۩۞۩❀تاثير قرآن در انديشه امام علي عليه السلام ❀۩۞۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۞۩❀تاثير قرآن در انديشه امام علي عليه السلام ❀۩۞۩
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 15 , از مجموع 15
  1. #11
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض




    7. آزمون نگرى زندگى
    از ديدگاه هاى كلى كه در سخنان امام بازتاب داشته و خود مبناى برخى انديشه ها و افكار قرار گرفته, نگاه آزمايشى به زندگى است.
    از نظر امام, زندگى آزمايشگاهى است كه انسان در آن آزموده و واقعيت وجودى اش آشكار مى شود.

    سنت آزمايش در تحولات زندگى چنان جايگاه و اهميت دارد كه حتى كيفرها و پاداشهاى اخروى نيز معلول و تابع فرايند آزمايش و آزمودن است.
    سخنان امام در اين زمينه كه گاه همراه با استناد به قرآن مطرح شده است, به خوبى از اهميت اين ديدگاه و تأثير گسترده آن در تحليل موضوعات گوناگون معرفتى, اجتماعى و اخلاقى, پرده بر مى دارد. به چند نمونه از اين سخنان بنگريد:
    (ولسنا للدنيا خلقنا, و لا بالسعى فيها امرنا, و انّما وضعنا فيها لنبتلى بها.)33
    (و قدّر الارزاق فكثّرها, و قلّلها و قسّمها على الضيق و السعة, فعدل فيها ليبتلى من اراد بميسورها و معسورها, و ليختبر بذلك الشكر و الصبر من غنيها و فقيرها.)34
    (و لوفعل لسقط البلاء و بطل الجزاء, و اضمحلت الانباء, و لما وجب للقابلين اجور المبتلين, ولااستحق المؤمنون ثواب المحسنين, و لالزمت الأسماء معانيها…)35
    (ألاترون أن الله سبحانه اختبر الاولين من لدن آدم صلوات الله عليه الى الآخرين من هذا العالم, بأحجار لاتضرّ و لاتنفع و لاتبصر و لاتسمع, فجعلها بيته الحرام الذى جعله للناس قياماً… و لكن الله يختبر عباده بأنواع الشدائد, و يتعبدهم بأنواع المجاهد, و يبتليهم بضروب المكاره, اخراجاً للتّكبّر من قلوبهم, و اسكاناً للتذلّل فى نفوسهم, و ليجعل ذلك ابواباً الى فضله, و اسباباً ذللاً لعفوه.)36
    (والصيام ابتلاءً لاخلاص الخلق.)37

    اين سخنان به خوبى ريشه هاى سنت امتحان و آزمايش الهى را در بينش امام درباره زندگى و دگرگونى هاى مثبت و منفى آن نشان مى دهد; همان حقيقتى كه قرآن بر آن تأكيد فراوان كرده است:
    (كلّ نفس ذائقة الموت و نبلوكم بالشر و الخير فتنة) انبياء/35
    (واعلموا انّما اموالكم و اولادكم فتنة و انّ الله عنده اجر عظيم) انفال/28
    (الذى خلق الموت و الحياة ليبلوكم ايّكم احسن عملاً) ملك/2
    (انا جعلنا ما على الارض زينة لها لنبلوهم ايّهم احسن عملاً) كهف/7
    (و لنبلونّكم بشئ من الخوف و الجوع و نقص من الأموال و الأنفس و الثمرات) بقره/155

    آنچه تاكنون ياد شد ديدگاه هاى بنيادى بود كه در انديشه امام وجود دارد و شالوده همه انديشه هاى وى به شمار مى آيد; امام در واقع در قالب همين ديدگاه ها به جهان, انسان و زندگى مى نگرد و تحليلها و توصيه هاى اجتماعى و اخلاقى را مطرح مى كند.

    ۩۞۩❀تاثير قرآن در انديشه امام علي عليه السلام ❀۩۞۩


  2. #12
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض




    دو. تبيين معارف دينى
    محور دوم در تأثيرپذيرى امام از قرآن, تبيين معارف دينى است. در اين بخش امام با بهره گيرى از محتواى قرآن به توضيح يا تبيين معارف دينى مى پردازد.
    زمينه هاى تأثيرپذيرى در اين بخش به گستردگى تمام معارف دينى است; از توحيد و نبوت و معاد گرفته تا دستورات اخلاقى و احكام تشريعى همه مورد بحث امام قرار گرفته است, اما از نظر شيوه بحث و چگونگى بهره گيرى از قرآن, در سه نوع قابل دسته بندى است:

    اينك به توضيح فشرده اين عناوين مى پردازيم.


    1. تعريف و توضيح حقايق دينى 2. توصيف تحليلى از موضوعات دينى 3. استدلال براى اثبات حقايق دينى
    1. تعريف و توضيح
    در اين بخش امام با استفاده از منطق قرآن يك سلسله موضوعات و مفاهيم را توضيح مى دهد كه پس از قرنها انديشمندان راز و رمز آن را كشف كردند و حقانيت تفسير امام آشكار گرديد.
    در اينجا به يك موضوع بسنده مى كنيم كه عبارت است از وحدانيت خداوند.
    مسئله توحيد ذات, يكى از مسائل بنيادين باورهاى اسلامى است و قرآن بدان اهتمام زيادى نشان داده است.
    (و الهكم اله واحد لااله الا هو الرحمن الرحيم) بقره/163
    (لقد كفر الذين قالوا انّ الله ثالث ثلاثة انتهوا خيراً لكم انّما الله اله واحد) نساء/171
    (قل انّما هو اله واحد و انّنى برىء ممّا تشركون) انعام/19
    (ان الهكم لواحد. ربّ السموات و الأرض و ما بينهما) صافات/4

    و ده ها آيه ديگر كه همگى بر وحدت خداوند و نفى شريك از او تأكيد دارند.
    از سوى ديگر برداشت عمومى نسبت به وحدت ذات, وحدت عددى است; يعنى عموم انسانها و شايد برخى متكلمان در گذشته مى پنداشتند كه وقتى مى گوييم خدا يكى است يعنى دو تا يا سه تا نيست. اما امام على(ع) در سخنان خود اين پندار را ردّ مى كند.

    (واحد لابعدد)38 (كلّ مسمّى بالوحدة غيره قليل.)39 (الأحد لابتأويل عدد.)40
    امام در اين تعبيرات با نفى تصور وحدت عددى, نوع ديگرى از وحدت را معرفى مى كند كه در برابر وحدت عددى است و پس از آن فيلسوفان آن را وحدت حقّه حقيقيه ناميدند.

    از آنجا كه وحدت عددى نتيجه عارض شدن مرز بر چيزى است; يعنى تا حدّ براى چيزى نباشد و بر آن عارض نشود و آن را محدود نكند, آن چيز به شمارش درنمى آيد و معروض عدد قرار نمى گيرد.

    در نتيجه وحدت غيرعددى يا وحدت حقه, وحدتى خواهد بود كه بر پايه مرز و محدوديت نداشتن تحقق مى يابد و به همين دليل, چنين وحدتى قابل تكرار و اثنينيت نيست.
    پس امام با تفسير وحدت به وحدت غيرعددى به مبناى ارزشمندى اشاره مى كند كه عبارت است از نبود محدوديت در ذات خداوند.

    ا هميت اين نكته در الهيات كمتر از غناى ذات كه مبناى وجوب است و در كلمات امام مطرح گرديده, نيست.
    حال مى خواهيم بدانيم كه آيا اين حقيقت ارجمند ريشه قرآنى دارد يا خير.
    حقيقت اين است كه در آيات قرآن درباره وحدت خداوند, تعبيرى وجود دارد كه به نوعى اشاره به مطلب يادشده دارد, و آن عبارت است از تعبير(قهّار).

    تعبير قهاريت كه بارها پس از وصف (واحد) آمده و جالب اينكه اين صفت در قرآن تنها همراه با وصف واحد آمده و در كنار هيچ صفت ديگرى به كار نرفته است, بيانگر اين واقعيت است كه وحدت خداوند, وحدت قهارى است; يعنى وحدتى كه از قهاريت و سلطه همه جانبه خداوند بر همه چيز از جمله حدود برخاسته است. به اين آيات بنگريد:
    (أأرباب متفرّقون خير ام الله الواحد القهّار) يوسف/39
    (قل الله خالق كلّ شيئ و هو الواحد القهّار) رعد/16
    (و برزوا لله الواحد القهّار) زمر/4
    (لمن الملك اليوم للّه الواحد القهّار) غافر/16

    بنابراين بعيد نمى نمايد كه وحدت حقه مطرح شده از سوى امام برگرفته از كلام وحى باشد, اگر چه به لحاظ مهجوريت قرآن در ميان فيلسوفان, اين حقيقت مدتها بعد كشف شد.



    ۩۞۩❀تاثير قرآن در انديشه امام علي عليه السلام ❀۩۞۩


  3. #13
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض




    2. توصيف موضوعات دينى
    بخش ديگرى از سخنان امام مربوط به توصيف قرآنى ازموضوعات دينى است; مانند توصيف جريان نفاق و منافقان, توصيف متقيان, توصيف فرشتگان, توصيف بهشت و جهنم و… .
    دراين بخش امام يك سلسله اوصاف و ويژگيهايى را كه قرآن درباره گروه يا موضوع خاص مطرح كرده است مى آورد, اما نه به صورت تكرار و تقليد, بلكه نوعى تحليل در آن صورت مى دهد, از اين رو دامنه اوصاف فراتر از آنچه كه در ظاهر قرآن است مى رود.
    از بررسى كه در اين زمينه صورت گرفت و البته نمى توان ادعاى جامعيت آن را كرد, اين نتيجه به دست آمد كه تحليلهاى صورت گرفته در اين بخش, بيشتر در يكى از دو ناحيه است; يا در ناحيه موضوع و موصوف, به اين صورت كه با تكيه بر فرهنگ قرآن موضوع اوصاف به چندين عنوان توسعه داده مى شود و سپس تمام اوصاف عنوانهاى يادشده بر موضوع بار مى شود, و يا در ناحيه خود اوصاف و ويژگيها; به اين صورت كه از اوصاف بنيادى ذكر شده در قرآن اوصاف ديگرى به تناسب نتيجه گيرى مى شود و به موضوع نسبت داده مى شود. دراينجا به نمونه اى از توصيف برپايه تحليل در ناحيه موضوع و موصوف اشاره مى كنيم.
    مى دانيم كه امام از تقوا و متقيان سخن زياد گفته است, گاهى به تقوا تشويق و ترغيب كرده است و گاهى آثار و پيامدهايى براى تقوا يا ويژگيهايى براى متقيان بيان فرموده است. بخش دوم كه جنبه اخبارى دارد و حكايت از واقعيتهايى در مورد تقوا و متقيان مى كند به طور عمده به سه بخش دسته بندى مى شود:
    2. آثار تقوا در بهبود زندگى دنيوى 3. تأثير تقوا در سعات اخروى
    مثلاً آن گاه كه مى فرمايد: (فان التقوى دواء داء قلوبكم, و بصر عمى افئدتكم, و صلاح فساد صوركم, و طهور دنس نفوسكم.)41 اشاره به تأثير تقوا در روح و نفس انسان دارد.
    چنان كه وقتى مى گويد: (ان تقوى الله حمت اولياء الله محارمه.)42 و يا درباره متقيان مى فرمايد: (منطقهم الصواب, و ملبسهم الاقتصاد, و مشيهم التواضع, غضّوا ابصارهم عمّا حرّم الله عليهم…)43 اشاره به تأثير تقوا در رفتار مى كند.
    آن گاه كه مى فرمايد: (فمن اخذ بالتقوى عزبت عنه الشدائد بعد دنوّها, و احلولت له الامور بعد مرارتها, و انفرجت عنه الامواج بعد تراكمها, و أسهلت له الصعاب بعد إنصابها, و هطلت عليه الكرامة بعد قحوطها, و تحدّبت عليه الرحمة بعد نفورها, و تفجّرت عليه النعم بعد نضوبها, و وبلت عليه الكرامة بعد إرذاذها… )44 تأثير تقوا در بهبود زندگى دنيوى را گوشزد مى كند.
    و سرانجام وقتى مى گويد: (و ان التقوى مطايا ذلل, حمل عليها اهلها و اعطوا أزمّتها, فأوردتهم الجنة)45 يا (فان التقوى فى اليوم الحرز, و الجنّة و فى غد الطريق الى الجنة)46 يا (خير الزاد التقوى)47 سخن از آثار اخروى تقوا گفته است.
    حال اگر در جست وجوى تطبيق اين اوصاف با قرآن باشيم خواهيم ديد كه برخى از آنها خاستگاه قرآنى دارد, و برخى ديگر به ظاهر نه; مثلاً آياتى چون:
    (و تزوّدوا فإنّ خير الزاد التقوى) بقره/197
    (و سيق الذين اتقوا ربّهم الى الجنة زمراً) زمر/73
    (و لو انّ اهل القرى آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الأرض) اعراف/96
    (و من يتّق الله يجعل له من امره يسراً) طلاق/4
    (يا ايها الذين آمنوا ان تتقوا الله يجعل لكم فرقاناً) (انفال/29) مى تواند بسترساز برخى از ويژگيهاى يادشده درباره تقوا و متقيان در سخنان امام باشد, اما واقعيت اين است كه مجموع آنچه در اين زمينه از امام بيان گرديده در ظاهر آيات مربوط به تقوا و متقيان مطرح نشده است. ولى اين ظاهر امر است; در حقيقت اگر نگاه و تلقى كه امام از تقوا دارد مورد توجه قرار گيرد همه آن اوصاف ريشه قرآنى پيدا مى كنند.
    توضيح سخن آن كه از نظر امام, تقوا تنها يك حالت روحى محض جدا از واقعيت و رفتار انسان نيست, بلكه حالتى است كه در نمودهاى گوناگون تجلّى و عينيّت مى يابد. تفكر, تهجّد, خوف از خدا, توبه, عمل صالح, دنياگريزى, نگاهبانى زبان, شكر, استفاده بهينه از عمر, روزه و… و در يك كلام آنچه مصداق عبوديت و مظهر ديندارى در قرآن شمرده شده است, جلوه ها و چهره هاى عينى تقوا هستند.
    (اوصيكم عباد الله بتقوى الله و طاعته, فانّها النجاة غداً و المنجاة ابداً.)48
    (فاتقوا الله عباد الله, و فرّوا الى الله من الله, و امضوا فيما نهجه لكم… )49
    (فاتقوا الله عباد الله و بادروا آجالكم بأعمالكم… )50
    اين تعبيرات به روشنى نگاه امام را به گستره تقوا نشان مى دهد, نگاهى كه تقوا و عبوديت به معناى شامل و گسترده كلمه را در رديف يكديگر قرار مى دهد.
    نتيجه اين تلقى نسبت به تقوا آن خواهد بود كه تمام اوصاف و احكامى كه در قرآن براى يك انسان ايده آل, و براى عبوديت با همه چهره ها و ابعادش مطرح شده اوصاف و احكام تقوا و متقيان شمرده شود. مثلاً اگر قرآن مى گويد خوف و خشيت از خدا موجب شب زنده دارى مى شود (تتجافى جنوبهم عن المضاجع يدعون ربّهم خوفاً و طمعاً)(سجده/16) چون خوف و شب زنده دارى از مصاديق طاعت و عبوديت است پس متقيان هم اهل خوف و رجا هستند و هم شب زنده دار (و اما الليل فصافّون اقدامهم…) اگر حق گويى و حق گرايى ارزش دينى و مورد سفارش خداوند است (و الوزن يومئذ الحق)(اعراف/8) اهل تقوا كه به سفارش خدا عمل مى كنند همنشين حق هستند. (و منطقهم الصواب). اگر تواضع و فروتنى خواسته خداوند از انسان است (و لاتصعّر خدّك للناس و لاتمش فى الأرض مرحاً ان الله لايحب كلّ مختال فخور)(لقمان/18) اهل تقوا كه خود را وقف خواسته هاى خدا كرده اند, در رفتار متواضع و فروتنند (و مشيهم التواضع). و همين گونه موارد ديگر.
    به اين ترتيب توصيف امام از تقوا و متقيان با توسعه اى كه در گستره تقوا مى دهد, در حقيقت ترسيم يك فرد ايده آل و كامل است, و تمام ارزشهايى كه قرآن ذكر كرده و هر يك نظر به بُعدى از ابعاد اين انسان ايده آل و كامل دارد, در مجموعه اوصاف متقيان مى گنجد.
    همانند چنين تحليلى در موضوعات ديگر نيز انجام گرفته است كه از يادكرد آن صرف نظر مى كنيم.


    1. آثار روحى و رفتارى تقوا
    ۩۞۩❀تاثير قرآن در انديشه امام علي عليه السلام ❀۩۞۩


  4. #14
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض




    3. استدلال و اثبات

    بخش ديگرى از سخنان امام تلاشهايى است كه با تكيه بر قرآن به اثبات حقايق دينى مى پردازد. بحث خداشناسى در اين زمينه جايگاهى ويژه دارد. در اينجا به عنوان نمونه به يكى از ابعاد اين موضوع كه بحث اوصاف سلبيه است مى پردازيم.
    با سخنانى همانند جملات زير در نهج البلاغه زياد روبرو مى شويم:
    (أنشأ الخلق انشاءً و ابتدأه ابتداءً, بلا روية أجالها, و لاتجربة استفادها, و لاحركة أحدثها, و لاهمامة نفس اضطرب فيها.)51
    (لم يحلل فى الاشياء فيقال هو كائن, و لم ينأ عنها فيقال هو منها بائن.)52
    (ولاتناله التجزئة و التبعيض.)53
    (ما اختلف عليه دهر فيختلف منه الحال, و لاكان فى مكان فيجوز عليه الانتقال.)54
    (وليس بذى ضمير فى نفسه.)55
    (والخالق لابمعنى حركة و نصب, و السميع لابأداة, و البصير لابتفريق آلة, و الشاهد لابمماسة, و البائن لابتراخى مسافة, و الظاهر لابرؤية, و الباطن لابلطافة.)56
    (ليس بذى كبر امتدت به النهايات فكبّرته تجسيماً, و لابذى عظم تناهت به الغايات فعظمّته تجسيداً, بل كبر شأناً, و عظم سلطاناً.)57

    امام دراين گونه سخنان, يك سلسله اوصافى را از خداوند سلب مى كند و ساحت او را منزّه از آنها مى شناساند و در جاى ديگرى اين ادعا را بر پايه اى منطقى و استدلالى مى سازد; مبنايى كه مى توان از آن به (تفاوت خالق و مخلوق) تعبير كرد.
    (الحمد لله الدال على وجوده بخلقه, و بمحدث خلقه على ازليته, و باشتباههم على ان لاشبه له, لاتستلمه المشاعر, و لاتحجبه السواتر, لافتراق الصانع و المصنوع, و الحادّ و المحدود, و الربّ و المربوب.)58
    (حدّ الاشياء عند خلقه, ابانة له من شبهها… تعالى عمّا ينحله المحدودون من صفات الاقدار, و نهايات الاقطار, و تأثّل المساكن, و تمكّن الاماكن, فالحدّ لخلقه مضروب و الى غيره منسوب.)59
    (الدّال على قدمه بحدوث خلقه, و بحدوث خلقه على وجوده, و باشتباههم على ان لاشبه له… متشهداً بحدوث الأشياء على ازليته, و بما وسمها به من العجز على قدرته, و بما اضطرها اليه من الفناء على دوامه.)60
    (بتشعيره المشاعر عرف ان لامشعر له, و بمضادّته بين الامور عرف ان لاضدّ له, و بمقارنته بين الأشياء عرف ان لاقرين له… و لايجرى عليه السكون و الحركة, و كيف يجرى عليه ماهو اجراه, و يعود فيه ماهو ابداه, و يحدث فيه ما هو احدثه… و اذاً لقامت آية المصنوع و لتحوّل دليلاً بعد ان كان مدلولاً عليه… لايقال كان بعد أن لم يكن فتجرى عليه الصفات المحدثات, و لايكون بينها و بينه فصل, و لا له عليها فضل, فيستوى الصانع و المصنوع, و يتكافأ المبتدع و البديع.)61

    چنان كه پيداست اين عبارات, استدلالى منطقى دربردارد, بدين گونه كه صفات يادشده صفات مخلوقات است و از سوى خداوند خلق شده است, و چون صفات آفريدگار با آفريده تفاوت دارد, پس اين صفات در مورد خداوند صادق نيست و گرنه تفاوتى ميان خالق و مخلوق نمى ماند.
    باور ما بر اين است كه اين استدلال زمينه قرآنى دارد و دور نمى نمايد كه امام در پرتو آيات وحى به چنين استدلالى رسيده باشد, زيرا آنجا كه قرآن از انديشه هاى مشركان سخن به ميان مى آورد, نكته اى كه در مقام ردّ و نقد بر آن تكيه مى كند صفت خالقيت خداوند است:
    (وجعلوا للّه شركاء الجن و خلقهم و خرقوا له بنين و بنات بغير علم سبحانه و تعالى عمّا يصفون. بديع السموات و الأرض انّى يكون له ولد و لم تكن له صاحبة و خلق كلّ شئ و هو بكل شئ عليم) (انعام/100 ـ 100) (أفمن يخلق كمن لايخلق أفلاتذكّرون) (نحل/17)
    از اين آيات كريمه استفاده مى شود كه صفت (خالقيت) و (مبدعيت) خداوند, وجه مميّز او از ساير موجودات در چگونگى صفات و ويژگيهاست, و نبايد صفاتى را كه به مخلوق نسبت داده مى شود به خالق نسبت داد. آيه ديگرى كه مى تواند در اين زمينه راهگشا باشد آيه97 و 98 سوره شعراء است:
    (تالله إن كنّا لفى ضلال مبين. اذ نسوّيكم بربّ العالمين)
    اين آيه كريمه كه داورى مشركان نسبت به بتها شان را در قيامت, بيان مى كند اگر چه به ظاهر مربوط به عبادت و شرك در عبادت است, اما امام از تعبير (نسوّيكم) معناى گسترده آن را مى فهمد كه هرگونه تسويه و يكسان نگرى را حتى در صفات نيز در بر مى گيرد.
    (وأشهد انّ من شبّهك بتبائن خلقك, و تلاحم حقاق مفاصلهم المحتجبة لتدبير حكمتك, لم يعقد غيب ضميره على معرفتك, و لم يباشر قلبه اليقين بانّه لاندّ لك, و كانّه لم يسمع تبرّؤ التابعين عن المتبوعين اذ يقولون (تالله ان كنّا لفى ضلال مبين.
    اذ نسوّيكم برب العالمين) كذب العادلون بك اذ شبّهوك بأصنامهم, و نحلوك حلية المخلوقين باوهامهم, و جزّؤاك تجزئة المجسمات بخواطرهم, و قدّروك على الخلقة المختلفة القوى بقرائح عقولهم, و أشهد أنّ من ساواك بشيئ من خلقك فقد عدل بك, و العادل بك كافر بما تنزّلت به محكمات آياتك, و نطقت عنه شواهد حجج بيّناتك.)62
    شهادت مى دهم كه هر كه تو را به آفريدگانت تشبيه كند و چنان پندارد كه تو را عضوهايى است جدا از يكديگر و مفصلهايى است به هم پيوسته و پوشيده به پوست و گوشت كه بيانگر تدبير تو در آفرينش پيكرهاست, ضميرش به حقيقت تو را نشناخته و دلش به مرحله يقين نرسيده, زيرا تو را هيچ همتايى نيست, و گويا نشنيده است بيزارى جستن بت پرستان را از بتهايى كه مى پرستيدند, آن گاه كه مى گويند: به خدا سوگند كه ما در گمراهى آشكار بوديم; آن گاه كه شما را با پروردگار عالميان برابر مى شمرديم.
    دروغ مى گويند آنان كه موجودى از موجودات عالم را با تو برابر دانند, و تو را با بتان شان همانند سازند, و به خيال خود بر تو جامه آفريدگان پوشانند.
    دروغ مى گويند آنان كه از روى گمان, تو را همانند اجسام داراى اجزاء دانند, و براى تو پيكرى با نيروهاى گونه گون تصور كنند.
    شهادت مى دهم كه هركه تو را با چيزى از آفريدگانت برابر سازد همانند آنهايت پنداشته, و هر كه تو را همانند چيزى پندارد به آنچه در آيات محكمات تو نازل گرديده و حجتهاى آشكار تو به آنها گواهى داده كافر شده است.
    ۩۞۩❀تاثير قرآن در انديشه امام علي عليه السلام ❀۩۞۩


  5. #15
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض





    عنوان مقاله : تاثير قرآن درانديشه امام علي عليه السلام
    نویسنده : سيد موسي صدر

    پی نوشت‌ها:
    1. نهج البلاغه, نسخه معجم المفهرس, خطبه 121.
    2. همان, خطبه 87.
    3. همان, خطبه 101.
    4. همان, خطبه 16.
    5. همان, خطبه 128.
    6. همان, خطبه 175.
    7. رك: خطبه 86,176.
    8. رك: خطبه 155 , 185.
    9. رك: خطبه 134 , 146.
    10. نهج البلاغه, نامه31.
    11. همان, خطبه 149.
    12. همان, خطبه 143.
    13. همان, خطبه 156.
    14. همان, خطبه 160. نيز رك: خطبه 3 , 18, 163 و 176.
    15. همان, خطبه 228. رك نيز: خطبه 98 , حكمت228 , 273.
    16. همان, خطبه 224.
    17. همان, خطبه 183.
    18. همان, خطبه 190.
    19. همان, خطبه 98.
    20. همان, خطبه 203.
    21. همان, خطبه 111.
    22. همان, خطبه132.
    23. همان, خطبه 64. رك نيز: خطبه 28 , 42.
    24. همان, خطبه 98.
    25. همان, خطبه 181.
    26. همان, خطبه 192.
    27. همان, نامه31.
    28. همان, نامه69. رك نيز: خطبه 157.
    29. همان, خطبه 64.
    30. همان, خطبه 195.
    31. همان, حكمت370.
    32. همان, خطبه 86.
    33. همان, نامه 55.
    34. همان, خطبه 91.
    35. همان, خطبه 192
    36. همان.
    37. همان, حكمت 252.
    38. همان, خطبه 185.
    39. همان, خطبه 65.
    40. همان, خطبه 152.
    41. همان, خطبه 192.
    42. همان, خطبه 114.
    43. همان, خطبه 193.
    44. همان, خطبه 198.
    45. همان, خطبه 16.
    46. همان, خطبه 191.
    47. همان, حكمت 130.
    48. همان, خطبه 161.
    49. همان, خطبه 24.
    50. همان, خطبه 50. رك نيز: خطبه 83 , 76 , 114 , 161 , 176 , 188 , 191 , 198.
    51. همان, خطبه 1.
    52. همان, خطبه 65.
    53. همان, خطبه 85.
    54. همان, خطبه 91.
    55. همان, خطبه 108.
    56. همان, خطبه 152.
    57. همان, خطبه 185.
    58. همان, خطبه 152.
    59. همان, خطبه 163.
    60. همان, خطبه 185.
    61. همان, خطبه 186.
    62. همان, خطبه 91.

    ۩۞۩❀تاثير قرآن در انديشه امام علي عليه السلام ❀۩۞۩


صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •