سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 50

موضوع: ۩^۩ درسوگ مولای کریمان {ویژه نامه شهادت غریبانه امام حسن مجتبی(ع) ۩^۩

  1. Top | #21

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    1- تنبیه الخواطر، معروف به مجموعة ورّام : ص 427، بحار: ج 68، ص 184، ضمن ح 44.
    2- كلمة الا مامُ الْحَسَن علیه السلام : 7، ص 211.
    3- كلمة الا مامُ الْحَسَن علیه السلام : 7، ص 25، بحارالانوار: ج 44، ص 23، ح 7.
    4- إحقاق الحقّ: ج 11، ص 183، س 2 و ص 185.
    5- دعوات الرّاوندى : ص 24، ح 13، بحارالانوار: ج 89، ص 204، ح 21.
    6- بحارالانوار: ج 75، ص 111، ضمن ح 6.
    7- وافى : ج 4، ص 1553، ح 2، تهذیب الا حكام : ج 2، ص 321، ح 166.2
    8- تحف العقول : ص 234، س 14، من لا یحضره الفقیه : ج 1، ص 511، ح 1479.
    9- تحف العقول : ص 235، س 7، مستدرك : ج 3، ص 359، ح 3778.
    10- إحقاق الحقّ : ج 11، ص 238، س 2.
    11- إحقاق الحقّ: ج 11، ص 235، س 7.
    12- كلمة الا مام الحسن علیه السلام : ص 140.
    13- اعیان الشّیعة : ج 1، ص 577، بحارالا نوار: ج 75، ص 111، ح 6.
    14- تحف العقول : ص 229، س 5، بحارالا نوار: ج 10، ص 130، ح 1.
    15- كلمة الا مام حسن علیه السلام : ص 138، تحف العقول : ص 234، س 6، بحارالا نوار: ج 75، ص 105، ح 4.
    16- تحف العقول : ص 236، س 13، بحارالا نوار: ج 75، ص 105، ح 4.
    17- تحف العقول : ص 232، س 2، بحارالا نوار: ج 75، ص 110، ح 5.
    18- مستدرك الوسائل : ج 3، ص 245، ح 4.
    19- اعیان الشّیعة : ج 1، ص 577، بحارالا نوار: ج 75، ص 113، ح 7.
    20-كلمة الا مام حسن علیه السلام : ص 212، بحارالا نوار: ج 73، ص 318، ح 6.
    21- همان مدرك : ص 57.
    22- تحف العقول : ص 233، اعیان الشّیعة : ج 1، ص 577، بحارالا نوار: ج 75، ص 105، ح 4.
    23- تحف العقول : ص 234، س 7، بحارالا نوار: ج 75، ص 105، ح 4.
    24- كلمة الا مام الحسن علیه السلام : ص 35، بحارالا نوار: ج 75، ص 111، ح 6.
    25- إحقاق الحقّ: ج 11، ص 242، س 2.
    26- تحف العقول : ص 234، س 3، بحارالانوار: ج 75، ص 106، ح 4.
    27- تحف العقول : ص 235، س 14، بحارالانوار: ج 73، ص 312، ح 3.
    28- كلمة الا مام الحسن علیه السلام ، ص 39، بحارالا نوار: ج 1، ص 218، ح 43.
    29- كلمة الا مام الحسن علیه السلام : ص 46.
    30- كلمة الا مام الحسن علیه السلام : ص 129.
    31- كلمة الا مام الحسن علیه السلام : ص 198.
    32- كلمة الا مام الحسن علیه السلام : ص 209.
    33- كلمة الا مام الحسن علیه السلام : ص 209.
    34- إحقاق الحقّ: ج 11، ص 234، س 8.
    35- كلمة الا مام الحسن علیه السلام : ص 139، بحارالا نوار: ج 75، ص 113، ح 7.
    36- كلمة الا مام الحسن علیه السلام : ص 139، بحارالا نوار: ج 75، ص 105، ح 4.
    37- كلمة الا مام الحسن علیه السلام : ص 139.
    38- كلمة الا مام الحسن علیه السلام : ص 36، بحارالا نوار: ج 44، ص 138، ح 6.
    39- كلمة الا مام الحسن علیه السلام ص 37، بحارالا نوار: ج 44، ص 138، ح 6.
    40- إحقاق الحق : ج 11، ص 20 س 1، بحارالانوار: ج 44، ص 30.


    امضاء


  2. Top | #22

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,725
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,650
    مورد تشکر
    177,876 در 52,559
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    مثل ستاره اى سرگردان، گرد مزارت مى گردم.
    زمین امشب از انبوه تیرها، خون آلود است.
    تو کدامین عهد را روز ازل بسته اى که حتى مزارت،
    حتى کفنت، آماج ستم ستمگران است؟

    بغض گلویم را در بغض غیرت عباس گم کرده ام
    و اشک خون آلودم را سپر اشک باران زینب علیهاالسلام نموده ام.

    چگونه از خواهرت بخواهم گریه نکند،
    وقتى دشمن حتى کفنت را بى زخم نمى خواهد؟!
    مگر چه کرده اى با ظلم که ظالمان با کشتنت هم آرام نمى گیرند؟

    چه کرده اى با جور که جائران،
    جسم بى جانت را، حتى مزارت را نیز برنمى تابند.
    اى مبارز بى هیاهوى آل محمد!
    در سوگ تو اشک، ارثیه زمین باد!






    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  3. تشكرها 6

    mashoo (01-11-1390), مدير اجرايي (01-11-1390), نرگس منتظر (01-11-1390), الهادی المهدی (01-11-1390), خراباتي (02-11-1390), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (01-10-1391)

  4. Top | #23

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    «مثل
    باران»
    می‏خواست تا چشم و چراغ دین، شما باشی
    بعد از علی میراث‏دار مصطفی باشی
    مثل نسیمی مهربان و مثل باران، سبز
    آمیزه‏ای از رحمت و جود و سخا باشی
    زهری که بر کام تو جاری گشت، باعث شد
    با نغمه سبز شهادت آشنا باشی
    خون می‏چکید از پاره‏های پیکرت آقا!
    اما نبودی شاهد کرب و بلا باشی...
    آنها نفهمیدند، می‏دانی؟ خدا می‏خواست
    پرورده دامان زهرا مجتبی باشی
    سعیده خلیل ‏نژاد


    امضاء

  5. تشكرها 3


  6. Top | #24

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    12,740
    تشکر
    34,808
    مورد تشکر
    35,578 در 11,356
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    kabotar.


    محبوبیت امام حسن نزد پیامبر(علیهماالسلام)




    گـاه او را بـا بـرادر كـوچـكـش حـسین علیه السلام به كشتى گرفتن وا مى داشت و در حین كـشـتـى او را تـشـویـق مـى كـرد، و مـى فـرمـود: «مـن حـسـن را تـشـویـق مـى كـنـم، زیـرا جبرئیل حسین را تشویق مى كند.»




    مـحـبـوبیت امام مجتبى علیه السلام در كودكى نزد پیامبر صلّى اللّه علیه و آله براى همه كـس مـشـهـود بـود. پـیـامـبـر او را پـاره تـن، نـور دیـده، مـیـوه دل و گـل خـوشـبـوى بـوسـتـان نبوت مى نامید. پیوسته او را فرزند خود مى خواند و مى فـرمـود:«هـمـه فـرزندان مادران به پدرشان نسبت مى برند جز اولاد فاطمه ، كه آنان بـه من نسبت مى برند.» از عمق دل به او عشق مى ورزید، دست او را مى گرفت ، بر روى دامـن خـود مـى نـشـانـد و بـه مردم مى گفت :«هر كه این فرزند مرا دوست بدارد مرا دوست داشـتـه ، و هر كه او را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است . خداوند دوست بدارد كسى را كه حسن مرا دوست بدارد.»
    و گـاه مـى فـرمـود :«خـداونـد مـرا بـه دوستى حسن و حسین فرمان داده است.). و گاه مى فرمود: (من در جنگم با هر كس كه با تو در جنگ باشد.»
    پیامبر بـه هـنـگـام گـریـه او، سـر از پـا نـشـنـاخته، از منبر به زیر مى آمد، او را در آغوش مى گـرفـت و آرام مـى كـرد، آن گـاه بـه مـنـبر باز مى گشت. او را در آغوش مى گرفت و مى بویید و مى بوسید و به او مى گفت:« تو آقا، فرزند آقا، و برادر آقایى.»
    او در كودكى در سجده نماز بر دوش پیامبر مى نشست و آن حضرت از شدت مهر به او سر از سـجـده بـر نمى داشت تا خود فرود آید، و گاه به نهایت نرمى و عطوفت او را از دوش خود فرود مى آورد. گاهى دیگر او را بر دوش مى نشاند و مى فرمود:« چه خوب مركبى است مركب تو، و چه خوب سوارى هستى تو!»
    پـیـامـبـر در مـراقـبـت و تـربـیـت او سـخت مى كوشید. گاهى او را بر دامن مى نشاند و او را تـشـویق مى كرد كه از سینه مباركش بالا برود و راه رفتن را بیاموزد و مى گفت : حزقة، حزقة، ترق عین بقة (كودك كوچك و نوپاى من ، از سینه ام بالا برو اى كودك ریز نقش من).
    گـاه او را بـا بـرادر كـوچـكـش حـسین علیه السلام به كشتى گرفتن وا مى داشت و در حین كـشـتـى او را تـشـویـق مـى كـرد، و مـى فـرمـود: «مـن حـسـن را تـشـویـق مـى كـنـم ، زیـرا جبرئیل حسین را تشویق مى كند.»
    پـیـامـبـر تـا آنـجـا بـه شـخصیت او ارج مى نهاد كه در كودكى، امضاى او را پاى برخى قـراردادهـا مـى نـهـاد و بـدیـن وسیله شایستگى او را براى امامت و خلافت روشن مى ساخت

    پـیـامـبـر صـلّى اللّه علیه و آله او و حسین را دو گوشواره عرش خدا مى نامید و زینت جهان آفرینش مى دانست. درباره آن دو بزرگوار مى فرمود:« حسن و حسین امامند، خواه قیام كنند و خـواه دست از قیام بردارند.» (1) و مى فرمود: «حسن و حسین دو آقاى جوانان بهشتى اند.»
    مردى در زمان پیامبر صلّى اللّه علیه و آله خطایى مرتكب شده بود، خود را از بیم پنهان كرد. روزى امام حسن و امام حسین را در راهى تنها دید، آنان را بر دوش گرفت و نزد پیامبر صـلّى اللّه علیه و آله آمد و گفت : یا رسول اللّه ، من به خداوند و این دو كودك شما پناه آورده ام .
    پیامبر خندید و به او فرمود: برو، تو آزادى ....



    پـیـامـبـر تـا آنـجـا بـه شـخصیت او ارج مى نهاد كه در كودكى، امضاى او را پاى برخى قـراردادهـا مـى نـهـاد و بـدیـن وسیله شایستگى او را براى امامت و خلافت روشن مى ساخت. هـنـگـامـى كـه هـیـئتى از طائف به نام هیئت ثقیف آمدند و قراردادى جهت عدم تعرض بسته شد پـیـامبر امام حسن را فرمود تا پاى قرارداد را امضا كند. و نیز در صلح حدیبیه كه پیامبر در زیـر درخـتـى از مـسـلمـانـان بـیـعـت مـجـدد گـرفـت، دو كـودك خـردسـال او حـسـن و حـسـیـن هـم بـیـعـت كـردنـد و پـیـامـبـر فـرمـود:از افـراد خـردسـال كـسى با ما بیعت نخواهد كرد مگر كسى كه از ما خاندان باشد.(2)
    محبوبیت نزد امیرمؤمنان علیه السلام
    هنگامى كه ابن عباس مردم را به بیعت با آن حضرت فراخواند، مردم سخن او را پذیرفته ، گفتند: راستى كه چقدر حسین بن على نزد ما محبوب است ! بى شك او سزاوار خلافت است.(3)

    حسین استادولیبخش عترت و سیره تبیان


    پی نوشت ها:
    1. منظور از قیام ، قیام به شمشیر است والا همه امامان قائمند و هیچ كدام قاعد نیستند. و قابل توجه است با اینكه این مطلب درباره همه امامان علیه السلام صادق است ، پیامبر آن را درباره این دو امام فرمود، زیرا اختلاف بیشبر درباره روش این دو بزرگوار است .
    2. مكاتیب الرسول صلى اللّه علیه و آله 1/273.
    3. ترجمه مقاتل الطالبیین / 43.
    منبع: حسن بن علی علیهماالسلام ، بیدارترین سردار

    امضاء





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  7. تشكرها 3


  8. Top | #25

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    نیزه امام حسن در شکم بت سرخ

    درباره سیره رفتاری به ویژه شجاعت امام حسن علیه السلام گفتنی ها بسیار است اما در این مختصر تنها به مشتی از خروار اشاره می شود:
    ایشان در دوران کودکی هم از بیان حق و اعتراض به حق کشی ابایی نداشت.
    در یکی از روزها در حالی که کودکی هفت یا هشت ساله بود خود را به مسجد رسول خدا رسانده و ابوبکر را که در جایگاه جدش پیامبر(ص) نشسته بود مخاطب ساخته و با همان لحن کودکانه، ولی پرمعنی و کوبنده، به او فرمود: «فرود آی و فرود آی از منبر پدرم و به سوی منبر پدرت برو!» امام حسن همه آن چه را که ممکن بود به صورت مناظره و استدلال بیان دارد، با همین دو جمله کوتاه و پرمعنی اظهار فرمود.
    خلیفه که غافلگیر شده بود در پاسخ فرزند رسول خدا گفت: راست گفتی به خدا سوگند که آن منبر پدر توست نه منبر پدر من.
    1 امام حسن تنها کسی بود که در جنگ جمل حامیان شتر سرخ موی را که در حمایت جاهلانه از یک شتر فتنه انگیزی و لجاجت می کردند، پراکنده ساخته و نیزه خود را در شکم بت سرخ فرود آورد.
    2در جنگ صفین نیز وقتی امیر المؤمنین(ع) تاخت بی باکانه امام حسن(ع) را دید با نگرانی متوجه اطرافیان شده فرمود:
    این پسر را نگه دارید... که من از آمدن این دو (حسن و حسین) دریغ دارم مبادا به خاطر (آمدن) این دو نسل رسول خدا(ص) قطع شود.3

    کنیزکی آمد و شاخه گلی را به آن حضرت هدیه داد. حسن بن علی(ع) به او گفت: تو در راه خدا آزادی!
    من که آن ماجرا را دیدم به آن حضرت عرض کردم: کنیزکی شاخه گلی بی ارزش به شما هدیه کرد و شما او را آزاد کردید؟

    ایشان در پاسخ فرمودند: این گونه خدای تعالی ما را ادب کرده که فرمود: «وقتی تحیتی به شما دادند، تحیتی بهتر بدهید». و بهتر از آن گل، آزادی اوست.4
    ابن کثیر از علمای اهل سنت در کتاب البدایه و النهایه روایت کرده که امام (ع) غلام سیاهی را دید که گرده نانی در پیش خود نهاده وخودش لقمه ای از آن می خورد و لقمه ای دیگر را به سگی که آن جا بود می دهد. امام (ع) که آن منظره را دید به او فرمود:
    انگیزه تو در این کار چیست؟ پاسخ داد من از او شرم دارم که خود بخورم و به او نخورانم! امام (ع) به او فرمود از جای خود بر نخیز تا من بیایم!
    سپس به نزد مولای آن غلام رفت و او را با آن باغی که در آن زندگی می کرد از وی خریداری کرد، آن گاه آن غلام را آزاد و باغ را نیز به او بخشید!5

    ************************************************
    فرآوری: شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان

    منابع:
    [1]. زندگانی امام حسن مجتبی علیه السلام، به نقل از شرح نهج البلاغه بن ابی الحدید، ج2، ص 17.
    [2]. همان، ص136ـ137؛ به نقل از مناقب آل ابیطالب، چاپ قم، ج4، ص 21.
    [3]. همان، ص146؛ به نقل از حیاه الامام حسن (ع)، ج1، ص 497.
    [4]. همان، ص338؛ به نقل از ملحقات احقاق الحق، ج11، ص 149.
    [5]. همان، ص 336؛ به نقل از البرایه و النهایه، ابن کثیر، چ مصر، ج8، ص 38.



    امضاء

  9. تشكرها 2


  10. Top | #26

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    سلام، غریب تر از هر غریب!
    سلام، مزار بی چراغ، تربت بی زایر، بهشت گمشده!
    سلام، آتشفشان صبر، چشمان معصوم، بازوان مظلوم، زبان ستمدیده!
    سلام، سینه شعله ور، جگر سوخته، پیکر تیرباران شده!
    سلام، امام غریب من!

    امضاء

  11. تشكرها 2


  12. Top | #27

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    بوی غربت حنجره‏ات، جهانی را غریبانه به گریه می‏اندازد.
    نفس‏های غریبانه‏ات، گریبانت را آغشته غریب‏ترین پیراهن‏ها کرده است.
    در پیراهنت، غریب‏ترین یوسف‏ها گریه می‏کنند ستاره‏ های آسمان، از چشم‏هایت لبریز شده‏اند.



    امضاء

  13. تشكرها 2


  14. Top | #28

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    دی 1390
    شماره عضویت
    2984
    نوشته
    110
    تشکر
    289
    مورد تشکر
    422 در 98
    وبلاگ
    3
    دریافت
    2
    آپلود
    0

    sham ooo خوشحالي از شهادت امام حسن مجتبي عليه السلام ooo

    خوشحالي از شهادت امام حسن
    بسيارى از تاريخ نويسان اهل سنت نوشته‌اند كه وقتى خبر شهادت امام حسن عليه السلام به فرزند جگرخوار معاويه رسيد، سجده شكر بجاى آورد.
    ابن سمعون بغدادى در أمالى، زمخشرى در ربيع الأبرار، انصارى تلمستانى در الجوهرة فى النسب و ابن خلكان در وفيات الأعيان، مى‌نويسند:
    فلما بلغ معاوية موته سمع تكبيره من الخضراء، فكبرأهل الشام لذلك التكبير، فقالت فاختة بنت قريظة لمعاوية: أقر الله عينك ما الذي كبرت لأجله؟ فقال: مات الحسن، فقالت أ على موت ابن فاطمة تكبر؟. فقال: والله ما كبرت شماتة بموته، ولكن استراح قلبي.
    ودخل عليه ابن عباس رضي الله تعالى عنهما فقال له: يا ابن عباس هل تدري ما حدث في أهل بيتك؟ فقال: لا أدري ما حدث؟ إلا أني أراك مستبشرا وقد بلغني تكبيرك وسجودك فقال: مات الحسن فقال ابن عباس يرحم الله أبا محمد ثلاثا، والله يامعاوية لاتسد حفرته حفرتك، ولايزيد عمره في عمرك، ولئن كنا قد أصبنا بالحسن، فلقد أصبنا بإمام المتقين وخاتم النبيين، فجبر الله تلك الصدعة، وسكن تلك العبرة، وكان الله الخلف علينا من بعده.
    زمانى كه معاويه از وفات امام حسن با خبر شد، صداى تكبيرش از كاخ سبز شنيده شد، مردم شام به پيروى از او تكبير گفتند، فاخته دختر قريظه (همسر معاويه) به او گفت: چشمت روشن، به خاطر چه چيزى تكبير گفتي؟ معاويه گفت: حسن از دنيا رفت، فاخته گفت: آيا براى مردن فرزند فاطمه تكبير مى‌گوئى، معاويه گفت: به خدا قسم به خاطر شادمانى در مرگ او تكبير نگفتم؛ ولى قلبم آسوده و راحت شد.
    ابن عباس بر معاويه وارد شد، معاويه به او گفت: آيا از اتفاقى كه براى خانواده‌ات افتاده خبر داري؟ ابن عباس گفت: نمى‌دانم چه اتفاقى افتاده؛ ولى تو را شادمان و خندان مى‌بينم و خبر تكبير و سجده تو را شنيده‌ام. معاويه گفت: حسن از دنيا رفت. ابن عباس گفت: خد ابو محمد را رحمت كند ـ اين جمله را سه بار گفت‌ـ سوگند به خدا كه اى معاويه، بدن او قبر تو را نخواهد بست و كم شدن عمر او، بر عمر تو نخواهد افزود، اگر ما به امام حسن ملحق شويم، به پيشواى پرهيزگاران و انگشتر پيامبران ملحق شده‌ايم و خداوند اين دورى را جبران و اين اندوه را تسكين خواهد داد؛ و پس از آن خداوند براى ما جانشين انتخاب خواهد كرد.
    ابن سمعون البغدادي، أبو الحسين محمد بن أحمد بن إسماعيل بن عنبس (متوفاى387هـ)، أمالي ابن سمعون، ج1، ص165، طبق برنامه الجامع الكبير؛
    ربيع الأبرار، زمخشري، ج1، ص438، باب الموت ومايتصل به من ذكر القبر، طبق برنامه الجامع الكبير و المكتبة الشاملة؛
    الانصاري التلمساني، محمد بن أبي بكر المعروف بالبري (متوفاي644هـ) الجوهرة في نسب النبي وأصحابه العشرة، ج1، ص282، طبق برنامه الجامع الكبير؛
    إبن خلكان، ابوالعباس شمس الدين أحمد بن محمد بن أبي بكر (متوفاي681هـ)، وفيات الأعيان و انباء أبناء الزمان، ج2، ص66، تحقيق احسان عباس، ناشر: دار الثقافة - لبنان.
    زمخشرى، علاوه بر روايت گذشته، اين مطلب را نيز نقل كرده است:
    لما بلغ معاوية موت الحسن بن علي رضي الله عنه، سجد معاوية وسجد من حوله شكراً. فدخل عليه ابن عباس فقال له: يا ابن عباس أمات أبو محمد ؟ قال: نعم، وبلغني سجودك، والله يا ابن آكلة الكبود لا يسدن جسدك إياه حفرتك، ولا يزيد انقضاء أجله في عمرك.
    هنگامى كه خبر شهادت امام حسن به معاويه رسيد، او و كسانى كه در اطراف او بودند، سجده شكر بجاى آوردند. آنگاه ابن عباس نزد معاويه آمد، معاويه به وى گفت: آيا امام حسن مرد ؟ گفت: آرى، من شنيده‏ام سجده شكر بجاى آورده‏اى! اى پسر زن جگر خوار، به خدا قسم! بدن او را در قبر تو نخواهند نهاد، فرا رسيدن مرگ او موجب طول عمر تو نخواهد شد!.
    ربيع الأبرار، زمخشري، ج1، ص431، باب الموت ومايتصل به من ذكر القبر، بر اساس برنامه المكتبة الشاملة.
    احمد زكى صفوت در جمهرة خطب العرب مى‌نويسد:
    لما بلغ معاوية نعي الحسن بن علي رضي الله عنه أظهر الفرح والسرور حتى سجد وسجد من كان معه فبلغ ذلك عبد الله بن عباس وكان بالشام يومئذ فدخل على معاوية فلما جلس قال معاوية يا بن عباس هلك الحسن بن علي ولم يظهر حزنا فقال ابن عباس نعم هلك إنا لله وإنا إليه راجعون ترجيعا مكررا وقد بلغني الذي أظهرت من الفرح والسرور لوفاته أما والله ما سد جسده حفرتك ولا زاد نقصان أجله في عمرك ولقد مات وهو خير منك ولئن أصبنا به لقد أصبنا بمن كان خيرا منه جده رسول الله صلى الله عليه وسلم فجبر الله مصيبته وخلف علينا من بعده أحسن الخلافة.
    زمانى كه خبر وفات حسن بن على عليهما السلام به معاويه رسيد، آشكار به شادى و پايكوبى پرداخت؛ تا جائى كه به سجده افتاد و كسانى كه با او بودند نيز سجده كردند. اين خبر به عبد الله بن عباس رسيد كه در آن زمان در شام بود، پس بر معاويه وارد شد، زمانى كه نشست معاويه به او گفت: اى پسر عباس، حسن بن على به هلاكت رسيد؛ چرا غمگين نيستي؟ ابن عباس گفت: بلى از دنيا رفت، همه ما از خدائيم و به سوى او بازخواهيم گشت ـ مرتب اين جمله را تكرار مى‌كرد ـ شنيده‌ام كه به خاطر وفات او آشكارا به شادى و پايكوبى پرداخته‌اى، سوگند به خدا كه بدن او قبر تو را پر نخواهد كرد، كم بودن عمر او بر عمر تو نخواهد افزود، او در حالى از دنيا رفت كه از تو بهتر بود، اگر ما به او ملحق شويم، به شخصى بهتر از او و جدش رسول خدا ملحق شده‌ايم، پس خداوند مصيبت او را جبران خواهد كرد و پس از خوب جانشينانى خواهد فرستاد.
    صفوت، أحمد زكي، جمهرة خطب العرب، ج2، ص99، ناشر: المكتبة العلمية - بيروت.
    ابن قتيبه دينورى در كتاب الإمامة والسياسة مى‌نويسد:
    فلما كانت سنة إحدى وخمسين، مرض الحسن بن علي مرضه الذي مات فيه، فكتب عامل المدينة إلى معاوية يخبره بشكاية الحسن، فكتب إليه معاوية: إن استطعت ألا يمضي يوم يمر بي إلا يأتيني فيه خبره فافعل، فلم يزل يكتب إليه بحاله حتى توفي.
    فكتب إليه بذلك، فلما أتاه الخبر أظهر فرحا وسرورا، حتى سجد وسجد من كان معه، فبلغ ذلك عبد الله بن عباس، وكان بالشام يومئذ، فدخل على معاوية، فلما جلس قال معاوية: يا بن عباس هلك الحسن بن علي، فقال ابن عباس: نعم هلك ( إنا لله وإنا إليه راجعون ) ترجيعا مكررا، وقد بلغني الذي أظهرت من الفرح والسرور لوفاته. أما والله ما سد جسده حفرتك، ولا زاد نقصان أجله في عمرك، ولقد مات وهو خير منك، ولئن أصبنا به لقد أصبنا بمن كان خيرا منه، جده رسول الله صلى الله عليه وسلم، فجبر الله مصيبته، وخلف علينا من بعده أحسن الخلافة.
    ثم شهق ابن عباس وبكى، وبكى من حضر المجلس، وبكى معاوية، فما رأيت يوما أكثر باكيا من ذلك اليوم، فقال معاوية: بلغني أنه ترك بنين صغارا.
    فقال ابن عباس: كلنا كان صغيرا فكبر. قال معاوية: كم أتى له من العمر ؟ فقال ابن عباس: أمر الحسن أعظم من أن يجهل أحد مولده. قال: فسكت معاوية يسيرا، ثم قال: يا بن العباس: أصبحت سيد قومك من بعده، فقال ابن عباس: أما ما أبقى الله أبا عبد الله الحسين فلا. قال معاوية: لله أبوك يا بن عباس، ما استنبأتك إلا وجدتك معدا.
    هنگامى كه سال پنجاه و يك هجرى شد، بيمار شد كه بر اثر همان بيمارى از دنيا رفت، حاكم مدينه به معاويه نامه نوشت و او را وضعيت امام حسن با خبر ساخت، معاويه در جواب نوشت: اگر مى‌توانى هر روز اخبار او را براى من بفرست، پس از آن تا زمانى كه امام حسن از دنيا رفت، احوال او را به معاويه مى‌رساند.
    وقتى از دنيا رفت، حاكم مدينه اين خبر را به معاويه رساند، وقتى معاويه از اين قضيه با خبر شد، آشكارا به شادى و پايكوبى پرداخت؛ تا جائى كه به سجده افتاد و كسانى كه با او بودند نيز سجده كردند. اين خبر به عبد الله بن عباس رسيد كه در آن زمان در شام بود، پس بر معاويه وارد شد، زمانى كه نشست معاويه به او گفت: اى پسر عباس، حسن بن على به هلاكت رسيد؛ چرا غمگين نيستي؟ ابن عباس گفت: بلى از دنيا رفت، همه ما از خدائيم و به سوى او بازخواهيم گشت ـ مرتب اين جمله را تكرار مى‌كرد ـ شنيده‌ام كه به خاطر وفات او آشكارا به شادى و پايكوبى پرداخته‌اى، سوگند به خدا كه بدن او قبر تو را پر نخواهد كرد، كم بودن عمر او بر عمر تو نخواهد افزود، او در حالى از دنيا رفت كه از تو بهتر بود، اگر ما به او ملحق شويم، به شخصى بهتر از او و جدش رسول خدا ملحق شده‌ايم، پس خداوند مصيبت او را جبران خواهد كرد و پس از خوب جانشينانى خواهد فرستاد.
    سپس ابن عباس با صداى بلند گريه كرد و كسانى كه در مجلس بودند نيز گريستند، معاويه نيز گريست، تا آن روز بيش از اين گريه ديده نشده بود، معاويه گفت: شنيده‌ام كه او كودكان خردسالى به جاى گذاشته است. ابن عباس گفت: همه ما كوچك بوديم و بزرگ شديم. معاويه گفت: او چند سال داشت؟ ابن عباس گفت: وضعيت امام حسن مشهورتر از آن است كه كسى تاريخ ولادتش را نداند، معاويه مدت كوتاهى ساكت شد سپس گفت: اى پسر عباس تو از امروز بزرگ قوم خود شدى، ابن عباس گفت: تا زمانى كه خداوند أبا عبد الله الحسين زنده نگه داشته است، من بزرگ قوم نيستم! معاويه گفت: عجب پدري داشتي اي ابن عباس! هرگاه تو را امتحان كردم، تو را آماده ديدم!
    الدينوري، ابومحمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاي276هـ)، الإمامة والسياسة، ج1، ص142، تحقيق: خليل المنصور، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1418هـ - 1997م.
    ابن عبد ربه در العقد الفريد مى‌نويسد:
    ولما بلغ معاويةَ موتُ الحسن بن علي خر ساجداً لله، ثم أرسل إلى ابن عباس، وكان معه في الشام، فعزاه وهو مُستبشر، وقال له: ابن كم سنة مات أبو محمد؟ فقال له: سنِه كان يُسمع في قُريش، فالعجب من أن يجهله مثلُك! قال: بلغني أنه ترك أطفالاً صغاراً. قال: كُل ما كان صغيراً يَكْبُر، وإن طِفْلَنَا لكَهْل، وإن صغيرَنا لكَبير. ثم قال: مالي أراك يا معاويةُ مُستبشراً بموت الحسن ابن علي ؟ فوالله لا ينْسأ في أجلك، ولا يَسُد حُفرتك، وما أقَل بقاءَك وبقاءَنا بعده.
    هنگامى كه خبر شهادت حسن بن على عليهما السلام به معاويه رسيد، سجده شكر بجاى آورد، سپس كسى را به دنبال ابن عباس فرستاد كه در همان زمان در شام حضور داشت. سپس به او تسليت گفت در حالى كه شادمان بود. به ابن عباس گفت: ابو محمد در چند سالگى از دنيا رفت ؟ ابن عباس گفت: سن او را تمامى قريش مى‌دانند، عجيب است كه فردى همانند تو از آن آگاهى ندارد. سپس معاويه گفت: شنيده‌ام كه فرزندان كوچكى بر جاى نهاده است ؟! ابن عباس گفت: هر كوچكى، بزرگ خواهد شد، كودكان ما ير و خردسالان ما نيز بزرگ خواهند شد.
    سپس عبد الله بن عباس گفت: اى معاويه! چرا تو به خاطر شهادت حسن بن على (عليهما السلام) خوشحال شده‌اى ؟ به خدا قسم مردن او اجل شما را به تأخير نخواهد انداخت و بدن او قبر تو را پر نخواهد كرد. چه قدر كم است ماندن من و تو بعد از امام حسن عليه السلام.
    العقد الفريد، ابن عبد ربه الأندلسي، ج2، ص125، طبق برنامه المكتبة الشاملة.
    حال در اين جا بار ديگر جملات رسول خدا صلى الله عليه وآله را در باره دشمنى و جنگ با اهل بيت عليهم السلام يادآورى مى‌كنيم كه فرمود:
    أَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ وسلم لِمَنْ سَالَمَكُمْ.
    و نيز فرمود:
    لا يبغضنا أهل البيت أحد إلا أدخله الله النار.
    حال سؤال ما از علما و دانشمندان اهل سنت اين است كه با توجه به آن چه رسول خدا صلى الله عليه وآله فرموده و نيز با توجه به مداركى كه گذشت، قضاوت شما در باره معاويه چگونه خواهد بود؟


    .

    .ثواب زیارت امام حسن علیه‌السلام


    از باورهای عمیق توحیدی مسلمانان تقرب به خدای سبحان با توسل و التجاء به مظاهر الهی است. اماکن مشرف این ویژگی را دارند که افراد با یاد نام خدا آشنا می‏نمایند. به همین سبب است که مسجد و هر معبدی در هر دین آسمانی از حرمت ویژه بهره‏مند است. به همین سبب است مسجدالحرام و کعبه که در درون آن نهاده شده است از شرافت خاص بهره‏مند می‏باشد.
    حرمت سنگ‏های کعبه و حمرت حجرالأسود و مقام ابراهیم علیه‏السلام و... به همین جهت است که مظهر دین و مظهر یاد و نام خدا می‏باشند. این اماکن سبب احیاء دین سبب رواج فضیلت و آشنایی با صاحبان فضیلت است. حرمت حرم و کعبه به خاطر سنگ و گل آنان نیست. همان گونه که از امام باقر علیه‏السلام این‏گونه رسیده: انما امر الناس ان یأتوا هذه الأحجار فیطوفوا ثم یاتونا فیخبرونا و بولایتهم... (1) «مردم موظف شده‏اند که به سوی این سنگ‏ها بیایند و طواف کنند تا به نزد ما رهنمود شوند وبا رهبری ما آشنا گردند» .
    فلسفه امر به طواف این سنگ‏ها این است که مردم با عترت و رهبری و مدیریت آنان آگاه شوند. در واقع با حقیقت وحیانی دین در ابعاد گوناگون آن آشنا گردند. به همین دلیل ترغیب فراوان به زیارت اماکن مشرف چون کعبه و مسجدالحرام و حرم نبوی و بقیع و مشاهده امامان و حتی امام زادگان... شده است که این اماکن مظاهر فیض الهی و ترویج دین و آشنا شدن با باورهای زلال توحیدی می‏باشند.
    امام حسین علیه‏السلام از رسول الله صلی الله علیه و آله می‏پرسد پاداش کسی که به زیارت تو نائل شود چیست، حضرت در پاسخ می‏فرماید: کسی که مرا یا پدرت علی را یا بردارت حسن یا تو را زیارت کند، بر من است که قیامت به زیارت وی بروم


    در آثار دینی تاکید فراوانی به زیارت امام مجتبی علیه‏السلام همانند سایر امامان شده است. زیارت امام مجتبی همتای زیارت رسول الله صلی الله علیه و آله عنوان شده است. زید شحام از امام صادق علیه‏السلام می‏پرسد پاداش کسی که شماها را زیارت کند چیست، حضرت می‏فرماید: پاداش زیارت رسول الله صلی الله علیه و آله: ما لمن زار احدا منکم قال کمن زار رسول الله صلی الله علیه و آله (2). امام باقر علیه‏السلام می‏فرماید رسول الله صلی الله علیه و آله فرمودند: کسی که مرا یا یکی از ذریه مرا زیارت کند در قیامت به زیارت وی می‏روم و او را از هول هراس‏های قیامت نجات می‏دهم: من زارنی او زار احد من ذریتی زرته یوم القیمة فانقذته من اهوالها. (3).
    امام حسین علیه‏السلام از رسول الله صلی الله علیه و آله می‏پرسد پاداش کسی که به زیارت تو نائل شود چیست، حضرت در پاسخ می‏فرماید: کسی که مرا یا پدرت علی را یا بردارت حسن یا تو را زیارت کند، بر من است که قیامت به زیارت وی بروم، من زارنی حیا او میتا او زار اباک اوزار اخاک، کان حقا علی ان أزوره یوم القیمة. (4).

    امام صادق علیه‏السلام می‏فرماید: امام حسین از رسول الله صلی الله علیه و آله پرسید پاداش کسی که تو را زیارت کند چیست، حضرت می‏فرماید: هر کس مرا یا پدرت یا برادرت یا تو را زیارت کند، پاداش آن بهشت است: من آتانی زائرا بعد موتی فله الجنة و من اتی أباک زائرا بعد موته فله الجنة و من اتا اخاک زائرا بعد موته له الجنة و من اتاک زائرا بعد موتک فله الجنة.(5)به این مفهوم، روایات فراوان است.
    و نیز از امام باقر روایت نقل شده است امام حسین علیه‏السلام هر شب جمعه به زیارت قبر امام مجتبی علیه‏السلام مشرف می‏شد: ان الحسین بن علی کان یزور قبر الحسن بن علی علیهما السلام کل عشیة جمعة. (6).
    حقیقت زیارت هم عبارت از حضور زائر در کنار مزور یا قبر مزور است، که با نیت خالص به مشهد و حرم مشرف شود، گرچه بهتر و مستحب است به کلماتی که از خود عترت در مورد زیارت رسیده، زیارت نماید. مانند زیارت جامعه و سایر زیارت‏های که در مورد رسول الله صلی الله علیه و آله و تک تک امامان آمده است. در مورد چگونگی زیارت امام مجتبی علیه‏السلام به کامل الزیارات و سایر کتاب‏های زیارتی مراجعه شود. (7).
    رضوان خدا بر قامت سرو قامت و سترگ‏ و بر سینه چاک چاک و آکنده از اندوه‏ و تربت پاکش باد.

    پی نوشت:
    1- وسائل الشیعه، ج 10، ص 252
    2- وسائل الشیعه، ج 10، ص 426
    3- کامل الزیارات، ص 40، وسائل الشیعه، ج 10، ص 259
    4- همان، وسائل، ج 10، ص 356
    5- همان، ص 39، وسائل، ج 10، ص 257
    6- وسائل الشیعه، ج 10، ص 317
    7- کامل الزیارات، ص 118، مفاتیح الجنان .
    .baghi8-jpg.
    تصاویر پیوست شده تصاویر پیوست شده
    • نوع فایل: jpg Baghi8.jpg (20.1 کیلو بایت, 51 مشاهدات)
    امضاء
    «اللّهمّ اكشف هذه الغمّـه عن هذه الامّـه بظهوره»


    خداوندا با ظهور حضرت حجّت(ع)اين ناراحتي و نگراني را از اين امّت برطرف نما!


  15. تشكرها 2


  16. Top | #29

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    30
    نوشته
    4,962
    تشکر
    3,978
    مورد تشکر
    6,271 در 2,898
    وبلاگ
    5
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    مصائب امام حسن مجتبی (علیه السلام)

    کنید ماتمیان گریه در عزای حسن
    که شد بلند به ماتم زنو لوای حسن
    اگر گذشت محرم رسیده ماه صفر
    حسینیان بخروشید در عزای حسن
    پی تسلی زهرا ، خوش آنکه می گرید
    گهی برای حسین و ، گهی برای حسن
    ببرد بار ملالی حَسَن ، که بردن آن
    ز ما سوا نتواند کسی ، سوای حسن
    غمی که داشت حسن در دل حزین ، شرحش
    ز من مجو که حَسَن داند و خدای حسن
    کند به دشمن خود بهر حفظ دین ، بیعت
    مقام حلم تماشا کن و رضای حسن
    ز چشم اهل نظر سر زد آن عصا کز ظلم
    فرو برد همان کور دل به پای حسن
    چه دیده بود از او خصم او ، که دائم بود
    به قصد جانِ به اندوه مبتلای حسن
    فغان که رنگ زمرد زَ سوده الماس
    پدید شد به لب لعل جانفزای حسن
    به حق او بنگر جور چرخ و طغیانش
    که بعدِ قتل ، عدو کرد تیر بارانش
    ویرایش توسط خراباتي : 02-11-1390 در ساعت 15:25
    امضاء

  17. تشكرها 2


  18. Top | #30

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    امامت امام حسن مجتبى ‏علیه ‏السلام در لابه لای متون



    تعیین خلیفه و جانشین و امام پس از پیامبر صلى الله علیه وآله به امر و فرمان الهى است.
    شاهد این مدّعا ماجراى ذیل مى باشد:
    پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله هنگامى كه در مكه بود، گاه به سراغ قبایل عرب مى رفت و آنها را به اسلام دعوت مى نمود.
    از جمله با قبیله بنى عامر گفتگو نمود.
    یكى از بزرگان آنان به نام بحیرة بن فراس گفت: اگر ما با شما بیعت كنیم و دعوت شما را بپذیریم، و خدا شما را بر دشمنانت پیروز گرداند، قول مى دهى كه جانشینى تو از آن ما باشد؟

    پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله فرمود: «اَلْاَمْرُ لِلَّهِ [اِلَى اللَّهِ] یَضَعُهُ حَیْثُ یَشاءُ؛ این امر مربوط به خدا است و آن را هرجا بخواهد قرار مى دهد».(1)
    پاسخ فوق با صراحت تمام اعلام مى كند كه خلافت و امامت با نصب و تعیین الهى است. حتّى پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله نیز در این امر جز نقش واسطه و اعلام كننده، نقش دیگرى ندارد.


    امامت امام حسن علیه السلام در گفتار پیامبر صلى الله علیه وآله

    حال این پرسش مطرح مى شود كه آیا امام حسن علیه السلام از چنین نصبى برخوردار است یا خیر؟
    هر چند از نظر شیعیان، امامت آن حضرت امر مسلّمى است، ولى معاندان و مخالفان، به این شبهه دامن زده اند كه امام حسن علیه السلام توسط پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله و یا امام على علیه السلام به عنوان امام معرّفى نشده است.
    براى روشن شدن مسئله، مطلب را از چند زاویه بررسى مى كنیم:
    الف. منابع اهل سنّت
    1) جابر بن یزید جعفى مى گوید: از جابر بن عبد اللّه انصارى شنیدم كه گفت: پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله به او فرموده است:
    «اى جابر! اوصیاى من و امامان مسلمانان بعد از من، اوّلین آنان على، سپس حسن،... سپس قائم كه اسم او اسم من و كنیه او كنیه من مى باشد.»(2)




    امضاء


صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی