سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 20

موضوع: پژوهش در زمینه «وحی»

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    دی 1390
    شماره عضویت
    2159
    نوشته
    183
    تشکر
    12
    مورد تشکر
    209 در 128
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    وحی و ایحاء در لغت

    از آن جا که بعضی از ائمه لغت عرب، معانی مصدری کلمه وحی را در ذیل کلمه «ایحاء» نقل کرده‏اند، این پرسش مطرح می‏شود که چون وحی و ایحاء از دو باب می‏باشند، پس طبق قاعده معنای متفاوتی دارند؛ لذا در این بحث کوتاه به استناد اقوال لغویین بر وحدت معنای این دو کلمه در لسان عرب تأکید می‏کنیم تا به هنگام نقل معانی ششگانه لفظ وحی که با نظم و طبقه‏بندی خاصی بیان می‏شوند، اشکال و یا توهمی پیش نیاید.
    ابن خالویه امام اللّغة و الادب (متوفای 370 ه) می‏گوید: والعرب تقول: اوحی و وحی بمعنیً.(14)
    ابن اثیر می‏نویسد: یقال: وحیت الیه الکلام و اوحیتُ.(15)
    ازهری نقل می‏کند: و قال ابوالهیثم: و یقال وحیت الی فلان اوحی الیه وحیا و اوحت الیه اوحی ایحاءً: اذا اشرت الیه و اومأت.(16)
    ابن درید می‏گوید: قال ابوزید: وحی و اوحی بمعنی.(17)
    زمخشری می‏نویسد: وحیت الیه و اوحیت اذا کلمته بما تخفیه عن غیره.(18)

    طریحی چنین میگوید: والوحی مصدر وحی الیه یحی من باب و عدو «اوحی له» بالالف مثله.(19)

  2. تشكر

    مدير اجرايي (06-02-1391)

  3. Top | #12

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    دی 1390
    شماره عضویت
    2159
    نوشته
    183
    تشکر
    12
    مورد تشکر
    209 در 128
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    وحی و ایحاء در لسان قرآن

    وحی و ایحاء مانند حبّ و احبّ در قرآن به معنای واحدی استعمال شده‏اند. از جمله مفسّرینی که به این مطلب تصریح نموده و بحث مفیدی را دنبال آن آورده، فخر رازی است که در ذیل آیه شریفه (ان هو الاّ وحی و یوحی)(20) تحت عنوان «البحث الثالث» چنین نوشته است:
    «یوحی یحتمل ان یکون من وحی یوحی و یحتمل ان یکون من اوحی یوحی، تقول عدم یعدم و اعدم یعدم و کذلک علم یعلم و اعلم یعلم فنقول: یوحی من اوحی لا من وحی، و ان کان وحی و اوحی کلاهما جاءا بمعنی و لکن اللّه فی القرآن عند ذکر المصدر لم یذکر الایحاء الذی هو مصدر اوحی و عند ذکر الفعل لم یذکر وحی الّذی مصدره وحی، بل قال عند ذکر المصدر اوحی و عند ذکر الفعل (اوحی) و کذلک القول فی احبّ و حبّ فان حبّ و احبّ بمعنی واحد، و اللّه تعالی عند ذکر المصدر لم یذکر فی القرآن الاحباب و ذکر الحب قال (او اشدّ حبّا) و عند الفعل لم یقل حبه اللّه بل قال (یُحبهم و یُحبّونه) و قال (ایحبّ احدکم) و قال (لن تنالوا البرّ حتی تنفقوا مما تحبون) الی غیر ذلک وفیه سر من علم الصرف و هو انّ المصدر و الفعل الماضی الثلاثی فیهما خلاف قال بعض علماء الصرف المصدر مشتق من الفعل الماضی و الماضی هو الاصل و الدلیل علیه وجهان: لفظی و معنوی...»(21)

  4. تشكر

    مدير اجرايي (06-02-1391)

  5. Top | #13

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    دی 1390
    شماره عضویت
    2159
    نوشته
    183
    تشکر
    12
    مورد تشکر
    209 در 128
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    معنای لغوی وحی

    اهل لغت عرب برای کلمه «وحی» معانی مختلفی بر شمرده‏اند که بر استقراء، شش معنای زیر به دست می‏آید. ما ابتدا این معانی را همراه با طبقه بندی آن‏ها از کتب لغت، تفسیر و علوم قرآن نقل کرده و آنگاه در بحث «اصل الوحی» که متعاقبا خواهد آمد، معنای اصلی لغت وحی را بیان می‏کنیم:
    1ـ اعلام و القاء کلام خفی ـ ازهری در تهذیب اللّغة می‏نویسد: «ابو عبید عن الکسائی: وحی الیه بالکلام یحی به وحیا و اوحی الیه و هو ان یکلمه بکلام یخفیه من غیره».(22)ـ جوهری می‏گوید: «الوحی: الکلام الخفی و کل ما القیته الی غیرک. یقال: وحیت الیه الکلام و اوحیت و هو ان تکلمه بکلام تخفیه».(23)ـ زمخشری می‏نویسد: «وحیت الیه و واحیت اذا کلمته بما تخفیه عن غیره».(24)ـ ابن اثیر یکی از معانی وحی را این چنین بیان می‏کند: و یقع [الوحی علی [الکلام الخفی.» (25)ـ ابن منظور می‏گوید: «الوحی: الکلام الخفی» (26) البته در ادامه، به معنایی عام هم اشاره دارد که در بحث «اصل الوحی» می‏آید.ـ فیروز آبادی می‏نویسد: الوحی: الکلام الخفی (27) البته معنایی عام را به دنبال آن ذکر نموده که در بحث «اصل الوحی» خواهد آمد.

  6. تشكر

    مدير اجرايي (06-02-1391)

  7. Top | #14

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    دی 1390
    شماره عضویت
    2159
    نوشته
    183
    تشکر
    12
    مورد تشکر
    209 در 128
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    ـ شیخ ابوالفتوح رازی در ذیل آیه شریفه (یوحی بعضهم الی بعض) (28) چنین آورده است: «وحی، القاء کلام خفی باشد.»(29)
    ـ شیخ اسماعیل حقی در ذیل آیه فوق می‏گوید: «والوحی، الکلام الخفی و القول السریع الذی یلقی سرّا.»(30) وی همچنین در ذیل آیه شریفه (و انّ الشّیاطین لیوحون الی اولیائهم لیجادلوکم)(31) می‏نویسد: «والوحی القاء المعنی الی النفس مع الخفیه.»(32)
    ـ امام فخر رازی نقل می‏کند: «قال الزجاج: الایحاء: الاعلام علی سبیل الخفاء»(33)
    ـ شیخ طوسی در ذیل آیه کریمه (قل اوحی الیّ انّه استمع نفر من الجن...)(34) می‏گوید: «فالایحاء القاء المعنی الی النفس خفیا.»(35)
    طبری می‏نویسد: «الایحاء هو القاء المعنی الی الغیر علی وجه یخفی» (36)
    ـ رشید رضا نوشته است: «الوحی فی اللّغة: اعلام فی خفاء»(37)
    ـ مناع القطان می‏گوید: «معنی الوحی: یقال وحیت الیه واوحیت: اذا کلمته بما تخفیه عن غیره.» (38)
    ـ داود العطار می‏نویسد: «والوحی لغة: الاعلام الخفی السریع.» (39)
    ـ سید محمد باقر الحکیم می‏گوید: «الوحی لغه: هو الاعلام فی خفاء ای الطریقه الخفیه فی الاعلام.»(40)

  8. تشكر

    مدير اجرايي (06-02-1391)

  9. Top | #15

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    دی 1390
    شماره عضویت
    2159
    نوشته
    183
    تشکر
    12
    مورد تشکر
    209 در 128
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    2-اشاره کردن

    یکی از معانی شایع کلمه وحی، اشاره کردن است. در کلام بعضی همچون راغب اصفهانی، مقید و قید «سریعه» ذکر شده ؛ ولی از آن جا که این قید در کلام اغلب لغویین وجود ندارد، ما نیز مطلق آورده‏ایم.
    خلیل فراهیدی می‏گوید: «و زکریا اوحی الی قومه ای: اشار الیهم»(41) ابن درید نوشته است: «الوحی من الناس اشارة.»(42)
    ازهری نقل می‏کند: «قال ابوالهیثم: یقال وحیت الی فلان احی الیه و حیا و اوحت الیه اوحی ایحاءً: اذا اشرتَ الیه واومأتَ.»(43)
    ـ ابن خالویه امام اللّغة و الادب برای کلمه وحی، چهار معنا بر شمرده که ابتدا از اشاره شروع می‏کند و می‏گوید: «والوحی یکون اشارة.» (44)
    ـ جوهری می‏نویسد: «الوحی ایضا، الاشارة. واوحی اللّه الی انبیائه و اوحی، ای اشار. قال تعالی: (فأوحی الیهم ان سبّحوا بکره و عشیا) (45) و وحیت الیه بخبر کذا، ای اشرتُ و صَوَّتُ به رویدا.» (46)
    ابن فارس می‏گوید: «فالوحی: الاشارة» (47)
    راغب اصفهانی می‏نویسد: «اصل الوحی الاشارة السریعة و لتضمّن السرعة قبل: امرٌ و حیٌ.» (48)
    زمخشری آورده است: «اوحی الیه و اومی بمعنی.» (49)
    ابن اثیر نوشته است: «یقع [ الوحی علی ] الاشارة.» (50)
    ابن منظور می‏گوید: «الوحی: الاشارة» (51)
    فیروز آبادی چنین نوشته است: «الوحی: الاشارة»(52)
    طبرسی می‏نویسد، «الایحاء الایماء. قال: فأوحت الینا و الانامل رُسُلُها و منه قوله تعالی: (فأوحی الیهم ان سبّحوا بکرة و عشیّا) (53) ای اشار الیهم.»(54)
    ابوالسعود در ذیل آیه شریفه (و کذلک جعلنا لکل نبیّ عدوا شیاطین الانس و الجن یوحی بعضهم الی بعض.) (55) می‏گوید: والوحی عبارة عن الایماء و القول السریع.»(56)
    ـ مناع القطان نظر راغب را برگزیده و نوشته است: «الوحی: الاشارة السریعه.»(57)
    ـ علامه طباطبائی در ذیل آیه 15 از سوره شوری، وحی را اشاره سریعه معنی کرده است.(58)



  10. تشكر

    مدير اجرايي (06-02-1391)

  11. Top | #16

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    دی 1390
    شماره عضویت
    2159
    نوشته
    183
    تشکر
    12
    مورد تشکر
    209 در 128
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    3ـ نوشتن

    یکی از معانی شایع کلمه وحی، نوشتن (کتابت) می‏باشد. وعده‏ای از لغویّین که وحی به معنای کتاب را نیز نقل کرده‏اند، به معنای اسمی آن نظر داشته‏اند.
    خلیل می‏نویسد: «یقال وحی یحی وحیا، ای کتب یکتب کتبا. قال العجاج: لقدر کان وحاه الواحی و قال: فی سورة من ربنا مَوْحیّة.» (59)
    ابن درید می‏گوید: «و یقال وحی فی الحجر اذا کتب فیه وحیا و کذلک وحی الکتاب اذا کتبه. قال الراجزـ العجاج: لقدر کان وحاه الواحی ای الکاتب و اللّه اعلم.»(60)
    ازهری نوشته است: «یقال: وحیت الکتاب احیه و حیا ای کتبته فهو مَوْحیّ»(61)
    جوهری ابتدا معنای اسمی را نقل کرده و گفته است: «الوحی: الکتاب و جمعه وُحیّ مثل حَلْی و حُلّی» آنگاه بذکر معنای مصدری وحی پرداخته و نوشته است: «الوحی: الکتابة و وحی و اوحی ایضا، ای کتب و قال العجاج: لقد رکان و حاه الواحی.»(62)
    زمخشری می‏نویسد: «وحی و حیا کتب. قال رؤبه: لقد رکان وحاه الواحی.»(63)
    ابن اثیر می‏گوید: «(س) و فی حدیث الحارث الاعور «قال علقمه: قرأت القرآن فی سنتین، فقال الحارث: القران هینٌ الوحی اشد منه» اراد بالقرآن القراءة و بالوحی الکتابه والخطّ. یقال: وحیت الکتاب و حیا فاناواحٍ. قال ابوموسی: کذا ذکره عبد الغافر.»(64)
    ابن منظور می‏نویسد: «الوحی: الکتابه و وحی وحیا و اوحی ایضا ای کتب قال العجاج: لقد رکان وحاه الواحی.» (65)
    فیروز آبادی گفته است: «الوحی: الکتابة و المکتوب.» (66)


  12. تشكر

    مدير اجرايي (06-02-1391)

  13. Top | #17

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    دی 1390
    شماره عضویت
    2159
    نوشته
    183
    تشکر
    12
    مورد تشکر
    209 در 128
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    4 ـ فرستادن

    از جمله معانی وحی، فرستادن پیام است که گاهی توسط رسول یا ملک و امثال آن و گاهی نیز رسانیدن پیام و تکلمی بدون واسطه است.
    ازهری می‏گوید، «ثعلب عن ابن الاعرابی: اوحی الرجل اذا بعث برسول ثقه الی عید من عبیده ثقة و اوحی ایضا اذا کلّم عبده بلارسول.» (67)
    جوهری می‏نویسد: «الوحی: الرسالة.» (68)
    ابن فارس می‏گوید: «الوحی: الرساله.» (69)
    ابن اثیر چنین می‏نویسد: «ویقع [ الوحی علی ] الرسالة.» (70)
    ابن منظور می‏گوید: «الوحی: الرسالة.» (71)
    فیروز آبادی می‏نویسد: «الوحی: الرسالة.»(72)



  14. تشكر

    مدير اجرايي (06-02-1391)

  15. Top | #18

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    دی 1390
    شماره عضویت
    2159
    نوشته
    183
    تشکر
    12
    مورد تشکر
    209 در 128
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    5 ـ الهام

    یکی از معانی کلمه وحی، الهام است که لغویین به طور مطلق نقل کرده‏اند. و این که بعض متأخرین از الهام غریزی به حیوان و الهام فطری به انسان، به عنوان معانی لغوی وحی تعبیر آورده‏اند، نوعی تقسیم به اعتبار متعلق (ملهم الیه) است. و از آن جا که در لغت، نمی‏توان به استنباطات و اعتبارات تکیه کرد؛ بلکه ملاک، تنها نقل ائمه لغت است، ما نیز به طور مطلق می‏آوریم. خلیل می‏نویسد: «و اوحی الیه: الهمه و قوله عزوجل: (اوحی ربک الی النحل) (73) ای: الهمها» (74)
    ازهری می‏گوید (75): «و قال ابواسحاق الزجاج فی قوله (و اذا وحیتُ الی الحواریین ان آمنوا بی...) (76) قال بعضهم: معناه الهمتهم کما قال: (واوحی ربک الی النحل)» (77)
    جوهری می‏نویسد: «الوحی: الالهام» (78)
    ابن اثیر می‏نویسد: «ویقع [ الوحی علی ] الالهام (79)
    ابن منظور می‏نویسد: «الوحی: الالهام»(80)
    فیروز آبادی نوشته است: «الوحی: الالهام»(81)


  16. تشكر

    مدير اجرايي (06-02-1391)

  17. Top | #19

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    دی 1390
    شماره عضویت
    2159
    نوشته
    183
    تشکر
    12
    مورد تشکر
    209 در 128
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    6ـ امر کردن

    از جمله معانی مصدری کلمه وحی که برخی از اهل لغت آن را نقل کرده‏اند، «امر کردن» است:
    خلیل می‏نویسد: «و اوحی الیها فی الامر. قال اللّه عزّوجل: (بانّ ربّک اوحی لها)(82) قال العجاج: وحی لها القرار فاستقرت: اراد: اوحی الیها» (83) ازهری می‏گوید: و قال بعضهم: (و اذا وحیت الی الحواریین) (84) امرتهم و مثله: وحی لها القرار فاستقرت ـ ای اَمَرها.»(85)
    ابن منظور می‏گوید: «ویکون [ الوحی ] لِلاْمر».(86)


  18. تشكر

    مدير اجرايي (06-02-1391)

  19. Top | #20

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    دی 1390
    شماره عضویت
    2159
    نوشته
    183
    تشکر
    12
    مورد تشکر
    209 در 128
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    اصل الوحی
    در کنار معانی مختلف کلمه وحی، گاهی به عبارت «اصل الوحی» در کتب لغت برخورد می‏کنیم که ظاهرش، بیان معنی اصلی آن است. البته دسته‏ای دیگر از لغویین پس از نقل معانی ششگانه فوق، در صدد بیان معنایی کلی و عام برآمده‏اند. ما پس از نقل اقوال این دو دسته از لغویین و دقّت در آن‏ها می‏خواهیم معنای جامعی برای کلمه وحی بیابیم.

    اقوال دسته اول:
    ابن منظور چنین نقل می‏کند: «قال ابواسحاق: واصل الوحی فی اللّغة کلها اعلام فی خفاء و لذلک صار الالهام یسمّی وحیا»(87)
    یعنی ابواسحاق، اعلام مخفیانه را به عنوان معنای اصلی وحی در نزد عرب نقل می‏کند و می‏گوید: الهام یک نوع یا طریق وحی است؛ چون الهام، الهامی است که بر غیر ملهم الیه مخفی است.

    ازهری پس از نقل همین قول از ابواسحاق، اضافه می‏کند: «قلت: و کذلک نوعی الاشارة و الایماء یسمّی و حیا و الکتابة تسمی و حیا»(88)
    ازهری نیز در عبارت خود، ضمن قبول معنای اصلی وحی، اشاره و کتابت را نوعی وحی یا اعلام خفی می‏داند.

    راغب می‏گوید: «اصل الوحی، الاشارة السریعة و لتضمّن السّرعه قیل اِمْرٌ وحیٌ و ذلک یکون بالکلام علی سبیل الرمز و التعویض و قد یکون بصورت مجرد عن الترکیب و باشارة ببعض الجوارح و بالکتابة.» (89) ایشان اصل وحی را اشاره سریعی می‏داند که بوسیله طرق و اسبابی که در ذیل کلامش آورده، انجام می‏شود.
    پس تا این جا دو قید خفاء و سرعت را در معنای اصلی کلمه وحی می‏یابیم. گرچه محتمل است که خفاء، لازمه سرعت باشد؛ چون اشاره سریع و مانند آن، غالبا بر دیگران پوشیده است و تنها برای کسی که مقصود به اشاره و رمز و... می‏باشد، آشکار و قابل فهم است.
    همچنین، تتبّع در مشتقات دیگر ماده (وـ ح ـ ی) همچون وَحَی، وحاء و وَحی که به معنی سرعت وشتاب و عجله در «لسان العرب» استعمال شده‏اند، قول راغب را تقویت می‏کند.

    نا گفته نماند این درید که گفته است: «اصل الوحی: الکتابه فی الحجارة» (90) در نقل این قول، تنها است. و با ظاهر، بلکه صریح اقوال اکثر لغویین مخالف است؛ لذا قبل از ورود در باب واسع تأویل و توجیه، از این قول صرف نظر کرده و بر سبیل تحقیق مشی نموده به بیان اقوال دسته دوم می‏پردازیم.




  20. تشكر

    مدير اجرايي (01-04-1391)

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی