ديوان اشعار فرخ الدين عراقي سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
ديوان اشعار فرخ الدين عراقي
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7
  1. #1
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,612 در 50,176 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض ديوان اشعار فرخ الدين عراقي








    ديوان اشعار فرخ الدين عراقي


    هر سحر ناله و زاری کنم پیش صبا
    تا ز من پیغامی آرد بر سر کوی شما

    باد می‌پیمایم و بر باد عمری می‌دهم
    ورنه بر خاک در تو ره کجا یابد صبا؟

    چون ندارم همدمی، با باد می‌گویم سخن
    چون نیابم مرهمی، از باد می‌جویم شفا

    آتش دل چون نمی‌گردد به آب دیده کم
    می‌دمم بادی بر آتش، تا بتر سوزد مرا

    تا مگر خاکستری گردم به بادی بر شوم
    وارهم زین تنگنای محنت آباد بلا
    مردن و خاکی شدن بهتر که با تو زیستن
    سوختن خوشتر بسی کز روی تو گردم جدا

    خود ندارد بی‌رخ تو زندگانی قیمتی
    زندگانی بی‌رخ تو مرگ باشد با عنا




    ديوان اشعار فرخ الدين عراقي
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2.  

  3. #2
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,612 در 50,176 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ديوان اشعار فرخ الدين عراقي








    ای مرا یک بارگی از خویشتن کرده جدا
    گر بدآن شادی که دور از تو بمیرم مرحبا
    دل ز غم رنجور و تو فارغ ازو وز حال ما
    بازپرس آخر که: چون شد حال آن بیمار ما؟
    شب خیالت گفت با جانم که: چون شد حال دل؟
    نعره زد جانم که: ای مسکین، بقا بادا تو را
    دوستان را زار کشتی ز آرزوی روی خود
    در طریق دوستی آخر کجا باشد روا؟
    بود دل را با تو آخر آشنایی پیش ازین
    این کند هرگز؟ که کرد این آشنا با آشنا؟
    هم چنان در خاک و خون غلتانش باید جان سپرد
    خسته‌ای کامید دارد از نکورویان وفا
    روز و شب خونابه‌اش باید فشاندن بر درت
    دیده‌ای کز خاک درگاه تو جوید توتیا
    دل برفت از دست وز تیمار تو خون شد جگر
    نیم جانی ماند و آن هم ناتوانی، گو بر آ
    از عراقی دوش پرسیدم که: چون است حال تو؟
    گفت: چون باشد کسی کز دوستان باشد جدا؟




    ديوان اشعار فرخ الدين عراقي
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. #3
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,612 در 50,176 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ديوان اشعار فرخ الدين عراقي








    این حادثه بین که زاد ما را
    وین واقعه کاوفتاد ما را
    آن یار، که در میان جان است
    بر گوشه‌ی دل نهاد ما را
    در خانه‌ی ما نمی‌نهد پای
    از دست مگر بداد ما را؟
    روزی به سلام یا پیامی
    آن یار نکرد یاد ما را
    دانست که در غمیم بی او
    از لطف نکرد شاد ما را
    بر ما در لطف خود فرو بست
    وز هجر دری گشاد ما را
    خود مادر روزگار گویی
    کز بهر فراق زاد ما را
    ای کاش نزادی، ای عراقی
    کز توست همه فساد ما را





    ديوان اشعار فرخ الدين عراقي
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  5. #4
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,612 در 50,176 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ديوان اشعار فرخ الدين عراقي







    ندیدم در جهان کامی دریغا
    بماندم بی‌سرانجامی دریغا
    گوارنده نشد از خوان گیتی
    مرا جز غصه‌آشامی دریغا
    نشد از بزم وصل خوبرویان
    نصیب بخت من جامی دریغا
    مرا دور از رخ دلدار دردی است
    که آن را نیست آرامی دریغا
    فرو شد روز عمر و بر نیامد
    از آن شیرین لبش کامی دریغا
    درین امید عمرم رفت کاخر:
    کند یادم به پیغامی دریغا
    چو وادیدم عراقی نزد آن دوست
    نمی‌ارزد به دشنامی دریغا




    ديوان اشعار فرخ الدين عراقي
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. تشكر

    عهد آسمانى (06-08-1389)

  7. #5
    مدير بخش
    ╬✿╬ سوگند ╬✿╬ آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 975      تشکر : 1,494
    1,539 در 645 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ╬✿╬ سوگند ╬✿╬ هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض








    هر سحر صد ناله و زاری کنم پیش صبا
    تا ز من پیغامی آرد بر سر کوی شما
    باد می‌پیمایم و بر باد عمری می‌دهم
    ورنه بر خاک در تو ره کجا یابد صبا؟
    چون ندارم همدمی، با باد می‌گویم سخن
    چون نیابم مرهمی، از باد می‌جویم شفا
    آتش دل چون نمی‌گردد به آب دیده کم
    می‌دمم بادی بر آتش، تا بتر سوزد مرا
    تا مگر خاکستری گردم به بادی بر شوم
    وارهم زین تنگنای محنت آباد بلا
    مردن و خاکی شدن بهتر که بی تو زیستن
    سوختن خوشتر بسی کز روی تو گردم جدا
    خود ندارد بی‌رخ تو زندگانی قیمتی
    زندگانی بی‌رخ تو مرگ باشد با عنا




    ديوان اشعار فرخ الدين عراقي


  8. #6
    مدير بخش
    ╬✿╬ سوگند ╬✿╬ آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 975      تشکر : 1,494
    1,539 در 645 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ╬✿╬ سوگند ╬✿╬ هم اکنون آنلاین است.

    gol










    این حادثه بین که زاد ما را
    وین واقعه کاوفتاد ما را
    آن یار، که در میان جان است
    بر گوشهٔ دل نهاد ما را
    در خانهٔ ما نمی‌نهد پای
    از دست مگر بداد ما را؟
    روزی به سلام یا پیامی
    آن یار نکرد یاد ما را
    دانست که در غمیم بی او
    از لطف نکرد شاد ما را
    بر ما در لطف خود فرو بست
    وز هجر دری گشاد ما را
    خود مادر روزگار گویی
    کز بهر فراق زاد ما را
    ای کاش نزادی، ای عراقی
    کز توست همه فساد ما را



    ديوان اشعار فرخ الدين عراقي


  9. #7
    مدير بخش
    ╬✿╬ سوگند ╬✿╬ آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 975      تشکر : 1,494
    1,539 در 645 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ╬✿╬ سوگند ╬✿╬ هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض







    ای ز فروغ رخت تافته صد آفتاب
    تافته‌ام از غمت، روی ز من بر متاب
    زنده به بوی توام، بوی ز من وامگیر
    تشنهٔ روی توام، باز مدار از من آب
    از رخ سیراب خود بر جگرم آب زن
    کز تپش تشنگی شد جگر من سراب
    تافته اندر دلم پرتو مهر رخت
    می‌کنم از آب چشم خانهٔ دل را خراب
    روز ار آید به شب بی رخ تو چه عجب؟
    روز چگونه بود چون نبود آفتاب؟
    چون به سر کوی تو نیست تنم را مقام
    چون به بر لطف تو نیست دلم را مآب
    فخر عراقی به توست، عار چه داری ازو؟
    نیک و بد و هرچه هست، هست بتوش انتساب


    ديوان اشعار فرخ الدين عراقي


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •