✿✿✿جاودانگی قرآن✿✿✿ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
✿✿✿جاودانگی قرآن✿✿✿
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 26 , از مجموع 26
  1. #21
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    ج. فراتر از زمان نزول

    فرهنگ زمان نزول

    سخن در این است كه آیا فرهنگ زمان نزول كه تا اندازه ای و در مواردی در قرآن بازتاب یافته مورد پذیرش صاحب وحی بوده است یا قرآن آن را از سر همراهی و مماشات و مسامحه با فرهنگ مخاطبان عصر نزول آورده است:

    برخی معتقدند كه خداوند اموری را كه شاید دین آنها را در ابتدا و از نگاه جداگانه تأیید نكند، فقط و فقط از روی مصلحت اندیشی و مماشات در قرآن جای داده است.36 مانند سخن از دیو زدگی و دیوانگی و چشم زخم و ساحری در بعضی آیات قرآن، سخن از وجود جنّ و بیان برخی از اعمال و كارهای آنها، بیان هیئت بطلمیوسی در قرآن، كه همگی تنها به دلیل مماشات و برداشت از فرهنگ قوم بوده است.

    اینان معتقدند: خداوند صاحب قرآن به همان گونه كه از برش یا برش هایی از زبان مردم عربستان سده هفتم میلادی، یعنی از زبانی با زمان و مكان و تاریخ و جغرافیای معین و معلوم برای بیان وحی خود استفاده كرده است، به همان گونه قطعه یا قطعه هایی نیز از كلّ فرهنگ آن عصر برگرفته است تا بر مبنای آن بتوان نامتناهی را در متناهی بازگفت و دریا را در بركه نمایاند. بنابر این اگر در قرآن كریم هیئت بطلمیوسی یا طبّ جالینوسی منعكس باشد نباید انكار كرد، و اگر پیشرفت علم، هیئت بطلمیوسی و طبّ جالینوسی را ابطال كند نباید نتیجه گرفت كه احكامی از قرآن را ابطال كرده است؛ زیرا قرآن فرهنگ زمانه را بازیافته است؛ نه لزوماً در همه موارد، حقایق ازلی و ابدی را.37

    در قرآن كریم هم سخن از جن می رود و سوره ای به نام جنّ و در شرح ایمان آوردن بعضی از آنها و در استماع مجذوبانه آنان از آیات قرآنی هست؛ حال آنكه بعید است دانش یا دانشمند امروز قائل به وجود جنّ باشد.38

    در مقابل نظریهٌ بالا گروهی دیگر بر این باورند كه:
    تطابق و تعامل (ارائه نظریه علمی و اكتشافی) میان قرآن و علم به گونه ای معجزه آسا كه نشانگر ترابط و تطابق میان علم خدا (وحی) و فعل خدا (علم) است؛ از امور معلوم و اكتشافی است. تا آنجا كه دكتر بوكای كتابی با عنوان «مقایسه میان تورات، انجیل، قرآن و علم» نگاشته و ثابت كرده كه عهدین با برخی داده های علمی از در مخالفت برآمده اند، ولی كمترین تعارض و تضاد میان علم و قرآن وجود ندارد. مگر علم می تواند وجود جن را منكر شود. مگر معیار حقانیت، ابزار ادراك محدودی است كه در اختیار علم است؟

    همراهی با قوم تا آنجا كه همدلی با خواسته های به حق و دریافت های درست آن ملت باشد مشكلی به وجود نمی آورد. اما آنجا كه همراه با امور باطل و خلاف واقع در اعتقاد و حقیقت عالم باشد (كه برخی ادعا كرده اند) هرگز با اهداف مقدس رسالت سازش ندارد. آیا پیامبران خدا فرستاده شده اند تا ضمن دعوت مردم به خیر و صلاح با فرهنگ و معتقدات و پندارهای باطل قومشان همراهی و هماهنگی كنند!39

    فرض استفاده از اعتقادات باطل یك قوم بدوی در یك كتاب آسمانی (تنزیل من ربّ العالمین) كه تجلی علم نامحدود و قدرت لایزالی است چگونه فرضی است؟!

    آیا این سخنان، همان افسانه غرانیق (وجود آیات مماشاتی و دعوت به بت پرستی) و حدیث افترا و پی جویی حكم جاهلیت را به یاد نمی آورد! مگر قرآن، فرقان حق از باطل نیست؟
    «ماكان حدیثاً یفتری و لكن تصدیق الذی بین یدیه و تفصیل كلّ شیء» یوسف/11

    قرآن سخنی نیست كه به دروغ (وقایع نادرست با واقع خارجی) ساخته شده باشد، بلكه تصدیق آنچه كه پیش از آن بوده می باشد و روشنگر هر چیزی است.

    «أفحكم الجاهلیة یبغون و من أحسن من الله حكماً لقوم یوقنون» مائده/50
    آیا حكم جاهلیت را می جویند؟ برای گروهی كه [خدا را] باور دارند حكم چه كسی از حكم خدا بهتر است.

    نظریه یا احتمال باطل گویی وحی، با قرآن كه باطل ناپذیر «عزیز و شكست ناپذیر» است و همواره كلام صدق الهی است، تناسب ندارد، حال این خلاف واقع راندن چه از روی جهل باشد، یا اضطرار و مماشات! فرق نمی كند.

    صاحبان نظریه مماشات با توجه به ضربه ای كه نظریه آنان بر اعتبار قرآن می تواند وارد كند در صدد ترمیم برآمده و گفته اند:

    «ناگفته نماند كه مراد این نیست كه كلیه محتویات و مطالب و معارف قرآنی،بازتاب فرهنگ زمانه است، بلكه بدنه اصلی قرآن كریم، بیان حقایق لاهوتی ابدی است، و بخش كمتر و بسیار كمتر از آن بازتابنده اسباب نزول، یا رویدادهای زمان نزول وحی و فرهنگ زمانه است».40

    ✿✿✿جاودانگی قرآن✿✿✿

  2. #22
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    زبان قوم و نسبت آن با جاودانگی وحی

    جاودانگی قرآن به معنای بی توجهی به زبان و فرهنگ مخاطبان مستقیم خود (اعراب جاهلی) نمی باشد؛ بلكه از دو نظر قرآن با مخاطبان عصر خود رابطه برقرار كرده است:
    نخست، عبارات خود را به زبان مادری آنها (عربی) قرار داد و همراه آن بلاغت و فصاحت را جهت اعجاز و ایمان آوردن آنها به اوج رساند:
    «قرآناً عربیاً غیر ذی عوج لعلّهم یتّقون» زمر/28
    قرآنی عربی است بدون كجی، باشد تا تقوا پیشه كنند.
    و این تنها ابزار گفتمان بود، و نه چیز بیشتر.
    «و ما أرسلنا من رسول إلاّ بلسان قومه لیبین لهم» ابراهیم/4
    ما پیامبران را نفرستادیم؛ مگر با زبان قوم خودشان تا با ایشان سخن بگویند.
    تعامل دوم قرآن با اعراب جاهلی رعایت سطح و افق فكری آ نها بود، ولی نه همراهی با ایشان درباورهای غلط و بی اساس!
    بلی! از رسول خدا نقل شده است كه می فرمود:
    «نحن معاشر الأنبیاء اُمرنا أن نكلّم الناس علی قدر عقولهم.»41
    به ما جمعیت پیامبران دستور داده شده كه با مردم به اندازه دركشان سخن بگوییم.
    ولی این هرگز به معنای پذیرش باورهای غلط و پندارهای غیرواقعی یك ملّت نیست.
    علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می نویسد:

    «خداوند فرستادن رسولان و دعوت به دین را بر اساس كار خارق العاده و غیرمعمول قرار نداده و به پیامبران امری معجزه آسا تفویض نكرده، بلكه آنها را با زبان عادی كه قوم آنها با آن سخن می گویند و محاوره دارند فرستاده، تا از این طریق (تناسب زبانی و پیام) مقاصد و اهداف (واقعی و بدون هیچ گونه باطل گویی) وحی را به آنها برساند.»42
    آنچه مهم است رساندن حقایق وحی جهت هدایت و ارشاد مردمان است و آنچه به عنوان ابزار هدایت، كارآمد بوده، زبان قوم، یعنی هم زبانی با قالب های فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی آنهاست.

    ابزارهای مفهومی قرآن بالعرض در قالب های فرهنگی و جغرافیایی و تاریخی اعراب جاهلی و بالذات برای انتقال اندیشه های عالی و نوین معنوی به كار رفت.
    نگاه اصلی قرآن به همه مردم در همه زمان هاست، ولی گوشه چشمی نیز در راستای هدایت اعراب جاهلی به چگونگی فرهنگ و جغرافیا و مناسبات و خواسته های آنها می افكند. به تعبیری مصالح و آجرها یكی است؛ ولی بنا و خانه دوتاست.

    شأن نزول و متناسبات آن با جاودانگی

    وجود شأن نزول برای بسیاری آیات قرآن، از مواردی است كه چنین القا می كند كه وحی محدود به موارد خاصی شده باشد و شامل همهٌ موارد در طول تاریخ نشود. چنان كه برخی ادعا كرده اند:
    «قرآن با حفظ روح و امهات و محكماتش تدریجی النزول و تدریجی الحصول شد، یعنی تكوین تاریخی پیدا كرد. كسی می آمد و از پیامبر سؤالی می كرد، كسی تهمتی به همسر پیامبر می زد، كسی آتش جنگی بر می افروخت. یهودیان كاری می كردند، نصرانیان كاری دیگر، تهمت جنون به پیامبر می زدند، درباره ازدواج پیامبر با همسر زید شایعه می ساختند، ماه های حرام را از نقد به نسیه بدل می كردند… و اینها در قرآن و در سخنان پیامبر منعكس می شد و… یعنی حوادث روزگار در تكوین دین اسلام سهم داشتند. و اگر حوادث دیگری رخ می داد، چه بسا اسلام (در عین حفظ پیام اصلی خود) با تكوین تدریجی دیگری روبرو می شد و ما با الگوی دیگر و جامعه دیگری كه به دست پیامبر ساخته می شد، مواجه بودیم.»43
    مهم ترین اشكال این گونه نگاه به شأن نزول و قرآن؛ نقض جاودانگی قرآن، بزرگ و كوچك شمردن، تغییرپذیری و اسارت آن در تاریخ و زمان می باشد. در حالی كه با بررسی اجمالی كتاب های علوم قرآن آشكار می شود كه:

    1. برای همه آیات قرآن، سبب نزول وجود ندارد یا ثبت نشده است. و عمده مسائل اعتقادی و اجتماعی و اخلاقی و فقهی در همین حوزه نازل شده اند.
    2. اسباب نزول به گونه ای مطرح شده است كه اصل جاودانگی و پیام عمومی قرآن را مورد انكار قرار نداده و پیام وحی را به موضوع خاصی در مكان و زمان ویژه ای محدود نكرده است.
    3. روایات اسباب نزول در بسیاری از موارد، از نظر سند ضعیف است. در نتیجه اعتبار این روایات در صورتی است كه با پیام قرآن و وحی مخالف نباشد. پس قرآن، اصل، و روایت شأن نزول فرع است. علامه طباطبایی در این رابطه می نویسد:

    «…سبب نزولی كه در ذیل آیه ای وارد شده در صورتی كه متواتر یا خبر قطعی الصدور نباشد باید به آیه مورد بحث عرضه، و تنها در صورتی كه مضمون آیه و قرائنی كه در اطراف آیه موجود است با آن سازگار بود به سبب نزول نام برده اعتماد شود. و بالأخره روایت را باید به آیه تأیید نمود و تصدیق كرد، نه اینكه آیه را تحت حكومت روایت قرار داد.»44

    ✿✿✿جاودانگی قرآن✿✿✿

  3. #23
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    جاودانگی قرآن و سنت و اقتضاءات زمان


    در نگاه نخست ممكن است به نظر آید كه اصل جاودانگی و جریان دائمی قرآن و سنت با اصل تغییر و تحول پیوسته شرایط و اقتضاءات زمان و مكان و موضوعات، همسازی ندارد!
    بشری كه تا این حدّ گرفتار تغییر و تحول و تكامل است، چگونه یك دین برای همیشه می تواند او را هدایت كند؟45

    به تعبیر استاد مطهری برخی چنین استدلال كرده اند كه:
    «اسلام به حكم اینكه دین است؛ به ویژه كه دین خاتم است و دستوراتش جنبه جاودانگی دارد… یك پدیدهٌ ثابت و لایتغیر است، و اما زمان در طبع خود متغیر و كهنه و نوكن است، طبیعت زمان اقتضای دگرگونی دارد و هر روز اوضاع و احوال و شرایط جدیدی خلق می كند؛ مغایر با شرایط پیشین. چگونه ممكن است چیزی كه در ذات خود ثابت و لایتغیر است با چیزی كه در ذات خویشتن متغیر و سیال است توافق و هماهنگی داشته باشند؟»46

    برخی از كسانی كه در برابر این پرسش قرار گرفته اند، به آن چنین پاسخ داده اند:
    «آنچه آشكارا می توان دید استغنایی است كه مجموع بشریت از انبیا و تعالیم آنها پیدا كرده است و حكایت از آن دارد كه گویی نسبت آدمیان با مكتب انبیا عوض شده است و سلطه ای كه مكتب پیامبران در دوره های گذشته بر آدمیان داشته است اینك سست تر شده است…
    رابطه پیامبران و مردم از قبیل رابطه طبیب مشفق با بیمار، رابطه معلم دلسوز با شاگرد و مربی با متربی بوده است و این گونه رابطه ها به نفی خود می انجامد؛ زیرا بیمار خوب خواهد شد و شاگرد به مقام استادی خواهد رسید، و متربی تربیت لازم را خواهد یافت، و دیگر نیازی به طبیب معلم و مربی نخواهد بود. این گونه استغنا مذموم نیست، استغنای مذموم آن است كه در عین بیماری و جهالت، خود را بی نیاز از طبیب و معلم بداند.»47

    این تفسیر از خاتمیت به ردّ اصل جاودانگی و پایداری و قوام قرآن و دین می انجامد، در حالی كه بیان صریح امامان(ع) حكایت از آن دارد كه آیات وحی چونان پرتو گستردهٌ خورشید، تاریخ را در می نوردد و هیچ گاه بشر از نور آن بی نیاز نخواهد شد.
    بنابراین باید دید كه جمع میان پایداری مفاهیم وحی و تغییر و تحوّل اقتضاءات زندگی بشر، چگونه باید صورت پذیرد كه خود به تناقض دیگر نینجامد.


    الف. مفهوم اقتضاءات زمان


    مفهوم اقتضای زمان به چند صورت تقریر می شود كه باید دید بحث با كدام تقریر قابل پیگیری است.
    1. هر پدیدهٌ جدید كه زمان خواهان آن است، و مطابقت و هماهنگی ما با آن؛ یعنی تبعیت بی چون و چرا از آن پدیده جدید و نو.
    این تفسیر از اقتضاءات زمان از دایرهٌ بحث ما بیرون است، زیرا نوبودن، همیشه سازنده و مفید بودن، حق بودن و منطقی بودن را در بر ندارد تا پیروی از آن به عنوان یك اصل ارزشی و ضروری تلقی شود.

    2. خواسته و پسند و ذوق و سلیقه مردم كه در زمان های مختلف، متفاوت می باشد، و هماهنگی با آنها یعنی هم رنگی با ذوق و سلیقه مردم هر زمان.
    این مفهوم نیز مورد بحث ما نمی باشد؛ زیرا وجود سلیقه و ذوق در میان مردم نشانه حق بودن و ضروری بودن و در نهایت پیروی از آنها نمی باشد، هر چند مورد پسند اكثریت باشد.

    علی(ع) می فرماید:
    «لاتستوحشوا فی طریق الهدی لقلّة أهله.»48
    هرگز به خاطر كمی نفرات از پیمودن راه هدایت وحشت نكنید.

    3. تقاضاها و نیازهای اصیل و بنیادی انسان در طول تاریخ ثابت است، ولی گونه های بروز آن و وسایل رسیدن به هدف و برطرف كردن آن نیازها متغیر می باشد. و پیروی كردن از اقتضاءات زمان، یعنی استفاده از وسائل معقول و مشروع برای رسیدن به آن نیازها و اهداف واقعی.

    بر اساس این تقریر، نیازهای ثانوی بشر متغیر است؛ در حالی كه نیازهای اولیه انسان ثابت می باشد.

    بوعلی سینا در این مورد می گوید:
    «كلیات اسلامی ثابت و لایتغیر و معین است، ولی رویدادها و مسائل زندگی نامحدود و متغیر است و در هر زمانی مقتضیات و مسائل ویژهٌ خود را دارد، به همین جهت لازم است كه در هر عصر و زمانی، گروهی متخصص و عالم به منابع اسلامی وعارف به مسائل و رویدادهای زمان، عهده دار اجتهاد و استنباط حكم مسائل جدید از كلیات اسلامی باشند.»49


    ✿✿✿جاودانگی قرآن✿✿✿

  4. #24
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    ب. عوامل تغییر اقتضاءات

    زندگی اجتماعی یعنی زندگی ای كه در آن تقسیم كار و مسئولیت و نظم و تشكیلات می باشد. هر چه گسترده تر شود موجب بروز تحول در امكانات زندگی و نیازها و مشكلات می شود و این از ویژگی های انسان ـ به ویژه انسان اجتماعی و خاص در جوامع بزرگ ـ است.
    انسان تنها موجودی است كه… زمان خود را می سازد، گاهی زمان خود را خوب می كند و گاهی بد. بر خلاف حیوان كه ساخته شدهٌ زمان و محكوم به زمان است. انسان تا حدودی خالق زمان خویش است و حیوان صد در صد مخلوق زمان خویش است.50
    بنابراین، دو عامل اساسی موجب بروز دگرگونی ها و دگردیسی ها و تغییر شكل زندگی انسان می شود:


    1. انسان موجودی صاحب اندیشه، فكر و خلاقیت است.
    2. حضور در جوامع بزرگ، ظرفیت ها، شرایط و نیازهای جدیدی را برای انسان پدید می آورد و تحولات را رقم می زند. اكنون باید دید كه قرآن با توجه به جاودانگی و پایداری معارف و تعالیم بنیادی خود، چه تدبیری برای هماهنگی و همخوانی و پاسخگویی به نیازهای متغیر اندیشیده است. سه تدبیر و راهكار اساسی را در این زمینه می توان از قرآن الهام گرفت:


    1. سنت در كنار قرآن

    «یا أیها الذین آمنوا أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولی الامر منكم فإن تنازعتم فی شیء فردّوه إلی الله و الرسول إن كنتم تؤمنون بالله و الیوم الآخر ذلك خیر و أحسن تأویلاً» نساء/59
    ای كسانی كه ایمان آورده اید، خدا را اطاعت كنید و رسول خدا و صاحبان امر از میان خود را نیز اطاعت كنید؛ پس اگر در چیزی كشاكش نمودید پس آن را به خدا و رسولش برگردانید. اگر به خدا و روز آخرت ایمان دارید، چرا كه آن بهتر و نیك فرجام تر است.
    دستور به اطاعت از پیامبر(ص) و اولی الأمر به معنای لزوم اطاعت و الگو گرفتن و درس آموزی قرآن و معارف الهی از ایشان است.
    علامه طباطبایی می نویسد:
    «(منظور) اطاعت خدا در مورد وحی (ما یوحی) است كه از طریق پیامبر آمده است و منظور از اطاعت پیامبر در دو جهت است: یكی حیثیت تشریع پیامبر(ص) و سنت او و دیگری حیثیت رأی و آنچه مربوط به سرپرستی حكومت، (رهبری جامعه) و قضاوت است.»51


    صراحت آیه در لزوم پیروی و الگو گرفتن از پیامبر و اولی الأمر ـ بدون هیچ قید و شرطی ـ عصمت آنان را می فهماند؛ به گونه ای كه حتی برخی عالمان اهل سنت چون فخررازی گفته است:


    «كسی كه خدا اطاعت او را به طور قطع و بدون چون و چرا لازم بشمارد حتماً باید معصوم باشد… بنابراین از یك سو می بینیم خداوند اطاعت فرمان اولی الأمر را بدون هیچ قید و شرطی لازم دانسته و از سوی دیگر، اگر اولی الأمر معصوم از خطا نباشد چنین فرمانی صحیح نیست، از این مقدمه چنین استفاده می كنیم كه اولی الأمر كه در آیه فوق به آنها اشاره شده حتماً باید معصوم بوده باشد.»52


    شیخ طوسی نیز می گوید:
    «مصداق بارز و مشخص اولی الأمر بر اساس دیدگاه اصحاب ما و آنچه از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) روایت كرده اند؛ اهل بیت پیامبر(ص) می باشند كه خدا اطاعت آنها را یكسره واجب كرده است».53


    علت اینكه دوام كتاب و عترت، رمز جاودانگی وحی و خاتمیت رسالت پیامبراسلام هستند این است كه حقیقت دین و وحی، همان گونه كه در فصول سابق گذشت، به صورت قرآن و مفسرین راستین آن، یعنی اهل بیت(ع) در دسترس همگان قرار می گیرد.54





    ✿✿✿جاودانگی قرآن✿✿✿

  5. #25
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    2. هماهنگی دین با فطرت


    یكی از اسرار جاودانگی قرآن وسنت (دین اسلام) ارائه عقاید و دستورات اخلاقی و احكام و مقررات حقوقی مطابق با فطرت و نیازهای اصیل و ثابت انسانی است. احكام و تعالیم قرآن و سنت با در نظر گرفتن فطرت بشری كه همگانی و ثابت و دائمی است، پایه ریزی شده است. به گونه ای كه تا فطرت وجود دارد، تعالیم دین و قرآن و سنت نیز جاری است.


    «فأقم وجهك للدین حنیفاً فطرة الله الّتی فطر الناس علیها لاتبدیل لخلق الله ذلك الدّین القیم و لكن أكثر الناس لایعلمون» روم/30
    روی خود را متوجه آیین خالص پروردگاری كن، این فطرتی است كه خداوند انسان ها را برآن آفریده، دگرگونی در آفرینش خدا نیست، این است دین و آیین محكم و استوار، ولی بیشتر مردم نمی دانند.



    به این مهم علی(ع) در نهج البلاغه تصریح فرموده است:
    «فبعث فیهم رسله، و أنزل إلیهم أنبیائه، لیستأدوهم میثاق فطرته.»55
    خداوند رسولان خود را به سوی انسان ها فرستاد و پیامبران خود را یكی پس از دیگری مأموریت داد، تا وفای به پیمان فطرت را از ایشان بازخواست كنند.



    شهید مطهری در این رابطه می نویسد:
    «(بر اساس مدل فطرت) دین را در عمق وجود انسان می نشاند و پایداری و دوام آن را در جوامع بشری تبیین می نماید. اما دین برای جاودانه ماندن، باید در نهاد بشر و ژرفای فطرت جا داشته باشد؛ در درون بشر به صورت خواسته ای ابدی باشد كه البته در آن صورت تا بشر در دنیاست، آن خواسته نیز باقی خواهد بود….»56


    3. انعطاف پذیری احكام در پرتو اجتهاد


    وجود چند اصل در قرآن و مجموعه معارف دین باعث شده است كه اهل ایمان در رفتار دینی خود، هرگز مواجه با بن بست نشوند، برخی از آن اصول عبارتند از:


    1. حجیت عقل.
    2. رعایت ظرفیت ها و قابلیت های مكلّف در تعلّق تكلیف به او.
    3. مبتنی شمرده شدن حلال ها و حرام ها بر محور مصالح و مفاسد واقعی.
    4. نفی قوانین طاقت فرسا و حرج آفرین و زیان بار.
    5. توجه به شرایط اضطراری و ضرورت های گریزناپذیر انسان در زندگی.



    این اصول كه از آیات مختلف قرآن و به ویژه تفسیر و بیان معصومان (ع) استفاده شده و می شود، فرصتی را در فضای تفكر دینی اهل ایمان گشوده است تا با به كارگیری معرفت دینی و فقاهت واقعی و رعایت واقعیت های زندگی، همواره راهی دین پسند و قابل تحمل را در برابر اهل شریعت بگشایند و تغییر شرایط و نیازها و تحول موضوعات در طول زمان، راه دینداری را بر متدینان مسدود یا دشوار نسازد، و دین را با زندگی بشر بیگانه ننماید.


    یكی از آیات محوری قرآن كه زیربنای فرایند اجتهاد می تواند به شمار آید عبارت است از:
    «لایكلّف الله نفساً إلاّ وسعها» بقره/286
    و همچنین: «لایكلّف الله نفساً إلاّ ما آتاها» طلاق/7
    نیز از جمله روایاتی كه در تبیین این معنی صراحت دارد، این روایت نبوی است كه فرمود:
    «رفع عن امّتی تسعة أشیاء: الخطأ، و النسیان، و ما استكرهوا علیه، و مالایعلمون، و مالایطیقون ،و ما اضطرّوا الیه….»57






    ✿✿✿جاودانگی قرآن✿✿✿

  6. #26
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض





    پی نوشت‌ها:
    __________________________________________________ عبدالحمید عارفیان



    1. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن،تهران، دار الكتب الإسلامیه، 7/37.
    2. زمخشری، محمود بن عمر، الكشّاف، قم، نشر ادب الحوزه، 2/11.
    3. این حدیث در تفسیرهای مجمع البیان، كشّاف، الدرّ المنثور، فی ظلال القرآن و المیزان، ذیل آیه مورد نظر آمده است.
    4. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصر خسرو، 3/124.
    5. طباطبایی، محمدحسین، المیزان، 5/16.
    6. همان، 5/17ـ18.
    7. همان، 17/422.
    8. مطهری، مرتضی، اسلام و مقتضیات زمان،تهران، انتشارات صدرا، 1/58.
    9. همان، 1/59.
    10. زمخشری، الكشّاف، 4/201.
    11. مكارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامیه،20/297.
    12. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، /23.
    13. طباطبایی، محمدحسین، المیزان، 17/425.
    14. زمخشری، الكشّاف، 2/572.
    15. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان، 12/103.
    16. طباطبایی، سید محمدحسین، قرآن در اسلام،تهران، دار الكتب الإسلامیه، 234.
    17. مكارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، 12/240.
    18. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، 92/15.
    19. همان، 92/14.
    20. همان، 22/197.
    21. طباطبایی، محمدحسین، المیزان، 3/75.
    22. سید رضی، نهج البلاغه، خطبه 133.
    23. همان، خطبه198.
    24. مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، 23/117.
    25. متّقی هندی، علی بن حسام، كنزالعمّال، روایت4027؛ محمدی ری شهری، محمد، میزان الحكمة، قم، مكتب الإعلام الإسلامی، 8/65.
    26. عیاشی، محمد بن مسعود، التفسیر (تفسیر عیاشی)، 1/3.
    27. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، 92/27.
    28. حرّ عاملی، محمدبن حسن، وسائل الشیعة، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، 18/78.
    29. همان، 18/79.
    30. مطهری، مرتضی، خاتمیت، تهران، صدرا، 180.
    31. قمی، عباسی، سفینة البحار،2/668.
    32. عاملی، محمدبن حسن، وسائل الشیعة، 12/49.
    33. ر.ك: راغب اصفهانی، المفردات؛ المنجد، ماده «قصص»؛ قاموس قرآن، 6/12.
    34. طباطبایی، محمدحسین، المیزان، 7/172.
    35. موسوی گرمارودی، علی، كیهان فرهنگی، شمارهٌ 6، شهریور1363.
    36. ایازی، محمدعلی، قرآن و فرهنگ زمانه،رشت، كتاب مبین، 1378، 107.
    37. خرمشاهی، بهاءالدین، بینات، شمارهٌ 5، صفحه 91.
    38. همان، 95.
    39. ایازی، محمدعلی، قرآن و فرهنگ زمانه، 133.
    40. خرمشاهی، بهاءالدین، بینات، شمارهٌ5، صفحه 91.
    41. ر.ك: ایازی، محمدعلی، قرآن و فرهنگ زمانه، 81ـ83.
    42. طباطبایی، محمدحسین، المیزان، 12/12.
    43. سروش، عبدالكریم، مجلهٌ كیان، شمارهٌ 39، 8.
    44. طباطبایی، سیدمحمدحسین، قرآن در اسلام، 105.
    45. هادوی، مهدی، ولایت فقیه، 16.
    46. مطهری، مرتضی، اسلام و مقتضیات زمان، 1/12ـ13.
    47. ماهنامه كیان، شمارهٌ 29، مقالهٌ «نگاهی به كارنامه كامیاب انبیاء».
    48. سید رضی، نهج البلاغه، خطبه 199.
    49. ابن سینا، الهیات شفاء، 566.
    50. مطهری، مرتضی، اسلام و مقتضیات زمان، 1/40.
    51. المیزان، 4/412ـ413.
    52. فخررازی، التفسیر الكبیر، مصر، 1357ق، 10/144.
    53. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، 3/100.
    54. جوادی آملی، عبدالله، شریعت در آینه معرفت، تهران، نشر فرهنگی رجاء،220.
    55. سید رضی، نهج البلاغه، خطبه اول.
    56. مطهری، مرتضی، امدادهای غیبی، تهران، صدرا، 13.
    57. صدوق، محمدبن علی ابن بابویه، التوحید، 353.

    ✿✿✿جاودانگی قرآن✿✿✿

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •