تأویل و آیات محکم و متشابه سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
تأویل و آیات محکم و متشابه
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 14 , از مجموع 14
  1. #11
    عضو كوشا
    parnian90 آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 155      تشکر : 62
    220 در 111 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    parnian90 آنلاین نیست.

    پیش فرض






    راز وجود متشابهات
    نویسنده محترم درباره حكمت متشابهات می نویسد:
    «در اینجا وجه دیگری است كه از نظر نگارنده بسیار ارزنده است و آن این است كه وجود متشابهات سبب زنده ماندن و همیشه تازه بودن قرآن است. اگر همه آیات محكم بودند قرآن موقعیت كنونی خود را از دست می داد.
    واینكه قرآن در هر عصر احتیاج به تفسیر خاصی دارد و آیات آن پیوسته مورد بحث و تبادل نظر قرار می گیرد در اثر وجود متشابهات است. اگر همه قرآن محكمات بود این كلام آسمانی موقعیت كنونی خود را از دست می داد. وجود متشابهات پشتوانه تازگی و ابدی بودن قرآن است.»33
    به نظر می رسد راز و حكمت متشابهات بدان گونه كه ارائه شد دفاع پذیر نیست:
    1. به جز نویسنده محترم، عده ای دیگر از پژوهشیان علوم قرآن نیز در تحلیل وجود متشابهات گفته اند كه متشابهات گنجینه اسرار و معانی است و اگر برتر و سودمندتر از محكمات نباشد كمتر از آنها نیست.34 و اینكه خداوند اگر كتابی می فرستاد كه مشتمل بر میلیونها صفحه بود و در آن بسط و تفصیل همه امور داده شده بود ویژگی این كتاب مشتمل بر متشابهات را نمی داشت.
    صاحب تفسیر «اطیب البیان» می نویسد:
    «وجود متشابهات لازم است؛ چون اگر بنا بود تمام معانی قرآنیه كه «لارطب و لایابس إلاّ فی كتاب مبین» از معانی ظاهریه و باطنیه تا هفتاد بطن در قرآن واضح و روشن بود، از فصاحت و بلاغت و معجزیت خارج می شد و نقض غرض بود، و آیات قرآن از هزار بحارالانوار مجلسی مفصل تر می شد.»35
    عبدالفتاح قاضی رئیس گروه قرآن جامع الأزهر مصر می نویسد:
    «حكمت و اراده خداوند بر این تعلق گرفته است كه معانی دقیق و اسرار بی كران را كه عقول بشری در مقابل آن خاضع می گردند در ضمن آیات متشابهات به ودیعه قرار دهد.»36
    نویسندگان محترم تفسیر كاشف نیز در حكمت متشابهات نوشته اند:
    «از آنجا كه قرآن برای یك نسل و سرزمین خاص نیست، بسیاری از آیات آن عمیق و چند بُعدی بیان شده است، تا هر نسل و مردم هر سرزمینی در یك یا چند بُعد آن دقت كنند.»37
    چنان كه مشاهده شد از نظر پژوهشگران نیز حكمت متشابهات ناظر به مقوله پویایی و جامعیت قرآن و انطباقش با زمان مورد نظر قرار گرفته است.
    2. از نظر راقم این سطور، مجموعه قرآن، مشتمل بر معانی دقیق و اسرار بی كران است كه همگام با زمان و تكامل اندیشه و معرفت بشری به پیش می رود.
    معماری قرآن از نظر ساماندهی حروف، كلمات، جملات و معانی آن به گونه ای پایه ریزی شده است كه بتواند از نظر استعداد و ظرفیت پیامدهای پایان ناپذیر باشد. قرآن از این جهت همچون طبیعت است. خالق، واضع و مدوّن قرآن همان خالق و واضع طبیعت است.


    تأویل و آیات محکم و متشابه

  2. تشكرها 2

    عهد آسمانى (07-11-1390)

  3. #12
    عضو كوشا
    parnian90 آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 155      تشکر : 62
    220 در 111 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    parnian90 آنلاین نیست.

    پیش فرض







    همان گونه كه در طبیعت هر چه بینشها وسیع تر شود و تحقیقات گسترده تری انجام پذیرد راز جدیدتری به دست می آید، قرآن نیز چنین شاكله و ساختاری دارد؛ مسائلی كه امروز در باره مبدأ و معاد و فقه و اخلاق و داستانهای تاریخی و كیهان شناسی قرآن مطرح می شود بسی متجانس تر با روح قرآن است از همین مسائل كه در سده های پیشین مطرح شده است. بزرگ ترین دشمن قرآن ،جمود و توقف بر بینش ویژه یك دوره و زمان معین است. در حدیثی پیامبر در وصف كل قرآن می فرماید:
    «ظاهره أنیق و باطنه عمیق، له تخوم و علی تخومه تخوم، لاتحصی عجائبه و لاتبلی غرائبه.»38
    در سخنی امام صادق(ع) درباره رمز طراوت و جاودانگی قرآن می فرماید:
    «لأنّه لم ینزل لزمان دون زمان، و لا لناس دون ناس، و لذلك ففی كل زمان جدید، و عند كل ناس غضّ.»39
    پویایی وجامعیت قرآن كه مظهر اعجاز و رمز خاتمیت است نمی تواند تنها مربوط به آیات متشابه باشد كه تعداد آن را 200 آیه یعنی یك سی و سوم قرآن دانسته اند.40
    خداوند كه نامتناهی است با جمیع اسماء و صفات خود در قرآن تجلی نموده است، «فتجلّی الله سبحانه فی كتابه»41 و تمامی آیات آن را مخزن معارف و اسرار قرار داده است كه موظف به استنطاق و بهره وری از همه آن هستیم:
    «ذلك القرآن فاستنطقوه.»42
    قرآن همان گونه كه مشتمل بر متشابهات است دارای محكماتی است كه متشابهات در پرتو آنها روشن می گردد. متشابهات چیزی فراتر و بیشتر از محكمات ندارند. اشتباه بزرگی است كه تصور كنیم معانی دو قسم می باشند؛ كه محكمات را خواص و عوام می فهمند و متشابهات را كه مشتمل بر معارف عالیه و حِكَم دقیقه است فقط خواص می فهمند.
    لازمه سخن نویسنده محترم و برخی دیگر این است كه سنخ و ماهیت محكم و متشابه از هم جدا است؛ در صورتی كه محكمات «امّ»، سرپرست و مدبّر و پرورش دهنده متشابهات هستند. همه متشابهات معنی و مراد و اعتبار خویش را از محكمات می گیرند و زیادت فرع بر اصل جایز نیست. بنابراین همان گونه كه گذشت متشابهات دربردارنده مفاهیمی دقیق تر و والاتر از محكمات نیستند.
    منطوق صریح آیه هفت سوره آل عمران این است كه محكمات، مفسّر متشابهات می باشند: «منه آیات محكمات هنّ امّ الكتاب».
    3. فتنه هایی كه در حوزه اسلامیان پدید آمده بدون شك بیشتر آنها آیات متشابه را دستاویز خود قرار داده اند و یا از آن سرچشمه گرفته اند.
    شیاطین و كسانی كه دارای زیغ و كژدلی بوده و هستند در طول تاریخ با تمسك به آیات متشابه سوء استفاده هایی در زمینه هستها و نیستها و باید و نبایدها انجام داده اند. در زمان نزول وحی، جمعی از مسیحیان نجران با تمسك به آیه: «وكلمته ألقاها الی مریم و روح منه»(نساء/171) در حضور پیامبر(ص) می خواستند تثلیث و خدایی مسیح را اثبات كنند.43
    ابوالحسن اشعری (م324هجری) شیخ اهل سنت به استناد آیه «ربّ أرنی أنظر الیك»(اعراف/143) مشاهده پذیری حسّی خداوند را، و با آیه «بل رفعه الله الیه»(نساء/158) جهت ومكان داشتن او را، و با آیه «یدالله فوق أیدیهم»(فتح/10) و «كان الله سمیعاً بصیراً»(نساء/143) اعضـا و جوارح را برای خداوند ادعا كرده است.44
    كرامیه و اشاعره با دستاویز قراردادن آیاتی متشابه مانند: «فأزلّهما الشیطان عنها فأخرجهما ممّا كانا فیه»(بقره/36)، صدور گناه از پیامبران را، و با آیاتی مانند «لوشاء الله ما أشركوا»(انعام/2) و «أنّه هو أضحك و أبكی»(نجم/43) سلب اختیار انسان را، و با آیاتی مانند: «یضلّ به كثیراً و یهدی به كثیراً»(بقره/26) و «ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم»(بقره/7) ذاتی بودن سعادت و شقاوت را اثبات كرده اند.45
    روش تربیتی و تعلیمی قرآن این است كه در موارد حساس و سرنوشت ساز كه پیش بینی كند ركنی از اركان در زمینه الهیات یا سیاسیات متزلزل می شود اعلام خطر می كند و با لحنی شدید موضوع را مطرح می كند و با زبان موعظه از آن نمی گذرد.
    قرآن با قاطعیت در ارتباط با آیات متشابهات اعلام خطر كرده و انسانها را در رویارویی با متشابهات به دو دسته تقسیم كرده است:
    الف. راسخان كه در برابر محكمات و متشابهات تسلیمند و با بازگرداندن متشابهات به محكمات ره می پویند:
    «والراسخون فی العلم یقولون آمنّا به كلّ من عند ربّنا» آل عمران/7
    ب. كج اندیشان و اهل زیغ كه بدون ارجاع متشابهات به محكمات، به متشابهات تمسك می جویند و در پی فتنه انگیزی می كوشند:
    «و أمّا الذین فی قلوبهم زیغ فیتّبعون ما تشابه منه» آل عمران/7
    از نظر قرآن كسانی كه تنها به آیات متشابهات استناد می كنند افرادی بیمار و مسخ شده هستند.
    آیات متشابهات حق نما و حق گونه هستند، نه اینكه حق و بیانگر تمامی واقع باشند. وقتی چند احتمال در آیه داده می شود، برخی حق اند و بعضی دیگر حق نما و غیرمراد، كه كج اندیشان به همان غیرمراد تمسك می جویند.
    علامه طباطبایی درباره ویژگی آیات متشابه می نویسد:
    «انسان هنگامی كه بدعتها و مذاهب فاسده ای كه پس از رسول اكرم روی كار آمده و در نتیجه فرق بی شماری را در اسلام به وجود آورده در نظر بگیرد و آنها را بررسی كند، خواهد فهمید كه ریشه همه؛ اعم از آنچه كه در معارف و عقاید پیش آمده یا در احكام به وقوع پیوسته، پیروی و پیگیری متشابهات و تأویلات غیرخدا پسندانه بوده است.»46


    تأویل و آیات محکم و متشابه

  4. تشكر

    عهد آسمانى (07-11-1390)

  5. #13
    عضو كوشا
    parnian90 آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 155      تشکر : 62
    220 در 111 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    parnian90 آنلاین نیست.

    پیش فرض






    فخررازی درباره آیات متشابهات می نویسد:
    «وجود متشابهات، مشكل بزرگی در دو حوزه الهیات و نبوّات می باشد؛ اما در زمینه الهیات، وجود متشابهات باعث می شود كه مسلمین اعتقادات نادرست و باطل در ارتباط با خداوند پیدا كنند و اوصاف ناسازگار با الوهیت را به او نسبت دهند.
    اما در زمینه نبوّات، متشابهات، باعث طعن به رسول خدا شده است؛ زیرا می گویند اگر او رسول راستین و عارف به خداوند خویش بود، نباید او را به اوصاف و ویژگیهای جسمانی و مادی متّصف می كرد.»47
    با بررسی نوشته های اشعریان، معتزلیان، جبریان، اهل تفویض، معتقدان به حدوث، باورمندان به قدم، صوفیان، شیخیه، وهابیان، سوسیالیست های خداپرست و ماركسیست های اسلامی می بینیم كه همگی به آیات متشابهات تمسك جسته اند.
    اینك چگونه می توان گفت وجود متشابهات، سبب زنده ماندن و همیشه تازه بودن آن است، و اگر همه قرآن محكمات بود موقعیت كنونی را نداشت؟
    دیدگاه برگزیده در راز تشابه
    در راز متشابه بودن برخی آیات به سه نكته مختصر اشاره می كنیم:
    یك. الفاظی را كه عرب معاصر وحی وضع كرده بر طبق نیازهایش در مقام افاده و استفاده بوده است، آنها فراتر از برخی محسوسات نمی اندیشیدند و حقایق بلند و قدسی و فراطبیعی به دور از ذهنیت آنها بود. در بین آنان عباراتی متناسب با معانی و معارف والا به عنوان قالب و ظرف وجود نداشت. معانی كلی واقعیتهای فراطبیعی را هرگز تنگنای در قالب الفاظ محدود بر نمی تابد و گنجایش تحمل و انتقال آنها را ندارد، پس چاره ای جز به كارگیری انواع مجاز، استعاره، تشبیه و تمثیل نبوده است كه آن روش گرچه از زاویه ای نارسا و دوركننده بوده، اما از جهتی دیگر مقرّب به موضوع و هدف بوده است.و اگر خداوند خود اختراع الفاظ مناسب می نمود و حقایق را در آن قالبها سرازیر می كرد، برای بشر قابل فهم نبودند.

    ب. اصولاً تفهیم معانی به دیگران جز از راه معلومات ذهنی و شبكه و ساختار معرفتی آنها كه در طی زندگی خویش رقم زده اند، امكان پذیر نیست و هر كس تنها از بلندای معرفت خود به شناخت كتاب تكوین و تدوین نایل می شود.
    بیشتر انسانها حس گرا، و خوگرفته به عالم طبیعت و زندانی زمان و مكانند، و به همین دلیل، معانی بلند و معنوی در ذهن آنها صورتهای حسی و مادی می یابند.
    افزون بر اینكه چون عامه مردم جز حسیات را ادراك نمی كنند، ناگزیر معانی كلی نیز باید در قالب حسیات به خورد آنان داده شود.
    ج. تمام قرآن، چه محكم و چه متشابه آن تأویل دارد. تأویل از قبیل مفاهیم لفظی نیست، بلكه از امور حقیقی و خارجی است، و تمامی معارف و احكام و قوانین و سایر محتویات قرآن بر گرد آن تأویل و حقیقت خارجی می چرخند.
    در نشأه معنی و حقیقت خارجی و تأویلی قرآن، لفظ عربی سریانی، عبرانی و… وجود ندارد و قرآن دربند و چهارچوب هیچ كمیتی نیست. در آن مرحله از وجود قرآن، بحثی از حقیقت ومجاز، اشتراك لفظی و معنوی و تشابه وجود ندارد، ولی وقتی به جهان كثرت و طبیعت نزول می كند و در قالب الفاظ دچار تنگنا و محدود بشری قرار می گیرد، محدودیت الفاظ روی آن حقایق را می پوشاند.
    حقیقت قرآن همانند آب باران است(رعد/17) از آسمان تنها آبی زلال و گوارا فرود می آید، ولی در مسیر حركت و برخورد با خاكها، خاشاكها و نمكها، كف (زَبَد) بر آن عارض می گردد، اگر شرایط طبیعی زمین به نحوی بود كه از خاكها و آلاینده ها پیراسته بود كفی هم بر آب باران عارض نمی شد.
    در ظرف غیب مكنون و وجود تأویلی قرآن كه لباس و پوشش و لفظی خاص نیست، هیچ تشابهی نیست، اما آن گاه كه فرود و نزول می یابد و در قالب الفاظ ریخته می شود، تشابه شكل می گیرد.
    رابطه الفاظ آیات با تأویل و وجود عینی قرآن، رابطه حاكی و محكی و مثال و ممثّل است؛ الفاظ قرآن نسبت به آن حقیقت متعالی و تأویل، جنبه مثال دارد و سعی شده كه آن حقیقت به فهم شنونده نزدیك گردد، ولی در واقع آن حقیقت بالاتر از آن است كه در قالب الفاظ درآید.


    خداوند متعال در آیه «و الكتاب المبین. إنّا جعلناه قرآناً عربیاً لعلّكم تعقلون. و إنّه فی أمّ الكتاب لدینا لعلی حكیم» بدین نكته اشاره دارد كه قرآن در قالب الفاظ عربی واقع گردیده تا مورد تعقل و اندیشیدن قرار گیرد، ولی در ورای این الفاظ دارای حقیقتی است كه در ام الكتاب پیش خداوند است و از مختصات عالم غیب است كه تنها با طهارت روح و تزكیه نفسی می توان با آن آشنا شد. و عالم قیامت ظرفی است كه حقیقت وجودی و خارجی قرآن برای همه ظهور پیدا می كند. «یوم یأتی تأویله»(اعراف/53).
    تأویل قرآن گر چه حقیقتی عینی و در حوزه علوم حضوری است، ولی گمشده مطلق نیست و عده ای را توان دست یافتن بدان حقایق در این جهان میسور است.


    ماشاءالله بیات مختاری

    تأویل و آیات محکم و متشابه

  6. تشكرها 2

    عهد آسمانى (07-11-1390)

  7. #14
    عضو كوشا
    parnian90 آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 155      تشکر : 62
    220 در 111 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    parnian90 آنلاین نیست.

    پیش فرض





    پی نوشت‌ها:

    1. قرشی، علی اكبر، احسن الحدیث، تهران، بنیاد بعثت، 1366ش، 2/16.
    2. همان، 2/22.
    3. همان، 2/17.
    4. همان، 2/19 ـ 16.
    5. همان، 2/16.
    6. همان، 2/22.
    7. طباطبایی، محمدحسین، قرآن در اسلام، انتشارات اسلامی، قم، 27.
    8. عیاشی، محمدبن مسعود، تفسیر العیاشی، بیروت، مؤسسة الاعلمی، 1/162.
    9. حلبی، علی اصغر، آشنایی باعلوم قرآن، تهران، اساطیر، 1366 ش، 122.
    10. معتزلی، قاضی عبدالجبار، متشابه القرآن، تحقیق عدنان محمد زرزور، قاهره، دارالتراث.
    11. سروی مازندرانی، ابن شهرآشوب، متشابه القرآن و مختلفه، قم، انتشارات بیدار.
    12. معرفت، محمـد هـادی، التمهید فی علـوم القرآن، قـم، مؤسسـة النشر الاسلامی، 1416ق، 3/14.
    13. حجتی، محمدباقر، بی آزار شیرازی، عبدالكریم، تفسیر كاشف، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1366ش، 2/33.
    14. همان.
    15. معرفت، محمدهادی، التمهید فی علوم القرآن، 3/38.
    16. كمالی دزفولی، علی، قانون تفسیر، كتابخانه صدر، تهران، 1354ش، 31.
    17. بلاغی، محمدجواد، آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن، قم، مكتبة الوجدانی،1/ 257.
    18. كمالی دزفولی، علی، قانون تفسیر، 314.
    19. رازی، فخرالدین، مفاتیح الغیب، دارالكتب العلمیة، بیروت 1411ق، 7/176.
    20. حویزی، عبد علی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، المطبعة العلمیة، قم، 1/316.
    21. همان، 1/317.
    22. قریشی، علی اكبر، قاموس القرآن، دارالكتب الاسلامیه، طهران، 4/4، واژه شبه.
    23. طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، جامع البیان عن تأویل آی القرآن، دارالكتب العلمیة، بیروت، 1421ق، 3/170.
    24. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، داراحیاء التراث العربی، بیروت 1379ق، 2ـ1/408.
    25. همان، 2ـ1/17 ؛ المنجد و مجمع البحرین ذیل ماده «امْ».
    26. فخررازی، محمودبن عمر، مفاتیح الغیب، 7/173.
    27. طباطبایی، محمدحسین، قرآن در اسلام، 30.
    28. كاشانی، ملافتح الله، تفسیر منهج الصادقین، كتابفروشی اسلامیه، تهران، 2/175.
    29. طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، بیروت، 1391ق، 3/64.
    30. طبری، ابن جریر، جامع البیان عن تأویل آی القرآن، 3/170 ؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، 2ـ1/409؛ فخررازی، مفاتیح الغیب، 7/173.
    31. طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، 3/20.
    32. ابن عربـی، رحمة من الرحمـن فی تفسیر و اشـارات القـرآن، مطبعة نصر، دمشـق، 1410ق، 1/412.
    33. قرشی، علی اكبر، قاموس القرآن، جلد 4، ماده شبه.
    34. شهرستانی، هبة الدین، تنزیه التنزیل، چاپخانه حیدری، 1331ش، 84.
    35. طیب، عبدالحسین، اطیب البیان، 3/114.
    36. قاضی،عبدالفتاح، من علوم القرآن، مكتبة الكلیات، الأزهریة، 1976م، 79.
    37. محمد باقر حجتی و عبدالكریم بی آزار شیرازی، تفسیر كاشف، 2/36.
    38. كلینی، محمدبن یعقوب، الكافی فی الاصول، انتشارات علمیه اسلامیه، تهران، كتاب فضل القرآن، 2/599.
    39. صدوق، عیون اخبار الرضا، 239 ؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، 2/280.
    40. معرفت، محمدهادی، التمهید فی علوم القرآن، 3/14.
    41. سید رضی، نهج البلاغه، تحقیق صبحی صالح، خطبه 147.
    42. همان، خطبه 158.
    43. سید قطب، فی ظلال القرآن، داراحیاء التراث العربی، بیروت 1386ق، 1/146.
    44. اشعری، ابوالحسن، الانابة، حیدرآباد دكن، 12 و 35 و 39.
    45. همان، 56 و 85.
    46. طباطبایی، محمدحسین، المیزان، 3/41.
    47. فخررازی، تأسیس التقدیس، 205 ؛ به نقل از عدنان محمد زرزور، متشابه القرآن ، دمشق، مكتبة دارالفتح، 63.


    تأویل و آیات محکم و متشابه

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •