پاسخ به سوالات وهابیت سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
پاسخ به سوالات وهابیت
صفحه 5 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 73
  1. #41
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    مقصود از آیاتی که به صراحت شفاعت را نفی میکند، چیست؟

    پرسش :
    مقصود از آیاتی که به صراحت شفاعت را نفی میکند، چیست؟ آیه «یوم لابیع فیه و لا خلة و لا شفاعة» و آیه «ما للظالمین من حمیم و لا شفیع یطاع» چه میگوید؟



    پاسخ :
    اگر بخواهیم به نتیجه‏ای درست در مورد شفاعت از دیدگاه قرآن کریم برسیم، باید مجموع آیات مربوط به آن را بررسی کنیم. استناد به بعضی آیات و نادیده گرفتن برخی دیگر، منجر به فهم نادرست و برداشت غیرقابل اعتماد است.
    به عنوان مثال آیا درست است با استناد به آیه «اللَّهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها» «خداست که جان‏ها را هنگام مرگشان میگیرد»: زمر (39)، آیه 42. نقش ملک الموت (عزرائیل) را در قبض ارواح منکر شویم و آیه «قُلْ یَتَوَفَّاکُمْ مَلَکُ الْمَوْتِ الَّذِی وُکِّلَ بِکُمْ» «بگو: فرشته مرگ که بر شما گماشته شده، جان شما را میگیرد»: سجده (32)، آیه 11. را فراموش کنیم؟
    مجموع آیات قرآن در زمینه شفاعت - به معنای واسطه شدن در رسیدن فیض الهی به مخلوقات - سه دسته است.

    آیات شفاعت:
    دسته اوّل: آیاتی که شفاعت را فقط از آنِ خدا دانسته است: «قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَمِیعاً» زمر (39)، آیه 44. «بگو تمام شفاعت یکسره برای خدا است».
    دسته دوّم: آیاتی که به کلی شفاعت را نفی میکند: «یَوْمٌ لا بَیْعٌ فِیهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ» بقره (2)، آیه 254. .
    دسته سوّم: آیاتی که شفاعت غیر خدا را، مشروط به اذن خدا میداند: «یَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِیَ لَهُ قَوْلاً» طه (20)، آیه 109. «در آن روز شفاعت کسی سود نمیبخشد، مگر آن کس که خدای رحمان به او اذن ذهد و سخن او را بپسندد».

    شفاعت و توحید افعالی
    اگر مجموع این آیات با هم در نظر گرفته شود، مفاد آن اثبات شفاعت و تبیین آن، بر اساس «توحید افعالی» است.
    بنابر توحید افعالی، جهان هستی - با نظام علّت و معلولیاش - اثر و فعل خداوند و قائم به اراده و قدرت او است. همچنان که اصل وجود و هستی علّت‏ها و اسباب از خدا است؛ هرگونه سبب بودن و تأثیرگذاریشان نیز از او است. در حقیقت، علت‏های مادی و معنوی، واسطه‏های فیض الهیاند و فاعلیت آنها، در طول فاعلیت خداوند است. بر این اساس قبض روح، کار ملک الموت است؛ اما در عین حال او واسطه است و بدون اراده و قدرت الهی کاری انجام نمیدهد و کار او به «اللَّه» نسبت داده میشود.
    آیات مربوط به شفاعت نیز، بیانگر سه نتیجه به دست آمده از توحید افعالی است:
    دسته اوّل، بیانگر این است که شفاعت یکسره و به تمامی متعلق به خدا است؛ چون شفاعت‏کننده‏ای بدون اراده و مشیت خداوند، قدرت بر هیچ تأثیری ندارد.
    دسته دوم - به قرینه آیات دسته اول و سوم - نفی شفاعت به غیر اذن خداوند و به صورت استقلالی است. مفاد آیات، این است که اسباب و وسایط با قطع نظر از اراده و مشیت الهی، هیچ گونه تأثیری ندارند.
    دسته سوم، اثبات‏کننده شفاعت برای غیر خدا و تأثیر گذاری آنان به اذن و اراده و مشیت خداوند است.
    درگاه پاسخ گویی به مسایل دینی



    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2. #42
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    اگر تعیین جانشین برای پیامبر ضرورت دارد، چرا پیامبران پیشین جانشین نداشتند؟

    سوال :
    چرا تعیین جانشین برای پیامبران پیشین مطرح نبوده است و فقط برای خاتم النبیین ضرورت داشته است؟

    پاسخ کامل :
    دوست عزیز٬ فرض را مسلّم گرفته‌اید و بر اساس آن، به ایراد وارد کردن همت گمارده‌اید. فرض شما این است که پیامبران گذشته، وصّی و جانشین نداشته‌اند و این مطلب فقط در مورد پیامبر اسلام است، با این که آنان به داشتن وصّی سزاوارتر و محتاج‌تر بوده‌اند.
    فرض شما باطل است و امکان ندارد پیامبری از دنیا برود و کسی را به امر خدا به عنوان جانشین معرفی نکرده باشد.
    اگر در نبوت و لزوم آن دقت کنید، می‌بینید که امامت و وصایت به عنوان تداوم نبوت مثل نبوت لازم است. برای روشن شدن این ادعا عرض می کنیم:
    قطعاً خداوند وجود دارد و ما مخلوق خدا هستیم و خداوند از آفریدن ما هدفی داشته، زیرا خلقت بدون هدف بیهوده است و خداوند برتر از بیهوده بازی است و حتى هدف باید جاوید باشد، چون اگر هدف جاویدی نباشد و خلقت ما موقت و تمام شدنی باشد، باز مثل بی‌هدفی می شود اما خداوند برتر از بیهوده بازی است، پس ما برای ابدیت خلق شده‌ایم اما اگر رها شده باشیم و هدایت و برنامه‌ای از جانب خدا به ما نرسد، نمی‌توانیم به ابدیت سعادتمند برسیم و حیران و گمراه، می مانیم اما خداوند بلند مرتبه‌تر از آن است که بندگان خود را بدون برنامة هدایتی رها کند و چون خداوند دیدنی و محسوس نیست و همه ما صلاحیت تعالی و ارتباط با ذات حق و گرفتن برنامة هدایتی را به طور مستقیم از آسمان نداریم، پس راهی نیست جز آن که خداوند بندگان صالح خود را برگزیند و واسطة بین خود و خلقش قرار دهد و برنامة هدایتی‌اش را بر آنان نازل کند تا آنها به خلق برسانند و تفسیر و تبیین کنند.
    اگر بعد از پیامبر، جانشین معصوم و تضمین شده‌ای نباشد، مردم ناچارند خودشان به برنامه‌ هدایتی و تفسیر و تبیین ارائه شده توسط پیامبر رجوع کنند و از خلال آن به کشف راه سعادت بپردازند.
    طبیعی است که برداشت‌ها و استنباط‌ها مختلف و بلکه متضاد خواهد شد و حق و باطل آن روشن نخواهد بود و قطعاً نمی‌توان همة متضادها را حق دانست، پس بعد از پیامبر دوباره مردم سرگردان می مانند و بعثت پیامبر فایدة چندانی نخواهد داشت و هدف حاصل نخواهد شد، پس قطعاً خداوند (که برتر از بیهوده کاری است و بر به هدف رساندن کارش قادر است) بعد از هر پیامبری، برترین و صالح‌ترین پیرو او را که به درجات والا رسیده، به جانشینی پیامبر بر می گزیند و پیامبر را به معرفی او ملزم می گرداند و او مفسّر کتاب خدا و سنت پیامبر بعد از پیامبر خواهد بود.
    این لزوم و ضرورت زمان بردار نیست و از اولین روز خلقت جاری بوده و تا آخرین روز خلقت جاری خواهد بود،‌ از این رو اولین انسان باید پیامبر باشد و حجت و تا آخرین روز تکلیف بشر باید حجت در بین آنان باشد که پیامبر است یا وحی.



    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  3. #43
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    آیات قرآن به صراحت بر این مطلب دلالت دارد. خداوند می فرماید:
    «إنّما أنت منذر ولکلّ قومٍ هاد؛(1) تو انذار کننده هستی و هر قومی هدایتگری دارد».
    وقتی حضرت ابراهیم(ع) به مقام امامت و هدایتگری می رسد و خداوند به او اعلام می کند که امام هستی، ایشان از خداوند تداوم امامت را در ذریّة خود خواستار می شود اما خداوند تداوم امامت را در ذریّة صالح ایشان خبر می دهد.
    از پیامبر(ص) نقل شده که هر پیامبری وصیّی دارد و امام علی(ع) سید و سرور آنان است، چنان که رسول خدا سید انبیا می باشد.
    «أنا خاتم النبیّین وأنت یا علیّ خاتم الوصیّین إلى یوم الدین؛(2) من خاتم پیامبران هستم و تو ای علی، خاتم اوصیا هستی تا قیامت».
    اوصیای دیگر و امامان دیگر ولیّ با واسطه پیامبر و ولیّ بلا واسطه امام قبلی هستند.
    «لکلّ نبیّ وصیّ و علیّ وصیّی و وارث علمی؛(3) هر پیامبری وصی دارد و علی(ع) وصی و وارث علم من است».
    البته علت آن که اوصیای پیامبران معروف نیستند، آن است که بعد از پیامبران اوصیای آنان مظلوم گشتند و مؤمنان به کسان دیگر رجوع کردند؛ همان کاری که امت آخر الزمان با وصیّ پیامبر انجام داد و به این جهت مظلوم و ناشناخته ماندند.
    وصیّ حضرت آدم(ع) فرزندش حضرت شیث بود(4) و شیث به فرزندش انوش وصیت کرد.(5) انوش به قینان و او به مهلائیل و وی به پسرش یرد وصیت کرد.
    یرد بن مهلائیل به پسرش اخنوخ و وی به پسرش متوشلح و او به پسرش لمک و وی به پسرش نوح وصیت کرد.
    سام پسر نوح و وصیّ او بود و او ارفخشد وصیّ سام بود. بعد از او وصایت به شالح و سپس به عابر و بعد فالغ رسید. فالغ به پسرش ارغو و او به پسرش ساروغ و وی به پسرش ناحور وصیت کرد. تارخ فرزند و وصیّ ناحور بود.
    ابراهیم علیه السلام فرزند تارخ بود که بعد از تولد توسط پدر و مادرش در غاری پنهان گردید. اسحاق وصیّ ابراهیم در قومش در شام بود و اسماعیل علیه السلام وصیّ او در مکه. یعقوب وصیّ اسحاق و یوسف وصیّ یعقوب بود. وصیّ حضرت موسى یوشع بن نون بود. وصیّ داود پسرش سلیمان بود.(6)
    اینها بعضی از اوصیای پیامبران گذشته بودند که در تاریخ ذکر شده‌اند.

    پی‌نوشت‌ها:
    1. رعد (13) آیه 7.
    2. فرائد السمطین، ج 1، ص 147؛ ینابیع المودّه، ص 79.
    3. مناقب اهل بیت از دیدگاه اهل سنت، سید محمدطاهر هاشمی شافعی، ص 62 به نقل از ابن مغازلی شافعی.
    4. تاریخ یعقوبی، ج 1، ص 7.
    5. همان، ص 8.
    6. همان، ص 57.


    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  4. #44
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    آیا گفتن "اشهد ان علی ولی الله" در اذان، بدعت است؟

    شهادت بر ولايت اميرالمؤمنين حضرت علي ـ عليه السّلام ـ در اذان از مسائل اختلافي بين علماي شيعه و سنّي است كه ريشه‎اي بسيار عميق دارد. اين كه به شيعه نسبت داده شود، شهادت بر ولايت را جزء اذان مي‎داند، ادّعايي بي‎پايه و اساس است چرا كه مشهور علماي شيعه قائل به عدم جزئيت آن در اذان مي‎باشند. اين مطلب نيز درست است كه بدعت در دين باطل و حرام است، امّا منظور از بدعت آن است كه در احكام دين اسلام ـ آن‎گونه كه خداوند به وسيله پيامبر ـ صلي‎الله عليه و آله ـ براي مسلمانان تكليف كرده است ـ تغيير ايجاد نموده به طوري كه يا از آن بكاهيم يا بر آن اضافه كنيم. مثل اينكه عمر بن الخطاب دستور ممنوعيّت متعد (ازدواج موقت) را كه در زمان پيامبر اكرم ـ صلي‎الله عليه و آله ـ حكم الهي وسنّت نبوي بود و پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ به آن امر فرموده بود[1]، صادر نمود و عاملين به اين سنّت را مجازات مي‎كرد[2] و خودش مي‎گفت: «متعتان كانتا علي عهد رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ و أنا أنهي عنهما و أعاقب عليهما متعة الحج و متعه النساء[3]؛ يعني دو متعه‎اي كه در زمان رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ اجرا مي‎شد، من از آن‎ها نهي مي‎كنم و عامل بر آن دو يعني تمتع در حج و عقد انقطاعي را مجازات مي‎كنم. و همين طور در اذان برداشتن «حي علي خير العمل» و گفتن جملة«الصلاة خير من النوم،» اين‎ها و بسياري ديگر بدعتهايي است كه در دين اسلام صورت گرفته است. امّا در مورد دليل ذكر شهادت بر ولايت در اذان بايد گفت كه علماي شيعه آن را به دليل خاص ثابت نمي‎دانند، بلكه آنرا از دليل عام يعني اطلاقات عموم ادلّه و فحواي آن لازم مي‌دانند و شهادت ثالثه را سنّتي مي‎دانند كه از بزرگترين اصول مذهب است با اين كه از فصول اذان به شمار نمي‎رود به طوري كه شهادت بر ولايت را كامل كنندة شهادت بر توحيد و نبوت دانسته و مانند صلوات در اذان است كه استحباب آن پس از ذكر نام شريف پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ ثابت است، ليكن نه از دليل خاص بلكه از روي دليل عام. امّا ادعّاي ديگر كه امامان شيعه اذان را بدون شهادت بر ولايت ذكر مي‎كردند نيز باطل و بي اساس است چرا كه با توجّه به روايات و كلام امام صادق ـ عليه‌السلام ـ اين مطلب از صحت به دور است و اگر در مواردي هم ذكر شده باشد از روي تقيّه و حفظ اصل اسلام صورت گرفته است و اگر اين شهادت بر اذان ايرادي وارد مي‎ساخت يقيناً شيعيان را از آن منع مي‎كردند در حالي كه منعي وجود ندارد، بلكه تأكيد و تصريح به آن نيز شده است. مثل روايتي كه از پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقل مي‎كنند كه، روزي يكي از مسلمانان خدمت آن حضرت رسيد و عرضه داشت: يا رسول الله ـ صلي الله عليه و آله ـ چند روزي است كه حرفهاي تازه مي‎شنوم كه قبلاً نشنيده بودم. پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ از او مي‎پرسند: مگر چه شنيده‎اي؟ مرد عرب پاسخ مي‎دهد: مي‎گويند سلمان و اباذر در اذان خود پس از شهادت به رسالت شما، با گفتن «اشهد انّ علّياً وليّ الله» اقرار به ولايت علي بن ابي طالب ـ عليه السّلام ـ مي‎كنند. رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: مطلب را درست و خوب شنيده‎اي؛ سلمان و اباذر كار صحيحي انجام مي‎دهند. پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ در ادامه مي‎فرمايند: مگر پيام خدا و گفتار مرا در روز غدير فراموش كرده‎اي؟ سپس با يادآوري عبارت «من كنت مولاه فهذا علي مولاه» آن مرد عرب را از پيمان شكني بر حذر داشته و فرمودند: هر كه چنين كند به ضرر دين و دنياي خود اقدام كرده است.[4] به اين ترتيب معلوم مي‎شود كه پس از واقعة غديرخم و در دوران حيات پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ شهادت به ولايت در اذان مطرح بوده و پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ نيز آنرا تأييد وتصديق نموده‎اند.
    --------------------------------------------------------------------------------
    [1] . صحيح مسلم، ج1، ص474 و قرطبي، ج2، ص365
    [2] . صحيح مسلم، ج1، و ابن ربيع، تيسيرالوصول، ج4، ص262 و ابن حجر، فتح الباري، ج9، ص141.
    [3] . البيان والتبيين جاحظ، ج2، ص223 و تفسير قرطبي، ج2، ص307.
    [4] . سيد محمد شيرازي، الفقه، ج19، ص331 (در كتاب السياسة الحسينيه، شيخ عبدالعظيم مي‎گويد: در يك كتاب خطي درمكتبة ظاهريه دمشق كتابي ديدم به نام «السلافة في امر الخلافه» تأليف الشيخ عبدالله مراغي از اعلام و علماي بزرگ سني قرن هفتم، كه اين مطلب را در كتاب خويش آورده است).



    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  5. #45
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    امام معصوم شارح است یا شارع؟

    سوال :
    چگونه تناقض اصل امامت را با ختم نبوت پیامبر حل میکنید؟ توضیحا اینکه امامت در نزد شیعه ادامه اصل نبوت است منهای وحی، در حالی که عملا در نزد شیعه بین پیامبر ومثلا امام جعفر صادق فرقی نیست، یعنی به همان نسبت که کلام پیامبر حجت است، به همان نسبت هم کلام امام صادق در نزد شما حجت است. حال با توجه به این مسئله شما چگونه ختم نبوت را توجیه می کنید؟ بالاخره امام یا شارح است یا شارع. اگر شارح است عصمتش برای چیست؟چون لازمه عصمت حجیت قول اوست. واگر قول او مثل پیامبر حجت باشد، ختم نبوت زیر سؤال می رود. واگر شارع است پس ختم نبوت چه می شود؟ چون لازمه ختم نبوت این است که بعد از پیامبر شارعی نیاید.

    پاسخ :
    هیچ گونه تعارضی بین خاتمیت و امامت وجود ندارد و امامان شانی جز شارح بودن سنت پیامبر را ندارند و شارع نیستند و این که برخی این شبهه را مطرح کرده اند که « نظر شيعه امامان حق تشريع دارند در حالي كه حق تشريع در انحصار پيغمبر است» بايد گفت، چنين ادعايي در هيچ يك از متون معتبر شيعي نيامده است و معلوم نيست این افراد که ادعای روشنفکری نیز دارند اين مطلب را از كدام منبع معتبر شيعي اخذ كرده اند

    . بزرگان شيعه از صدر تاكنون نه در كتب و تصانيفشان و نه در سيره و رفتار عملي شان به چنين امري تفوه نكرده اند و بلكه بر اساس فرهنگ اسلامي و شيعي، حق تشريع در انحصار خداوند است و پيغمبر - صلي الله عليه و آله - تشريع و تقنين قوانيني را از خداي تبارك و تعالي جهت ابلاغ به مردم اخذ مي نمايد. بنابراين نفس شريف و مقدس حضرت پيغمبر، هم حق تشريع ندارد (برخلاف ادعاي ايشان كه حق تشريع انحصاري پيغمبر - صلي الله عليه و آله - است ) چه رسد به امامان و اوصياي او بنابراين در تفكر شيعي رسالت پيغمبر - صلي الله عليه و آله - ابلاغ شريعت و اجرايي كردن آن است و وظيفه اوصياء طاهرينش تبيين تفسير و حفظ آن
    در واقع شارع فقط خداست ووپیامبر یا امام شارح احکام الهی است .
    در خصوص عصمت ائمه كه مورد ترديد و يا انكار شما قرار گرفته است بايد گفت از افتخارات شيعه و بلندي تفكر علوي حاكم بر عمق جان شيعيان، اين است كه به فيض اعتقاد به عصمت ائمه ـ عليهم السلام ـ رسيده اند. پيغمبر - صلي الله عليه و آله - شوون مختلفي دارند برخي خاص وجود مقدس او هستند كه قابل تسري و تحقق در افراد ديگر نيست از قبيل نبوت و رسالت و صاحب شريعت و مرتبط با وحي بودن و برخي ديگر اين خصوصيت را ندارند مثل عصمت كه مي تواند در وجودات مقدس شيعه ائمه (ع) نيز محقق گردد.



    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  6. #46
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    آنچه در تعارض با پيغمبري ونبوت است و نيز خاتميت را رقيق و سست مي كند ادعاي برخورداري ديگران از شؤون خاصه نبويه هست نه اتصاف به شؤون عامه و صد البته اعتقاد شيعه به عصمت اهل بيت ـ عليهم السلام ـ پيغمبر - صلي الله عليه و آله - ؛ مبتني بر براهين متقن عقلي است كه جاي هيچ ترديدي در آن نيست و در جاي خود مفصل بحث شده است به هر حال به قول استاد مطهري «اگر امامت را به اين شكل تعريف كنيم كه امري است متمم نبوت از نظر بيان دين يعني به آن دليل وجودش لازم است كه وظيفه پيامبر را در بيان احكام انجام دهد، به همان دليل كه پيغمبر بايد معصوم از اشتباه و گناه باشد امام نيز بايد چنين باشد.»[15] اگر اهل سنت ابوحنيفه را معصوم نمي دانند، بدان جهت است كه در او و امثال او شرايط عصمت را نديدند .
    برادر گرامی بر خلاف تصور شما ما بر این باوریم كه هيچ تعارضي در اين رابطه متصور نيست زيرا اوّلاً خاتميت يعني ختم باب شریعت يعني پس از شريعت اسلام شريعتي نخواهد آمد. و ختم باب نبوت است بدين معنا كه به كسي به عنوان نبي مبعوث از جانب خدا وحي نمي شود و ارباب لغت خاتم را معنا كرده اسلام به رسيدن به انتهاي چيزي[1] مهر زدن بر چيزي[2] معنا كرده اند و بديهي است تا چيزي به انتها نرسد مهر تأييد نمي خورد.
    بنابراين خاتميت يعني حضرت پيغمبر - صلي الله عليه و آله - شريعت را به اتمام رسانده و جميع مراتب دين در شريعت ختميه به آخر رسيده است و اين البته منافات با شأن امام ع كه تبيين شريعت و نيز حفظ آن است و نيز با مقامات او از باب ارتباط با خدا از طريق الهام يا تحديث ندارد زيرا الهام يا نزول ملك بر آنها ملازم با نبوت نيست چنانكه در تنزيل شريف است كه «و تمثل لها بشراً سوياً»[3] که برای حضرت مریم واقع شده و از اسماء حضرت فاطمه (س) محدثه هست زيرا ملك با او سخن مي گفتند.
    نبوغ عقلاني بشر هر چند از علل خاتميت بشمار مي آيد اما خود شريعت نيز به نهايت رسيده بود و عقلانيت بشر دوره خاتميت به مرتبه اي رسيد كه انسان توانست كار تبليغ دين را انجام دهد (همان كاري كه پيغمبران تبليغي مي كردند) اما آيا برخورداري انسان از عقل استقرايي مي توانست بدون راهنمايي كساني كه لب دين و روح وحي را از پيغمبر - صلي الله عليه و آله - اخذ كرده بودند درك كنند بهر حال عقل در اعلي مرتبه اش نيز حكم مي كند كه در احكام دين و بلكه در هر رشته اي رجوع به متخصصان لازم است حتي براي عقلا و اين مطلب سواي اينكه لزوم وجود امامت معصوم را به اثبات مي رساند كه وجوب عقلي مراجعه انسان عقلاني را به او در فهم دين و وحي نيز تأكيد مي كند.



    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  7. #47
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    از ديگر حكمت هاي لزوم وجود امام حتي با ظهور رشد عقلاني بشر به عنوان فلسفه خاتميت آن است كه حتي عقلاي انديشمند و نيز عالمان ديني در فهم خود از آموزه هاي وحياني و گزاره هاي ديني اختلاف پيدا مي كنند در آن صورت وجود امام متصل به پيغمبر - صلي الله عليه و آله - كه دين را مشافهه از او اخذ كرده است لازم است تا دين را از اختلافات نجات دهد و حفظ نمايد.
    ديگر آنكه از آنجا كه حضرت پيغمبر - صلي الله عليه و آله - به سبب عدم آمادگي مردم از پذيرش همه احكام و تعاليم آسماني كه به او وحي شده بود، فرصت بيان همه آنها براي ايشان پيدا نشد. بنابراين او بايستي كسي را كه بتواند حامل آن تعاليم بشود، تعليم داده تا در زمان ايجاد فرصت و پس از او ـ صلّي الله عليه و آله ـ ، براي مردم بازگويد و كسي جز امام ع نتوانست چنين مسئوليتي را به دوش بگيرد. پس امام مبين دين است چنانكه پيغمبر بود اما پيغمبر از وحي مي گرفت ولي امام (ع) از پيغمبر - صلي الله عليه و آله - مي گيرد.
    خلاصه آن كه امامت نه تنها در تعارض با خاتميت نيست كه لازمه آن و متمم نبوت پيغمبر خاتم - صلي الله عليه و آله - است و اين مطلب براي هر انسان متفطن و آگاه روشن است .


    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  8. #48
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    چرا قرآن صراحتا به نام حضرت علی(ع) اشاره نکرده است؟

    پرسش :
    چرا در قرآن اسم حضرت علی(ع) یا امامان دیگر ذکر نشده است ؟

    پاسخ :
    قبل از آن که پاسخ را بیان نماییم، لازم است دو نکته را ذکر کنیم :
    ‌اوّل: دعواى سیاسى و قدرت آن
    انگیزة سیاسى از مهم ترین عوامل تأثیر گذار در اجتماع بشرى است. اگر کسى بگوید: پتانسیل انگیزة سیاسى نیرومند تر از دیگر انگیزه‌ها است، سخن گزافى نگفته است. حتى گاه دیده مى‌شود دیندار در تعاملات اجتماعى به جهت نیرومندى انگیزة سیاسى، از ارزش‌های دینى و مسئولیت ناشى از آن فاصله مى گیرد و به جهت جاه طلبى و نیل به
    آرمان‌های سیاسى، دین را فدا می‌کند. براى این سخن نمونه بسیار است.
    این انگیزه موجب شد که گروهى از مسلمانان پس از رحلت رسول گرامى اسلام(ص) با به فراموشى سپردن و نادیده گرفتن وصیت‌هایش در سقیفة بنى ساعده براى تصدى امر حکومت به چانه زنى بپردازند.
    مسلمانان بعد از رحلت پیامبر، در امر حکومت با هم به نزاع برخاستند و دو دسته شدند:
    گروهى در پى نظام خلافت بودند و به سقیفة بنى ساعده رفتند و سرانجام ابوبکر قدرت سیاسى را به دست گرفت.



    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  9. #49
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    گروهى دیگر در پى نظام امامت بودند و به طرفدارى از امام علی(ع) برخاستند و انتقال قدرت سیاسى به حضرت را خواستار شدند، ولى به نتیجه نرسیدند؛ چرا که قدرت انگیزة سیاسى بالا بود و این امر سدّى محکم در برابر بسیارى از استدلال‌ها قرار گرفت و نگذاشت حیات سیاسى مسلمانان راه درست خویش را بپیماید.
    دوم: قرآن کتاب هدایت و معجزة جاویدان است. قرآن کتاب هدایت بشر است. این هدایت فراتر از مرزهاى جغرافیایى و زمانى است.
    قرآن کتاب هدایت تمامى بشر از زمان خاتم پیامبران به بعد است. قرآن با توجه به جهانی و جاودانى بودن دین اسلام "هدى النّاس"(1) است؛ یعنى راهنماى همة‌ بشر از زمان حضرت خاتم تا دمیدن صور اسرافیل است؛ به همین جهت خداوند به حفظ آن اهتمام ورزیده است. فرمود: "انّا نحن نزّلنا الذّکر و انّا له لحافظون؛(2) همانا ما قرآن را فرو فرستادیم و خود آن را حفظ می‌کنیم.»
    مشیّت خداوندى به مصونیت قرآن از تحریف تعلق گرفته است، و این هم راهکار طبیعی را میان انسان‌ها می‌طلبد، چرا که فرموده اند: «أبا الله ان یجرى الاشیاء الاّ بالاسباب».(3) بعد از بیان این دو نکته مى‌گوییم: قرآن کتاب هدایت است وهمواره باید چراغ راه بشر قرار گیرد، تا شاهد صدقى براى رسالت رسول گرامى اسلام(ص) و دستور عمل زندگى باشد. لازمة وصول به این هدف مصون ماندن قرآن از تحریف است که در مشیّت خداوندى نهفته است.
    اگر خداوند وعده داده است که قرآن را از تحریفات مصون نگه می‌داریم، به گفتة مفسران وحی، این امر راهکار مى خواهد. یکى از راهکارها این است که قرآن در امر سیاسى (به این معنا که بعد از پیامبر چه فردى قدرت سیاسى مسلمانان را به دست بگیرد) که از پتانسیل قدرتمندى بهره مند است،‌ با شفّافیّت وارد میدان نگردد؛ بلکه به گونه اى رهنمود دهد که حساسیّت جناح‌هاى سیاسى را برنیانگیزد و حکومت‌ها به تحریف قرآن رو نیاورند.
    با توجه به علم خداوندى از حوادث و رویدادهاى بعد از زمان پیامبر(ص) اگر در قرآن به امامت امام علی(ع) و یازده گوهر امامت از نسل آن حضرت با صراحت یاد می‌شد، مخالفان سیاسى دوازده گوهر امامت، به جاى گفتن «حسبنا کتاب الله» مى گفتند: ما قرآن را هم قبول نداریم، یا می گفتند: برخى از آیات قرآن تحریف شده است، و یا در پى مقابله بر مى آمدند و می‌کوشیدند اسم‌ها را تغییر دهند و به جاى امامت امام علی(ع) امامت فلان فرد را درج ‌کنند. در چنین وضعیتى حکومت نه تنها پشتیبان حفظ قرآن نمى شد، بلکه یکی از عوامل تحریف قرآن مى‌بود.



    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  10. #50
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    آیات سیاسی، یا به عبارتى رساتر آیاتی که به گونه اى از بار سیاسى بهره مند است و برخى از جناح‌هاى سیاسى مى تواند به نفع حرکت سیاسى خویش از آن کمک بگیرد، نه تنها به صورت برجسته و مشخص نمود ندارد بلکه در لابه لاى دیگر آیات نیمه مخفى مانده است.
    آیة تطهیر «انما یرید الله لیذهب عنکم الرّجس اهل البیت و یطهّرکم تطهیراً». (4) دربارة عصمت اهل بیت نازل شده، لیکن پیامبر دستور می‌دهد که این آیه را میان آیاتى که دربارة‌زنان پیامبر است قرار دهند.
    آیة ‌اکمال دین و اتمام نعمت «الیوم اکملتُ لکم دینکم و اتممتُ علیکم نعمتى و رضیتُ لکم الاسلام دیناً».(5) بعد از حادثة‌ غدیر و دربارة امامت و ولایت امام علی(ع) نازل شده ، امّا به دستور پیامبر این آیه در بین آیاتى که دربارة‌ احکام خوردن گوشت‌ها است، قرار گرفته است.
    آیة تبلیغ «یا ایّها الرّسول بلغ ما انزل الیک من ربک و إن لَم تفعل فما بلّغت رسالته و الله یعصمک من النّاس» که قبل از حادثة غدیر خم نازل شد و پیامبر با نزول این آیه مأموریت یافت که امامت و ولایت امام علی(ع) را براى مردم تبیین نماید، بین آیاتى قرار گرفته که مربوط به اهل کتاب است.
    بعید نیست پیامبر این گونه چیدمان را براى جلوگیرى از تحریف برگزیده باشد، چرا که حساسیّت مخالفان سیاسى را بر نمى انگیزاند، و از سوى دیگر هدف قرآن که "هدیً للناس" و "هدیً للمتقین" است، با توجّه به روایت و تفسیر نبوى در هدایتگریش، به وظیفة خود عمل کرده است.
    پیامبر به طور صریح فرمود : « مَن کنتُ مولاهُ فهذا على مولاه ... » آیا صریح تر از این هم ممکن است؟
    از سوی دیگر شیوه قرآن مجید در موضوعات مختلف غالباً آن است که مطلب را به صورت اصل بیان می‌کند، نه به صورت فردی،‌حتی زمانی که در مورد یک شخص باشد، غالباً به صورت کلی و یک اصل بیان می‌کند تا در همه موارد مشابه جریان داشته باشد. درباره حضرت علی(ع) و خاندان آن حضرت نیز به شخصیت آنان توجه می‌کند، نه شخص آنان.



    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

صفحه 5 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •