سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 19 , از مجموع 19

موضوع: ╣◄*►╣ -- درسنامه علوم قرآنى --╣◄*►╣

  1. Top | #11

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    8- برخى ارجاع‏ها، دقيق نيست. به اين موارد برخورد شد: ص 50 پانوشت چهارم در دو مورد الميزان و مجمع البيان; ص 146 پانوشت 2; ص 155 پانوشت، ارجاع به الميزان ج‏11.

    9- آدرس و ماخذ برخى مطالب، بيان نشده، مثل پانوشت 3 در ص 50.

    10- برخى آدرس‏ها در متن آمده و يك دست نيست، مثل ص 50، ص 176، ص 177.

    11- نقل برخى آرا، از منابع واسطه و دست چندم است. اين، موجب مى‏شود، كه مراد گوينده، اندكى ناقص و عارى از قرائن منعكس مى‏گردد. در مثل ص‏58-59، بهتر بود از معجم مقاييس اللغه، ج‏6، ص 93 يا مجمل اللغه، ج‏2، ص 919 نقل مى‏شد.
    12- برخى ارجاع‏ها، رجما بالغيب است مثلا در ص 105 آمده است:

    حتى بعضى مفسران، عقيده دارند كه هر سوره، يك هدف خاصى را تعقيب مى‏كند و آدرس آن را چنين داده است: «رك: كتب تفسير از جمله الميزان در اوائل تفسير سوره‏ها.» بگذريم كه اصل اين مطلب محل تامل است، ولى اين گونه آدرس، مثل آن است كه حديثى كه در باره نماز است را ارجاع دهيم به كتاب الصلاه جوامع روايى!

    13- شايسته است‏يك متن درسى، از اين گونه استدلال‏ها و مطالب بى‏اساس غير برهانى خنك و خطابى، خالى باشد. در ص 102 در بيان معناى «آيه‏» در بند 2 و 4 و 5 مصداق با مفهوم آيه اشتباه شده است و چنين آمده است:



    امضاء
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  2. Top | #12

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    آيه، يعنى آفريده:


    (فارسلنا عليهم الطوفان و الجراد و القمل و الضفادع و الدم آيات مفصلات) [اعراف (7): آيه 133]
    بديهى است كه قرآن نمى‏فرمايد طوفان، ملخ، كنه ريز، غوك‏ها و خون را به عنوان آفريده و مخلوقات مفصلات فرستاديم!



    مورد ديگر: انبيا و اولياى الهى:


    (لقد كان فى يوسف و اخوته آيات للسائلين)[يوسف(12):آيه 7]
    سرگذشت انبيا و اوليا، مصداق آيه هستند، نه معنا و مفهوم آن، و اگر در حد و رسم، مصاديق، به جاى معانى ذكر گردد، مثنوى هفتاد من كاغذ شود!




    امضاء
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  3. Top | #13

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    مورد ديگر: معجزه:


    (هذه ناقه الله لكم آيه) [اعراف (7): آيه 73]
    بديهى است كه اين جا، مثل معناى شماره يك، آيه، به معناى نشانه و علامت و مصداقش ناقه صالح (ع) است. (12)



    14- در بيان فلسفه تقسيم قرآن كريم به سوره‏ها آمده است:

    يكى از هنرمندى‏هاى قرآن و جنبه‏هاى اعجاز آن، همين تقسيم‏بندى كتاب به قطعات مستقلى به نام سوره است. (13)

    اگر تبويب و تفصيل و تقسيم از جنبه‏هاى اعجاز به شمار رود، بايد بيش‏تر مؤلفان امروزى، معجزه‏گر باشند! از قديم تاكنون، نويسندگان، معمولا آثار خويش را با عناوينى چون فصل‏ها، باب‏ها، وصل‏ها، غرر و درر و اسفار، تنظيم مى‏كرده‏اند. اگر به فرض، آيه‏ها، با شماره پياپى مشخص مى‏شد، اعجاز نداشت؟

    15- مؤلف آورده است: قرآن را قرآن، يعنى خواندنى نام نهاده‏اند تا اين نام، يادآور حقيقتى عالى باشد و جايگاه ديگر و مصدر اوليه آن را كه لوح محفوظ است و در مقام سخنى از الفاظ و واژه‏ها نيست، به ما گوش‏زد كند... (14)






    امضاء
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  4. Top | #14

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    چگونه از كلمه «خواندنى‏» به بى‏لفظى لوح محفوظ مى‏رسيم؟


    16- استدلال عقلى مؤلف بر صيانت قرآن از تحريف قابل خدشه است.او مى‏گويد:

    سوم دليل عقلى; قرآن، كتابى است كه براى هدايت و راهنمايى بشر نازل شده است و به تصريح آيات آن، خداوند انسان را از مراجعه به قرآن ناگزير مى‏داند و به ضرورت عقل نيز، بايد معارف دينى و اصول كلى و قانون اساسى اسلام در قالب يك كتاب مدون، همواره در اختيار بشر باشد; همان گونه كه در اديان گذشته نيز وجود داشته است [و بارها تحريف شده است]. حال اين معقول نيست كه خداوند، كتابى را در اختيار بشر قرار دهد، سپس آن را رها كند [لابد نظير تورات و انجيل]، تا هر كس به ميل خود از آن كم نمايد و يا بر آن بيفزايد. به عبارت ديگر اين خود، نقض غرض الهى مى‏شود. [مثل اين همه ظلم و گناه كه در عالم واقع، و نقض غرض تشريعى الهى به دست ديگران مى‏شود] چرا كه در صورت وقوع تحريف! در كتابى كه هدى للناس و نذيرا للعالمين و براى همه عصرها و نسل‏ها است، هدف از انزالش، تامين نگشته و اعتبار آن از بين رفته است. فرضا با سقوط پنج‏سطر از آيات الاحكام، يا آيه‏هايى كه مشابه آن، در جاى ديگر قرآن وجود دارد، هم هادى و نذير بودن بر باقيمانده آيات صدق مى‏كند و هم نعوذ بالله تحريف وانگهى اگر ميليون‏ها نفر عاصى و كافر پيدا شوند و جميع بنى آدم در هر عصر و مصرى، موحد و منقاد نباشند، آيا هدف از ارسال رسل يا خلقت انسان تامين نگشته است؟ وى، در ادامه گفته است:ممكن است گفته شود مسئله هدايت و راهنمايى انسان‏ها از رهگذر كتاب دين، در تورات و انجيل نيز وجود داشته ... اما ويژگى خاص قرآن در خاتميت و مهيمن بودن آن است.اگر خصم شما، مسلم يا معتقد به اين دو صفت قرآن كريم نباشد، اين، چگونه برهان عقلى‏اى خواهد شد؟.





    امضاء
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  5. Top | #15

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    او ادامه مى‏دهد:
    از سوى ديگر، با از بين رفتن حجيت و اعتبار قرآن، اعتبار سنت و روايات نيز از بين خواهد رفت، محل نزاع، تحريف موهوم تا قبل از عهد وحدت مصاحف است و از آن به بعد، كافر و مسلم بر مصونيت قرآن اجماع دارند. از طرفى، روايات مربوط به عرضه سنت‏بر قرآن، پس از توحيد المصاحف صادر شده و ناظر به كتاب موجود است.
    مؤلف، ادامه داده است:
    حجيت گفتار معصومان (عليهم السلام) از حجيت گفتار پيامبر (ص) ناشى شده و حجيت گفتار پيامبر نيز از قرآن كه حجت‏بالذات است (15) .

    چرا همانند سال‏هاى آغازين بعثت و يا انبياى پيشين (عليهم السلام)حجيت گفتار معصومان (عليهم السلام) ناشى از ساير معجزه‏هاى آنان نباشد.؟




    امضاء
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  6. Top | #16

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    نكاتى قابل تامل


    مؤلف، نوشته است:

    1- قرآن، به تدريج، در مدت 20 يا 23 يا 25 سال -به حسب اختلافى كه در مدت اقامت پيامبر (ص) در مكه بعد از بعثت وجود دارد- نازل گشته است (16)

    به فرض صحت پنج‏سال اختلاف در مدت نزول قرآن و پنج‏سال اختلاف در مدت اقامت‏حضرت، اختلاف نخست، ناشى از اختلاف دوم نيست، بلكه مسئله انقطاع وحى طبق برخى برداشت‏ها و وجود رواياتى در مدت نزول قرآن و ... نيز در اين مسئله مؤثرند.


    2- در باره كاتبان وحى آمده است: «نويسندگان دوران مكه: خلفاى چهارگانه...» (17)
    با توجه به اين كه مورخان گويند: هنگام بعثت، باسوادان سراسر جزيرة العرب اندك و كم‏تر از 20 نفر بودند و همگى هم در مكه مكرمه نبودند و از سويى تعصبات و انگيزه‏هاى معلوم، سعى دارد همواره در ميدان فضائل، آن دو نفر نخست را در صدر قرار دهد، كاتب وحى بودن آن دو نفر، آن‏هم در مكه جاى ترديد و تامل دارد.






    امضاء
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  7. Top | #17

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض




    3- محمد بن سيرين از عكرمه نقل كرده است كه پس از بيعت مردم با ابوبكر، على بن ابيطالب (ع) در خانه نشست. به ابوبكر گزارش دادند كه او، از بيعت‏با تو كراهت دارد. ابوبكر آن حضرت را خواست و به او گفت: « از بيعت‏با من سر باز زدى؟ » على (ع) فرمود: « نه; به خدا سوگند! ديدم در كتاب خدا چيزهايى افزوده مى‏شود. پس با خود گفتم كه جز براى نماز، ردا بر دوش نگيرم، تا آن كه قرآن را جمع كنم. » ابوبكر گفت چه كار شايسته‏اى! (18)

    4- مناسب بود بر نكات پايانى اين اثر، تعليقه بيش‏ترى بنويسند. مثلا: «70- قديم‏ترين تفسيرهاى شيعه يكى تفسير على بن ابراهيم قمى و ديگر تفسير فرات كوفى است‏» اين دو تفسير، روايى هستند و تفسير زيد بن على بن الحسين (ع)كه چندبار تصحيح و چاپ شده، قديم‏تر است. (19)




    امضاء
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  8. Top | #18

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    در اين فصل، از تفسير التبيان مرحوم شيخ الطائفه (م‏460) نامى نيامده است و از تفاسير مجمع البيان و الميزان و روض الجنان به عنوان تفسير شيعى و از تفسير طبرى و المنير، به ترتيب، با تعبير مهم‏ترين تفسير قديم جهان اسلام و جديدترين و مهم‏ترين تفسير جهان اسلام (اهل سنت) ياد شده است. (20)

    اولا: با وجود تفاسيرى چون التحرير و التنوير ابن عاشور، ديگر تفسير المنير مهم‏ترين تفسير نخواهد بود.
    ثانيا: برنده جايزه كتاب سال جهانى جمهورى اسلامى نشد، فقط در سال 1372 در خور تقدير شناخته شد و بينهما بون بعيد.

    در پايان مواردى از اغلاط چاپى -كه خوشبختانه اندك است- تقديم مى‏شود:
    ص 45: لعلى حيكم لعلى حكيم.
    ص 252: و در سال 322 و در سال 323.
    ص 272: رد نموده‏اند رد نموده‏اند.
    ص 250: صحيح السند صحيح السند.
    ص 59: حروف عله حرف عله
    ص: دفتر فرهنگ و معارف مركز فرهنگ و معارف.




    امضاء
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  9. Top | #19

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    مهر 1389
    شماره عضویت
    793
    نوشته
    4,170
    تشکر
    3,784
    مورد تشکر
    6,500 در 2,394
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    پى‏نوشت‏ها:



    1- علوم قرآن، محمد باقر سعيدى روشن، ص 16.
    2- درسنامه علوم قرآنى، ص 22.
    3- درسنامه علوم قرآنى، ص 23.
    4- درسنامه علوم قرآنى، ص 23، (با اختصار).
    5- درسنامه علوم قرآنى، ص 154.
    6- درسنامه علوم قرآنى، ص 154 155، پانوشت.
    7- درسنامه علوم قرآنى، ص 155.
    8- الميزان، ج 12، ص 127، ذيل سوره حجر، آيه 9 .
    9- همان .
    10- الميزان، ج 12، ص 128، ذيل سوره حجر، آيه 9 .
    11- درسنامه علوم قرآنى، ص 155 پانوشت.
    12- درسنامه علوم قرآنى، ص 102.
    13- درسنامه علوم قرآنى، ص 106.
    14- درسنامه علوم قرآنى، ص 46.
    15- درسنامه علوم قرآنى، ص 320 322.
    16- درسنامه علوم قرآنى، ص 85.
    17- درسنامه علوم قرآنى، ص 143.
    18- درسنامه علوم قرآنى، ص 162.
    19- درسنامه علوم قرآنى، ص 488.
    20- درسنامه علوم قرآنى، ص 487 489.


    على مختارى



    امضاء
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی