سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 21

موضوع: ✫¸.•°*”˜˜”*°•.✫ اهداف قرآن و شروط و موانع بهره مندی از آن ✫¸.•°*”˜˜”*°•.✫

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    دی 1390
    شماره عضویت
    2193
    نوشته
    60
    تشکر
    2
    مورد تشکر
    53 در 34
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    3- تثبيت مؤمنان

    خداوند مى‏فرمايد: «قل نزله روح القدس من ربك بالحق ليثبت الذين آمنوا» (نحل:102); اى رسول، بگو اين آيات را روح‏القدس از جانب پروردگارت به حقيقت و راستى آورد تا اهل ايمان را در راه خدا ثابت قدم گرداند.
    نزول وحى و تداوم آن، عامل ثبات مؤمنان در مسير خويش و نلغزيدن به جهات انحرافى است. هرچند تثبيت در مرحله «قلب‏» نيز مطرح شده، ولى ثبات قدم در مسير دين و تكامل بيش‏تر ناظر به مشكلاتى است كه در مقام عمل پيش مى‏آيد و انسان را در ادامه راه دچار تزلزل مى‏كند. قرآن مجيد با تقويب روحيه و توجه‏دادن بشر به خداوند و قدرت بى‏نظير وى و نيز پاداش عظيم مجاهدان، امدادهاى غيبى فرشتگان و ذكر داستان‏هاى پيامبران: و مجاهدان گذشته، زمينه ثبات قدم مؤمنان و پيامبر(ص) را در مقام عمل فراهم مى‏سازد.
    4- برپايى جامعه عادلانه

    «لقد ارسلنا رسلنا بالبينات وانزلنا معهم الكتاب والميزان ليقوم الناس بالقسط‏» (حديد:25); همانا پيامبران خود را با دلايل و معجزات فرستاديم و برايشان كتاب و ميزان عدل نازل كرديم تا مردم عدالت را به پا دارند.
    عدالت و قسط، هر دو با رعايت‏حقوق ديگران و دست‏يابى هركس به حق خويش مرتبط است، ولى قسط بيش‏تر ناظر به پياده‏كردن قوانين عادلانه است. قرآن مجيد هدف نزول كتاب‏هاى آسمانى، از جمله قرآن، را اقامه قسط مى‏داند، آن هم قسط عمومى كه به دست‏خود مردم برپا شود; بدين معنا كه هدف، رشددادن جوامع است تا آنجا كه مردم، خود انگيزه اجراى عدالت پيدا كنند و آن را اجرا نمايند.
    5- حاكميت قوانين خدا

    «انا انزلنا اليك الكتاب بالحق لتحكم بين الناس بما اريك الله‏» (نساء:105); اى پيامبر، ما قرآن را بحق به سوى تو فرو فرستاديم تا بدانچه خدا با وحى بر تو پديدار ساخته‏است، حكم نمايى.
    عدالت مورد نظر قرآن و اجراى آن (قسط) تنها در سايه قوانين الهى امكان‏پذير است. از اين‏رو، در اين آيه شريفه هدف از نزول قرآن را حكم‏نمودن پيامبر(ص) در بين مردم، طبق دستور و راى خدا مى‏داند. اجراى احكام دينى از يك سو، بر اساس قوانين عادلانه است و از سوى ديگر، به دست عادل‏ترين انسان‏ها به اجرا درمى‏آيد. در نتيجه، در مراحل قانون‏گذارى و اجرا، ضامن عدالت اجتماعى است.
    6- حاكميت دين خدا بر ساير اديان

    «هو الذي ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدين كله‏» (فتح:28); او رسول خود (محمد(ص)) را با قرآن و دين حق فرستاد تا آن را بر همه اديان غالب گرداند.
    حاكميت دين خدا و غلبه آن بر ساير اديان، كه هدف ارسال پيامبر گرامى اسلام(ص) است، از ديگر اهداف اجتماعى نزول قرآن است. اين نكته با توجه به خاتم پيامبران بودن آن حضرت روشن‏تر مى‏شود. نكته شايان توجه اينكه از آنجا كه سعادت واقعى انسان در قرب به خداوند متعال است و قرب به خداوند بستگى كامل به حاكميت دين حق بر جامعه بشرى دارد و تمام مراحل پيشين و حتى اجراى عدالت و امنيت عمومى براى آن است‏كه‏مردم آزادانه به عبادت خالص الهى بپردازند و به بالاترين مراحل قرب الهى دست‏يابند، قرآن مجيد مى‏فرمايد: خداوند به كسانى كه ايمان آورده و عمل صالح انجام دهند وعده داده است كه آنان را جانشينان و وارثان زمين گرداند، دينى را كه براى آنان پسنديده ست‏برايشان مستقر سازد، به آنان امنيت ارزانى دارد تا تنها او را بپرستند و همتايى براى او در نظر نگيرند.


    امضاء
    خدایا آنگونه ام زنده بدار که نشکند دلی از زنده بودنم

    و آنگونه بمیران که بوجد نیاید کسی از نبودنم.

  2. Top | #12

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    دی 1390
    شماره عضویت
    2193
    نوشته
    60
    تشکر
    2
    مورد تشکر
    53 در 34
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    7- خروج از ظلمت‏ها به سوى نور

    «كتاب انزلناه اليك لتخرج الناس من الظلمات الى النور» (ابراهيم:2); اين قرآن كتابى است كه ما به سوى تو فرستاديم تا مردم را به امر خدا، از ظلمات (جهل و كفر) بيرون آورى و به عالم نور برسانى.
    «نور» و «ظلمت‏» در اين آيه مصاديق فراوانى دارد كه از يك سو، كفر و نفاق و زنگارهاى دل و هرگونه عاملى را كه موجب دورى و جدايى از خداست و از سوى ديگر، مراتب قرب به خداوند از آغاز تا پايان را دربر مى‏گيرد. بنابراين، مراتب گوناگون تقرب به خداوند مصاديق گوناگون خارج شدن از ظلمت‏ها به نور است كه يكى از اهداف قرآن به شمار مى‏آيد.
    8- هدايت‏به راه‏هاى امن و صراط مستقيم

    «قد جاءكم من الله نور و كتاب مبين يهدي به الله من اتبع رضوانه سبل السلام... ويهديهم الى صراط مستقيم‏» (مائده:15 و16); براى هدايت‏شما نورى عظيم و كتابى با حقانيت آشكار آمد. خدا با آن كتاب هركه را در پى رضا و خشنودى او ست‏به راه‏هاى سلامت و صراط مستقيم رهنمايى مى‏كند.
    قرآن كريم، كه نورى از سوى خداوند متعال است، كسانى را كه در پى كسب خشنودى خدا باشند به راه‏هايى كه از هر نظر سلامت است و كسى را كه در آن پاى نهد به سلامت‏به سر منزل مقصود - كه خداست - مى‏رساند، هدايت مى‏كند. اين راه‏ها مى‏تواند در طول يكديگر و نيز در عرض هم باشند. كسانى كه در اين راه‏ها قدم مى‏زنند در هر قدم، از ظلمتى رهايى يافته و به نورى نايل مى‏شوند و سرانجام، از سبل امن به شاهراه هدايت (صراط مستقيم) راه‏نمون مى‏شوند.
    9- ورود به رحمت ويژه الهى و هدايت‏به ذات او

    «يا ايها الناس قد جاءكم برهان من ربكم و انزلنا اليكم نورا مبينا فاما الذين آمنوا بالله و اعتصموا به فسيدخلهم في رحمة منه و فضل و يهديهم اليه صراطا مستقيما» (نساء:174 و 175); اى مردم، براى هدايت‏شما از جانب خدا برهانى محكم آمد و نورى تابان به سوى شما فرستاديم. پس آنان كه به خدا گرويدند و به او متوسل شدند به زودى، آنها را به جايگاه رحمت و فضل خود در خواهد آورد و به راه راست رهنمايى مى‏نمايد.
    مؤمنانى كه به اين ريسمان نورانى الهى چنگ زنند و پناه برند خداوند، خود، ايشان را در رحمت و فضل ويژه‏اش وارد مى‏سازد و از صراط مستقيم ويژه‏اى، ايشان را به ذات اقدس خود راهنمايى مى‏كند. آنان در اين جهان از هم‏نشينان خدا و در سراى آخرت نيز در پايگاهى رفيع و راستين در آستان مقدس الهى خواهند بود. در آيه ديگرى مى‏فرمايد:
    «ان المتقين في جنات ونهر في مقعد صدق عند مليك مقتدر» (قمر:54 و 55); اهل تقوا در باغ‏ها و كنار نهرهاى بهشت منزل گزيده‏اند، در منزلگاه صدق و حقيقت، نزد خداوند عزت و سلطنت جاودانى متنعم‏اند.
    قرآن مجيد در كنار اهدافى كه براى خود برمى‏شمرد، موانعى را نيز براى بهره‏مندى از قرآن و رسيدن به اهداف آن مطرح كرده است. در اين بخش، ابتدا شروط و سپس موانع بهره‏مندى از آن مطرح مى‏گردد.

    امضاء
    خدایا آنگونه ام زنده بدار که نشکند دلی از زنده بودنم

    و آنگونه بمیران که بوجد نیاید کسی از نبودنم.

  3. Top | #13

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    دی 1390
    شماره عضویت
    2193
    نوشته
    60
    تشکر
    2
    مورد تشکر
    53 در 34
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    الف - شروط بهره‏مندى از قرآن

    قرآن مجيد در كنار اهدافى كه براى خود برمى‏شمرد، شروط و موانعى را نيز براى بهره‏مندى و رسيدن به آن اهداف مطرح كرده است. در اين بخش، ابتدا شروط و سپس موانع بهره‏مندى از قرآن را مطرح مى‏كنيم:
    1- در پى علم و يقين‏بودن

    يكى از شروط مهم براى بهره‏مند از قرآن آن است كه انسان در پى دست‏يابى به علم و يقين باشد، بخواهد به حقايق پى برد و بر گمان و حدس و امثال آن تكيه نكند. قرآن مجيد در پاسخ به مشركان و در مقام نفى شرك، همواره مى‏گويد كه آنان دنبال گمان، تقليد و شك‏اند و نسبت‏به مدعاى خويش يقين ندارند; اگر راست مى‏گويند دليل قاطعى بر مدعاى خود بياورند. به هر حال، اگر كسانى به دنبال هواهاى نفسانى خود باشند و يا بر اساس گمان و شك بخواهند زندگى خود را بنا نهند، از قرآن بهره‏اى نخواهند برد. در آيه 11 سوره توبه مى‏فرمايد: «قد فصلنا الايات لقوم يعلمون.» در آيه 11 بقره نيز مى‏فرمايد: «قد بينا الايات لقوم يوقنون.» مشابه اين، آياتى است كه چنين بيانى دارند:«لقوم يفقهون‏» (انعام:98)، «لقوم يتفكرون‏» (يونس:24)، «لاولى الالباب‏» (آل‏عمران:190).
    2- در اختيارداشتن قلب خود

    در آياتى از قرآن مجيد مى‏فرمايد: «ان في ذلك لذكرى لمن كان له قلب‏» (ق:37); در اين، پند و تذكرى است‏براى آن‏كه داراى قلب هوشيارى باشد.
    انسان در اثر گناه و ياغفلت گاهى قلب و دل خود را در اختيار شيطان،هواى‏نفس، غرايزحيوانى‏وانسان‏هاى‏ نحرف‏قرارمى‏دهد و آنان دلش را مى‏ربايند. كسى كه دل ندارد - يعنى، دل را به ديگرى سپرده‏است واو هرگونه كه مى‏خواهد بر آن حكم مى‏راند - نمى‏تواند از قرآن بهره‏مند شود. كسى از قرآن بهره‏مند مى‏شود كه بر دل خود مسلط باشد. در روايات آمده است كه اگر شياطين پيرامون‏دل‏پرسه‏نمى‏زدن دوآن‏رااحاطه‏نمى‏كردندا سان‏مى‏توانست‏به ملكوت جهان نظر كند و حقايق هستى را دريابد. بايد دل در اختيار انسان باشد تا آن را در اختيار قرآن و حقايق آن قرار دهد; در نتيجه، متاثر شود و به سوى كمال خويش حركت كند.


    امضاء
    خدایا آنگونه ام زنده بدار که نشکند دلی از زنده بودنم

    و آنگونه بمیران که بوجد نیاید کسی از نبودنم.

  4. Top | #14

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    دی 1390
    شماره عضویت
    2193
    نوشته
    60
    تشکر
    2
    مورد تشکر
    53 در 34
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    3- حيات و زنده(دل) بودن

    در آيه 70 سوره يس مى‏فرمايد: «لينذر من كان حيا»; قرآن نازل شده است تا كسانى را كه زنده‏اند بيم دهد. برخى انسان‏ها مرده‏اند و مرده را هرقدر صدا بزنى، موعظه كنى يا حقايق را برايش بازگو كنى اثرى نخواهد داشت. انسان‏هايى كه در اثر گناه بر قلب‏هاشان مهر خورده و راه نفوذ معارف حق را بر خود بسته‏اند وقتى حقايق و آيات الهى را مى‏شنوند، ذره‏اى تاثير در آنان نمى‏نهد; گويا چنين حقايقى را نشنيده‏اند. منافقان مظهر كامل اين حالت مردگى و مؤمنان حقيقى مظهر كامل زنده‏دل بودن‏اند. قرآن مجيد مى‏فرمايد: «ا و من كان ميتا فاحييناه و جعلنا له نورا يمشي به فى الناس كمن مثله فى الظلمات ليس بخارج منها» (انعام: 122); آيا كسى كه مرده بود و او را زنده كرديم و برايش نورى قرار داديم كه با آن در بين مردم حركت مى‏كند مانند كسى است كه در تاريكى‏ها به سر مى‏برد و از آن خارج نيست؟
    انسان‏هاى زنده، كه باتقوا هستند، با نور خدا حركت مى‏كنند و در برخورد با شياطين، هوشيارانه عمل مى‏نمايند:
    «ان الذين اتقوا اذا مسهم طائف من الشيطان تذكروا فاذا هم مبصرون‏» (اعراف:201); اهل تقوا را چون وسوسه و خيالى از شيطان به دل رسد، همان دم خدا را به ياد آورند و همان لحظه بصيرت و بينايى پيدا كنند.
    4- در پى خشنودى خدابودن

    انسان‏ها در هر عملى كه انجام مى‏دهند، علاوه بر علم و آگاهى، انگيزه‏اى نيز دارند و بايد داشته باشند، ولى انگيزه‏ها در افراد و موقعيت‏هاى گوناگون متفاوت است; گاهى كارها برخاسته از انگيزه‏هاى حيوانى و نفسانى مانند سيركردن شكم و تامين لذايذ مادى است و گاهى انسان فراتر از سطح حيوانات قرار مى‏گيرد. در اين صورت، انگيزه‏هاى مادى نمى‏تواند محرك اصلى او باشد و آنچه در پى آن است موضوعى فراتر از تامين لذايذ مادى خواهد بود. در اين ميان، آنان كه عشق به حقايق دارند با كشف مطالب علمى دل‏خوش مى‏شوند و حداكثر با درك مفاهيمى كه از معنويات حكايت دارد، سرمست مى‏شوند; ولى اگر انسان با خدا آشنا شود، خدا را خوب بشناسد و به او معتقد گردد بالاترين لذت براى او خشنودى خداست; نه در انجام اعمالش انگيزه دنيوى دارد و نه اميدى به نعمت‏هاى بهشتى و نه خوفى از عقوبت‏هاى اخروى در خود مى‏يابد. چنين افرادى حتى اگر خدا نعمت‏هاى بهشتى را هم در اختيارشان قرار ندهد يا عقوبتشان كند از او ست‏برنمى‏دارند; زيرا خشنودى خدا برايشان از همه چيز بالاتر است.
    خداوند درباره اينان مى‏فرمايد:
    «يهدي به الله من اتبع رضوانه سبل السلام ... و يهديهم الى صراط مستقيم‏» (مائده:16);
    خداوند كسانى را كه در پى خشنودى او باشند... به وسيله قرآن به راه‏هاى امن هدايت مى‏كند و آنان را به صراط مستقيم رحمت و قرب خويش رهنمون مى‏گردد.


    امضاء
    خدایا آنگونه ام زنده بدار که نشکند دلی از زنده بودنم

    و آنگونه بمیران که بوجد نیاید کسی از نبودنم.

  5. Top | #15

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    دی 1390
    شماره عضویت
    2193
    نوشته
    60
    تشکر
    2
    مورد تشکر
    53 در 34
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    5-تقوا

    6- خشيت و خوف

    يكى ديگر از شروط بهره‏مندى از قرآن، كه مرتبط با انذار و بيم‏دادن قرآن مى‏باشد، خوف و خشيت است. در سوره يس، پس از آنكه هدف قرآن را انذار و بيم‏دادن مردم مى‏داند و متذكر مى‏شود كه منافقان از انذار قرآن بهره‏اى ندارند، مى‏فرمايد: «انما تنذر من اتبع الذكر و خشى الرحمن بالغيب فبشره بمغفرة و اجر كريم‏» (يس:11); فقط كسى از بيم‏دادن تو بهره مى‏برد كه پيرو قرآن باشد و از خداوند رحمان خشيت داشته باشد، پس او را به آمرزش و پاداش ارجمند الهى بشارت ده. در سوره طه نيز مى‏فرمايد: «طه ما انزلنا عليك القرآن لتشقى الا تذكرة لمن يخشى‏» (طه:1-3); اى پيامبر، ما قرآن را بر تو نازل نكرديم تا خود را بسيار به رنج و زحمت اندازى، جز آنكه اين كتاب يادآور و پند براى كسانى است كه داراى خشيت‏اند. در سوره ق نيز مى‏فرمايد: «فذكر بالقرآن من يخاف وعيد» (ق:45); با قرآن كسى را پند بده كه از وعده‏هاى عذاب و كيفر الهى ترسان است.
    در قرآن «خشيت‏» نسبت‏به خداوند مطرح شده، ولى «خوف‏» بيش‏تر در خصوص عذاب جهنم و گاهى در مورد خداوند يا مقام خداوندگار به كار رفته است. به همين دليل، گفته‏اند: «خشيت‏» احساس ترسى است كه از درك عظمت‏خدا براى فرد حاصل مى‏شود و قرآن مى‏فرمايد: «هركس عظمت‏خدا را درك كند و در اثر درك عظمت الهى بيمناك شود انذار قرآن برايش سودمند است و درك عظمت‏خدا موجب مى‏گردد كه همه موجودات جهان در پيش چشم انسان كوچك شود.» ترس از عذاب‏هاى اخروى نيز زمينه بهره‏گيرى از انذار قرآن را فراهم مى‏آورد. كسى كه ترسى از عذاب ندارد به آن دليل است كه ايمان و اعتقادش به معاد ضعيف است و چنين كسى انذار برايش سودى ندارد، ولى آنان كه ايمانشان به معاد مستحكم است ترس از معاد در پرتو انذار انبياى الهى: و قرآن زمينه كناره‏گيرى از گناه و پاك و پالوده ساختن آنان را فراهم مى‏سازد واز مخلصان مى‏شوند. قرآن مجيد در وصف انسان‏هاى برجسته و باايمان، بويژه انبياى الهى:، مى‏فرمايد:
    «انا اخلصناهم بخالصة ذكرى الدار» (ص/46); آنان را با ياد معاد از آلودگى‏ها آميزه شرك، پاك، ناب و خالص كرديم.
    < نيكوكارى و ايمان>در نجات و سعادت انسان، طبق بينش قرآنى، ايمان بدون عمل و عمل بدون ايمان نقشى ندارد، بلكه اين دو با هم سعادت بشر را تامين مى‏كنند. از اين رو، قرآن دو شرط ديگر براى بهره‏مندى از قرآن را «ايمان‏» و «احسان‏» دانسته است. در سوره لقمان، آيه 2 و3 مى‏فرمايد:
    «تلك آيات الكتاب الحكيم هدى وبشرى للمحسنين‏»; اين است آيات كتاب حكمت آموز كه هدايت و بشارت براى نيكوكاران است. در آيه 120 سوره هود نيز مى‏فرمايد: «و جاءك في هذه الحق و موعظة و ذكرى للمؤمنين‏»; براى تو در اين كتاب، حقيقت، موعظه، يادآورى و پندى براى مؤمنان آمده است.

    امضاء
    خدایا آنگونه ام زنده بدار که نشکند دلی از زنده بودنم

    و آنگونه بمیران که بوجد نیاید کسی از نبودنم.

  6. Top | #16

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    دی 1390
    شماره عضویت
    2193
    نوشته
    60
    تشکر
    2
    مورد تشکر
    53 در 34
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    7- طلب راه درست

    در برخى از آيات قرآن مى‏فرمايد: اين قرآن براى كسانى پند و اندرز و يادآورى است كه بخواهند راه درست را در پيش گيرند. قرآن هيچ‏كس را به صورت جبرى و اتفاقى هدايت نمى‏كند; تا كسى خودش نخواهد كه مسير صحيح را بپيمايد قرآن نيز دست او را نمى‏گيرد. اصولا در درمان بيمارى‏هاى روحى اولين قدم تمايل فرد بيمار است; اوبايد خود به بيماربودن خود باور داشته و در پى علاج خويش برآيد; دست‏كم، آمادگى داشته باشد كه به راهنمايى‏ها و درمان‏هايى‏كه قرآن در اختيار او قرار مى‏دهد جامه عمل بپوشاند. اما اگر كسى هدفش جز اين باشد خواندن قرآن و فهم محتواى آن برايش سودى ندارد و چه بسا زيان‏آور هم باشد.
    قرآن مجيد درباره قوم هود مى‏فرمايد:
    «اما ثمود فهديناهم فاستحبوا العمى على الهدى‏» (فصلت:17); ما قوم ثمود را هدايت كرديم، ولى آنان كورى را بر هدايت‏برگزيدند. قرآن مجيد در آيه‏27 سوره تكوير، پس از زدودن شبهاتى كه در مورد رسالت پيامبر(ص) و حقانيت قرآن مطرح شده است، مى‏فرمايد: «ان هو الا ذكر للعالمين لمن شاء منكم ان يستقيم‏»; قرآن جز يادآورى و پندى براى عالميان نيست، (البته) براى كسى‏از شما كه بخواهد راه راست را در پيش گيرد.
    8- ايمان به خدا و تمسك به قرآن

    شرط ديگرى كه در بهره‏مندى از قرآن مطرح است ايمان به خدا و تمسك بدان است. در آيه 175 سوره نساء مى‏فرمايد: «و انزلنا اليكم نورا مبينا فاما الذين آمنوا بالله و اعتصموا به فسيدخلهم في رحمة منه و فضل و يهديهم اليه صراطا مستقيما»; به سوى شما نورى روشنگر فرو فرستاديم، اما آنان كه به خدا ايمان آوردند و به قرآن چنگ زدند پس خداوند آنان را در رحمت و فضل خود وارد مى‏كند و آنان را از راهى مستقيم به سوى خود هدايت مى‏نمايد.
    ايمان به خدا اساس تمام ارزش‏هاست و هر عملى كه بدون ايمان انجام گيرد هيچ نقشى در سعادت انسان ايفا نمى‏كند. چنگ‏زدن به تعاليم قرآنى نيز تنها راه وصول به هدف نهايى قرآن است. آگاهى‏دادن به وسيله انذار و تبشير و انتخاب راه درست و رعايت تقوا براى آن است كه انسان در پرتو تعاليم قرآن به خداوند رهنمون شود. استفاده از تعاليم قرآن زمينه چنين رشد عظيمى را، آن هم به دست‏خدا، فراهم مى‏سازد. در آيه‏اى ديگر مى‏فرمايد:
    «انما تنذر من اتبع الذكر» (يس:11) ; اى پيامبر(ص)، تو فقط كسى را بيم مى‏دهى و بيم دادنت در او مؤثر واقع مى‏شود كه پيرو قرآن باشد و از دستورات آن پيروى كند.
    9- سجده و تسبيح

    يكى ديگر از شروط بهره‏مندشدن و رسيدن به اهداف قرآن نهايت تذلل و عبوديت در برابر خداست. سجده مظهر تام عبوديت‏بنده در برابر خداست و در روايات آمده كه اگر انسان بداند در هنگام سجده خداوند چه قدر به او عنايت دارد حاضر نمى‏شود سر از سجده بردارد. سجده بر خدا معلول درك عظمت‏خدا و رابطه انسان با اوست. اگر خداوند كمال مطلق است و علم، قدرت، رحمت، حيات و ديگر اوصاف او بى‏نهايت است و انسان در پى كسب كمال مى‏باشد، وقتى بالاترين و كامل‏ترين موجود را مى‏يابد، نهايت كرنش و تذلل را در برابر او اظهار مى‏نمايد، بويژه اگر آن موجود خداوندگار او باشد و هستى خود را حقيقتا از او دريافت كند.
    در سوره سجده آيه 15 مى‏فرمايد: كسانى به آيات الهى ايمان مى‏آورند كه وقتى آنان را به آيات خداوندگارشان توجه مى‏دهند به سجده مى‏افتند و او را تسبيح مى‏كنند. در آيه‏107 سوره اسراء مى‏فرمايد:
    «ان الذين اوتوا العلم من قبله اذا يتلى عليهم يخرون للاذقان يبكون و يزيدهم خشوعا»; كسانى‏كه پيش از اين دانش و معرفت در اختيارشان قرار داده شده است وقتى آيات قرآن بر آنان تلاوت مى‏شود به سجده مى‏افتند و اشك مى‏ريزند. همين اظهار بندگى بر خشوع آنان مى‏افزايد.
    تسبيح و تنزيه خداوند نيز يكى ديگر از شروط بهره‏مندى از قرآن است. كسى كه خداوند را منزه از هرگونه نقص و آلودگى بداند سخن او را نيز، كه قرآن است، كامل‏ترين و بى‏نقص مى‏داند و آنگاه است كه در پذيرش و تسليم در برابر آن دچار ترديد نمى‏شود. پذيرفتن و باورداشتن قرآن به عنوان سخن بى‏عيب و نقص پروردگار زمينه را براى فهم، عمل و بهره‏گيرى از آن و در نهايت، رسيدن به بالاترين اهداف قرآن فراهم مى‏سازد.


    امضاء
    خدایا آنگونه ام زنده بدار که نشکند دلی از زنده بودنم

    و آنگونه بمیران که بوجد نیاید کسی از نبودنم.

  7. Top | #17

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    دی 1390
    شماره عضویت
    2193
    نوشته
    60
    تشکر
    2
    مورد تشکر
    53 در 34
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض





    10- شب‏زنده‏دارى

    در آيه شريفه 15 سوره سجده يكى ديگر از شرايط بهره‏مندى از قرآن را شب‏زنده‏دارى مى‏داند. شب‏زنده‏دارى از ديدگاه قرآن عامل بسيارى از موفقيت‏هاست. در آيه سوره‏79 سوره اسراء به پيامبر گرامى اسلام(ص) مى‏فرمايد: «و من الليل فتهجد به نافلة لك عسى ان يبعثك ربك مقاما محمودا»; و پاسى از شب را بيدار و متهجدباش‏و نماز شب را، كه خاص توست، به جاى آور كه خدا تو را به مقام محمود مبعوث گرداند. در آيات اول سوره مزمل نيزمى‏فرمايد:«قم الليل... انا سنلقي عليك قولا ثقيلا»; اى پيامبر(ص)، شب را به‏پاخيز... ما گفتارى گران‏سنگ بر تو مى‏افكنيم.
    شب‏زنده‏دارى هم صفاى روحى براى پذيرش حقايق فراهم مى‏سازد و هم انسان را براى صعود به قله‏هاى رفيع معنويت كمك مى‏كند. به همين دليل، قرآن مجيد مى‏فرمايد: وقتى چنين افرادى با قرآن برخورد مى‏كنند، به دليل صفاى باطنيشان، آماده اثرپذيرى از قرآن مى‏باشند.
    11- انفاق

    تامين نيازمندى‏هاى مردم، آن هم تنها با انگيزه الهى و بدون چشم‏داشت و يا ريا و به عنوان انجام وظيفه و بر اساس احساس مسؤوليت در برابر خداوند، يكى ديگر از شروطى است كه در آيه‏16 سوره سجده براى بهره‏مندى از قرآن ذكر شده است. انفاق در بينش قرآنى با تامين نيازهاى نيازمندان در نظام‏هاى غير الهى بسيار متفاوت است. انسان مؤمن انفاق را به اين دليل انجام مى‏دهد كه خداوند او را موظف به انجام آن كرده و نگران انجام وظيفه است. در اين صورت، حالات گوناگون فردى و اجتماعى در انگيزه او خللى وارد نمى‏كند. او خود را مالك ثروت و امكاناتى كه در اختيار ديگران قرار مى‏دهد، نمى‏داند، بلكه معتقد است كه اين ثروت و امكانات حق نيازمندان است كه بايد در اختيار آنان قرار دهد. از سوى ديگر، آن را عطيه الهى مى‏داند كه خدا در اختيار او قرار داده تا به صاحبانش برساند.
    به همين دليل، قرآن مجيد مى‏فرمايد:
    «و مما رزقناهم ينفقون‏» (بقره:3); از آنچه به آنان روزى داده‏ايم، انفاق مى‏كنند. بر اساس چنين بينشى، انسان انفاق‏كننده هيچ چشم‏داشتى ندارد و مى‏داند در صورتى وظيفه‏اش را انجام داده است كه رياكارانه انفاق نكند و نياز نيازمندان را به‏گونه‏اى برآورده مى‏كند كه حيثيت و منزلت اجتماعى آنان حفظ شود و تلاش براى تامين نيازمندان، با شرط مذكور، بى‏شك، انسان انفاق‏كننده را مشمول عنايات خداوند و بهره‏مندى از قرآن مى‏كند. در آيه مزبور، انفاق يكى از شروط بهره‏مندى از هدايت قرآن و اوصاف متقين دانسته شده است.



    امضاء
    خدایا آنگونه ام زنده بدار که نشکند دلی از زنده بودنم

    و آنگونه بمیران که بوجد نیاید کسی از نبودنم.

  8. Top | #18

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    دی 1390
    شماره عضویت
    2193
    نوشته
    60
    تشکر
    2
    مورد تشکر
    53 در 34
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    ب موانع بهره‏مندى از قرآن


    1- ظلم

    يكى از موانع بهره‏مندى از قرآن «ظلم‏» است. در بينش قرآن، «ظلم‏» تنها ستمگرى نسبت‏به ديگران نيست، بلكه ركت‏بر خلاف جهت كمال خويش نيز نوعى ستمگرى است و آنكه به ديگرى ستم مى‏كند در واقع، دو نوع ظلم مرتكب شده، هم به ديگران ستم كرده است و هم به خود. و به اين وسيله، خود را از رسيدن به كمال واقعى خويش محروم كرده است. به همين دليل، در قرآن مجيد شرك و بت‏پرستى نوعى ظلم و ظلمى بزرگ قلم‏داد شده است: «ان الشرك لظلم عظيم‏» (لقمان:13); زيرا شرك بالاترين و بزرگ‏ترين عامل دورى از خدا و فاصله‏گرفتن از كمال حقيقى است. اگر «ظلم‏» ندادن و ناديده‏گرفتن حق ديگران است در بيان قرآن مجيد، فقط انسان‏ها مشمول آن نيستند، بلكه اين موضوع شامل هر موجود ديگرى نيز مى‏شود و به همين دليل، قرآن از كسانى نام مى‏برد كه به آيات الهى ظلم كرده‏اند: «بما كانوا بآياتنا يظلمون‏» (اعراف:9); ظلم به آيات الهى به معناى ناديده گرفتن وانكار آنهاست كه خداوند فرمود: «هيچ‏كس جز ستمگران آيات ما را انكارنمى‏كنند: «و مايجحد بآياتنا الاالظالمون.» (عنكبوت:49)
    به هر حال، ستمگرى در مرحله اول سبب مى‏شود كه فرد، قرآن و حقانيت آن را منكر شود، هرچند يقين داشته باشد كه قرآن حق است:
    «و جحدوا بها و استيقنتها انفسهم ظلما و علوا.» (نمل:14) در مرحله بعد، به جاى آنكه از قرآن بهره برد و بيمارى‏هاى روحى‏اش شفا يابد و مشمول رحمت‏خدا شود، قرآن جز بر زيان و خسرانش نمى‏افزايد: «و لايزيد الظالمين الا خسارا» (اسراء:82); قرآن ستمگران را جز زيان نمى‏افزايد.
    2- دروغ‏گويى و گناه‏كارى

    يكى ديگر از موانع بهره‏مندى از قرآن دروغ‏گويى و گناه‏كارى است. گاهى انسان در اثر عواملى مرتكب گناهى مى‏شود و يا دروغى مى‏گويد، ولى زود پشيمان مى‏شود و توبه مى‏كند و مشمول رحمت‏خدا واقع مى‏شود. اما گاهى در اثر تكرار گناه و يا دروغ‏گفتن، دروغ‏گويى و گناه‏كارى در او تبديل به يك صفت مى‏شود. تكرار گناه و تكرار دروغ سبب مى‏شود كه انسان گناه‏كار و دروغ‏گو آيات الهى را بشنود، ولى از آن بهره‏مند نگردد و بلكه بر گناه خويش اصرار ورزد و از آيات قرآن روى بگرداند، به‏گونه‏اى كه گويا نشنيده است.
    تكرار گناه «استكبار» را به همراه مى‏آورد و استكبار، تسليم حق نشدن و تسليم حق نشدن، مهر و قفل بر دل مى‏زند و كسى كه بر دل او مهر زده شود بهترين موعظه‏ها و حكمت‏ها هم در آن اثرنخواهدكرد. چنين‏انسانى‏حتى اگر در قرآن تدبر كند و بينديشد از قرآن سودى نمى‏برد:
    «ا فلا يتدبرون القرآن ام على قلوب اقفالها.» (محمد:24) استكبار قفل دل است، ولى چنين انسانى علاوه بر آنكه‏بردلش‏قفل‏ومهرزده‏ شده‏است، در گوشش نيز وقر (سنگينى) وجود دارد و شنيدن و نشنيدن آيات برايش يكسان است.

    امضاء
    خدایا آنگونه ام زنده بدار که نشکند دلی از زنده بودنم

    و آنگونه بمیران که بوجد نیاید کسی از نبودنم.

  9. Top | #19

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    دی 1390
    شماره عضویت
    2193
    نوشته
    60
    تشکر
    2
    مورد تشکر
    53 در 34
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    3- استكبار

    استكبار از جمله موانع بهره‏مندى از قرآن است. در آيه شريفه 15 سوره سجده مى‏فرمايد: «كسانى كه استكبار ندارند به قرآن ايمان مى‏آورند.» استكبار و خود را برتر از حق و حقيقت دانستن سبب مى‏شود كه انسان با آنكه حق را شناخته است، تسليم آن نشود و راه سعادت را به روى خود ببندد. قرآن مجيد در آيات فراوانى از مقاومت مستكبران در برابر دعوت انبياى الهى: سخن گفته است و متذكر مى‏شود: «مستكبران با آنكه حقانيت پيامبران را دريافته بودند، تسليم دعوت ايشان نشدند، بلكه با آنان به مبارزه پرداختند.» شيطان نخستين مستكبرى است كه قرآن از او نام مى‏برد. استكبار شيطان سبب شد با آنكه مى‏دانست دستور خدا حق است و حضرت آدم(ع) لياقت‏خلافت‏خدا را دارد، حاضر به سجده‏كردن بر او نشود.
    استكبار در برابر قرآن سبب مى‏شود كه انسان نه تنها تسليم قرآن نشود، بلكه براى توجيه برخورد خويش، به قرآن نسبت ناروا بدهد. وليد، يكى از شاعران عصر نزول قرآن، ابتدا حقانيت قرآن را دريافت و به آن اعتراف كرد، ولى در اثر وسوسه، تحريك و تشويق سران كفر، در مقام استكبار برآمد و گفت: «قرآن چيزى جز سحر برگزيده نيست‏».(مدثر: 24) قرآن مجيد يكى از علل برخورد خصمانه يهود با مسلمانان و برخورد مسالمت‏آميز مسيحيان با مسلمان را مستكبرنبودن پيروان واقعى حضرت مسيح(ع) مى‏داند و مى‏فرمايد:
    «ذلك بان منهم قسيسين و رهبانا و انهم لايستكبرون‏» (مائده:82) ; اين برخورد دوستانه مسيحيان با مسلمانان بدان دليل است كه برخى از مسيحيان، كشيش و راهبان‏اند و ايشان استكبار ندارند.
    كسى‏كه‏با استكبار با قرآن برخوردكند به‏آياتى كه بر او تلاوت مى‏شود،هيچ توجهى نمى‏كند، گويا از قرآن هيچ نشنيده است:
    «و اذاتتلى‏عليه‏آياتناولى‏ ستكبرا كان لم يسمعها كان في اذنيه وقرا.» (لقمان:7)

    امضاء
    خدایا آنگونه ام زنده بدار که نشکند دلی از زنده بودنم

    و آنگونه بمیران که بوجد نیاید کسی از نبودنم.

  10. Top | #20

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    دی 1390
    شماره عضویت
    2193
    نوشته
    60
    تشکر
    2
    مورد تشکر
    53 در 34
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    4-ناديده‏گرفتن اعمال ناشايست گذشته

    كسى كه مى‏خواهد از قرآن بهره‏مند شود بايد آلودگى‏هاى روحى خود را بزدايد و براى اين كار ضرورت دارد كه نوعى بازنگرى نسبت‏به اعمال گذشته خويش داشته باشد. آنان كه اعمال گذشته خود را ناديده مى‏انگارند و يا اعمال اشايست‏خود را اندك مى‏شمارند از قرآن بهره‏اى نمى‏برند. در روايات آمده است كه اگر كسى اعمال ناشايست‏خويش را اندك شمارد و با خود بگويد كه اگر فقط با اين گناه مؤاخذه شوم مساله‏اى نيست، خداوند آن گناه را بر او نمى‏بخشد.
    فراموشى اعمال ناشايست گذشته سبب مى‏شود كه وقتى آيات الهى به كسى تذكر داده مى‏شود، از آن روى برگرداند و به آن توجهى نكند. روشن است كه چنين انسانى از قرآن بهره‏اى نخواهد داشت. قرآن مجيد در اين زمينه مى‏فرمايد:
    «و من اظلم ممن ذكر بآيات ربه فاعرض عنها و نسى ما قدمت‏يداه انا جعلنا على قلوبهم اكنة ان يفقهوه و في آذانهم وقرا.» (كهف: 57)
    5- باورنداشتن آخرت

    يكى از شرايط بهره‏مندى از قرآن ايمان به آخرت است. هر قدر ايمان انسان به آخرت قوى‏تر باشد، بهره‏مندى‏اش از قرآن بيش‏تر خواهد بود و هر قدر اين ايمان ضعيف گردد اثرپذيرى او از قرآن كم‏تر مى‏شود. در آيه چهارم سوره بقره، شرط هدايت‏پذيرى از قرآن يقين به آخرت معرفى شده است. آيه 45 سوره ق مى‏فرمايد: كسى از قرآن متذكر مى‏شود كه از وعده‏هاى ناگوار آخرت بيمناك باشد. «فذكر بالقرآن من يخاف وعيد» در آيه 45 و46 سوره اسراء مى‏فرمايد: «و اذا قرات القرآن جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالاخرة حجابا مستورا و جعلنا قلوبهم اكنة ان يفقهوه و في آذانهم وقرا»; آنگاه كه قرآن را تلاوت مى‏كنى، بين تو و كسانى كه به آخرت ايمان ندارند پوششى قرار مى‏دهيم و بر دل‏هايشان پرده‏ها و در گوش‏هاشان سنگينى مى‏نهيم تا قرآن را نفهمند.
    قبلا نيز يادآور شديم كه، خداوند در وصف انسان‏هاى صالح و برجسته مى‏فرمايد:
    «انا اخلصناهم بخالصة ذكرى الدار» (ص:46);
    ما آنان را با عنصرى خالص‏كننده خالص و ناب كرديم و آن عنصر، ياد معاد است.

    امضاء
    خدایا آنگونه ام زنده بدار که نشکند دلی از زنده بودنم

    و آنگونه بمیران که بوجد نیاید کسی از نبودنم.

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. .•°*”˜˜”*°•. تولید پهپاد انتحاری در ایران .•°*”˜˜”*°•.
    توسط نرگس منتظر در انجمن مطالب متفرقه
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 01-06-1392, 00:28
  2. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 29-05-1392, 15:11
  3. •°*”˜˜”*°• هشدارهای قرآن به گران فروشان •°*”˜˜”*°•
    توسط *آیه های انتظار* در انجمن مقالات قرآني
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 10-02-1391, 08:55
  4. ✫¸.•°*”˜˜”*°•.✫متشابهات در قرآن✫¸.•°*”˜˜”*°•.✫
    توسط نرگس منتظر در انجمن مقالات قرآني
    پاسخ: 15
    آخرين نوشته: 28-10-1390, 22:24
  5. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 14-10-1390, 15:36

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی