تفسیر قرطبى، 9/364، ذیل همان آیه، فضائل الخمسه‏3/303 باب‏26.
    21-فضایل الخمسه‏3/303 و 304 و 305.
    22-الحسین ابوالشهدا، صص 25-23.
    23-الآثار الباقیة عن القرون الخالیه، تالیف ابوریحان محمدبن احمد البیرونى باب «القول على ما یستعمله اهل الاسلام‏». و ترجمه الآثار الباقیه فصل بیستم، ترجمه اكبر دانا سرشت و دائرة‏المعارف بستانى ماده «عشر».
    24-الآثار الباقیه باب «القول على ما یستعمله اهل الاسلام‏» و ترجمه آن فصل بیستم، ترجمه اكبر دانا سرشت.
    25-بحارالانوار، 44/270.
    26-همان، 44/271.
    27-الكامل فى التاریخ، ذكر احداث سال یازدهم.
    28- ...و انى لم اخرج اشرا ولا بطرا ولا مفسدا ولا ظالما و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى... رك: بحارالانوار، 44/329 و سمو المعنى لسمو الذات، ص‏106،1359.
    29- ...الا ترون ان الحق لایعمل به و ان الباطل لایتنهى عنه... تاریخ طبرى 5/229 ط - المطبعة الحسینیةالمصریه.
    30-سبقت العالمین الى المعالى بحسن خلیقه و علو همة و لاح بحكمتى نورالهدى فى لیال فى الضلالة مدلهمة یرید الجاحدون لیطفؤوه و یابى الله الا ان یتمه. رك: بحارالانوار 44/194.
    31-البرهان فى تفسیر القرآن، سوره فجر.
    32-همان.
    33-حسین وارث آدم، صفحه 212 به بعد.
    34-لؤلؤ و مرجان، انتشارات نوین، ص‏38.
    35-همان ماخذ.
    36-وسائل الشیعه،3/53 ط اسلامیه.
    36-مجله رسالة الاسلام، سال 11، شماره‏3، ص‏264.
    38-الذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فى سبیل‏الله باموالهم و انفسهم اعظم درجة عندالله، سوره توبه، آیه 20.
    39-سیاسة الحسینیه، ص ‏8 ، و 51 ط زهره.
    40-اعیان الشیعه، 1/581... ان الدعى ابن الدعى قد ركز بین اثنتین...
    41-تفسیر قرطبى،9/342 ذیل آیه و ذكرهم بایام الله، سوره ابراهیم، آیه 54.
    42-كنزالعمال، 8/571، ط بیروت مؤسسة الرسالة، و صحیح مسلم، باب صیام عاشورا، فمن شاء صامه و من شاء تركه.
    43-مجمع‏البحرین، ماده «عشر» فى حدیث مناجاة موسى و قد قال یارب لم فضلت امة محمد صلى الله علیه و آله على سایر الامم...
    44-اعیان الشیعه، 1/586 و587 / بحارالانوار 44/278.
    45- ...فجعل طینة شیعتنا من نضح طینتنا فقلوبهم تحن الینا... / بحارالانوار67/126.
    46-قل ان كنتم تحبون الله فاتبعونى یحببكم الله، آل عمران، آیه 31.
    47-فضائل الخمسه،3/285. روایات در این باره بسیار است ‏به همین ماخذ ص 270 رجوع شود.
    48-سیاسة الحسینیة، ص‏50، ط سال 1351.
    49-اعیان‏الشیعه، 1/586 ط دارالتعارف بیروت.
    50-بحارالانوار، 44/283.
    51-رك: اعیان‏الشیعه، 1/586.
    52-براى آگاهى بیشتر رك: بحارالانوار، 44/278، باب 34.
    53-بحارالانوار 44/279.
    "دكتر سید مهدى صانعى
    استاد دانشگاه فردوسى مشهد"



    ۩●*●۩●*●۩  آئینه خدا نمای در لاله زار کربلا {ویژه نامه عاشورای حسینی} ۩●*●۩●*●۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  12. تشكرها 3


  13. #47
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,789      تشکر : 57,597
    171,652 در 50,196 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    اى دل
    و دلدار و دل آراى من
    بر رخ تو چشم تماشاى من

    در رهت اى شاهد زيباىمن
    شمع صفت سوخت سراپاىمن

    اى سر من در هوس روى تو
    بر سر نى رهسپر كوىتو

    گر أرِنِى گوى به طور آمدم
    خواستيم تا به حضورآمدم

    بِاللّه اگر تشنه ام آبم تويى
    بحر من و موج و حبابم تويى

    تشنه به معراج شهودآمدم
    بر لب درياى وجودآمدم

    آينه بشكست و رخ يارماند
    اى عجب اين دل شد و دلدارماند

    نقش بشد جلوه نقّاش شد
    سرّ هُوَ اللّه ز من فاش شد







    ۩●*●۩●*●۩  آئینه خدا نمای در لاله زار کربلا {ویژه نامه عاشورای حسینی} ۩●*●۩●*●۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  14. تشكرها 3


  15. #48
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,789      تشکر : 57,597
    171,652 در 50,196 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    شهید نصرانی و سر امام حسین (ع)
    از امام زین العابدین روایت است كه فرمود: چون سر مطهر امام حسین ع را به نزد یزید آوردند، آن ملعون همواره مجلس شراب فراهم مى آورد و آن سر انور را در حضور خود مى نهاد و به شرابخوارى و شادمانى مى پرداخت . روزى سفیر قیصر روم كه از جمله اشراف و بزرگان آن مرز و بوم بود در آن مجلس حاضر شد و به یزید.
    گفت : اى پادشاه عرب ! این سر كیست ؟
    یزید گفت : تو را با او چه كار است ؟
    سفیر گفت : سؤ ال من به این خاطر است كه وقتى به نزد پادشاه خود بر مى گردم از همه امورى كه دیده ام از من پرسش خواهد كرد، چون ذكر حال این سر را در خدمتش برم در فرح و سرور با تو شریك خواهد بود.
    یزید لعین گفت : این سر از آن حسین بن على بن ابى طالب است .
    رومى گفت : مادرش كیست ؟
    یزید گفت : فاطمه دختر رسول خدا ص است .
    نصرانى گفت : اف بر تو و دین تو باد!
    دین من از دین تو بهتر است ؛ زیرا پدر من از نبیره هاى حضرت داود (ع) بوده و میان من و داود (ع) پدران بسیارى است و جماعت نصارى مرا بسیار تعظیم مى كنند و خاك قدم مرا به تبرك همى گیرند و مشا مسلمانان پسر دختر پیغمبر خویش را مقتلو مى سازید و حال آنكه میان او و پیغمبر شما بجز یك مادر فاصله نیست ؛ پس این چه دینى است كه شما دارید؟!
    بعد از آن . مرد نصرانى گفت :
    آیا حكایت كنیسه حافر را شنیده اى ؟
    یزید گفت : بگو تا بشنوم .
    نصرانى گفت : بین عمان و چین ، دریایى است كه عبور از آن یك سال مسافت است و در وسط آن بجز شهرى كه طول و عرض آن هشتاد فرسنگ در هشتاد فرسنگ است ، هیچ آبادانى نیست و بزرگتر از آن شهر در روى زمین ، شهرى نیست و از آن شهر كافور و یاقوت به شهرهاى دیگرى حمل مى نمایند و تمام درختان آن عود و عنبر است و آن شهر كاملا در دست نصارى است و هیچ یك از پادشاهان روى زمین در آن تصرف و دخالتى ندارند.

    در ان شهر كلیسا بسیار است و بزرگترین كلیساى آن ، كنیسه حافر است كه در محراب آن حقه اى از طلا نصب گردیده و در آن معلق و آویزان است و جماعت نصارى را اعتقاد چنان است كه در آن حقه ، سم خرى است كه عیسى (ع) بر آن مى گشت و اطراف حقه را با طلا و نقره پارچه حریر زینت داده اند و در هر سالى ، جماعتى از طائفه نصارى همى آیند و بر دور آن طواف مى كنند و آن را میبوسند و حاجتهاى خود را از خداى مى طلبند.

    این روش و عادت آنهاست در حق سم الاغى كه به عقیده ایشان همان الاغ حضرت عیسى (ع) ، بوده اما شما فرزند پیغمبرتان را مى كشید و این چنین بى حرمتى مى كنید! خداوند خیر و بركت را از میان شما بردارد و دینتان را بر شما مبارك نگرداند!

    یزید چون این سخن بشنید گفت : رشته عمر این نصرانى را باید برید و او را زنده نگذاشت تا مبادا در مملكت خود مرا رسوا گرداند.

    نصرانى گفت : اى یزید! اینك مى خواهى مرا به قتل برسانى ؟
    یزید: گفت : آرى .

    نصرانى گفت : پس گوش كن تا خواب خود را در این باب بر تو بازگو نمایم . شب گذشته حضرت رسول ص را در خواب دیدم ، به من فرمود:
    اى نصرانى ! تو از اهل بهشت هستى .

    من از فرمایش حضرت محمد ص در تعجب شدم و اینك شهادت مى دهم كه "اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله ".

    سپس این تازه مسلمان برخاست و سر مطهر امام شهید را بر داشت و به سینه چسبانید و پیوسته آن را مى بوسید و گریه مى كرد تا اینكه به شهادت نائل آمد.

    برگرفته از: لهوف، ابن طاووس





    ۩●*●۩●*●۩  آئینه خدا نمای در لاله زار کربلا {ویژه نامه عاشورای حسینی} ۩●*●۩●*●۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  16. تشكرها 3


  17. #49
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,789      تشکر : 57,597
    171,652 در 50,196 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    ناخدای کشتی عشق



    كاروان محزون نور، در غروب غمگین با پاهای تاول بسته آهسته راه می‌پیماید. آسمان تیره است و با چشمان اندوه بار این كاروان خسته را نظاره می‌كند، خورشید تیره غم‌نامه یك زن قهرمان را مویه كنان مرور می‌كند، زمین سخت آشفته و اوضاع به‌هم ریخته است، هر یك از فرشتگان چندین نیستان ناله دارند زیرا یگانه حجت خدا در روی زمین با آه سوزناكی به سوی سرنوشت محتوم ـ كه همان شهادت در سرزمین كربلا است ـ به پیش می‌رود

    ابرها بس كه دلگیرند بی‌قرار و با رنگ خونین از این سو به آن سو می‌دوند، زمین لرزان، و به قضای الهی تن در داده است. وگرنه تحمل چنین اندوه سنگین ناممكن است، و نزدیك است آسمان از جنایتی كه به وقوع می‌پیوندد فروریزد. چگونه می‌توان آن حادثه را به تصویر كشید كه دست یارای نوشتن و قلم توان تحریر آن را ندارد.

    این كاروان پر از غصه می‌رود تا در پهنه هستی عشقی بیافریند كه امام حسین علیه السلام خدای آن عشق و زینب پیامبر آن است. ایام حج و قربانی است دیگران رفته‌اند تا سنگ و گل را ببوسند و گوسفندانی را در خانه خدا قربانی كنند اما این ناخدای كشتی عشق می‌رود تا در پای عشقبازی سر و عزیزانش را قربانی محبوب كند و حیات جامعه اسلامی را با خون تامین نماید، زیرا جامعه اسلامی در حال احتضار به سر می‌برد و نیازش به خون است تا دو باره زندگی‌اش را بازیابد، چه كسی باید خون بدهد، اكنون كه كسی برای این قربانی آماده نیست باید طبیب، و آفریدگار عشق، خود و عزیزانش را در راه هدف بزرگ تقدیم كند.

    دیگران رفته‌اند تا خانه خدا را طواف نمایند اما امام حسینعلیه السلام آمده است تا در كربلا خدا را ملاقات كند، دیگران رفته اند تا افتخار حاجی شدن را به دست آورند اما او آمده است تا دل را به دست آورد و حركت امام حسینعلیه السلام این پیام را دارد كه با تكیه زدن شخصی همچون یزید بر مسند خلافت، حج فلسفه‌اش را از دست داده است.

    قربانگاه امام حسین علیه السلام سرزمین كربلا است، ابراهیم و اسماعیل‌های دیگری به اینجا آمده‌اند تا به ندای حق لبیك گویند، ‌ابراهیم بدون قربانی، مدال افتخار «خلیل» بودن را دریافت، اما از دیدن چنین صحنه انگشت حیرت بر لب نهاده و احسنت گویان حسینعلیه السلام را می‌ستاید، چگونه خدای ابراهیم حسینعلیه السلام را برتر از ابراهیم قرار ندهد درحالی‌كه كودك و جوانش را در قربانگاه آورده است.

    روز عاشورا می‌رسد و زمین و زمان بغض در گلو دارند، پیامبر و فاطمه و علی: آغوش گشوده‌اند تا از مهمانان در خون طپیده استقبال نمایند. آه چه دستی بود كه حقیقت را سر برید و چه تیری كه جرات كرد بر گلوی نازك و سپید علی اصغر بنشیند گرچه گلوی كوچك علی اصغر پاره شد اما رشته خونش دامن تاریخ را گلدوزی كرده، زینت آن گشت و این نا جوان مردی تا ابد برای یزید و یزیدیان باقی ماند، گرچه حقیقت بر سر نی شد اما بلند تر از همیشه نمایان گشت.

    زینب از این پس تنهاست، با كوهی از مشكلات، هر گلی این همه جفای خار ببیند پژمرده می‌شود اما زینب ام ‌المصائب و دست پرورده زهرا است و از مادر این صبر و رنج كشیدن را به ارث برده است كه این فرموده مادر زینب است:

    صبت علیّ مصائب لو انها
    صبت علی الایام عدن لیالیا


    آنقدر رنج دیده‌ام كه اگر بر روزگار تحمیل می‌شد به شب تیره مبدل می‌گشت.










    ۩●*●۩●*●۩  آئینه خدا نمای در لاله زار کربلا {ویژه نامه عاشورای حسینی} ۩●*●۩●*●۩
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 15-09-1390 در ساعت 16:53
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  18. تشكرها 3


  19. #50
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,789      تشکر : 57,597
    171,652 در 50,196 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    از این پس پیام عاشورا بر دوش زینب است تا بیان كند كه: عاشورا با رنگ خون توأم و با شهادت همزاد است كه اگر شهید كربلا و خون پاكش نبود، چه كسی در دل سنگرها آلاله می‌كاشت، تا عطرش فضا را معطر سازد و اگر خون شهیدان نینوا نبود لاله‌های وحشی بیابان را چه كسی آبیاری می‌كرد و درخت خشكیده عدالت را كه سیراب می‌نمود؟

    اگر خون گلوی اصغر نبود صحرای بی‌رونق انسان از چمن خالی بود و نسیم سحر با كدامین گل خوشبوی راز می‌گفت و لب به سخن می‌گشود؟ اگر خون شهیدان دشت حادثه نمی‌بود شمشیر بران ظالم را چه كسی می‌شكست؟

    و بالاخره اگر خون نمی‌بود عاشورا از كجا پدید می‌آمد به راستی كه شهید علم مقاومت و شهادت میراث دشنه بردوشان و ابر مردان تاریخ است. شهادت تولدی است زیبا و وصالی كه كابین آن نقد جان است و شهید كبوتر سبكبال وصال است كه شاخه گلی را برای محبوب به ارمغان می‌برد، و سنگر شهید میعادگاهی است كه عاشق از آنجا به سوی آسمان معرفت اوج می‌گیرد، و تا بدانجا می‌رسد كه در وهم نمی‌گنجد.

    و خون مایه حیات است كه هرگاه از جریان باز ایستد، باعث مرگ می‌شود در جویبار جامعه‌ای كه در راه ارزش‌ها خون جاری نگردد راكد و فرو بسته خواهد ماند از این روی خونی كه در كربلا ریخت خون خدا نام گرفت تا ارزش آن را به اثبات رساند.

    نمی‌دانم از كجا آغاز باید كرد؟ صحنه كوتاه كربلا یك مكتب پیام دارد پیامش همانند پیام نمایش عملی‌ای كربلاست، كربلایی كه تاسیسش: «نه فقط بهر ماتم» بلكه: «دانش سرای مكتب اولاد آدم است»

    كربلا سرزمینی است كه حسین علیه السلام در آن «سپهسالار» عشق, و زینب قهرمان آن است, این تاتر مقدس و این نمایشنامه كه هر سال یك بار به نمایش در می‌آید برای چیست؟

    آیا برای این است كه كربلا را در خاطره‌ها زنده كند؛ یا جنبه عاطفی آن را به نمایش بگذارد كه چگونه بر اطفال بی‌گناه ظلم شد؟ قطعا نه! بلكه تكرار یك درس است, درس آزاد زیستن، حرفه آدم بودن, و پیامش این است كه: «كل یوم عاشورا و كل ارض كربلا و كل شهر محرم»

    این نمایشنامه‌ای كه هر سال تجدید می‌شود، پیامش همان پیام عاشورای سال 61 هجری قمری است. پیامی كه تا انسان هست خواهدبود, پیام آزادی, تجدید میثاق با آزاد مردان, تجدید عهد با پیام عشق, كه می‌توان در هر سرزمین كاشت و از جوانه‌های آن استفاده برد. پیام عاشورا این است كه تا یزید، بیداد، طغیان و ظلم هست, حسین, ظلم ستیزی، دادگری، نیز خواهدبود, و هر روزی كه ظالم و آزاده در افتد، آن روز عاشوراست. و در هر سرزمینی كه آرمان حسینی با اهداف پست یزیدی برخورد, همانجا كربلاست و در هر ماهی كه این پیام، عملی شود همان محرم است كه:

    «همه جا خانه عشق است چه مسجد چه كنشت»


    در كربلا مرگ را به تمسخر و بازی گرفتند تا زیستن را به ارمغان آورند. و در آنجا مكتبی تأسیس كردند كه انسان‌ها را به سوی انسانی زیستن فرامی‌خواند, گرچه حسینعلیه السلام را در كربلا به شهادت رساندند ولی از خونش لاله‌های عشق رویید؛ و گرچه پرچم ابالفضل را بر زمین افكندند ولی آزادی با رنگ خون ثبت شد و جهان را تحت پوشش قرارداد.

    یزید، امام حسین علیه السلام را نكشت، خود را نابود كرد، زیرا حسینعلیه السلام زنده است, آرمانش بلند، نامش هم‌پای آفتاب، نورانی و در اوج عظمت؛ و مانند آرمانش بلند است. از این رو یاد كربلا و زنده نگهداشتن عاشورا زنده نگهداشتن ارزش‌ها و عشق است.

    عاشورا رنگ خون دارد، كه رنگ عصیان، طغیان و پیروزی در برابر طغیان است عاشورا طغیان مقدس است در مقابل بیداد، در برابر طغیان خبیث, عاشورا تقابل دو طغیان است كه منطق یكی خون و عشق و منطق آن دیگر، زر, زور, تزویر, فریب و نیرنگ و طغیان در برابر داد و عدل است, یكی از سلاله ابراهیم و طغیانش در برابر بت و بت گری و آن دیگر از سلاله نمرود و طغیانش بر ضد خدا، توحید, ارزش‌ها و بالاخره هرچه خوبی است

    و این دو جریان ادامه دارد كه:



    «رگ رگ است این آب شیرین, آب شو در خلایق می‌رود تا نفخ صور»

    باز هم عاشورا رسید كربلاییان كجایید كه درخت پربار ارزش‌ها تشنه است تا با خون سیراب گردد و با شهادت آذین بندی شود؟

    محمد عارف صداقت

    گروه دین و اندیشه تبیان







    ۩●*●۩●*●۩  آئینه خدا نمای در لاله زار کربلا {ویژه نامه عاشورای حسینی} ۩●*●۩●*●۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  20. تشكرها 2


صفحه 5 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •