✰✰تحريف ناپذيري قرآن از ديدگاه علامه شعراني✰✰ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
✰✰تحريف ناپذيري قرآن از ديدگاه علامه شعراني✰✰
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 20
  1. #11
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    4 . 6 . اهتمام صحابه


    نكته ديگرى كه به اعتقاد علامه، دليل تحريف ناپذيرى قرآن است، توجه و اهتمام بيش از حد صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله به قرآن است . همان گونه كه از خلال مطالب پيشين به دست مى‏آيد، علاوه بر شخص پيامبر صلى الله عليه و آله و تاكيدهاى فراوانى كه در حفظ و نگارش و تعليم و تعلم قرآن بيان فرمود و ثوابهاى بسيارى كه براى حفظ و تعليم آن مطرح كرد، اصحاب آن حضرت نيز توجه و عنايت‏خاصى نسبت‏به قرآن مبذول داشتند، به گونه‏اى كه حتى تصور اين كه ممكن است چيزى از قرآن كم يا زياد شده باشد، امرى محال مى‏نمايد .

    اين توجه تا بدان حد بوده است كه به تعبير مرحوم علامه:
    آيه‏ها و كلمات و حروف قرآن را شمردند و كيفيت اداى كلمات را ضبط كردند . مانند اين كه ابن‏كثير چه اندازه مد واجب را مى‏كشيد و كسائى كدام را با غنه ادا مى‏كرد و با اين قراين، معلوم مى‏شود كه چه اندازه در ضبط و نگهدارى قرآن از تصحيف و تحريف مى‏كوشيدند (38)



    4 . 7 . تاكيد بر تلاوت صحيح


    تلاوت عين الفاظ قرآن از صدر اسلام تا كنون و سفارش و توصيه اكيد پيامبر صلى الله عليه و آله بر حفظ و تلاوت عين الفاظ آخرين كتاب آسمانى دليل ديگرى بر تحريف ناپذيرى آن است .
    علامه در اين‏باره مى‏فرمايد:
    قرآن كلام الهى است كه به وحى الهى بر پيغمبر ما نازل گرديد; لذا ترجمه آن را قرآن نگوييم و مطالعه آن را بى‏تلفظ، تلاوت نخوانيم; هر چند ثواب بسيار دارد و عنايت پيغمبر صلى الله عليه و آله از آغاز بر اين بود كه عين الفاظ، بى‏كم و زياده، بر زبان‏ها جارى گردد و همين را عبادت قرار داد و در هر نماز واجب فرمود به امر الهى .

    چنان كه اگر كسى نتواند لفظ آن را چنان كه بايد بر زبان ادا كند، حتى براى لكنت و آفت، امامت وى جايز نباشد، و اقتداى به او در جماعت‏باطل بود و اگر حرفى را مانند عين و حاء، چنان كه عرب ادا مى‏كنند، از مخارج معين، به صفات معينه، ادا نكند، قرآن نخوانده و تلاوت نكرده است و اين قاعده بر خلاف ساير كتب و مؤلفات است كه به ترجمه و مطالعه و فهم معنا، بى‏اداى لفظ، مقصود حاصل است .

    حكمت‏بزرگ اين دستور، نگهدارى قرآن از تحريف و تبديل است; چون كه تمام مسلمانان در اطراف و اكناف عالم به اين تقيد، نگهبان كلمات قرآنند و جاسوس يكديگر كه در آن تغييرى رخ ندهد .

    از اين جهت مشاهده مى‏كنيم كه هيچ كتابى، هر چند معروف و مشهور بود و در هر زمان متداول و متواتر، بى‏اختلاف و تغيير و بدون زياده و نقصان نيست و نسخ اصلى و قديم با يكديگر مخالف و در فصول و ابواب و عدد ابيات مانند يكديگر نيستند . . . ; چون آن طور كه در قرآن ملاحظه مى‏كنيم، اذهان اهل عالم متوجه الفاظ و كلمات و عين عبارات كتاب نبوده است [و اين تنها قرآن است كه از چنين ويژگى استثنايى و منحصر به فرد برخوردار است.] (39)


    ✰✰تحريف ناپذيري قرآن از ديدگاه علامه شعراني✰✰

  2. تشكرها 3

    mashoo (20-10-1390), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (20-10-1390), مدير اجرايي (23-10-1390)

  3. #12
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    4 . 8 . ضعف ادله تحريف


    يكى از دلايلى كه برخى محدثان، نظير محدث نورى را وادار ساخت تا قول به تحريف را بپذيرد، وجود پاره‏اى احاديث، در برخى جوامع حديثى است .
    علامه شعرانى - همانند بسيارى از بزرگان شيعه بر اين باور است كه:
    اولا اين احاديث از برخى كتابهاى مجعول يا غير معروف حديثى نقل شده‏است (40) ;
    ثانيا از نظر سند غير موثق است;
    ثالثا از نظر متن و محتوا نامعتبر است;
    رابعا با قرآن و عقل مخالف است; بنابراين به هيچ وجه نبايد به چنين احاديثى استناد كرد (41) ; چنانكه اين نكته را در ترجمه " تبصرة المتعلمين" با صراحت‏بيان كرده و چنين فرموده است:
    روايتى كه بدانيم مفاد و لوازم آن، مطابق قواعد مذهب صحيح نيست، نسبت آن به ائمه عليهم‏السلام نتوان داد; مانند رواياتى كه در سهو نبى صلى الله عليه و آله يا تحريف قرآن يا اين كه ماه رمضان هرگز از سى روز كمتر نمى‏شود، [وارد شده است . . .] ; گر چه بسيار باشد و به اسناد از ثقات نقل شده [باشد] ; اما يقينا راويان در آن سهو كرده‏اند; چون از خطا معصوم نبودند (42) .

    ايشان در پاسخ به ميرزاى نورى در حواشى فصل الخطاب در اين زمينه چنين مرقوم فرموده‏اند:
    ترديدى نيست كه خود آن سوره‏ها در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله گردآورى [شد] و به نامهاى خودش [ان] مرسوم گرديده بود; به گونه‏اى كه چون يكى از آنان مى‏گفت، سوره هود يا سوره يوسف يا سوره طه، شنوندگان متوجه مى‏شوند چه سوره‏اى را اراده كرده و پس از آن كه سوره نوشته شد و معروف بود، [حتى با فرض] نبودن اين ترتيب بين سوره‏ها در يك مصحف، زيانى ندارد; چون به طور كلى مى‏گوييم: همه اين احاديثى كه روايت‏شده، نه بركاسته شدن از قرآن دلالت دارد و نه بر متواتر نبودن قرآن موجود; بلكه آوردن سه حديث ضعيفى كه ضعفش آشكار است - و ما در جلوتر بيان داشتيم - در برابر معلوم، ارزش و اعتبارى ندارد (43) .

    و در جايى ديگر مى‏فرمايد:
    حديث [تحريف] بدون سند و ضعيف است و احتمال توهم راوى در آن مى‏رود و ممكن است كه در آن تصرف كرده باشد و به تعبيرى نقل كرده است كه با آن، از مقصود خارج شده باشد (44) .
    همچنين از آن جا كه برخى از احاديث تحريف از كتاب "سليم بن قيس" نقل شده، درباره او و كتابش مى‏نويسد:
    كتاب سليم بن قيس ساختگى است و حديثى كه فقط در آن باشد و در جاى ديگر نباشد، جدا ضعيف است . . . و يك حديث را به چند بار آوردن متعدد نمى‏گردد و تمامى آنچه در كتاب سليم بن قيس مى‏باشد، حديث واحد و ضعيف است و به چند مرتبه نقل كردن قوى نمى‏شود (45) .
    و سرانجام اين كه در نفى حديثى مى‏نويسد:
    اين حديث نيز مرسل و ضعيف است و گويا همان حديثى است كه از كتاب سليم نقل گرديده; چون عبارتهايش به آن مى‏ماند (46) .

    مرحوم شعرانى در حواشى وافى - كه بحث تحريف‏ناپذيرى را با تفصيل بيشترى مورد بررسى قرار داده است - به نقل از «مرآة العقول‏» علامه مجلسى چنين آورده است:
    لايخفى ان هذا الخبر و كثيرا من الاخبار الصحيحة صريحة فى نقص القرآن و تغييره و عندى ان الاخبار فى هذا الباب متواترة معنى و طرح جميعها يوجب رفع الاعتماد عن اخبار الامامة فكيف يثبتونها بالخبر (47) .

    آن گاه در پاسخ به تفكر علامه مجلسى و پيروانش چنين مى‏فرمايد:
    و الجواب انا لانثبت اصل الامامة بالخبر الوارد عن اهل البيت فانه مصادرة على المطلوب، بل باخبار اهل السنة و كما ان طرح جميع الاخبار يوجب رفع الاعتماد عن الاخبار قبول جميعا يوجب رفع الاعتماد عن‏القرآن و القرآن اولى بان يعتمد عليه و اما تغيير القرآن فلايثبت‏بهذا الخبر; لان هذا الخبر نفسه محرف مغير و اما الاخبار المتواترة التى تدل على تحريف القرآن فلم‏نرها مع بذل الجهد و قد جمع بعض محدثى العصر الاخير جميع ما ورد بزعمه فى تحريف الكتاب فى كتاب سماه فصل الخطاب و تتبعنا صدره و ذيله و جميع ما فيه يرجع الى الادلة الثلالثة التى ذكرناها و اجبنا عنها بما فيه كفاية (48) .

    سپس در ادامه مى‏افزايد:
    البته برخى احاديث را محدث نورى نقل كرده‏است كه علامه مجلسى آنها را نياورده; از آن جمله حديثى است كه مى‏گويد: منافقان چيزهايى را از جانب خود به قرآن افزودند; در حالى كه اولا راوى اين سخن معلوم نيست كه چه كسى است; ثانيا حتى اگر معلوم بود هم، ما حكم به ضعف و جرح او مى‏كرديم; چرا كه او روايتى را نقل كرده كه با صريح قرآن مخالف است; علاوه بر اين كه او از كتاب سليم بن‏قيس (49) رواياتى را نقل كرده; در حالى كه كتاب وى داراى اشتباهات و مجهولاتى است كه هرگز نمى‏توان و نبايد بدان اعتماد كرد; حتى برخى آن را به دليل همين اشتباهات فاحش، موضوع و جعلى مى‏دانند; همچنين سوره‏اى به نام "سورة الولاية"! را نقل كرده‏است كه در كتاب بى‏اصل و اساسى همچون "دبستان المذاهب" آمده‏است (50) .

    و سرانجام اين كه از احتجاج طبرسى اين‏گونه آورده است كه ميان قول خداوند در سوره نساء كه فرمود: «و ان خفتم ان لا تقسطوا فى اليتامى و اين آيه بود فانكحوا ما طاب لكم‏» بيش از يك سوم قرآن حذف شده است! ! يعنى در بين اين دو آيه از سوره نساء بيش از ثلث قرآن حذف شده! ! در حالى كه اولا اين روايت مرسل است; ثانيا مضمون آنها معقول و نامقبول است; چرا كه در اين صورت بايد گفت‏سوره نساء حدود دوهزار و پانصد آيه داشته‏است; ثالثا بيانگر آن است كه سوره‏ها در عهد پيامبر صلى الله عليه و آله تاليف نشده باشد كه اين هم خلاف نقل مسلم و تاريخ قطعى است .

    عين عبارت ايشان در اين زمينه چنين است:
    نقل [المحدث النورى] فيها بضع اخبار ضعاف لايبلغ عقد العشرة يشتمل بعضها على امور لايقول به المجلسى رحمه الله و لا غيره من علمائنا و لايعتمد عليها قطعا . منها مرسلة الاحتجاج يتضمن ان المنافقين زادوا فى القرآن اشياء من تلقاء انفسهم و لانعرف راوى هذه الرواية و لو كان معلوما لحكمنا بضعفه لانه راويها و منها رواية سليم بن قيس فى مواضع عديدة من كتابه المعروف و هو كتاب موضوع لا يعتمد عليه و مشتمل على اغلاط و مناكير كما ثبت فى محله و منها سورة الولاية التى اوردها فى كتاب دبستان المذاهب و ليس لها اصل و مستند و منها ما روى فى كتاب الاحتجاج: ان بين قوله تعالى «و ان خفتم ان لاتقسطوا فى اليتامى‏» و قوله تعالى «فانكحوا ما طاب لكم من النساء» سقط اكثر من ثلث القرآن و هو رواية مرسلة و مضمونها غير معقول; اذ يلزم منه كون سورة النساء اكثر من ثلث القرآن مشتملة على‏الفين و خمسمائة آية تقريبا او يلتزم بعدم كون السورة مؤلفة على عهد رسول الله صلى الله عليه و آله و تكلمنا على كل واحد من هذه الاخبار فى حاشية فصل الخطاب و اظن ان المجلسى (ره) ما اراد من الاخبار المتواترة امثال تلك الروايات فانها قليلة جدا بل اراد بها ما ورد فى القراآت الشاذة و اراده بالتحريف اختلاف القرائة و الله العالم (51) .



    ✰✰تحريف ناپذيري قرآن از ديدگاه علامه شعراني✰✰

  4. تشكرها 3

    mashoo (20-10-1390), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (25-10-1390), مدير اجرايي (23-10-1390)

  5. #13
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    5 . پاسخ به برخى از شبهات


    علامه شعرانى در لا به لاى نوشته‏هاى خود به پاره‏اى از شبهاتى كه درباره قرآن كريم است و اغلب آنها از ادله محدث نورى بر تحريف قرآن به شمار مى‏رود، پاسخ داده‏اند كه اينك به گزارش آنها مى‏پردازيم:

    5 . 1 . شبهه آيات منسوخ التلاوه

    از شبهاتى كه در اثبات تحريف قرآن، ياد شده، وجود آياتى به نام "منسوخ التلاوة" است .
    منسوخ التلاوة [يعنى اين] كه چيزى از قرآن پس از آن كه مدتى تلاوت مى‏شد، در عهد پيغمبر صلى الله عليه و آله، به امر خداوند تعالى نسخ شود . نظير آن كه مؤلفى پس از تاليف كتابى، تجديد نظر كرده، بعض سطور و مطالب آن را محو كند (52) .

    در ميان علماى عامه و نيز برخى از دانشمندان خاصه، چنين عقيده‏اى رايج‏بوده است كه پاره‏اى از آيات و سور قرآن به امر خداى متعال نسخ شده و به گونه‏اى از ذهن پيامبر صلى الله عليه و آله و صحابه محو گرديد! ! كه نه حكم آنها باقى ماند، نه لفظ و تلاوت آن .
    اين باور كه متاسفانه بر مبناى برخى روايات ضعيف يا جعلى پديد آمد، در اذهان بعضى از دانشمندان مسلمان جايگير شد و به تدريج نظريه‏اى تحت عنوان "منسوخ التلاوة" پديد آمد كه اعتقاد به آن دقيقا مساوى با عقيده به تحريف قرآن است; از اين رو، بسيارى ديگر از علماى مسلمان، ضمن اثبات نادرستى اين روايات، بر اين باور صحيح پاى فشردند كه منسوخ التلاوة هيچ اصل و اساسى ندارد و كسى كه بدان ملتزم شود، بى‏ترديد دچار انحراف در دين است و به خاطر چند روايت ضعيف و بى‏اساس، ركن ركين اسلام، يعنى آخرين كتاب آسمانى را در معرض شبهه و تشكيك قرار داده است .

    علامه شعرانى در برابر منسوخ التلاوة آن چنان موضوع سخت‏گيرانه‏اى ندارد - آن گونه كه علامه طباطبايى و مرحوم خويى داشته‏اند -; (53) ولى در نهايت آنها را نمى‏پذيرد و اين گونه اظهار نظر مى‏كند:
    و از كلام محقق [حلى] در معارج معلوم مى‏گردد كه در وقوع آن ترديد داشت و آيات منسوخه كه نقل مى‏كنند، شباهت‏به قرآن ندارد . مانند آية‏الرجم: «اذا زنى الشيخ و الشيخة فارجموها البتة، نكالا من الله و الله عزيز حكيم‏» كه به عبارت ديگر هم نقل شده است و يكى از اصحاب پيغمبر صلى الله عليه و آله على ما روى، مى‏گفت: ما سوره احزاب را به ياد داريم; در عهد پيغمبر صلى الله عليه و آله به اندازه بقره بود . بايد گفت: اين مرد چون هنگام شنيدن آن سوره، براى كارى شتاب داشت، به نظرش طولانى آمد و به امثال اين اوهام نمى‏توان وجود منسوخ التلاوة را ثابت كرد (54) .

    مرحوم آية الله العظمى خويى نيز درباره منسوخ التلاوة مى‏نويسد:
    نسخ تلاوت قسمتى از آيات قرآن و اسقاط آن از قرائت، عينا همان تحريف و تنقيص قرآن است . همان طور كه تحريف قرآن مورد قبول نيست; نسخ تلاوت نيز خالى از اشكال نخواهد بود; زيرا اين نسخ يا به وسيله خود پيامبر صلى الله عليه و آله بوده است و يا به وسيله افرادى كه بعد از وى زعامت و رياست مسلمانان را به دست گرفته بودند .

    نظريه اول و وقوع نسخ از خود پيامبر صلى الله عليه و آله محتاج به دليل و گواه مسلم است و با اين روايات متزلزل نمى‏توان آن را اثبات كرد; زيرا به عقيده تمام دانشمندان، قرآن با خبر واحد قابل نسخ نمى‏باشد . . . و اگر منظور اين باشد كه نسخ تلاوت بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله و به وسيله زعما و زمامداران مسلمان به وقوع پيوسته است، اين همان عقيده به تحريف قرآن [و باطل] است (55) .


    ✰✰تحريف ناپذيري قرآن از ديدگاه علامه شعراني✰✰

  6. تشكرها 3

    mashoo (20-10-1390), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (25-10-1390), مدير اجرايي (21-10-1390)

  7. #14
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    5 . 2 . شبهه مربوط به مصاحف صحابه

    محدث نورى گويد:
    اين كه عبدالله‏بن مسعود مصحف مخصوص معتبرى داشته كه بامصحف موجود ناسازگار بوده، مستلزم آن است كه مصحف موجود، از جهت اعجاز با همه آنچه بر پيغمبر صلى الله عليه و آله نازل شده، هم‏آهنگ نباشد و اگر چه در مصحف ابن‏مسعود هم، از جهت ترتيب، مخالفتى با مصحف اميرالمؤمنين وجود دارد (56) .

    شعرانى در پاسخ، اين‏گونه مرقوم داشته است:
    موجود بودن مصحفى از عبدالله بن مسعود و ابى‏بن كعب و ديگران دلالت ندارد بر مخالفت داشتن آنها با مصحف معروف مگر در قرائت‏بعضى به كلماتى و گرنه آنچه با تحقيق به دست آمده و به تواتر معلوم گشته، آن است كه عدد سوره‏ها و آيات در تمامى مصحفها باهم يكى هستند و فرق ميان آن دو در ترتيب سوره‏هاست . مثلا در بعضى مصحفها سوره بقره بعد از سوره آل عمران است و در بعضى مصحفها سوره آل‏عمران بعد از سوره بقره مى‏باشد، يا در قرائت‏بعضى كلمات و اداى برخى حروف تفاوت دارند و اگر آن مصحفها براى ما به تواتر نقل شده بود، قرائت از آنها براى ما جايز بود، نظير اختلاف قراء سبعه; جز اين كه عثمان مردم را بر محور يك قرائت جمع كرد و آن قرائتها به تواتر نرسيده و عثمان گمان كرد، جمع كردن مردم به محور يك قرائت، امكان‏پذير است; لكن بعدش به ثبوت رسيد كه اين كار ممكن نيست و بعد از او، قراء در كلمات اختلاف كردند .

    پيغمبر كه بعضى اختلاف در قرائت را براى ايشان جايز دانست، براى اين بود كه امت‏به مشقت نيفتند و اتفاق در قرائت امكان نداشت و بعضى احاديث كه دلالت دارد بر اين كه مصحف ابن مسعود، كلماتى زيادتر از قرآن فعلى دارد، جدا ضعيف است (57) .

    ✰✰تحريف ناپذيري قرآن از ديدگاه علامه شعراني✰✰

  8. تشكرها 2


  9. #15
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    5 . 3 . شبهه مرتبط با مصحف على عليه السلام

    يكى ديگر از شبهاتى كه محدث نورى و ديگران در اثبات تحريف بدان تكيه كرده‏اند، مربوط به مصحف على عليه السلام است . اين مطلب كه حضرت على عليه السلام داراى مصحفى بوده و اولين جامع قرآن پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله به شمار مى‏آيد، يكى از دلايل مدعيان تحريف است .

    علامه در اين‏باره مى‏نويسد:
    شهرت تحريف و نقصان در چند مورد ناشى شده است . يكى آن كه مسلم است‏حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله قرآن را جمع كرده و صحابه قرآن او را نپذيرفتند و بعد از آن، كسى قرآن حضرت را نديد و صحابه خودشان جداگانه قرآن را جمع كردند و آن مشهور شد و از اين جا توهم كردند كه در آن قرآن، چيزهايى بوده مخالف با مقصود خلفا، لذا خودشان قرآنى نوشتند كه آن چيزها را نداشته باشد (58) .

    آن گاه در مقام پاسخگويى برآمده و اين چنين نوشته است:
    ليكن هيچ يك از اين دلايل، بر مقصود آنها دلالت نمى‏كند; چون ممكن است كه ابتدا حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام مى‏دانست كه بايد قرآن را جمع كرد و خليفه مخالف اين راى بود; لذا قرآن آن حضرت را قبول نكرد و بعد از آن كه مجبور شدند، آن را جمع كنند . نخوت عربى و لجاجت قومى مانع شد، آن را مطالبه كنند . پس زيدبن ثابت را مامور جمع كردند .

    و اين كه در احتجاج طبرسى وارد شده كه عمر خواست آن قرآن را از حضرت امير عليه السلام بگيرد و همان را بين مسلمانان منتشر كند و حضرت ابا فرمود; لذا زيدبن ثابت را مامور جمع قرآن نمودند، اين حديث، مرسل است و بدان اعتماد نمى‏توان كرد و بعيد مى‏نمايد كه در صورت رضايت‏خلفا، حضرت امير عليه السلام مردم را از اين فيض باز دارد; مخصوصا اين كه در مصحف آن حضرت، شان و زمان نزول هر آيه و تاويل آن و ناسخ و منسوخ موجود بود و اگر مانعى براى انتشار آن نبود، لازم‏ترين چيز براى امت، داشتن چنين قرآن با چنين تفسيرى است (59) .

    ايشان همچنين در موارد متعددى در آثار خويش به اين نكته اشاره كرده‏اند كه قرآن حضرت على عليه السلام از نظر تعداد سور و آيات به هيچ وجه با قرآن فعلى تفاوتى نمى‏كرد; بلكه صرفا به ترتيب نزول گردآورى شده بود و اضافات تفسيرى و بعضى از علوم قرآنى در آن بوده است، همين و بس (60) .

    ✰✰تحريف ناپذيري قرآن از ديدگاه علامه شعراني✰✰


  10. #16
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    وى در ضمن مى‏افزايد:
    مراد از تاليف اميرالمؤمنين عليه السلام بر ترتيب نزول اين نيست كه آن غير به هم پيوستگى سوره‏هاى معين، كار ديگرى بوده و آن حضرت بعضى آياتى را كه در زمان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در سوره يس بوده، مثلا در سوره كهف قرار داده باشد يا اين كه آيات را از آن گونه كه بوده، تغيير داده باشد; بلكه اميرالمؤمنين آن بافت جمع‏آورى رسول‏خدا صلى الله عليه و آله را حفظ كرد و در حواشى و كناره‏هاى صفحه مثلا بيان كرده كه نزول آيه فلان پيش از نزول آن آيه بوده است و . . . (61) .

    علامه شعرانى ضمن پذيرش مصحف على عليه السلام و تاكيد فراوان بر اهميت اين مصحف و اظهار تاسف از اين كه جامعه اسلامى آن را نپذيرفت، بر اين نكته اصرار مى‏ورزد كه مصحف اميرمؤمنان عليه السلام بى‏هيچ كم و كاستى دقيقا همان مصحف زمان پيامبر صلى الله عليه و آله است و آنچه كه از سوى خلفا انجام گرفت نيز در همين چارچوب قابل ارزيابى است و آنها نه مى‏خواستند ونه مى‏توانستند كه يك كلمه از قرآن را كم يا زياد كنند . به عبارت ديگر، بى‏ترديد حضرت سعى نمود، مصحفى تدوين نمايد; اما آنچه انجام گرفت نيز دقيقا مورد تاييد ايشان بوده است و مهم‏ترين دليل اين ادعا اين است كه حضرت پس از خليفه سوم كه زمامدار امت‏شد، كوچك‏ترين تلاشى در جهت معرفى مصحف خويش و منزوى ساختن مصحف رسمى كه در زمان عثمان گردآورى شده بود، انجام نداد . آيا اين رفتار حضرت بهترين گواه رضايت ايشان از مصحف رسمى تلقى نمى‏شود؟ البته كه چنين است; زيرا كارى خلاف نظر پيامبر صلى الله عليه و آله و آنچه در دوره بيست و سه ساله بعثت انجام گرفته، به انجام نرسيده است.

    مرحوم شعرانى به نقل از علامه حلى در كتاب تذكره اين‏گونه آورده است كه مصحف فعلى كه به زمان عثمان بر مى‏گردد، در واقع همان مصحف على عليه السلام است; چرا كه مورد رضايت‏حضرت به هنگام تدوين و پذيرش ايشان پس از رسيدن‏به خلافت‏بوده است . عبارت علامه در اين زمينه چنين است:
    و قد صرح رحمه الله فى مبحث القرائة من كتاب الصلوة من التذكرة بان هذا المصحف الموجود بايدينا الان الذى اجمع الصحابة عليه و احرق عثمان ما سواها، هو مصحف على عليه السلام (62) .

    و در مقدمه منهج الصادقين آورده است:
    به قول علامه رحمه الله در تذكره، مصحف اميرالمؤمنين عليه السلام كه پس از رحلت پيغمبر صلى الله عليه و آله جمع كرد، همين مصحف متداول امروزى است كه مادر دست داريم (63) .


    ✰✰تحريف ناپذيري قرآن از ديدگاه علامه شعراني✰✰

  11. تشكرها 2


  12. #17
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    5 . 4 . شبهه راجع به جمع قرآن در زمان عثمان

    جمع قرآن در زمان عثمان، يكى ديگر از شبهاتى است كه قائلان به تحريف آن را دستاويز ادعاى باطل خود قرار داده‏اند . به تعبير مرحوم شعرانى:
    توهم نقص و تحريف قرآن از آن برخاست كه در زمان خلافت عثمان خواستند همه مردم بر يك قرائت متفق شوند، قرآنهاى ديگر را سوزانيدند . توهم آن شد كه مقدارى از قرآن در سوختن از ميان رفته باشد (64) .

    ايشان در پاسخ مى‏فرمايند:
    اما اين كه عثمان قرآنها را سوزانيد، دليل آن نيست كه مى‏خواسته از آن، سوره يا آياتى را حذف كند; بلكه ممكن است‏براى اين بوده كه مردم را بر يك قرائت متحد كند; زيرا كه قرائتها مختلف بود . ايرادى كه بر عثمان مى‏گيرند، [اين نيست كه چيزى از قرآن كم كرده است; زيرا چنين چيزى اساسا غير ممكن بوده‏است; بلكه] اين است كه براى هر غرضى بوده - و لو غرض صحيح اين گونه توهين به كتاب الهى، ترك ادب است و سيد مرتضى در شافى مى‏گويد: «اختلاف قرائت در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله نيز بوده و آن حضرت تجويز فرموده . دلسوزى عثمان بيش از حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله بى‏مورد بوده است‏» (65) .

    به علاوه:
    نسخ آن قراآت سوخته شده موجود است و مى‏دانيم كه تفاوت مصاحف در قرائت در چه حد بود . به هر حال احتمال نقص و تحريف در قرآن، بسيار سخيف و بعضى گفته‏اند: سفيهانه است و سيد مرتضى به برهان آن را باطل ساخته و در مجمع‏البيان و تبيان و ساير كتب آن را بيان كرده‏اند (66) .

    سرانجام اينكه:
    ان اختلاف المصاحف التى احرقها عثمان لم يكن فى عدد السور و الآيات، بل كانت مشتملة على هذه السور المؤلفة عن هذه الآيات الموجودة الا المعوذتين فى مصحف ابن مسعود، او فى كلمات قليلة فى القراآت كانت مما جوزها رسول‏الله صلى الله عليه و آله و قد نقل لنا شطر منها، لان جميع تلك المصاحف لم تنعدم قطعا عن صفحة الوجود، بل بقى منها نسخ كثيرة فى ايدى الناس و انت‏باقية بعد ذلك بقرون حتى راى بعضها ابن النديم و نقل ترتيب السور فيها و نقل المفسرون و القراء مواضع الاختلاف فى كتبهم . . . (67) .

    همان‏گونه كه پيش از اين نيز بيان كرده‏ايم، ديدگاه علامه شعرانى در زمينه جمع قرآن اين است كه تمامى آيات و سوره‏هاى قرآن در زمان حيات پيامبر صلى الله عليه و آله داراى انسجام معين و جايگاه مشخصى بوده است و آنچه پس از رحلت‏حضرت انجام گرفت، كار جديد و عمل تازه‏اى نبود; بلكه صرفا قراردادن قرآن در ميان دو جلد بوده است .

    ايشان در تعليقاتى كه بر فصل الخطاب نوشته‏اند و در ضمن كتاب قرآن هرگز تحريف نشده انتشار يافته است، در اين‏باره از جمله چنين آورده‏اند:
    اين از مسايل روشن است كه در زمان زندگى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به گونه متواتر، سوره‏ها جمع‏آورى شده‏بود; به طورى كه هرگاه گفته مى‏شد، سوره بقره، سوره هود، سوره احزاب و . . . شنونده مى‏فهميد كه آن چه سوره‏اى است و بدين جهت اسم سوره در قرآن كريم آمده است . پس بدون ترديد، ناگزير پيوستگى سوره‏ها [متشكل] از [تمام] آيات، بر مى‏گردد به زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله كه به فرمان خدا بوده; بنابراين اگر ما فرض كنيم بر اين كه، پاره‏اى از آيات از يك سوره مانند سوره اقرء پيش از آيات ديگرش نازل گرديده، الحاق آياتى كه بعدا نازل شده به آيات جلوتر به دستور پيغمير صلى الله عليه و آله بوده‏است; بنابراين همه سوره‏هايى كه در قرآن است، جمع‏آورى شده‏بود (68) .

    ✰✰تحريف ناپذيري قرآن از ديدگاه علامه شعراني✰✰

  13. تشكر

    مدير اجرايي (27-10-1390)

  14. #18
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    5 . 5 . شبهه اختلاف قرائت‏ها

    از ديگر دلايلى كه براى وقوع تحريف، از سوى قائلان به آن به ويژه محدث نورى ذكر شده، اختلاف قرائتها است; امرى كه پيامبر صلى الله عليه و آله خود شخصا آن را تجويز فرمود; به علاوه موارد آن نيز تا جمع خليفه اول آن اندازه فراوان نبود كه موجب تحريف قرآن شود .

    علامه در پاسخ به اين شبهه از جمله چنين فرموده است:
    اختلاف بين قراء قبل از احراق مصاحف بسيار ناچيز بود و از نمونه‏هاى منقوله از قرائت عبدالله بن مسعود و ابى‏بن‏كعب معلوم مى‏شود كه از دو سه كلمه زياده و نقصان، يا اختلاف يكى دو كلمه مترادف تجاوز نمى‏كرد و اين سوزاندن گرچه هتك حرمت‏بود; اما دليل شدت توجه و عنايت مردم است‏به هر حرف و كلمه، كه چون ديدند بعض مردم كلماتى چند به اخبار آحاد شنيده مى‏خوانند، برآشفتند و آنها را به قرائت متواتر مصحف رسمى ملزم ساختند . . .

    [به علاوه] اختلاف قرائت چيز ديگر است و تحريف قرآن چيز ديگر; چون هيچ كس از علماى اسلام انكار اختلاف قرائت نكرده است، چه در زمان پيغمبر صلى الله عليه و آله و چه پس از وى و اين اختلاف نزد آنان چنان است كه مؤلفى در عبارت كتاب خود دو وجه را تجويز كند .

    مثلا حاج ملاهادى سبزوارى (قدس‏سره) در شرح اين بيت:

    سميت هذا غرر الفرائد
    اودعت فيها عقد العقائد


    تجويز فرموده است كلمه «غرر» را به ضم عين و هم به فتح آن قرائت كنند . پيغمبر هم به امر خداوند چند قرائت را تجويز فرمود; اما تحريف را همه منكرند جز جماعتى از حشويه كه معناى بعض روايات را ندانستند، يا بر روايات ضعيفه اعتماد كردند . . . و از آنچه گفتيم علت اشتباه صاحب فصل الخطاب معلوم گرديد; چون وى اختلاف قراآت، مخصوصا شواذ آن را نقل كرده و آن را دليل تحريف قرآن دانسته است (69) .

    همچنين در حواشى خود بر وافى مرحوم فيض كاشانى مى‏نويسد:
    ان اختلاف القرائة غير التحريف . كيف و الاول بديهى يعترف به كل احد، لا يعترف بالثانى . الاترى ان اختلاف النسخ فى الكتب المتواترة كالكافى و الاستبصار و ساير كتب الادب و الفقه و غيرها لا يدل على وقوع النقصان و التحريف فيها؟ و ليس اختلاف القرائة فى القرآن الا كاختلاف النسخ، لكن مع علم المؤلف و تجويزه و بالجملة، الاستدلال باختلاف القراآت على وقوع التحريف عجيب من اهل العلم (70) .

    ✰✰تحريف ناپذيري قرآن از ديدگاه علامه شعراني✰✰

  15. تشكر

    مدير اجرايي (27-10-1390)

  16. #19
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    5 . 6 . شبهه قراآت ائمه عليهم السلام


    به اعتقاد علامه شعرانى، بخشى از رواياتى كه مدعيان تحريف بدان استناد كرده‏اند، بر فرض صحت، در زمره روايات تفسيرى است كه يا مصداق يا مصاديق آيات را مشخص كرده يا در زمينه شان نزول آنهاست و يا مواردى از اين قبيل را شامل مى‏شود . ايشان در مقدمات تفسير در اين‏باره چنين آورده‏اند:
    اما قرائت اهل بيت - چنان كه در روايات وارد است - از دو جهت جايز نيست: يكى آن كه آنها در روايات بسيار، اصحاب خود را امر فرموده‏اند كه متابعت قرائت مشهور كنند . جهت دوم آن كه به طور قطع و يقين نمى‏دانيم اين قرائتهايى كه در كتابهاى حديث‏به ائمه نسبت مى‏دهند، واقعا از آنها باشد، اگر چه به طور كلى معلوم مى‏شود كه آنها قرائتى داشتند كه در بعضى موارد، مخالف قرائت مشهور بوده است . در بعض موارد نيز مى‏دانيم كه راوى سهو و اشتباه كرده و قرائت از معصوم نيست . مثلا در «صراط الذين انعمت عليهم‏» روايتى وارد شده كه حضرت باقر عليه السلام «صراط من انعمت عليهم‏» قرائت كرده و ما يقين داريم كه هر جاى قرآن را تحريف كنند، تحريف سوره حمد محال است; چون مسلمانان از زمان پيامبر صلى الله عليه و آله روزى پنج مرتبه اين سوره را تلاوت مى‏كردند و شايد حضرت باقر عليه السلام در مقام بيان تفسير و اين كه آيه منطبق بر چه كسانى است، عبارت اخرى از آيه ذكر كرده، اما راوى گمان كرده كه قرائت‏سوره حمد آن طور صحيح است .

    و نيز در آيه «فبدل الذين ظلموا قولا غير الذى قيل لهم‏» در سوره بقره [آيه 59] روايت كرده‏اند كه امام فرمود: آيه اين طور بوده: «فبدل الذين ظلموا آل محمد قولا غير الذى قيل لهم‏» و مى‏دانيم يقينا اين طور نيست; چون صريح آيه درباره بنى‏اسرائيل است . در زمان يوشع بن نون يا حضرت موسى كه به آنها گفته شد، از طرف خداوند بگويند: «حطة‏» و آن كسانى كه ظلم كرده‏اند، آن قول را به قول ديگر تبديل كردند و معنا ندارد بنى‏اسرائيل زمان موسى بر آل محمد ظلم كنند! و شايد امام عليه‏السلام، حال امت اسلام را به حال بنى‏اسرائيل تنظير كرده است و همچنان كه ظالمان بنى‏اسرائيل، قول مامور را تبديل به قول ديگر كردند، ظالمان اين امت هم نسبت‏به آل‏محمد، امر الهى را تغيير دادند و راوى ملتفت نشده يا فراموش كرده و گمان برده، امام مى‏فرمايد: لفظ آل محمد در صريح آيه مذكور است . در بعضى موارد نيز ممكن است امام براى توضيح و تفسير، كلمه‏اى در بين آيه فرموده و راوى آن را جزو آيه پنداشته‏است; مثل «يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك فى على‏» كه لفظ «فى على‏» براى بيان مراد از آيه است و همچنين «لاتسئلوا عن اشياء (لم تبد لكم) ان تبدلكم تسؤكم (71) » كه لفظ «لم تبدلكم‏» را امام براى توضيح فرموده; نه اين كه جزو قرآن باشد و بيشتر احاديث در قرائت اهل‏بيت عليهم السلام از اين قبيل است . در اتقان، سيوطى از حسن نقل مى‏كند كه اين طور قرائت كرده: «ان منكم الا واردها، الورود الدخول‏» و البته جمله «الورود الدخول‏» تفسير است و ناقل اشتباه كرده است (72) .

    آن‏گاه ايشان در ادامه همين بحث‏به يك اصل محورى و اساسى در توجيه اين قبيل احاديث اشاره مى‏كند كه به اعتقاد نگارنده از توجيهاتى كه در آغاز بحث ذكر كرده، مهم‏تر است و آن اصل اين است كه:
    احاديث‏ياد شده غالبا از غلات و مجاهيل و ضعفا [نقل شده و يا] اخبار مرسله‏اى است كه اعتماد بر هيچ يك نيست; مخصوصا آنچه از كتابهايى نقل شده كه علما تصريح به بى‏اعتبارى آن كرده‏اند (73) .

    بسيارى از اين احاديث را بايد با اين معيار دقيق مورد ارزيابى قرار داد و ضعف متن يا سند آن را برملا نمود .


    ✰✰تحريف ناپذيري قرآن از ديدگاه علامه شعراني✰✰

  17. تشكر

    مدير اجرايي (27-10-1390)

  18. #20
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    پاورقيها:
    _________________________________دكتر ناد على عاشورى تلوكى


    1) آن مرحوم در سال 1320 هجرى در بيت علم و ادب در تهران به دنيا آمد و پس از عمرى مجاهدت علمى و عملى، در شوال سال 1393 هجرى و در سن هفتاد و سه سالگى به لقاء الله پيوست . ايشان در اواخر عمر دچار ضعف و نقاهت و بيمارى قلب و ريه گرديد و پس از چندى به واسطه شدت بيمارى به آلمان اعزام شد و در يكى از بيمارستانهاى شهر هامبورگ بسترى گرديد; اما معالجات سودى نبخشيد و پس از نيمه شب يكشنبه 12 آبانماه 1352 (هفتم شوال المكرم 1393) در بيمارستان جان به جان آفرين تسليم نمود . چند روز بعد به تهران منتقل شده و در جوار حضرت عبدالعظيم در مقبره خانوادگى به خاك سپرده شد . رك: كيهان انديشه، ش‏45، ص‏85.
    2) منهج الصادقين، ج‏2، ص‏15 .
    3) بيان در علوم و مسايل كلى قرآن، 1/335- 271 .
    4) وقف ميراث جاويدان، ش‏7، ص‏15 .
    5) فرقان/74 .
    6) آل عمران/110 .
    7) همان، ش‏5، ص‏10 .
    8) همان .
    9) مقدمه تفسير منهج‏الصادقين، 1/5 .
    10) وقف ميراث جاويدان، ش 5، ص‏10 .
    11) منهج‏الصادقين، 1/15- 14 .
    12) همان، 1/15 .
    13) همان .
    14) وقف‏ميراث جاويدان، ش‏5، ص‏11 .
    15) تفسير ابوالفتوح رازى، 7/184 .
    16) منهج‏الصادقين، 1/13 و 1/16; وافى، چاپ سنگى، 5/232 و 5/227; وقف ميراث جاويدان، ش‏5، ص‏11 .
    17) وقف ميراث جاويدان، ش‏5، ص‏11 . آن گونه كه علامه در شرح حال خود ذكر كرده‏است، يكى از آثار ايشان، نقد كتاب حاجى نورى و نگارش تعليقات در رد عقيده تحريف است . چنانكه در مقدمه وافى به هنگام بر شمردن آثار خود مى‏فرمايد: «. . . و غير المطبوعة منها حاشية على فصل الخطاب فى عدم تحريف الكتاب‏» . شايان ذكر است كه حواشى مذكور در ضمن كتاب " قرآن هرگز تحريف نشده" تاليف استاد حسن‏زاده آملى به چاپ رسيده است .
    18) همان، 1/4- 3; راه سعادت، ص‏23 .
    19) تفسير ابوالفتوح رازى، 4/69 .
    20) همان، 4/264 .
    21) همان، ص 136- 135 .
    22) همان، 1/5; نيز بنگريد: قرآن هرگز تحريف نشده، ص‏142 .
    23) تفسير ابوالفتوح رازى، 2/246 .
    24) همان، 12/117 .
    25) در ذيل آيه 204 سوره بقره مى‏نويسد: "در حاشيه كتاب مجمع‏البيان در ذيل اين آيه نوشته‏ام كه مرضات در مصاحف به «تاء» نوشته شده است‏براى متابعت مصاحف عهد نبى صلى الله عليه و آله تا خط قرآن از آن صورت كه بود متغير نگردد و توهم تصحيف در قرآن نرود" . تفسير ابوالفتوح رازى، 2/149 . درباره دو واژه «سنة‏» و «رحمة‏» نيز همين نظر را دارد . بنگريد: وقف ميراث جاويدان، ش‏5، ص‏11 .
    26) تفسير ابوالفتوح رازى، 7/141- 140; نيز بنگريد: راه سعادت، ص 27- 26 .
    27) همان، 7/470 .
    28) منهج‏الصادقين، 1/30 .
    29) تفسير ابوالفتوح رازى، 3/443; راه سعادت، ص‏27 .
    30) همان، 5/447; راه سعادت، ص‏26 .
    31) منهج‏الصادقين، 1/15; راه سعادت، ص‏25- 24 .
    32) وافى، 5/227 .
    33) وافى، 5/225 .
    34) بقره/23 .
    35) هود/13 .
    36) نور/1 .
    37) وقف ميراث جاويدان، ش‏5، ص‏10; نيز بنگيريد: راه سعادت، ص‏20 .
    38) همان .
    39) منهج‏الصادقين، 1/3- 2; نيز بنگريد: راه سعادت، ص 23- 22 .
    40) وقف ميراث جاوديان، ش‏5، ص‏12 .
    41) وافى، 5/233 .
    42) تبصرة المتعلمين، ترجمه و شرح علامه شعرانى، 2/524و2/551 .
    43) قرآن هرگز تحريف نشده، ص‏135 .
    44) همان، ص‏131 .
    45) همان .
    46) همان، ايشان درباره سليم بن قيس و كتابش در موارد ديگرى هم همين نظر را بيان فرموده‏اند . بنگريد به: وافى، چاپ سنگى، با حواشى شعرانى، 1/55 و1/99 و 3/47 و 5/233; شرح اصول كافى ملاصالح، حواشى شعرانى، 2/163 و 2/274 و 2/373 .
    47) وافى، 5/232 .
    48) همان، 5/233 .
    49) اين كتاب با نام "اسرار آل محمد" به فارسى منتشر شده‏است .
    50) شايد انتخاب عنوان طنزگونه "دبستان المذاهب" و در هم آميختن واژه فارسى به عربى، تا حدودى بر محتواى غيرواقعى آن دلالت داشته‏باشد و تاسف‏بار اين است كه مرحوم محدث نورى، با آن همه علم و اطلاع و ايمان و تعبد، از كتابى اين‏چنين تهى از واقعيت مطالبى را نقل نمايد و جالب اين كه آن را دليل تحريف قرآن قلمداد كند! !
    51) وافى، 5/233 .
    52) همان، 1/16 .
    53) بنگريد: الميزان، 12/166- 8161/194; 9/321; 10/535; بيان در علوم و مسايل كلى قرآن، 2/18; 1/289 .
    54) منهج‏الصادقين، 1/17 .
    55) بيان در علوم و مسايل كلى قرآن، 1/289 .
    56) همان، ص‏136 .
    57) همان، ص 137- 136 .
    58) وقف ميراث جاويدان، ش‏5، ص‏11 .
    59) همان .
    60) بنگريد: منهج‏الصادقين، 1/15; وافى، 5/235 .
    61) قرآن هرگز تحريف نشده، ص‏132 .
    62) وافى، 5/235 .
    63) منهج‏الصادقين، 1/15 .
    64) منهج‏الصادقين، 1/14 .
    65) وقف ميراث جاويدان، ش‏5، ص‏11 .
    66) منهج‏الصادقين، 1/15/14 .
    67) وافى، 5/227 .
    68) قرآن هرگز تحريف نشده، ص‏132 .
    69) منهج‏الصادقين، 1/16 .
    70) وافى، 5/227 .
    71) مائده/101 .
    72) وقف ميراث جاويدان، ش‏5، ص‏12 .
    73) همان .
    ✰✰تحريف ناپذيري قرآن از ديدگاه علامه شعراني✰✰

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •