فلسفه وجود متشابهات در قرآن سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
فلسفه وجود متشابهات در قرآن
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 16 , از مجموع 16
  1. #11
    عضو كوشا
    parnian90 آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 155      تشکر : 62
    220 در 111 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    parnian90 آنلاین نیست.

    پیش فرض






    بر اساس احتمال اوّل، معناى آيه مورد بحث، چنين است:
    «و ياد كن يونس را آنگاه كه با خشم از ميان قوم خود بيرون رفت، پس گمان كرد كه بر او تنگ نمى‏گيريم...»
    ، ولى بر اساس احتمال دوم، معناى آيه اين گونه است: «... پس گمان كرد كه بر او دست نمى‏يابيم.»
    اهل زيغ با تأويل نادرست آيه ياد شده و حمل آن بر معناى اخير، مى‏توانند حضرت يونس عليه‏السلام را به سوء ظن نسبت به خداوند متعال متهم كنند و جمله «انى كنت من الظالمين» كه حكايت كلام يونس عليه‏السلام است را مؤيد ادعاى خود قرار دهند.


    ب) «و اذكر فى الكتاب ابراهيم... اذ قال لابيه يا ابتِ لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر و لايغنى منك شيئا»(مريم/ 42-41)؛ واژه «اب» كه در اين آيه به كار رفته است، مشترك بين چند معنى؛ ازجمله پدر، جد و عمو مى‏باشد.(24) اين اشتراك، سبب تشابه آيه مزبور گرديده است، لذا برخى در فهم مراد آن دچار اشتباه شده و پدر حضرت ابراهيم عليه‏السلام را بت‏پرست و مشرك دانسته‏اند.(25)

    ج) «و المطلقات يتربصن بانفسهن ثلاثة قروء»(بقره/ 228)؛ كلمه «قرء»، مشترك بين حيض و طهر است(26) لذا سبب تشابه آيه گرديده است(27) و در مراد آن، دو معنى احتمال داده مى‏شود:
    1. زنان طلاق داده شده، بايد به مدت سه طهر در انتظار بمانند.
    2. زنان طلاق داده شده، بايد به مدت سه حيض در انتظار بمانند.
    لذا در تفسير آن نيز دو رأى وجود دارد و تنها راسخان در علم مى‏توانند با قاطعيت، مراد اين آيه را بيان كنند.



    فلسفه وجود متشابهات در قرآن

  2. #12
    عضو كوشا
    parnian90 آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 155      تشکر : 62
    220 در 111 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    parnian90 آنلاین نیست.

    پیش فرض






    3. ايجاز
    دقت و تأمل در آيات متشابه، ما را به اين نكته واقف مى‏سازد كه ايجاز عبارات، در برخى از آيات، سبب بروز تشابه گرديده است. به نمونه‏هاى ذيل بنگريد:

    الف) «و اذا اردنا ان نهلك قرية امرنا مترفيها ففسقوا فيها فحق عليها القول فدمّرناها تدميرا»(اسراء/ 16)؛ (آنگاه كه بخواهيم شهرى را هلاك كنيم، خوشگذرانهاى آن را فرمان دهيم، پس فسق و فجور كنند، آنگاه عذاب بر آنها واجب شود، پس آن (شهر) را به كلى نابود گردانيم.)
    ظاهر اين آيه با قطع نظر از ساير آيات، موهم اين معنى است كه فسق بندگان، ناشى از اراده و فرمان الهى است و آنان در اين مورد اختيارى ندارند، ولى با نظر به ساير آيات؛ مانند آيه شريفه «قل انّ اللّه‏ لايأمر بالفحشاء»(اعراف/ 28)، نادرستى آن معنى آشكار مى‏گردد، به نظر مى‏رسد آنچه سبب تشابه آيه يادشده گرديده است، ايجازِ حذف(28) باشد؛ زيرا چنان كه شمارى از مفسّران احتمال داده‏اند(29)، «امرنا مترفيها ففسقوا فيها» در اصل، چنين بوده است: «امرناهم بالطاعة ففسقوا...»؛ يعنى ايشان را به طاعت فرمان داديم، سپس فسق نمودند. چنانكه گويى: «امرته فعصى و دعوته فابى» كه در اصل، اين‏گونه است: «امرته بالطاعة فعصى و دعوته الى الاجابة فابى.»(30)

    ب) «و جاء ربك و الملك صفّا صفّا»(فجر/ 22)اين آيه شريفه، ممكن است در نگاه اوّل و صرف نظر از محكمات، اين‏گونه ترجمه شود: «و آنگاه كه پروردگارت بيايد با فرشتگان در حالى كه صف كشيده‏اند»، ليكن اين معنى نمى‏تواند مراد واقعى آيه باشد؛ زيرا خداوند، منزّه است از آن كه محدود به مكان شود و از جايى به جايى برود: «ليس كمثله شى‏ء»(شورى/ 11)، بلكه آيه مزبور داراى ايجازِ حذف است(31) و در اصل، اين‏گونه مى‏باشد: «و جاء امر ربك...»؛ يعنى و آنگاه كه امر پروردگارت بيايد... . شاهد اين مطلب، آياتى است كه همين معنى را بدون ايجاز حذف افاده مى‏كند: «فاذا جاء امر اللّه‏ قضى بالحق و خسر هنالك المبطلون»(غافر/ 78)؛ (پس آن هنگام كه فرمان خدا در رسد، به حق داورى شود و آنگاه اهل باطل زيان خواهند كرد.)
    چنان كه ديديد، بيان يك معنى با حذف و تقدير در آيه‏اى و بيان همان معنى، بدون حذف و تقدير در آيه ديگر، امرى است كه در قرآن، بسيار به چشم مى‏خورد. دو آيه ذيل نيز نمونه‏اى از آن است:
    «هل ينظرون الاّ ان تأتيهم الملائكة او يأتى ربك...»(انعام/ 158)؛ (آيا جز اين است كه انتظار مى‏كشند تا فرشتگان به سراغشان بيايند يا فرمان پروردگارت فرا رسد.)
    در آيه مزبور، «او يأتى ربك» داراى ايجازِ حذف است و در اصل، «او يأتى امر ربك» مى‏باشد و آيه سوره نحل، گواه آن است: «هل ينظرون الاّ ان تأتيهم الملائكة او يأتى امر ربك»(نحل/ 33)

    ج) «وجوه يومئذٍ ناضرة الى ربها ناظرة»(32)(قيامت/ 23-22)؛ در سبب تشابه اين آيه نيز كه از مصاديق متشابه به شمار مى‏رود، مسأله ايجاز حذف مطرح است؛ زيرا گفته مى‏شود كه «الى ربها ناظرة» در اصل، «الى رحمة ربها ناظرة» مى‏باشد.



    فلسفه وجود متشابهات در قرآن

  3. #13
    عضو كوشا
    parnian90 آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 155      تشکر : 62
    220 در 111 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    parnian90 آنلاین نیست.

    پیش فرض





    4. تعريض
    «تعريض»(33) از جمله فنون بلاغى است كه قرآن كريم، آن را به كار گرفته است و به اين وسيله، مقاصد خود را به شيوه غير مستقيم، به مخاطبان خود القا نموده است. در تعريض، امر و نهى، توبيخ و تهديد و... به شخص يا اشخاصِ مورد نظر متوجه مى‏شود؛ بدون آن كه در ظاهر با شخصيت آنان برخورد داشته باشد، بلكه خطاب گوينده در ظاهر، متوجه شخصى است، ولى در واقع، به غير او نظر دارد؛ مانند اين آيه شريفه: «... و لئن اشركت ليحبطن عملك و لتكونن من الخاسرين»(زمر/ 65)؛ (اگر شرك آورى، اعمالت نابود مى‏شود و بى‏گمان از زيانكاران خواهى بود.)

    گرچه اين آيه شريفه، در ظاهر، خطاب به پيامبر صلى‏الله‏عليه‏ و‏آله ‏وسلم مى‏باشد، ليكن در واقع، ناظر به كسانى است كه در معرض سقوط در ورطه شرك قرار گرفته‏اند. در اين روش، در عين حال كه پيام با تأكيد بيشترى به فرد مورد نظر انتقال مى‏يابد، ولى مانند پيام‏رسانى مستقيم، با شخصيت وى درگير نمى‏شود و آثار سويى همچون دل‏آزردگى و نفرت او را به دنبال ندارد و بدين‏سان مى‏تواند نقش عمده‏اى در هدايت اشخاص ايفا كند. از اين رو، قرآن بسيارى از پيامهاى عتاب‏آميز خود را در قالب تعريض ارائه نموده است. حديث شريف «نزل القرآن باياك اعنى و اسمعى يا جاره»(34) نيز ناظر به همين واقعيت است.
    به كارگيرى تعريض در قرآن، سبب بروز تشابه در شمارى از آيات شده است؛ زيرا چنان‏كه اشاره شد، تعريض، سخنى دوپهلو است كه در ظاهر، متوجه فردى و در واقع، متوجه غير اوست. لذا قابليت آن را دارد كه دستاويز اهل زيغ قرار گيرد و بر غير معناى مورد نظر حمل شود.

    به اين آيه شريفه بنگريد: «و اذا رأيت الذين يخوضون فى آياتنا فاعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره و امّا ينسينّك الشيطان فلاتقعد بعد الذكرى مع القوم الظالمين»(انعام/ 68) (و چون كسانى را ببينى كه درباره آيات ما به ناسزاگويى و ياوه‏سرايى پردازند، از آنها روى بگردان تا به سخنى ديگر وارد شوند و اگر شيطان، تو را به فراموشى افكند، چون به يادت آمد، با آن مردم ستمكار منشين.)
    اگر اين آيه را بر اساس ظهور اوّليه آن، ناظر به شخص پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وس م بدانيم، از آن چنين برداشت مى‏شود كه شيطان ممكن است بر مشاعر پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وس م تسلّط يابد و چيزى را از ياد او ببرد، ليكن اين معنى، نه با عقل سازگار است و نه با مفاد برخى از آيات محكم؛ زيرا به حكم عقل، پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وس م كه راهنماى بشر و سفير الهى در ابلاغ پيامهاى خداوند به انسان است، بايد از تسلّط شيطان، مصون باشد و حكم صريح قرآن نيز چنين است: «انّ عبادى ليس لك عليهم سلطان»(حجر/ 42) شيطان هيچ‏گونه تسلّطى بر بندگان (خاص) خدا ندارد.

    بنابراين، آيه ياد شده، گرچه خطاب به پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وس م مى‏باشد،
    ليكن تعريض به ديگران است و از باب «اياك اعنى و اسمعى يا جاره» مى‏باشد.

    از همين قبيل است: «و لاتجعل مع اللّه‏ الها آخر فتقعد مذموما مخذولاً»(اسراء/ 22) (با خداى يكتا، خدايى به خدايى مگير كه نكوهيده و خوار خواهى ماند.)، «و لاتكونن من الذين كذّبوا بآيات اللّه‏ فتكون من الخاسرين»(يونس/ 95) (و از آنان كه آيات خدا را دروغ پنداشتند، مباش كه از زيان‏كنندگان خواهى شد)، «و لئن اشركت ليحبطن عملك و لتكوننّ من الخاسرين»(زمر/ 65) (اگر شرك آورى، اعمالت نابود مى‏شود و بى‏گمان، از زيانكاران خواهى بود.)
    آيات ياد شده، با قطع نظر از تعريض، موهم آن است كه شرك ورزيدن و تكذيب آيات الهى درباره پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وس م احتمال مى‏رود و در نتيجه، صدور خطا و گناه از آن حضرت نيز مانند ساير مردم، محتمل است؛ ليكن ناسازگارى آشكار اين معنى با اصل مسلّم «عصمت انبيا عليهم‏السلام »، گوياى آن است كه معناى ظاهر اين آيات، مراد نيست، بلكه در آنها فن تعريض به كار رفته است.




    فلسفه وجود متشابهات در قرآن

  4. #14
    عضو كوشا
    parnian90 آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 155      تشکر : 62
    220 در 111 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    parnian90 آنلاین نیست.

    پیش فرض






    عاملِ تشابه عرضى
    تاريخ نزول قرآن كريم، حاكى از آن است كه نزول بسيارى از آيات، در ارتباط با حوادث گوناگون و گاه در پاسخ پرسشها و شبهات آن عصر صورت گرفته است. از اين رو، برخى از آيات كه ناظر به حوادث آن عصر يا پاسخ شبهات و پرسشهاى آن هنگام مى‏باشد، با گذشت زمان و از ياد رفتن سبب نزول آنها، به تشابه گراييده است؛(35) مثلاً: «ليس على الذين آمنوا و عملوا الصالحات جناح فيما طعموا اذا ما اتقوا و آمنوا و عملوا الصالحات»(مائده/ 93)(بر كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند، نسبت به آنچه خورده‏اند، گناهى نيست؛ در صورتى كه تقوا پيشه كرده و كارهاى شايسته كنند.)
    چنان كه مى‏بينيد، ظاهر اين آيه، شبهه‏انگيز و مورد ترديد است و مى‏تواند دستاويز اهل زيغ قرار گيرد؛ زيرا به آسانى قابل حمل بر اين معنى است كه: با داشتن ايمان و تقوا وانجام كارهاى شايسته، خوردنيها و نوشيدنيهاى حرام نيز بر انسان مباح مى‏شود روايت شده كه قدامة بن مظعون در عهد عمر، شراب نوشيد، پس چون عمر آهنگ اجراى حد بر او نمود، قدامه آيه مزبور را خواند.

    عامل تشابه در اين آيه، ارتباط آن با سؤال و شبهه فراموش‏شده‏اى است كه سبب نزول آن به شمار مى‏رود و آن، چنين است: آنگاه كه آياتى راجع به حرمت میگسارى نازل شد، صحابه گفتند: پس حال مؤمنانى كه پيش از اين مردند و خمر مى‏نوشيدند، چگونه است؟ پس خداوند در پاسخ آنان، آيه مزبور را نازل كرد.(36)

    از آن جا كه اين نوع تشابه، با گذشت زمان و فراموش شدن سبب نزول، حاصل شده است، مى‏توان آن را تشابه عرضى ناميد؛ بر خلاف موارد گذشته كه تشابه آنها را ذاتى مى‏ناميم.




    فلسفه وجود متشابهات در قرآن

  5. #15
    عضو كوشا
    parnian90 آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 155      تشکر : 62
    220 در 111 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    parnian90 آنلاین نیست.

    پیش فرض






    سبب ورود عوامل تشابه به قرآن

    چنان‏كه گذشت، يكى از عوامل تشابه، ظرافت و علوّ برخى از مفاهيم قرآنى بود. از آن‏جا كه رسالت قرآن كريم ايجاب مى‏كند كليه معارف الهى راجع به هستى، انسان و مبدأ و معاد، به بشر عرضه شود، طبعا بخشى از معارف قرآن را مفاهيم دقيق و معارف مربوط به عالم غيب تشكيل مى‏دهد و ارائه اين مفاهيم به وسيله قالبهاى لفظى، موجب بروز تشابه مى‏گردد. بنابراين، وجود اين نوع از متشابهات در قرآن، امرى اجتناب‏ناپذير است كه جامعيّت قرآن و ارائه مفاهيم دقيق و معارف مربوط به عالم ماوراى ماده در قالب الفاظ، آن را ايجاب نموده است.

    اما ساير عوامل تشابه كه جنبه لفظى و تعبيرى دارد، نوعا حاصل ارائه معانى در قالبهاى بلاغى مى‏باشد و ناشى از ظرافت و بلندى معانى نيست. راجع به اين نوع از متشابهات، ممكن است اين پرسش مطرح گردد كه چرا خداى سبحان، مقاصد خود را در عباراتى ساده، همه‏كس‏فهم و خارج از قالبهاى بلاغى بيان نكرد؟

    در پاسخ گوييم: قرآن كريم، تنها مجموعه‏اى از مفاهيم نيست، بلكه يكى از مقوّمات آن، قالبهاى لفظى بسيار دقيقى است كه در اوج بلاغت قرار دارد و اين امر، منشأ آثار مهمى است كه هركدام در تحقق بخشيدن به اهداف قرآن، نقش عمده‏اى ايفا مى‏كند. اعجاز بيانى قرآن كه يكى از دلايل نبوت پيامبر عظيم‏الشأن اسلام مى‏باشد، از رهگذر بهره‏گيرى دقيق از فنون زيبا و جذاب بلاغت حاصل شده است و قرآن كريم، برترى فوق‏العاده خود بر كلام بشر را از اين طريق آشكار ساخته و بدين‏سان، معجزه جاويد الهى تحقق يافته است.

    به‏كارگيرى فنون بلاغى؛ همچون مجاز، استعاره، كنايه و تشبيه، از يك سو سبب زيبايى وصف‏ناپذير عبارات قرآنى و جاذبه بى‏مانند آن شده است و از سوى ديگر، چون در اين روش، مخاطب، پيام را با واسطه و قدرى تأمل دريافت مى‏كند، اين امر موجب شيرينى سخن و نفوذ بيشتر آن در قلب مخاطب مى‏گردد؛ زيرا چنان‏كه در علم بلاغت بيان شده، دريافت شى‏ء پس از جستن و كنجكاوى، لذت‏بخش و دلنشين است. افزون بر اين، استفاده از فنون بلاغى، ارائه معارف بسيار را در عبارات كوتاه و زيبا ميسّر مى‏سازد و در نتيجه، به خاطر سپردن آن نيز آسان مى‏گردد.

    اگر قرآن كريم، معارف خود را در جملاتى ساده و پيش‏پاافتاده كه عارى از فنون جذاب بلاغى و اشارات و لطايف است، ارائه مى‏نمود، نه از اعجاز بيانى برخوردار بود و نه زيبايى و جاذبه داشت و حتى از سطح گفتار سخن‏پردازان عرب نيز فروتر مى‏گرديد و كمتر به تلاوت و شنيدن آن رغبت مى‏شد. افزون بر معايب يادشده، عدول از مجاز، ايجاز و ساير سبكهاى هنرى در ارائه معانى، مستلزم افزايش حجم قرآن بود كه آثار نامطلوبى را در پى داشت.

    فلسفه وجود متشابهات در قرآن

  6. #16
    عضو كوشا
    parnian90 آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 155      تشکر : 62
    220 در 111 پست تشکر شده
    وبلاگ : 9
    دریافت : 0      آپلود : 0
    parnian90 آنلاین نیست.

    پیش فرض







    اكنون با توجه به آنچه گفته شد، راجع به فلسفه اين نوع از متشابهات، گوييم: بى‏گمان، به‏كارگيرى فنون بلاغى در برخى از موارد، موجب تشابه آيات گرديده است، ولى از سوى ديگر، زيبايى و جذّابيت فوق‏العاده قرآن كريم و اعجاز بيانى آن در گرو به‏كارگيرى دقيق فنون بلاغى است. بنابراين، وجود قرآن كريم با ويژگيهاى خاص خود، تشابه شمارى از آيات را ايجاب مى‏كند. در عين حال، اين امر، منافاتى با هدف هدايتى قرآن ندارد؛ زيرا جويندگان حقايق قرآنى مى‏توانند با رجوع به راسخان در علم، تأويل صحيح اين نوع آيات را دريافت كنند.

    در كتاب احتجاج طبرسى گفتارى منسوب به اميرالمؤمنين عليه‏السلام آمده كه در باب فلسفه وجود متشابهات در قرآن، قابل توجه است. بحث را با ذكر حديث مزبور به پايان مى‏بريم:
    ثم ان اللّه‏ جلّ ذكره بسعة رحمته و رأفته بخلقه و علمه بما يحدثه المبدّلون من تغيير كلامه قسّم كلامه ثلاثة اقسام: فجعل قسما منه يعرفه العالم و الجاهل و قسما لايعرفه الاّ من صفا ذهنه و لطف حسّه و صحّ تميزه ممن شرح اللّه‏ صدره للاسلام و قسما لايعرفه الاّ اللّه‏ و انبياؤه و الراسخون فى العلم. و انما فعل ذلك لئلا يدعى اهل الباطل من المستولين على ميراث رسول اللّه‏ صلى‏الله‏عليه‏ و‏آله‏ وسلم من علم الكتاب ما لم‏يجعله لهم و ليقودهم الاضطرار الى الايتمار بمن ولاه امرهم، فاستكبروا عن طاعته تعزّزا و افتراءً على اللّه‏ عزّ و جل و اغترارا بكثره من ظاهرهم و عاونهم و عاند اللّه‏ جل اسمه و رسوله.(37)

    سپس خداوند جلّ ذكره به واسطه رحمت گسترده و رأفت به آفريدگانش و علم او به آنچه تغييردهندگان در كلام وى احداث مى‏كنند، گفتار خود را به سه گونه تقسيم كرده است: يك قسم از آن را تمام طبقات؛ از عالم و جاهل مى‏دانند و يك قسم از آن را نمى‏فهمد مگر كسى كه داراى ذهنى پاك و احساسى لطيف و ادراكى صحيح باشد؛ از آنان كه خداوند براى پذيرش اسلام به ايشان شرح صدر داده است و يك قسم از آن را در نمى‏يابد مگر خداوند و پيامبران الهى و استواران در دانش.

    همانا خداوند متعال، گفتار خود را اين‏گونه ساخت تا اهل باطل كه بر ميراث رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وس م تسلّط يافتند،
    نتوانند از علوم قرآن، چيزى را ادعا كنند كه براى آنان قرار داده نشده است و نيز، ضعف و نقصان علم، آنان را ناچار سازد تا فرمان آن را كه خداوند، ولىّ امر ايشان قرار داده است، اطاعت كنند، ولى آنان به سبب تكبّر و منيّت و با افترا بر خدا و رسول صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وس م و مغرور شدن به زيادى ياوران خود از معاندان خداوند جلّ اسمه، از اطاعت او سرپيچيدند.
    على‏اصغر ناصحيان
    فلسفه وجود متشابهات در قرآن

  7. تشكر

    مدير اجرايي (16-11-1390)

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •