سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 50

موضوع: ۩^۩ درسوگ مولای کریمان {ویژه نامه شهادت غریبانه امام حسن مجتبی(ع) ۩^۩

  1. Top | #41

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    2403
    نوشته
    6,619
    صلوات
    80000
    دلنوشته
    55
    اَلـــلّـــ❤ـهـُـــ❤ـمَّ عَـــ❤ـجِـّــ❤ـلْ لِــ❤ـوَلــ❤ـیـــِّکَ ❤الــــْفــ❤ــَرَجْ
    تشکر
    44,869
    مورد تشکر
    29,510 در 7,770
    وبلاگ
    45
    دریافت
    16
    آپلود
    10

    پیش فرض



    من يه غريبي مي‌شناسم داغِ هزار ساله داره
    بهش مي‌گن امام حسن كه غربتش ناله‌ داره

    شبِ شهادتش همه به گريه عادت مي‌كنند
    همه مي‌آن با ناله‌شون نيّتِ حاجت مي‌كنند


    مي‌گن كريمِ فاطمه‌است، گريه براش ثواب داره
    هر كي بهش سلام بده، سلامِ اون جواب داره

    اگه كسي دردي داره، دردش و درمون مي‌كنه
    مي‌آد شبِ اوّلِ‌ قبر، يارش و مهمون مي‌كنه

    امّا بگم كه اين آقا، يه يار بي‌وفايي داشت
    دشمن اون تو خونه بود، همسرِ بي صفايي داشت

    يه شب به دستِ همسرش، غصه و غم كشيده بود
    ز دستِ يارِ بي‌وفاش، زهرِ جفا چشيده بود


    سوزش سينه و جگر، ديگه فراوون شده بود
    من بگم و تو ناله كن، لباش پر از خون شده بود

    از شدت زهرِ جفا، لحظه به لحظه تب مي‌كرد
    زينبش و صدا زد و، يه طشتي رو طلب مي‌كرد


    مي‌گفت برو زينبِ من، نامِ من و صدا نكن
    با اشكِ چشمات خواهرم، به طشت خون نگا نكن

    اما حالا حالِ آقا، ديگه پريشوني شده
    گفت كه بيا داداش حسين، كه وقت مهموني شده


    دست من و بگير داداش، چشات توي چشام باشه
    لحظه‌ي جون دادن مي‌خوام، اسمِ تو رو لبام باشه


    شاعر :حسن فطرس

    امضاء





  2. Top | #42

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    فروردین 1390
    شماره عضویت
    1181
    نوشته
    12,137
    تشکر
    19,988
    مورد تشکر
    15,896 در 7,078
    وبلاگ
    34
    دریافت
    0
    آپلود
    1

    پیش فرض







    مهرت به کاینات برابر نمی شود
    داغی زماتم تو فزونترنمی شود

    از داغ جانگداز تو ای گوهر وجود
    سنگ است هر دلی که مکدّر نمی شود

    ظلمی که بر تو رفت زبیداد اهل ظلم
    بر صفحه خیال مصوّر نمی شود

    تنها جنازه تو شد آماج تیرکین
    یک ره شد این جنایت و دیگر نمی شود

    بی بهره از فروغ ولای تو یا حسن
    مشمول این حدیث پیمبر نمی شود

    فرمود دیده ای که کند گریه بر حسن
    آن دیده کور وارد محشر نمی شود

    دارم امید بوسه قبر تو در بقیع
    امّا چه می توان که میسرّ نمی شود

    با این ستم که بر تو و بر مدفنت رسید
    ویران چرا بنای ستمگر نمی شود

    آن را چه دوستی است " موّید " که دیده اش
    از خون دل ز داغ حسن، تر نمی شود


    " سید رضا موید "




    امضاء
    إِلَهِي أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِبُّ


  3. Top | #43

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    فروردین 1390
    شماره عضویت
    1181
    نوشته
    12,137
    تشکر
    19,988
    مورد تشکر
    15,896 در 7,078
    وبلاگ
    34
    دریافت
    0
    آپلود
    1

    پیش فرض





    ره ز جفا چو بر جگر مجتبی رسید
    افغانِ جن و انس به عرش عُلی رسید

    پر اضطراب و واهمه شد عالم وجود
    هنگامه قیامت و ، یوم الجزا رسید

    در هم شکست قائمه عرش کبریا
    گوئی که روز نیستی ماسوی رسید

    چشم فلک ز گریه به غراب خون نشست
    اشک مَلک به طارم هفتم سما رسید

    الماس جُعده کارگر افتاد ای درغ
    آتش به جان حضرت خیر النّسا رسید

    نعش امام شد هدف چوبه های تیر
    یا فاطمه ! به نور دو چشمت چها رسید

    بر حجت خدا ، چه ستمها ، چه ظلمها
    زآن نا کِسان دور ز شرم و حیا رسید

    در شهر خویش و خانه خود هم غریب بود
    از بسکه ظلم و جور بر او ز آشنا رسید

    مظلوم چون تو کیست ؟ که از ظلم همسرش
    مسموم گشت و جان به لبش از جفا رسید

    یا مصطفی ! ز روی تو هم کس نکرد شرم
    نا مردمی ببین ز کجا تا کجا رسید

    روز جزا جواب خدا را چه می دهند
    آنان که ظلمشان به عزیز خدا رسید

    سوز غمش به جان براتی شرر فگند
    آتش به استخوانش ازین ماجرا رسید


    محمد رضا براتی




    امضاء
    إِلَهِي أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِبُّ


  4. Top | #44

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,776
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,694
    مورد تشکر
    177,894 در 52,559
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    سکوتت را بشکن برادر!

    بعد از سی سال خانه ‏نشینی علی علیه ‏السلام که با خار در گلو،

    سلام‏ های بی‏ جواب و ناله‏ های مخفیانه در چاه سپری شد،

    برایم بسیار سخت است که ببینم تو نیز عبای تنهایی بر سر کشیدی

    و بغض فروخورده ‏ات را با خون جگر، بر طشت می‏ریزی.

    صلح تو، هزاران بار تلخ‏ تر از جنگ‏های پدر است؛

    سخت‏ تر از غزوه ‏های پیامبر صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله .

    پرده اندوه را از چشمانت برکش و به یاد دار که چگونه پدران جهل،

    باب العلم علی علیه‏ السلام را به تنهایی در کوچه‏ های کوفه کشاندند.

    این مردمان کج‏ اندیش و نفهم که تو را به خاطر پذیرش صلح،

    مذل المؤمنین می‏خوانند، همان اشباه الرجالی هستند

    که هنگام دعوت به جنگ از سوی پدرمان،

    سردی و گرمی هوا را بهانه می‏کردند و زر و سیم معاویه،

    انصافی برایشان باقی نمی‏گذاشت که فرق عزت و ذلت را بفهمند.

    کدام مؤمن نمی‏داند که امت نفرین شده علی علیه ‏السلام ،

    با همان دستی با تو بیعت کردند که پیش از این،

    عهد و پیمانشان با علی علیه ‏السلام را شکسته بودند

    و رشته دین و دلشان را به کاخ سبز کفر، دخیل بسته بودند؟!

    من از آن روزی که خطبه دادخواهی و حق‏ طلبی مادرمان،

    به گریه ‏های خاموش پایان گرفت

    و هیچ مردی در دفاع از حریم نبوت،

    لبی نجنباند و قدمی برنداشت،

    رشته امیدم را از این مردم گسستم.

    برادر عزیزم!

    هنوز عطر خاک چادر مادرم از سجاده تو به مشام می‏رسد؛

    بوی خون‏ آلود کوچه‏ هایی که به صورت کبود مادر

    و سکوت دیرینه تو امتداد یافت.


    تا کی بر این سکوت و خاموشی، پایدار خواهی ماند؟

    تا آنجا که حسین علیه‏ السلام با قامت خمیده،

    تیرهای خونین را از کفنت به درآورد و عباس علیه ‏السلام ،

    با غیرت فروخورده‏ اش، در گوشه غربت بقیع برایت قبر بکند؟

    امید دلنوازم؛ برادرم!

    آن کس که گوش شنوا داشته باشد،

    در سکوت تاریخی تو، اعتراض خاموشت را می‏شنود

    که از هزاران چکاچک شمشیر و رجزخوانی جنگ،

    پرصلابت‏ تر است و شور آفرین‏ تر!







    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************




  5. Top | #45

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    بهترین زندگی ...

    این نگاههای ماست که زندگی ما را تعریف می‌کند و قدر و ارزش ما را رقم می‌زند. ارزشی که شاید کمتر هم به آن فکر کنیم. ما چگونه به زندگی می‌نگریم؟
    از دریچه‌ای تنگ محدود یا از دریچه‌ای وسیع و گسترده؟ واقعاً دیگران در زندگی ما چه جایگاهی دارند؟ آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده‌ایم؟


    در آئین و مذهب ما، درباره موضوعات و مسائل اجتماعی، بسیاری از ظرافتها وجود دارد که چه بسا ما کمتر از آنها اطلاع داشته باشیم و آموزه‌های اهل بیت (علیهم السلام) نکات دقیق اخلاقی فراوانی دارند که پیچ و خم زندگی را برایمان تبیین می‌کند. اهل بیت (علیهم السلام) همانگونه که رابطه ما با پروردگار مهربانمان را تبیین می‌کنند، از نحوه نگرش و چگونگی تعامل ما با مردم نیز سخن می‌گویند. آیا تا بحال از خود پرسیده‌ایم که ائمه ما چگونه به زندگی می‌نگرند و بهترین زندگی را چگونه توصیف می‌کنند؟
    روزی فردی دقیقاً به دنبال همین بود و می‌خواست تا نگرش
    امام مجتبی (علیه السلام) را به زندگی ببیند. لذا همین پرسش را از آن حضرت پرسید ...
    از امام مجتبی (علیه السلام) پرسید: بهترین مردم از نظر زندگی چه کسی است؟
    فرمود: "کسی که مردم را در رفاه خود شرکت دهد."
    سپس پرسید: بدترین مردم از نظر زندگی کیست؟
    فرمود: "کسی که در خوشی‌اش شریکی ندارد."(تاریخ یعقوبی، جلد 2، صفحه 227- 226)
    سیره امامان ما چنین بود که به فرزندان و شیعیان خود می‌آموختند تا در زندگی بیرونی و درونی خود مردم را شرکت دهند و به آنها کمک کنند.
    اگر کمی در این کلام امام مجتبی (علیه السلام) دقت کنیم، می‌یابیم که حضرت از "مردم" سخن به میان می‌آورند، نه مؤمنین و شیعیان و مسلمانان. از این جا معلوم می‌شود که تعاون و همیاری به "مردم" مرتبط می‌شود و شرط آن تدین و اسلام و ایمان نیست؛ اگر چه یاری و دست گیری از دانشوران، مؤمنان و دوست‌داران اهل بیت (علیهم السلام) جایگاه خاصی دارد ...
    ولی ما چگونه می‌توانیم مردم را شریک زندگی خویش قرار دهیم؟ واقعیت این است که نحوه شرکت دادن مردم در زندگی برای هر کسی با دیگری فرق می‌کند. مثلاً کسی که پزشک است، با معالجه بیماران، مردم را در زندگی و علم و توانایی خود سهیم می‌کند؛ کسی که از سرمایه کافی برخوردار است، با کمکهای مالی و کسی که آبرو و موقعیت اجتماعی دارد، با حل مشکلات مراجعان، مردم را در زندگی خویش شریک می‌نماید و کسی که علم و دانش دارد، با علم و دانش خود به مردم خدمت می‌کند. حتی ممکن است کسی با ارائه طریق و انجام مشاوره، افرادی را به هدف عالی و روشن برساند. اینها همه مصادیق شرکت دادن مردم در زندگی ما هستند. شریک دانستن مردم در زندگی، روش امامان و پیشوایان ماست و حتی تربیت یافتگان مکتب آنها نیز این چنین بودند. لذا تعبیری که امام مجتبی (علیه السلام) در این روایات برای همیاری با مردم بکار می‌گیرند، "شریک کردن" است که نهایت صمیمیت و مهر را القا می‌کند و نظر خداوند و ائمه اطهار (علیهم السلام) را بیان می‌دارد که مردم در اموال یکدیگر - که همگی از خداست- شریک هستند.
    همین منطق و همین نحوه نگرش به زندگی است که بدترین مردم را هم کسی می‌داند که در زندگی اش شریکی ندارد و کسی را به امکانات زندگی خویش راه نمی‌دهد.
    حال من و تو باقی مانده‌ایم و یک پرسش؛ ما در کدامین گروه هستیم و چگونه زندگی می‌کنیم؟



    امضاء


  6. Top | #46

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    سلام برتو ای غریب تر از غریب،
    سلام بر مزار بی چراغ و تربت بی زائرت ،
    سلام برتو ای بهشت گمشده!
    شهادت مظلومانه غریب مدینه بر شیعیان تسلیت باد


    امضاء


  7. Top | #47

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    سلام،
    غریب تر از هر غریب!
    سلام،
    مزار بی چراغ، تربت بی زایر، بهشت گمشده!
    سلام،
    آتشفشان صبر، چشمان معصوم، بازوان مظلوم، زبان ستمدیده!
    سلام،
    سینه شعله ور، جگر سوخته، پیکر تیرباران شده!
    سلام،
    امام غریب من!


    امضاء


  8. Top | #48

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    پاره پاره تن

    به آسمان خدا یک ستاره مى پیوست
    شهید عشق، به باغ بهاره مى پیوست

    گدازه هاى جگر از گلوى یک خورشید
    به ماجراى فدک، پاره پاره مى پیوست

    کسى که مطلع خونین کربلا در او
    به جاودانگى یک هزاره مى پیوست

    وسیع بود، ولى تا به فهم او برسند
    عمیق دریا را با کناره مى پیوست

    ادامه همه خطبه هاى حیدر بود
    که مشکلات جهان را به چاره مى پیوست

    ولى جماعت سنگى چه زود سیر شدند
    از او که با غزل و استعاره مى پیوست

    دوباره قصه بیعت و دست هاى وقیح
    به داستان سقیفه دوباره مى پیوست

    و ریختند به کامش شرار زهرى که
    به تاروپود دلش پاره پاره مى پیوست

    شبى که رفت تمام فرشتگان دیدند
    به آسمان خدا یک ستاره مى پیوست...

    سودابه مهیجى



    امضاء


  9. Top | #49

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    «کریم اهل بیت»


    باور کنم، تشییع غریبانه پیکرت را در هجوم بی‏امان نفرت و کینه؟
    باور کنم که این آسمان پرستاره، پیکر توست که مهبط زخم‏های مکرر جهل و عصیان است؟
    این تن توست که در طواف یکریز تیرهای کینه ‏توز، به گل نشسته؟
    تنی را که در هجوم بی‏امان بارانی توامان حسادت و نفرت تشییع می‏شود، روزی زینت شانه‏ های پیامبر صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله بود، روزی زینت دامان فاطمه علیهاالسلام بود.
    این پیکری که در احاطه شعله‏ های تنگ ‏نظر در نهایت بی‏رحمی و قساوت پرپر می‏شود، پیکر آقای جوانان اهل بهشت است.
    روزگار غربتت را پایانی نیست.
    روزگاری در شبیخون خیانت‏ها و توطئه‏ ها، تن به صلحی سبز می‏دهی ـ به اجبارـ تا دین بماند و روزگاری دیگر،
    در حریم خانه خود، آشنایی بیگانه از پشت به تو خنجر می‏زند.
    تو حتی در خانه خویش هم غریبی. همسرت، روشنان حضور آسمانی‏ات را تاب نیاورد؛
    زنی که لایق سایبان مهربانی‏ات نبود، زنی که به رسم آشنایی زهر بی‏وفایی به کامت ریخت.
    داستان غربت تو هنوز ادامه دارد.
    از کوچه‏ های بنی‏هاشم، از کبودی صورت مادر تا امروز، در تشییع مظلومانه پیکرت، در هجوم تیرهای نفرت و کینه!
    چشم‏های تنگ‏ نظر، تاب نیاوردند بزرگی‏ات را؛ دیدند و خود را به کوری زدند!
    حق‏ناشناسان فتنه‏ جو که عمری بر گرد خوان کرامتت میهمان بودند،
    امروز، به تقاص آن همه خوبی و مهربانی، گرد هم آمدند تا پیکرت را تیرباران کنند؛ در برابر دیدگان فاطمی حسین علیه‏السلام و صبوری حیدری عباس!
    گرد هم آمدند تا شعله شعله داغ بگذارند بر دل خونین زینب علیهاالسلام .
    یا کریم اهل بیت!
    اینک من آمده‏ام، تا شریک غربتت باشم.
    آمدم تا زائر مزار بی‏چراغت باشم، تا بر سفره کرامتت، میهمان شوم حالا این من و این وسعت بی‏حد و مرز کرامت تو یا کریم اهل بیت!
    خدیجه پنجی


    امضاء


  10. Top | #50

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    شهریور 1391
    شماره عضویت
    3650
    نوشته
    1,040
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    3
    مهدی جان! کی می شود مستجاب این انتظار من ...
    تشکر
    13,022
    مورد تشکر
    6,829 در 1,311
    وبلاگ
    4
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    در سوگ کیست که زمین ـ مادر دلتنگی‏های عالم ـ سیاه پوشیده است؟

    دریاها، زیستن کدام مرد را این‏گونه می‏گریند؟
    زیستنی غریب و پروازی غریبانه جز صفت مردان خدا، صفت که می‏تواند باشد؟!
    مدینه، ناظر تشییع غریبانه فرزند علی علیه‏السلام ، فرزند فاطمه علیهاالسلام ، فرزند پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است. گلوی کوچه‏ها گرفته است. می‏دانند که نباید فریاد بزنند.
    می‏دانند که باید بنشینند و تماشا کنند.
    باید این داغ را شانه به شانه به دوش کشیده
    و صبورانه، بغض در گلو خفه کنند.
    غریبی‏اش را سال‏ها پیش مادرش دیده بود که می‏فرمود:
    «هر کس برای حسنم گریه کند، در قیامت چشمانش گریان نخواهد بود»؛

    اما افسوس که آن روز به جای اشک، باران تیر بر تابوت داغ سنگین مدینه می‏بارید.
    این سنت نامردان تاریخ است که همواره مردانگی را تحمل نمی‏توانند کرد.
    عهدشکنی را به مثابه عهدی استوار، به دوش می‏کشند و خانه بر شانه باد ساخته‏اند.
    اکنون نوبت امام حسن علیه‏السلام است که تنهایی و غربت مدینه را به ارث ببرد.
    چرا باید فرزندان پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله شهر پیامبر را با خاطرات تلخش بشناسند؟
    شهری که روزی پایکوب آمدن پیامبر بود، اینک خفقانی شده است که حتی مانع به خاک سپردن فرزند پیامبر می‏شود!
    کاش می‏شد سوگ سروده‏های زمین را شنید!
    کاش صدای به هم خوردن پنجره‏ها را از بهت این وقایع عظیم ،می‏شد از سطور دلتنگ تاریخ شنید!
    غریب شهر مدینه تویی که پنجره‏ها
    به غربت شب تنهایی تو می‏گریند
    فرزند پیامبر، فرزند علی علیه‏السلام و فرزند فاطمه علیهاالسلام دارد تشییع می‏شود
    و زمین ـ مادر دلتنگی‏های عالم ـ سیاه پوشیده است.
    سیاه‏پوش تو شد آسمان خسته شهر
    تویی که خستگی آسمان به شانه توست

    (علی سعادت شایسته)


    امضاء

    ای
    یوسفی که یعقوب دلم

    منتظر عطر
    پیراهن تو ست!

    زودبیا ...

    ... اللهم عجل لولیک الفرج ...



صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی