llılı ۩ ılıll نگاهی به موضوع آزادی عقیده llılı ۩ ılıll سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
llılı ۩ ılıll نگاهی به موضوع آزادی عقیده llılı ۩ ılıll
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 16
  1. #1
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض llılı ۩ ılıll نگاهی به موضوع آزادی عقیده llılı ۩ ılıll






    نگاهی به موضوع آزادی عقیده




    آزادی عقیده

    مطلبی که باید عرض کنم و در عصر ما مخصوصا زیادمطرح می شود این است که می گویند اینکه اسلام می گوید مشرکینی راکه پیمانی با شما ندارند یا پیمانی داشته اند و آن را نقض کرده اند به هیچ شکل تحمل نکنید،به آنها مهلت بدهید، بعد از مهلت اگر توبه کردند و اسلام اختیار نمودند،بسیار خوب،اگر توبه نکردند و سر سختی نشان دادند آنها را بکشید،و اگر آمدند دنبال اینکه حقیقت را بفهمند به ایشان پناه و امنیت بدهید و در غیر این صورت آنها را بکشید،آیا این با اصل آزادی عقیده که امروز جزء حقوق بشر به شمار می رود منافات دارد یا نه؟

    و اگر منافات دارد چگونه می شود این مطلب را توجیه کرد؟

    یکی از حقوق اولی بشر آزادی عقیده است یعنی انسان در عقیده خودش باید آزاد باشد،و قانون حقوق بشر اجازه نمی دهد که متعرض کسی بشوند به خاطر عقیده ای که انتخاب کرده است;و حال آنکه قرآن تصریح می کند کسانی که عقیده شرک را پذیرفته اند شما به هیچ شکل آنها را تحمل نکنید.البته کسانی که عقیده غیر اسلامی دیگری مثل مسیحیت و یهودیت و مجوسیت را اختیار کرده اند،اسلام متعرض آنها نمی شود، ولی نسبت به مشرکین می گوید اگر چنین عقیده ای انتخاب کرده اند شما ابتدا مهلتشان بدهید و در یک شرائط معینی اگرنپذیرفتند آنها را به کلی از بین ببرید.

    آیا این دستور با این اصل سازگاراست یا نه؟همچنین با اصل دیگری که در خود قرآن هست چطور؟




    llılı ۩ ılıll نگاهی به موضوع آزادی عقیده llılı ۩ ılıll
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  2. تشكرها 3


  3.  

  4. #2
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض






    مگر قرآن نمی گوید: لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی درکار دین اکراه و اجباری نیست. از یک طرف قرآن می گوید در کاردین اکراه و اجباری وجود ندارد و از طرف دیگر در اینجا اعلام به برائت می کند می گوید:

    برائة من الله و رسوله ،

    بعد هم می گوید:

    فاذا انسلخ الاشهر فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم [هنگامی که این چند ماه گذشت مشرکین را هر جا یافتید بکشید.]

    چرا؟



    «فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم » ،در صورتی که «لا اکراه فی الدین » [این چگونه است؟]

    مسئله آزادی عقیده،امروز به عنوان حقی از حقوق بشر شناخته شده.می گویند حقی است طبیعی وفطری که هر کسی اختیار دارد هر عقیده ای که دلش می خواهدانتخاب کند. اگر کسی بخواهد به خاطر عقیده شخص دیگر،متعرض او بشود،با حقی که طبیعت و به اصطلاح خلقت به بشر داده است مبارزه کرده و در واقع ظلم کرده است.


    ولی اساس این حرف دروغ است. بشر حق فطری و حق طبیعی دارد ولی حق طبیعی و فطری بشر این نیست که هر عقیده ای راکه انتخاب کرد،به موجب این حق محترم است.

    می گویند انسان ازآن جهت که انسان است محترم است،پس اراده و انتخاب انسان هم محترم است. هر چه را انسان خودش برای خودش انتخاب کرده،چون انسان است و به اراده خودش انتخاب کرده کسی حق تعرض به او را ندارد.


    ولی از نظر اسلام این حرف درست نیست.

    اسلام می گوید انسان محترم است ولی آیا لازمه احترام انسان این است که انتخاب او محترم باشد؟!

    یا لازمه آن این است که استعدادها و کمالات انسانی محترم باشد؟لازمه احترام انسان این است که استعدادها و کمالات انسان محترم باشد یعنی انسانیت محترم باشد.

    llılı ۩ ılıll نگاهی به موضوع آزادی عقیده llılı ۩ ılıll
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  5. تشكرها 3


  6. #3
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض






    مثالی عرض می کنم: انسان که انسان است.به موجب یک سلسله استعدادهای بسیار عالی است که خلقت در انسان قرار داده است.

    قرآن هم می فرماید:

    و لقد کرمنا بنی آدم (1)


    ما بنی آدم را محترم ومورد کرامت خودمان قرار داده ایم. انسان فکر و اندیشه دارد،استعدادعلمی دارد و این در حیوانات و نباتات و جمادات نیست.به همین دلیل انسان نسبت به یک حیوان یا گیاه محترم است.

    و علم آدم الاسماءکلها (2)


    خداوند همه اسماء و شؤون خودش را به آدم آموخت. نمی گوید به گوسفند یا اسب یا شتر آموخت.کمال انسان در این است که عالم باشد.انسان یک سلسله استعدادهای اخلاقی و معنوی دارد، می تواندشرافتهای بزرگ اخلاقی داشته باشد،احساسات بسیار عالی داشته باشد که هیچ حیوان و گیاهی اینگونه چیزها را نمی تواند داشته باشد.

    انسان بودن انسان به هیکلش نیست که همین قدر که کسی روی دو پا راه رفت و سخن گفت و نان خورد،این دیگر شد انسان. این انسان بالقوه است نه انسان بالفعل.


    بنابراین ممکن است بزرگترین جنایتها را برانسان خود انسان بکند یعنی من به عنوان یک انسان انسانیت خود را به دست خودم از بین ببرم،انسانی باشم جانی بر انسان.


    من اگر به اراده خودم علیه کمالات انسانی خودم اقدام بکنم،انسان ضد انسانم و درواقع حیوان ضد انسانم .


    llılı ۩ ılıll نگاهی به موضوع آزادی عقیده llılı ۩ ılıll
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  7. تشكرها 3


  8. #4
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض







    من اگر دشمن علم از آب درآمدم و گفتم علم برای بشر بد است،یک انسان ضد انسانم و بلکه غلط است بگویند«انسان ضد انسان »باید بگویند حیوان ضد انسان، یک انسان بالقوه بر ضد انسانیت واقعی و حقیقی.

    من اگر بر ضد راستی و امانت که شرافتهای انسانی است قیام بکنم و مثل «ماکیاول »طرفدار سیادت باشم و بگویم اساسا اخلاق و انسانیت و شرافت و امانت،حربه افرادقوی است علیه ضعفا،و اساس سیادت است،یک انسان ضد انسانم.



    شریفترین استعدادهایی که در انسان هست بالا رفتن به سوی خدا است:

    یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحافملاقیه (3) ،


    مشرف شدن به شرف توحید است که سعادت دنیوی واخروی در گرو آن است.

    حالا اگر انسانی بر ضد توحید، کاری کرد، او انسان ضد انسان است یا بگوئیم حیوان ضد انسان است.

    بنابراین ملاک شرافت و احترام و آزادی انسان این است که انسان در مسیرانسانیت باشد.

    انسان را در مسیر انسانیت باید آزاد گذاشت نه انسان را در هر چه خودش انتخاب کرده باید آزاد گذاشت و لو اینکه آنچه انتخاب می کند بر ضد انسانیت باشد.


    کسانی که اساس فکرشان درآزادی انسان،آزادی خواست انسان است یعنی هر چه انسان بخواهد در آن آزاد باشد، گفته اند «انسان در انتخاب عقیده آزاد است » بساعقیده ای که انسان انتخاب می کند بر ضد انسان است،بر ضد خودش است.


    llılı ۩ ılıll نگاهی به موضوع آزادی عقیده llılı ۩ ılıll
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  9. تشكرها 3


  10. #5
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض







    فرق علم و عقیده

    البته فرق است میان علم و عقیده. علم آن چیزی است که بر اساس منطق پیش می رود.انسان در علم باید آزاد باشد. کسی که در نظریات علمی اندیشیده و با فکر آزاد،انتخاب کرده،باید هم آزادباشد.اما عقیده را که انسان انتخاب می کند،بر مبنای تفکر نیست.


    عقائد اغلب تقلید است،پیروی از اکابر و کبرا و بزرگان است.از نظرقرآن[انسان] تحت تاثیر اکابر قرار می گیرد،عقیده ای اتخاذ می کند.


    تحت تاثیر پدر و مادر و آباء و اسلاف خود،عقیده ای در ذهنش نفوذمی کند.

    چرا انسان در عقیده یعنی گرایش اعتقادی که ریشه آن پیروی کورکورانه از محیط یا پیروی از اکابر و شخصیتهاست و مغرضانه به اوالقاء کرده اند آزاد باشد؟!


    این آزادی معنایش این است که شخصی اشتباه کرده،به دست خود زنجیری به دست و پای خویش بسته، بعد ما بگوییم چون این انسان این زنجیر را خودش به دست و پای خودش بسته و این،اراده و خواست او است آزاد است; چون به خواست خودش زنجیر را به دست و پای خودش بسته است حقوق بشر اقتضا می کند که ما این زنجیر را از دست و پایش باز نکنیم.چون خودش می گوید بازنکن،باز نکن.این که حرف نشد!


    llılı ۩ ılıll نگاهی به موضوع آزادی عقیده llılı ۩ ılıll
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  11. تشكرها 3


  12. #6
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض







    داستان طبیب و اهل ده

    داستان معروفی است: می گویند مردم دهی مبتلا به خارش بدن بودند. طبیبی اتفاقا آمد از آن ده عبور کند، بیماری اینها را شناخت و دوای این بیماری را می دانست. ولی اینها به این بیماری عادت کرده و انس گرفته بودند،و خوگرفته بودند که دائما بدن خودشان راخارش بدهند.
    طبیب گفت من حاضرم شما را معالجه کنم،به خیال اینکه همه،پیشنهاد او را می پذیرند.داد و فریاد مردم بلند شد که بلندشو از اینجا برو!تو از جان ما چه می خواهی؟!
    ولی طبیب می دانست که اینها مریض هستند و به تدریج با لطائفی ابتدا توانست یک نفر رابفریبد و او را معالجه کند. بعد که آن شخص معالجه شد دید حالا چه حالت خوبی دارد! این چه کاری بود که دائما داشت زیر بغل یا سینه و یا پایش را می خاراند. به همین ترتیب افراد دیگری را نیز معالجه کرد تایک نیرویی پیدا کرد.
    وقتی که نیرو پیدا کرد همه را مجبور به معالجه کرد. حالا آیا می شود گفت که این طبیب کار بدی کرد و مردم دلشان آنطور می خواست؟! دلبخواهی که ملاک نشد! ممکن است انسانی از روی جهالت دلش بخواهد مریض بشود.


    llılı ۩ ılıll نگاهی به موضوع آزادی عقیده llılı ۩ ılıll
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  13. تشكرها 3


  14. #7
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض





    داستان سوار و عابر

    داستان دیگری را ملای رومی نقل می کند که با این بیت آغاز می شود:


    عاقلی بر اسب می آمد سوار بر دهان مرده ای می رفت مار

    داستان این است که یک آدم عاقل فهمیده ای سوار بر اسب بود. رسید به نقطه ای که درختی در آنجا بود و مرد عابری زیر سایه این درخت خوابیده بود،خیلی هم خسته بود،همین جور گیج افتاده بود و در حالی که خور خور می کرد دهانش هم باز مانده بود.

    اتفاقا مقارن با آمدن این سوار،یک کرمی آمده بود گوشه لب این آدم. یک وقت سوار دید این کرم رفت توی دهان این شخص و او هم همان طور که گیج خواب بودکرم را بلعید.
    سوار،آدم واردی بود،می دانست که این کرم، مسموم است و اگر در معده این شخص باقی بماند او را خواهد کشت.فورا ازاسب پیاده شد و او را بیدار کرد.دید اگر به او بگوید که این کرم رفته توی معده ات،ممکن است باور نکند و اگر هم باور کند،وحشت کند و خود این وحشت او را از پا درآورد. یک چماقی هم دستش بود.


    دید راهش منحصر به این است: او را به زور از خواب بلند کرد.آن شخص نگاه کرد دید یک آدم ناشناسی است.گفت: چه می خواهی؟

    گفت:بلند شو!گفت چه کار با من داری؟دید بلند نمی شود،چند تا به کله اش زد.از جا پرید. سوار یک مقدار سیب گندیده و متعفن را که در آنجا بود به او داد که قی آور باشد. گفت این سیبها را به زور باید بخوری. هر چه گفت آخر چرا بخورم؟گفت بایدبخوری;با همان چماق محکم زد توی کله اش که باید بخوری.
    آن سیبها را توی حلقش فرو کرد.بعد پرید روی اسب خودش و به اوگفت راه برو!گفت آخر مقصودت چیست؟کجا بروم؟سوابق من وتو چیست؟بگو دشمنی تو از کجاست؟من با تو چه کرده ام؟شایدمرا با دشمن خودت اشتباه کرده ای.گفت باید بدوی.خواست کوتاهی کند،زد پشت کله اش و گفت بدو!عابر داد می کشید وگریه می کرد اما چاره ای نداشت باید می دوید(مثل اینهایی که تریاک می خورند، می دوند برای اینکه قی بکنند).به سرعت او را به سینه اسب انداخت و آنقدر دواند که حالت استفراغ به او دست داد.


    نشست استفراغ کرد،سیبها آمد،همراهش کرم مرده هم آمد.گفت آه این چیست؟سوار گفت:راحت شدی.برای همین بود. گفت قضیه از چه قرار است؟

    گفت اصلا من با تو دشمن نبودم.قضیه این بود که من از اینجا می گذشتم،دیدم این کرم رفت توی حلق تو و تو در خواب سنگینی هستی و اگر یک ساعت می گذشت تلف می شدی.ابتداموضوع را به تو نگفتم،ترسیدم وحشت بکنی.برای اینکه قی بکنی این سیب گندیده ها را به تو خوراندم سپس تو را دوانیدم.حالا که قی کردی ما دیگر به تو کاری نداریم،خدا حافظ.عابر می دوید و پایش را می بوسید نمی گذاشت برود،می گفت تو فرشته ای،تو را خدا فرستاده است،تو چه آدم خوبی هستی.




    llılı ۩ ılıll نگاهی به موضوع آزادی عقیده llılı ۩ ılıll
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  15. تشكرها 3


  16. #8
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    این جور نیست که بشر هر چه را که بخواهد و خودش انتخاب کرده است حقش می باشد. انسان حقوق دارد ولی حقوق انسانی وآزادیهای انسانی، یعنی در مسیر انسانی.

    بشر وقتی کارش برسد به جایی که این اشرف کائنات که باید همه موجودات و مخلوقات را در خدمت خودش بگیرد و بفهمد: و خلقنا لکم ما فی الارض جمیعا این چوب و این سنگ و این درخت و این طلا و این نقره و این فولاد و این آهن و این کوه و این دریا و این معدن و این همه چیز باید در خدمت توباشد و تو تنها باید خدای خودت را پرستش کنی و بس،یک چنین موجودی بیاید خرما یا سنگ یا چوب را پرستش کند،

    این، انسانی است که به دست خودش از مسیر انسانیت منحرف شده.چون از مسیرانسانیت منحرف شده،به خاطر انسانیت و حقوق انسانیت باید این زنجیر را به هر شکل هست از دست و پای این شخص باز کرد;ا گرممکن است،خودش را آزاد کرد، اگر نه،لااقل او را از سر راه دیگران برداشت.
    هفته آینده باز راجع به مسئله آزادی عقیده و آیه لا اکراه فی الدین بحث می کنم.



    llılı ۩ ılıll نگاهی به موضوع آزادی عقیده llılı ۩ ılıll
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  17. تشكرها 3


  18. #9
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض








    و صلی الله علی محمد و آله.پی نوشتها
    1-سوره اسراء،آیه 70.
    2-سوره بقره،آیه 31.3-سوره انشقاق،آیه 6.[ای انسان!تو با هر رنج و مشقت در راه طاعت و عبادت حق بکوشی،عاقبت حضور پروردگار خود می روی و نائل به ملاقات او می شوی].



    منابع مقاله:
    آشنایی با قرآن جلد 3، مطهری ، مرتضی؛




    llılı ۩ ılıll نگاهی به موضوع آزادی عقیده llılı ۩ ılıll
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  19. تشكرها 3


  20. #10
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    آزادی فکر و عقیده در اسلام از دیدگاه شهید مطهری




    یکی از انواع آزادیها که از انواع آزادی اجتماعی شمرده می شود، به اصطلاح امروز آزادی عقیده و تفکر است.انسان در جمیع شئون حیاتی خود باید آزاد باشد یعنی مانعی و سدی برای پیشروی و جولان او وجود نداشته باشد، سدی برای پرورش هیچیک از استعدادهای او در کار نباشد. یکی از مقدسترین استعدادهایی که در بشر هست و شدیدا نیازمند به آزادی است، تفکر است و فعلا عرض می کنیم فکر و عقیده که بعد میان ایندو تفکیک خواهیم کرد.بلکه مهمترین قسمتی از انسان که لازم است پرورش پیدا بکند تفکراست و قهرا چون این پرورش نیازمند به آزادی یعنی نبودن سد و مانع در جلوی تفکر است، بنابر این انسان نیازمند به آزادی در تفکر است.

    امروز هم می بینیم مسئله ای بسیار بسیار مهم و قابل توجه به نام آزادی عقیده در جهان مطرح است خصوصا بعد از انتشار اعلامیه های حقوق بشر.در مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر اینطور می خوانیم:

    «ظهور دنیایی که در آن افراد بشر در بیان عقیده آزاد و از ترس و فقر فارغ باشند به عنوان بالاترین آرمان بشری اعلام شده است» .

    در اینجا عقیده اعم است از عقیده اجتماعی و سیاسی و عقیده مذهبی. پس در واقع بزرگترین آرزوی بشری اینست که جهانی آزاد به وجود بیاید که در آن بیان عقیده هر کسی آزاد باشد، هر کسی حق داشته باشد هر عقیده ای را می خواهد، انتخاب بکند و نیز در اظهار و بیان عقیده اش آزاد باشد . در آن دنیا ترس و فقر هم نباشد، امنیت کامل برقرار باشد، رفاه اقتصادی کامل در کار باشد .چنین دنیایی به عنوان آرمان بشری اعلام شده است.

    در ماده نوزدهم این اعلامیه چنین می خوانیم :

    «هر کسی حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آنست که از داشتن عقائد خود بیم و اضطرابی نداشته باشد.در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسائل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد» .



    ما می خواهیم این مسئله را از نظر اسلامی بررسی بکنیم که از نظر اسلام آیا آزادی فکر و عقیده صحیح است یعنی اسلام طرفدار آزادی فکر و عقیده است یا طرفدار آن نیست؟

    اینجاست که ما باید میان فکر و آنچه که امروز غالبا عقیده نامیده می شود فرق بگذاریم. فرق است میان فکر و تفکر و میان عقیده.



    llılı ۩ ılıll نگاهی به موضوع آزادی عقیده llılı ۩ ılıll
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  21. تشكر

    نرگس منتظر (28-10-1390)

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •