پاسخ به سوالات وهابیت سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
پاسخ به سوالات وهابیت
صفحه 3 از 8 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 73
  1. #21
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    «... پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در حالي كه بالاي سر هبل ايستاده بودند، فرمان دادند كه تا آن را درهم شكنند و درهم شكسته شد، زبير بن عوّام به ابوسفيان بن حرب گفت: اي ابوسفيان بت هبل درهم شكسته شد و تو روز جنگ احد به آن شيفته و مغرور بودي و مي‌پنداشتي كه نعمت و بركت ارزاني خواهد داشت. ابوسفيان گفت: از اين مطلب دست بردار و...(۵)».
    رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ چون داخل كعبه شدند به بلال امر كردند كه اذان بگويد.
    « ... بلال به اذان پرداخت در حالي كه ابوسفيان بن حرب و عتّاب بن اسيد و حارث بن هشام در پشت كعبه نشسته بودند. ابن اسيد گفت: خدا را شكر كه امروز پدرم زنده نيست كه اين صدا را گوش دهد، حارث هم گفت: چه بدبختي بزرگي، كاش پيش از اين مرده بودم و ... ابوسفيان نيز گفت: امّا من هيچ نمي‌گويم چون اگر بگويم همين ريگ‌ها به محمّد ـ صلّي الله عليه و آله ـ خبر خواهند داد، جبرئيل رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ را از اين واقعه خبر داد ... (۶)»
    در جنگ حنين نيز وقتي در اثر شكست، مسلمانان پراكنده شدند، بعضي از قريش آنچه را داشتند آشكار ساختند يكي از آن‌ها ابوسفيان بود كه چون چنين ديد گفت: «به خدا سوگند، شكست و گريزشان به دريا نرسيده پايان نمي‌پذيرد و... (۷)»
    ابن واقدي نيز نقل مي‌كند كه: « ابوسفيان بن حرب هم از پي لشگر روان شد و اگر زره يا نيزه يا چيزهاي ديگري بر مي‌خورد جمع مي‌كرد و تيرها را هم در تيردان قرار مي‌داد و بر شتر خود مي‌نهاد آن چنان كه بار سنگيني بر شترش جمع شد و ...(۸) ».
    علاوه بر اين، احاديث بسياري از نبيّ اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ از طريق شيعه و اهل سنّت نقل شده است كه دلالت مي‌كند بر اين‌ مطلب كه اسلام ابوسفيان واقعي نبوده است كه براي نمونه يكي از آن‌ها نقل مي‌شود:
    « ... از پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ روايت است كه: ابوسفيان را سوار بر شتري ديد كه معاويه آن را مي‌كشيد و يزيد (فرزند ديگر ابوسفيان) آن را مي‌راند. پس پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمودند: لعن الله الراكب و القائد و السائق (خدا سوار و جلودار و راننده را لعنت كند ... (۹)»
    امّا واقدي در مغازي واقعه‌اي را نقل مي‌كند كه شايد اين واقعه باعث اين سؤال در ذهن اين پرسشگر محترم شده باشد. وي نقل مي‌كند كه: « بـعـد از جـنـگ طــائــف، نــمايــندگـان ثــقـيف هـمين كه ديدند مردم تسليم صلح شده و از پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ ترسيده و به اسلام راغب شدند ... ولي از پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ خواستند كه آن‌ها را از ويران ساختن بت لات معاف دارد. نبيّ اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمودند: باشد من كسي را مي‌فرستم تا آن را ويران كند ... پـيـامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ ابـوســفيان و مـغـيره بن شـعبه را كـه با آن‌ها دوسـتي داشت براي اين كار تعيين كردند و ...(۱۰)»
    ابوسفيان و مغيره براي خراب كردن بت‌هاي طائف از جمله خراب كردن بت لات حركت كردند ولي باز ابوسفيان چون دچار ترديد و دو دلي بود از اجراي دستور پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ خودداري كرد. واقدي نقل مي‌كند كه: «ابوسفيان و مغيره و همراهان براي خراب كردن لات حركت كردند. وقتي نزديك طائف رسيدند، مغيره به ابوسفيان گفت: براي اجراي دستور پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به طائف برو! ابوسفيان گفت: آن‌ها خويشان تو هستند، خودت برو! پس مغيره پيش افتاد و ابوسفيان در ذي‌الهرم (جاي نزديك طائف) توقف كرد و... (۱۱)»
    ابوسفيان بعد از اسلام نيز دست از نيرنگ و توطئه برنداشت و هر زمان كه فرصت مي‌كرد سعي در تخريب اسلام داشت و همواره در صدد اختلاف بين مسلمانان بود كه براي روشن شدن اين موضوع بايد به كتب تاريخي رجوع كرد.


    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2. #22
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    پی نوشت :
    [1] . السنيره النبويّه، ابن هشام، جلد4، ص45.
    2.همان منابع.
    [3] - مغازي واقدي، جلد دوم، ص624ـ623.
    [4] - تاريخ يعقوبي، ترجمة مرحوم آيتي، انتشارات علمي فرهنگي، جلد اول، ص418.
    [5] - مغازي واقدي، جلد دوم، ص637ـ636.
    [6] - السنيره النبويه، جلد4، ص56 و ... .
    [7] - سيرةالنبويه، جلد4، ص86، تاريخ يعقوبي، جلد1، ص424 و... .
    [8] - مغازي، محمد بن عمر واقدي، جلد سوم، ص683.
    [9] - تاريخ طبري، جلد5، ص622، (در تاريخ 284) ، تاريخ ابي الفداء، جلد2 / 57، حوادث سنة 238 ه، و پيكار صفين، نصر بن مزاحم منفري، ص247، و تذكرة الخواص، ابن جوزي، ص115.
    [10] - مغازي، محمد بن عمر واقدي، جلدسوم، ص 736، 738 و 739.
    [11] - همان.


    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  3. #23
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    چه دلیلی دارید که پیامبر(ص) جانشین خودش را تعیین کرد؟

    پرسش:
    آیا پیامبر اسلام در رابطه خلافت وصیتی کرده اند و آیا شیعه دلیلی بر تعیین وصی توسط پیامبر(ص) دارد؟ اگر پیامبر(ص) شخص خاصی را به عنوان وصی و خلیفه تعیین نموده اند؛ آن شخص چه کسی می باشد؟

    پاسخ:
    وصيّت نمودن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)‌ در مورد خلافت اميرالمؤمنين ( عليه السلام)‌ از موضوعات واضحه واز مسلمات است و بزرگان شيعه و اهل سنت معتبر آن را به طرق مختلف نقل كرده‌اند كه پيامبر (ص) از اوايل بعثت تا آخرين روزهاي عمر در مكان وزمانهاي متفاوت، علي ابن ابي طالب (ع) را به عنوان جانشين و امام بعد از خود معرفي وسفارش نموده است. اينك به چند نمونه از كلام اهل سنت در اين خصوص اشاره مي‌كنيم.

    1ـ حديث «الإنذار في يوم الدار»: ابن جرير طبري در تاريخ خود از ابن عباس مي‌نويسد كه علي ابن ابي طالب گفت: وقتي اين آيه بر پيامبر (ص) نازل شد كه «وانذر عشيرتك الأقربين»[1] پيامبر (ص) مرا خواند وگفت: حدود چهل نفر از خويشاوندان مرا براي خوردن طعام دعوت كن، ومن چنين كردم وحمزه وعباس وابولهب و… را دعوت كردم. سپس پيامبر (ص) در ميان اين جمع دستور الهي را كه جبرئيل برآن حضرت آورده بود، اجرا نمود وبه ايشان گفت: اي فرزندان عبدالمطلب، خداوند مرا فرموده، شما را به سوي او دعوت كنم، ورسالت خويش را از خويشان خود آغاز نمايم، پس هر كس از شما بر اين امر مرا ياري كند، برادر ووصي وجانشين من در ميان شماست هيچ كس از ايشان به پيامبر (ص) پاسخي نداد واز ترس به او پشت كردند. در اين حال من كه جوان‌ترين آنها بودم گفتم: من اي نبي خدا تو را در انجام رسالت ياري مي‌كنم، پس دست مرا گرفت وگفت:« ان هذا اخي ووصيي وخليفتي فيكم، فاسمعوا له وأطيعوا، قال علي بن ابي طالب: فقام القوم يضحكون ويقولون لأبي طالب: قد أمرك أن تسمع لابنك وتطيع» [2]يعني اين برادر وجانشين من است در ميان شما پس سخنان او را بشنويد واو را اطاعت كنيد، پس همه ايستادند ودر حاليكه مي‌خنديدند، به ابي طالب مي‌گفتند: تو را امر كرد كه سخنان پسرت را گوش كني واطاعت كني.


    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  4. #24
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    2ـ هيثمي در مجمع الزوائد مي‌آورد، عن عبد الله بن مسعود، قال: «استتبعني رسول الله (ص) ليلة الجن فانطلقت معه حتي بلغنا أعلي مكة فخطّ لي خطاً (وساق الحديث الي ان قال) قال: - اي النبي (ص) - اني وعدت أن يومن بي الجن والإنس، فاما الأنس فقد آمنت بي، واما الجن فقد رأيت، قال: وما أظن أجلي إلا قد اقترب، قلت: يا رسول الله الا تستخلف أبابكر؟ فأعرض عني فرأيت أنه لم يوافقه، فقلت : يا رسول الله ألا تستخلف عمر؟ فأعرض عني فرأيت أنه لم يوافقه، فقلت يا رسول الله ألا تستخلف علياً؟ قال: ذاك والذي لا اله الا هو إن بايعتموه وأطعتموه أدخلكم الجنة اكتعين. قال رواه الطبراني» [3]يعني عبد الله بن مسعود مي‌گويد: پيامبر(ص) مرا دعوت كرد تا به دنبال او بروم.. پس من به دنبال او روان شدم تا اين‌كه به مرتفع‌ترين مكان رسيدم، پس براي من نوشته‌اي را مرقوم فرمود. تا اينجا كه مي‌گويد، پيامبر (ص) فرمود: همانا به من وعده داده شده‌ كه تمام جن وانس به من ايمان آوردند، پس انسان‌ها به من ايمان آوردند امّا جن همانا رياكارانه عمل كرد وگمان مي‌كنم آشكارتر از اين باشد مگر اين‌كه وعدة داده شده نزديك است. گفتم: اي رسول خدا آيا جانشين خود ابابكر برمي‌گزيني؟ پس از من روي گرداند كه فهميدم با اين امر موافق نمي‌باشد. (و مرگ من فرا رسيده باشد) گفتم: اي رسول خدا آيا جانشين خود را عمر انتخاب مي‌كني؟ پس از من روي گرداند كه فهميدم با اين امر موافق نمي باشد. من گفتم: اي رسول خدا آيا جانشين خود را علي برمي‌گزيني؟ فرمود اوست وقسم به آن كسي كه جز او خدايي نيست واگر با او بيعت نماييد واطاعتش كنيد، همگي شما را به بهشت داخل مي‌كند.

    3ـ احمد بن حنبل در مسند خود از جابر بن سمره به سند خويش چنين نقل مي‌كند: «قال رسول الله (ص) : لا يزال الدين قائماً حتي يكون اثنا عشر خليفة من قريش» [4]يعني پيوسته دين پايدار است تا اينكه دوازده خليفه از قريش بيايند. كه اين روايت سندي محكم وقوي است بر حقانيت مذهب شيعة اثني عشري كه اولين ايشان علي ابن ابي طالب وآخرين آنها مهدي است. ودليل بر بطلان ديگر مذاهب، زيرا اين روايت برآنچه كه اهل عامه به آن معتقد است در خلفاي راشدين چهارگانه يا پنج گانه به انضمام حسن بن علي (ع) ، قابل انطباق نيست، چرا كه آنها تعدادشان كمتر است يا خلافت غير از اين‌ها از بني اميه يا بني العباس هم با اين روايت سازگاري ندارد، چرا كه آنها تعدادشان بيشتر است وهمينطور مذاهب ديگر مثل اسماعيليه، فطحيه وزيديه.



    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  5. #25
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت







    4ـ هيثمي در مجمع الزوائد خود از سلمان روايت مي‌كند كه سلمان گفت: «يا رسول الله إن لكل نبي وصيا فمن وصيك؟ فسكت عني فلما كان بعد رأني فقال: يا سلمان فأسرعت اليه، وقلت لبيك، قال: تعلم من وصي موسي؟ قلت: نعم، يوشع بن نون، قال: لم؟ قلت: لانه كان اعلمهم يومئذ (قال) فان وصي وموضع سري وخير من أترك بعدي وينجز عدتي ويقضي ديني علي بن ابي طالب [5] (قال) رواه الطبراني».

    پيامبر (ص) در جواب سلمان كه پرسيد: «همة پيامبران وصي داشتند پس چه كسي وصي شما مي‌باشد؟» پاسخ داد: آيا وصي موسي را مي‌شناسي؟ گفتم: بله، يوشع بن‌نون است. پيامبر (ص) فرمود: براي چه او وصي موسي بود؟ گفتم: براي اينكه او اعلم ايشان در اين هنگام بود. پيامبر (ص) فرمود: پس همانا من وصي وموضع اسرار من وبهترين كسي كه بعد از من باقي مي‌ماند و خواسته‌هاي مرا برآورده مي‌كند ودين مرا برپا مي‌دارد، علي ابن ابي طالب است، هيثمي مي‌گويد: اين روايت را طبراني هم نقل كرده است.

    5ـ حديث منزلت: اين روايت متواتراً نقل شده است كه پيامبر (ص) زماني كه به قصد غزوات مدينه ومركز حكومتي مسلمين را ترك مي‌فرمود، علي (ع) را به عنوان جانشين در مدينه قرار مي دادند. در اين خصوص صحيح بخاري در كتاب بدء الخلق در باب غزوة تبوك به سند خود از مصعب بن سعد روايت مي‌كند: «أن رسول الله (ص) خرج الي تبوك واستخلف علياً (ع) فقال: أتخلفني في الصبيان والنساء ؟ قال: الا ترضي ان تكون مني بمنزلة هارون من موسي إلا أنه لا نبي بعدي»[6] ترجمه: همانا پيامبر (ص) خارج شد از مدينه براي شركت در غزوة تبوك وعلي (ع) را به عنوان جانشين تعيين نمود، پس فرمود: آيا جانشين من در مدينه براي بچه‌ها وزنان مي‌شوي؟ آيا رضايت مي‌دهي كه تو براي من به منزله هارون براي موسي (ع) باشي كه هنگام خروج موسي، برادرش هارون جانشين وي بود. با اين تفاوت كه بعد از موسي پيامبران ديگر مي‌امدند ولي بعد از من پيامبري نخواهد آمد وتو وصي آخرين پيامبر هستي؟



    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  6. #26
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت







    6ـ صحيح ترمذي هم اين حديث (منزلت) را به دو طريق نقل مي‌كند، يكي از طريق سعيد بن المسيب عن سعد أبي وقاص وديگري از جابر بن عبدالله كه پيامبر (ص) به علي (ع) فرمود: «أنت مني بمنزلة هارون من موسي الا لا نبي بعدي».[7]

    7ـ حديث ثقلين: اين حديث از قويترين ادله بر جانشيني علي ابن ابي طالب (ع) است، ودر تواتر آن بين علماي شيعه وعلماي اهل سنت اجماع وجود دارد.

    صحيح مسلم در كتاب فضائل الصحابه در باب فضائل علي ابن ابي طالب (ع) به سند خود از يزيد بن حيان روايت مي‌كند، كه من وحصين بن سبره وعمر بن مسلم نزد زيد ابن ارقم رفتيم، پس حصين به او گفت: همانا اي زيد تو پيامبر (ص) را بسيار ديده‌اي وحديثش را شنيده‌اي ودر غزوات همراه او شركت داشتي وپشت سر او نماز خوانده‌اي، براي ما بگو كه از پيامبر (ص) چه شنيدي؟ پس زيد گفت: روزي كه از مكّه برمي‌گشتيم در محلي به نام خم بين مكّه ومدينه در حالي كه خطبه مي‌خواند وحمد وثنا بر خداوند مي‌نمود وموعظه مي‌كرد، فرمود:

    «الا ايها الناس، فانما انا بشر يوشك آن ياتي رسول ربي فاجيب واني تارك فيكم الثقلين، أولهما كتاب الله فيه الهدي والنور، فخذوا بكتاب الله واستمسكوا به، فحث علي كتاب الله ورغب فيه؛ ثم قال: واهل بيتي أذكركم الله في اهل بيتي، اذكركم الله في اهل بيتي، اذكركم الله في اهل بيتي فقال له حصين: ومن أهل بيته يازيد؟ اليس نساؤه من اهل بيته؟ قال: نساؤه من اهل بيته ولكن اهل بيته منحرم الصدقة بعده، قال: ومن هم؟ قال: وهم آل علي وآل عقيل وآل جعفر وآل عباس، قال: كل هؤلاء حرم الصدقة؟ قال نعم.» [8] ترجمه: «اي مردم آگاه باشيد، بدرستيكه من انساني هسنم كه گمان مي‌رود كه مرگم نزديك باشد پس بايد فرستادة پروردگار را اجابت كرد وهمانا من در ميان شما دو شيء گرانبها باقي مي‌گذارم، اول از آن دو كتاب خداست كه در آن هدايت ونور مي‌باشد، پس بگيريد كتاب خدا را وبه آن تمسك جوييد؛ زيد مي‌گويد: پس پيامبر (ص) برانگيخت (مردم را) به سوي كتاب خدا وآنها به سوي آن دعوت نمود؛ سپس فرمود: وديگري اهل بيت من است كه تذكر مي‌دهم ويادآوري مي‌كنم خدا را به شما در مورد اهل بيت خود، (اين جمله را سه مرتبه تكرار فرمود). پس حصين از زيد پرسيد: اهل بيت پيامبر (ص) چه كساني هستند؟ آيا زنان پيامبر هم از اهل بيت او محسوب مي‌شوند؟ گفت: زنان او از اهل بيت او محسوب مي‌شوند، اما اهل بيت او كساني هستند كه بعد از او صدقه بر آنان حرام مي‌باشد. حصين پرسيد: ايشان چه كساني هستند؟ زيد گفت: آنان آل علي u وآل عقيل وآل جعفر وآل عباس مي‌باشند. حصين پرسيد: صدقه بر تمام اينان حرام است؟ زيد گفت: بله».



    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  7. #27
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    ابن حجر هيثمي در كتاب الصواعق المحرقة همين مضامين را از پيامبر (ص) مي‌آورد كه در مرضي كه منجر به فوت آن حضرت شده است، آنجا فرموده است [9].

    در مورد سند اين حديث: بايد گفت اين حديث را بزرگان صحابه پيامبر (ص) روايت كرده‌اند مثل: علي (ع) ، ابي‌ذر، جابر بن عبد الله انصاري، وزيد بن أرقم، وأبي سعيد الخدري وزيد بن ثابت وحذيفه بن اسيد الغفاري و…؛ كه مناوي در فيض القدير [10] وابن حجر هيثمي در الصواعق المحرقه [11] ، بيشتر از بيست طريق براي اين روايت نقل كرده‌اند كه اين خود دليلي است بر تواتر آن.

    اما در مورد دلالت اين حديث: با رعايت قرائن قطعي وشواهد آشكار كه در متن روايت پيچيده شده است، مي‌توان اين روايت را در اعلي مراتب قوّت دانست؛ قرائني مثل: «انما انا بشر يوشك ان يأتي رسول ربي فاجيب» و «انّي تارك فيكم الثقلين او خليفتين [12] او فانظروا كيف تخلفوني فيهما[13] او كيف تخلفوني فيكم الثقلين» يا قول پيامبر (ص) : «ولا تقدموهما فتهلكوا ولا تعلموهما فهم اعلم منكم» [14] دلالت بر اين دارند كه پيامبر (ص) ، كتاب واهل بيت را جانشين خود قرار داده وامّت را ترك كرده و رحلت نموده است، پس همانا افضل واعلم از اهل بيت پيامبر (ص) علي (ع) مي‌باشد.

    ابن‌حجرهيثمي كه كتابي در ردّ شيعه نوشته است به نام «الصواعق المحرقة علي البدع والزندقة‌ ـ يعني بهم الشيعة ـ» در مورد اين حديث اينگونه مي‌آورد كه: «تنبيه؛ سمي رسول الله (ص) القرآن وعترته، ثقلين لان الثقل كل نفيس وخطير مصون، وهذان كذلك اذ كل منهما معدن للعلوم الدينية والاسرار والحكم العلية‌ والاحكام الشرعية ولذا حث رسول الله (ص) علي الاقتداء والتمسك بهم والتعلم منهم وقال: الحمد لله الذي جعل فينا الحكمة اهل البيت.» [15].

    يعني: رسول خدا (ص) قرآن وعترت خود را ثقلين ناميد: براي اينكه هر شي نفيس وگرانبها وبزرگ مصون ودر امان است، واين دو (قرآن وعرت) هم اين چنين هستند؛ براي اينكه هر كدام از آنها معدن علوم دين واسرار وحكمتهاي الهي واحكام شرعي هستند وبه همين خاطر پيامبر (ص) بر پيروي وتمسك وآموختن از آنها دستور فرمود وتحريك نمود؛ وفرمود: حمد مخصوص خدايي است كه در ما اهل بيت حكمت را قرار داد.

    نهايت اينكه اين ادّله، گوشه‌اي از دلايل خلافت وجانشيني بلا فصل امام علي (ع) مي‌باشد وهمه مورد تأييد علماي اهل سنت است، كما اينكه مكرر در بحث معتبر آن، نقل شده است.

    «والسّلام»



    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  8. #28
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    [1] - سورة شعراء، آية 214.

    [2] - تاريخ طبري، مطبعة الاستقامه بالقاهره، 1357 هـ . ق، ج 2، ص 62. ومتقي هندي، كنز العمال، مطبعة دائرة المعارف النظاميه 1312 هـ . ق، بحيدر آباد دكن، ج 6، ص 392.

    [3] - هيثمي، مجمع الزوائد، مكتبه قدسي، طبع سنه 1352، ج 8، ص 314.

    [4] - مسند احمد بن حنبل، مطبعة ميمنية مصر، سنه 1313 ه ق، ج 5، ص 86، وص 92، وحافظ ابونعيم، حليه الاولياء مطبعة سعادت مصر، سنه 1350، ج 4، ص 333.

    [5] - هيثمي، مجمع الزوائد، همان كتاب، ج 9، ص 113، ابن حجر عسقلاني، تهذيب التهذيب، مطبعة مجلس دائره المعارف النظاميه حيدر آباد دكن، سنة 1325، ج 3، ص 106، متقي هندي، كنز العمال، مطبعة مجلس دائره المعارف النظاميه حيدر آباد دكن. سنة 1312، ج 6، ص 154.

    [6] - صحيح مسلم، مطبعه بولاق سنه 1290، كتاب فضائل الصحابه، باب فضائل علي عليه السلام، مسند ابي داود، مطبعة الكستليه سنه 1280ه، ج 1، ص 29، ابونعيم، حليه الأولياء، همان كتاب، ج 7، ص 195 و196، به دو طرق بسيار، مسند احمد حنبل، همان كتاب، ج 1، ص 182، خطيب بغدادي، تاريخ بغداد، مطبعه سعادت سنه 1349 ه، مصر، ج 11، ص 432، نسائي، خصائص علي ابن ابي طالب عليه السلام، مطبعة التقدم العلميه مصر ص 16،

    [7] - صحيح ترمزي، مطبعه بولاق، سنه 1292، ج 2، ص 301، ومسند ابي داود، همان، ج 1، ص 29 ومسند احمد حنبل، همان، ج 1، ص 179، وج 3، ص 338،

    [8] - مسند احمد حنبل، همان، ج 4، ص 366، سنن بيهقي، مطبعة مجلس دائره المعارف النظاميه حيدرآباد دكن، سنه 1321، ج 2، ص 148، وج 7، ص 30، وسنن الدارمي مطبعه الاعتدال سنه 1349 دمشق، ج 2، ص 431، ومتقي هندي، كنز العمال، همان، ج 1، ص 45، وج 7، ص 102، والطحاوي، مشكل الاثار، مطبعة مجلس دائره المعارف النظاميه حيدرآباد دكن، سنه 1333 ه، ج 4، ص 368،

    [9]- ابن حجر هيثمي الصواعق المحرقة، مطبعة ميمنيه مصر، سنة 1312، ص 75.

    [10]- المناوي فيض القدير، مطبعه المصطفي مصر، سنه 1356 هـ، ج 3 ، ص 14.

    [11]- ابن حجر هيثمي، مطبعه ميمنيه مصر، سنه 1312، ص 136.

    [12]- مسند احمد بن حنبل، همان، ج 5، ص 181.

    [13]- حاكم، مستدرك الصحيحين، مطبعة مجلس دائرة المعارف النظامية حيدر آباد دكن، سنه 1324، ج 3، ص 109.

    [14]- متقي هندي، كنز العمال، همان، ج 1، ص 47.

    [15]- هيثمي الصواعق المحرقه، همان، ص 90.


    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  9. #29
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    کفالت پیامبر اکرم(ص) بر عهده چه کسی بوده است؟

    پرسش :
    در مقابل دیدگاه شیعیان که معتقدند كفالت پيامبر (ص) بر عهده ابوطالب(پدر امام علی «ع») بوده است عده ای بر این عقیده اند که کفالت پیامبر اسلام(ص) بر عهده زبير بن عبدالمطلب بوده است. آیا این مطلب صحیح و مستند است؟
    پاسخ:
    اين ادعا يقيناً مردود است و منابع معتبر تاريخي نظير تاريخ الائمه و الملوك و سيرة ابن هشام و... بر كفالت ابوطالب اتفاق نظر دارند.
    چنين شبهه‌اي از لحاظ تاريخي قابل قبول نيست و تا به حال هيچ منبع معتبري مدعي چنين مطلبي نشده است، چنان كه منابع دست اوّل تاريخ اسلام نيز اين شبهه را مردود مي‌دانند و ابوطالب را به عنوان كفيل پيامبر (ص) معرفي كرده و مي‌گويند: رسول خدا (ص) هشت ساله بود كه جدّ بزرگوارش وفات يافت، عبدالمطلب در هنگام وفات كفالت و نگهداري پيامبر (ص) را به ابوطالب سفارش و توصيه كرد.[1] چنانكه اين وصيت به زبان شعر نيز بيان شده است:
    اوصيك يا عبد مناف بعدي بموعد بعد ابيه فردٍ[2]
    اي عبد مناف (ابوطالب) نگاهداري و حفاظت شخصي را كه مانند پدرش يكتاپرست است بر دوش تو مي‌گذارم و ابوطالب در پاسخ گفت: پدرجان محمد (ص) هيچ احتياجي به سفارش ندارد، زيرا او فرزند من است و فرزند برادرم. ابوطالب با عبدالله پدر پيامبر (ص) از يك مادر بودند.[3]
    چون عبدالمطلب درگذشت ابوطالب پيامبر (ص) را پيش خود برد و پيامبر (ص) با او بوده، و با اينكه ابوطالب ثروتي نداشت و نادار بود امّا بهترين سرپرست براي پيامبر(ص) بود، علي (ع) مي‌فرمايد: «پدرم در عين ناداري، سروري كرد و پيش از او هيچ فقيري سروري نيافت.[4]
    ابوطالب نسبت به پيامبر (ص) چنان دوستي و محبت شديدي ابراز مي‌داشت كه هيچ يك از فرزندان خود را تا آن اندازه دوست نمي‌داشت، ابوطالب كنار پيامبر (ص) مي‌خوابيد و هر گاه بيرون مي‌رفت رسول خدا را همراه خود مي‌برد و چنان دلبستگي شديدي به پيامبر (ص) داشت كه نسبت به هيچ چيز چنان نبود و خوراك‌هاي خوب را مخصوص آن حضرت قرار مي‌داد.[5]
    يعقوبي مي‌نويسد: از رسول خدا (ص) روايت شده است كه پس از وفات فاطمه بنت اسد همسر ابوطالب كه زني مسلمان و بزرگوار بود فرمود: «اليوم ماتت اُمّي» امروز مادرم وفات كرد، و او را در پيراهن خويش كفن كرد و در قبرش فرود آمد و در لحد او خوابيد و چون از ايشان پرسيدند چرا براي فاطمه چنين بي‌تاب شده‌اي؟ فرمود: «او به راستي مادرم بود، چون كودكان خود را گرسنه مي‌گذاشت و مرا سير مي‌كرد. آنان را گردآلود مي‌گذاشت و مرا تميز و آراسته مي‌نمود، و راستي كه مادرم بود.[6]



    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  10. #30
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    1] - محمد بن جرير طبري، تاريخ الامم و الملوك، قاهره، مطبعة الاستقامه، بي‌تا، ج 2، ص 32، احمد بن اسحاق يعقوبي و تاريخ يعقوبي، مترجم، محمد ابراهيم آيتي، (تهران؛ شركت انتشارات علمي و فرهنگي، چ ششم، 1371، ش)، ج 1، ص 368 و ابن هشام السيرة النبويه، (بيروت، دار احياء التراث العربي، بي‌تا)، ج 1، ص 189 و علي بن حسين مسعودي، مروج الذهب، (مصر مطبعة السعاده چ چهارم، 1384 ق)، ج 2، ص 281. [2] - احمد بن اسحاق يعقوبي، همان.
    [3] - محمد بن جرير طبري ، همان، احمد بن اسحاق يعقوبي، همان، ابن هشام، همان.
    [4] - احمد بن اسحاق يعقوبي، همان.
    [5] - محمد بن سعد، الطبقات الكبري، قاهره، مطبعة نشر الثقافة الاسلاميه، 1358 ق، ج 1، ص 101.
    [6] - احمد بن اسحاق يعقوبي، همان.


    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

صفحه 3 از 8 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •