پاسخ به سوالات وهابیت سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
پاسخ به سوالات وهابیت
صفحه 6 از 8 نخستنخست ... 2345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 73
  1. #51
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    قرآن مجید درموارد متعددى پرده از امتیازات و ویژگی‌هاى رفتارى ائمه هدى(ع) به ویژه امیرالمومنین(ع) برداشته است، ازجمله:
    1- «ویطعمون الطعام على مسکینا و یتیما و اسیرا»، (الانسان، آیه 9) مفسران بزرگ شیعه وسنى آورده‏اند که این آیه در شان امیرالمومنین(ع) و خانواده ایشان است و روزه‏دارى حضرت على(ع) و دادن افطار خود به مسکین، یتیم و اسیر در سه شب متوالى را به طور متواتر نقل کرده‏اند.
    2- «انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا»، (احزاب، آیه 33)
    در خصوص این آیه، مقالات و کتب متعددى نگاشته شده و در اینکه شامل حضرت على(ع) و فاطمه(س) و حسین(ع) است نزد شیعه وسنى هیچ اختلافى نیست. تنها اختلاف در شمول آن نسبت به همسران پیامبر(ص) است که با ادله متعددى علماى شیعه شمول آن را نسبت به همسران پیامبر رد کرده‏اند.
    3- «انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون»، (مائده، آیه 55) شان نزول این آیه نیز در تمام تفاسیر معتبر شیعه و سنى دربارة حضرت على(ع) مى‏باشد.
    البته آیات بسیاردیگرى نیز وجود دارد که به همین سه مورد اکتفا مى‏کنیم.
    در آیه اوّل اوج ایثار در شدت نیاز، در آیه دوم طهارت مطلق از هر کژى و کاستى و عیب و گناه، در آیه سوم تلفیق دو عبادت بزرگ با یکدیگر همراه با اوج اخلاص وخدا دوستى نمایان گردیده است.
    شیوه ذکر شده، حکمت‌هاى متعددى دارد، از جمله:
    1 - این مسئله می تواند آزمونی باشد تا کسانی که ایمان واقعی دارند ، از افرادی که به ظاهر ایمان آوردند ، شناخته شوند که آیا حقیقت را آن گونه که هست، خواهند پذیرفت یا آن گونه که هواهای نفسانی شان اقتضا می کند ، آن را تحریف خواهند کرد؟
    2 - انگشت گذاردن روى اشخاص به طور اساسى شاید چندان نقشى در روشنگرى نداشته باشد ، بلکه نهایتا به نوعى تبعیت و پیروى کورکورانه مى‏کشاند و البته مانع از آن نیست که در مورد لزوم افراد معرفى شوند ، ولى اساسا معرفى شخصیت ، معرفى الگوهاست، در نتیجه جامعه را به جاى گرایش‌های متعصب آمیز جاهلانه، به سمت تعقل و ژرف اندیشى و توجه به ملاک‌ها و فضایل و امتیازات واقعى سوق مى‏دهد.
    معرفى شخصیت زمینه ساز پذیرش معقول است در حالى که معرفى شخص در مواردى موجب دافعه مى‏شود. چه بسا در ذهن تودة انسان‌ها کتاب آسمانی را در حد یک کتاب خانوادگی و قبیله ای تنزل دهد.



    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2. #52
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    این روش به ویژه در شرایطى که شخص از جهاتى تحت تبلیغات سوء قرار گرفته یا جامعه به هر دلیلى آمادگى پذیرش وى را نداشته باشد بهترین روش است.
    این مسئله دقیقا در مورد امیرالمومنین و اهل‌بیت(ع) وجود داشته است. براى شناخت درست این مسئله لازم است ابتدا شرایط و ویژگی‌هاى جامعه اسلامىِ زمان نزول قرآن را در نظرگیریم تا در پرتو جامعه شناسى آن زمان و روانشناسى اجتماعى خاص آن جامعه بتوانیم به درک صحیحى نایل آییم.
    واقعیت آن است به استثناى اندکى از مومنان برجسته، اکثرجامعة صدر اسلام نسبت به اهل بیت به ویژه امیرالمومنین پذیرش نداشتند و پیامبر در مقاطع مختلف با دشواری‌هاى زیادى مسئله امامت را مطرح مى‏ساختند و در هر مورد با نوعى واکنش منفى و مقاومت روبرو مى‏شدند .دلایل این امر متعدد است از جمله:
    أ) بسیارى از آنان کسانى بودند که تا چند صباحى قبل در صف مخالفان اسلام قرار داشتند و رویاروى خود شمشیر امام على را دیده واز همان جا کینه وى رابه دل گرفته بودند، چنان که حضرت فاطمه زهرا(س) یکى از علل رویگردانى مردم از آن حضرت را همین نکته بیان فرمود.
    ب) تفکرات و سنن غلط جاهلى هنوز براندیشه مردم حاکم بود و امورى مانند سن و ... را در امور سیاسى دخیل مى‏دانستند، از این رو به خاطر جوان بودن حضرت على(ع) وى را چندان براى رهبرى جامعه شایسته نمى‏دانستند.
    ج) این تفکرخطرناک در سطح جامعه رایج بود و توسط کسانى تبلیغ مى‏شد که پیامبر(ص) درصدد آن است که خویشان خود را براى همیشه بر مسند قدرت و حکومت بنشاند . در این راستا خدمات ارزنده پیامبر را نوعى بازى سیاسى و منفعت شخصی و خانوادگی تفسیرمى‏کردند که براى چنگ اندازى به حکومت براى خود و اهل بیتش انجام داده است. این مسئله چنان بالا گرفته بود که روز غدیر پس از معرفى امیرالمومنین یکى از حاضران صدا زد: «خدایا! پیامبر به ما گفت که از سوى خدا آمده وکتاب الهى آورده‏ام و ما پذیرفتیم اما اکنون مى‏خواهد داماد و پسرعمویش را بر ما حاکم و مستولى سازد. اگر او راست مى‏گوید سنگى از آسمان ببار و مرا بکش!»
    آیا در چنین وضع تا چه اندازه صلاح بود نام آن حضرت و یا ائمه(ع) بعد از ایشان در قرآن به صراحت ذکر شود؟



    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  3. #53
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    ممکن است کسى با خود بیندیشد که اگر چنین بود ریشه اختلافات از بن کنده مى‏شد و امت اسلامى یکپارچه و هم‏آوا مى‏شدند و راه هدایت راپیشه مى‏ساختند ، زیرا قرآن مورد قبول همه است و برآن اختلافى نیست. اما آیا واقعیت چنین است؟ خیر؛ زیرا همان گونه که بیان شد، این خطر به طور جدى وجود داشت که بر سر امیرالمومنین(ع) اساس اسلام و قرآن به خطر افتد. اگر نام آن حضرت به صراحت در قرآن مى‏آمد، این مشکل وجود داشت که طیف عظیمى که در جامعه پایگاه تبلیغاتى وسیعى داشتند و درصدراطرافیان پیامبر نیز بودند ، رسالت آن حضرت و قرآن و... را یکسره نفى و انکار کنند و یا به تحریف آیات دست زنند و خطرجدى براى اساس اسلام و قرآن بیافرینند. همان گونه که در مورد روایات پیامبر چنین کردند . شاید این مسأله ابتدا اغراق آمیز جلوه نماید در حالى که رخدادهاى مهم تاریخى، به خوبى از این نکته پرده برگرفته‏اند. در اینجا به ذکر یک نمونه که در منابع تاریخى مهم اهل تسنن به تکرار آمده و از مسلّمات تاریخى است اشاره مى‏شود:
    همه مورخان برجسته آورده‏اند که چون پیامبر لحظات آخر عمر خویش را مى‏گذراندند، درخواست قلم و لوحی نمودند تا سندى براى امت به یادگار نهند که هیچ‌گاه به انحراف و ضلالت گرفتار نگردند. معنای این درخواست براى اطرافیان کاملا روشن بود و هدف از آن با توجه به موضعگیری‌هاى پیشین پیامبر واضح بود.
    در این هنگام عمر صدا زد: «این مرد بر اثر شدت تب هذیان مى‏گوید»!! شگفتا پیامبرى که خداوند در وصفش فرموده است: «و ماینطق عن الهوى ان هو الا وحى یوحى ... » در خانه‏اش و نزد عزیزترین و بهترین حامیانش چنین جسارت آمیز مورد طعن قرار می‌گیرد و کار به جایى مى‏رسد که آن حضرت از تصمیم خود منصرف مى‏شود! زیرا خوف آن وجود داشت که اصرار برآن ، موجب انکار رسالت شود. مسلّماً کسانى که چنین درخانه پیامبر با وى برخورد مى‏کنند ، خود را به پشتیبانى وسیع اجتماعى، قدرتمند مى‏بینند و گرنه هرگز جرات چنین جسارتى به خود نمى‏دادند.
    پس اصلا بعید نبود که با نام بردن از حضرت علی (ع) و امامان دیگر ، اصل وحی و رسالت و قرآن از طرف چنین مسلمان نماها زیر سوال رود.
    از همین جا روشن مى‏شود که سرّ شیوه قرآن چیست، یعنى قرآن هم براى اهل فهم و درک و تعقل حرف خود را زده است و هم کارى کرده که بیخردان یکسره از اصل دین جدا نشوند و یا در مقابل دین اقدام نکنند و انگیزه‏هاى سیاسى باعث نشود که به طور کلى مردم را از اصل دین و دیانت جدا سازند.
    جالب آن است علاوه بر آیاتى که به گونه‏هاى مختلف ولایت امیرالمومنین را مطرح ساخته‏اند ،سومین آیه‏اى که در آغاز این نگاشته آورده‏ایم بسیار روشن این پیام را داده و همراه با بیان امتیازات خاص آن حضرت، ولایت و رهبرى امت را گوشزد ساخته است.

    پی نوشت‌ها:
    1. بقره (2) آیه 185.
    2. حجر (15) آیه 9.
    3. بحارالانوار، ج 2، ص 90.
    4. احزاب (33) آیه 33.
    5. مانده (5) آیه‌3.


    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  4. #54
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    چرا بر "مهر" سجده می کنیم؟

    پرسش :
    چرا شیعیان بر «مهر» سجده می کنند؟ دلیل فقهی این عمل چیست؟
    پاسخ:
    1- به لحاظ فقهی، اختلاف فقه شیعه با دیگر فرق اسلامی این است که آیا سجده در نماز بر هر چیزی صحیح است یا باید بر اشیاء خاصی سجده کرد؟
    فقه شیعه معتقد است که سجده بر امور خوردنی و پوشیدنی و بعضی از معادن صحیح نیست و سجده مثلاً بر سنگ و گیاه ناخوردنی و خاک و چوب و... صحیح است. و نمی‌توان مثلاً بر فرش (که از پشم یا پلاستیک و مواد نفتی باشد) سجده کرد. اکنون که زندگی ما به گونه‌ای شده است که بعضی مواقع در مکانی نماز می‌گزاریم که زیر انداز ما، قابل سجده صحیح در نماز نیست؛ ما قطعه‌ای از آن چه که سجده بر آن صحیح است را تهیه کرده و به عنوان محل سجده استفاده می‌کنیم. امام صادق(ع)‌ می‌فرماید: سجده جایز نیست مگر بر زمین یا آن چه از زمین روید الا آن چه که پوشیدنی و خوردنی است.[i]
    2- شیعه بر خاک و سنگ و اصطلاحاً «مهر» سجده می‌کند و بر چیزی سجده کردن غیر از «برای چیزی سجده کردن» خواهد بود. یعنی «مهر» مسجود علیه است نه «مسجود له».
    3- سیره عملی مسلمین در عصر پیامبر اکرم(ص)، سجده بر زمین مسجد بود که با ریگ،کف آن مفروش شده بود و وقتی هوا گرم می‌شد آنان مشتی ریگ را در دست می‌گرفتند و خنک می‌کردند تا سجده بر آن آسان باشد. جابر بن عبدالله انصاری می‌گوید: با پیامبر(ص) نماز ظهر می‌گزاردم که یک قبضه از ریگ‌ها را در کف گرفتم تا سرد بشوند و بتوانم بر آنها سجده کنم[ii]یکی از صحابه از این که پیشانیش به خاک برسد اجتناب می‌کرد و پیامبر بدو فرمود: که پیشانیت را بر خاک بگذار[iii]و یکی از اصحاب بر پیچ عمامه‌اش سجده می‌کرد که پیامبر(ص) با دست خود عمامه را از پیشانیش بر داشت[iv]و روایات دیگر اهل سنت دلالت دارند که پیامبر(ص) بر حصیر و خمره (گل کوزه)‌ سجده می‌فرمود[v]
    ********************************************
    [i]- وسایل الشیعه، ج3، باب1 من ابواب ”ما یسجد علیه“ حدیث اول ص591.
    [ii]- مسند احمد، ج3، ص327 حدیث جابر و سنن بیهقی، ج1، ص439.

    [iii]- کنزالعمال، ج7، ص465 حدیث شماره 19810.

    [iv]- سنن بیهقی، ج2، ص105.

    [v]- مسند احمد، ج6، ص179، 309، 331، 377، و ج2 ص192، 198.
    منبع : پایگاه حوزه



    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  5. #55
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    آیا ائمه(ع) رازق هستند؟

    پرسش:

    می دانیم که الله رازق است، آیا خداوند به علی (ع) و بطور کلی ائمه (ع) حق رزق دادن را عطا کرده است؟
    پاسخ :

    روایاتی از ائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین وارده شده است که بعنوان نمونه یکی از آن را می‌آوریم:
    در ضمن دعائی از امام رضا علیه السلام آمده است: خدایا خلق مال توست و رزق فقط از توست...
    خدایا هر کس اعتقاد دارد که خلق به ما واگذار شده و روزی دادن برماست. ما از او بیزاریم مثل بیرزاری عیسی بن مریم (علیهما السلام) از نصاری [نصارائی که عقائد غلوآمیز درباره عیسی علیه‌السلام داشتند....]
    مراد از این احادیثی که بطور صریح رازقیت را از ائمه اهل بیت علیهم الصلاه و السلام نفی می‌کند(1)اینست که در این گونه امور تفویضی صورت نگرفته است و آنها بدون اذن خدا هیچ کاری را صورت نمی‌دهند.
    این مطلب که تمام ما وقع دنیا حتی قبل از اجراء به امام علیه السلام عرضه می‌شود و ایشان در جریان قرار دارند و ممکن است شفاعت کسی را بنمایند، از مسلمات است و روایات زیادی در این زمینه وارد شده است، همچنین این که آن وجودات مقدس در مواردی با اراده خود و با اذن الهی حتی مرده را می‌توانند زنده کنند،نیز مسلم است چنانکه این مطالب در قرآن کریم درباره حضرت عیسی علیه السلام ثابت شده است.
    و اینک برای روشن‌تر شدن مطلب عباراتی از استاد شهید مطهری می‌آوریم:
    “مقصود از ولایت تصرف یا ولایت تکوینی این نیست که بعضی جهال پنداشته‌اند که انسانی از انسانها سمت سرپرستی و قیومیت نسبت به جهان پیدا کند به طوری که او گرداننده زمین و آسمان و خالق و رازق و محیی و ممیت من جانب الله باشد.
    اگر چه خداوند، جهان را بر نظام اسباب و مسببات قرار داده و موجوداتی که قرآن آنها را ملائکه می‌نامد“فَالْمُدَبِّراتِ أَمْرًا”(2)و“فَالْمُقَسِّماتِ أَمْرًا”(3)به اذن الله می‌باشند و این جهت هیچ گونه منافاتی با شریک نداشتن خداوند در ملک و خالقیت ندارد...
    ... از نظر توحیدی وجود وسائط و نسبت دادن تدبیر امور به غیر خداوند ولی به اذن خداوند و به اراده خداوند بطوری که مدبران، مجریان اوامر و اراده پروردگارند، مانعی ندارد.
    در عین حال، اولاً ادب اسلامی اقتضا می‌کند که ما خلق و رزق و احیا و اماته و امثال اینها را به غیر خدا نسبت ندهیم زیرا قرآن می‌کوشد که ما از اسباب و وسائط عبور کنیم و به منبع اصلی دست یابیم و توجه‌مان به کارگزار کل جهان باشد که وسائط نیز آفریده او و مجری امر او و مظهر حکمت او می‌باشند؛ ثانیاً نظام عالم از نظر وسائط نظام خاصی است که خداوند آفریده است و هرگز بشر در اثر سیر تکاملی خود جانشین هیچیک از وسائط فیض نمی‌گردد بلکه خود فیض را از همان وسائط می‌گیرد؛ یعنی فرشته به او وحی می‌کند و فرشته مأمور حفظ او و مأمور قبض روح او می‌گردد، در عین اینکه ممکن است مقام قرب و سعه وجودی آن انسان از آن فرشته‌ای که مأمور اوست احیاناً بالاتر و بیشتر باشد.(4)
    بنابراین اگر رزق و برکت و امثال آن از سوی ائمه مطرح می‌شود با اذن خداوند متعال است و بدون اذن خدا هیچ امری صورت نمی‌گیرد.
    1- به کتاب مرآه العقول، تألیف علامه مجلسی، ج 3، ص 141 ـ ص 148 مراجعه نمائید، 2- سوره نازعات، آیه 5
    3- سوره ذاریات،آیه 4
    4- مجوعه آثار، ج 3، کتاب ولاءها و ولایت‌‌ها، ص 286
    www.howzeh.net


    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  6. #56
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    مشروعیت مس قبر پیامبر(ص) در کتب اهل سنت

    پرسش :
    آيا مس قبر شريف پيامبر( ص ) و تبرّك به آن و برداشتن از تربت شريف مشروع است ؟ و آيا در منابع معتبر اهل سنّت نقل شده است كه كسى از صحابه و تابعين دست به چنين كارى زده است؟
    پاسخ :
    1- آرى ، فاطمه زهرا ( س ) از تربت قبر پيامبر ( ص ) برداشت و بر چشمانش گذاشت و چند بيت شعر سرود .ارشاد السارى ، ج3 ، ص352.
    2- ابو ايوب انصارى صورت خود را روى قبر شريف پيامبر ( ص ) گذاشت .مستدرك حاكم ، ج 4 ، ص 560 - وفاء الوفا ، ج4 ، ص1404.
    3- بلال حبشى خود را روى قبر شريف پيامبر ( ص ) انداخت و بدن خود را به قبر مى ساييد ؛ «فَجَعَلَ يَبْكي عِندَهُ وَ يُمَرِّغُ عَلَيهِ» .سير اعلام النبلاء ، ج 1 ، ص358 ؛ اسدالغابه ، ج1 ، ص208.
    4- عبداللّه بن عمر دست خود را روى قبر شريف مى گذاشت . شرح الشفاء ، ج2 ، ص1994
    5- ابن منكدر - تابعى - صورت خود را روى قبر پيامبر ( ص ) مى گذاشت و مى گفت: هر زمان مشكل و يا فراموشى و لكنت زبان برايم پيش مى آيد ، از قبر پيامبر ( ص ) شفاء و يارى مى طلبم .سير اعلام النبلاء ، ج3 ، ص213.
    منبع : www.valiasr-aj.com


    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  7. #57
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    آیا شیعیان در تبرک جستن از اولیای خدا، مشرکند؟

    سوال:
    آیا تبرک جستن به آثار اولیای خدا، شرک محسوب می شود؟

    پاسخ :
    تبرك جستن به آثار اولياى خدا، مسأله اى نيست كه هم اكنون در ميان گروهى از مسلمانان پديد آمده باشد، بلكه ريشه هاى اين رفتار را در ژرفاى تاريخ زندگاني رسول خدا و صحابه آن حضرت مى توان يافت.
    نه تنها پيامبر گرامى و ياران وى ، بلكه پيامبران پيشين نيز، بدين امر مبادرت مى ورزيدند.و اينك دلايل مشروع بودن تبرّك به آثار اوليا از ديدگاه كتاب و سنّت را از نظر شما مى گذرانيم:
    1- در قرآن كريم مي خوانيم: هنگامى كه يوسف صديق، خود را به برادران خويش معرفى كرد و آنان را مورد بخشودگى قرار داد، فرمود:
    «إذهبوا بقميصى هذا فألقوه على وجه أبى يأت بصيراً» [1]
    اين پيراهن مرا با خود ببرند و بر صورت پدرم (يعقوب) افكنيد تا ديدگانش بينا گردد.
    سپس مى فرمايد:
    «ما أن جاء البشير ألقاه على وجهه فارتدّ بصيراً» [2]
    آنگاه كه مژده دهنده، آن پيراهن را بر رخسار او افكند، بينايى وى بازگشت.
    اين سخن گوياى قرآن، گواه روشنى بر تبرك جستن پيامبر خدا (يعقوب) به پيراهن پيامبرى ديگر (حضرت يوسف) مى باشد، بلكه بيانگر آن است كه پيراهن ياد شده، موجب بازگشت بينايى حضرت يعقوب گرديد.
    آيا مى توان گفت رفتار اين دو پيامبر گرامى ، از چارچوب توحيد و پرستش خدا خارج بوده است؟!
    2- شكى نيست كه پيامبر گرامى اسلام، به هنگام طواف خانه خدا، حجر الاسود را استلام مى نمود و يا مى بوسيد.

    بخارى در صحيح خود مى گويد: مردى از عبدالله بن عمر درباره استلام حجر سؤال كرد و او در پاسخ گفت: «رأيت رسول الله (صلى الله عليه وآله) يستلمه و يقبّله». [3]
    پيامبر را مشاهده كردم كه حجرالاسود را استلام مى نمود و مى بوسيد. در صورتى كه اگر لمس كردن و يا بوسيدن سنگى ، شرك به خدا بود، هرگز پيامبر (كه مناداى توحيد است) به چنين كارى مبادرت نمى ورزيدند.


    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  8. #58
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    3- در كتب صحاح و مسانيد و در ميان كتاب هاى تاريخ و سنن، روايات انبوهى در مورد تبرك جستن صحابه پيامبر به آثار آن حضرت؛ مانند: لباس، آب وضو، ظرف آب و ... به چشم مى خورد كه با مراجعه به آنها، كوچكترين ترديدي در مشروعيّت و پسنديده بودن آن باقى نمى ماند.
    گرچه شمارش همه روايات در اين زمينه، در اين نوشتار نمى گنجد، ولي به عنوان مثال، برخى از آنها را در اينجا يادآور مى شويم:

    الف: بخارى در صحيح خود، در ضمن روايتى طولانى كه شرح برخى از ويژگى هاى پيامبر و ياران او را در بردارد، چنين مى گويد:
    «واذا توضّأ كادوا يقتتلون على وضوئه». [4]
    هرگاه پيامبر وضو مى گرفت، نزديك بود مسلمانان، (بر سر بدست آوردن آب وضوى آن حضرت) با هم بجنگند.
    ب: ابن حجر مى گويد: ان النّبيّ صلى الله عيه وآله وسلم كان يؤتى بالصّبيان فيبرك عليهم. [5]كودكان را نزد پيامبر مى آوردند و آن حضرت به منظور تبرك آنان، دعا مى كرد.
    ج: محمد طاهرمكّى مى گويد:«از ام ثابت روايت شده كه گفت: رسول خدا بر من وارد شد و از دهانه مشكى كه آويزان بود، ايستاده آب نوشيد و من برخاستم و دهانه مشك را بريدم»
    سپس مى افزايد: «اين حديث را ترمذى روايت كرده و مى گويد: حديث صحيح و حسن است و شارح اين حديث دركتاب الرياض الصالحين مى گويد: ام ثابت، دهانه مشك را بريد تا جاى دهان پيامبر را نگهدارى كند و به آن تبرك جويد و همچنين صحابه مى كوشيدند تا از جايى كه رسول خدا از آن آب نوشيده بود، آب بنوشند». [6] خدمت گذاران مدينه به هنگام نماز صبح با ظرف آب نزد پيامبر مي رفتند، پيامبر گرامى دست مبارك خود را در هر يك از آن ظروف آب فرو مى برد، چه بسا در بامداد سردى خدمت وى مى رسيدند، باز هم پيامبر دست خود را در آنها فرو مى برد. [7]بدين سان، دلايل جواز تبرّك به آثار اولياى خدا روشن گشت و معلوم گرديد كسانى كه شيعه كه را به خاطر اين رفتار، به شرك و دوگانه پرستي ، متهم مى كنند، معناى توحيد و شرك را درست تحليل نكرده اند. زيرا شرك و پرستش غير خدا، بدان معنا است كه در كنار پرستش خدا، موجود ديگرى را نيز خدا بدانيم و يا كارهاى خدايى را به وى نسبت دهيم، بطورى كه او را در اصل هستى و يا اثر بخشى ، مستقل و بى نياز از خدا قلمداد نماييم. در حالى كه شيعه، آثار اولياى خدا را مانند خود آنان، مخلوق و آفريده خدا مى داند كه هم در اصل وجود و پيدايش خود و هم در منشأ آثار بودن، نيازمند به خداوند يگانه اند. شيعه تنها به پاس احترام پيشوايان خود و پيشتازان دين خدا و به منظور ابراز محبت بى شائبه خود نسبت به آنان، بدان آثار تبرك مى جويند. اگر شيعيان به هنگام زيارت حرم پيامبر و اهل بيت آن حضرت، ضريح را مي بوسند، و يا در و ديوار را لمس مى كنند، تنها بدان جهت است كه به پيامبر گرامي و عترت او عشق مى ورزند و اين مسأله عاطفى انسانى است كه در وجود يك انسان شيفته، تجلّى مى كند. اديبى شيرين سخن مى گويد: بر ديار سلمى مى گذرم، اين ديوار و آن ديوار را مى بوسم. دوستى آن ديار، قلب مرا شاد نمى سازد، بلكه محبت ساكن آن است كه مرا به وجد و سرور مى آورد.

    1-يوسف: 93.
    2- يوسف: 96
    3-صحيح بخارى ، جزء2، كتاب الحج، باب تقبيل الحجر، صفحه 152-151، ط مصر.
    4-صحيح بخارى ، ج3، باب ما يجوز من الشروط فى الاسلام، باب الشروط فى الجهاد و المصالحه، ص195.
    5-الاصابه، ج1، خطبه كتاب، ص7، ط مصر.
    6-ترك الصحابه، (محمد طاهر مكّى )، فصل اول، ص29، ترجمه انصارى .
    7-صحيح مسلم، جزء7، كتاب الفضائل، باب قرب النبى ص من الناس وتبرّكهم به، ص79.
    منبع : al-shia.com


    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  9. #59
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    علت "مسح" پا هنگام وضو

    سوال :
    دلیل اینکه شیعیان هنگام وضو پاها را مسح می کنند و آن ها را مانند اهل سنت نمی شویند چیست؟

    پاسخ :

    در آیه شریفه 6 سوره مائده آمده است :
    "یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ"
    ای کسانی که ایمان آورده‏اید! هنگامی که به نماز می‏ایستید، صورت و دستها را تا آرنج بشویید! و سر و پاها را تا مفصل ]> برآمدگی پشت پا[ مسح کنید! در جمله نخست لفظ «ایدی» بکار رفته که جمع «ید» است و چون «ید» در زبان عربی استعمالات مختلفی دارد و گاه به انگشتان دست، گاه به انگشتان تا مچ، گاه به انگشتان تا آرنج، و گاه به کل دست از انگشتان تا کتف اطلاق می‏شود لذا «الی المرافق» در صدد بیان مقدار واجب است نه در مقام بیان کیفیت غَسل و شستشوی دست.
    اما راجع به مسح پاها، آیه شریفه بخوبی دلالت دارد که انسان برای گرفتن وضو دو وظیفه دارد:
    1 ـ شستن دست‏ها و صورت« فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ ».
    2 ـ مسح سر و پاها« وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ" ».
    چنانچه ما این دو جمله را به نزد عرب زبانی که ذهن او مسبوق به هیچ یک از مشارب فقهی نباشد؛ بدهیم، بی‏تردید خواهد گفت که وظیفه ما نسبت به صورت و دستها شستن و نسبت به سر و پاها مسح است.
    از نظر قواعد ادبی لفظ «أَرْجُلَکُمْ» عطف بر کلمه «رُؤُسِکُمْ» می‏باشد که نتیجه آن مسح پاهاست و نمی‏توان آن را بر جمله پیشین و کلمه «ایدیکم» عطف کرد تا نتیجه‏اش شستن پاها شود زیرا لازمه این کار این است که در بین معطوف (أَرْجُلَکُمْ) و معطوف علیه (أَیْدِیَکُمْ)، جمله معترضه «وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ» قرار گیرد که از نظر عربی درست نیست و مایه اشتباه در مقصود می‏باشد.
    ضمنا در «أَرْجُلَکُمْ» میان قرائت نصب و قرائت جر فرقی وجود ندارد و بر مبنای هر دو قرائت کلمه «أَرْجُلَکُمْ» عطف بر «رُؤُسِکُمْ» است، با این تفاوت که اگر بر ظاهر آن عطف شود مجرور، و اگر بر محل آن عطف شود منصوب خواهد بود.
    منبع : سایت حوزه



    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  10. #60
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    آیا گفتن "یا علی" و "یا حسین" و ... شرک است؟


    سوال:
    با توجه به اين كه خداوند فرموده فقط مرا بخوانيد، گفتن «يا رسول الله، ياعلي، يا حسين و...» سبب شرك نمي‌شود؟
    پاسخ :



    خداوند در يك آيه فرموده است :ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ . غافر / 60 .مرا بخوانيد تا (دعاى) شما را بپذيرم!و از طرف ديگر فرموده است :يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ ابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَة . المائده / 35 .اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد ! و وسيله‏اى براى تقرب به او بجوئيد .و نيز از قول برادران حضرت يوسف عليه السلام نقل فرموده كه به حضرت يعقوب فرمودند :يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ .گفتند: «پدر! از خدا آمرزش گناهان ما را بخواه، كه ما خطاكار بوديم!»و حضرت يعقوب عليه السلام نيز كه پيامبر خدا بود به آن‌ها قول داد كه در آينده نزديك از خداوند براي آن‌ها طلب استغفار خواهد كرد :قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ . يوسف / 97 و 98 .گفت: «بزودى براى شما از پروردگارم آمرزش مى‏طلبم، كه او آمرزنده و مهربان است!اگر قرار بود كه توسل به غير خدا شرك بود ، حضرت يعقوب كه پيامبر خداوند بود ، نبايد به آن‌ها چنين قولي مي‌داد و بايد آن‌ها را از اين كار شرك‌آلود نهي مي‌كرد . خداوند نيز بعد از نقل اين واقعه نمي‌گويد كه كار آن‌ها شرك بوده است .و باز در آيه خطاب به پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم مي فرمايد :وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا . النساء / 64 .و اگر آنان ، هنگامى كه به خود ستم مى‏كردند (و فرمانهاى خدا را زير پا مى‏گذاردند)، به نزد تو مى‏آمدند و از خدا طلب آمرزش مى‏كردند و پيامبر هم براى آنها استغفار مى‏كرد خدا را توبه پذير و مهربان مى‏يافتند .اين آيه صراحت دارد كه آمدن به سراغ پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم و او را بر در درگاه خدا شفيع قرار دادن ، و وساطت و استغفار آن حضرت براى گنهكاران نه تنها شرك نيست ؛ بلكه سبب پذيرش توبه ، و رحمت الهى نيز مي‌شود.اگر وساطت ، دعا ، استغفار و شفاعت خواستن از پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم شرك بود ، چگونه امكان داشت كه خداوند چنين دستورى را به گنهكاران بدهد ! به اين نكته نيز بايد توجه داشت كه پيامبران و ائمه عليهم السلام آمرزنده گناه نيستند ؛ بلكه آن‌ها فقط مى‏توانند از خدا طلب آمرزش كنند و از آن‌جايي كه آن‌ها بندگان برگزيده خداوند هستند و در نزد خداوند آبرو دارند ، خداوند شفاعت آنان را مي‌پذيرد و در آمرزنده حقيقي خداوند است .
    گروه پاسخ به شبهات مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)




    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

صفحه 6 از 8 نخستنخست ... 2345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •