تأویل و آیات محکم و متشابه سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
تأویل و آیات محکم و متشابه
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14
  1. #1
    عضو كوشا
    parnian90 آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 155      تشکر : 62
    220 در 111 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    parnian90 آنلاین نیست.

    gol. تأویل و آیات محکم و متشابه






    تأویل و آیات محکم و متشابه
    نقدی بر «تفسیر احسن الحدیث» و «قاموس قرآن»


    بر اساس آیه 7 سوره آل عمران، مجموعه آیات قرآنی به دو بخش محكمات و متشابهات تقسیم شده اند.
    به این معنی كه هر یك از آیات وحی نامه الهی كه نزول تدریجی و گفتاری آن بر طبق عقیده مشهور 23 سال طول كشیده، یا محكمند یا متشابهند و قسم سومی فرض ندارد. آیه یادشده چنین است:

    «هو الذی أنزل علیك الكتاب منه آیات محكمات هنّ امّ الكتاب و اخر متشابهات فأمّا الذین فی قلوبهم زیغ فیتّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاء تأویله و ما یعلم تأویله إلا الله و الراسخون فی العلم یقولون آمنّا به كلّ من عند ربّنا و ما یتذكّر إلا أولوا الألباب» آل عمران/7

    محكمات آیاتی هستند كه در دلالت بر مرادشان محكم و استوارند و اشتباه و خلطی بین معنای مراد و غیرمراد موجود نیست و دل و قلب در برابر پذیرش پیام آن گروه، آرام و منبسط و بی دغدغه است، نه در معرض خیزش و انگیزش فتنه های كلامی و رفتاری و فقهی. آیاتی همچون «قل هو الله أحد» (اخلاص/2)، «الله خالق كل شیء»(زمر/62) و «للذكر مثل حظّ الأنثیین»(نساء/6) در زمره محكمات قرار می گیرند.

    اما متشابه آیه ای است كه با آن كه بر مدلول لفظی خود دلالت می كند و ظهور در معنای خود دارد، ولی از نظر مقصد و مراد، دستخوش تردید و شبهه است و دل به آن معنای ظاهری آرام نمی گیرد و زمینه فتنه جویی در آن وجود دارد.
    به تعبیر دیگر در آیات متشابه الفاظ آیه بر موضوع له خودشان دلالت تام دارند و متشابه بودن آن به دلیل قصور لفظی آن نیست تا در نتیجه محكمات همانند خاص و قید و قرینه موضوع له لفظ را مشخص نمایند، چون اصولاً غرابت و اجمال لفظی به اصطلاح مشهور وجود ندارد، بلكه تشابه از این روی پدید آمده كه آیه هم بر معنای مراد و مقصود كه قابل پذیرش و منطقی است وهم معنای غیر مراد و مقصود قابل انطباق است. تشابه نه از اوصاف لفظ و نه از اوصاف اعم از لفظ و معنی، بلكه فقط از اوصاف خاص معنی است.
    ظاهر آیات متشابهات با آیات محكمات ناسازگار، بلكه در تضاد و تعارض است، اگر تعارضی ظاهری میان محكمات و متشابهات نباشد، عنوان امّ الكتاب بودن محكمات و مرجع و مفسربودن آنان، تصور درستی ندارد. و چون قرآن آمده است كه در حوزه های گوناگون زندگی سامان بخش و آرامش آور باشد، ابتدا خود باید آرام گیرد و آیات متشابه را كه ناآرام و دستاویز فتنه آوران است به سوی ساحل آرامش رهبری نماید.
    و محكمات بر اساس معرفی خود قرآن، امّ الكتاب، مرجع، مفسر و آرام بخش متشابهات معرفی شده اند. وقتی آیه «الرحمن علی العرش استوی»(طه/5) مورد قراءت یا استماع قرار می گیرد خواننده در مراد آن دچار تردید می گردد و تلاطم و اضطراب روحی بر او عارض می گردد و طوفانهای فتنه فكری و اعتقادی؛ همانند پندار جسم بودن و ماده بودن و زمان مندی و مكان مندی خداوند شروع به وزیدن در ساختار فكری و ذهنی او می كند، ولی با مراجعه و عرض بر آیه محكم و مرجع «لیس كمثله شیء»(شوری/11) تندباد جسم پنداری خداوند از حركت می ایستد و می فهمد كه مراد آن آیه، تدبیر تام و كامل و احاطه تدبیری حضرت حق بر ملك و ملكوت و عالم خلق و امر است.
    نمونه دیگر اینكه وقتی شنونده و خواننده آیه «وجوه یومئذ ناضرة. الی ربّها ناظرة»(قیامت/22) را می شنود و یا می خواند در هندسه ذهنی و اعتقادی او تشبیه و تجسیم خداوند شكل می گیرد، و می پندارد كه خدای سبحان در روز واپسین، دیدنی است، اما وقتی به آیه محكم و مرجعی چونان «لاتدركه الأبصار و هو یدرك الأبصار» (انعام/103) مراجعه می كند پندار رؤیت مادی خداوند از ذهنش پاك می شود.

    تأویل و آیات محکم و متشابه
    ویرایش توسط parnian90 : 12-10-1390 در ساعت 14:32

  2. تشكرها 3


  3.  

  4. #2
    عضو كوشا
    parnian90 آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 155      تشکر : 62
    220 در 111 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    parnian90 آنلاین نیست.

    پیش فرض






    تعریف و تفسیر محكم و متشابه


    نویسنده محترم در دو كتاب خود مطالبی را در زمینه تعریف محكم و متشابه آورده است كه به طور خلاصه گزارش می شوند:
    الف. پایه بودن محكمات (امّ الكتاب بودن) از آن جهت است كه معانی آنها روشن است و جنبه عملی دارند و نه عقیدتی و آیات متشابه بیشتر جنبه عقیدتی دارند.1
    ب. مراد ازتشابه، همانندی لفظی نیست، بلكه یا تشابه در مراد است و یا مبهم بودن وجوه خارجی. آیاتی كه از نظر مراد متشابه باشند مثل آیات الاحكام، با مراجعه به روایات، تاریخ و آیات، مراد آنها معلوم می شود و دیگر متشابه نیستند. می ماند فقط متشابهاتی كه از لحاظ مصداق و نوع خارجی متشابه هستند و مقصود از آیه هفتم آل عمران این گونه متشابهات است؛ مانند خواب اصحاب كهف، معجزات پیامبران، زنده شدن مرغان به دست ابراهیم، حروف مقطعه، جریان قیامت و….2
    ج. آیاتی نظیر: «و جاء ربّك و الملك صفاً صفاً»(فجر/22) و «الرحمن علی العرش استوی»(طه/5) و «فأتی الله بنیانهم من القواعد» از آیات متشابه نیستند، زیرا مراد آنها روشن شده است.3
    د. باید به مضمون آیات متشابه تنها ایمان آورد و حقیقت آنها را موكول به خداوند كرد. متشابهات تا آخر متشابه هستند و اگر آیات متشابه با مراجعه به آیات و روایات، از محكمات شوند دیگر تقسیم آیات به دو قسم محكمات و متشابهات مفهوم ندارد. تا در دنیا هستیم متشابهات بر ما روشن نمی شوند، و حتی با برگرداندن آنها به محكمات باز این قفل گشوده نخواهد شد.4
    هـ. جمله «و مایعلم تأویله الا الله» صریح است در اینكه تأویل متشابه را فقط خدا می داند. آنها كه می گویند با برگشت دادن متشابهات به محكمات آنها را می دانیم، بر خلاف آیه سخن گفته اند.5
    و.برخی از متشابهات با رجوع به ائمه معصومین(ع) هم معلوم نمی شوند، زیرا ما انسانها از درك حقایق ماورای ماده عاجزیم.6



    تأویل و آیات محکم و متشابه

  5. تشكرها 3


  6. #3
    عضو كوشا
    parnian90 آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 155      تشکر : 62
    220 در 111 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    parnian90 آنلاین نیست.

    پیش فرض






    بازنگری و بازشناسی

    سخنان یادشده از جهاتی نقدپذیر هستند:
    1. اینكه گفته شده كه مراد از متشابه، یا تشابه در مراد است كه به وسیله تاریخ مراد آن معلوم شده است…، دقیق و صریح نیست، زیرا تمامی آیات قرآن در دلالت بر مدلول و مراد خود، یا به تنهایی یا به كمك و مدد سایر آیات استحكام و استواری می یابند. قرآن در آیات فراوان، خود را نور، هادی، بیان، تبیان كل شیئ توصیف می كند كه این با گنگ بودن پاره ای از آن هم ناهماهنگ است.
    علامه طباطبایی می نویسد:
    «در قرآن مجید آیه ای كه هیچ گونه دسترسی به مراد واقعی اش ممكن نباشد، وجود ندارد. و آیات قرآن یا بی واسطه محكمند یا با واسطه محكم می شوند.»7
    بنابراین برای توضیح مراد آیات متشابه، آیات محكمات كافی هستند و به حوزه بیرون از آن نیازی نیست. البته استنطاق قرآن در ظرفیت هر كس نیست و راسخان درعلم را می طلبد كه در رأس آنان پیامبر و ائمه(ع) هستند و شرط فهم متشابهات، علم است و نه عصمت، تا گفته شود راه فهم آن بر همگان بسته است.
    2. اینكه گفته شد برخی تشابه در نحوه وجود خارجی دارند مانند حقیقت جن، روح، ملائكه، وقت قیامت و… كه با رجوع به سخنان ائمه هم روشن نمی شوند و مراد از متشابهات در آیه هفتم آل عمران همین قسم است، باید گفت كه اینها هیچ كدام جزء متشابهات نمی باشند؛ چون اموری هستند كه در غیب مكنون و مطلق به سر می برند، و خداوند در قرآن، جزئیات چگونگی آنها را بیان نكرده است، تا آنها را متشابهات بنامیم.






    تأویل و آیات محکم و متشابه

  7. تشكرها 3


  8. #4
    عضو كوشا
    parnian90 آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 155      تشکر : 62
    220 در 111 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    parnian90 آنلاین نیست.

    پیش فرض












    به بیانی دیگر آیا شناخت جزئی آن حقایق مقصود به إفهام الهی هست یا نه؟

    اگر مقصود به إفهام باشند پس نوعی قصور و تقصیر در قرآن و كلام الهی موجود است كه متعرض دقایق آنها نشده و اگر جزئیات آن حقایق مقصود به إفهام نمی باشند ـ كه حق نیز همین است ـ دیگر متشابه نیستند، چون مشمول تعبیر: «هوالذی أنزل علیك الكتاب منه آیات محكمات هنّ امّ الكتاب و اخر متشابهات»(آل عمران/7) نمی شوند.
    باید گفت آن حقایق از نظر نحوه وقوع خارجی برای ما ناشناخته هستند، نه اینكه جزء آیات متشابهات می باشند؛ چنان كه نویسنده محترم باور داشت.

    3. ملاك آیات متشابه دستاویز فتنه و شبهه واقع شدن آنها است چون در آیات متشابه برخی احتمالات، حق و مرادند و برخی حق نما و غیرمراد، و جهل به نحوه وجود خارجی حقایق و موجوداتی چون جن، ملائكه، شیطان و روح، این ویژگی را ندارند.
    «و أمّا الذین فی قلوبهم زیغ فیتّبعون ما تشابه ابتغاء الفتنة» آل عمران/7

    4. منشأ خلط و اشتباه این نظریه در این است كه محكم و متشابه را دو وصف حقیقی و ذاتی پنداشته است، در صورتی كه محكمات و متشابهات اموری نسبی و اضافی هستند. ممكن است آیه ای برای كسی متشابه باشد، ولی برای دیگری كه در سطح و افق والاتری از علم و ادراك قرار گرفته، جزء محكمات باشد. در متشابه بودن و نبودن آیه، عنصر زمان و مكان، موقعیت علوم و معارف بشری و فرد مواجِه تأثیر دارد.

    امام صادق(ع) فرمود:
    «المتشابه مااشتبه علی جاهله.»8

    از این حدیث دو نكته استفاده می شود:
    الف. ما در قرآن آیه ای كه متشابه مطلق باشد نداریم، بلكه همگی آنها قابل دسترسی و فهم هستند.
    ب. تشابه، امری تشكیكی و دارای مراتب نسبت به افراد است.
    5. سخن تازه این نظریه آن است كه می گوید آیاتی مانند «و جاء ربّك و الملك صفاً صفاً» (فجر/22) و «الرحمن علی العرش استوی» (طه/5) و… متشابه نیستند، چون اكنون مراد آنها روشن شده است.










    تأویل و آیات محکم و متشابه

  9. تشكرها 2

    مدير اجرايي (26-10-1390), عهد آسمانى (07-11-1390)

  10. #5
    عضو كوشا
    parnian90 آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 155      تشکر : 62
    220 در 111 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    parnian90 آنلاین نیست.

    پیش فرض









    سؤال این است كه برای چه كسانی روشن شده است.

    مجموعه قرآن برای پیامبر و ائمه از همان آغاز و برای سایر راسخان در علم، پس از فحص و بررسی محكم اند و هیچ آیه ای برای معصومین (ع) جزء متشابهات نبوده و نیست، چون آنان آشنا به مراد و مقاصد الهی هستند. آیا اگر در زمان معاصر كسی كه راسخ در علم نیست به قرآن مراجعه كند آیات قرآن همگی برای او محكمند و آیاتی مانند دو آیه یادشده باعث اضطراب و تشویش ذهنی و فكری او نمی گردند و برای او متشابه نمی باشند؟
    همان گونه كه گذشت و توضیح بیشتر آن خواهد آمد، وصف محكم و متشابه دو امر نسبی هستند كه در مقایسه درونی آیات صادق هستند و با توجه به علم نسبی انسان و تفاوت انسانها نمی توان گفت كه آیاتی همانند آیات یادشده دیگر متشابه نیستند.

    6.
    جلال الدین سیوطی (م 911 هجری)تعداد آیات متشابه را در حدود 500 آیه می داند.9 و قاضی عبدالجبار معتزلی (م415 هجری) 875 آیه را جزء متشابهات برشمرده و در پی حل آنها برآمده است.10 و ابن شهرآشوب (م588 هجری) تعداد زیادی از آیات را جزء متشابهات شمرده و آنها را توجیه نموده است.11 و استاد معرفت نیز معتقد است كه تعداد متشابهات بعد از حذف مكررات حدود 200 آیه است.12
    اساساً شایسته و معقول نیست كه حكیم مطلق، كتابی نازل فرماید كه بخشهایی از آن حتی در صورت مراجعه به سایر بخشها و محكمات و یا با رجوع به معصومین(ع)، همواره فهم ناپذیر و ناگشوده بماند. البته با نسبی بودن محكمات و متشابهات بحث از تعیین مقدار متشابهات، سخنی نادرست می نماید.




    تأویل و آیات محکم و متشابه

  11. تشكرها 3

    مدير اجرايي (26-10-1390), عهد آسمانى (07-11-1390)

  12. #6
    عضو كوشا
    parnian90 آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 155      تشکر : 62
    220 در 111 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    parnian90 آنلاین نیست.

    پیش فرض







    7. اینكه گفته شد محكمات جنبه عملی دارند و نه عقیدتی؛ به خلاف متشابهات كه بیشتر جنبه عقیدتی دارند، قابل نقد و نقض و بررسی است.

    الف. گروهی از مفسران و قرآن پژوهان، الفاظی را مانند «قُرء» در آیه «والمطلّقات یتربّصن بأنفسهنّ ثلاثة قروء»(بقره/228) كه مشترك معنوی است و یا الفاظی مانند «یطهرن» در آیه «ولاتقربوهنّ حتی یطهرن»(بقره/222) كه در نحوه قراءت آن اختلاف نظر است و همین باعث اختلاف در فهم و مراد آن شده در ردیف متشابهات شمرده اند13 با اینكه تنها جنبه عملی و فقهی دارند.
    و همچنین عـام ها و مطلق های مربوط به حوزه عمل و احكـام را مـانند «و السـارق و السارقة فاقطعوا أیدیهما»(مائده/38) و یا «الزانیة و الزانی فاجلدوا كل واحد منهما مأة جلدة» (نور/5) جزء متشابهات محسوب نموده اند. نیز آیات منسوخه را كه جنبه عملی دارند و در محور قوانین اجتماعی و فرعی اسلامند از افراد متشابهات می دانند.14

    ب. درست است كه بیشتر آیات متشابه مربوط به آیات صفات هستند كه جنبه عقیدتی دارند، ولی مگر نه این است كه آیات متشابه تنها با آیات محكمات در همان موضوع، تفسیر و توجیه درست می پذیرند؛ یعنی آیات متشابه مربوط به صفات در پرتو آیات محكم صفات كه جنبه عقیدتی دارند حل می گردند.

    8. اینكه گفته شده: «جمله «و مایعلم تأویله إلا الله و الراسخون فی العلم یقولون آمنّا به …»(آل عمران/7) صریح است در اینكه تأویل متشابه را تنها خدا می داند، چون «واو» استینـافیه است و آنهـا كه می گویند بـا برگشت متشابهات به محكمات علم به متشابهات پیدا می كنیم، بر خلاف آیه سخن گفته اند» گفتاری بسیار شگفت انگیز است.





    تأویل و آیات محکم و متشابه

  13. تشكرها 3

    مدير اجرايي (26-10-1390), عهد آسمانى (07-11-1390)

  14. #7
    عضو كوشا
    parnian90 آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 155      تشکر : 62
    220 در 111 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    parnian90 آنلاین نیست.

    پیش فرض






    بحثی گسترده و مبسوط میان مفسران از دیرباز بوده در اینكه آیا «واو» «والراسخون فی العلم» عاطفه است یا استینافیه؛ اگر «واو» عاطفه باشد نتیجه اش این می شود كه خداوند و راسخان در علم كه بدون شك پیامبر و ائمه برترین و داناترین آنان هستند آگاه به متشابهات و تأویل قرآن می باشند. ابن عباس در یكی از دو قول خود، مجاهد، بیشتر شافعیه، راغب اصفهانی، قاضی عبدالجبار معتزلی، قرطبی، ابوالعباس، ابن فورك، زمخشری، طبرسی، فیش كاشانی، عبده، شبّر و استاد معرفت15 آن را عاطفه دانسته اند.16

    مرحوم علامه بلاغی ادله بسیاری بر عاطفه بودن واو اقامه كرده است.17 یكی دیگر از نویسندگان، یازده دلیل بر عاطفه بودن «واو» آورده است.18
    ولی فخر رازی شش دلیل بر استینافیه بودن «واو» اقامه می كند. و همو می گوید: ابن عباس، مالك بن انس، كسائی، فرّاء و ابوعلی جبائی همین عقیده را دارند.19 و نتیجه می گیرد كه علم به تأویل قرآن، مخصوص خداوند است.
    از دیدگاه قاصر نگارنده گر چه ادله فخررازی بر استیناف «واو» مخدوش هستند، اما سیاق و اسلوب قواعد عربی استینافی بودن «واو» را اقتضا دارد، ولی این بدان معنی نیست كه مباحث تفسیری و كلامی را درهم آمیخته قائل شویم كه مطلقاً علم به متشابهات تنها در اختیار خداوند است؛ زیرا هدف اصلی آیه ستایش راسخان در علم است.

    به عبارت دیگر، گرچه آیه «و مایعلم تأویله الاّ الله و الراسخون فی العلم یقولون…» چنان كه نویسنده محترم می گوید، علم به تأویل متشابهات را منحصر به ذات اقدس الهی می داند، ولی ادله جداگانه دیگری از آیات و روایات، ائمه(ع) را راسخان در علم و عالم به متشابهات و تأویل قرآن می دانند. بر طبق آیه شریفه «لایمسّه إلاّ المطهّرون» (واقعه/79) مطهّرون، قادر به شناخت تنزیل و تأویل و محكم و متشابه آن هستند و بر اساس آیه «انّما یرید الله لیذهب عنكم الرجس أهل البیت و یطهّركم تطهیراً»(احزاب/33) اهل بیت و خاندان وحی مطهّرند و مصداق مطهّرون هستند كه عالم به متشابهات آن می باشند.

    امام صادق(ع) فرمود:
    «نحن الراسخون فی العلم و نحن نعلم تأویله.»20
    نیز فرمود:«والراسخون فی العلم امیرالمؤمنین و الأئمة من بعده.»21
    شایان یادآوری است كه ائمه نه به عنوان معصوم بودن، بلكه به عنوان راسخ درعلم، آشنا به متشابهات هستند، پس شرط آگاهی به متشابهات، علم است نه عصمت، بنابراین برای همه راسخان در علم، راه فهم متشابهات گشوده است.

    تأویل و آیات محکم و متشابه

  15. تشكرها 3

    مدير اجرايي (26-10-1390), عهد آسمانى (07-11-1390)

  16. #8
    عضو كوشا
    parnian90 آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 155      تشکر : 62
    220 در 111 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    parnian90 آنلاین نیست.

    پیش فرض






    مفهوم امّ الكتاب بودن محكمات
    همان گونه كه در آیه هفتم آل عمران ملاحظه شد از آیات محكمات تعبیر به امّ الكتاب شده است. در اینكه مراد از «امّ» چیست، دیدگاه هایی مطرح شده است. نویسنده محترم می نویسد:
    ظاهر آن است كه محكمات، مانند «الله لااله الاّ هو الحی القیوم» بیان كننده اصول مسلّم دین و پایه های آنند و همین معنای «امّ الكتاب» بودن است، و اینكه گفته شده كه علت امّ الكتاب بودن آن است كه متشابهات با برگشت به محكمات به صورت محكم در می آیند، از درجه اعتبار ساقط است، گر چه برخی از متشابهات با ارجاع به صورت محكم در می آید.22
    در بررسی نظر یادشده مطالبی مطرح می گردد:
    1. برخی از مفسران از جمله نویسنده محترم «امّ» را به معنای اصل گرفته اند؛ به این معنی كه محكمات اصل و اساس در قرآن هستند كه باید به آنها علاوه بر ایمان و اعتقاد عمل هم كرد، بر خلاف متشابهات كه مراد آنها معلوم نیست و باید از عمل خودداری كرد و تنها اذعان و اعتقاد به آنها لازم است.

    طبری(م310 هجری) می نویسد:
    «محكمات از آن جهت امّ الكتاب نامید شده اند كه اصل كتابند و اساس دین و واجبات و حدود الهی و هر آنچه كه خلق در امر دنیا و آخرتشان بدان نیاز دارند در محكمات بیان شده است و آنها معظم كتابند.»23
    اما از بررسی موارد كاربرد كلمه «امّ» به دست می آید كه این واژه دارای پیام و مفاد بیشتری از كلمه اصل و اساس است؛ اگر چنانچه كلمه «امّ» تنها به معنای اصل بود خداوند می فرمود: هنّ اصل الكتاب یا اصول الكتاب، در صورتی كه تعبیر به «هنّ امّ الكتاب» شده است.
    در زبان عرب از مادر ،تعبیر به «امّ» می شود و علت آن نامگذاری، تنها به دنیا آوردن و منشأ بودن و اهمیت مادر نیست، بلكه رمز آن علاوه بر آنچه گفته شد، این است كه دستگاه آفرینش، مادر را مسئول اساسی تربیت، رشد و ارتقا، رفع و دفع موانع تربیتی، شكوفا كردن و به فعلیت رساندن استعدادها و هدایت كودك قرار داده است.
    و نیز عرب از پرچم تعبیر به «ام» می كند، زیرا افراد سپاه در گرد آن جمع می شوند و از پراكندگی و گسستگی و اضطراب در امانند و در سایه آن رهبری می پذیرند. همین گونه فردی را كه مدیریت و اداره یك شهر یا روستا را بر عهده دارد و آنها را در مسیر صواب رهبری می كند «امّ» می نامند. «أمّ القومَ»: گروه را رهبری و جلوداری كرد.24
    همچنین عرب به پوست محافظ مغز كه مركز اندیشه و تدبیر بدن است «امّ الرأس» و یا «امّ الدماغ» می گوید.25
    باتوجه به این كاربردها به دست می آید كه علاوه بر اینكه محكمات، اصل و اساس و اكثریت قرآن را تشكیل می دهند مرجع گره گشا نیز هستند. مرادات ناشناخته متشابهات، به وسیله محكمات وضوح می یابند و متشابهات باید همگی در زیر پرچم محكمات گردآیند و پیام آنها را تكرار كنند و همان گونه كه طفل باید در دامن مادر پروریده شود و میوه نارس متصل به درخت باشد، متشابهات نیز به وسیله محكمات، پروریده، توجیه و تبیین می شوند.

    تأویل و آیات محکم و متشابه

  17. تشكرها 3

    مدير اجرايي (26-10-1390), عهد آسمانى (07-11-1390)

  18. #9
    عضو كوشا
    parnian90 آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 155      تشکر : 62
    220 در 111 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    parnian90 آنلاین نیست.

    پیش فرض





    فخررازی می نویسد:
    «امّ، در لغت به معنای اصلی است كه شیء از آن به وجود آمده باشد و قائم و وابسته بدان باشد، و چون محكمات، خود روشن هستند، و متشابهات در پرتو آنها روشنی و وضوح می یابند، از این رو محكمات، امّ متشابهات نامیده شده اند.»26
    انسان وقتی برای اولین بار آیه شریفه «و جاء ربّك و الملك صفاً صفاً»(فجر/22) و یا «یدالله فوق أیدیهم»(فتح/53) را می بیند یا می شنود، تجسیم و زمان و مكان مند بودن خداوند در ذهنش تلاطمی ایجاد می كند، اما وقتی آن آیات در پرتو آیات شریفه مانند «لیس كمثله شیء»(شوری/11)، «لاتدركه الأبصار و هو یدرك الأبصار»(انعام/103) قرار می گیرند مراد و مقصودشان آشكار می شود. و علت بنیادین امّ الكتاب بودن محكمات، در همین نكته نهفته است و تمامی متشابهات مراد و مقصودشان به وسیله محكمات روشن می گردد.
    2. هیچ ناسازگاری و منعی در این نیست كه آیات محكمات مانند «الله لا إله إلاّ هو الحی القیوم»(بقره/255) و «الله خالق كلّ شیء»(زمر/62)، «و لیس كمثله شیء»(شوری/11) در عین اینكه بیان كننده اصول مسلّم دین و پایه ها و اركان آن هستند، رافع ابهام و دافع شبهه از متشابهات نیز باشند و در اصل برای توجیه درست متشابهات، راهی جز مراجعه به مبـادی میانی دین كه همان محكمات است وجود ندارد.
    3. اندیشه و تفكر در قرآن برطرف كننده هرگونه شك و تردید و اختلاف معرفی شده است. «أفلایتدبّرون القرآن و لوكان من عند غیرالله لوجدوا فیه اختلافاً كثیراً»(نساء/82)
    بنابراین هیچ آیه ای در قرآن نیست كه برای فهم مدلول و معنایش راهی نباشد، ولی طبق نظر نویسنده محترم تشابه برخی از آیات با هیچ تدبّر و اندیشه و ارجاع به محكمی حل نمی گردد.
    4. همان گونه كه پیش تر گذشت، متشابهات اموری نسبی هستند، به این معنی كه همه كس در وهله اول مراد آنها را نمی یابد، نه اینكه درب آنها برای هیچ كس گشوده نمی گردد.
    علامه طباطبایی می نویسد:
    « در قرآن مجید آیه ای كه هیچ گونه دسترسی به مراد واقعی اش ممكن نباشد وجود ندارد و آیات قرآن یا بلاواسطه محكمند یا مانند متشابهات با واسطه محكم می شوند.»27
    علامه شعرانی می نویسد:
    « شاید چیزی نسبت به یكی متشابه باشد و نسبت به دیگری محكم. و راسخان در علم نیز مراتب دارند كه افضل از همه ائمه(ع) می باشند.»28
    همان گونه كه در رؤیت ظاهری نیز به هر اندازه كه قوت و دید چشم بیشتر باشد اشیاء و اجسام پیرامون خود را با ویژگیها و وضوح بیشتری می بیند، ولی چشم ضعیف در همان فاصله و مسافت، اشیاء را مشتبه و مختلط می بیند.
    حقیقت قرآن و آیات آن همچون حقیقت «نور» و «وجود» دارای مراتب تشكیكی و سلسله وجود طولی و عَرضی است؛ ممكن است آیه ای برای عامه متشابه و برای خواص محكم باشد، یا یك آیه ممكن است در سنجش با آیه ای محكم، و نسبت به آیه دیگر متشابه باشد. ما در قرآن متشابه مطلق نداریم، ولی تردیدی در وجود محكم مطلق نیست.29 و چون قرآن یك حقیقت به هم پیوسته و منعطف است، پاره ای برخی دیگر را استواری می بخشد و مراد آنها را تبیین می نماید.


    تأویل و آیات محکم و متشابه

  19. تشكرها 3

    مدير اجرايي (26-10-1390), عهد آسمانى (07-11-1390)

  20. #10
    عضو كوشا
    parnian90 آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 155      تشکر : 62
    220 در 111 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    parnian90 آنلاین نیست.

    پیش فرض






    دلیل مفرد بودن امّ الكتاب
    بحثی دیگر مطرح است كه چرا كلمه «امّ» مفرد آمده و از محكمات تعبیر به امّ الكتاب شده است، در صورتی كه اسلوب صناعی كلام عرب اقتضا می كند كه گفته شود «هن امّهات الكتاب».
    طبری، طبرسی، فخررازی و بسیاری دیگر از مفسران معتقدند علت اِفراد آن است كه بفهماند آیات محكمات روی هم رفته مرجع و مفسر و امّ متشابهات می باشند، نه اینكه هر آیه محكم، به تنهایی «ام الكتاب» باشد.30
    همان گونه كه در آیه «و جعلنا ابن مریم و أمّه آیة»(مؤمنون /50) كلمه آیه مفرد ذكر شده است، در صورتی كه اسلوب كلام عرب و قواعد عربیت و بلاغت مقتضی ذكر «آیتین» بود، ولی ترك قاعده بدان جهت است كه بفهماند عیسی ومریم روی هم رفته یك نشانه و آیه واعجاز هستند. چون فرزندِ بدون پدر و زنِ بدون شوهر گرچه دو عنوان هستند، ولی از جنبه اعجازی یك حقیقت بیشتر ندارند.
    علامه طباطبایی نظر دیگری دارد:
    «علت اِفراد «امّ» این است كه بفهماند آیات محكمات در بین خود هیچ اختلافی ندارند به طوری كه گویی یكی هستند.»31
    به نظر می رسد علت اینكه در ابتدا جمع آورد و گفت «منه آیات محكمات» و سپس وصف مفرد آورد و فرمود: «هنّ امّ الكتاب» آن است كه اگر با دید وحدت و یكپارچگی به این آیه ها بنگریم همگی مسئله توحید و ابعاد آن را توضیح و تعلیم می دهند؛ و توحید به سان شجره طوبی است كه دیگر باورها، اخلاقیات، عبادیات و آموزه های دین از آن سرچشمه می گیرند و شاخه ای از آنند.
    در ساختن انسان كامل نیز این ایمان و توحید است كه شاخه های فراوان فضایل اخلاقی را به وجود آورده و دمادم اعمال صالحه را كه میوه های آن اعتقاد است ایجاد می كند. و چون توحید همچون خون در تمامی رگهای دین جاری است. از این رو از آن تعبیر به «امّ الكتاب» نموده و مفرد آورده است.
    محی الدین بن عربی جمله «لااله الا الله» را مرجع جمیع محكمات دیگر و «امّ الكتاب» می داند.32
    ولی اگر با دید كثرت به آیات محكمات بنگریم، هر یك به تنهایی محكمند و مرجع، از این رو جمع آمده است: «منه آیات محكمات».
    همان گونه كه اگر به «وجود» با دید كثرت بنگریم وجود، دارای اقسامی مانند قدیم و حادث، خارجی و ذهنی، واجب و ممكن، بالفعل و بالقوه و… است، ولی با نگاه وحدت و طولی یك حقیقت یك پارچه در برابر «عدم» خواهد بود.


    تأویل و آیات محکم و متشابه

  21. تشكرها 3

    مدير اجرايي (26-10-1390), عهد آسمانى (07-11-1390)

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •