پاسخ به سوالات وهابیت سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
پاسخ به سوالات وهابیت
صفحه 7 از 8 نخستنخست ... 345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 73
  1. #61
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    پرسش 5 - توسل با چه مدرکی؟!

    سوال:
    درموردتوسّل چه مدركى در قرآن وجود دارد مثلاً چهارده معصوم و اولياء (عليهمالسلام) راوسيله قرار دادن و از خدا حاجت خواستن مانعى ندارد؟
    جواب:
    ياايهاالذين آمنوا اتقوا الله وابتغوا اليه الوسيلة(سوره مائده آيه : 35)
    حقيقتتوسل : موضوع مهمى كه در اين آيه، مورد بحث قرار گرفته ، در باره انتخاب وسيله است ،وسيلهبه معنى تقرب جستن يا چيزى كه باعث تقرب به ديگرى از روىعلاقه ورغبت مى شود مىباشد. وسيله در آيه فوق معنى بسيار وسيعى داردهر كار وهر چيزى را كه باعث نزديكشدن به پيشگاه مقدس پروردگار مى شودشامل مى گردد، كه مهم ترين آنها ايمان به خداوپيامبر اكرم(صلى اللهعليه وآله)و جهاد وعبادت همچون نماز، زكات، روزه، زيارت خانهخدا ،صله رحم ، انفاق در راه خدا وهر كار نيك وخير مى باشد على (عليهم السلام) دريكى از خطبه هاى نهج البلاغه ميفرمايد : بهترين چيزى كه بوسيله آن ميتوان بهخدانزديك شد ايمان به خدا وپيغمبر(صلىالله عليه وآله) وجهاد در راهخدا وبرپاداشتننماز ودادن زكاتِ فريضه، روزه ماه رمضان وحج وعمرهوصله رحم است كه انسان را ازسقوط نجات ميدهد (نهج البلاغه : خ 110).
    قرآنوتوسل : از آيات ديگر قرآن نيز بهخوبى استفاده مىشود كه وسيلهقراردادن مقام انسان صالحى در پيشگاه خدا وطلب چيزى ازخداوند به خاطراو به هيچ وجه ممنوع نيست ومنافات با توحيد ندارد ،در (سوره نساءآيه 64 ) ميفرمايد : (ولو انهّم اذ ظلموا انفسهم جاءوك فاستغفروا لله واستغفرلهمالرسول لوجدوا الله تواباً رحيماً) از اين آيه استفاده مىشود كهتوسل بهپيامبر(صلىالله عليه وآله) ويا امام(عليهم السلام) يك شركنيست بلكه يك عمل شايستهودرستى است اگر چنين نبود قرآن تشويق به اينامر نمى كرد كه انسان گناهكار براىقبول توبه وطلب مغفرت دست به دامنپيغمبر اكرم (صلىالله عليه وآله) بزند . ونيز در (سوره يوسفآيه 97 ) مى فرمايد: برادران يوسف از پدر تقاضاى بخشش مى كنند وبهپدرشان ميگويند كه به پيشگاه خداوند براى آنها استغفار كند ويعقوب نيز اينتقاضا راپذيرفت .


    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2. تشكر

    خراباتي (18-08-1388)

  3. #62
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    توسلدر روايات اسلامى : در روايات اسلامى كه از طرق شيعه وسنى در دستداريم به خوبى استفاده ميشود كه توسل به اين معنى كه پيغمبر (صلىالله عليهوآله)وائمه (عليهم السلام) و صالحان و مؤمنين را وسيله قراردادن هيچگونه اشكالى نداردبلكه كار خوب وشايسته اى است. ودر روايات بسياروكتب حديثى زياد نقل شده است بهعنوان نمونه : سمهودى يكى از دانشمندمعروف سنى ميگويد : مدد گرفتن وشفاعت خواستندر پيشگاه خداوند ازپيغمبر (صلىالله عليه وآله) واز مقام و شخصيت او هم پيش ازخلقت اومجاز است وهم بعد از تولد و هم بعد از رحلتش و هم در عالم برزخ وهم در روزرستاخيز سپس روايت معروف توسل حضرت آدم(عليهم السلام) را به پيغمبر (صلى اللهعليهوآله)از عمر بن خطاب نقل كرده كه آدم (عليهم السلام) روى اطلاعىكه از آفرينشپيامبر اسلام(صلىالله عليه وآله) در آينده داشت بهپيشگاه خداوند چنين عرض كرد. ( يا رب اسئلك بحق محمد لما غفرتلى ) از تو تقاضا دارم كه مرا ببخشى) تفسير نمونه : 4 / 367 نقل ازكتاب وفا الوفاء : 1371(. بيهقى نقل ميكند،كه در زمان خليفه دوم ،سالى قحطى شد بلال به همراه عده اى از صحابه بر سر قبر پيامبر آمده گفت : ( يارسولالله استسق لامتك فانهم هلكوا ) اى رسول خدا از خدايت بخواهبراى امتت باران نازلكند كه امت شما در حال هلاك شدن هستند ( تفسيرنمونه : 4 / 369 نقل از كتاب التوسل : 253 ). پس توسل بهپيغمبر و ائمه و صالحان و مؤمنان هيچ منعى ندارد چون متوسل ،ازآنها چيزى نمى خواهد بلكه واسطه قرار ميدهد براى نزديك شدن به خدا و يا ازارواحپاك مىخواهد كه آنها از خدا بخواهند تا بيماريَش را شفا دهد وتوفيق حلاوت عبادتعنايت فرمايد من اگر به كسى بگويم التماس دعا دارماين تقاضا شرك نيست زيرا او درغياب من دعا مى كند خدا مراببخشد.


    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  4. تشكر

    خراباتي (18-08-1388)

  5. #63
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    پرسش 4 - علت اظهار بی میلی امام علی(ع) به پذیرش خلافت

    سوال ۴ :
    صاحب کتاب نهج البلاغه روایت می کند که علی -پس از عثمان- از پذیرفتن خلافت کناره گیری کرد و گفت: «دعونی و التمسوا غیری» (مرا رها کنید و کسی دیگر غیر از من را بجویید)
    شیعیان می گویند که علی از سوی خدا به خلافت و امامت منصوب گردیده است و خلیفه شدن او فریضه ای بوده است که ابوبکر به خاطر غصب این حق او مورد بازخواست قرار می گیرد. پس اگر چنین است چگونه علی از پذیرفتن آن ابا می ورزد؟
    پاسخ :
    اگر طراح این سوال کمی به خود زحمت می داد و قبل و بعد عبارت مذکور از نهج البلاغه را می خواند به جواب سوال خود می رسید.(البته اگر واقعا به دنبال «جواب» این سوال می بود!)
    جواب اين مطلب از خود كلمات اميرالمؤمنين روشن‏ است. در نهج البلاغه آمده است که وقتي مردم آمدند با حضرت بيعت كنند، آن حضرت فرمودند: "دعوني والتمسوا غيري‏ فإنا مستقبلون أمرا له وجوه وألوان" يعني مرا رها كنيد برويد دنبال‏ كس ديگري كه ما حوادث بسيار تيره‏اي در پيش داريم؛ كاري را در پيش داريم كه چندين چهره دارد ـ يعني آن را از يك وجهه‏ نمي‏شود رسيدگي كرد، بلکه از وجوه مختلف بايد رسيدگي كرد. بعد مي‏گويند: "إن الآفاق قد أغامت والمحجة قد تنكرت" يعني راه شناخته شده‏اي كه پيغمبر تعيين كرده‏ بود الان نشناخته شده، و فضا ابرآلود و تيره گرديده است. و در آخر مي فرمايند: و لكن‏ من اگر بخواهم بر شما حكومت كنم آن طوري كه خودم‏ مي‏دانم عمل مي‏كنم نه آنطور كه شما دلتان مي‏خواهد."ركبت بكم ما اعلم"("نهج البلاغه"،خطبه91)
    اين مطلب نشان مي‏دهد كه اميرالمؤمنين اين مطلبي را كه از نظر تاريخي‏ نيز بسيار قطعي است، كاملا روشن مي‏ديده كه الان با زمان بعد از پيغمبر زمين تا آسمان فرق كرده؛ يعني اوضاع، بسيار تغيير كرده و خراب شده است‏. به همين خاطر امام جمله مورد سؤال را براي اتمام حجت مي‏گويند؛ يعني مي خواهند بيعت مردم را تحکيم ببخشند و تعهد محکمي از آنها بگيرند. بيعت در سنت عرب و اسلام نوعي تعهد دو جانبه است مبني بر اطاعت از ولي. مسئله بيعت در سنت عرب و اسلام لزوما به معناي انتخاب نيست، بلکه تعهدي است بر اين كه‏ تو هر كاري بكني ما پشتيبان تو خواهيم بود. اين مطلب را همه شيعه و سني نوشته‏اند كه بعد از عمر قضيه شورا كه پيش‏ آمد يكي از شش نفر اعضاي شورا علي(ع) بود. در اين شورا سه نفر به‏ نفع سه نفر كنار رفتند. زبير به نفع علي(ع) كنار رفت، طلحه به نفع‏ عثمان، و سعد ابي قاص به نفع عبدالرحمن بن عوف. وقتي سه نفر ماندند، عبدالرحمن گفت من خودم داوطلب نيستم. دو نفر باقي ماندند: علي(ع) و عثمان.



    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  6. تشكر

    خراباتي (18-08-1388)

  7. #64
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    كليد كار افتاد به دست عبدالرحمن، چون اگر او با هر کدام از اين دو نفر بيعت مي کرد، او حائز اکثريت شورا مي گشت. اول آمد سراغ اميرالمؤمنين، و گفت: من حاضرم با تو بيعت كنم به اين شرط كه به كتاب خدا، سنت رسول و سيره شيخين رفتار بكني. امام(ع) فرمودند: من حاضرم بپذيرم ولي به كتاب خدا و سنت رسول(ص) عمل مي‏كنم، ولي التزام به سيره شيخين را نپذيرفت.
    عبدالرحمن بعد از امام به سراغ عثمان رفت و همين سخن را گفت. عثمان همه شرط او را پذيرفت. (با اينكه به قول آقاي محمد تقي شريعتي، عثماني كه گفت من به‏ سيره شيخين رفتار مي‏كنم، اتفاقا به سيره شيخين رفتار نكرد!)
    به هر حال، اميرالمؤمنين(ع) از آنجا که مي دانست اگر الان شرط مزبور را قبول بكند، تعهد کرده که انحرافاتي را هم كه در دوره شيخين پيدا شده امضا كند، و بالطبع ديگر نمي‏توانست با آنها مبارزه كند، آن شرط را نپذيرفت.
    از جمله انحرافاتي که در زمان خلفاي قبل واقع شده بود، تبعيض در تقسيم بيت المال بين مهاجر و انصار، عرب و عجم و .. بود. اين بدعتها در زمان عمر پايه گذاري شد و اميرالمؤمنين با آن سخت مخالف بود. اگر مي‏گفت من به سيره شيخين عمل مي‏كنم مجبور بود آنچه را كه در زمان عمر پيدا شده تثبيت كند و حال آنكه نمي‏خواست چنين كند. دروغ هم كه‏ نمي‏خواست بگويد كه امروز بگويد عمل مي‏كنم، و فردا تخلف از وعده کند؛ که اين با شرف انساني و ديني امام ـ که مي بايست اسوه همه فضائل باشد ـ سازگار نبود.
    وقتي كه علي(ع) بعد از عمر حاضر نيست به مردم بگويد كه من‏ به سيره اين دو خليفه ـ با اين كه انحرافات زمان آنها خيلي كمتر از بعديهايشان بود ـ عمل مي‏كنم طبيعي است كه بعد از عثمان كه اوضاع به كلي دگرگون شده بود، و به قول‏ امام آينده چندين چهره نشان مي‏داد و مردم نيز مي‏خواستند كه علي(ع) آن طوري كه آنها دلشان مي‏خواهد عمل كند، به ايشان بگويد كه من اگر حكومت را در دست بگيرم، آن طوري كه خودم مي‏فهمم عمل مي‏كنم، نه آن‏ گونه‏اي كه شما دلتان بخواهد.
    پس اين سخنان اميرالمؤمنين نه معنايش‏ اين بود كه حضرت حكومت را رد كردند، بلكه به اين معنا بود که مي‏خواست اتمام حجت كامل كرده باشد.



    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  8. تشكر

    خراباتي (18-08-1388)

  9. #65
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    پرسش 3 - آیا امام علی(ع) در برابر اقدامات نادرست خلفا سکوت کرد؟!

    بسم الله الرحمن الرحیم
    یک نکته - دوستان! من می خواستم بیشتر از این به سوالات کتابی که وهابیت در بین شیعیان و زائران خانه خدا توزیع کرده است پاسخ داده باشم اما هرچه بیشتر این کتاب را ورق می زنم بیشتر به مطالب مضحک و بی اساس و موهوم و حتی تهمت ها و دروغ هایی برخورد می کنم که حیفم می آید وقت خود را برای پاسخ دادن به این مطالب بی ریشه و خنده آور تلف کنم!!! اما به هر حال تلاش می کنم تا از میان این کتاب٬ سوالهایی که ظاهر معقول تری! دارند انتخاب کنم و پاسخ آنها را بر روی وبلاگ قرار دهم تا خوانندگان وبلاگ٬ بیشتر به سستی عقاید این فرقه بی ریشه و جعلی پی ببرند.

    ......................................
    سوال ۳:
    می گویند علی در برابر اقدام خلفا سکوت اختیار کرد درحالیکه به گفته مورخین شیعه و سنی فرد بسیار شجاعی بود. اگر اقدام خلفا را قبول نداشت چرا در برابر انها موضع نمی گرفت و حرفی نمی زد؟!
    پاسخ :
    امام علي ـ عليه السّلام ـ در سي سال پس از رحلت پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ دو سال آن را در عصر خلافت ابي بكر و ده سال آن را كه مصادف به خلافت عمر بود، سپري كردند. در اين 12 سال نمي‌توان گفت جنايتي از سوي صحابه و يا خلفا صورت گرفته باشد و حضرت سكوت اختيار كرده باشند.[1]
    در عصر ابي بكر و عمر هيچ گونه فسق و ظلمي علني از سوي هيچ كس از بزرگان صحابه و فرزندانشان صورت گرفته بود و تقريبا سنت زمان پيامبر اجرا مي‌شد و مسلمانان هنوز سنت پيامبر را حفظ كرده بودند و خلفا و بزرگان حكومتي هم كه تقريبا مجري حكومت بودند جرأت هيچ گونه جنايتي و ارتكاب فسقي را به طور علني نداشتند.
    علي ـ عليه السّلام ـ هم براي حفظ كيان اسلام و براي زنده نگه داشتن درخت نونهال اسلام سكوت اختيار كردند، و از حق غصب شدة خويش دفاع نكردند حتي راضي به همكاري با خلفا شدند و ابي بكر و عمر هم از راهنمايي‌هاي حضرت علي ـ عليه السّلام ـ بهره‌مند مي‌شدند.[2]
    امام ـ عليه السّلام ـ آن جايي كه لازم مي‌ديد، تذكر مي‌دادند. پس ما در تاريخ جايي سراغ نداريم كه در عصر اين دو خليفه جنايتي صورت گرفته باشد و امام سكوت اختيار كرده باشند.
    در عصر عثمان است كه آهسته آهسته عصر جاهليت زنده مي‌شود و دوباره بني اميه و آنهايي كه رانده شدة پيامبر بودند، روي كار آمدند و به حيف و ميل بيت المال پرداختند و به ناحقّ سرمايه‌هاي زيادي را به دست آوردند كه مسعودي در مروج الذهب ذكر مي‌كند.


    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  10. تشكر

    خراباتي (18-08-1388)

  11. #66
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    ما شاهد تبعيدها و شكنجه‌ها در اين عصر نسبت به مسلماناني چون ابوذر، عمار و عبدالله بن مسعود و ديگران هستيم.
    در عصر عثمان ما شاهد كساني هستيم كه هيچ گونه سنخيّتي با اسلام نداشتند، ولي از طرف عثمان پست‌هاي كليدي حكومت را دريافته بودند،[3] و داشتند اينها بيت المال را به يغما مي‌بردند كه حضرت علي ـ عليه السّلام ـ در خطبه‌اي از نهج البلاغه بيان مي‌كنند.
    حضرت علي ـ عليه السّلام ـ در مقابل اين گونه حوادث سكوت اختيار نكردند و از همان روز اول حكومت عثمان ما شاهديم كه امام اعتراض مي‌كند به عثمان در مسأله عفو عبيدالله بن عمر نسبت به قتل هرمزان و يا در مسأله خلاف سنت پيامبر در موسم حج امام به عثمان اعتراض كردند.[4]
    بنابراين علي ـ عليه السّلام ـ در زمان عثمان كه داشت سنت‌هاي عصر جاهلي زنده مي‌شد و خليفه دست به اعمالي مي‌زد كه مخالف با اسلام و وحدت مسلمين بود، ‌اعتراض كردند، و همين اعتراضات حضرت به عثمان بود كه بين آنها كينه و كدورت به وجود آمده بود و عثمان تحمل ديدن حضرت را نداشت و گاه به اشاره يا صراحتاً كينه‌اش را ابراز مي‌كرد.[5]
    پس نمي‌توان گفت كه امام به طور كلي در اين بيست و پنج سال حكومت خلفاي ثلاثه سكوت اختيار كرده‌اند و به صورت منزوي در جامعه بسر برده‌اند و در حالي كه شاهد جنايات از سوي خلفا و يا صحابه بوده‌اند، هيچ گونه عكس العملي از خود نشان نداده‌اند.
    براي مطالعه بيشتر مي‌توانيد به كتب:
    1. تحليلي بر مواضع سياسي علي بن ابوطالب پس از رحلت پيامبر تا قتل عثمان تأليف اصغر قائدان؛ 2. كتاب علي و زمامداران، اثر علي محمد مير جليلي مراجعه كنيد.
    امام علي ـ عليه السّلام ـ :
    «من براي حفظ وحدت امت اسلام ساكت شدم و چونان كسي كه در گلويش استخوان كرده و خوار در چشمش مانده باشد تمام مشكلات را بر جان خريدم...»
    (نهج البلاغه، نقل به مضمون خطبة شقشقيه)
    توضیحات :
    [1] . فؤاد فاروقي، بيست و پنج سال سكوت علي ـ عليه السّلام ـ، نشر عطايي، چ اول، 1362،تهران، صص 34 ـ 35؛ و كتاب زرينكوب، عبدالحسين، بامداد اسلام، صص 160 ـ 161.
    [2] . دشتي، محمد، امام علي و مسايل سياسي، نشر مؤسسه امير المؤمنين، چاپ اول، سال 1379، ق، ص 212.
    [3] . رفيع پور، حسين، امام علي و خلافت ابي‌بكر، عمر، عثمان، چ اول، 1337، تهران، صص 56 ـ 57.
    [4] . اميني، عبدالحسين، الغدير، ج 6، تهران، 1371، ص 221.
    [5] . مسعودي، مروج الذهب، ج 2، چ بيروت، 1411 هجري.


    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  12. تشكر

    خراباتي (18-08-1388)

  13. #67
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    پرسش 2 - تشابه اسمی سه فرزند حضرت علی(علیه السّلام) با خلفا

    در مورد عمر فرزند علی(علیه السّلام) که همنام عمر بن خطاب بود: این نامگذاری توسّط خود عمر بن خطاب انجام شد. چنانچه در مورد افراد دیگری هم این واقعه صورت گرفته بود. و این در زمانی بود که عمر بن خطاب حتّی نام افرادی را که همنام پیامبران بودند، تغییر می داد. مخالفت با دخالت های عمر در تغییر نام افراد نیز به مصلحت نبود؛ چراکه هر گونه مخالفتی٬ از سوی عمر با تندی و خشونت پاسخ داده می شد و ارزش و ثمر مثبتی هم برای اسلام نداشت.
    درمورد ابوبکر فرزند علی(علیه السّلام) که همنام خلیفه اول ابوبکر، عبدالله بن عثمان بود، باید بدانید که اولاً: ابوبکر کنیه است و اسم نیست. ثانیاً: در میان عرب مرسوم است که هر اسمی ، کنیه خاصی دارد. مثلا اسم علی با کنیه ی ابوالحسن همراه است. این همراهی گاهی وابسته به نام فرزند بزرگتر است وگاهی مربوط به دخالت های دیگران است و گاهی هم تابع شهرت و عرف جامعه است. از آنجاکه ظاهراً اسم اصلی فرزند امیرالمؤمنین علیه السلام، عبدالله همنام خلیفه اول بود، مطابق همان رسم، او کنیه ی ابوبکر به خود گرفت و حضرت علی(علیه السّلام) هم بخاطر احترام و علاقه شدید اطرافیان نسبت به خلفای قبلی و شرایط روزگار خود، ضرورتی ندیدند تا با این کنیه گذاری که از سوی دیگران انجام شده بود، مخالفت کنند و آن را تغییر دهند.
    در مورد عثمان بن علی(علیه السّلام) که همنام عثمان بن عفان بود: نامگذاری این فرزند به نام عثمان به گفته خود حضرت علی(علیه السّلام) بخاطر عثمان بن مظعون بوده است.
    (((............................................... .................)))
    *عمر بن علی علیه السلام نخستین فرزند امیرالمومنین که مورخین نام یکی از خلفا را برای وی برشمرده اند.*

    در نامگذاری فرزند امیرالمومنین علی علیه السلام از همسرش صهباء (:ام حبیب بنت ربیعه- از بنی تغلب) به نام ((عمر)) (برخی منابع تاریخی از کنیه او نیز یاد کرده و آن را ابوالقاسم ثبت نموده اند.) هیچ اختلافی بین مورخین مشاهده نمیشود و جای تردید در این زمینه وجود ندارد. اما سوال اصلی این است که انگیزه نامیده شدن فرزند علی ابن ابیطالب به چنین نامی چه بوده است و دلیل تشابه در اسم چیست؟ اهل سنت این نامگذاری را نشاندهنده محبت خاندان پیامبر و حضرت علی علیه السلام نسبت به خلفا میدانند! در حالی اکه اسناد معتبر تاریخی وجود چنین رابطه دوستانه ای را به شدت انکار مینمایند.

    -----------------------------------------
    *آیا روابط حضرت علی علیه السلام با خلیفه دوم دوستانه بود؟ *


    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  14. تشكر

    خراباتي (18-08-1388)

  15. #68
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    سند شماره ۱)

    اعتراف عمر بن خطاب مندرج در کتاب ((صحیح مسلم))
    مسلم بن حجاج نیشابوری (متوفی ۲۶۱ه) در کتاب "صحیح" سخنانی را از عمر بن خطاب نقل میکند که در حضور (عثمان - عبدالرحمان بن عوف - زبیر - سعد ابی وقاص) خطاب به عباس ابن عبدالمطلب و علی بن ابیطالب ایراد گردیده است.
    وی مینویسد: خلیفه دوم در حضور افراد مذکور رو به عباس و حضرت علی علیه السلام کرد و خطاب به آنان چنین گفت: ثم توفی ابوبکر و انا ولی رسول الله و ولی ابی بکر- فرایتما کاذبا آثما غادرا خائنا (صحیح مسلم حدیث شماره ۳۳۰۲)
    ترجمه: سپس ابوبکر از دنیا رفت و من جانشین پیامبر و ابوبکر (در سرپرستی و زعامت شما) میباشم. پس شما دو نفر مرا دروغگو - گناهکار- حیله گر- و پیمان شکن میدانید.
    سند شماره ۲)
    اعتراف عایشه - مندرج در کتاب صحیح بخاری
    محمد بن اسماعیل بخاری (متوفی ۲۵۶ه) درکتاب "صحیح" از قول عایشه نقل میکند که علی بن ابیطالب علیه السلام از ملاقات با عمر بن خطاب کراهت داشته است.
    عایشه دلیل امتناع حضرت علی علیه السلام از ملاقات با خلیفه دوم را چنین بازگو میکند: کراهیه لمحضر عمر (صحیح بخاری حدیث شماره ۳۹۳۱. این سخن عایشه در کتاب صحیح مسلم حدیث شماره ۳۳۰۴چنین ثبت شده است: کراهیة محضر عمر بن الخطاب. )
    ترجمه : به دلیل ناخوشایندی از حضور عمر .
    سند شماره ۳)
    اعتراف ابن عباس- مندرج در کتاب "شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید"
    ابوحامد معتزلی (متوفی ۶۵۶ه) در کتاب شرح نهج البلاغه از قول ابن عباس نقل میکند که علی بن ابیطالب پیوسته بر عمر ابن خطاب غضبناک و خشمگین بود.
    وی مینویسد: خلیفه دوم در سفر شام - رو به ابن عباس کرد و درباره حضرت علی علیه السلام چنین گفت: اشکو الیک ابن عمک - سالته ان یخرج معی فلم یفعل و لم ازل اراه واجدا. فیم تظن موجدته؟ (شرح نهج البلاغه (چاپ اسماعیلیان) ج۱۲ ص ۷۸).
    ترجمه من از پسر عمویت به تو گله دارم. از وی خواستم که با من به شام بیاید ولی نپذیرفت. من پیوسته وی را نسبت به خود در حالت غضب می یابم. به نظر تو علت خشم گرفتن او چیست ؟
    آنچه ملاحظه فرمودید تنها دورنمایی از رابطه امیرالمونین با خلیفه دوم میباشد و تدبر در فرازهای آن خواننده فرهیخته را به این نتیجه میرساند که : دلیل نامگذاری و تشابه اسمی را در جای دیگر باید جست.


    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  16. تشكر

    خراباتي (18-08-1388)

  17. #69
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    *چه کسی نام فرزند حضرت امیر علیه السلام را عمر نهاد؟ *اسناد و مدارک معتبر تاریخی قضاوت نهایی درباره علت نامگذاری فرزند حضرت علی به نام عمر را بسیار سهل و آسان نموده اند.
    سند شماره ۱)
    دیدگاه بلاذری مورخ مشهور اهل سنت(اهل سنت بلاذری را در کتب رجالی خود در مرتبه بالایی مورد مدح و تمجید قرار داده اند. برای مثال: ذهبی: تذکره الحفاظ ج۳ ص ۸۹۲)
    احمد بن یحیی بن جابر بلاذری (متوفی ۲۷۹ه) مینویسد:
    و کان عمر بن الخطاب سمی عمر بن علی باسمه . ترجمه: عمر بن خطاب - عمر بن علی را به اسم خود نام نهاده بود. (انساب الاشراف ج۲ ص ۱۹۲(تحقیق:محمد باقرمحمودی). جمل من انساب الاشراف ج۲. ص ۴۱۳ (تحقیق: سهیل زکار))

    سند شماره ۲)
    تایید دیدگاه از سوی سایر مورخین اهل سنت
    -- جمال الدین مزی (متوفی ۷۴۲ ه ) در کتاب "تهذیب الکمال" جلد ۲۱ صفحه ۴۶۷

    --شمس الدین ذهبی (متوفی ۷۴۸ ه ) در کتاب "سیر اعلام النبلاء " جلد ۴ صفحه ۱۳۴

    --ابن حجر عسقلانی (متوفی ۸۵۲ ه ) در کتاب "تهذیب التهذیب" جلد ۷ صفحه ۴۱۱
    سخن بلاذری (متوفی ۲۷۹ ه ) را تاکید کرده و تصریح نموده اند که :
    هنگامی که از صهباء بنت ربیعه فرزند پسری برای امیر المونین علیه السلام متولد شد. عمر بن خطاب نام این فرزند را عمر گذارد.

    ------------------------------------------



    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  18. تشكر

    خراباتي (18-08-1388)

  19. #70
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : پاسخ به سوالات وهابیت






    *آیا جلوگیری از نتیجه اقدام خلیفه دوم امکان پذیر بود؟ *شاید تصور نمایید که تغییر نام یک فرد به گونه ای که اسم اصلی او فراموش گردد چندان هم ساده نباشد! حال چطور میتوان پذیرفت که خلیفه دوم نام خود را بر فرزند امیرالمومنین علیه السلام بنهد و نام اصلی او از خاطرها پاک شود؟
    در پاسخ میگوییم:
    از بررسی اسناد تاریخی چنین به دست می آید که تغییر نام افراد و شهرت آنان به اسم جدیدشان چندان هم در میان قریش بی سابقه نمی باشد.
    نمونه اول)
    جناب عبدالمطلب
    همگان جد بزرگ رسول خدا صلی الله علیه و آله را با نام عبد المطلب میشناسند در حالیکه نام اصلی وی "شیبة الحمد" میباشد. پژوهشگران جریان فراموشی نام وی را چنین نگاشته اند:
    (( هاشم در یکی از سفرهای خود به مدینه با سلمی دختر عمرو خزرجی ازدواج کرد و عبدالمطلب از وی تولد یافت. و در موقع وفات هاشم-عبدالمطلب نزد مادر خویش در مدینه ماند و هنوز پسری نابالغ بود. مطلب بن عبدمناف بعد از برادرش هاشم امر مکه و سقایت و رفادت حاجیان را به عهده گرفت. و چون عبدالمطلب بزرگ شد. مطلب خود به مدینه رفت و از مادر وی اجازه گرفت و او را با خود به مکه آورد. و چون او را ردیف خویش سوار (مرکب) کرده بود. مردم بی خبر از حقیقت گفتند: مطلب بنده ای خریده است. اما مطلب میگفت: وای بر شما! این پسر برادر من هاشم است و ارا از مدینه می آوردم. از آن روز برای او نام عبدالمطلب معروف گشت و نام اصلی او که شیبه یا شیبة الحمد بود از یاد رفت . (دکتر محمد ابراهیم آیتی: تاریخ پیامبر اسلام. انتشارات دانشگاه تهران ص ۴۶)
    نمونه دوم)
    ابوجهل
    همگان یکی از سرسخت ترین دشمنان رسول خدا صلی الله علیه و آله را با نام ابوجهل میشناسند. در حالیکه که کنیه و نام اصلی او "ابوالحکم- عمرو بن هشام" مباشد. شهرت نام ابوجهل در میان مسلمانان که آغاز آن دوران صدر اسلام میباشد موجب گردید که حتی در دایرة المعارف ها نیز زنگینامه او را تحت عنوان ابوجهل به ثبت برسانند. (دائرة المعارف بزرگ اسلامی ج۵ص۳۰۵. المنجد فی الاعلام.ص۱۴)

    ------------------------------------------



    پاسخ به سوالات وهابیت
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  20. تشكر

    خراباتي (18-08-1388)

صفحه 7 از 8 نخستنخست ... 345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •