۩^۩ درسوگ مولای کریمان {ویژه نامه شهادت غریبانه امام حسن مجتبی(ع) ۩^۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩^۩ درسوگ مولای کریمان {ویژه نامه شهادت غریبانه امام حسن مجتبی(ع) ۩^۩
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 50
  1. #31
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض






    در این روایت صراحتاً اسم امام حسن مجتبى علیه السلام به عنوان امام بعد از على علیه السلام آمده است. 2) جوینى نقل كرده كه نعثل یهودى به پیامبرصلى الله علیه وآله عرض كرد: از وصى خود به ما خبر بده؛ چرا كه براى تمامى پیامبران، وصى و جانشین بوده است، و نبى ما، یوشع بن نون را وصى و جانشین خود قرار داد.
    پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله در جواب فرمود:
    «همانا وصى و خلیفه بعد از من على بن ابى طالب است و بعد از او دو فرزندش حسن و حسین و بعد از آن دو، نُه امام دیگر از صلب حسین هستند..»(3)
    3) جابر بن عبد اللّه انصارى از پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله نقل كرده است كه جندل بن جناده یهودى پس از دیدن حضرت موسى علیه السلام در عالم خواب و امر آن حضرت به مسلمان شدن او، نزد پیامبرصلى الله علیه وآله آمد و خواب خود را نقل نمود و سپس گفت: اوصیایتان بعد از شما چه كسانى هستند؟
    پیامبر فرمود: اوصیاى من دوازده نفر هستند. جندل گفت: ما هم همین گونه در تورات خوانده ایم، سپس از حضرت خواست تا اسامى آنان را مشخص نماید؛ لذا پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: « اوّل آنان آقاى اوصیا و پدر امامان، على است؛ سپس دو فرزندش حسن و حسین، پس به آنان تمسّك بجو و جهل نادانان تو را فریب ندهد.»(4)

    ب. روایات شیعه
    1) حدیث معروف و متواترى وجود دارد كه مرحوم محلبى به نقل از مناقب این گونه نقل مى كند: « وَاجْتَمَعَ اَهْلُ الْقِبْلَةِ عَلَى اَنَّ النَّبِىّ صلى الله علیه وآله قالَ الْحَسَنُ وَالْحُسَیْنُ اِمامانِ قاما اَوْ قَعَدا؛ اهل قبله [تمام مسلمانان ] اتفاق دارند كه پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله فرمود: حسن و حسین دو امام هستند، قیام كنند یا قعود [و صلح ] كنند.»(5)
    اگر بر امامت حضرت مجتبى علیه السلام هیچ دلیلى جز همین حدیث وجود نداشت، كافى بود براى اثبات امامت آن حضرت.
    2) پیامبر اكرم در خطبه غدیر علاوه بر مطرح نمودن امامت على بن ابى طالب و فرزندان او، در چند مورد صریحاً نام امام حسن علیه السلام را به عنوان امام (دوم) ذكر نموده است.

    مانند این فراز از خطبه:
    «مَعاشِرَ النَّاسِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَبایِعُوا عَلِیّاً اَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام وَالْحَسَنَ وَالْاَئِمَّةَ كَلِمَةً باقِیَةً؛ اى مردم! پس از خدا بترسید و با على امیر مؤمنان و حسن و امامان علیهم السلام به عنوان كلمه ماندگار بیعت كنید.»(6)
    3) در حدیثى از جابر بن عبد اللّه انصارى نقل شده است كه از رسول خداصلى الله علیه وآله پرسیدم: امامانى كه از نسل على بن ابى طالب مى باشند، چه كسانى هستند؟ پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله فرمود: «حسن و حسین دو آقاى جوانان بهشت، سپس آقاى عبادت گران، [تمام امامان را نام برد تا رسید به امام حسن عسكرى،]سپس پسر حسن عسكرى، قائم بحق... هستند.
    اى جابر! اینها جانشینان و اوصیاى من و اولاد و عترت من هستند. كسى كه از آنان اطاعت كند، از من اطاعت نموده است و كسى كه آنها را نافرمانى كند، مرا نافرمانى كرده است. و كسى كه یكى از آنها را انكار كند، مرا انكار نموده است.»
    (7)


    ۩^۩ درسوگ مولای کریمان {ویژه نامه شهادت غریبانه امام حسن مجتبی(ع) ۩^۩


  2. #32
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض






    امامت امام حسن علیه السلام در كلمات ائمه علیهم السلام

    مرحوم كلینى در كتاب وزین اصول كافى روایاتى در این زمینه از ائمه علیهم السلام نقل نموده است كه به چند نمونه از آنها اشاره مى شود:

    1) با سند متصل به سلیم بن قیس نقل شده است كه در لحظه وصیت امیر مؤمنان به فرزندش حسن حاضر بودم. على علیه السلام، حسین و محمّد بن حنفیه و سایر فرزندانش را با رؤساى شیعه و اهل بیتش گواه گرفت. آن گاه كتاب و سلاح ]امامت] را به او تحویل داد و فرمود:
    «اى فرزندم! رسول خداصلى الله علیه وآله به من امر فرمود كه به تو وصیت كنم و كتب و سلاح خود [و ودائع امامت] را به تو بسپارم؛ چنان كه پیغمبر مرا وصى خود قرار داد و كتب و سلاحش را به من سپرد. و به من دستور داد كه به تو امر كنم چون مرگت فرا رسید، آنها را به برادرت حسین بسپارى.»(8)


    2) ابو بصیر مى گوید: به امام باقرعلیه السلام عرض كردم: مردى از طایفه مختاریّه مرا دید و عقیده داشت كه محمّد بن حنفیه امام است.
    امام باقر علیه السلام خشمناك شد و فرمود: چیزى به او نگفتى؟
    عرض كردم: نه؛ به خدا چون نمى دانستم چه بگویم! حضرت فرمود: «چرا به او نگفتى كه رسول خدا به على و حسن و حسین وصیت كرد و چون على علیه السلام از دنیا رفت، به حسن و حسین [به عنوان امام] وصیَّت نمود؟!»
    (9)


    3) ابو بصیر مى گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم مراد از آیه «أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِى الْأَمْرِ مِنكُمْ»(نساء/59) چیست؟ ایشان فرمودند: نَزَلَتْ فِى عَلِىّ بْنِ اَبِى طالِبٍ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ؛ درباره على بن ابى طالب و حسن و حسین نازل شده است.» عرض كردم: مردم مى گویند: چرا نام على و اهل بیت علیهم السلام در قرآن نیامده است؟
    حضرت فرمود: خداوند نماز را بر پیغمبر نازل كرد و تعداد ركعات آن نام برده نشد؛ ولى رسول خدا آن را بیان نمود.
    و آیه زكات نازل شد و نامبرده نشد كه زكات از چهل درهم، یك درهم است، تا اینكه پیامبر آن را براى مردم شرح داد و... . آیه
    «اَطِیعُوا اللَّه» نازل شد و درباره على و حسن و حسین بود؛ ولى پیامبر آن را بیان نمود.»(10)


    بنابراین با توجه به آنچه گذشت و روایات دیگری در منابع متقن اسلامی وجود دارد و نیز معجزات و کرامات(11) فراوانی از ایشان که در تاریخ ثبت شده است، بطلان شبهه مذکور در رابطه با امامت حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام که از سوی دشمنان ولایت آل رسول ساخته و پرداخته شده، روشن می گردد.



    ۩^۩ درسوگ مولای کریمان {ویژه نامه شهادت غریبانه امام حسن مجتبی(ع) ۩^۩


  3. #33
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض






    پی نوشت:
    1) السیرة الحلبیّة، ج 2، ص 154؛ السیرة النبویة، ذینى دحلان، ج 1ص 147؛ سیرة نبویّة، ابن هشام، ج 2، ص 65 - 66.
    2) ینابیع المودة، ج 3، ص 295.
    3) فرائد السمطین، جوینى، ج 2، ص 134.
    4) ینابیع المودة، ج 2، ص 285.
    5) این حدیث در منابع متعدّدى نقل شده است، از جمله: بحار الانوار، ج 43، ص 291، ح 54 وص 278، ذیل ح 48 و ج 37، ص 7 و ج 36، ص 288 و 325؛ ارشاد مفید، ج 2، ص 30؛ روضة الواعظین، ج 1، ص 156؛ اعلام الورى، طبرسى، ص 215؛ عوالى اللئالى، ج 4، ص 93 و ج 3، ص 129؛ كشف الغمّة، ج 1، ص 533، الفصول المختارة، ص 303؛ مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص 367 و 394؛ الجارودیة، ص 35.
    6) بحار الانوار، ج 37، ص 212؛ و نیز، ر.ك: عوالم، ج 15، ص 328 - 379 و الغدیر، ج 1، ص 40 - 99.
    7) كفایة الأثر، ص 144؛ كمال الدین و تمام النعمة، ص 258.
    8) اصول كافى، ج 2، ص 64، ح 1، و ص 65، ح 5.
    9) همان، ج 2، ص 52.
    10) همان، ص 40 و 41، ح 1.
    11) چنانچه امام مجتبی علیه السلام خود نیز در مقابل معاویه و لشكریانش فرمود: «اَنَا صاحِبُ الْمُعْجِزاتِ وَالدَّلائِل؛ من صاحب معجزات و دلایل [روشنى] هستم.»؛ بحارالانوار، ج 44، ص 89.
    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


    منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره107.




    ۩^۩ درسوگ مولای کریمان {ویژه نامه شهادت غریبانه امام حسن مجتبی(ع) ۩^۩


  4. #34
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض





    ترس از تخریب خانه






    حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه علیهم حكایت می فرماید:
    امام حسن مجتبى علیه السلام دوستى شوخ طبع داشت كه مرتّب به ملاقات و دیدار آن حضرت مى آمد و نیز در جلسات شركت مى كرد، تا آن كه مدّتى گذشت ؛ و هیچ خبرى از این شخص نشد.
    حضرت از این جریان متعّجب شد و از اطرافیان جویاى احوال او گردید، تا آن كه پس از گذشت چند روزى ، مجدّدا آن شخص به ملاقات امام علیه السلام آمد.
    حضرت جویاى احوال او شد و به او فرمود: چند روزى است كه به این جا نیامده اى ، در چه حالت و وضعیّتى هستى؟
    آیا مشكل و ناراحتى خاصّى برایت پیش آمده بود؟

    آن شخص در پاسخ اظهار داشت: یاابن رسول اللّه ! در حالتى قرار گرفته ام كه آنچه را دوست دارم، به آن دست نمى یابم ؛
    و آنچه را خداوند دوست دارد انجام نمى دهم؛ و آنچه را هم كه شیطان مى خواهد برآورده نمى كنم .
    امام حسن مجتبى علیه السلام تبسّمى نمود و فرمود: یعنى چه؟ منظورت چیست؟ توضیح بده .


    آن شخص گفت: چون خداوند متعال دوست دارد كه من بنده و مطیع و فرمان بر او باشم و معصیت او را نكنم ؛ و من چنین نیستم .
    و شیطان دوست دارد كه من در همه كارهایم معصیت خدا را نمایم و نسبت به دستورات خداوند مخالفت و سرپیچى كنم و من چنین نیستم .
    و همچنین من مرگ را دوست ندارم ؛ بلكه علاقه دارم همیشه سالم و زنده باشم ، كه هرگز چنین نخواهد بود.
    در این هنگام یكى از اشخاصى كه در آن مجلس حضور داشت ، گفت : یاابن رسول اللّه ! چرا ما از مرگ ترسناك هستیم و آن را دوست نداریم ؛ و گریزان هستیم ؟
    امام حسن مجتبى علیه السلام فرمود: چون شما دنیاى خود را تعمیر و آباد كرده اید و آخرت را تخریب و ویران ساخته اید.
    و سپس افزود: این امر طبیعى است كه چون هیچ انسانى دوست ندارد از منزل و محلّى كه آن را آباد كرده و به ظاهر آراسته و مجهّز است ، از آن دست برداشته و چشم پوشى كند و به محلّى خراب و نامساعد برود، چون خود را در زمره مؤ منین و مقرّبین الهى نمى بیند.


    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان




    منبع: معانى الاخبار، ص 289، ح 29. (نقل از کتاب « چهل داستان و چهل حدیث از امام حسن مجتبى علیه السلام»، عبداللّه صالحى)





    ۩^۩ درسوگ مولای کریمان {ویژه نامه شهادت غریبانه امام حسن مجتبی(ع) ۩^۩


  5. #35
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض






    پرستار قلب هاى سوخته

    چراغ را خاموش کن و حرفى از جنس رابطه روز و شب به میان نیاور!
    تاریکى این خانه از آنِ تو!
    خود را به خواب مى زنم تا سایه لرزان تو را که بر دیوار مى افتد، نبینم و آن گاه که تو دست آلوده ات را به سوى پیاله افطارم دراز مى کنى، پشت به تو مى نشینم.
    از آداب جوان مردى و فتوت در قبیله بنى هاشم به دور است که کسى به دشمن خود پشت کند و از میدان جنگ بگریزد، اما وقتى دشمن آن قدر به تو نزدیک است که مى توانى لرزش دست هایش را در وقت آماده کردن جام شوکرانت ببینى، همان بهتر که چشمت در چشمش نیفتد و دشمن از پشت خنجر بزند.
    کسى را خبر نکن!
    بگذار در چهاردیوارى غربت خویش جان دهم!
    همان بهتر که کسى نفهمد زهرى که بر جانم نشسته، از نیش مار خانگى ام برخاسته که نان و نمک مرا خورده است.
    پدرم در گریز از غم غربت در میان جماعت حق نشناس، خانه نشینى را برگزید تا با خارى در چشم و استخوانى در گلو، شیوه سکوت پیشه کند، اما من در زیر باران تهمت و زخم زبان و طعنه، سایه بان خانه خویش را شکسته دیدم. دشمن، آخرین پناه و دستگیرم را نیز به اشغال خود درآورده بود.
    خورشید را با کرم شب تاب عوض کردى!
    مرا تنها بگذار، دیگر نیازى نیست بوى خیانت را در پستوى خانه پنهان کنى!
    تمام این روزها که بى وفایى ات را با دروغ به هم مى بافتى تا تشت رسوایى ات از بام نیفتد، تاروپود قالى کهنه و پوسیده دلت، پیش رویم از هم گسسته بود.

    تو گمان کردى آن وعده هاى سر خرمنِ سوخته، مى تواند مس وجود تو را طلا کند و ازاین رو، خورشید را با یک مشت کرم شب تاب عوض کردى!
    طلا در همین خانه بود و راز کیمیاگرى در دوست داشتن نور!
    نگذار چشم زینب علیهاالسلام به تو بیفتد!
    از این خانه برو! صداى قدم هاى پرشتاب خواهرم در کوچه مى پیچد.
    هزار بار در دل آرزو کرده است خدا کند که خبر دروغ باشد و تو بهتر از هرکسى مى دانى که خبر را به درستى به گوش عقیله بنى هاشم رسانده اند.
    به کنیزان گفته ام تشت پر از خونابه هاى جگرم را پنهان کنند.
    به تو نیز مى گویم که پیش از ورود زینب علیهاالسلام از اینجا برو. طاقت ندارم پیش از کربلاى حسین علیه السلام، چشم خواهرم به چشم قاتل برادرش بیفتد.
    همان یک کربلا براى خمیدن قامت زینب علیهاالسلام کافى است.
    از جلوى دیدگان خواهرم بگریز!
    از کنار بسترم برخیز! آمده اى بر زخم هاى دلم نمک غربت بپاشى؟
    آن همه سلام هاى بى جواب جماعت پشت پنجره بس نبود که تو نیز گرد و غبار اندوه را از طاقچه خانه ام بر دامانم مى تکانى؟! آن همه سنگ که گلدان امیدم را شکست، بس نبود که تو نیز گلبرگ هاى دلم را پرپر مى کنى؟!
    اگر قرار بر پرستارى این تن مسموم و قلب مغموم باشد، هیچ کس نزدیک تر از زینب علیهاالسلام به من نیست. در تقدیر خواهرم نوشته اند که پرستار قلب هاى سوخته باشد، از مادرم زهراى مرضیه علیهاالسلام ، تا رقیه سه ساله!
    کاش زینب زخم هاى تنم را نبیند!
    به آن بقچه قدیمى دست نزن! هنوز از آن، عطر یاس دست هاى مادرم برمى خیزد.
    اگر قرار باشد کسى کفنم را از آن بقچه درآورد، جز زینب علیهاالسلام محرمى نیست؛ فقط خواهرم مى داند که آن دو کفن باقى مانده به چه کار خواهد آمد!
    کار یکى به تیرهاى خونین ختم مى شود و دیگرى به غنیمت مى رود.
    فقط خدا کند وقتى عباس علیه السلام تابوت تیر باران شده را بر زمین مى گذارد و حسین علیه السلام کفن خونین مرا باز مى کند، خواهرم زخم هاى تنم را نبیند!

    اینجا عباس علیه السلام ، زیر بازوى زینب علیهاالسلام را مى گیرد و حسین علیه السلام ، سرش را بر سینه خویش مى نهد، در هزارتوى مصیبت کربلا چه کسى موى سپید و پریشان زینب علیهاالسلام در وقت مراجعت از مقتل حسین علیه السلام را مى پوشاند!

    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

    محمدکاظم بدرالدین


    ۩^۩ درسوگ مولای کریمان {ویژه نامه شهادت غریبانه امام حسن مجتبی(ع) ۩^۩


  6. #36
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض






    بنویس برای تاریخ...



    صاد مثل صبر؛ مثل صلح؛ کاف مثل کریم اهل بیت.
    کیسه‌های زر، سرخ شده‌اند از روی تو. دینار و درهم به قطره‌های باران می‌ماند که باید بچکد؛ باید بریزد بر سفره‌های گرسنه، بر دست‌های نیازمند.
    این تواضع نیست که به تو آبرو داده است؛

    این تویی که به تواضع آبرو داده‌ای. این زهد نیست که به تو آبرو داده است؛ این تویی که به زهد آبرو داده‌ای. این بخشش نیست که به تو آبرو داده است؛
    این تویی که به بخشش آبرو داده‌ای. گچ‌ ها سیاه می‌شوند برای از تو نوشتن. شرمنده، خورشید است که خوب نتابیده است؛ شرمسار، آسمان است که خوب نباریده است.
    دست‌های تو آبرو دادند به جود و کرم. آموزگار، دست‌های توست که می‌نویسند،‌ که می‌بخشند.

    بنویس برای ثبت تاریخ؛ بنویس که صلح را برگزیدی تا نفس‌های آخر، حق و حقیقت نمیرد، تا آفتاب، زیر پوسته‌های ابر قرار نگیرد!
    بنویس تا تاریخ بداند که کارد به استخوان تشیع رسیده بود. و ضربه‌ای کافی بود تا زانوی دین بشکند!
    بنویس دور و برم کفتارها بودند و لاشخورها و آماده تا جان دادن میراث نبوت را به چشم ببینند و میوه ‌های آن را بچینند.

    گلوی آهوان، زیر چکمه‌ های صیاد بود و سر کبوتران، در مشت شکارچیان بی‌ رحم.
    بنویس که لجاجت من کافی بود تا نسل مؤمنان راستین منقرض شود!

    بنویس من صلح را برای خودم نمی‌خواستم؛ برای شیعه می‌خواستم تا امضای پیامبر پای امامت اولاد علی محفوظ بماند.
    بنویس یارانم گریختند،
    بنویس سردارانم آب پاکی بر دست افتخارات خودشان ریختند،

    بنویس حق را به باطل آمیختند! چه می‌شد کرد، جز ارّه دادن به دست دشمن تا شاخه‌ای را که خود بر آن نشسته است ببرد؛
    تا اهالی کوفه بدانند دشمن دشمن است؛ ولو در لباس دوست؟!


    بنویس برای تاریخ...

    که ما دو برادر بودیم با یک آرمان؛ دو دوست بودیم و دو چشم، با یک دستگیره و یک نگاه.
    بنویس پیامبر به من آموخت که بعضی وقت‌ها شجاعت در ابراز خشم نیست؛ در نگه ‌داشتن خشم است.
    بنویس من یک بازوی پیامبر بودم تا صلح را هدیه بیاورم؛ حسین، یک بازوی دیگر پیامبر بود تا شهادت را هدیه بیاورد.
    بنویس صلح حسن و شهادت حسین، دو خط موازی‌اند؛ دو دایره متقارن تا هندسه چند ضلعی اسلام را به اثبات برسانند.
    جنگ، هدف نیست؛ کلیدی است تا روزنه‌های بسته را بگشاید.
    خداوند همه ما را فراخوانده است که برگردیم به شهر صلح و آسایش؛ «وَاللهُ یَدْعُو اِلی دارِالسَّلامِ».خداوند، نه فساد را دوست دارد و نه به راه انداختن جویبار خون را.

    بنویس من عقلانیت را در صلح حدیبیه آموخته ‌ام و به گفتار رسول الله ـ که آمده تا کتاب و حکمت بیاموزد ـ اقتدا خواهم کرد.
    بنویس ما خانواده عشقیم؛ خانواده عقیده و جهاد؛ مجاهده را اگر با منطق فصیح نشد، با صلح قهرمانانه؛ اگر با صلح قهرمانانه نشد، با شمشیر شهادت؛
    اگر با شمشیر شهادت نشد، با دعای روشن‌گر و اگر با دعای روشن‌گر نشد، با تحمل زندان ادامه خواهیم داد.بنویس ما خانواده عشقیم؛ سر بر آستان دستورهای الهی نهاده؛ اگر او اراده کند، ‌برمی‌خیزیم؛ اگر او را اراده کند، ساکت خواهیم نشست.

    بنویس ما خانواده عشقیم که جانمان، که مالمان، که آبرویمان، که تمام آنچه داریم و نداریم، برای خداست؛ برای خدا از هر چه باشد خواهیم گذشت.


    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان




    میثم امانی


    ۩^۩ درسوگ مولای کریمان {ویژه نامه شهادت غریبانه امام حسن مجتبی(ع) ۩^۩


  7. #37
    عضو خودماني
    شکيبا آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1390
    صلوات
    500
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 1,427      تشکر : 6,052
    4,852 در 1,201 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شکيبا آنلاین نیست.

    پیش فرض







    سردار مظلوم عشق
    مثل ستاره اى سرگردان، گرد مزارت مى گردم. زمین امشب از انبوه تیرها، خون آلود است. تو کدامین عهد را روز ازل بسته اى که حتى مزارت، حتى کفنت، آماج ستم ستمگران است؟

    بغض گلویم را در بغض غیرت عباس گم کرده ام و اشک خون آلودم را سپر اشک باران زینب علیهاالسلام نموده ام. چگونه از خواهرت بخواهم گریه نکند، وقتى دشمن حتى کفنت را بى زخم نمى خواهد؟!

    مگر چه کرده اى با ظلم که ظالمان با کشتنت هم آرام نمى گیرند؟
    چه کرده اى با جور که جائران، جسم بى جانت را، حتى مزارت را نیز برنمى تابند.
    اى مبارز بى هیاهوى آل محمد!
    در سوگ تو اشک، ارثیه زمین باد!
    سکوت، سایه بر ذوالفقار کلامت نینداخت و صلح، شمشیر فکرت را به نیام نکشاند.
    نامت اى برادر زینب، بر جریده تاریخ، سرور آزاد مردان ماند. جانم فداى سال هاى غربت تو که از طعنه دوستان و شماتت دشمنان، رویت به زردى گرایید.
    ترس از ابهت اندیشه ات، با دشمنان چنان کرد که حتى خانه ات را محل توطئه کردند.
    سردار مظلوم عشق!

    اُف بر دنیا!
    جز تو، کدامین سردار، در مأمن خانه اش آماج ستیز دشمنان شد و کدامین دلاور چون تو، به تیغ توطئه کشته شد؟!
    عشق بى فرجام شیعه که اشک ها تا ابد سراغ در خانه تو مى گیرند و ناله ها تا حشر، هم آواى سوگواران تواند، بعد از تو مباد خنده بر اهالى کوچه بنى هاشم!
    بعد از تو مباد زندگى بر مردمى که در صلحت چانه چون عجوزه ها زدند!
    پس از تو افسانه گویان عرب از تو خواهند سرود، آن هنگام که بادهاى شمالى به سوگوارى تو مى آیند.
    پسر فاطمه! جگر پاره ات قصه گوى افسانه هاى خونین عرب خواهد ماند تا آواز کودکان غم در بادیه هاى حجاز باشد و مویه کولیان و آوارگان دشت هاى خشک عراق. مدینه بى تو عزاخانه اى بیش نیست اى برادر حسین! یتیمان، بعد از تو معنى کرامت و سخاوت را نخواهند فهمید.

    از زبان برادر
    چگونه در خاکت نهم، اى پاره پاره کفن؛ وقتى مى دانم جدم رسول الله صلى الله علیه و آله ، تو و مرا سرور جوانان بهشت خطاب کرد؟
    چگونه ترکت کنم بر خاک، وقتى که همه عمر منى؛ هم بازى کودکى ام، هم غصه جوانى ام، هم رزم صفین و همسایه مدینه ام؟
    برادرم، برادرم، برادرم! به خدا که چون تو نیکو برادرى مرا نبود و چون من، غمگین برادرى در سوگ تو نیست. امام من بودى و برادر صدایم مى کردى؛ رعیت تو بودم و همدم قرارم مى دادى.
    اُف بر این قوم که امام خویش را وادار به صلح کردند و خانه نشینى!
    و اُف بر دنیا که حسین علیه السلام را بى حسن علیه السلام زنده نگاه داشت!
    اُف بر دنیا!
    بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان




    حسین امیرى





    ۩^۩ درسوگ مولای کریمان {ویژه نامه شهادت غریبانه امام حسن مجتبی(ع) ۩^۩


  8. #38
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,749      تشکر : 57,546
    171,600 در 50,170 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    سلام، غریب‏ تر از هر غریب!

    سلام، آشنایِ غریب، مهربانِ غریب، بزرگ زاده غریب!

    سلام، مزار بی‏ چراغ، تربت بی‏ زائر، بهشت گمشده!

    سلام، آتشفشان صبر، چشمان معصوم،
    بازوان مظلوم، زبان ستمدیده!

    سلام، سینه شعله ‏ور، جگر سوخته،
    پیکر تیرباران شده!

    سلام، امام غریب من!
    آمده‏ ام؛ با تمام دلم، با قدم‏ های احساسم،
    با حضور هر چه تمام ارادتم.

    آمده‏ ام؛ تا فانوس‏های روشن اشک‏هایم را،
    بر مزار بی‏ چراغت، بیاویزم!

    آمده ‏ام؛ تا شریک غربت بی ‏نهایتت باشم.
    آمده‏ ام کبوترانه آمده ‏ام تا از دستان مهربانت،
    آب و دانه بدهی!

    آمده‏ ام؛ با دسته دسته یا کریم‏ های اخلاص و محبّت،
    تا شاید لحظه‏ای در گنبد نگاه مهربانت، پناه گیرم.

    ای کریم اهل بیت!
    حالا این من و این وسعت بی‏حدّ و مرزِ لطف تو.
    این دلِ کوچک من و این عنایت بزرگ تو.

    این گدای غریب و این هم، سلطان غریب؛
    بزم غریبانه ‏مان جور است.
    تو غریب، من هم غریب

    امّا ... نه! غربت من کجا و غریبی تو کجا!
    آخر شما، غربتت را هم از پدر به ارث برده ‏ای و هم از مادر

    مولای من!
    چگونه می‏شود زینت شانه‏ های پیامبر باشی،
    خون علی و فاطمه در رگ‏هایت جاری باشد،
    سید جوانان اهل بهشت باشی و آن وقت،
    این روزگار نامرد، دل به عشقت نسپارد.

    امام مظلوم من!
    چند بار از پشت، خنجر خورده ‏ای؟!
    چند بار نیش سوزناک خیانت را چشیده ‏ای؟!
    چند بار ...؟

    انگار قصّه غربت شما پایان ندارد! آقا!
    زهری که بر جگرت نشست، تنها زهر جعده نبود؛
    زهر بدعتی بود که مسیر عشق را عوض کرد.

    وقتی که دل به این بدعت بسپرند،
    عجیب نیست این‏که حتی
    در کنار همسفر زندگیت، غریب باشی!

    یا کریم اهل‏بیت!
    تو بزرگ‏تر از آن بودی
    که در ذهن کوچک بشر بگنجی.




    ۩^۩ درسوگ مولای کریمان {ویژه نامه شهادت غریبانه امام حسن مجتبی(ع) ۩^۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  9. #39
    مدیر ارشد انجمن اخلاق و عرفان
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    صلوات
    28000
    دلنوشته
    1
    اللهم صلّ علی محمد و ال محمد و عجّل فرجهم
    نوشته : 13,141      تشکر : 27,295
    57,760 در 13,226 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کنیز فاطمه(سلام الله علیها) آنلاین نیست.

    پیش فرض









    حدیث سنگ و سبو

    چه دشوار است شرح جان‏گذار سوختن شمع و چه دنیای غریبی است دنیای پست خاک.
    آن که فروغش بیشتر است، سوز و گدازش نیز بیشتر است و آن که بیشتر در اندیشه روشنایی و فروزندگی است،
    بیشتر در معرض حمله ظلمت و خاموشی.
    آنان که دل از سنگ دارند و هم‏عنان تاریکی‏اند،
    گویی در هجوم بر خورشید مسابقه گذاشته‏اند تا در پرتو جمال تابناکش، بر او بتازند و خاموشش کنند.
    به‏نازم سرفرازی و کرامتِ خورشید را که با این همه،
    روی از عاشقان جمالش باز نمی‏گیرد و دست مهر و گرمی از سرشان برنمی‏دارد.
    داستان امامان معصوم و مظلوم شیعه، داستان غم‏انگیز سنگ و سبوست که
    چون گوهر پاک ذات خویش به آلودگی دنیا نیالودند و جز به رضایت جانان و هدایت مردمان نیندیشیدند،
    از آلودگان دنیا کشیدند آنچه کشیدند، و اینک حکایت جان‏سوز دومین معصوم ؛ کریم مظلوم.
    السلام علیک یا حسن ابن علی ایها المجتبی یابن رسول اللّه‏.




    ۩^۩ درسوگ مولای کریمان {ویژه نامه شهادت غریبانه امام حسن مجتبی(ع) ۩^۩


  10. #40
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض







    پاره پاره



    به آسمان خدا يك ستاره مى‏ پيوست
    شهيد عشق، به باغ بهاره مى‏ پيوست

    گدازه‏ هاى جگر از گلوى يك خورشيد
    به ماجراى فدك، پاره پاره مى‏ پيوست

    كسى كه مطلع خونين كربلا در او
    به جاودانگى يك هزاره مى‏ پيوست

    وسيع بود، ولى تا به فهم او برسند
    عميق دريا را با كناره مى‏ پيوست

    ادامه همه خطبه‏ هاى حيدر بود
    كه مشكلات جهان را به چاره مى‏ پيوست

    ولى جماعت سنگى چه زود سير شدند
    از او كه با غزل و استعاره مى‏ پيوست

    دوباره قصه بيعت و دست‏هاى وقيح
    به داستان سقيفه دوباره مى‏ پيوست

    و ريختند به كامش شرار زهرى كه
    به تاروپود دلش پاره پاره مى‏ پيوست

    شبى كه رفت تمام فرشتگان ديدند
    به آسمان خدا يك ستاره مى‏ پيوست






    ۩^۩ درسوگ مولای کریمان {ویژه نامه شهادت غریبانه امام حسن مجتبی(ع) ۩^۩



صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •