╣◄*►╣ منشأ قول به تحریف ╣◄*►╣ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
╣◄*►╣ منشأ قول به تحریف ╣◄*►╣
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 13 , از مجموع 13
  1. #11
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    2.روایاتی که در آن‏ها لفظ تحریف به کار رفته که مقصود تحریف معنوی و تفسیر نارواست، ولی حاجی نوری گمان کرده است که همان تحریف اصطلاحی لفظی است (35).

    از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده است که فرمود: «یجی‏ء یوم القیامة ثلاثة یشکون: المصحف و المسجد و العترة.یقول المصحف: یا رب حرفونی و مزقونی و یقول المسجد: یا رب عطلونی و ضیعونی و تقول العترة: یا رب قتلونا و طردونا، روز رستاخیز سه [چیز] شکایت می‏کنند: قرآن، مسجد و عترت.قرآن می‏گوید: پروردگارا! مرا تحریف کردند و پاره پاره نمودند و مسجد می‏گوید: پروردگارا! مرا تعطیل کردند [به مسجد نیامدند] و [حقم را] ضایع نمودند و عترت می‏گوید: پروردگارا! ما را کشتند و [از جای گاه خود] راندند» . گرچه در برخی نسخه‏ها به جای «حرفونی»«حرقونی» آمده ولی به هر حال اگر فرض کنیم حرفونی صحیح است، تحریف در لغت به معنای تفسیر منحرف است و هرگز در لغت، تحریف به معنای اصطلاحی نیامده است.به علاوه، به قرینه تعطیل مساجد که در آن معنای حقیقی مقصود نیست، زیرا مساجد به ظاهر آباد است، پس مقصود از تعطیل خالی بودن مسجد از نمازگزاران راستین است، تحریف در قرآن هم تغییر مسیر است و تبدیل احکام و هرگز دلیل بر تحریف لفظی نمی‏تواند باشد. 3.روایاتی که گمان برده‏اند دلالت بر افتادگی برخی آیات دارد: در کافی از امام صادق علیه السلام روایت شده است: «إن القرآن الذی جاء به جبرائیل إلی محمد صلی الله علیه و آله سبعة عشر ألف آیة» ولی در کتاب وافی ـ که جامع کتب اربعه است ـ بدون تردید روایت به گونه دیگر از کافی آورده شده است: «سبعة آلاف آیة» (36) ـ که تا حدودی هم آهنگ با واقع است و مرحوم فیض اهل دقت در نقل است و در نسخه‏های کافی که فعلا در دست است احتمال غلط می‏رود.به علاوه که در سند روایت تردید است و از این جهت قابل استناد نیست (37).
    4.روایات مربوط به ظهور حضرت حجت و آوردن قرآن جدید بر خلاف قرآن موجود.این روایات صرفا اختلاف را در ترتیب و برخی اضافات تفسیری دانسته است، نه در اصل نص. در روایت شیخ مفید آمده است: عن الباقر علیه السلام قال: «اذا قام قائم آل محمد صلی الله علیه و آله ضرب فساطیط لمن یعلم الناس القرآن علی ما أنزل الله، فأصعب ما یکون علی من حفظه الیوم، لأنه یخالف فیه التألیف (38) ، در موقع ظهور حضرت ولی عصر (عج) قرآن تعلیم داده می‏شود، کار تعلیم مشکل می‏شود، زیرا قرآنی که حضرت آورده بر خلاف تألیف و ترتیب مصحف موجود است» . 5.روایاتی در رابطه با شأن اهل بیت وارد شده است با این مضمون که اگر در قرآن در سنت دقت شود، فضایل اهل بیت روشن می‏شود.

    از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود: «من لم یعرف أمرنا من القرآن لم یتنکب الفتن (39) ، هر کس امر ولایت را از قرآن به دست نیاورد، نمی‏تواند از فتنه‏ها در امان باشد» .

    اهل تحریف گمان کرده‏اند مقصود آن است که شؤون ولایت به صراحت در قرآن بوده و اسقاط شده است، در حالی که مقصود امام علیه السلام چنین نیست، بلکه تدبر و تعمق در همین قرآن موجود، موجب روشن شدن شؤون ولایت می‏شود.مثلا دقت در آیات اولی الأمر و ذوی القربی و غیره، با دید انصاف، مقام شامخ ولایت را روشن می‏سازد، گرچه مخالفین توجهی ندارند یا نمی‏خواهند داشته باشند.


    ╣◄*►╣ منشأ قول به تحریف ╣◄*►╣

  2. تشكر

    بيرق ظهور (17-10-1390)

  3. #12
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    در این جا چند نمونه از مواردی را که خواسته‏اند فضیلتی از فضایل اهل بیت را که در قرآن آمده است نادیده بگیرند، می‏آوریم تا روشن شود که منظور از این دسته روایات نه تحریف قرآن بلکه دگرگونی در تفسیر و تحریف معنوی آیاتی است که دال بر فضیلت اهل بیت است: قل لا اسألکم علیه اجرا الا المودة فی القربی (40) ، بگو به ازای آن [رسالتم‏] پاداشی از شما خواستار نیستیم مگر دوست داشتن نزدیکانم [اهل بیتم‏] ...» . محمد بن جریر طبری در تفسیر این آیه ـ که از بارزترین آیات در شرف اهل بیت علیهم السلام است، زیرا مودت آنان اجر رسالت قرار گرفته است، سعی کرده است تا پوششی روی این فضیلت بیفکند.او می‏گوید: «این آیه خطاب به قریش است تا خویشاوندی خود را با پیامبر به یاد آوردند، از ایشان حمایت کنند و از شر دشمنان محفوظش بدارند، یعنی پیامبر از قریش به دلیل خویشاوندی درخواست مودت و دوستی کرد گرچه به او ایمان نیاورده‏اند» .طبری در ادامه می‏گوید: «پیامبر را در تمامی قریش قرابتی بود و چون او را تکذیب کرده، با وی بیعت ننمودند، به آنان گفت: ای قوم، اگر از بیعت با من امتناع ورزیدید، لا اقل خویشاوندی خود را با من مراعات کنید، مبادا اعراب دیگر از من حمایت کنند و شما نکرده باشید» .آن گاه سه وجه دیگر بیان داشته است:

    1.درخواست دوستی و مودت با اهل بیتش،
    2.درخواست تقرب و نزدیک شدن به خداوند،
    3.درخواست صله ارحام یعنی نسبت به رحم یک دیگر مودت داشته باشید.

    سپس برای ترجیح وجه اختیاری خود بر این سه وجه می‏گوید: «دلیل بر صحت اختیار رأی سابق، موضع «فی» در آیه است «المودة فی القربی» ، زیرا اگر وجه اول از وجوه سه گانه مراد بود، باید بدون «فی» آورده شود «مودة القربی» و اگر وجه دوم بود باید «المودة بالقربی» گفته شود و اگر وجه سوم بود باید «مودة ذی القربی» گفته شود» (41). این تفسیر و موضع گیری دور از واقعیت است، زیرا چگونه ممکن است پیامبر از قوم مشرک و معاند خود طلب یاری کند و آن را اجر رسالت خود ـ که نپذیرفته‏اند ـ بیان کند؟ سخنی بسیار عجیب است! آنان رسالت او را قبول ندارند و او را تکذیب نموده‏اند، آن گاه پیامبر به آنان می‏گوید: «اجر رسالت مرا در خویشاوندی خود نگاه دارید و از من حمایت کنید» .پیامبر صلی الله علیه و آله می‏داند که سر سخت‏ترین دشمنان وی از میان همان قریش بوده و هرگز عقل و حکمت او اجازه نمی‏دهد که در برابر دشمن، سر خم کند و از آنان حمایت بخواهد.

    زمخشری استاد ادب عربی می‏گوید: «منظور از (فی القربی) این است که اقربین و اهل بیت پیامبر را در جای گاه مودت و محبت خود قرار دهید و آنان را دوست بدارید، زیرا آنان در جای گاه محبت و مودت من هستند» (42). ابن مخلوف ثعالبی در آیه ولایت: إنما ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم راکعون (43) ، سرپرست و ولی شما، تنها خداست و پیامبر او و آنان که ایمان آورده‏اند، همان کسانی که نماز را بر پا می‏دارند و در حال رکوع زکات می‏دهند» که درباره خاتم بخشی مولا امیر المؤمنین علیه السلام نازل شده است و فضیلتی والا به شمار می‏آید، خواسته است آن را بپوشاند.او می‏گوید: «این آیه عمومیت دارد، هر نمازگزار و زکات دهنده‏ای را شامل می‏شود.آری موقع نزول، مصادف با نماز علی و خاتم بخشی او بود، نه آن که درباره او نازل شده باشد» (44). عبد الله بن الزبیر هم واره سوره دهر را ـ که بزرگ‏ترین فضیلت اهل بیت است ـ مکی قلم داد می‏کرد تا رابطه آن را با قصه اطعام قطع کند.

    خلاصه، در قرآن آیات بسیاری وجود دارد که با تعمق نظر و دقت کامل روشن می‏شود که درباره فضایل اهل بیت رسالت است، ولی متأسفانه عصبیت چشم حق بین گروهی را فرو بسته و حقایق برای آنان آشکار نشده است.

    امام صادق علیه السلام می‏فرماید: «اگر قرآن آن گونه که خدا خواسته و نازل کرده تلاوت شود و مورد تدبر قرار گیرد، هر آینه ما را با نشانه‏های ارائه شده‏اش خواهید یافت» (45). این‏ها نمونه‏هایی بودند از روایات شیعه که در کتب معتبر وارد شده و مورد دست آویز قایلین قول به تحریف قرار گرفته است، در حالی که روشن شد هیچ گونه ربطی به مسأله تحریف ندارد.


    ╣◄*►╣ منشأ قول به تحریف ╣◄*►╣

  4. تشكر

    بيرق ظهور (17-10-1390)

  5. #13
    عضو صمیمی
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 1,326      تشکر : 2,008
    3,297 در 1,116 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ║✿║خادم زهرا║✿║ آنلاین نیست.

    پیش فرض






    پی‏نوشت‏ها:
    _____________________________________محمد هادی معرفت


    1.تفسیر آلاء الرحمان، ج 1، ص .25
    2.سلفیون به کسانی گفته می‏شود که صرفا خود را پیرو سلف (گذشتگان) می‏دانند و هر چه از آن‏ها برسد، چه راست و چه دروغ، آن را سرلوحه زندگی خود قرار می‏دهند و هرگز قدرت تشخیص صحیح از سقیم را ندارند و اجازه تشخیص را نیز به کسی نمی‏دهند.اینان امروزه قسمتی از «وهابیون» را تشکیل می‏دهند .
    3.زناکار اگر دست رسی به حلال داشته و راه حرام پیموده، سنگ سار می‏شود و گرنه تازیانه می‏خورد.
    4.ر.ک: صحیح بخاری، ج 8، ص 211 ـ 208.صحیح مسلم، ج 4، ص 167 و ج 5، ص 116.مسند احمد، ج 1، ص 23 و ج 5، ص 132 و 183.ابو داود (حدود 23) .ترمذی (حدود 7) .ابن ماجه (حدود 9) .
    دارمی (حدود 16) .موطأ (حدود 10) .تمامی کتب صحاح اهل سنت حدیث آیه رجم را آورده‏اند .
    5.صحیح بخاری، ج 8، ص 211 ـ 208.صحیح مسلم، ج 4، ص 167 و ج 5، ص .116
    6.الدر المنثور، ج 1، ص .106
    7.ر.ک: الدر المنثور، ج 1، ص 106.فتح الباری، ج 12، ص 127.تفسیر ابن کثیر، ج 3، ص 261 .البرهان، ج 2، ص 37 ـ .36
    8.الاتقان، ج 1، ص .198
    9.میزان الاعتدال، ج 3، ص .639
    10.الاتقان، ج 3، ص .72
    11.منتخب کنز العمال، در حاشیه مسند احمد، ج 2، ص .50
    12.الاتقان، ج 3، ص .73
    13.صحیح مسلم، ج 4، ص 167.دارمی، ج 2، ص 157.ابو داود، ج 1، ص .224
    14.صحیح مسلم، ج 3، ص .120
    15.ر.ک: مسند احمد، ج 5، ص .219
    16.مسند احمد، ج 5، ص 132.الاتقان، ج 2، ص 72.صیانة القرآن من التحریف، ص 171 ـ .170
    17.الاتقان، ج 1، ص 184.المستدرک، ج 2، ص 331 ـ 330.الدر المنثور، ج 3، ص .209
    18.به نقل از شیخ عبد الوهاب شعرانی در کتاب «الکبریت الأحمر» که در بیان آرا و عقاید شیخ اکبر نوشته و در حاشیه کتاب «الیواقیت و الجواهر» ج 1، ص 139، چاپ شده است. (چاپ مصطفی البابی ـ مصر 1959 م) .
    19.شعراء 26: .167
    20.شعراء 26: .116
    21.الفرقان، ص 52 ـ .50
    22.استفاضه در موردی گفته می‏شود که روایات فراوان وارد شده باشد ولی به سر حد تواتر قطعی نرسیده باشد. ولی تواتر در موردی است که کثرت روایات به حدی است که موجب قطع و یقین می‏گردد ـ (ر .ک الأنوار النعمانیة، تألیف سید جزایری، ج 2، ص 357) .
    23.نساء 4: .3
    24.رساله «منبع الحیاة» سید جزایری چاپ بغداد، ص 70 ـ 68 و چاپ بیروت، ص 69 ـ .66
    25.زیرا مجموع آیات قرآن اکنون 6236 آیه است.
    26.ر.ک: فصل الخطاب، مقدمه سوم، ص .25
    27.رعد 13: .43
    28.ر.ک: صیانة القرآن ص 192 ـ .187
    29.رعد 13: .4
    30.فصل الخطاب، ص 296، به نقل از روایت اربعین ابو سعید نیشابوری، شماره .31
    31.همان، ص 349، به نقل از: تفسیر برهان، ج 4، ص 521 و .523
    32.همان، ص .275
    33.بقره 2: .205
    34.نساء 4: .63
    35.فصل الخطاب، ص 24 ـ .23
    36.محسن فیض کاشانی، الوافی، چاپ سنگی، ج 2، (الجزء الخامس) ص 274 و 232 (پاورقی) و چاپ مکتبة أمیر المؤمنین، ج 5، ص .1781
    37.ر.ک: صیانة القرآن من التحریف، ص 267 ـ .263
    38.الارشاد، ص .365
    39.تفسیر عیاشی، ج 1، ص .13
    40.شوری 42: .23
    41.ر.ک: تفسیر طبری، ج 25، ص 17 ـ .15
    42.الکشاف، ج 4، ص 220 ـ 219 و ر.ک: صیانة القرآن من التحریف، ص 375 ـ .372
    43.مائده 5: .55
    44.تفسیر ثعالبی، ج 1، ص .471
    45.تفسیر عیاشی، ج 1، ص .13


    ╣◄*►╣ منشأ قول به تحریف ╣◄*►╣

  6. تشكر

    بيرق ظهور (17-10-1390)

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •