llı.✿llı.✿.ıll   قرآن و معنای زندگی  llı.✿llı.✿.ıll سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
llı.✿llı.✿.ıll   قرآن و معنای زندگی  llı.✿llı.✿.ıll
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 22
  1. #11
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,816      تشکر : 57,663
    171,683 در 50,217 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    تصور كلى معنا

    در تصور قرآن نظام كيهانى در خدمت انسان است تا در پرتو ارتباط با خدا به كمال مطلوب68 و سعادت جاودانه برسد، به عبارت ديگر جهان به شمول سرشت انسان، وى را به سوى خدا مى ‏خواند تا زندگيش جهت پيدا كند. اين فراخوانى در قالب بعثت و نبوت، شكل تشريح شده خود را بازمى‏يابد تا فرصت سير تعالى طلبانه براى انسان بيش از پيش فراهم آيد.

    اين كه آفرينش آسمان‏ها و زمين و هر آنچه در آن هاست، هدفمند صورت گرفته است، در جاى جاى قرآن به چشم مى‏خورد و غايت‏مندى و حكيمانه بودن آفرينش آنها مورد تأكيد قرار مى‏گيرد. در آياتى، تذكر داده مى‏شود كه برخوردار زيستن انسان، جزء اهداف آفرينش هستى مى‏باشد، و او ضمن استفاده از بركات كيهانى در جهت بهسازى زندگى اين جهانى، از طريق تماشاى نشانه‏ هاى نهفته در متن هستى، به شناخت خداوند نايل مى‏آيد.69 در اين رابطه مطالعه دو آيه زير به عنوان نمونه كافى مى‏نمايد كه مى ‏گويد:

    «إن فى خلق السموات و الأرض و اختلاف الليل و النهار لايآت لأولى الألباب الذين يذكرون اللَّه قياما و قعودا و على جنوبهم و يتفكّرون فى خلق السموات و الأرض ربنّا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك فقنا عذاب النار» (آل عمران /190)
    «بى ‏شك در آفرينش آسمانهاو زمين و آمد و رفت شب و روز، نشانه‏هايى براى خردمندان است، همانا كه خدا را در حال ايستاده و نشسته و آنگاه كه بر پهلو خوابيده ‏اند، ياد مى ‏كنند و در مورد آفرينش آسمانها و زمين مى‏ انديشند (و مى ‏گويند): پروردگارا! اين‏ها را بيهوده نيافريده‏ اى! منزهى تو. ما را از عذاب آتش مصون دار.»

    «اللَّه الذى سخّر لكم البحر لتجرى الفلك فيه بأمره و لتبتغوا من فضله لعلكم تشكرون و سخّر لكم ما فى السموات و ما فى الارض جميعاً منه إن فى ذلك لآيات لقوم يتفكرون» (جاثيه /12-13)
    «خداوند همان كسى است كه دريا را مسخّر شما كرد تا كشتى‏ ها به فرمانش در آن حركت كنند و بتوانيد از فضل او بهره گيريد و شايد شكر نعمتهايش را بجا آوريد. او آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است همه را از سوى خودش مسخر شما ساخت، در اين نشانه‏هايى است براى كسانى كه مى ‏انديشند.»

    نگاه هستى شناختى قرآن، خود انسان را نيز تجلى‏گاه نشانه ‏هاى خداوند و خاستگاه رويكرد به او مى ‏شناسد، به اين دليل كه در آفرينشش (همچون كل جهان) نشانه ‏هاى خدا و در سرشتش ميل به او نهفته است. آفرينش حكيمانه هر انسان و نداى وجدان او با هم زمينه رهايى از غفلت و ارتباطگيرى فعال با خدا را فراهم مى ‏آورد. بر اين اساس قرآن تمام دين خدا را پديده تعبيه شده در سرشت انسان دانسته و روى آوردن به آن را تسليم شدن به نداى ضمير خود او قلمداد مى‏ كند.

    «و فى الارض آيات للموقنين و فى أنفسكم أفلا تبصرون» (ذاريات 20-21)
    و در زمين آياتى براى اهل يقين است و در وجود خود شما نيز آياتى است! آيا نمى ‏بينيد!

    «إنّ فى السموات و الأرض لآيات للمؤمنين و فى خلقكم و ما يبث من دابة ءايات لقوم يوقنون» (جاثيه /3-4)
    «بى ترديد در آسمانها و زمين نشانه‏هايى براى مؤمنان وجود دارد و نيز در آفرينش شما و جنبندگانى پراكنده شده، نشانه‏هايى است براى اهل يقين.»
    «فأقم وجهك للدين حنيفا فطرت اللَّه التى فطر الناس عليها» (روم /30)
    «پس روى خود را متوجه آيين خالص كن كه فطرت خداوندى است كه انسان را بر آن آفريده است.»

    رسالت آسمانى كه شكل تبيين شده و سامان يافته هدايت آفرينش و سرشت انسان را به ارمغان آورده است، نيز دعوت به سوى خدا، و پيامبر، دعوت كننده به سوى خدا نام گرفته است. تعبير «و داعيا الى اللَّه» احزاب /46 و «داعى اللَّه» احقاف /32، «ادعوا الى اللَّه» يوسف /108 گواه قرآنى اين نام گذارى مى‏باشد. گويا انسان در غياب نبوت و بعثت پيامبران، گوش به نداى هستى و زمزمه سرشت خود نمى‏دهد و خدا را هدف خود تلقى نمى‏نمايد، در اثر اين غفلت در دام هدف‏هاى تخيلى اسير مى‏شود. بر اين اساس نوعى دورى و فاصله معنوى پديد مى‏آيد. با توجه به چنين واقعيت روحى، قرآن از عبارت بازگشت به سوى خدا استفاده نموده و از داشتن وسيله تقرب و نزديكى به او سخن مى ‏گويد:

    «و أنيبوا الى ربكم و أسلموا له» (زمر /54)
    «به سوى پروردگارتان باز گرديد و در برابر او تسليم شويد.»
    «اللَّه يجتبى اليه من يشاء و يهدى اليه من ينيب» (شورى /13)
    «خداوند هر كه را بخواهد بر مى‏گزيند و كسى را كه به سوى او باز گردد راهنمايى مى ‏كند.»
    «يا ايّها الذين آمنوا اتقوا اللَّه و ابتغوا اليه الوسيلة» (مائده /35)
    «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! تقواى الهى پيشه نموده و در پى وسيله تقرب به او باشيد.»

    استفاده از كلمه «الى» كه معناى اصلى آن بيان غايت است، در آيات مربوط به دعوت بازگشت به سوى خداو استفاده از وسيله تقرب زا، اشاره به هدف نهايى بودن خداوند دارد همان گونه كه وسايل تقرب، اهداف ميانه و مقدماتى به حساب مى‏آيد. نشانه‏ ها و گرايش‏ها در هستى و دعوت به بازگشت در بعثت، در صورت پذيرفته شدن، نخستين نگاه به معناى زندگى است.

    مؤمن تازه رسته از غفلت و سرگرمى به اهداف تخيلى، بايستى خود براى عملياتى شدن و جا افتادن معناى واقعى (خداجويى و خداخواهى) درصدد دست‏يابى به راه‏ها و وسيله تقرب به خدا و به كارگيرى آن برآيد. كيهان‏شناسى قرآنى، هستى را هدفمند، تحت كنترل هستى بخش و ذره ذره‏ى آن را در حال انجام دادن وظيفه مى‏شناسد.70

    بركات اين وظيفه ‏شناسى به گونه‏ اى در خدمت انسان قرار دارد. براساس چنين تئورى، بايدها و نبايدهاى زندگى در قرآن عنوان دعوت به همسويى و همنوايى با كل هستى را به خود مى‏گيرد و رعايت آنها وسيله تقرب به خداوند شمرده شده است. بايدها و نبايدها تمام ابعاد و صحنه‏ هاى زندگى را، حتى فعاليت‏هاى روحى رانيز فرا مى ‏گيرد.

    انسان معنا گرا در هر موقعيتى كه قرار دارد، بايد وظيفه خود را به صورت واقع بينانه بداند و با ياد خدا به آن عمل كند. اين روند تا آنجا قابل توسعه است كه در سراسر زندگى انسان جائى براى انگيزه جز خداجويى نباشد. پيامبر كه به چنين مرحله‏اى از خداجويى رسيده بود، مأموريت يافت كه به قصد ارائه الگو، به مسلمانان، از اين راز پرده برداشته و خداوند را از آن رو كه پروردگار جهانيان است هدف زندگى خويش معرفى كند.

    «قل انّ صلاتى و نسكى و محياى و مماتى للَّه رب ّالعالمين» (انعام /162)

    «بگو نماز، عبادت‏ها، زندگى و مرگم همه براى خداوند پروردگار جهانيان است.»
    بر پايه توضيحات گذشته، از نظر قرآن، خداوند آفريدگار هستى هدفمند، با طرح خواسته‏ هاى خود در قالب بايدها و نبايدها كه جلوه ربوبيت اوست، معنا بخش زندگى انسان و جلودار او در مسير بى انتهاى تكامل مى‏ باشد.

    llı.✿llı.✿.ıll   قرآن و معنای زندگی  llı.✿llı.✿.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. #12
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,816      تشکر : 57,663
    171,683 در 50,217 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    ساز و كار عينيت دهى به معناى زندگى
    قرآن به انسان مى‏آموزد كه با جديت در پى دست يابى به «صراط مستقيم» (حمد /6) و «سبيل اللَّه» (عنكبوت /69) باشد. هدف رسيدن يا نزديك شدن به مقصد و غايت است كه در مورد خداوند معناى خاص خود را دارد. بدين ترتيب بايد حقيقت راه رسيدن به مقام قرب و رابطه آن دو با غايت اصلى يعنى خداوند شفافيت مناسب پيدا كند.

    راه به سوى خدا، پيشينه سازى روش بندگى است كه حقيقت آن را قوانين و رفتار خداپسندانه و خداجويانه تشكيل مى‏دهد. در اين گونه زندگى تصميم بر اين است كه به اعمال نفوذ ساير نيروهاى انگيزه بخش - از قبيل طاغوت، شيطان و هواى نفس كه در عرف قرآن معبود شناخته شد ه‏اند - پايان داده شود.

    خداوند در قرآن هم مطلق دستورات و مقررات دينى را راه مستقيم به سوى خود معرفى مى‏كند (انعام / 253 و 161 و 126) و هم تعبد و پاى بندى به آنها را(آل عمران /51 و مريم /36 و يس /61 و زخرف/64). جمله «و ان اعبدونى هذا صراط مستقيم» يس 61 و مشابه آن، معنايى جز رعايت بايدها و نبايدهايى ندارد.

    هنگامى كه كارى (در حوزه‏هاى ارتباط انسان با خودش، انسان با خدا، انسان با انسان و انسان با طبيعت) با ياد خدا انجام داده مى‏شود، انسان در حال عبادت است.71 فعاليت با انگيزه الهى، تقرب و انس با خدا را در پى دارد. بنابراين به كارگيرى عنوان «صراط مستقيم» در مورد دستورات و مقررات دينى (اعم از عبادى و اجتماعى) تعبير حقيقى نخواهد بود، آنها به علاوه رعايت خداجويانه، معناى درست راه مستقيم به سوى خدا را تحقق مى‏بخشد. عبادت به معناى ياد شده هدف خلقت جن و انسان شناخته شده است:

    «و ما خلقت الجّن و الانس الاّ ليعبدون» (ذاريات /56).
    «من جن و انس را نيافريدم جز براى اين كه عبادتم كنند.»
    مقصود آيه بيان هدف نهايى آفرينش انسان نيست تا با راه بودن و پل بودن عبوديت و عبادت ناسازگار باشد، چه آنكه براساس آيه «واعبد ربّك حتىّ يأتيك اليقين» (حجر /99)، عبادت مقدمه براى هدف والاترى كه يقين نام دارد مى ‏باشد.72

    ياد كرد اين نكته خالى از فايده نيست كه در تفكر اسلامى در اهداف ميانى و مقدمات، هدف غايى يعنى شهود و حضور ياد خدا نيز به گونه‏اى مطرح است، بدون چنين شهودى عمل صالح كه نردبان تعالى شمرده شده است، شكل نمى‏ گيرد. ممكن است طرح عبادت به عنوان غايت خلقت نمايانگر اين حقيقت باشد كه هيچ گا بندگى خالى از شهود نيست. بر اين اساس عبادت مى‏تواند هدف غايى شمرده شود.


    llı.✿llı.✿.ıll   قرآن و معنای زندگی  llı.✿llı.✿.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  3. #13
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,816      تشکر : 57,663
    171,683 در 50,217 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    نقش و مراتب پرستش

    بسيارى از خداپرستان، پاى بندى به بايدها و نبايدهاى ارزشى را متكى بر سير و سلوك معنوى دانسته و گفته ‏اند كه در غياب شعائر و مناسك، احساس ژرفا دارى حيات آدمى ناپديد73 مى‏شود و جامعه را فساد و زوال تهديد مى‏ كند.74

    الكسيس كارل از ميان گونه‏هاى مختلف سير و سلوك معنوى، نيايش را به مطالعه گرفته و آثار روحى و جسمى آن را معرفى كرده است، وى بر اين باور است كه حتى شكل طوطى وار و تمرينى اين سلوك معنوى نيز زمينه كاملا لازم روحى احساس عرفانى و اخلاقى را با هم فراهم مى‏ آورد و در اثر آن در چهره نيايش گر، حس وظيفه‏ شناسى، كمى حسد و شرارت و تا اندازه‏اى حس نيكى و خيرخواهى نسبت به ديگران، با ثبات نسبى، قابل مطالعه مى‏ نمايد.75

    شايسته است كه براى ارزيابى بهتر درك و تصور اين طبيب، جراح، فيزيولوژيست و زيست‏شناس مشهور فرانسوى، از نقش نيايش، پاره‏اى از سخنان وى را در اين رابطه به مطالعه بگيريم:

    «نيايش هنگامى كه مداوم و پرشور و حرارت است، تأثيرش بهتر آشكار مى‏ شود... انسان خود را آنچنان كه هست مى‏بيند، از خود خواهى‏ اش، حرصش، گمراهى ها و كج ‏فكرى ‏هايش و از غرور و نخوتش پرده بر مى‏دارد، براى انجام تكليف اخلاقى رام مى ‏شود، براى كسب خضوع فكرى اقدام مى ‏كند و در همين هنگام سلطنت پرجلال آمرزش در برابر او پديدار مى‏ گردد.

    رفته رفته يك صلح درونى، يك هماهنگى و سازش خوش فعاليت‏هاى عصبى و اخلاقى، بزرگترين ظرفيت تحمل در برابر محروميت، اتهام، اندوه، قدرت شكست‏ ناپذير و سستى ناشناس، بردبارى در قبال از دست دادن همه چيز، درد، بيمارى و مرگ به سراغ وى مى‏ آيد... نيايش خصائل خويش را با علامات بسيار مشخص و منحصر به فردى نشان مى ‏دهد: صفاى نگاه، متانت رفتار، انبساط و شادى بى دغدغه، چهره پر از يقين، استعداد هدايت و نيز استقبال از حوادث، به سادگى در آغوش گرفتن يك سرباز يا يك شهيد مرگ را.

    اينهاست كه از وجود يك گنجينه پنهان در عمق جسم و روح ما حكايت مى‏كند... به نظر مى‏رسد كه نيايش انسان‏ها را آن چنان رشد مى‏دهد كه جامه‏اى كه وراثت و محيط به قامت شان دوخته است برايشان كوتاه گردد، ملاقات با پروردگار آنها را از صلح و آرامش درون لبريز مى ‏سازد به طورى كه شعشعه پرتو اين صلح، از چهره شان نمودار است و آن را هر جا كه روند با خود مى ‏برند76.«

    رشته ‏اى در گردنم افكنده دوست
    مى ‏برد هر جا كه خاطرخواه اوست


    كارل، حقيقت نيايش را انس و ارتباط با خدا مى‏ داند كه آثار و نتايج تربيتى و ارزشى متنوعى را به بار مى‏ آورد؛ ولى در تعريف دعا، از عبارت‏هاى: «كنش روح به سوى كانون غير مادى جهان»، «پرواز روح است به سوى خدا» و «نمودار كوشش انسان است براى ارتباط با آن وجود نامرئى77«، سود مى‏ برد كه اشاره به معنا خواهى اهل نيايش دارد.

    در اسلام نيز سير و سلوك تحت عنوان عبادت كه داراى قلمرو وسيعى مى‏باشد، به رسميت شناخته شده است. عبادت سر فصل‏هاى متعددى را زير پوشش خود دارد كه نيايش يكى از آنهاست. و ديگر عناوين زير مجموعه آن عبارت است از حج، نماز، روزه، خمس، زكات، جهاد، امر به معروف و نهى از منكر، ذكر، زيارت و تلاوت قرآن كه هر كدام تعريف خاص خود را دارد. انسان مسلمان بدون چشمداشت مادى تحت عنوان واجب يا مستحب به طور شبانه روزى يا در طول سال يكبار، خداجويانه، انجام اين امور را وظيفه خود مى‏ شناسد.

    تمام مفردات عبادات اسلامى، با هدايت الهى و مديريت معصوم و مطابق ديدگاه انسان شناختى اسلام سامان يافته و در آنها با حفظ جوهره پرستش، به ابعاد مختلف زندگى دنيوى و سعادت اخروى نيز توجه شده است، ولى فلسفه اصلى آنها استحكام احساس شهود غيب، مى‏باشد. شهيد مطهرى در توصيف عبادت مى‏ گويد:
    «عبادت نردبان قرب است، معراج انسان است، تعالى روان است، پرواز روح است به سوى كانون نامرئى هستى، پرورش استعدادهاى روحى و ورزش نيروهاى ملكوتى انسان است، پيروزى روح بر بدن است، عالى ‏ترين عكس العمل سپاسگزارانه انسان است از پديد آورنده خلقت، اظهار شيفتگى و عشق انسان است به كامل مطلق و جميل على الاطلاق و بالاخره سلوك و سير الى اللَّه است.78«


    llı.✿llı.✿.ıll   قرآن و معنای زندگی  llı.✿llı.✿.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. #14
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,816      تشکر : 57,663
    171,683 در 50,217 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    عبادت با تمام گونه‏ هايش اين كاركرد را دارد كه،ياد خدا را بيش از پيش در دلها زنده مى‏كند. در قرآن نماز بازتاب دهنده ياد خدا معرفى مى‏شود. (طه /14 و عنكبوت /45)، خود قرآن ذكر ناميده شده است. روزه، منشأ تقوا معرفى مى ‏گردد كه تكيه بر ياد خدا دارد... با ياد خدا و رسوخ آن در اثر عبادت، پرده غفلت، هواپرستى، جهل و آرمانها و اهداف غير ارزشى كنار مى‏رود و دريچه چشم و گوش انسان بر روى حقايق گشوده شده و زمينه پيمودن راه بندگى در پهنه حيات فراهم مى‏گردد.

    «انّ اللَّه جعل الذكر جلاء للقلوب تسمع بعد الوقرة و تبصر بعد العشوة و تنقاد بعد المعاندة79«

    «خداوند، ياد خود را صيقل دلها قرار داده است، دلها بدين وسيله از پس كرى، شنوا و از پى نابينايى، بينا و از پس سركشى و عناد، رام و سر به راه مى‏گردند.»

    در حقيقت ياد خدا هم روشنايى بخش مسير راهپيمايى است و هم وسيله پيش روى به سوى مقام قرب الهى. على عليه السلام مى‏فرمايد: اللهم انّى اتقّرب اليك بذكرك» (دعاى كميل).
    «پروردگارا من با ياد تو آهنگ نزديك شدن به تو را سر مى ‏دهم.»

    گرايش به عبادت مراتبى دارد. در آغاز مسير و راه پيمايى، ياد خدا و ياد خود با هم به انسان انگيزه بندگى مى‏ دهد، ترس از جهنم و اميد به بهشت خداوند، زمينه پرستش و بندگى را فراهم مى‏سازد. مؤمن آگاه در تلاش است كه از اين مرحله عبور كندو عاشقانه و خالصانه رو به خدا آورد.

    على عليه السلام‏درباره سطوح مختلف خداجويى مى ‏فرمايد:
    «انّ قوماً عبدوا اللَّه رغبة فتلك عبادة التجار و انّ قوماً عبدواللَّه رهبة فتلك عبادة العبيد و انّ قوماً عبدوا اللَّه شكراً فتلك عبادة الأحرار80.«
    «بدون ترديد گروهى خداى را به انگيزه دريافت پاداش مى‏ پرستيدند، اين عبادت تجارت پيشگان است و گروهى او را از ترس مى ‏پرستند، اين عبادت برده صفتان است و گروهى او را براى آنكه او را سپاسگذارى كرده باشند، مى‏ پرستند، اين عبادت آزادگان است.»

    سعدى، همين معنا را در قالب شعر به تصوير مى ‏كشد:
    خلاف طريقت بود كاوليا
    تمنا كنند از خدا جز خدا
    گر از دوست چشمت به احسان اوست
    تو در بند خويشى نه در بند دوست
    81.

    پرستشگر مى ‏كوشد خود پرستش را كه عبارت است از جذب شدن به شعاع جاذبه الهى هدف قرار دهد تا موضوع بهشت و جهنم كنار رود82. سوز و گداز دست‏يابى به اين مرحله هدف گرايى، در زبان امامان معصوم اين گونه انعكاس يافته است:
    «الهى هب لى كمال الانقطاع اليك و أنر أبصار قلوبنا بضياء نظرها اليك حتى تخرق أبصار القلوب حجب النور فتصل الى معدن العظمة و تصير أرواحنا معلقة بعز قدسك83.«
    «خداى من كمال و دلبستگى به خودت را به من ببخش و ديدگان دل ما را با پرتو نظر به خودت، نور بده تا ديده دلها، حجابهاى نور را بدرد و به معدن بزرگى برسد و ارواح ما به درگاه عزت تو آويخته گردد.»

    اين مرتبه خداجويى در كلام اهل معنا، با قالب ها و تعبيرهاى گوناگون در دست‏رس جويندگان راه كوى دوست، قرار گرفته است:
    «هدف نهايى آن است كه انسان از پل عبادت به مقصد يقين برسد...» «واعبد ربك حتّى يأتيك اليقين» (حجر /99) يقين، همان نورانيت، شهود و صفاى باطن است كه اگر كسى به آن رسيد به هدف عبادت رسيده است و در نتيجه به هدف خلقت رسيده است»84

    «كمال انسان بالاتر است از حد مشتهيات حيوانى و لو در جهان ديگر كه براى انسان، تأمين شود، بلكه در حد عبادت‏هاى شاكرانه و محبانه و عاشقانه است و آن وقت پرستش مفهومى برابر مفهوم عشق نسبت به حقيقت پيدا مى‏كند... هدف اصلى مرتبه پايين عبادت نيست بلكه مرتبه عالى آن است. هر كه بدانجا نرسيد، براى او اين مرتبه پايين‏تر از هيچ بهتر است85»

    «فحقيقة العبادة - هى الغرض الأقصى من الخلقة - هى ان ينقطع العبد عن نفسه و عن كل شى‏ء و يذكر ربه».86
    «حقيقت عبادت - كه غرض نهايى آفرينش شمرده شده - عبارت است از اين كه بنده از خود و هر چيز ديگر، بريده و به ياد پروردگارش باشد.»
    آويخته ‏گى عبد به معدن عظمت به گونه‏اى است كه روح، حوصله درنگ در تن را از دست مى ‏دهد و دردناك‏ترين مصيبت براى او خطر جدايى از خدا مى ‏باشد.


    llı.✿llı.✿.ıll   قرآن و معنای زندگی  llı.✿llı.✿.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  5. #15
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,816      تشکر : 57,663
    171,683 در 50,217 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    امير راه طريقت، در ترسيم حالات روحى، اين سالكان راه يافته، مى ‏گويد:
    «هجم بهم العلم على حقيقة البصيرة و باشروا روح اليقين و استلانوا ما استوعره المترفون و أنسوا بما استوحش منه الجاهلون و صحبوا الدنيا بأبدان أرواحها معلقة بالمحلّ الأعلى87»
    «علمى كه بر پايه بينش كامل است بر قلب‏هاى آنان هجوم آورده است و آنان روح يقين را لمس كرده‏اند و آنچه را ناز پروردگار دشوار ديده‏اند، آسان پذيرفته‏اند و بدانچه، نادانان از آن رميده‏اند، خو گرفته‏اند، دنياگرايان را با تن‏هايى همنشينند كه ارواح آنها آويخته بالاترين جايگاه مى‏باشند.»

    «لولا الاجل الذى كتب لهم لم تستقرّ أرواحهم فى أجسادهم طرفةعين شوقاً الى الثواب و خوفا من العقاب88«
    «اگر اجل مقدرشان نمى‏بود، ارواح آنها، از شدت شيفتگى به ثواب و ترس از عقاب، يك چشم بهم زدن، در بدنهاى خود، درنگ نمى ‏كردند.»

    «فلئن صيرتنى للعقوبات مع اعدائك و جمعت بينى و بين اهل بلائك و فرقت بينى و بين احبائك و اوليائك فهبنى ياالهى و سيدى و مولاى و ربى صبرت على عذابك فكيف اصبر على فراقك89«
    «اگر به قصد كيفر دهى، مرا با دشمنان و مستحقان عذابت، همنشين ساختى و از دوستان و اولياى خود جدايم كردى، آن موقع، گيرم - معبودم، آقايم، مولايم و پروردگارم - بر عذابت صبر پيشه كردم پس درد فراق تو را چگونه تحمل كنم و بر آن صبر نمايم!»

    بهر حال راه آويختن خود به «محل اعلا» يا نفوذ دردايره جاذبه محبت الهى راهى جز رعايت مسائل عبادى و صالح سازى رفتار ندارد. قوت‏گيرى روحيه تعبد، به الهى شدن كل وجود انسان منجر مى‏گردد. الهى شدن كل وجود يعنى خدا خواهى باتمام فعاليت‏هاى روحى و جسمى ممكن در عرصه‏هاى مختلف زندگى در قرآن با صراحت بيان شده است كه عمل صالح مؤمن را به خدا نزديك كند: «اليه يصعد الكلم الطيب و العمل الصالح يرفعه» (فاطر/10)

    مؤمن معتقد به توحيد به سوى خدا بالا مى‏رود و عمل صالح وسيله بالا رفتن او مى‏باشد. براساس سخنى از پيامبر، خداوند مى ‏فرمايد:
    «ما تحبّب الىّ عبد بشى‏ء أحبّ الىّ مما افترضته عليه و انّه ليتقرب الىّ بالنوافل حتى احبه، فاذا احببته، كنت سمعه الذى يسمع به و بصره الذى يبصر به و لسانه الذى ينطق به و يده التى يبطش بها، ان دعانى أجبته و إن سألنى أعطيته90»

    «بين كارهايى كه بنده به قصد كسب محبتم انجام مى‏دهد، چيزى برايم دوست داشتنى‏ تر از تكاليفى نيست كه بر او واجب كرده ‏ام ]ولى[ او با انجام دادن نوافل و مستحبات ]نيز[ در پى تقرب به من است تا جايى كه من او را مورد محبت قرار مى ‏دهم، وقتى كه او را محبوب خود شناختم، من گوش او هستم كه به وسيله آن مى ‏شنود، چشم او هستم كه به وسيله آن مشاهده مى ‏كند، زبان او هستم كه با آن سخن مى‏ گويد و دست او هستم كه با آن سخت‏گيرى مى ‏كند، اگر مرا خواند اجابت مى‏ كنم و اگر چيزى طلبيد، به او مى ‏دهم.»

    در دايره محبت الهى، عشق رو به افزايش، اراده و قدرت تصميم‏ گيرى رو به نيرومندتر شدن و تمام وجود انسان مشغول كار خدايى مى‏ باشد و جز عشق ورزى، گزينه ديگرى ندارد و خستگى، نااميدى و احساس پوچى معنا ندارد.

    «اولئك يسارعون فى الخيرات و هم لها سابقون» (مؤمنون /61)

    «چنين كسانى به سوى كارهاى خير، سرعت مى‏گيرند و در انجام آنها سبقت مى‏ جويند.»

    سختى و هزينه ‏برى كارها، نه تنها بر روحيه پيشى‏گيرى به سوى كارهاى خير، گزندى وارد نمى‏كند كه فرصت ايثار و مجال جان فشانى، زمينه را براى فرمان روايى اين روحيه، آماده‏تر مى‏كند، بدان دليل كه امتحان سخت‏تر، پاداش چشم گيرتر دارد و بشارت تقرب بيشتر را همراه مى‏ آورد:
    «و بشّر الصابرين الذين اذ ا اصابتهم مصيبة قالوا انا للَّه و انا اليه راجعون اولئك عليهم صلوات من ربّهم و رحمة و اولئك هم المهتدون» (بقره /155-156-157)
    «به صابران بشارت بده آنان كه موقع تحمل مصيبت مى‏گويند: ما از خداييم و به سوى او باز مى‏گرديم اينها كسانى هستند كه صلوات و رحمت خدا شامل حالشان شده و آنها هدايت يافتگانند.»

    llı.✿llı.✿.ıll   قرآن و معنای زندگی  llı.✿llı.✿.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. #16
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,816      تشکر : 57,663
    171,683 در 50,217 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    ب. كارآمدى شناخت هستى

    هستى‏ شناسى با مؤلف ه‏هاى خداشناسى، انسان‏ شناسى و معادشناسى با ويژگى ‏هاى مورد پذيرش قرآن، عامل راهبردى ديگرى است براى اجرايى شدن معناى زندگى در تصور و تفكر دينى. با شناخت هر چه دقيق‏تر هستى، هر انسانى، آمادگى. بيشترى پيدا مى ‏كند. كه بايدها و نبايدهاى مربوط به زندگى را به منظور دست‏يابى به مقام قرب الهى جامه عمل بپوشاند.

    از نظرقرآن انسانى كه خروش از اسارت اهداف خيالى و پندارى و جهل رهايى يافته است، وقتى به مطالعه هستى و هويت اشاره‏اى آن، مى‏پردازد و حكمت و هدفمندى را در پهنه آن مشاهده مى‏كند، به هدف آفرينش و فرجام كار خودش نيز پى مى‏برد، گويا ضمن توجه به حكمت آفرينش كل هستى، به حكيمانه بودن آفرينش خودش نيز متوجه شده و ايمان پيدا مى ‏كند به اين حقيقت كه اگر معادى و رستگارى جاودانى در كار نمى‏ بود اين همه سرمايه‏ گذارى براى انسان بيهوده مى ‏نمود و خداوند منزه است از هستى دهى بيهوده:
    «و يتفكّرون فى خلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذاباطلا سبحانك فقنا عذاب النار» (آل عمران /191)
    «و در اسرار آفرينش آسمانها و زمين مى ‏انديشند (و مى‏ گويند) پروردگارا! اينها را بيهوده نيافريده‏اى! منزهى تو! پس ما را از عذاب آتش مصون دار.»

    «أفحسبتم أنما خلقناكم عبثا و أنكم الينا لاترجعون» (مؤمنون /115)
    «آيا گمان كرديد شما را بيهوده آفريده ‏ايم و به سوى ما باز نمى‏ گرديد.»

    خردمندان پاكيزه سرشت با مطالعه حتمى پى مى‏برند كه در حقيقت اين قيامت و بازگشت به خداست كه توجيه كننده خلقت اين عالم است91« ولى انسان‏هاى تن داده به خواسته‏هاى حيوانى و اهداف پندارى، با ترديد افكنى، ياد معاد را در ضمير خود مى‏شويند تا با دغدغه كمتر، هنجار شكنى را پيشه شان قرار دهند:
    «بل يريد الانسان ليفجر امامه يسئل أيان يوم القيامة» (قيامة /5 و 6)
    «بلكه انسان مى‏خواهد در تمام عمر گناه كند (از اين رو)مى‏پرسند قيامت كى خواهد بود!»

    چنين افرادى (گويا) بر اين پندارند كه اگر قيامت نباشد ولى بايدها و نبايدهاى ارزشى را رعايت كند، لذتهايى را بر خود حرام مى‏كند و زيان مى‏بيند92 ولى منطق دينداران، نگرانى آنها را واهى دانسته مى ‏گويند: «حتى در اين دنيا نيز صرفه باخدا باورى است. مومنان گر چه لذت هايى زيانمند را از دست مى‏ دهند، به خوشحالى بالاتر دست مى‏ يابند و در زندگى به انسان‏هاى فروتن و درست كردار تبديل مى ‏شوند93«

    اما در رابطه با آخرت، دين و خرد با هم به انسان توصيه دارد كه براساس احتمال معاد عمل كند. براساس برهان شرطبندى پاسكال (رياضى دان، فيزيك دان، و متكلم فرانسوى 1662 - 1623 م) «وجود خدا، حقانيت آموزه‏هايى چون معاد اگر هم قابل اثبات يقينى نباشد، يگانه گزينه پذيرفتنى است! چرا كه براى پرهيز از زيان احتمالى الحاد كه به مراتب بالاتر از سود يقينى آن است، چاره‏اى جز ايمان با سلوك مؤمنانه نيست94.«

    غزالى سخن مشابه دارد. ولى بعد از طرح ترديد ياد شده مى ‏گويد:
    «بر تو واجب شد به حكم عقل كه راه شرع فرا پيش‏گيرى كه خطر چون عظيم باشد بگمان ضعيف از وى بگريزند، چه اگر تو قصد طعام كنى كه بخورى كسى گويد: مارى دهان، در اين طعام كرده است، تو دست باز كشى، اگر چه گمان آن بود كه وى دروغ مى ‏گويد و براى آن مى ‏گويد تا وى بخورد و لكن چون ممكن بود كه راست مى ‏گويد. با خويشتن گويى: اگر نخورم رنج اين گرسنگى سهل است و اگر بخورم، نبايد كه او راست گفته باشد و من هلاك شوم95«

    اين گونه ‏اى از استدلال پيش از همه، در سخنان معصومان مطرح شده است. رواياتى در اين باب از امام على عليه السلام96 و امام صادق عليه السلام و امام رضاعليه السلام 97 در خور مطالعه مى ‏باشد.



    امام رضاعليه السلام خطاب به زنديقى فرمود:
    «وان كان القول قولكم...ألسنا و اياكم شرعاً سواء، لايضرنا ماصلينا و صمنا و زكينا و أقررنا... و ان كان القول قولنا.. قد هلكتم و نجونا»
    «اگر سخن شما درست باشد ما و شما همسان خواهيم بود و نماز، روزه، زكات، و اقرار ما زيانى به ما نخواهد داشت و اگر سخن ما درست از آب درآمد، شما هلاك شده‏ايد و ما نجات يافته ‏ايم.»



    llı.✿llı.✿.ıll   قرآن و معنای زندگی  llı.✿llı.✿.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  7. #17
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,816      تشکر : 57,663
    171,683 در 50,217 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    در مطالعات انسان شناختى، لذت‏هاى معنوى حتى نزد بسيارى از گرايش هاى سكولاريستى پذيرفته شده است، يعنى انسان از خدمت و احسان به ديگران لذت مى‏ برد اين احساس به عضو خاص و برقرارى رابطه با يك ماده بيرونى، حاصل نمى‏ شود بلكه با عمق روح و وجدان آدمى مربوط است98.ولى تفاوتى كه وجود دارد اين است كه «اخلاق سكولار در پاسخ اين سوال كه چرا وقتى كه اخلاقى بودن به سود تو نيست و مى ‏توانى با عمل خود خواهانه، زندگى را به نحو سودآورى به پيش برى، بايد اخلاقى باشى؛ با مشكل جدى رو به رو است99« زيرا لذت در نهايت بايد به خود انسان برگردد، لذت معنوى سكولار حكمت و علّتى در وجود خودش ندارد!

    ما وقتى كه حس دينى منشأ فعاليت‏هاى خيرخواهانه باشد، لذت‏هاى معنوى دوچندان مى ‏شود زيرا در نهايت ثمره اين فعاليت‏ها به خود خيرخواه، برمى‏ گردد، حتى ايثار و پاكباختگى همراه با رنج و تلخى‏ ها براى وى دلپذير مى ‏شود، چون باور دارد كه خدا جبران مى ‏كند. قرآن مى ‏گويد:
    «و ما تقدموا لانفسكم من خير تجدوه عند اللَّه» (بقره /110 و مزمل /20)
    «و هر كار خيرى را براى خود از پيش مى‏ فرستيد، آن را نزد خدا خواهيد يافت.»

    زندگى در پرتو شناخت خداوند - به عنوان آفريدگار هستى و مجمع اسماء و صفات برتر و پيراسته از هر گونه نقص و كاستى كه انسان را خليفه و نمايش دهنده صفات علياى خود خوانده است100، و اعتقاد به معاد عرصه بهره‏ گيرى از ميزان خداگونه سازى حالات روحى و رفتار خود در دنيا و احساس درونى به نام وجدان كه در تمام انسان‏ها زنده است و منشأ توقعات ارزشى مى ‏باشد همزمان هم احساس مسئوليت به معناى واقعى كلمه - به وجود مى‏آيد و هم روحيه تعالى خواهى يعنى دست‏يابى به بلندترين و مقدس‏ترين آرمانهاى اخلاقى متكى بر محوريت آرمان توحيدى.

    «آرمان توحيدى كه در قالب گرايش و ايمان به خدا جريان دارد تمام الگوها و گرايش‏ها، هدف‏ها، آرزوها، دورنگرى‏ها، بلندپروازى بشرى را يكجا قرار داده همه آنها را يكپارچه در پرتو الگوى والا و حقّى ارائه مى‏دهد كه وجودش سراسر علم و قدرت و عدل و رحمت و انتقام مطلق است.

    ديد روشن و تصوير واضح از چنين الگويى را ايدئولوژى توحيدى در اختيار ما مى‏گذارد. اين مكتب و بينش به ما آموزش مى‏دهد كه با صفات و اخلاق خدايى... به صورت يك سلسله راهنمايى‏ها و رهبرى‏هاى عملى و به عنوان هدف عملى حركت خود و بالاخره در قالب نشانه‏ ها و علائم نصب شده در مسير و طريق طولانى از انسان تا خدا، برخورد، رفتار و همكارى كنيم101«

    بر اين اساس حقيقت ميزان پيش روى و تقرب به خدا يك واقعيت عينى خواهد بود، انسان خداجو با پيمودن طريق طاعت واقعاً در حال طى كردن مراتب و درجات قرب پروردگار است، دائم وجودش شدت، قوت و كمال بيشتر پيدامى كند يعنى علم، قدرت، حيات، مشيت و دايره نفوذ و تصرفش رو به ازدياد پيش مى ‏رود.102

    قرآن، خداوند را داراى قدرت و عزّت مطلق معرفى مى ‏كند و به مؤمن توصيه دارد كه با عمل صالح سير تكاملى (يعنى قدرتمندتر شدن) خويش را به سوى خدا دنبال نمايد:
    «من كان يريد العزّة فللَّه العزة جميعا اليه يصعد الكلم الطيب و العمل الصالح يرفعه» (فاطر /10)

    كسى كه خواهان عزت است، تمام عزت نزد خداوند است (مؤمن معتقد به) سخنان پاكيزه به سوى او صعود مى‏ كند و عمل صالح او را بالا مى ‏برد.

    وقتى كه در اين نوع ازدياد وجودى، ركود و توقف به وجود مى‏ آيد مرگ براى انسان بهتر از زنده ماندن است. امام صادق‏ عليه السلام در روايتى مى ‏فرمايد:
    «من استوى يوماه فهو مغبون و من كان آخر يوميه خيرهما فهو مغبوط و من كان آخر يوميه شرهما فهو ملعون و من لم ير الزيادة فى نفسه فهو الى النقصان و من كان الى النقصان فالموت خير له من الحياة»103
    «كسى كه دو روزش برابر است فريب خورده است. كسى كه روز اخير دو روزش بهتر از قبل باشد، مورد غبطه و رشك است، كسى كه روز اخير دو روزش بدتر از قبل باشد، او مورد لعنت است، كسى كه فزونى در نفس خود نمى‏بيند روبه نقصان است و كسى كه رو به نقصان پيش مى‏رود، مرگ برايش بهتر از زنده ماندن است.»

    ازدياد وجودى به معنايى كه گذشت، حقيقت تقرب به خدا را تشكيل مى‏ دهد كه هنگام نيت اعمال صالح و عبادى، تصورش واجب مى‏باشد. راغب اصفهانى از پژوهشگران چيره‏دست حوزه معارف قرآنى مى ‏گويد:
    «قرب بنده به خدا در حقيقت عبارت است از اين كه بسيارى از صفاتى را كه خدا را مى‏توان بدان وصف كرد، از آن خود كند، هر چند اتصاف انسان به آن در حدى نباشد كه خدا بدان وصف مى‏شود، چون علم، حلم، رحمت و غنا و اين اتصاف به وسيله زدودن چرك‏هايى چون جهل، خشم ناروا و نيازهاى بدنى به قدر توان بشرى است».104

    به هر حال وقتى تحولات مثبت روحى بر پايه هستى شناختى توحيدگرايانه شكل گرفت، رفتار بيرونى متناسب با خود را به ارمغان مى‏ آورد. قرآن مى ‏گويد:
    «كل يعمل على شاكلته» (اسراء /84)
    «هر كس طبق خلق و خوى خود عمل مى ‏كند؟»



    llı.✿llı.✿.ıll   قرآن و معنای زندگی  llı.✿llı.✿.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. #18
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,816      تشکر : 57,663
    171,683 در 50,217 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    بازتاب زندگى با معنا

    در زندگى معنادار و خداجويانه، نگاه انسان به هستى، به زندگى، به انسان يا انسان‏هاى ديگر و نگاه به خودش تغيير مى‏كند. بازتاب اين ديگرگونى در دو حوزه حيات فردى و حيات اجتماعى قابل مطالعه و پى‏گيرى مى‏باشد:
    الف: اثر فردى

    از نظر قرآن، زندگى انسان با دو واقعيت متفاوت قابل تصور است كه عبارت است از: زندگى تهى از ياد خدا و زندگى متّكى بر خداخواهى. قرآن به قصد يادآورى عمق تفاوت اين دو نوع زندگى تأكيد دارد كه فلسفه بعثت، احياى انسان زنده مى‏ باشد كه با شروع عمل به هدايت آسمانى، آغاز مى ‏گردد.

    «أو من كان ميتا فاحييناه و جعلنا له نوراً يمشى به فى الناس كمن مثله فى الظلمات ليس بخارج منها» (انعام /122)

    «آيا كسى كه مرده بود، سپس او را زنده كرديم و نورى برايش قرار داديم كه با آن در ميان مردم راه مى‏رود همانند كسى است كه در تاريكيها باشد و از آن خارج نگردد».
    «يا ايها الذين آمنوا استجيبوا للَّه و للرسول اذا دعاكم لما يحييكم» (انفال /24)
    «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! عودت خداو پيامبر را اجابت كنيد هنگامى فرامى‏ خوانند به چيزى كه به شما زندگى مى ‏دهد.»

    وقتى كه خداوند هدف زندگى شناخته شد و رفتار براساس ياد و خواست او انجام پذيرفت زندگى دلپذير مى ‏شود و آرامش روح انسان را نوازش مى ‏دهد.

    «من عمل صالحا من ذكر او انثى و هو مؤمن فلنحييّنه حيوة طيبة و لنجزينهم اجرهم باحسن ما كانوا يعملون» (نحل /97)
    «هر كس كار شايسته انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالى كه مؤمن است او را به حياتى پاك و دلپذير زنده مى‏داريم و پاداش آنها را به بهترين اعمالى كه انجام مى دادند، خواهيم داد.»
    «و يهدى اليه من أناب الذين آمنوا و تطمئن قلوبهم بذكراللَّه ألا بذكر اللَّه تطمئن القلوب» (رعد /27-28)
    «(خدا) هر كس را كه بازگردد، به سوى خودش هدايت مى‏كند، آنها كسانى هستند كه ايمان آوردند و دلهايشان به ياد خدا مطمئن و آرام است، آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دلها آرامش پيدا مى‏ كند.»

    آرامش روحى هديه ارزشمندى است كه خداوند به بنده‏اش ارزانى مى‏ دارد و پاسدار آن است، حتى راضى نمى ‏شود كه وحشت هنگام مرگ، آن را به هم زند، از اين رو، اين نداى روحبخش الهى گوش بنده در حال جان دادن را، نوازش مى‏دهد و براى ابد آرامش روحى وى را تأمين مى ‏كند:
    «يا ايّتها النفس المطمئنة ارجعى الى ربك راضية مرضية فادخلى فى عبادى و ادخلى جنتى» (فجر /27-30)
    «تو اى روح آرامش يافته! به سوى پروردگارت بازگرد در حالى كه هم تو از او خشنودى و هم او از تو خشنود است پس در جمع بندگانم وارد شو و در بهشتم قدم گذار.»


    llı.✿llı.✿.ıll   قرآن و معنای زندگی  llı.✿llı.✿.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  9. #19
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,816      تشکر : 57,663
    171,683 در 50,217 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    حيات واقعى، دلپذير و زيبا شدن زندگى و آرامش روحى چگونه به وجود مى‏ آيد؟

    هستى‏شناسى توحيد محور، به احساسات، اراده، اهداف، آرمان‏ها، اخلاق و رفتار، رنگ الهى مى‏دهد. اين رنگ‏ آميزى عامل ديگرگونى حيات، از وضعى به وضع ديگر است، در جهان‏شناسى كه قرآن به مؤمن آموزش مى‏ دهد، خداوند با صفات: رحمان، مجيب، رحيم، ودود، محسن، قادر، و... حمايت‏ كننده، يارى رسان، هدايت كننده، پاداش دهنده انسانى است كه كل آفرينش مسخر و در خدمت او مى ‏باشد.

    اين همه نعمت به او انگيزه پرستش، رفتار عادلانه و برخورد خيرخواهانه را مى ‏دهد كه قطعاً زيبايى ظاهر زندگى را همراه دارد و خوشبينى ديگران را به ارمغان مى‏آورد. كسى كه آفريدگار و تمام آفرينش را حامى خود مى ‏شناسد، خود را در مسير تقرّب الى اللَّه مى ‏بيند، تمام زندگى خود را تلاشى در مسير سعادت ابدى تلقى مى‏كند و با ظهور خيرخواهانه در جامعه، خوشبينى اكثريت افراد جامعه را از آنِ خود مى‏داند، بى‏ترديد احساس مصونيت، پيروزى و آرامش روحى مى‏كند. تنها نگرانى كه به سراغ او مى ‏آيد نگرانى ناشى از قصور و كم‏كارى است كه عاملى است براى جديت بيشتر.

    شهيد مطهرى‏رحمه الله مى ‏گويد:
    «حالت فرد با ايمان در كشور هستى مانند حالت فردى است كه در كشورى زندگى مى ‏كند كه قوانين و تشكيلات و نظامات آن كشور را صحيح و عادلانه مى ‏داند، به حسن نيّت گردانندگان كشور نيز ايمان دارد، قهراً زمينه ترقى و تعالى را براى خودش و همه افراد ديگر فراهم مى ‏بيند و معتقد است كه تنها چيزى كه ممكن است موجب عقب ماندگى او شود تنبلى و بى ‏تجربگى خود او و انسان‏هاى مانند اوست... اين انديشه طبعاً او را به غيرت مى ‏آورد و با خوشبينى و اميدوارى به حركت و جنبش وامى ‏دارد.»105

    ب: اثر اجتماعى

    وحدت و هميارى در حيات اجتماعى گمشده تمام متفكران، سياستمداران و پژوهشگران حوزه فلسفه زندگى است. ضمن تأكيد بر ضرورت وحدت، براى تحقق آن هر كس سازوكارى را پيشنهادمى كند. تولستوى كه كليد حل معمّا را در بيدارى عقل جست‏وجو مى ‏كند، مى‏ گويد:

    «اگر حصول سعادت را به اين مى‏دانى كه ديگران تو را بيش از خودشان دوست بدارند واجب است كه تو هم ديگران را بيش از خودت دوست بدارى».106

    فرانكل كه معتقد به معنادرمانى است و معنا را در ضمير ناخودآگاه انسان جست‏جو مى‏ كند تا آن را در ضمير آگاه وى بكشاند، براى بقاى بشريت در كنار يكتاپرستى وحدت انسانيت را نيز لازم دانسته، مى ‏گويد:
    «اميد به بقاى بشريت، زمانى وجود خواهد داشت يا به شرطى است كه مردم به يك هشيارى، آگاهى درباره وجوه مشترك درمقولات ارزش‏شناسى برسند، يعنى اين كه وجوه مشترك در آنچه مردم احساس مى‏ كنند به حيات آنها ارزش زندگى كردن را مى‏ بخشد... مسئله به اين ختم مى‏شود كه آيا ارزش‏ها و معناهايى وجود دارند كه مردم، همه مردم بتوانند در آنها سهيم باشند... در آنها مشترك باشند.»107

    سخن قرآن در اين رابطه از هر ديدگاه ديگرى، منطقى‏تر و عملى ‏تر است. كلمه «لا اله الاّ اللَّه» و آيه «قل يا اهل الكتاب تعالوا الى كلمة سواء بيننا و بينكم ألا نعبدإلا اللَّه و لانشرك به شيئاً و لايتخذ بعضنا بعضاً أربابا من دون اللَّه». (آل عمران /64) تمام الگوهاى ناقص و باطل را كه موانع تعالى و تكامل انسان به حساب مى‏آيند، محكوم مى ‏كند.

    «همه خدايان دروغين و بت‏نماهاى فرومايه و بى‏ ارزش را كه همچون گردنه ‏هايى بر سر راه انسان قرار دارند و مانع رسيدن او به خدا مى‏ شوند، پاكسازى مى ‏كندو از سر راه برمى‏ دارد.... ]انسان را[ از اين قيد و بندها و حد و مرزهاى ساختگى آزادش مى ‏سازد تا همواره در حركت و پويش باشد و از تلاش و تكاپو بازنايستد».108

    بدين ترتيب، توحيد، انسان را همزمان به آزادى معنوى و آزادى اجتماعى فرامى‏خواند، در هر دو بخش، روحيه آزادى و آزادى‏خواهى پا به پاى تعبد و تقرب رشد مى ‏نمايد. تحقق و عينيت خوى‏ها و صفات مهربانى، دلسوزى، احسان كه سرمشق‏ گيرى از خداوند، پاسخ‏گوى به فطرت، تأمين كننده نيازهاى مادى و معنوى در دنيا و آخرت، شمرده مى‏ شود، صحنه حيات اجتماعى را تبديل مى‏ كند به صحنه تعاون و هميارى متقابل. با تعاون همگانى در امير خيررسانى، آرامش روحى بيشتر وحدت اجتماعى ريشه ‏دارتر و پيشرفت در عرصه ‏هاى مختلف زندگى كه قرين رفاه عمومى مى ‏باشد، امكان ‏پذيرتر مى ‏گردد. قرآن در مورد ترقى و رفاه جامعه مؤمن و خداجوى مى ‏گويد:
    «ولو أن أهل القرى آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماءو الأرض»(اعراف /96)
    «اگر اهل شهرها و آبادى ‏ها، ايمان مى ‏آوردند و تقوا پيشه مى ‏كردند، بركات آسمان و زمين را بر آنها مى ‏گشوديم.»

    در جامعه ‏اى كه تنها خداوند الگو و هدف شناخته شده، به يقين براساس فعليت صفات الهى در افراد، وحدت و هميارى بى‏قيد و شرط، عينيت پيدا نموده و زمينه پيشرفت و تسخير طبيعت را فراهم مى‏آورد، آيه از چنين سنت و قانونى، خبر مى‏دهد. اين تلقى با دخالت مستقيم109 غيب در گشودن دريچه بركات بر روى اهل تقوا منافاتى ندارد.


    llı.✿llı.✿.ıll   قرآن و معنای زندگی  llı.✿llı.✿.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  10. #20
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,816      تشکر : 57,663
    171,683 در 50,217 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    چرا بى ‏معنايى

    با توجه به تعامل مشترك كيهان، سرشت انسانى انسان و نهضت آسمانى پيامبران در جهت واداشتن انسان به انتخاب خداوند، به عنوان هدف و معناى زندگى و الگوى تعالى، اين سؤال جان مى‏ گيرد كه چرا انسان، اقتضاى مشترك و صريح اين سه عامل را ناديده انگاشته، مسافر وادى سرگردانى و بى ‏معنايى مى ‏شود؟
    از نظر قرآن، نوزادى كه چشم به جهان مى‏گشايد، در كنار نيازهاى اوليه و طبيعى كه خاستگاه داشتن و مصرف كردن است، به طور طبيعى و فطرى استعدادگرايش به مفاهيم ارزشى را نيز دارد كه براساس آن بايدها و نبايدهاى زندگى پا مى ‏گيرد.

    تداوم حيات با تغذيه و تأمين كنترل شده، در روى زمين، «دنيا» يا زندگى كنونى نام دارد. همه معناگراها، بر ارزشمندى آن. با عبارت‏هاى مختلف، تأكيد دارند:
    «حيوانيت انسان... به منزله لانه و آشيانه ‏اى است كه انسانيت او در آن رشد مى ‏يابد و متكامل مى‏ شود».110

    «دستگاه طبيعت براى انسان گهواره‏اى است كه وى را به حركت درمى ‏آورد و شيرش مى‏ دهد تا بزرگ شود».111
    «همان احتياجى را كه حيوان به ماده دارد، همان احتياج را انسان به وجود حيوانى دارد. اين شخصيت حيوانى كه حامل نفس انسانى است... سد راه ترقى انسان نيست بلكه واسطه‏اى است كه انسان را به سعادت مى ‏رساند... مانند كلنگى است كه به شخص عاقل داده شده براى كندن چاه و بيرون آوردن آب هر چه كند شود در ضمن عمل تندش مى‏كند تا وقتى كه بپوسد و از كار بيفتد».112

    على‏ عليه السلام نيز در جواب مذمت كننده دنيا از زندگى كنونى به عنوان تجارت‏خانه اولياى خداو مسجد دوستان او ياد نمود،113 عطار در مصيبت‏ نامه، ماجرا را اين گونه به تصوير مى‏ كشد:

    آن يكى در پيش شير دادگر
    ذَم دنيا كرد بسيارى مگر
    حيدرش گفتا كه دنيا نيست بد
    بد تويى زيرا كه دورى از خرد
    هست دنيا بر مثال كشتزار
    هم شب و هم روز بايد كشت كار
    زان كه عزّ و دولت دين سربه‏سر
    جمله از دنيا توان برد اى پسر
    تخم امروزينه فردا بر دهد
    ور نكارد اى دريغا بر دهد
    پس نكوتر جاى تو دنياى توست
    زانكه دنيا توشه عقباى توست
    تو به دنيا در مشو مشغول خويش
    ليك در وى كار عقبا گير پيش
    چون چنين كردى تو را دنيا نكوست
    پس براى اين تو دنيا دار دوست114



    llı.✿llı.✿.ıll   قرآن و معنای زندگی  llı.✿llı.✿.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •