دين‌ تنظيم‌ كنندۀ روابط‌ ميان‌ امور حقيقي‌ و اعتباري‌ است‌ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
دين‌ تنظيم‌ كنندۀ روابط‌ ميان‌ امور حقيقي‌ و اعتباري‌ است‌
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9
  1. #1
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض دين‌ تنظيم‌ كنندۀ روابط‌ ميان‌ امور حقيقي‌ و اعتباري‌ است‌







    دين‌ تنظيم‌ كنندۀ روابط‌ ميان‌ امور حقيقي‌ و اعتباري‌ است‌




    أعوذُ بِاللَهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم‌


    بِـسْـمِ اللَهِ الـرَّحْمَـنِ الـرَّحـيم‌



    الْحَمْدُ للَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ و الصَّلَوةُ و السَّلامُ عَلَي‌ سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ و ءَالِهِ الطّاهِرينَ
    و لَعْنَةُ اللَهِ عَلَي‌ أعْدآئِهِمْ أجْمَعينَ مِنَ الآنَ إلَي‌ قيامِ يَوْمِ الدّينِ
    و لا حَوْلَ و لا قُوَّةَ إلاّ بِاللَهِ الْعَليِّ الْعَظيم[4]

    قال‌ اللهُ الحكيمُ في‌ كتابِه‌ الكريم‌:


    بِسْمِ اللَهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ * وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ * وَ طُورِ سِينِينَ * وَ هَـٰذَا الْبَلَدِ الامِينِ * لَقَدْ خَلَقْنَا الإنسَـٰنَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ * ثُمَّ رَدَدْنَـٰهُ أَسْفَلَ سَـٰفِلِينَ * إِلَّا الَّذِينَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّـٰلِحَـٰتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ * فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ * أَلَيْسَ اللَهُ بِأَحْكَمِ الْحَـٰكِمِينَ.

    خداوند در اين‌ سوره‌ كه‌ نود و پنجمين‌ سوره‌ از قرآن‌ كريم‌ است‌ سوگند ياد مي‌كند به‌ انجير و زيتون‌ كه‌ مراد[5] همان‌ دو ميوۀ معروف‌ است‌، يا به‌ دو درخت‌ آنها، يا به‌ كوه‌ تين‌ كه‌ شهر دمشق‌ در دامنۀ آن‌ واقع‌ شده‌ و كوه‌ زيتون‌ كه‌ شهر بيت‌ المَقْدِس‌ در دامنه‌ آن‌


    است‌ و محلّ پيدايش‌ انبياء و مرسلين‌ مي‌باشد؛ و سوگند ياد مي‌كند به‌ طور سينا كه‌ محلّ مناجات‌ حضرت‌ موسي‌ كليم‌ الله‌ علَي‌ نبيِّنا وآله‌ و عليه‌السّلام‌ بوده‌ است‌، و به‌ شهر مكّۀ مكرّمه‌ كه‌ شهر امن‌ و امان‌ بوده‌ م‌ و خداوند آنرا مأمن‌ قرار داده‌ است‌ كه‌:

    انسان‌ را در بهترين‌ [6] قوام‌ وجودي‌ و ماهُوِي‌ و عاليترين‌ طينت‌ و سرشت‌ و نيكوترين‌ بنياد و سازمان‌ آفريديم‌، و سپس‌ او را به‌ پائين‌ترين‌ درجه‌ و منزله‌ فرود آورديم‌؛ مگر آن‌ كسانيكه‌ ايمان‌ به‌ خدا آورده‌ و به‌ كردار شايسته‌ مشغول‌ شوند، كه‌ براي‌ آنها البتّه‌ مزد و ثواب‌ مستمرّ و هميشگي‌ خواهد بود.




    دين‌ تنظيم‌ كنندۀ روابط‌ ميان‌ امور حقيقي‌ و اعتباري‌ است‌
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  2. تشكر

    مدير اجرايي (08-11-1390)

  3.  

  4. #2
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    پس‌ بنابراين‌ روز جزا حقّ است‌ و قابل‌ تكذيب‌ نيست‌، زيرا كه‌ بر اساس‌ اختلاف‌ حالات‌ و درجات‌ مردم‌، خداوند حاكم‌ به‌ حقّ كه‌ حكمش‌ استوار و قائم‌ به‌ اصول‌ متينه‌ است‌ بين‌ آنها در روز بازپسين‌ حكم‌ خواهد فرمود.


    در سورۀ مباركۀ والتّين‌ كه‌ در مطلع‌ گفتار قرائت‌ شد، خداوند موقعيّت‌ انسان‌ را از عالم‌ بالا به‌ عالم‌ طبع‌ و مادّه‌ و حيات‌ دنيا و منطق‌ احساس‌ بيان‌ مي‌فرمايد كه‌:

    ما او را در بهترين‌ سرشت‌ و قوام‌ آفريديم‌ و سپس‌ او را به‌ پائين‌ترين‌ مرتبه‌ از حدود و قيود و گرفتاري‌ در ظلمات‌ عالم‌ حسّ و دور بودن‌ از عالم‌ اُنس‌ و جمعيّت‌ و معرفت‌ نزول‌ داديم‌،

    تا خود به‌ پاي‌ خود برگردد و با اختيار و اراده‌ به‌ اعلا درجات‌ برسد، و بر ذروۀ عالي‌ از مدارج‌ و معارج‌ مقام‌ انسانيّت‌ نائل‌ آيد؛ در اين‌ صورت‌ در نزد خداي‌ خود مقيم‌ بوده‌ و به‌ اجر و پاداش‌ غير مقطوع‌ خواهد رسيد.



    دين‌ تنظيم‌ كنندۀ روابط‌ ميان‌ امور حقيقي‌ و اعتباري‌ است‌
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  5. تشكر

    مدير اجرايي (08-11-1390)

  6. #3
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    مقام‌ انسان‌ در ميان‌ موجودات‌


    در ميان‌ تمام‌ موجودات‌ از جماد و نبات‌ و حيوان‌، انسان‌ داراي‌ يك‌ شرافت‌ و داراي‌ يك‌ خاصّه‌اي‌ است‌ كه‌ او را از بقيّه‌ متمايز نموده‌ و در صفّ خاصّي‌ قرار داده‌ است‌؛ و آن‌ همان‌ قواي‌ عاقله‌ و ادراك‌ كلّيّات‌ و امكان‌ عروج‌ و صعود به‌ عوالم‌ اعلا و مجرّدات‌ از نفوس‌ قدسيّه‌ عقلانيّه‌ است‌.


    گرچه‌ علوم‌ تجربي‌ هنوز نتوانسته‌ است‌ براي‌ جميع‌ موجودات‌ حتّي‌ نباتات‌ و جمادات‌، اثبات‌ شعور و قدرت‌ بنمايد ولي‌ در فلسفۀ كلّيّۀ الهيّه‌ به‌ مرحلۀ ثبوت‌ و برهان‌ رسيده‌ است‌ كه‌ هر موجودي‌ كه‌ بر آن‌ نام‌ موجود بتوان‌ گذاشت‌ حتّي‌ يك‌ پر كاه‌ و يك‌ ذرّۀ نامرئي‌، همه‌ از نعمت‌ حيات‌ و علم‌ و قدرت‌ بهرمندند و «وجود» ملازم‌ با اين‌ سه‌ خاصيّت‌ است‌؛

    غاية‌ الامر هر موجودي‌ به‌ حسب‌ گنجايش‌ ظرف‌ وجودي‌ خود داراي‌ همان‌ درجه‌ از حيات‌ و علم‌ و قدرت‌ است‌؛


    موجودات‌ مادّيّه‌ بقدر گنجايش‌ خود، نباتات‌ و حيوانات‌ بقدر توسعۀ ظروف‌ وجودي‌ آنها، انسان‌ و ملائكه‌ نيز بحسب‌ قابليّت‌ خود داراي‌ اين‌ خواصّ مي‌باشند.



    انسان‌ در ميان‌ همۀ موجودات‌ داراي‌ قواي‌ متضادّه‌ و غرائز مختلفه‌ و در گير و قوسِ كشمكش‌ اميال‌ نفسانيّه‌ و شهوات‌ از طرفي‌ و قواي‌ عاقله‌ و مجرّده‌ از سوي‌ ديگر است‌.


    دائرۀ‌ فعّاليّت‌ حيوانات‌ محدود، و اختيار و اراده‌ و شعور آنها محدود است‌. و براي‌ جلب‌ منافع‌ و دفع‌ مضارّ خود بحركت‌ در مي‌آيند؛ پرندگان‌ در فضا به‌ پرواز آمده‌، و حيوانات‌ بحري‌ در دريا براي‌ طعمه‌ و صيد حركت‌ مي‌كنند، و وحوش‌ و جانوران‌ برّي‌ جز تمتّع‌ حسّ و توليد مثل‌ و إعمال‌ غرائز محدود و بسيط‌ خود قدمي‌ فراتر نمي‌نهند.


    آنها غير از يك‌ طريق‌ مشي‌ محدود هيچ‌ آرزو و هدفي‌ ندارند، لذا اجتماع‌ آنها بسيط‌ و محدود است‌.
    ولي‌ براي‌ انسان‌ اين‌ زندگي‌ به‌ صورت‌ ديگر درآمده‌ است‌. ورود اعتباريّات‌ در صحنۀ زندگي‌ انسان‌ پيوسته‌ دائرۀ فعّاليّت‌هاي‌ او را در زواياي‌ مختلفۀ زندگي‌ توسعه‌ داده‌ است‌.
    كارهاي‌ حقيقي‌ انسان‌ توأم‌ با يك‌ سلسله‌ امور اعتباريّه‌ گشته‌ و امور مصلحتي‌ براي‌ حفظ‌ آبرو و رسيدن‌ به‌ اميال‌ نفساني‌ و شؤون‌ موهومۀ زندگي‌ و رياست‌ و مرؤوسيّت‌ و مالكيّت‌ و مملوكيّت‌ و حبّ جاه‌ و حسّ تفاخر و حبّ تكاثر، موجب‌ شده‌ بني‌ آدم‌ دست‌ به‌ يك‌ سلسله‌ فعّاليّت‌هاي‌ دامنه‌دار و وسيعي‌ بزنند.


    گرايش‌ تند و شديد به‌ اين‌ امور اعتباري‌، طبعاً انسان‌ را از عالم‌ معني‌ و حقيقت‌ دور مي‌كند و آنطور كه‌ بايد و شايد نمي‌گذارد به‌ مقصودش‌ برسد.

    مثلاً شخصي‌ كه‌ براي‌ ادامه‌ زندگي‌ خود احتياج‌ به‌ غذا دارد، اصل‌ غذا كه‌ متكفّل‌ امر حياتي‌ اوست‌ بسيار ساده‌ و راحت‌ بدست‌ مي‌رسد، ولي‌ مشكلاتي‌ عجيب‌ و غريب‌ از امور اعتباريّه‌ او را احاطه‌ مي‌كند؛ مي‌گويد چه‌ غذائي‌ انتخاب‌ كنم‌ كه‌ آبرويم‌ نرود؛ رفيقم‌ مرا در آن‌ حال‌ ببيند از من‌ انتقاد نكند، يا ميهماني‌ كه‌ به‌ منزل‌ مي‌آيد از من‌ خرده‌ نگيرد. اينها يك‌ رشته‌ امور اعتباريّه‌ است‌ كه‌ با آن‌ امر حقيقي‌ ممزوج‌ شده‌ و بالنّتيجه‌ عمل‌، شامل‌ هر دو گونه‌ از دست‌ يابي‌ به‌ واقع‌ و لحاظ‌ امر اعتباري‌ مي‌گردد.

    و چه‌ بسا هست‌ كه‌ كثرت‌ توارد و تزاحم‌ امور اعتباري‌ به‌ حدّي‌ است‌ كه‌ آن‌ امر واقع‌ را بكلّي‌ از بين‌ مي‌برد و در كام‌ خود هلاك‌ مي‌كند.


    تمام‌ اموري‌ كه‌ در دنيا براي‌ انسان‌ پيش‌ مي‌آيد يا انسان‌ بدانها دست‌ مي‌زند از قبيل‌ خريد و فروش‌، صلح‌، هبه‌، وكالت‌، اجاره‌، مزارعه‌، مساقاة‌، مضاربه‌، نكاح‌، طلاق‌؛ بر اساس‌ اعتباراتي‌ شديد متورّم‌ مي‌گردد به‌طوريكه‌ چه‌ بسا انسان‌ براي‌ حفظ‌ آنها خود را در كام‌ مرگ‌ مي‌كشاند، و آن‌ تورّم‌هاي‌ اعتباري‌ و مصلحت‌انديشي‌هاي‌ موهوم‌ را با جان‌ عزيز خود معاوضه‌ و مبادله‌ نموده‌ و در شطرنج‌ روزگار به‌ رايگان‌ مي‌بازد.



    دين‌ تنظيم‌ كنندۀ روابط‌ ميان‌ امور حقيقي‌ و اعتباري‌ است‌
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  7. تشكر

    مدير اجرايي (08-11-1390)

  8. #4
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    پست‌ترين‌ عوالم‌، حكومت‌ منطق‌ حسّ است‌


    اين‌ عالم‌ اعتبارات‌، أسفلُ السّافلين‌ است‌، يعني‌ پست‌ترين‌ عوالم‌ از سرحدّ حقيقت‌ و متن‌ واقع‌. چون‌ انساني‌ كه‌ در مسير تكاملي‌ خود بايد صد در صد وجودش‌ را با حقائق‌ تطبيق‌ دهد، و در سير بهره‌يابي‌ از موادّ حقيقيّۀ عالم‌ و وصول‌ به‌ واقعيّات‌ در نردبان‌ صعود به‌ ترقّيات‌ روز افزون‌ نائل‌ گردد؛ كارش‌ در انحطاط‌ به‌ جائي‌ مي‌رسد كه‌ تمام‌ عمر خود و سرمايۀ وجودي‌ خود را از عقل‌ و علم‌ و حيات‌ و قدرت‌، صرف‌ گفتگوي‌ داستانهاي‌ خيالي‌ و افسانه‌اي‌ زيد و عَمرو مي‌كند و براي‌ آبرو به‌ يك‌ سلسله‌ آرزوهاي‌ دراز كه‌ معلوم‌ نيست‌ به‌ آنها مي‌رسد يا نمي‌رسد، دلبستگي‌ پيدا مي‌كند و براي‌ وصول‌ و كاميابي‌ به‌ آن‌ منويّات‌ و آرزوهاي‌ خياليّه‌ دست‌

    به‌ فعّاليّت‌هاي‌ تند مي‌زند،
    و بالنّتيجه‌ ميوۀ عمرش‌ نارسيده‌ و با دست‌ تهي‌ و از ثمرات‌ حيات‌ بهرمند نگشته‌ از دنيا مي‌رود، و با حال‌ انكسار و فتور بدين‌ عمر گذشته‌ مي‌نگرد، حسرت‌ و ندامت‌ سراپاي‌ او را فرا مي‌گيرد؛ چون‌ در مقابل‌ عمر ضايع‌ شده‌ و طومار درهم‌ پيچيده‌ و بانگ‌ رحيل‌ چه‌ مي‌توان‌ كرد ؟!


    دين‌ تنظيم‌ كنندۀ روابط‌ ميان‌ امور حقيقي‌ و اعتباري‌ است‌
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  9. #5
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    دين‌ تنظيم‌ كنندۀ روابط‌ ميان‌ امور حقيقي‌ و اعتباري‌ است‌

    دين‌ از طرف‌ پروردگار آمده‌ است‌ تا سلسلۀ اعتباريّات‌ انسان‌ را در حدودي‌ كه‌ براي‌ انسان‌ منفعت‌ دارد و مانع‌ از ترقّي‌ و تكامل‌ او نمي‌گردد مشخّص‌ و معيّن‌ كند.

    بسياري‌ از آنها را كه‌ به‌ درد او نمي‌خورد بلكه‌ او را به‌ جهنّم‌ مي‌كشد از دست‌ او بگيرد و يك‌ رشته‌ دستوراتي‌ كه‌ انسان‌ را به‌ عالم‌ هستي‌ و حيات‌ مي‌رساند به‌ او تعليم‌ كند.


    كسانيكه‌ طبق‌ اين‌ دستورات‌ عمل‌ مي‌كنند ثمرۀ وجودي‌ آنها به‌ مرحلۀ كمال‌ خود مي‌رسد و از استعدادات‌ و قوائي‌ كه‌ به‌ آنها داده‌ شده‌ است‌ حدّاكثر استفاده‌ نموده‌ قواي‌ هستي‌ خود را به‌ فعليّت‌ مي‌رسانند. در اين‌ صورت‌ هنگام‌ مرگ‌ بشّاش‌ و خندان‌ بوده‌ (چون‌ از مراحل‌ ابتدائيّۀ تكامل‌ گذشته‌ و به‌ سِرّ عالم‌ رسيده‌اند) حقائق‌ بر آنها منكشف‌ گشته‌ و با خداي‌ خود ربط‌ پيدا نموده‌ و وجود جزئي‌ خود را به‌ كلّيّت‌ اين‌ عالم‌ مربوط‌ و در علم‌ و حيات‌ و قدرت‌ كلّيّه‌ مُنغمر و فاني‌ شده‌اند.

    و هيچ‌ حال‌ منتظره‌اي‌ براي‌ آنها باقي‌ نمانده‌ و از مردن‌ هراس‌ ندارند بلكه‌ عاشق‌ مردن‌ و دلباختۀ مرگند كه‌ آن‌ عوالمي‌ را كه‌ در اينجا نديده‌اند و بنا به‌ مصلحتي‌ از ايشان‌ نهفته‌ مانده‌ است‌ در پيش‌ ببينند.

    و كسانيكه‌ به‌ اين‌ دستورات‌ عمل‌ نمي‌نمايند و دوران‌ عمر خود را به‌ بازي‌ مشغول‌ و از دائرۀ اعتبار قدم‌ فرا نمي‌نهند،
    چون‌ باطل‌ دلهاي‌ آنان‌ را مسخّر نموده‌ و در لباس‌ حقيقت‌ و با صورتهاي‌ زينت‌ دهندۀ خياليّه‌ افكار آنان‌ را به‌ خود مشغول‌ ساخته‌
    و بالاخره‌ بدون‌ كاميابي‌ از ثمرات‌ هستي‌بخش‌ عالم‌ واقع‌ و وصول‌ به‌ مقصد خلقت‌ و سرّ آفرينش‌ و آشنائي‌
    با وطن‌ اصلي‌ و ربط‌ با عالم‌ كلّي‌ و مناجات‌ و انس‌ با خداي‌ خود بسر برده‌اند؛
    ناچار حركت‌ آنها به‌ عالم‌ بعد توأم‌ با ضعف‌ و نقصان‌ وجودي‌ آنها بوده‌، با حال‌ انكسار و شكستگي‌ و همّ و غم‌ و حسرت‌ و اندوه‌ بدون‌ دريافت‌ نتيجه‌، تشنه‌كام‌ از اين‌ عالم‌ رحلت‌ مي‌كنند.



    دين‌ تنظيم‌ كنندۀ روابط‌ ميان‌ امور حقيقي‌ و اعتباري‌ است‌
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  10. #6
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَـٰرَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَن‌ ذِكْرِ اللَهِ وَ إِقَامِ الصَّلَو'ةِ وَ إِيتَآءِ الزَّكَو'ةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَ الابْصَـٰرُ * لِيَجْزِيَهُمُ اللَهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَ يَزِيدَهُم‌ مِّن‌ فَضْلِهِ وَ اللَهُ يَرْزُقُ مَن‌ يَشَآءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ * وَ الَّذِينَ كَفَرُوٓا أَعْمَـٰلُهُمْ كَسَرَابِ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْـَانُ مَآءً حَتَّي‌'ٓ إِذَا جَآءَهُ و لَمْ يَجِدْهُ شَيْـًا وَ وَجَدَ اللَهَ عِندَهُ و فَوَفَّـي'هُ حِسَابَهُ و وَ اللَهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ[7].

    تابش‌ نور حقيقت‌ و جلوۀ الهي‌ در دل‌ مردماني‌ است‌ كه‌ تجارت‌ و خريد و فروش‌ آنها را از ياد خدا و اقامۀ نماز و زكاة‌ باز نداشته‌ و امور اعتباريّۀ اين‌ عالم‌، از آن‌ مقصد و مقصود و از آن‌ هدف‌ و معبود آنها را به‌ خود مشغول‌ نكرده‌ است‌. پيوسته‌ آنان‌ از روزي‌ كه‌ عاقبت‌ وخيم‌ اعمال‌ زشت‌ دلها و چشمها را واژگون‌ كند در خوف‌ و هراسند.

    آري‌، خداوند به‌ بهترين‌ پاداش‌ آنان‌ را مفتخر خواهد نمود، و از فضل‌ و رحمت‌ خود مقدار بيشتري‌ به‌ آنان‌ عنايت‌ خواهد فرمود، و خداوند از روزيهاي‌ وافر خود بدون‌ دريغ‌ و حساب‌ به‌ آنها مرحمت‌ خواهد نمود.

    امّا كسانيكه‌ به‌ خداي‌ خود كافر شدند، اعمال‌ آنها، رفتار آنها، مقصد و منظور آنها مانند سراب‌ است‌.

    سراب‌، آب‌ خيالي‌ است‌ نه‌ واقعي‌؛ شخص‌ براي‌ پيدا كردن‌ آب‌ هر چه‌ مي‌رود دستش‌ به‌ آب‌ نمي‌رسد، چون‌ سراب‌ است‌، از شعاع‌ خورشيد روي‌ ريگها و خاكهاي‌ متلالي‌ منظره‌اي‌ از آب‌ از دور به‌ چشم‌ مي‌خورد و انسان‌ تشنه‌ تصوّر آب‌ مي‌كند.

    كافر تشنه‌كام‌ براي‌ آنكه‌ خود را از آب‌ سيراب‌ كند، در بيابان‌ خشك‌ و سوزان‌ عالم‌ اعتبار بدنبال‌ آب‌ مي‌دود ولي‌ به‌ آب‌ هرگز نمي‌رسد و كامش‌ سيراب‌ نمي‌گردد. عمرش‌ سپري‌ مي‌شود،

    نعمت‌ حيات‌ را از دست‌ مي‌دهد. چون‌ به‌ صراط‌ مستقيم‌ حركت‌ نكرده‌ و نقاط‌ ضعف‌ وجود خود را ترميم‌ نكرده‌،

    نقصان‌ وجودي‌ تبديل‌ به‌ كمال‌ نشده‌، آب‌ نخورده‌، از آب‌ حيات‌ استفاده‌ نكرده‌ است‌.


    تنها بدنبال‌ سراب‌ رفته‌؛ سراب‌ كه‌ انسان‌ را سيراب‌ نمي‌كند!

    در نتيجه‌ عمر تباه‌ و در پيشگاه‌ خدا و عالم‌ حقيقت‌ شرمنده‌ و مورد حساب‌ و بازجوئي‌ قرار خواهد گرفت‌.







    دين‌ تنظيم‌ كنندۀ روابط‌ ميان‌ امور حقيقي‌ و اعتباري‌ است‌
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  11. #7
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    فرق‌ مؤمن‌ و كافر در پيروي‌ از عقل‌ و حسّ


    از اينجا استفاده‌ مي‌شود كه‌ كفّار هم‌ بدنبال‌ آب‌ مي‌گردند. كفّارهم‌ بدنبال‌ خدا مي‌گردند. آنها هم‌ گمشده‌اي‌ دارند و براي‌ بدست‌ آوردن‌ آن‌ در حركت‌ و جستجو و براي‌ نيل‌ به‌ آن‌ در تكاپو و تلاشند ليكن‌ راه‌ را گم‌ كرده‌اند.


    راه‌، راه‌ آب‌ بايد باشد نه‌ راه‌ سراب‌.

    مؤمن‌ بدنبال‌ آب‌ مي‌رود و از راه‌ آب‌ به‌ چشمۀ زلال‌ و گواراي‌ حقيقت‌ دست‌ مي‌يابد و سيراب‌ مي‌شود؛

    كافر براي‌ رفع‌ تشنگي‌ و رسيدن‌ به‌ آب‌ راه‌ آب‌ را بدست‌ نسيان‌ سپرده‌، راه‌ سراب‌ در پيش‌ مي‌گيرد،

    و براي‌ زياد كردن‌ اعتباريّات‌ دنيا از جاه‌ و مال‌ و زن‌ و فرزند و رياست‌ و حكومت‌ هر چه‌ بيشتر مي‌كوشد،

    و هر چه‌ بيشتر بكوشد از راه‌ حقيقت‌ دورتر شده‌ و به‌ سراب‌ نزديكتر، حرارت‌ آفتاب‌ و سوزندگي‌ بيابان‌ خشك‌ جگر او را تشنه‌، عمر سپري‌،

    راه‌ برگشت‌ باقي‌ نمانده‌، با نكبت‌ و وبال‌ در آرزوهاي‌ خود مدفون‌ مي‌گردد و خيالات‌ و افكار باطل‌ مقبرۀ او مي‌شود.


    دين‌ تنظيم‌ كنندۀ روابط‌ ميان‌ امور حقيقي‌ و اعتباري‌ است‌
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  12. #8
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    تقسيم‌ مراحل‌ اعتباري‌ در طول‌ حيات‌ انسان‌ از نظر قرآن‌ مجيد


    در قرآن‌ مجيد چقدر اين‌ موضوع‌ به‌ شكل‌ عالي‌ و تشبيه‌ لطيفي‌ بيان‌ شده‌ است‌:


    اعْلَمُوٓا أَنَّمَا الْحَيَو'ةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَةٌ وَ تَفَاخُرُ بَيْنَكُمْ وَ تَكَاثُرٌ فِي‌ الامْوَ'لِ وَ الاوْلَـٰدِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ و ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَن'هُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَـٰمًا وَ فِي‌ الاخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَهِ وَ رِضْوَ'نٌ وَ مَا الْحَيَو'ةُ الدُّنْيَآ إِلَّا مَتَـٰعُ الْغُرُورِ[8].


    ببينيد خداوند عليّ أعلا چگونه‌ حقيقت‌ را براي‌ انسان‌ مجسّم‌
    مي‌كند؛ مي‌فرمايد:

    اين‌ زندگي‌ دنيا، اين‌ زندگي‌ كه‌ بشر با اين‌ صحنۀ وسيع‌ از اعتبارات‌ و خواسته‌ها و آرزوها كه‌ عمر خود را بر اساس‌ آنها سپري‌ مي‌كند، و ساعات‌ و دقائق‌ خود را بر آنها منطبق‌ مي‌نمايد، و بالاخره‌ با دست‌ تهي‌ از دنيا مي‌رود، از پنج‌ موضوع‌ خارج‌ نيست‌.

    اين‌ زندگي‌ كه‌ حقيقةً مادون‌ زندگي‌ حيوانات‌ و بهائم‌ است‌،اين‌ اعتباريّاتي‌ كه‌ بشر را بخود مشغول‌ نموده‌ و از حقائق‌ دور نموده‌ و از زيست‌ درندگان‌ پائين‌تر آورده‌ است‌، مركّب‌ است‌ از

    لَعِب‌: بازي‌ بدون‌ خواهش‌ نفساني‌،

    و لَهْو
    : كارهائي‌ كه‌ انسان‌ روي‌ تمايلات‌ نفساني‌ انجام‌ مي‌دهد و غرض‌ عقلائي‌ صحيحي‌ بر آن‌ مترتّب‌ نيست‌،

    و زينَة‌: روي‌ باطل‌ و اعتبارات‌ را به‌ لباس‌ حقيقت‌ پوشانيدن‌ و امور فانيه‌ را بصورت‌ امور باقيه‌ جلوه‌دادن‌،

    وَ تَفَاخُرُ بَيْنَكُمْ
    : خودپسندي‌ نمودن‌ و بر اساس‌ تفاخر و مباهات‌ امور زندگي‌ خود را بنا نهادن‌،

    و تَكَاثُرٌ فِي‌ الامْوَ'لِ وَ الاوْلَـٰدِ: پيوسته‌ بدنبال‌ زياد نمودن‌ مقدار اموال‌ و تعداد اولاد بر آمدن‌.




    دين‌ تنظيم‌ كنندۀ روابط‌ ميان‌ امور حقيقي‌ و اعتباري‌ است‌
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  13. #9
    كاربر ويژه
    سابحات آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1389
    نوشته : 4,017      تشکر : 9,324
    9,371 در 3,220 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    سابحات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    مرحوم‌ شيخ‌ بهاء الدّين‌ عاملي‌ (ره‌) كلام‌ لطيفي‌ [9] در تفسير اين‌ آيه‌ دارد و مي‌فرمايد:

    خداوند اين‌ پنج‌ مرتبه‌ را به‌ موازات‌ سير عمر افراد بشر بيان‌ فرموده‌ است‌.

    چون‌ انسان‌ در اوّل‌ مرحله‌ از زندگي‌ كه‌
    همان‌ دوران‌ صباوت‌ است‌ به‌ بازي‌ مشغول‌ مي‌گردد،

    و سپس‌ در اوان‌ بلوغ‌ به‌ لهو و امور مُشهيانه‌ دست‌ مي‌زند،

    و در هنگام‌ شباب‌ و جواني‌ زينت‌ به‌ حدّ اعلا بدو روي‌ مي‌آورد،

    و در نيمۀ عمر به‌ تفاخر و حسّ تفوّق‌ مي‌پردازد،

    و بالاخره‌ در اوان‌ پيري‌ و شيخوخيّت‌ داعيۀ زياد نمودن‌ اموال‌ و اولاد در سر او مي‌افتد.



    آري‌! انسان‌ پس‌ از گذرانيدن‌ دوران‌ صباوت‌ و بلوغ‌ دوست‌ دارد به‌ خود زينت‌ ببندد. لباس‌ خود را، شغل‌ خود را، زندگي‌ و مكان‌ خود را،
    و بالاخره‌ تمام‌ متعلّقات‌ خود را بنحوي‌ ترتيب‌ دهد كه‌ نقش‌ بقاء و بنحو ابديّت‌ زيست‌ نمودن‌، روي‌ حقيقت‌ فناء را بپوشاند و واقع‌ امر در تحت‌ اين‌ نقشهاي‌ باطله‌ مختفي‌ و منتفي‌ گردد.

    از اين‌ مرحله‌ كه‌ بگذريم‌ دوران‌ تفاخر است‌، مي‌گويد: قدرت‌ من‌ چنين‌ است‌، مال‌ من‌ چنان‌ است‌، علم‌ من‌ فلان‌ است‌؛ حتّي‌ با كمال‌ جرأت‌ به‌ استخوانهاي‌ پوسيده‌ و خاكستر شدۀ آباء و نياكان‌ خود فخر مي‌كند و رجز مي‌خواند، و بر اشياء درهم‌ شكسته‌ و نقشه‌هاي‌ پوسيده‌ افتخار مي‌كند و آنها را در موزه‌هاي‌ مجلّل‌ و با شكوه‌ قرار مي‌دهد و شعرهاي‌ حماسي‌ مي‌خواند.

    و بالاخره‌ در آخر دوران‌ زندگي‌ نيروي‌ وجودي‌ خود را در زياد كردن‌ مال‌ و فرزند متمركز مي‌كند.


    انسان‌ طبعاً هر چه‌ عمرش‌ زيادتر شود حريص‌تر مي‌شود؛ در جواني‌ انفاق‌ در راه‌ خدا مي‌كرد، حالا نمي‌كند؛ حسّ گذشت‌ و ايثار داشت‌، حالا ندارد.

    طبع‌ بشر چنين‌ است‌ كه‌ بر هر اساسي‌ تربيت‌ شود نفس‌ او بر همان‌ اساس‌ متحجّر مي‌گردد و احوال‌ گذران‌ او بصورت‌ ملكات‌ ثابته‌ در مي‌آيد. البتّه‌ چون‌ خود را بر محور قانون‌ دين‌ و حقّ تربيت‌ ننموده‌ است‌ لذا در آخر عمر نتيجۀ نفساني‌ او همان‌ تراكم‌ احوال‌ و تحجّر خاطرات‌ و افكار اوست‌.



    کتاب معادشناسی , جلد اول
    تالیف
    سيّد محمّد حسين‌ حسيني‌ طهراني‌

    دين‌ تنظيم‌ كنندۀ روابط‌ ميان‌ امور حقيقي‌ و اعتباري‌ است‌
    او منتظر ماست تا شرایط را برای ظهورش مهیا کنیم

    هر یک از ما در قبال خون هر مظلومی که در جهان بر زمین میریزد مسوولیم


  14. تشكر

    صافات (10-11-1390)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •