✰✰تحريف ناپذيري قرآن از ديدگاه علامه شعراني✰✰ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
✰✰تحريف ناپذيري قرآن از ديدگاه علامه شعراني✰✰
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 20
  1. #1
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    shamee ✰✰تحريف ناپذيري قرآن از ديدگاه علامه شعراني✰✰







    تحريف ناپذيري قرآن از ديدگاه علامه شعراني

    علامه شعرانى در حواشى و تعليقاتى كه بر شمارى از كتابها نوشته‏اند، درباره علوم قرآن، از جمله تحريف ناپذيرى قرآن نكاتى ارجمند را بيان كرده‏اند . وى تحريف قرآن به معناى جابه‏جايى يا تغيير و يا زيادت و نقصان پاره‏اى از كلمات يا آيات قرآن را به اين دلايل مردود مى‏شمارد: تواتر قرآن، تواتر قرائات، وجوب متابعت از رسم‏الخط مصحف عثمانى، مشخص بودن سوره‏ها در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله و . . . و يكايك ادله قائلان به تحريف را مانند آنچه در فصل‏الخطاب آمده‏است، رد مى‏كند . در مقاله حاضر شرح اين مطالب آمده‏است .


    ✰✰تحريف ناپذيري قرآن از ديدگاه علامه شعراني✰✰

  2. تشكرها 2

    mashoo (16-10-1390), بيرق ظهور (17-10-1390)

  3.  

  4. #2
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    1 . مقدمه

    يكى از مسايل بسيار مهم و اساسى قرآن پژوهى، بحث تحريف ناپذيرى قرآن است . اگر از گروهى از حشويه و اهل حديث‏بگذريم كه جمود فكرى و قشرى‏نگرى، آنها را به اظهار نظرهاى ناصحيح وادار نموده‏است، تقريبا ميان تمام فرق مسلمان اتفاق نظر است كه قرآن موجود همان است كه در طى مدت بيست و سه سال و به تدريج‏بر قلب پاك پيامبر صلى الله عليه و آله نازل گرديد و آن حضرت به كاتبان وحى دستور داد تا آيات و سور نازل شده را بنويسند و بسيارى از صحابه - كه به طور قطع از صدها نفر هم تجاوز مى‏كرد همه يا بخش اعظم قرآن را از حفظ داشتند .

    بنابراين، آنچه امروزه در بين مسلمانان به عنوان آخرين كتاب آسمانى داير و مرسوم است، دقيقا همان است كه بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل گرديده، بدون اين كه حتى يك كلمه در آن كم يا زياد شده باشد و اين صرف ادعا نيست; بلكه در جاى خود با دلايل فراوان عقلى و نقلى به اثبات رسيده است .

    از جمله دانشمندانى كه در عصر حاضر به بحث تحريف ناپذيرى قرآن اهتمام ورزيد و در موارد متعددى به اجمال و تفصيل بدان پرداخته است، علامه مفضال و حكيم عالى‏مقدار مرحوم علامه شعرانى است (1) .

    علامه شعرانى آثار فراوانى را به صورت پاورقى، حواشى يا مقدمه بر بسيارى از كتب تفسيرى، حديثى، كلامى و فقهى نوشته و به ترجمه برخى كتابها نيز اقدام كرده‏است . در اين تعليقات و حواشى، موضوعات متنوع فراوانى را مورد بحث و بررسى قرارداده است كه از آن جمله مى‏توان به موضوع كنونى، يعنى تحريف ناپذيرى قرآن اشاره كرد .

    علامه شعرانى اين بحث را به تفصيل در حواشى وافى و كتاب فارسى‏اش به نام «راه سعادت‏» مورد بررسى قرار داده و عقيده جمهور علماى مسلمان را مبنى بر عدم تحريف قرآن مورد اثبات يا تاكيد قرار داده است .

    ايشان در مقدمه‏اى كه بر تفسير «منهج‏الصادقين‏» ملا فتح الله كاشانى نوشته، در اين‏باره مى‏فرمايد:
    چون علماى ما در عدم تحريف بسيار نوشته و استدلال كرده‏اند، حاجتى به تفصيل و تكرار نديدم . در حايشه وافى به قدر كافى متعرض آن شده‏ايم و در كتاب فارسى در نبوت، موسوم به «راه سعادت‏» اشارتى كرده‏ايم و اين جا به ذكر چند نكته مختصر قناعت مى‏كنيم (2) .

    مرحوم شعرانى بسيارى از آرا و انديشه‏هاى خويش را به صورت تعليقات، توضيحات و حواشى و شروح بر بخشى از كتابهاى مهم تفسيرى و كلامى به يادگار گذاشته‏اند . از مواردى كه هم به صورت مستقل و مجزا و هم در ضمن مباحث ديگر بدان پرداختند، موضوع اين مقال، يعنى تحريف ناپذيرى قرآن است كه به اختصار مورد بررسى قرار مى‏دهيم .

    ✰✰تحريف ناپذيري قرآن از ديدگاه علامه شعراني✰✰

  5. تشكرها 3

    mashoo (16-10-1390), مدير اجرايي (13-10-1390), بيرق ظهور (17-10-1390)

  6. #3
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    2 . تعريف تحريف

    مرحوم خويى در البيان به تفصيل به شرح معانى لغوى و اصطلاحى تحريف پرداخته‏است كه تقريبا همه موارد مربوط به آن را شامل مى‏شود (3) . علامه شعرانى - كه گويا در اواخر عمر قصد نگارش تفسير قرآن را داشته است (4) ، بدون پرداختن تفصيلى به آن موارد، در رساله‏اى كه با عنوان "گفتارى در باب قرآن" از ايشان منتشر شده و در حكم مباحث مقدماتى تفسير است، در اين‏باره مى‏نويسيد:

    تحريف، يعنى نقل آيه از محلى به محل ديگر، يا تغيير بعضى كلمات . على‏بن ابراهيم بسيارى از اين قبيل را بر شمرده‏است; مانند: «و اجعلنا للمتقين اماما (5) » كه مى‏گويد: در اصل «و اجعلنا من المتقين اماما» بوده و آيه «كنتم خيرامة اخرجت للناس (6) » در اصل «كنتم خير ائمة اخرجت للناس‏» بوده است . . . (7) .

    ايشان به شدت با اين سخن على‏بن ابراهيم و امثال او به مخالفت‏برخاسته و با استناد به مساله جمع و تدوين آن در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله به پاسخ گويى برآمده و چنين فرموده است:

    و ليكن اين عقيده على بن ابراهيم را به هيچ وجه ممكن نيست تصديق كنيم; چون يقينا اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله مختار نبودند كه سوره‏هاى قرآن را به ميل خود تاليف كنند و هر آيه را جزو هر سوره كه مى‏خواهند قرار دهند; بلكه تاليف سوره‏ها چنان كه گفتيم - در زمان آن حضرت و به امر او بوده است . از هر سوره نسخه‏ها برداشته و در اطراف بلاد منتشر كرده‏اند . هيچ كس را ممكن نبود، نصف آيه از سوره بقره را بردارد و در سوره مائده قرار دهد (8) .

    علاوه بر اين، آنچه على بن ابراهيم ادعا كرده روايتى بيش نيست و در جاى خود ثابت‏شده است كه:
    هيچ يك از اين قراآت براى ما اعتبار ندارد، چون به اخبار آحاد است و احتمال كذب و خطا در آن مى‏دهيم; بلكه آنچه از پيغمبر و ائمه هم نقل كرده‏اند، چون صحت نقل مشكوك است، براى ما حجت نيست (9) .

    در جعلى بودن اين قبيل روايات همين بس كه آنان حتى در سوره فاتحه‏اى كه مسلمانان در هر روز لااقل پنج نوبت آن را در نمازهاى يوميه‏اشان مى‏خوانند، ادعا كرده‏اند كه آيه «صراط الذين انعمت عليهم‏» در اصل «صراط من انعمت عليهم‏» بوده‏است و به تعبير آن مرحوم:
    عجب‏تر اين كه گويد: در فاتحة الكتاب تحريف كرده‏اند . چون اين سوره را تمام مسلمانان در نماز، روزى پنج مرتبه مى‏خواندند و اگر در بيست و سه سال زمان حيات پيامبر «صراط من انعمت عليهم‏» خوانده مى‏شده، نه ممكن بوده كسى در آن سهو كند و صراط الذين بخواند و نه عمدا جهت داشت كه آن را تغيير دهند و اگر فايده‏اى هم تصور مى‏شد، با شهادت عامه خلق، تغيير آن ممكن نبود (10) .

    ✰✰تحريف ناپذيري قرآن از ديدگاه علامه شعراني✰✰

  7. تشكرها 2

    mashoo (16-10-1390), بيرق ظهور (17-10-1390)

  8. #4
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    3 . پيشينه تحريف

    مرحوم شعرانى بر اين باور است كه در بين علماى پيشين شيعه و حتى در طبقه ميانى دانشمندان شيعه نظير علامه، محقق و شهيد به هيچ وجه قول به تحريف طرفدارى نداشته است (11) و حتى از شيخ صدوق نقل مى‏كند كه:
    هر كس به ما شيعه نسبت دهد كه مى‏گوييم: از قرآن چيزى نقصان يافته، دروغ مى‏گويد و ما هرگز چنين سخنى نگوييم (12) .

    و از قول علامه در تذكره آورده‏است:
    مصحف اميرالمؤمنين عليه السلام كه پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله جمع كرد، همين مصحف متداول امروزى است كه ما در دست داريم (13) .

    و مى‏افزايد:
    نظير اين كلام را صاحب مجمع‏البيان كه اعظم مفسران شيعه است - در اول تفسير خود ذكر كرده و نيز شيخ طوسى كه رئيس فرقه است - در تفسير تبيان و سيد مرتضى در مسايل طرابلسيات آن را تقويت كرده‏اند و محقق كاظمى در كتاب شرح وافيه بر آن، ادعاى اجماع كرده و مخالفت‏بعضى را چون نسبشان معلوم است، قابل ادعا ندانسته است (14) .

    به اعتقاد ايشان، على‏رغم اين كه عقل سليم و نقل صحيح بر نفى تحريف قرآن دلالت دارد، بسيار جاى تاسف است كه برخى از محدثان به خاطر اعتماد بيش از حد به روايت، شبهه تحريف را مطرح كرده‏اند (15) .

    آن مرحوم بر اين باور است كه شبهه تحريف از سوى علامه مجلسى و به تبع وى از سوى شاگرد به واسطه‏اش ميرزاحسين نورى در دنياى شيعه مطرح شده و تكيه‏گاه آنان نه عقل و منطق است و نه نقل صحيح و قطعى; بلكه به چند روايت ضعيف استناد شده است كه هرگز نمى‏تواند در اين مسير، مورد اعتماد باشد (16) .

    همچنين درباره ميرزا حسين نورى مى‏نويسد:
    در اين زمانها يك نفر از علماى حديث، كتابى نوشته به نام «فصل الخطاب‏» براى اثبات اين كه قرآن تحريف و از آن چيزى كم شده‏است; ولى در تمام آن كتاب، چيزى كه ارتباط به مطلب داشته باشد، ذكر نكرده است و جز تطويل از آن استفاده نمى‏شود (17) .

    ✰✰تحريف ناپذيري قرآن از ديدگاه علامه شعراني✰✰

  9. تشكرها 2

    mashoo (16-10-1390), بيرق ظهور (17-10-1390)

  10. #5
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    4 . ادله تحريف‏ناپذيرى قرآن

    اگر چه در طول حيات پرخير و بركت قرآن، از سوى دانشمندان مسلمان، ادله فراوانى در نفى تحريف آن عرضه شده است; ولى همان گونه كه پيش از اين هم اشاره شد، سعى ما در اين مقال بر آن است كه تنها به دلايل ذكر شده از سوى علامه شعرانى در اين زمينه بپردازيم . از اين رو بدون پرداختن تفصيلى به همه مطالب اين بحث، صرفا دلايل ايشان را به اجمال برمى‏شمريم .

    ايشان براى اثبات مدعاى خود و رد نظر قائلان به تحريف به دلايلى استناد كرده‏اند كه ذيلا بدان اشاره مى‏شود .

    ✰✰تحريف ناپذيري قرآن از ديدگاه علامه شعراني✰✰

  11. تشكرها 2

    mashoo (16-10-1390), بيرق ظهور (17-10-1390)

  12. #6
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    4 . 1 . تواتر قرآن


    نكته مهمى كه در نفى تحريف كارساز است، مساله تواتر قرآن است . علامه شعرانى در آغاز مقدمه خود بر تفسير منهج‏الصادقين، ضمن اشاره به معناى تواتر، درباره متواتر بودن قرآن سخن گفته و چنين فرموده است:

    متواتر آن است كه ناقلين آن در كثرت به اندازه‏اى باشند كه احتمال ندهيم يكديگر را ملاقات كرده و به توطئه و توافق يكديگر، خبرى به دروغ انتشار دهند; چنان كه هرگاه در گواهى بر وقايع عادلى، دو تن خصوصيات واقعه را به يك طريق نقل كنند و بدانيم يكديگر را ملاقات نكرده‏اند، از قول آن دو تن يقين به صحت واقعه پيدا مى‏كنيم; چون محال است عادتا دو سخن دروغ با يكديگر متفق باشند . در احاديث و تواريخ دو تن راوى بدين صفت‏يافت نشود; اما جماعت‏بسيار باشند كه بدانيم توطئه آنان عادتا محال است و آن را متواتر گوييم و از آن يقين حاصل شود و اگر احتمال دهيم عمدا با يكديگر توافق كردند تا دروغ انتشار دهند، از قول آنها يقين حاصل نمى‏شود; گر چه مشهور باشد .

    وجود شهر مكه و مدينه و همچنين وجود حضرت خاتم انبياء و اميرالمؤمنين صلوات الله عليهم به تواتر ثابت گرديده‏است; يعنى عده‏اى بسيار خبر داده‏اند كه احتمال ندارد به تواطؤ عمدا دروغ گفته‏باشند .

    علماى اهل سنت و شيعه متفق‏اند كه قرآن بايد به تواتر ثابت‏شود و آن چه در اخبار آحاد وارد باشد، قرآن نيست . علامه حلى (ره) در باب قرائت از تذكره و ساير كتب فقه و همچنين در كتاب نهاية‏الاصول و علماى ديگر در كتب خويش گويند: اين قول اجماع است و نيز دليل آورده‏اند كه قرآن معجزه نبوت است و در اعتقادات يقين معتبراست .

    پس بايد قرآن بودن كلام، متيقن باشد تا از روى آن، علم به نبوت حاصل شود و اگر قرآن ظنى باشد، معجزه نبوت مظنون و اصل نبوت هم مظنون باشد . . . و در اخبار آحاد از شيعه و سنى، بسيار كلمات به عنوان قرآن نقل شده است و صاحب فصل الخطاب در كتاب خويش آورده و هيچ كسى آنها را به عنوان قرآن نپذيرفته است و اين خود قرينه است كه نقل اجماع علما صحيح است و كسى اثبات قرآن را به خبر واحد جايز ندانسته است . . . .

    يكى از بزرگان علماى عصر ما آية‏الله السيد ابوالقاسم الخوئى در مقدمه تفسير خود موسوم به البيان گويد: اطبق المسلمون بجميع نحلهم و مذاهبهم على ان القرآن ينحصر طريقه بالتواتر و استدل كثير من علماء السنة و الشيعة على ذلك بان القرآن تتوافر الدواعى و در مفتاح الكرامة است: ان العادة تقضى بالتواتر فى تفاصيل القرآن من اجزائه و الفاظه و حركاته و سكناته و وضعه فى محله لتوافر الدواعى الى ان قال فلايعبا بخلاف من خالف او شك فى المقام (18) .
    همچنين در حواشى تفسير ابوالفتوح رازى در اين باره گويد:

    چون اين سخنان به خبر واحد منقول است و خبر واحد در قرآن معتبر نيست، به اجماع مسلمانان از هر مذهب و آن چه در قرآن مكتوب است، به تواتر رسيده، براى ما جايز نيست، متواتر را ترك كرده، آن را موافق خبر واحد تغيير دهيم (19) .

    و در جايى ديگر آورده است:
    ابان [بن] تغلب از اصحاب امام باقر عليه السلام و امام جعفر صادق عليه السلام است و از قاريان معروف و قولش حجت است و اگر گويى چرا به قرائت او نخوانيم، گويم: چون قرائت او براى ما به روايت متواتر ثابت نشده و نقل آحاد است و نقل آحاد در قرآن حجت نيست و قرآن مانند اصول دين است كه به خبر واحد ثابت نمى‏شود (20) .

    ايشان در اين‏باره ضمن پاسخ به محدث نورى چنين آورده است:
    قولى كه مصنف كتاب "فصل الخطاب" درصدد اثباتش برآمده، مخالف يكى از ضروريات مذهب شيعه است; زيرا هيچ كس مخالفت نكرده در اين قول كه قرآنى كه بالفعل در دست ما مى‏باشد، متواتر است . به اين معنا كه نقل آن از رسول‏خدا صلى الله عليه و آله جورى بوده كه دستبرد زدن در آن و دگرگون ساختنش ممكن نبوده; براى آن كه ناقلين زياد بوده‏اند و آنچه را ايشان مى‏خواهد اثبات كند، اگر درست‏باشد، نكوهش و عيب‏جويى در تواتر اين قرآن موجود نيز مى‏باشد; زيرا از اين احاديثى كه روايت نموده، فهميده است كه يك مردى كه زيد بن ثابت‏باشد، آيات قرآن را از گفتار تك‏تك از مردان به دست آورده، و هر جور دلخواهش بوده، بر طبق ذوق و سليقه خود، آنها را گردآورى نموده و به سوره فلان نام‏گذارى كرده . اين وارد كردن عيب است در تواتر قرآن و حال آن كه معلوم است كه قرآن متواتر است; به اين معنا كه [هر آيه‏اى از آيه‏هايش و] هر سوره‏اى از سوره‏هايش در سينه‏هاى مردم زيادى محفوظ بوده، يا در هر دوره‏اى از زمان پيغمبر صلى الله عليه و آله تا زمان ما به صورت نوشته نزد آنان بوده است و اين به گونه‏اى بوده كه براى احدى، تصرف در كلمه‏اى از آن به هيچ وجه امكان نداشته; چون در ديدگاه [و منظر و مرآى] عده بى‏شمارى بوده (21) .



    ✰✰تحريف ناپذيري قرآن از ديدگاه علامه شعراني✰✰

  13. تشكرها 2

    mashoo (20-10-1390), بيرق ظهور (17-10-1390)

  14. #7
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    4 . 2 . تواتر قراآت


    علاوه بر مساله تواتر قرآن كه بارها در آثار علامه بدان تصريح شده‏است، همان‏گونه كه پيشتر آمد، مساله تواتر قراآت نيز يكى ديگر از مواردى است كه به اعتقاد علامه، بر نفى تحريف دلالت مى‏كند .

    توضيح مطلب اين است كه نه‏تنها متواتر بودن تك‏تك آيات و سوره‏هاى قرآن دليل عدم تحريف اين آخرين كتاب آسمانى است، بلكه تواتر قرائت قرآن نيز دليل ديگرى بر تحريف‏ناپذيرى آن است . همين كه در پاره‏اى از روايات، قرائتى به عنوان "قرائت مشهور" مورد پذيرش قرار گرفت و قرائتى ديگر به عنوان "قرائت‏شاذ" مردود اعلام شد، به خوبى مى‏رساند كه صحابه تا آن اندازه به قرآن توجه داشتند كه على‏رغم اختلاف لهجه‏ها و بداوت خط عربى، باز هم يك قرائت را كه همان قرائت مورد تاييد پيامبر صلى الله عليه و آله باشد، مورد پذيرش رسمى قرار دادند و از ديگر قرائتها صرف‏نظر كردند . علامه در اين‏باره مى‏نويسد:

    از بعض روايات معلوم مى‏شود كه مصحف زيدبن ثابت قرائت عامه مردم بود; يعنى در همان عهد متواتر بود . گويند: كسى آيتى از قرآن قرائت كرد، بر خلاف عامه مردم و عمر تعجب كرد و از زيد خواست آن آيه را قرائت كند، زيد موافق عامه خواند . پس معلوم مى‏شود، قرائت مشهور چيزى بود كه اگر كسى بر خلاف آن مى‏خواند، متوجه مى‏شدند . پس از عهد عثمان باز اختلاف در رائت‏بماند; اما محدودتر; چون هيچ از رسم الخط مصحف زيد خارج نبود; اما قرائت‏هاى سابق گاهى از رسم‏الخط وى خارج بوده; چنان كه بر متتبعان تفاسير و قراآت واضح مى‏گردد . مثلا در قرائت عمر بن الخطاب «صراط من انعمت عليهم غير المغضوب عليهم و غيرالضالين‏» بر خلاف خط مصحف مشهور است و در مصحف ابى بن كعب «فمن حج البيت او اعتمر فلا جناح عليه الايطوف بهما» و در قرائت ابن مسعود «من بقلها و قثائها و ثومها» و هم در قرائت او «واقيموا الحج و العمرة‏» است‏بجاى «اتمواالحج و العمرة‏» ; اما هيچ‏يك از اين قراآت براى ما اعتبار ندارد; چون به اخبار آحاد است و احتمال كذب و خطا در آن مى‏دهيم; بلكه آن چه از پيغمبر صلى الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام هم نقل كرده‏اند، چون صحت نقل مشكوك است، براى ما حجت نيست (22) .

    همچنين ذيل آيه 234 سوره بقره در خصوص عبارت «لاتضار» كه عاصم آن را «لاتضارر» به فك ادغام و كسر راء خوانده، مى‏نويسد:
    عاصم از قراء سبعه است كه قرائت آنان متواتر است و خواندن آن به اجماع جايز وليكن چون اين قرائت از عاصم متواتر نيست و از شواذ محسوب است، قرائت آن جايز نيست و از اين جا معلوم گرديد كه همه آنچه از هفت قارى مشهور روايت‏شده است، متواتر نباشد و شواذ آنان مانند شواذ ديگران است (23) .

    و سرانجام اين كه در آغاز سوره انشراح مى‏نويسد:
    بيشتر علماى ما گويند: بسم‏الله را نيز بايد گفت، چون نقل آن متواتر است و به عقيده ما، در قرآن موجود تحريف راه نيافته و آن مصحفى كه بسم‏الله ندارد و گويند: مصحف ابى‏بن كعب بوده، به تواتر نقل نشده است و اطمينان به نقل آحاد نداريم و ندانسته را جايز نيست‏برداشته ترجيح دهيم و قرائت متواتر را ترك كنيم (24) .

    همان‏گونه كه ملاحظه مى‏شود، به اعتقاد علامه شعرانى، تواتر قراآت - علاوه بر تواتر قرآن خود دليل ديگرى بر تحريف ناپذيرى اين كتاب مقدس است .



    ✰✰تحريف ناپذيري قرآن از ديدگاه علامه شعراني✰✰

  15. تشكرها 2

    mashoo (20-10-1390), بيرق ظهور (17-10-1390)

  16. #8
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    4 . 3 . وجوب متابعت رسم‏الخط


    يكى از دلايل يا لااقل شواهدى كه مرحوم شعرانى در اثبات عدم تحريف قرآن آورده است، وجوب پيروى از رسم الخط زمان عثمان، يعنى زمان آخرين جمع قرآن كريم است .
    به اعتقاد ايشان، صحابه تا آن اندازه در حفظ متن و نص قرآن وسواس داشتند كه پس از جمع زمان عثمان، نه‏تنها نقطه‏گذارى و اعراب گذارى را بدعت و غيرجايز مى‏دانستند; بلكه بعضى اغلاط املايى را نظير رحمة كه به صورت رحمت و مرضاة كه به شكل مرضات نوشته شده‏بود، هم تغيير ندادند (25) و اين خود يكى از دلايلى است كه شبهه تحريف قرآن را منتفى مى‏سازد . به اعتقاد ايشان:

    در رسم‏الخط قرآن تعبد و متعابعت نسخ اوليه قرآن واجب است و اين نكته را مراعات بايد كرد . مثلا انما در همه جاى قرآن بايد موصول نوشته شود، مگر در آيه ان ما توعدون لآت (در سوره انعام) كه قرآن‏هاى قديم از زمان پيغمبر صلى الله عليه و آله كه مقطوع نوشته بودند و بايد متعابعت كرد و در اين آيه سوره نحل (ان ما عندالله) . . . چون مصاحف از آن عهد هر دو گونه نوشته شده، براى ما هر دو وجه جايز است و حكم در هر كلمه كه به ما متصل شود، مانند: اينما، كلما، بئسما و حيثما همين است كه متعابعت‏بايد كرد و عجب آن كه فاينما تولوا فثم وجه الله در آيه 109 بقره متصل است و اين ما تكونوا يات بكم الله جميعا در آيه 142 همان سوره متصل; به فاصله يك ورقه و دليلى جز متابعت ندارد (26) .

    همچنين در ذيل آيه 65 سوره طه «ان هذان لساحران‏» مى‏فرمايد:
    تحريف خلاف اجماع و تواتر است وليكن عجب است كه اهل خلاف، نسبت تحريف قرآن به شيعه مى‏دهند . . . وجود اين كلمه [هذان] در قرآن دليل بزرگى است، بر عدم تحريف; چون اگر بناى قراء بر اعمال راى و سليقه و مراعات قواعد بوده، حتما اين كلمه را تغيير مى‏دادند و هذين مى‏كردند; اما بنا بر سماع بوده است (27) .

    همچنين در بحث مستقلى كه تحت عنوان رسم‏الخط قرآن در مقدمه تفسير منهج‏الصادقين مرقوم فرموده‏اند، در اين زمينه اين‏گونه آورده‏اند:
    در مصاحف، كلماتى بر خلاف رسم معهود نوشته‏اند و از عصر اول تا كنون، غالبا بدان مقيد بودند و آن را تغيير ندادند، براى آن كه توهم تحريف در قرآن نشود و به اعتقاد ما حفظ آن واجب است، براى همين غرض . . . و هر چه موافق رسم‏الخط معهود آن زمان بوده و در زمان ما تغيير كرده است، باز بايد همان رسم قديم را محفوظ داشت . الا آن كه الف اشباع را براى حفظ از غلط در تلفظ مراعات كرده و حفظ لفظ را مهم‏تر از حفظ نقش كتاب شمردند و براى اين امثله ذكر مى‏كنيم: اما كلماتى كه بر خلاف رسم معهود است، مانند (ابن) كه در قرآن همه جا با الف است، مانند عيسى ابن مريم و موسى ابن عمران و در كتابت معروف، بين دو علم بى‏الف نوشته مى‏شود، نبايد در قرآن بى‏الف نوشت تا توهم نشود كه از حروف آن چيزى كم شده است . . . (28)

    و در ذيل آيه 81 سوره نساء فمال هؤلاء . . . گويد:
    غرض متعابعت [رسم‏الخط] قرآنهاى زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و صحابه است تا از تحريف و تصحيف مامون باشد . از جمله مال هؤلاء كه لام حرف جر را از هؤلاء جدا نويسند (29) .

    حتى بدون بسم الله بودن سوره برائت را دليل عدم تحريف قرآن دانسته، چنين مى‏نويسد:
    بى بسم‏الله بودن اين سوره تعبد و دليل قطعى است‏بر اين كه قرآن تحريف نشده و نويسندگان تابع دستور رسول بودند و به قياس و فكر خود عمل نمى‏كردند و سوره برائت را با اين كه سوره ديگر مى‏دانستند غير انفال، بسم‏الله بر آن نيفزودند و آن كه جماعتى پندارند، سوره‏بندى قرآن و تركيب آيات متفرقه و نام سوره نهادن، همه به اختيار مردم بوده، صحيح نيست; بلكه اين سوره را خود پيغمبر صلى الله عليه و آله تركيب فرمود و ميان آنها بسم‏الله قرار داد، جز اين سوره، و در مبادى بعضى، حروف مقطعه مقرر فرمود و در بعضى نفرمود و هر يك را نامى نهاد و اشاره كرد (30) .



    ✰✰تحريف ناپذيري قرآن از ديدگاه علامه شعراني✰✰

  17. تشكرها 2

    mashoo (20-10-1390), بيرق ظهور (17-10-1390)

  18. #9
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    4 . 4 . مشخص بودن سوره‏ها در زمان رسول‏خدا صلى الله عليه و آله


    شايد مهم‏ترين دليلى كه مرحوم شعرانى در نفى تحريف ياد كرده‏اند، اين است كه تمامى آيات و سوره‏هاى قرآن در زمان حيات پيامبر صلى الله عليه و آله تدوين گرديد و هر سوره با نام كامل و مشخصات خاص خود در زمان آن حضرت معروف و شناخته شده و در بين مسلمانان رايج و مرسوم بوده است; به گونه‏اى كه وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله مثلا مى‏فرمود: هركس سوره بقره را بخواند، پاداش او چنين و چنان خواهد بود و يا اگر سوره توحيد را بخواند، چه اندازه اجر و مزد خواهد داشت و . . . ، همگان مى‏دانستند كه حضرت درباره چه چيزى سخن مى‏گويد .

    علامه در اين‏باره مى‏نويسد:
    جمع آيات در سوره‏ها در عهد خود پيغمبر صلى الله عليه و آله و به امر و دستور آن حضرت بود و ترتيب آيه‏ها نيز . اين كه فلان سوره بزرگ است و فلان سوره كوچك، و در آغاز سوره‏اى حروف مقطعه و در سوره‏اى نيست، و در آن كه هست چه حروف است و اسامى سوره و اين كه هر سوره مبدو به بسم‏الله است جز برائت، همه به امر پيغمبر صلى الله عليه و آله بود و هر سوره را به نام و نشان، گروه بى‏شمار از مسلمانان جزيرة العرب نوشته يا از بر داشتند و اين كه گويند، اميرالمؤمنين خواست قرآن را جمع كند، مقصود جمع سوره‏هاست در يك مجلد; نه جمع آيات متفرقه و تشكيل دادن سوره، و همچنين زيد بن ثابت و ديگران . و گرنه ترتيب و تشكيل سوره در زمان پيغمبر صلى الله عليه و آله بود (31) .

    همچنين در حواشى وافى در اين‏باره آورده است:
    ان جمع القرآن على عهد ابى‏بكر لم يكن بمعنى جمع الآيات فى السور، بل جمع السور فى مصحف واحد; لان جمع الآيات فى السور كان بامر رسول الله صلى الله عليه و آله فى عصره كما ذكرنا . على هذا فلا يتحمل التحريف، لان كل واحدة من السور كانت متواترة لكثرة من كان يحفظها فوق حد التواتر (32) .

    به علاوه از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت‏شده است كه به زنها سفارش مى‏كرد: سوره نور را بخوانند، و خود در نمازهاى آيات، سوره بقره و آل عمران را قرائت مى‏فرمود و يا فرموده است: هر كس چهار آيه اول سوره بقره را به همراه آية الكرسى و دو آيه بعد از آن و همچنين سه آيه آخر سوره بقره را بخواند، هرگز در نفس و مالش امر مكروهى را مشاهده نمى‏كند . همه اين موارد نشان مى‏دهد كه بسيارى از سوره‏ها و از جمله سوره بقره، آل عمران، نور و . . . در زمان حيات پيامبر صلى الله عليه و آله داراى نظم و ترتيب معينى بوده است و همه مى‏دانستند كه اول، وسط و آخر آن كجاست و بر اين اسامى شبهه تحريف، خود به خود بى‏معنا خواهد بود (33) .



    ✰✰تحريف ناپذيري قرآن از ديدگاه علامه شعراني✰✰

  19. تشكر

    mashoo (20-10-1390)

  20. #10
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    4 . 5 . تعيين جاى آيات از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله


    آنهايى كه تصور مى‏كنند، آيات قرآن، متفرق و پراكنده بود و در زمان جمع قرآن پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله احتمال تحريف در آنها منتفى نبوده است، از اين نكته غافلند كه حضرت خود پس از نزول آيات جاى آنها را در درون سوره‏ها مشخص مى‏فرمود .

    اين امر را علاوه بر دلائل متقن تاريخى كه به اجمال در مورد پيشين بدان اشاره شده، قرآن نيز گواهى مى‏دهد; زيرا وقتى قرآن با صراحت مى‏فرمايد: «فاتوا بسورة من مثله‏» (34) يا «فاتوا بعشر سور مثله‏» (35) يا «سورة انزلناها» (36) و . . . ، به روشنى اثبات مى‏كند كه واژه سوره در زمان حيات پيامبر صلى الله عليه و آله هم براى آن حضرت و هم براى صحابه شناخته‏شده بود و تعريف مشخصى داشت; به ويژه آنكه برخى سوره‏ها يكباره نازل گرديده بود و نظم و ترتيب آنها از همان آغاز به وسيله وحى مشخص شده بود و اين سوره‏ها در مكتوبات متعددى در نزد برخى از صحابه موجود بود و بسيارى ديگر نيز آنها را به دقت‏حفظ كرده‏بودند; بنابراين هيچ زمينه‏اى براى تحريف به معناى كم و يا زياد كردن در قرآن فراهم نبود . به تعبير مرحوم شعرانى:

    حاصل كلام اينكه مى‏پرسيم: پيامبر صلى الله عليه و آله وقتى كه قرآن نازل مى‏شد، آن را پنهان نگاه مى‏داشت‏يا بين مردم منتشر مى‏كرد؟ البته در جواب مى‏گويند: منتشر مى‏كرد . باز مى‏پرسيم: وقتى منتشر مى‏كرد، اجازه مى‏داد هر آيه را جزو هر سوره بخوانند يا مقيد مى‏فرمود؟ اگر بگويند: مردم را آزاد مى‏گذاشت، در اين صورت، تحريف معنا ندارد و هر آيه را در هر جا مى‏توان قرائت كرد و اگر بگويند: مقيد مى‏فرمود; البته جمعى كثير كه آن حضرت را در تكاليف دشوار، مانند زكات و جهاد و روزه اطاعت مى‏كردند، در اين امر نيز متابعت داشتند و وقتى يك آيه جزو يك سوره شد و به همان هيات در ممالك پراكنده گشت، تغيير آن محال بود (37) .



    ✰✰تحريف ناپذيري قرآن از ديدگاه علامه شعراني✰✰

  21. تشكرها 2

    mashoo (20-10-1390), مدير اجرايي (20-10-1390)

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •