واقعه ابرقو ورقی از فجایع بهائیت سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
واقعه ابرقو ورقی از فجایع بهائیت
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 13 , از مجموع 13
  1. #11
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    در مورد مرتکبین اصلی قتل

    12)محمد ،شهرت شیروانی فرزند حاجی رضا،45 ساله، با سواد،شغل نمدمال،دارای عائله ، اهل و ساکن روستای مشهور به رباط ابرقو که خود را مسلمان معرفی کرده (لکن طبق تحقیقات به عمل آمده مشار الیه بهائی و نام او در دفاتر بهائی های «ده بید» ثبت گردیده و از تاریخ 16/10/28 الی اکنون بازداشت است.

    13)علی محمد، شهرت شیروانی،فرزند محمد شیروانی(متهم نامبرده بالا)18 ساله،شغل نمدمال، بدون عائله،دارای سواد ، اهل و ساکن مزرعه مشهور به رباط ابرقو که از تاریخ 16/10/28 الی اکنون بازداشت است. هر دو نفر نامبرده به شرح دلایل ذیل مرتکب قتل صغری و پنج نفر فرزندان او شده اند:

    دلایل اتهام محمد شیروانی و علی محمد فرزندش:

    1/ در صفحه 28 ،سطر 8، محمد شیروانی در اظهارات خود اظهار داشته(که)صبح زود پس از یک روز از وقوع قتل،به منزل حسین صدری پور رفته و به او گفته باقر و ابوالقاسم مرتکب این عمل شده اند.

    2/ در صفحه 29 سطر 11،راجع به خونهایی که در لباس او بوده در جواب آقای بازپرس اظهارات مختلفی کرده است .گاهی اظهار داشته به واسط سقط جنین عیالش این خون به لباس او ریخته،زمانی گفته پالتو را وقتی از قربانعلی نام خریداری نموده شاید این خونها قبلاً به پالتو بوده یابعداً خونی شده باشد.

    3/صفحه37، در سطر 1و2 از طرف آقای بازپرس به محمد شیروانی اعلام شده که دربا خانه ی او خونی استو درب حیاط خونی بوده که در پاسخ اظهار داشته ،این خون مال سقط جنین است.

    4/ صفحه 43 مورخه24/10/28. سطر 4 اظهارات محمد رضا پسر محمد شیروانی دایر به اینکه شب وقوع قتل سه نفر اسفند آبادی منزل محمد شیروانی میهمان بوده و میرزا علیمحمد برادرش به ابرقو رفته و برنج خریده و آوردهو خروسی را نیز برای مهمانان کشته اند و شب تا ساعت 3 و 4 در منزل محمد بوده و سپس محمد و میرزا علی محمد برادرش به اتفاق سه نفر اسفند آبادی (که اسامی آنها را نیز اظهار نموده لکن تا کنون شناخته نشده و پرونده نسبت به آنان مفتوح است) بیرون رفته اند و عیال محمد اظهار کرده درب خانه را ببندیم؟ محمد شیروانی پاسخ داده درب را از پشت قفل می کنیم و قبلاً هم محمد دستور داده که درب خانه را روی کسی باز نکنند.اگر کسی آمد مرا مطلع کنید. بعد ما خوابیدیمسحر بود که برادر و پدرم آمدند و پدرم به حمام رفت و نیز اظهار محمد رضا در پاسخ به آقای بازپرس دائر به اینکه چرا قبلاً این موضوعات را نگفتی و اظهار داشته که درم به من سپرده بود که اگر از تو سئوال کردند ،بگو مادرم مریض بودو شب را مشغول پرستاری از او بودیم.

    5/ صفحه 57 سطر 7 الی 10 اظهارات مروارید عظیمی همسایه محمد شیروانی و مقتولین به اینکه شب بعد از وقوع قتل مادر زن محمد به او گفته است حالا که محمد شیروانی را به شهر برده اند ،شما دیگر نترسید و حتماً این قتل کار محمد بوده و نیز اظهار مروارید عظیمی به اینکه قبل از آنکه محمد برود خانه ی صغری جریان را ببیند به او گفته است که داماد های صغری این کار را کردند و چفت درب خانه هم خونی است و اینکه می گویند جانور آنها را پاره کرده اینطور نبوده . اول یکی را کشته اند،بعد دیدند کار خوبی نشده و آنها را شناخته اند آن وقت همه را کشته اند جانور که نمی تواند درب خانه را از پشت چفت کند.

    6/ صفحه 63 مورخه 25/10/28اظهارات فاطمه عیال محمد شیروانی به اینکه شب وقوع قتل محمد شیروانی شوهرش و علیمحمد پسرش چند مرتبه به عنوان اینکه آب نداریم از خانه خارج شده و صبح زود محمد به عیالش گفته بود چون آب داشتم و کثیف هستم می خواهم بروم حمام و تمام شب را محمد با چراغ دستی رفت و آمد می کرده.

    7/ صفحه 70سطر 15 اظهارات محمد رضا پسر محمد شیروانی دائر به اینکه میرزا علی محمد برادرش ،روز همان شبی که صغری را کشته بودند به وسیله الاغ به اسفند آباد رفته و با پدرش آهسته صحبت می کرده و نیز در صفحه 71 سطر5 اظهار نموده که مادرم سئوال کرد که علی محمد کجا رفته؟ محمد اظهار داشته که رفته است الاغ اسفند آبادی ها را بدهد و همچنین در سطر 11 صفحه 71 اظهار کرده که صبح زود قبل از اینکه پدرش به حمام برود به علی محمد برادرش گفته برو گل گاوزبان بگیر و به مادربزرگت بگو صغری غش کرده که مادربزرگت نترسد.

    8/ اظهارات بی بی فاطمه عیال محمد در اواخر صفحه73 مشعر به اینکه در شب وقوع قتل،محمد شیروانی تا صبح نخوابیده و از منزل چندین مرتبه خارج شده و خود را از عیالش پنهان می کرده و جلوی چراغ را گرفته تا عیالش لباس او را نبیندو ضمناً بی بی فاطمه عیال محمد در صفحه73 از سطر 10 تا آخر صفحه مزبور اظهار کرده مدتی محمد به ده بید نزد برادر دیگرش (احمد نکوئی) که بهائی بوده رفته و چون مردم می گفتند محمد بهائی شده پسر او می گفته من دیگر مدرسه نمی روم و مردم می گویند پدر تو بهائی است.بعد از آنکه محمد از ده بید آمده عیالش به او گفته مردم می گویند تو بهائی شده ای به عیالش کتک زده و قرآنی که در طاقچه اتاق بوده برداشته و پاره پاره کرده و در آتش انداخته و سوزانیده است هر چند متهم مزبور اظهار کرده فعلاً بهائی نیست لکن با توجه به اظهارات احمد نکوئی برادرش در صفحه 269 سطر 16 و 17 دائر بر اینکه محمد نام برده به او گفته حرف بهائی ها درست است مشار الیه بهائی استو نام او در دفتر بهائی های ده بید ثبت گردیدهو نیز اظهار محمد در صفحه 167 سطر 11مشعر به اینکه سجل بهائی گرفته محرز و مسلم است که مشار الیه یکی از بهائی های متعصب بوده و طبق محتویات پرونده چون محمد در همسایگی صغری مقتوله و مشار الیه های به سران بهائی فحاشی می کرده مشار الیه به اتفاق پسرش و برادرانش و چند نفر بهائی اسفند آبادی دیگر مرتکب این قتل فجیع شده اندچنانکه احمد نکوئی برادر محمد در صفحه 280سطر8 اظهار داشته نمی توانم بگویم محمد شیروانی در قضیه قتل ابرقو بی تقصیر است

    9/مواجهه محمد رضا با علی محمد برادرش در صفحه 80 دائر به اینکه در شب وقوع قتل سه نفر اسفند آبادی منزل آنها بوده.

    10/ اظهارات علی محمد در صفحه 81 در تاریخ 30/10/28 سطر 10 الی آخر صفحه در ژاندارمری دائر به اینکه تا نزدیک مزرعه هراتی رفته که ببیند اسفند آبادی ها رفته اند یا خیر (که این اظهار با اظهاراتی که محمد رضا در صفحه 70 سطر 15 نموده که برادر او به طرف اسفند آباد رفته کاملاً قابل تطبیق است) و نیز اظهار او در صفحه 117 به اینکه با محمد شیروانی پدرش و محمد حسین عمویش و احمد نکوئی عموی دیگرش به قصد کشتن صغری و بچه های او از منزل خارج شده و مشار الیه از طرف خانه ی خود از دیوار پشت بام خانه صغری بالا رفته و از راه پشت بام پائین آمده و درب خانه را بسوی سایرین باز کرده و پدرش و سایرین باز کرده و پدرش و سایرین وارد خانه شده و سه نفر از دختران صغری که در صفه جلوی اتاق خوابیده بودند بدواً به قتل رسانیده و صغری و دو نفر دیگر هم که در اتاق خواب بودند بیدار شده و آنها درب اتاق را باز نکرده و با دسته بیلی که آنها را کشته بودند از زیر درب شروع کردند به پای آنان زدن که بالاخره درب را باز کرند ، عمویم با پدرم رفتند توی اتاق و آنان را به قتل رسانیدند به شرح در صفحه 117 بازجوئی ژاندارمری(که این اظهارات با قسمتی از اظهارات او دائر به اینکه از طرف دیوار خانه صغری بالا رفته و از زیر درب اتاق ممکن بود به وسیله بیل کسانی که پشت درب بودند آنها را مضروب نمایند و بیل به پای آنها بزنند به شرح در صورت مجلس مورخه 2/11/28 صفحه 113 که پس از این اظهار تنظیم گردیده قابل تطبیق است) و نیز در صفحه ی 82 سطر 15 در پاسخ سئوال آقای بازپرس جریانی که مشار الیه در ژاندارمری اظهار داشته به او اعلام گردیده تکذیبی نکرده و به این عنوان آن طوری که آنجا گفتم اینجا هم می گویم اظهارات خود را تأیید نموده است....
    واقعه ابرقو ورقی از فجایع بهائیت
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  2. تشكر

    شهیده (18-09-1390)

  3. #12
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض





    11/ اظهارات سید محمد فرزند سید احمد در صفحه 82 سطر 16 الی آخر صفحه مزبور مشعر به اینکه صبح همان شبی که این قتل واقع شده طلوع آفتاب محمد شیروانی به منزل سید محمد مزبور آمده و از او سیگار گرفته و بلا تأمل اضهار کرده مرغ و خروس و الاغ کشته ام و توی خون و کثافت بودم رفتم حمام، و خیلی حواس او پرت بوده که عیال سید محمد به شوهرش گفته محمد شیروانی آدم همیشه نیست.

    12/اظهارات مهدی فرزند بمان علی آبیار در صفحه 106 و صفحه 85 دائر بر اینکه در شب وقوع قتل به باغ محمد آبی داده نشده و در موقعی هم که آقای بازپرس و دادستان به محل رفته بودن مشاهده شد که از شب وقوع قتل به بعد آبی به باغ او داده نشده و حال آنکه متهم در همان شبی که مرتکب قتل فجیع شده و رفت و آمد می کرده به عیال خود گفته مشغول آبیاری است.

    13/اظهارات حسین صدری پور ژاندارم در صفحه 87و 88و 89 دائر به اینکه اغلب اهالی ابرقو درب خانه مقتول حاضر شده بودند محمد حاضر نبوده و موقعی که خانه او را تفتیش نمودند وضع غیر عادی داشت و صبح روز بعد به منزل حسین صدری پور رفته و اظهار نموده بدون جهت شما به من مظنون هستید و چند نفر را مرتکب این قتل معرفی کرده بوده به شرح در صفحات اشاره شده بالا...

    14/اظهارات امینی نژاد در صفحه 90 به اینکه شب بعد از قتل محمد را ملاقات نموده و مشار الیه وحشتناک و نیز اظهارات بی بی فاطمه عیال آقا هدایت همسایه محمد و مقتولین در صفحه 91 سطر 8 و9 مشعر بر اینکه شب بعد از وقوع قتل محمد به خانه بی بی مروارید زن دائی او رفته و با حال خنده می گفته عجب دزدی گرفتند و عجب همسایه عزیزی داشتیم از دستمان رفت.

    15/اظهارات علی فرزند مهدی و جعفر دامادهای صغری در صفحه 95 سطر 4 به اینکه صغری به بهائی ها فحش می داد و محمد هم بهائی بوده و از این جهت با صغری و بچه های او دشمنی داشت و مخصوصاً گفته بود که طوری بکنم که دود از این حیاط خانه صغری بلند نشود.

    16/اظهارات عباسقلی معرف به امیر در صفحه 124 سطر 4 الی 7 به اینکه شب وقوع قتل علی محمد پسر محمد شیروانی درب دکان او رفته و به عنوان اینکه پدرش میهمان دارد مقداری قند و چای و سیگار از او خواسته است.

    17/مواجهه محمد رضا با بی بی فاطمه مادرش(عیال محمد شیروانی)در صفحه 72 و اظهارات مشار الیها در سطر 17 دائر به اینکه علی محمد پسرش در شب وقوع قتل که میمان داشتند از مشار الیها دستور پخت و پز گرفته که این دسته از اظهارات علی محمد متهم که در ژاندارمری اظهاراتی نموده و همچنین اظهارات محمد رضا به خوبی تأیید می کند...

    18/اظهارات بی بی فاطمه عیال محمد شیروانی در مواجهه ای که با محمد شوهرش داده شده در صفحه 217 به اینکه در شب وقوع قتل مثل اینکه محمد می خواست من لباس های او را نبینم با عجله و شتاب آمد و فانوس را برداشت و بیرون رفت و یک دوایی به من می داد که از هوش می رفتم و آن شب محمد تا صبح نخوابید و به من می گفت چایی درست کردم که بخورم و خوابم نبرد و به تو دوا می دهم و بعد هم نزدیک صبح بود که به حمام رفت.

    19/متهم (محمد شیروانی)پس از وقوع قتل گیوه خونی خود را به پسرش داده بود که بشوید و با اینکه گیوه را شسته مع الوصف اثرات خون در روی گیوه باقی است و پس از آن که گیوه را شسته به منزل محمد حسین برادرش فرستاده به شرحی که در آخر صفحه 5 قرار آقای بازپرس مندرج است گیوه مزبور از خانه محمد حسین برادر او کشف گردیده مضافاً به اینکه موقعی که در ژاندارمری از او بازجویی شده نامبرده کفش خود را عوض کرده بوده و در سطر 9 صفحه اظهار داشته کفش دیگری ندارم.

    20/ اظهارات حسین صدری پور ژاندارم در قسمت آخر صفحه 169 دائر به اینکه شنیده شب وقوع قتل محمد شیروانی لباس های خونی خود را سر حوض مرده شوی خانه می شسته و اظهار او به اینکه مادر عیال محمد گفته این محمد کسی است که می خواست سم وارد دوا کند و به دختر من بدهد که ارث بیشتر به او برسد.

    21/ اظهارات محمد حسین متهم برادر محمد شیروانی در صفحه 182 سطر 1 و4 به اینکه محمد برادرش گفته : شنیدم تو بهائی شده ای و با بهائی ها آمد و شد داری و مردم می گویند با لامذهب ها همدست شده ای و مرتکب این قتل شده ای و نیز اظهارات محمد حسین نامبرده در صفحه 184 سطر 9 به اینکه او شنیده است محمد برادرش مرتکب این قتل گردیده است و نیز به طوری که در صفحه 188 سطر 12 و13 حاکی است پس از اینکه محمد اظهارات میرزا علی محمد پسرش را شنیده تغییر حال به او دست داده و اظهار نموده آنچه پسر من گفته است صحیح است و قبول دارم

    واقعه ابرقو ورقی از فجایع بهائیت
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  4. تشكر

    شهیده (18-09-1390)

  5. #13
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    در مورد دو نفر مرتکبین دیگر:

    22/ احمد،شهرت نکوئی، فرزند حاجی رضا، 50 ساله ،بی سواد و دارای عیال و اولاد که خود را مسلمان معرفی کرده و طبق محتویات پرونده بهائی است، شغل پیله ور اهل ابرقو ساکن قشلاق خرمی که از تاریخ 25/2/29الی اکنون بازداشت است به دلائل زیر:

    1- اظهارات علی محمد فرزند محمد شیروانی (متهم)در صفحه 113 بازجویی ژاندارمری با ایکه مشار الیه به اتفاق پدرش و و محمد حسین و احمد نکوئی و غیره مرتکب این قتل شده است.

    2- گزارش تلفنی استوار خاکپور فرمانده ژاندارمری ابرقو دائر به اینکه اثاثیه مقتولین پس از مقتول شدن بوسیله محمد حسین برادر محمد شیروانی به قشلاق خرمی محل اقامت احمد نکوئی حمل شده و موقعی هم که به مأمور ژاندارمری دستور داده شده که خانه ی احمد نکوئی را بازرسی کنند احمد مزبور فرار کرده که در کلانتری شیراز دستگیر شده است . مندرج در صفحه 157

    3- اظهارات علی محمد فرزند محمد شیروانی در صفحه 205 سطر 3 دائر به اینکه در 21 دیماه در همان اوانیکه مقتولین کشته شده اند . احمد نکوئی عموی او به ابرقو آمده است...

    4- اظهارات احمد نکوئی در صفحه 207 سطر 4 به اینکه یک روز پس از قتل مقتولین کشته شده و محمد برادرش دستگیر گردیده جریان را در قشلاق خرمی که مسافت زیادی است تا ابرقو فهمیده است.

    23/ محمد حسین،شهرت نکوئی،50 ساله فرزند حاجی رضا،شغل زراعت، دارای زن و بچه ، بی سواد که خود را مسلمان معرفی کرده ف اهل و ساکن ابرقو تبعه ایران که از تاریخ 16/10/28 الی کنون بازداشت است به دلائل زیر:

    1. کشف شدن گیوه خونی متعلق به محمد شیروانی در منزل محمد حسین.

    2. اظهارات علی محمد فرزند محمد شیروانی در صفحه 113 دائر به اینکه به اتفاق پدرش محمد و محمد حسین و احمد نکوئی دو نفر عموهایش و چند نفر دیگر مرتکب این قتل شده اند...

    3. به طوری که در صفحه 157 مندرج است استوار یکم خاکپور فرمانده ژاندارمری ابرقو تلفناً اعلام نموده بود که شنیده است اثاثیه مقتولین پس از مقتول شدن به وسیله محمد حسین برادر محمد شیروانی به قشلاق خرمی برده شده.

    4. اظهارات بی بی فاطمه عیال محمد شیروانی در صفحه 213 قسمت آخر صفحه مزبور و در صفحه 214 سطر 1و 2 به اینکه محمد حسین برادر محمد شیروانی صبح و شام به منزل محمد رفت و آمد می کرده و شب وقوع قتل هم به منزل محمد شیروانی آمده است و نیز اظهار کرده که محمد حسین مزبور صبح روز وقوع قتل هم به منزل محمد شیروانی آمده و در آنجا خوابیده است و فوق العاده با محمد رفیق بوده و هیچ کاری را بدون اجازه محمد انجام نمی داده است.

    با توجه به شرحی که فوقاً معروض گردید و با در نظر گرفتن دلائل اشاره شده و سایر دلائل و قرائن و امارات موجوده جای هیچ گونه شک و شبهه نیست که 9 نفر اعضای محفل یزد که نام و مشخصات آنان قید گردیده و همچنین حاجی میرزا حسن شمسی رئیس محفل بهائی اسفند آباد و عباسعلی پور مهدی محرک در قضیه قتل ابرقو بوده و طبق ماده 28 استنادی تقاضای مجازات آنان را دارد و نیز محمد شیروانی و محمد حسینو احمد نکوئی برادرهای او و علی محمد شیروانی فرزندش به اتفاق چند نفر اسفند آبادی بهائی که تا کنون شناخته نشده و پرونده نسبت به آنها مفتوح است مرتکب این قتل شده اند و طبق ماده 170 قانون کیفر عمومی تقاضای مجازات مشار الیه دارد./جام
    واقعه ابرقو ورقی از فجایع بهائیت
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  6. تشكر

    شهیده (18-09-1390)

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •