▐*✿*▐سحاب رحمت{ویژه نامه ولادت فرخنده نبی اعظم(ص)و گرامیداشت هفته وحدت} ▐*✿*▐ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
▐*✿*▐سحاب رحمت{ویژه نامه ولادت فرخنده نبی اعظم(ص)و گرامیداشت هفته وحدت} ▐*✿*▐
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 38
  1. #11
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض




    رهبر معظم انقلاب اسلامی در رابطه با هفته وحدت فرموده‌اند:
    «اگر امروز بشريت متوجه اين رحمت‏ بشود - رحمت وجود اسلام، رحمت تعاليم نبوى، اين سرچشمه جوشان «وحدت» و آن را بيابد و خود را از آن سيراب كند، بزرگترين مشكل بشر برطرف خواهد شد. اگر چه همين امروز هم، تمدنهاى موجود عالم، بلاشک از تعاليم اسلام بهره ‏مند شده ‏اند و بدون ترديد آنچه از صفات و روشهاى خوب و مفاهيم عالى در بين بشر وجود دارد، متخذ از اديان الهى و تعاليم انبياء و وحى آسمانى است و بخش عظيمى از آن، به اسلام متعلق است، ليكن امروز بشر به معنويت و صفا و معارف روشن و حق و دلپذير اسلام - كه هر دل با انصافى آن معارف را مى‏پذيرد و مى‏فهمد - نيازمند است. لذاست كه دعوت اسلامى در جهان، طرفدار پيدا كرده است و بسيارى از غير مسلمين هم دعوت اسلامى را پذيرفته‌‏اند».

    ▐*✿*▐سحاب رحمت{ویژه نامه ولادت فرخنده نبی اعظم(ص)و گرامیداشت هفته وحدت} ▐*✿*▐

  2. تشكرها 3


  3. #12
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض






    انگار تاروپود آدمى را با فراموشى بافته اند! همیشه کار ما، همین است.
    تا داشته ایم، ندیده ایم. به محض از دست دادن، یادمان افتاده است که چیزى، از لاى انگشتانمان سر خورده و افتاده... دست هامان تهى، دل هامان افسرده، تن هامان رنجور و خسته... .
    «تو»، نور بودى؛ شعله شمعى در کوران تاریکى بى انتهاى تاریخ.
    «تو»، آب بودى؛ چشمه اى در میان کهنگى و تحجر افکار.
    این، «ما» بودیم که شوریدگى نمى دانستیم.
    نیاموخته بودیم که با «تو»، مى شود تا یک قدمى خدا رفت. نیاموخته بودیم که «تو»، رسول مهربانى و عطوفتى و تو را و ما را، شکافى عمیق از همدیگر جدا مى کرد.
    عرشى خاک نشین سرزمین دنیا
    رنجى که تو براى امتت به جان خریدى، با هیچ رنجى در عالم قابل قیاس نیست.
    کوه اگر بود، زیر بار آن مسئولیت خطیر، خرد مى شد. آسمان اگر بود، ترک برمى داشت... کسى را یاراى هم صحبتى با خدا نبود؛ کسى که خاکى باشد، اما به راه هاى آسمان واردتر باشد.
    واسطه خدا و اهل زمین!
    تو پذیرفتى. تو لرزیدى از خوف الهى و پذیرفتى که دشنام بشنوى. پذیرفتى که همه خاکسترهاى عالم از همه پشت بام هاى دنیا بر سرت فرود آید.
    پذیرفتى که سنگ ها، همگى روانه پیشانى ات شوند، اما واسطه اى باشى براى خدا و اهل زمین.
    منجى باشى براى جهل مرکبى ازلى که در تاروپود آدمى رسوب کرده و مانده بود.
    «رحمه للعالمین» باشى براى ریزترین و درشت ترین موجود هستى.
    سیده زهرا برقعى


    ▐*✿*▐سحاب رحمت{ویژه نامه ولادت فرخنده نبی اعظم(ص)و گرامیداشت هفته وحدت} ▐*✿*▐

  4. تشكرها 2


  5. #13
    عضو آشنا

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 38      تشکر : 0
    102 در 38 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    اسماء آنلاین نیست.

    پیش فرض




    خجسته میلاد برگزیده ترین رسول آسمانی ،حضرت محمد مصطفی
    صلی الله علیه و اله مبارک باد
    .


    ماه فرو ماند از جمال محمد سرو نباشد به اعتدال محمد
    قدر فلك را كمال و منزلتى نيست در نظر قدر با كمال محمد
    وعده ديدار هر كسى به قيامت ليله اسرى، شب وصال محمد
    آدم و نوح و خليل و موسى و عيسى آمده مجموع، در ظلال محمد
    عرصه گيتى مجال همت او نيست روز قيامت نگر، مجال محمد
    و آن همه پيرايه بسته جنت فردوس بو كه قبولش كند، بلال محمد
    همچو زمين خواهد آسمان كه بيفتد تا بدهد بوسه بر نعال محمد
    شمس و قمر در زمين حشر نتابد پيش دو ابروى چون هلال محمد
    چشم مرا، تا به خواب ديد جمالش خواب نمى ‏گيرد از خيال محمد
    «سعدى‏» اگر عاشقى كنى و جوانى عشق محمد بس است و آل محمد

    ▐*✿*▐سحاب رحمت{ویژه نامه ولادت فرخنده نبی اعظم(ص)و گرامیداشت هفته وحدت} ▐*✿*▐

  6. تشكر


  7. #14
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    ستاره‏ ها زنده به گور می‏شدند و جهل،
    در عمق جغرافیای جهان جاری بود
    و ترس از فرعون‏ها و جالوت‏ها و شدادها در جان‏ها.

    بهار می‏آمد و می‏رفت،
    بی‏آن‏که کسی چشم انتظارش باشد.
    زمین در توالی عشق‏های عقیم گم بود.

    هنوز چهل سال مانده بود،
    تا مردی فراز روشنایی بایستد
    و گوش فرا دهد به آواز آبی آسمان،
    که در ناگهانی از شکفتن، صدای خنده طفلی،
    آغوش آمنه را آکنده از آرامش می‏کند.

    پلک که می‏زند، چشم‏هایش پر از پری می‏شود
    و پروانه‏ ها، تا دست‏های مهربانش پل می‏زنند.
    تا لب می‏گشاید، عسل از دهان گل‏ها به راه می‏افتد.

    محمّد صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله‏ وسلم ،
    پلک می‏زند تا آغوش آمنه را آکنده از آرامش کند.
    پلک می‏زند، تا چشم‏های ساده ‏اش،
    ایوان تو در توی کسری را بر سر ظالمان ویران نماید.

    پلک می‏زند،
    تا دریاچه ساوه،
    در مقابل عظمت نامش،بر جای خویش بخشکد
    و آتشکده فارس،
    در تاریکی همیشگی خویش پنهان گردد.

    صدا، صدای محمد صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله ‏وسلم بود و کسی می‏گفت:
    محمّد! بخند که جهان در انتظار صمیمیّت است
    و «انسان»، محتاج تبسم‏های بی‏دریغ توست.

    محمّد! بخند، تا کفر و عصیان،
    در مدار زمین از حرکت بایستد.
    بایست، با شانه‏ های ستبرت،
    در ابتدای چهار فصل.

    محمد! بایست، که جهان، نیازمند دست‏های مهربان توست
    و منتظر گام‏های استوارت.

    بخند و دورترین نقاط خورشید را پنجره کن.
    بیا و بت‏ها را در آخرین جهالت خویش، بشکن و
    سنگ را از زندان بت، رهایی ده.

    محمد! شکوه شرقی‏ات را به آسمان بسپار
    و بخند، ای همیشگی تکرار نشدنی!







    ▐*✿*▐سحاب رحمت{ویژه نامه ولادت فرخنده نبی اعظم(ص)و گرامیداشت هفته وحدت} ▐*✿*▐
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. تشكر


  9. #15
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض











    ای ششم پیشوای اهل ولا
    خلق را رهبری به دین هدی
    پای تا سر خدانمایی تو
    هم ز سر تا بپای صدق و صفا
    ولادت امام جعفر صادق علیه السلام و نبی اکرم (صلی الله علیه وآله) مبارک





    ▐*✿*▐سحاب رحمت{ویژه نامه ولادت فرخنده نبی اعظم(ص)و گرامیداشت هفته وحدت} ▐*✿*▐

  10. تشكر


  11. #16
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    ....و تو بیایی! آن سان که صاعقه نگاهت،
    ایوان مدائن را از پا درآورد
    و به آتشکده فارس، فرمان خاموشی داد.

    آن شب، مادرت آمنه، آینه بود،
    تا تصویر تو در آغوش آن، قد بکشد.

    عبدالمطلب، به شوقِ آمدنت،
    به کودکانِ احساس، عیدی می‏داد و فریاد می‏زد:
    ان شاءاللّه‏، همه ابوجهل‏ها، ابوعلم شوند؛
    همان سال که خدا، ابرهه و سپاه فیل‏ها را
    با ابابیل‏هایش فرو کوبیده بود.

    مدیون احساسم باشم، اگر تو را
    جز با واژه‏های سبز بستایم،
    واژه‏هایی به رنگ گنبد زیبایت.

    به یوسف چهره‏ات سوگند،
    مصر دل‏ها، چشم به راهِ شکفتن گل‏های تبسّم توست
    و خورشید زعفرانی عشقِ تو،
    هر صبح به دنبالِ تو از پشت کوه سَرَک می‏کشد.

    پیامبران، همیشه
    در «سِدْرَةُ المُنْتَهی اَوْ اَدنی»ی چشمان تو، نافله شب می‏خوانند
    و در «وَ الصُبحِ اِذا تَنَفَّس» پیشانی‏ات، نماز صبح.

    «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللّه اُسوةٌ حَسَنَةٌ»،
    سرود صبح‏گاه مشترک نیروهای مسلّح به تقواست.

    در این مراسم که هر روز، برگزار می‏شود،
    جبرییل پس از خوش‏آمد به تو،
    آمادگی همه ذرات را در خدمت‏گزاریت اعلام می‏کند
    و تو از ممکن الوجودهای عالم، سان می‏بینی.
    این مراسم تا قیامت ادامه خواهد داشت.

    در نگاه گرم تو،
    کبوتر «رَحمةٍ للْمُؤمِنینْ» لانه کرده است
    و عطوفت دستانِ تو، هر شب،
    کودکان خاک را نوازش می‏کند.

    وقتی می‏خواهم وسعت مهربانیت را مثال بزنم،
    خجالت می‏کشم که بگویم: دریا!

    و وقتی به بلندای مقامت فکر می‏کنم،
    با شرمندگی می‏گویم: آسمان!

    پس از نزول «أَنَا بَشرٌ مِثْلُکُم»، فهمیدم
    که بیش از آن چه گمان داشتم، به خاکیان لطف داری.

    امروز، مدنیّت، هزاره مدینه تو را جشن می‏گیرد
    و عدالت، در مرتضاآباد نجف، به شعف می‏نشیند.

    دست‏ها، در محراب «یا فاطِرَ السمواتِ بِحَقِ فاطمه»
    به نیایش بر می‏خیزد.

    تدبیر، به صلح‏نامه مجتبای تو آفرین می‏گوید.
    شمشیر با «هَیْهاتَ مِن الذِلّه»ی حسین تو حماسه می‏آفریند... .

    و به زودیِ زود، مردی هم نامِ تو،
    مسیح خواهد شد و کالبد مرده زمین را
    جان خواهد بخشید.






    ▐*✿*▐سحاب رحمت{ویژه نامه ولادت فرخنده نبی اعظم(ص)و گرامیداشت هفته وحدت} ▐*✿*▐
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 18-10-1392 در ساعت 11:17
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  12. تشكر


  13. #17
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض






    آغاز مبارک





    شب بود. سال‏های سال از شب می‏گذشت.
    مردمانی همه محکوم به ناموزونی روزگار خویش، با دست‏های
    سیاهشان زندگی را زنده به گور می‏کردند.

    صدایی حتی اگر از آسمان می‏آمد، در طنین نعره‏های مست و
    واژه‏های جاهل گم بود.

    سرزمین بود و قحط سالی آدمی... و خدا ناگفته مانده بود
    در سنگ سنگ آن دل‏های پشت به آفتاب.

    کسی اما آن سوی بیداد شب، همه لحظه‏ها را می‏شنید.
    در دل خلوت‏های تا آسمان خویش، بر فراز کوهساری
    که به سمت خدا رهسپار بود، هر شبانگاه به پروازی
    ابدی می‏رفت و بازمی‏گشت.

    هر شبانگاه، نیایش نامرئی او، امان خداوندی را بر فراز شهر
    می‏پراکند... هر شبانگاه، لب‏های مردی بود و خدای همیشه
    نزدیکی که صدایش می‏کرد و جدا از آن همه مردمان
    بی‏فردا، دست دعا بود و معراج بی‏پروا.

    تنها صدا بود... و واژگان قدسی بی‏مانندی که ب
    ر شانه‏های رسالت «او» وحی می‏شدند.

    صدا پیچید. نزدیک و بی‏وقفه: بخوان محمد! بخوان به
    نام پروردگاری که آفرید؛ بی‏هیچ شبهه‏ای، بی‏هیچ خستگی
    و رنجی و محمد این، دردانه آسمان ناگزیر از زمین،
    خورشید ناگهانی که خدا استوارش کرد بر
    روی این خاک زمین‏گیر، از نو آغاز شد.

    آغاز مبارکی است؛ وقتی که مالک هفت آسمان، شانه‏های
    صبورت را از خستگی می‏تکاند و با دست‏های آرام خویش، پیراهن
    بلند دلالت را بر قامت بی‏شباهت تو می‏سراید.

    محمد از قله کوه سرازیر شد؛ کوهی که در سینه متروک
    خویش، طنین شب‏گریه‏های خلوت محمد را تا ابد به یادگار حک کرد.

    او آمد؛ با ردایی همه از واژه و سرمایه بی‏بدیل زندگانی، با قامتی
    از صدای ماندگار خداوندگار، با چشم‏هایی که روشنگر کوره ‏راه‏های
    هستی تا امروز، با سینه‏ای که گنج‏خانه همه پاسخ‏های ناگفته
    و همه رازهای ناخوانده است.

    محمد آمد، زمین سر از خواب خویش بلند کرد و صبح دمید.
    به برکت سفره دست‏های سبز آن معجزه، خدا مهربان‏تر
    شد با مردمان قدرناشناس، با قلب‏های فتنه‏گر ناآرام و در
    کلام خویش، چنین سرود:

    «ای محمد! پروردگار تو این مردم را عذاب نخواهد کرد
    مادامی که تو در میان آنها زندگی کنی».

    پیامبر، دریای عصمت پیشه‏ای است که اگر به حکم ناگزیر
    پروردگار نبود، کبوتر جان خسته‏اش از شوق پس‏ کوچه ‏های
    ملکوت، از شوق آغوش خداوند، هر آینه پر می‏گشود
    و در این دنیای نافرجام نمی‏گنجید.

    پیامبر، آموزگار همه روزگاران، همه نفس‏هایی که می‏آیند
    و می‏روند، همه چشم‏هایی که سر به مهر و آشکار در
    پی حقیقت هستند و نیستند، جاده‏های معرفت را به سمت ما فرامی‏خواند.

    در راه آسمان، سنگلاخی نمانده که همه را او خود
    با دست‏های مهر خویش هموار کرده است.

    اگر پا در مسیر ملکوت بگذاری، هراسی نیست که
    در تمام لحظه‏ها، پیامبر شانه‏های نحیفت را همراه خواهد بود.

    صدایش کن! دست‏های او همیشه نزدیکند. کوره‏راهی
    در پیش نیست. راه‏ها معلومند. پیامبر خورشید شبانه ‏روز هستی است.
    بر دامانِ معصوم او چنگ بزن و رهسپار شو.

    سودابه مهیجی





    ▐*✿*▐سحاب رحمت{ویژه نامه ولادت فرخنده نبی اعظم(ص)و گرامیداشت هفته وحدت} ▐*✿*▐

  14. تشكر


  15. #18
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    صدای جیرجیرک‏ها از دور به گوش می‏رسید،
    شب از نیمه می‏گذشت و نسیم لذّت‏بخش،
    بر سنگ‏های عربستان می‏وزید.

    شهر مکّه در خواب سنگینی فرو رفته بود
    و سیاهی شب، تمام زمین را در بر گرفته بود،
    ولی آسمان، حال و هوای دیگری داشت؛

    ستارگان در نهایت زیبایی، به رقص و سماع مشغول بودند.
    چیزی نمانده بود که در شهرِ خدایان سنگی، تاریخی اتّفاق بیفتد.
    تا سحرگاه، چشم‏های آمنه، بیدار مانده بود،
    تا این‏که با اولین اشعه‏ های حیات‏بخش دنیا،
    چشمان خسته آمنه به تولّد فرزندش روشن شد
    و محمّد صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله‏ وسلم به روی هستی، پلک گشود.

    صدای ضجّه ‏های شیطان در فضا پیچید،
    چاه زمزم، تمام فراوانی خود را ارزانی زمین کرد
    و حرا منتظر ماند تا... .

    سراپای کاخ مدائن لرزید و زلزله‏ ای،
    کنگره‏ های ایوان مدائن را در هم ریخت.

    آتشکده‏ های فارس، بعد از هزار سال روشناییِ بی‏ وقفه،
    رو به خاموشی نهاد.

    دریاچه ساوه، با همه غرورش، خشکید
    و خدایان سنگی کعبه، یکایک در هم شکستند.

    محمّد صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله ‏وسلم آمد.

    عبدالمطلب را خبر کنید
    تا شاهد حضور ملکوتی مردی باشد
    که در روزگاری نه چندان دور،
    تمام تارهای تنیده عنکبوت خرافه ‏پرستی را
    با نسیم یکتاپرستی فرو می‏ریزد.

    تبر بر دوشِ کعبه،
    خواب خوش بوجهل ‏ها و بولهب‏ ها را بر هم می‏زند.

    لات و هُبَل و عزّی و خدایان مترسک پیشه،
    یارای سرِ پا ایستادن را ندارند.

    کعبه دوباره سر بلند می‏کند و محکم و استوار،
    منتظر بلالِ محمد می‏ماند تا طنین الله اکبر را
    بر بام کعبه به تمام جهانیان اعلام کند و چنین می‏شود.





    ▐*✿*▐سحاب رحمت{ویژه نامه ولادت فرخنده نبی اعظم(ص)و گرامیداشت هفته وحدت} ▐*✿*▐
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 18-10-1392 در ساعت 11:21
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  16. تشكر


  17. #19
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    کاش پدرت زنده بود و این روز را می‏دید، روز شکفتنت را می‏گویم!
    کاش بود و می‏دید نوری را که بعد از همسفر شدن با من از دست داده بود
    و حال د دارد از چهره زیبای تو فوران می‏کند!

    می‏دانستم؛ از همان اول که حضورت را در وجودم حسّ کردم.
    می‏دانستم این اتفاق ساده‏ای نیست.
    از همان اول که پدرم، پدرت عبدالله را در شکارگاه دیده بود،
    همان وقت که خودش مرا به عبد المطلِّب برای همسری پدرت معرفی کرده بود،
    می‏دانستم این وصلتی عادّی نیست.

    کاش عبد اللّه بود و تو را می‏دید.
    می‏دانی، شبی که به دنیا آمدی، اتفاقات عجیبی افتاد.
    امّا برای من که تو را در آغوش داشتم،
    حتی شکستن همه بت‏های مکّه عجیب نبود.
    وقتی شنیدم در آن شب، شب تولدت را می‏گویم،
    ایوان مدائن به لرزه در آمده است و آتشکده فارس،
    بعد از هزار سال روشنایی خاموش شد، تعجب نکردم.

    از وقتی وجودم خانه تو شد، نه از چیزی ترسیده ‏ام و نه به حیرت افتاده‏ ام.
    شنیدم همان شب، موبد زرتشتیان در خواب دیده بود که شتران نیرومندی،
    اسب‏های عربی را می‏کشیدند و از دجله می‏گذشتند و وارد سرزمین ایران می‏شدند،
    آب دجله طغیان کرده بود و خانه‏های اطرافش را فرا گرفته بود.

    آن وقت، نور تابانی از سوی سرزمین حجاز صعود کرد و به سوی شرق کشیده شد
    و بعد، همه جهان را فرا گرفت و تخت‏های پادشاهان واژگون شد
    و کاهنان نتوانستند از دانششان استفاده کنند و جادوی جادوگران بی اثر شد.
    من شاید تعبیرش را ندانم، امّا یقین دارم حتی آن خواب هم به تو مربوط می‏شود.

    کاش پدرت زنده بود و می‏دید این روزها را!
    کاش می‏شنید آن ندای غیبی را که به وحدانیت خدا و پناه بردن به او ا
    ز شرّ حسودان سفارشم می‏کرد، تا مبادا گزندی به تو برسد!

    حتی نام زیبای تو را هم همان ندای غیبی برگزید.
    امّا وقتی همه این‏ها را برای جدّت عبد المطلب تعریف کردم،
    او هم مثل من تعجب نکرد. فقط لبخند زد و برق شوق، در چشمانش درخشید
    و انگار که همه چیز را می‏دانسته، شادان تو را در بغل کشید و به سوی خانه کعبه رفت.
    حتماً برای سپاسگزاری از خدایش، خدای ابراهیم و موسی و عیسی، تو را به آنجا بُرد.

    کاش پدرت زنده بود، آن وقت حلیمه، با دلگرمی بیشتری تو را با خود می‏بُرد!
    امّا قول می‏دهم با یک لحظه تو را در آغوش گرفتن،
    تمام نگرانی‏اش را از دست بدهد؛ مثل من.

    حالا برو؛ برو و هر چه زودتر بزرگ و قوی و سالم پیش مادر بازگرد.
    آری، دیگر برو محمد صلی ‏الله ‏علیه‏ و‏آله کوچک من!








    ▐*✿*▐سحاب رحمت{ویژه نامه ولادت فرخنده نبی اعظم(ص)و گرامیداشت هفته وحدت} ▐*✿*▐
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 18-10-1392 در ساعت 11:20
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  18. تشكر


  19. #20
    عضو آشنا

    تاریخ عضویت : شهریور 1390
    نوشته : 38      تشکر : 0
    102 در 38 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    اسماء آنلاین نیست.

    پیش فرض








    امروز سخن ازجان جهان بایدگفت
    توصیف رسول(ص) انس و جان باید گفت
    در روز ولادت دو قــطب عالم
    تبریک به صــاحب الزمان (عج) باید گفت . . .


    ▐*✿*▐سحاب رحمت{ویژه نامه ولادت فرخنده نبی اعظم(ص)و گرامیداشت هفته وحدت} ▐*✿*▐

  20. تشكر


صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •