دلیل لعن در قرآن و یا زیارات مانند زیارت عاشورا سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
دلیل لعن در قرآن و یا زیارات مانند زیارت عاشورا
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 16 , از مجموع 16
  1. #11
    عضو صمیمی
    بین الحرمین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 79      تشکر : 0
    241 در 74 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    بین الحرمین آنلاین نیست.

    پیش فرض




    حكمت لعن و تبرّى

    در روایات اسلامى به حبّ و بغض توجّه خاص شده است; چه در سطح كلىّ، آن جا كه مى فرماید: «هل الإیمان إلاّ الحبّ و البغض(19); آیا دین غیر از حبّ و بغض است»، و چه در مورد و مصداق خاص، همانند آن كه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به علىّ(علیه السلام) مى فرماید: «یا علىّ حبّك ایمان و بغضك نفاق(20) اى على!

    حب تو ایمان و بغض تو نفاق است. به چه دلیل این همه به حبّ و بغض تأكید مى شود؟ این سؤال را با بیان چند نكته توضیح خواهیم داد:

    1 ـ مى دانیم كه حبّ و بغض دو نیروى بسیار عظیم است كه اگر در حدّ كمال در وجود انسان یافت شود، اثر بسیار عظیمى خواهد داشت; مثلا كسى كه محبّت شخصى را به جهت آن كه مظهر همه خوبى هاست در دل داشته باشد، این در حقیقت بیانگر عشق و محبّت او بخوبى هاست و این عشق و محبّت نیروى بسیار عظیمى است كه مى تواند تمام قوا را در اختیار گرفته و به سوى محبوب اصلى ـ كه همان خداوند متعال است ـ سوق دهد. و این همان كمال و سعادت مطلوب انسان است.

    2 ـ از طرفى دیگر، بغض نیز در صورتى كه در دل انسان نسبت به یك نفر كه كاملا شقى به وجود آید، در حقیقت در وجود انسان تمام نفرت ها جمع مى شود تا از آن شخص بیزار شود، و این در حقیقت بیزارى از بدى هاست و از هر چه كه انسان را از خدا دور مى كند.

    3 ـ اسلام بر خلاف برخى ادیان، مانند سكه دو رویى است كه به لحاظ ضرورت اجتماعى به هر دو امر مهمّ (تولّى و تبرّى) سفارش كرده است. انسان نمى تواند خوب و بد و یا مظهر خوبى ها و بدى ها، را با هم دوست داشته باشد، زیرا دو امرِ متضادند.

    4 ـ روان شناسان نیز بر این امر مهم تأكید دارند كه بهترین راه (عمومى و خصوصى) براى تشوق مردم به حقّ و حقیقت و دورى از فساد و بدى ها ارائه الگوهایى كامل از هر دو طرف است، كه از حیث ادبى و هنرى و روانى اثر بسیارى در جامعه مى تواند داشته باشد.

    5 ـ حبّ و بغض تنها در قلب نمى ماند، بلكه ظهور و بروز دارد و مادامى كه با منع شرعى و عقلى مزاحمت نكند اشكالى ندارد، بلكه رجحان هم دارد. این مطلب از حیث روانى نیز قابل تأمل است، زیرا ابراز و اظهار یك مطلب سبب تلقین در نفس انسان و ملكه شدن آن مى شود. از همین رو ابراز تبرّى و تولّى در ساختن شالوده روحى انسان بسیار مؤثر است.

    6 ـ تبرّى و تولّى و لعن كردن در حقیقت شعار دادن و اعلان خطر و بشارت است; اعلان خطر است به مردم كه اى مردم! مواظب باشید دشمنانى در كمین بوده و هستند تا دین شما را ضایع كرده و شما را از مسیر مستقیم منحرف سازند، از آنان پیروى نكنید. اعلان بشارت است به مردم در این كه: ما الگوهایى بسیار كامل و خوب داریم كه اگر دنبال آنها رفته و از آنان پیروى كنید، قطعاً به حقّ و حقیقت و لقاى الهى خواهید رسید و این در حقیقت از مصادیق امر به معروف و نهى از منكر اجتماعى است

    7 ـ اصحاب پیامبر(صلى الله علیه وآله) از جهاتى مورد توجه خاص مسلمانان اند، زیرا آنان كسانى اند كه آن حضرت را درك كرده و از او سخن شنیده و سیره عملى اش را مشاهده نموده اند. از طرفى، به جهت فداكارى هایى كه برخى از آنان در راه حفظ و گسترش اسلام داشته اند قابل تقدیرند; از همین رو مسلمانان توجه خاص به آنان دارند. از سوى دیگر، كسانى كه سدّ راه پیشرفت واقعى اسلام بودند و باعث انحراف در جامعه اسلامى مى شدند، بزرگ ترین ضربه را به اسلام و مسلمانان زده اند، به همین علت است كه الگوهاى خوب و بد از میان صحابه انتخاب مى شود.

    با این وصف، به این نتیجه مى رسیم كه مسئله تولّى و تبرّى و لعن از ضروریات اجتماعى و از راه هاى سوق دادن مردم به حقّ و حقیقت و دورى از فساد و تباهى است. آرى، آنچه در باب لعن از آن نهى شده این است كه لعن ذكر دائمى انسان باشد، همان گونه كه در روایات به صیغه مبالغه از آن نهى شده است. در مصادر حدیثى عامه از پیامبر(صلى الله علیه وآله) وارد است كه مؤمن، لعّان ـ یعنى بسیار لعن كند ـ نیست.(21)

    ولى مرحوم فیض كاشانى آن را به لحاظ كمّى وعددى گرفته و حدیث را این گونه معنا كرده است: «مؤمن نباید همه را لعنت كند، ولى از لعن مستحقان جلوگیرى نكرده است، وگرنه مى فرمود: «لاتكونوا لاعنین» زیرا بین این دو تعبیر فرقى است كه صاحبان ادب مى فهمند.(22)

    چگونه ممكن است كسى تبرّى را از مستحقّ آن مضایقه كند، در حالى كه خداوند متعال مى فرماید: " قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْرَاهِیمَ وَالَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَیْنَنَا وَبَیْنَكُمْ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَداً " (23); «براى شما مؤمنان بسیار پسندیده و نیكوست كه به ابراهیم و اصحابش اقتدا كنید كه آنان به قوم خود گفتند: ما از شما و بت هاى شما كه به جاى خدا مى پرستید به كلّى بیزاریم. ما مخالف و منكر شماییم و همیشه میان ما و شما كینه و دشمنى خواهد بود».
    دلیل لعن در قرآن و یا زیارات مانند زیارت عاشورا

  2. تشكر

    مدير اجرايي (04-01-1391)

  3. #12
    عضو صمیمی
    بین الحرمین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 79      تشکر : 0
    241 در 74 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    بین الحرمین آنلاین نیست.

    پیش فرض




    محلّ نزاع

    حقیقت این است كه بین هیچ مذهبى از مذاهب اسلامى در اصل مسئله لعن اختلاف چندانى نیست و فقط برخى از افراد ساده لوح و خشك در اصل مسئله احتیاط مىورزند، ولى اكثر قریب به اتفاق، اصل جواز لعن را قبول دارند، واگر اختلافى هست در متعلق و محلّ لعن است.

    همان گونه كه گفته شد، شیعه امامیه لعن را بر برخى از صحابه به كار مى برد كه منشأ فساد در جامعه عصر خود و بعد از آن تا روز قیامت شده اند، و از آن جا كه صحابه، مورد توجه خاص و براى عموم مردم محك دین اند، شیعه امامیه ضرور مى داند كه با اعلام برائت از آنان مردم را از این خطر بزرگ آگاه سازد، كه این فرد یا دسته خطر سازند، تا مردم از او و دسته و طرفدارانش دورى گزینند و در راه و عقیده اش قرار نگیرند و این در حقیقت از مصادیق امر به معروف و نهى از منكر است.

    ولى اهل سنت مى گویند: كارى به صحابه نداشته باشید، همه را تقدیس كنید، ولو احیاناً كار زشتى انجام داده اند، چون اینها واسطه فیض تشریع از طریق پیامبر(صلى الله علیه وآله) بر ما مى باشند. ولى شیعه امامیه به این نكته نیز توجه دارد كه با وجود امامان معصوم و رهبران الهى ـ كه مورد توجه خاص خدا و رسول بوده اند ـ قدح و تضعیف و تبرى از برخى صحابه مشكلى ایجاد نمى شود. ما ـ همانند برخى از منصفان اهل سنت ـ عدالت كلّ صحابه را قبول نداریم، به نصّ آیات و روایات صحیح اسلامى از طریق فریقین، برخى از صحابه كارهاى بسیار زشتى انجام دادند كه بعضى از آنها جنبه شخصى نداشته، بلكه سبب انحراف عظیم در جامعه اسلامى شده است از همین رو لعن آنان هیچ مشكلى را به وجود نخواهد آورد. این موضوع در بحث «عدالت صحابه» به طور مفصل بیان شده است.
    دلیل لعن در قرآن و یا زیارات مانند زیارت عاشورا

  4. تشكر

    مدير اجرايي (04-01-1391)

  5. #13
    عضو صمیمی
    بین الحرمین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 79      تشکر : 0
    241 در 74 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    بین الحرمین آنلاین نیست.

    پیش فرض




    تصریح قرآن و سنت به لعن برخى از صحابه

    قبلا اشاره شد كه قرآن كریم لعن را در چهار محور به كار برده است كه قسمت چهارم از آن مورد نظر ماست، كه با اطلاق لعن بر مورد عام شامل برخى از صحابه نیز شده است، و حتى در برخى از موارد شخص صحابى لعن شده است; از آن جمله این آیه شریفه است: " وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْیَا الَّتِی أَرَیْنَاكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا یَزِیدُهُمْ إِلاَّ طُغْیَاناً كَبِیراً " (24); «اى رسول ما به یاد آور وقتى را كه به تو گفتیم خدا البته به همه افعال و افكار مردم محیط است و ما رؤیائى كه به تو ارائه دادیم جز براى آزمایش و امتحان مردم نبود، و درختى كه به لعن در قرآن یاد شده و ما به ذكر این آیات عظیم آنان را مى ترسانیم و لكن بر آنان طغیان و كفر و افكار شدید چیزى نیفزاید».

    مفسران در ذیل این آیه مى گویند: مراد از شجره ملعونه در قرآن، شجره و اصل و نسب حكم بن ابى العاص است و مقصود از خواب و رؤیا، رؤیایى است كه پیامبر(صلى الله علیه وآله) در خواب دیدند كه فرزندان مروان بن حكم یكى پس از دیگرى بر منبرش مى نشینند».(25)

    هم چنین پیامبر (صلى الله علیه وآله) در موارد زیادى برخى از صحابه را لعن كرده كه از مشهورترین آنها حكم بن ابى العاص، و هر كس در صلب او است. پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «واى بر امّت من از آنچه در صلب اوست».(26)

    نصر بن مزاحم منقرى به سند خود از براء بن عازب نقل مى كند: روزى ابوسفیان با فرزندش بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) وارد شد، حضرت فرمود: «بارخدایا! لعنت فرست بر تابع و متبوع(27) یعنى بر معاویه و ابوسفیان.
    دلیل لعن در قرآن و یا زیارات مانند زیارت عاشورا

  6. تشكر

    مدير اجرايي (04-01-1391)

  7. #14
    عضو صمیمی
    بین الحرمین آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1390
    نوشته : 79      تشکر : 0
    241 در 74 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    بین الحرمین آنلاین نیست.

    پیش فرض






    اسناد:


    4- انعام آیه 108.

    5- موسوعة اطراف الحدیث النبوى، ج6، ص 594 ـ 606.

    6-سنن ابى داود ج 3 ص 324.

    7- مسند احمد ج 2 ص 387.

    8-. الجامع الصغیر ج 2 ص 406.

    9- ص آیه78

    10- احزاب آیه 64.

    11- مائده آیه 78.

    12- هود آیه 18.

    13- نور آیه 7.

    14- احزاب 57

    15- نور 23

    16- نساء 93

    17- توبه 68

    18- محمد22 و 23
    19- كافى، ج2، ص125، ح5; بحار الانوار، ج66، ص241، ح16.

    20- معانى الأخبار، ص206; بحار الانوار ج30، ص42، ح13.

    21- كنز العمال، ج1، ص146، ح720.

    22- المحجّة البیضاء، ج5، ص222.

    23- ممتحنة (60) آیه 4.

    24- اسراء (17) آیه 60

    25- تفسیر فخررازى، ج20، ص237; تفسیر قرطبى، ج10، ص281، تفسیر روح المعانى، ج15، ص105.

    26- مستدرك حاكم، ج4، ص481; صواعق المحرقه، ص179 ودر المنثور، ج4، ص191.

    27- وقعه صفین، ص217.
    دلیل لعن در قرآن و یا زیارات مانند زیارت عاشورا

  8. #15
    کارشناس افتخاری سایت
    معمار آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 928      تشکر : 1,108
    4,593 در 919 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    معمار آنلاین نیست.

    پیش فرض




    لعن با ناسزا با هم فرق می کنند

    قرآن تصریح دارد ، سب و ناسزا حتی به دشمن بدخواه و کافر مطلقاً ممنوع است

    وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْم‏(انعام 108)
    و به (معبود) كسانى كه غير خدا را مى‏خوانند ناسزا نگوييد كه آنان نيز از روى جهل و دشمنى به خداوند ناسزا مى‏گويند

    اما لعن در مواردی مجاز است و موارد مجاز و عدم جواز آن در قرآن و سنت آمده

    به عنوان مثال خدا در قرآن گروهی را لعن می کند

    إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ كُفَّارٌ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِين‏(بقره 161)
    همانا كسانى كه كافر شدند و در حال كفر از دنيا رفتند، لعنت خدا و فرشتگان و مردم، همگى بر آنها خواهد بود.

    نکته دوم:

    لعنت يعنى دور شدن از لطف خدا. وقتى مى‏ گوييم: لعنت خدا بر تو باد يعنى خداوند لطفش را از سر تو بردارد.

    لعنت نشانه برائت، نهى از منكر، بغض، اعلام موضع ... است.

    راغب اصفهانى لعن را به معناى راندن و دور كردن همراه با ناخشنودى و ناراحتى دانسته است چنان كه لعن از جانب خدا به معناى قطع رحمت و توفيق دنيوى و عذاب و عقوبت اخروى است. لعن توسط انسان نيز نوعى دعاى بد، نفرين و بدخواهى براى ديگرى مى باشد(مفردات، راغب اصفهانى، ص 471.)

    ابن فارس مى گويد: فحش كلمه اى است كه بر زشتى در چيزى ـ گفتار يا كردار ـ دلالت مى كند و هر چيزى كه از حدّ خود تجاوز كند ـ به صورت نامطلوب ـ فاحش ناميده مى شود.( مقائيس اللغة.)

    غزالی سب را اینطور تعریف می‏ کند که :" سب عبارت است از گفتن چیزهای زشت با جمله‏های صریح و بی پرده و بدون کنایه و رمز، و بیشتر درباره عمل جنسی و آنچه بدان مربوط می‏شود می‏ آید .

    غزالی در نکوهش سب و لعن می‏ نویسد : فحش و سب نکوهیده‏ اند و ناشی از خبث نفس می باشند .
    دلیل لعن در قرآن و یا زیارات مانند زیارت عاشورا

  9. تشكر

    مدير اجرايي (04-01-1391)

  10. #16
    کارشناس افتخاری سایت
    معمار آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 928      تشکر : 1,108
    4,593 در 919 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    معمار آنلاین نیست.

    پیش فرض




    بعضی از علمای سنی لعن یزید را حرام کرده اند تا بدینوسیله ‏از لعن خلفا جلوگیری شود

    نکته اول:

    در این که یزید فردی فاسق و دائم الخمر بوده شکی نیست حتی میشه گفت که در تاريخ این مطلب به حد تواتر رسيده است و اكثر علماء و مورخين شيعه و اهل سنت به فسق و ظالم بودن او حكم كرده‌اند

    ابن خلدون هم به این مطلب را تصدیق میکنه که: «مسلمانان بر فسق يزيد اجماع دارند.»(1)

    یا:

    مسعودي مي‌ گويد: «يزيد مردي عياش و سگ باز و ميمون باز بود. و بعد از قتل امام حسين ـ عليه السلام ـ در حالي كه ابن زياد طرف راست او بود، علناً شراب مي ‌خورد. او فردي فاسق بود و سيرت فرعوني داشت، حتي از فرعون هم ظالم ‌تر بود. او قبايح و گناهان فراواني دارد كه بايد از آمرزش آن مأيوس بود.(2)

    یا:

    تفتازاني، ضمن اشاره به جنايات يزيد، مي ‌گويد: يزيد براي ما شأني ندارد، بلكه ايمان او نيز صحيح نمي ‌باشد، بعد مي‌ گويد: (لعنة الله عليه و علي انصاره و اعوانه)(3)لعنت خدا بر او و یارانش
    از ابن جوزي(عالم اهل سنت) دربارة لعن يزيد سؤال شد وي مي‌ گفت: احمد اجازة لعن او را داده است(4).

    و از علمای دیگر اهل سنت که این مطلب را تایید می کنند

    یا:

    در تاریخ یعقوبی وارد شده که:

    يزيد علاوه بر فسق فردي ظالم و جنايتكار بود. او در مدت سه سال سلطنت خود، دست به بزرگترين و خونبارترين جنايات تاريخ زد، به طوري كه در سال اول حكومت خود امام حسين ـ عليه السلام ـ فرزند زهرا ـ عليها سلام ـ را با قساوت هر چه تمام‌تر به شهات رسانيد و در سال دوم، مردم مدينه را به خاك و خون كشيد و طبق دستور يزيد سه روز اموال شهر براي سپاهيان شام حلال شمرده شد. در اين ميان علاوه بر كشته شدن عدة زيادي از مردم، به بسياري از زنان نيز تجاوز شد(5).

    و ده‌ها هزار نفر از مردم و بزرگان صحابة پيامبر ـ صلي‌الله‌ عليه و آله ـ كشته شدند و بقيه به عنوان غلام و كنيز يزيد مهر خوردند(6). و در سال سوم حكومت خود، خانة امن خدا را با منجنيق به آتش كشيد، تا بر عبدالله بن‌ زبير پيروز گردد.

    نکته دوم:

    با توجه به مطالب بالا حالا میشه این ادعا کرد که خداوند در قرآن یزیدیان را لعن کرده در این آیه:

    إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ كُفَّارٌ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعينَ(7)
    كسانى كه كافر شدند، و در حالِ كفر از دنيا رفتند، لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم بر آنها خواهد بود

    با توجه به جنایات و قتل عام مردم بی گناه توسط یزید:

    وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظيماً(8)
    و هر كس، فرد باايمانى را از روى عمد به قتل برساند، مجازاتِ او دوزخ است در حالى كه جاودانه در آن مى‏ ماند و خداوند بر او غضب مى‏ كند و او را لعن می کند( از رحمتش دور مى‏ سازد) و عذاب عظيمى براى او آماده ساخته است


    پی نوشت ها:

    1. مقدمه ابن خلدون، انتشارات علمي و فرهنگي آموزش عالي، ج 2، ص 254 و 255.
    2. مسعودي، مروج الذهب، بيروت، دارالاندلس، ج 3، ص 68، طبري، ابن جرير، بيروت، دارالكتب العلميه، ج 5، ص 279.
    3. شرح العقائد النسفيه، چاپ آستانه، ص 181.
    4. قمي، عباس، تتمه المنتهي، مقتل مقرم، بحث اسراء، ص 44.
    5. تاريخ يعقوبي، بيروت، مؤسسة الاعلمي للمطبوعات، ج 2، ص 250، انساب الاشراف، ج 4، ص 37.
    6. طبري، محمدبن جرير، تاريخ طبري، بيروت، دارالكتب العلميه، ج 4، ص 378، الامامه و السياسه، ج 1، ص 213.
    7. بقره 161
    8. نساء آیه 93
    دلیل لعن در قرآن و یا زیارات مانند زیارت عاشورا

  11. تشكر

    مدير اجرايي (04-01-1391)

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •