اسم و رسم و محل اقامت 313 یار مخصوص  امام زمان سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
اسم و رسم و محل اقامت 313 یار مخصوص  امام زمان
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    عضو آشنا
    ten آواتار ها

    تاریخ عضویت : بهمن 1390
    نوشته : 22      تشکر : 19
    67 در 20 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    ten آنلاین نیست.

    gol.. اسم و رسم و محل اقامت 313 یار مخصوص امام زمان




    ابو بصير از صادق آل محمد صلي الله عليه و آله پرسيد: آيا امير المومنين عليه السلام همان طور که عده اصحاب قائم عليه السلام را ميدانست جا و مکان آنها را هم ميدانست؟ فرمود: آري بخدا قسم اسم آنها و اسم پدران و مکانشان را يکي يکي ميدانست، راوي گفت: فداي تو شوم هر چه را علي عليه السلام ميدانست امام حسن هم مي دانست و آنچه را که امام حسن ميدانست امام حسين هم مي دانست، هر چه را امام حسين مي دانست شما هم ميدانيد پس مرا از تعداد و مکان ياران آنحضرت مطلع فرما؟. امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: روز جمعه بعد از نماز نزد من بياروز جمعه خدمت آن حضرت رفتم فرمود: آنشخصي که نويسنده تو بود کجا است؟ گفتم: او شغل زيادي دارد و من دوست ندارم که شنيدن اين مسئله از وقت احتياجم عقب بيفتد، آن بزرگوار بشخصي فرمود: بنويس:
    بسم الله الرحمن الرحيم اين خلاصه قول پيغمبر صلي الله عليه و آله است که بر علي بن ابيطالب عليه السلام املا فرموده ونام و نشان اصحاب موافق قائم عليه السلام را که هنوز در دنيا نيامده اند براي آن‏حضرت بيان نموده است، اصحاب قائم عليه السلام در آن سالي که امر خدا در آن ظاهر ميشود و صوتي شنيده خواهد شد همه در يکشب روانه مکه خواهند شد، اصحاب قائم عليه السلام همه از نجبا و فقها و حکام و عابدين و مرابط و سياحين ميباشند
    .
    از طواس شرقي يکنفر - از شام دو نفر - از فرغانه يکنفر - از ترمذ دو نفر - از صامغان دو نفر - از نيزبان چهار نفر - از افنون نه نفر - از طوس پنج نفر - از فاراب دو نفر - از طالقان بيست و چهار نفر - از مرو دوازده نفر - از جبال غور هشت نفر - از نيشابور هفده نفر - از سيستان سه نفر - از بوشنج چهار نفر - از روي هفت نفر - از هرات دوازده نفر - از طبرستان چهار نفر- از تل مورون دو نفر - از جرجان دوازده نفر - از فلسطين يکنفر - از... سه نفر -از طبريه يکنفر - از همدان چهار نفر - از بابل يکنفر - از کيدر دو نفر - از سبزوار سه نفر - از کشمير يکنفر - از حران يکنفر - از رقه سه نفر - از رافقه دو نفر - از حلب چهار نفر - از قبرس دو نفر - از بتليس يکنفر - از دمياط يکنفر - ازدمشق سه نفر - از بعلبک يکنفر - از تل شيزريک يکنفر - از فسطاط چهار نفر - از قلزم دو نفر از شوشتر يکنفر از برذعه يکنفر از فارس يکنفر - از تفليس يکنفر - ازصنعا يکنف‏ر- از ماذن يکنفر - از طرابلس يکنفر - از قيروان يکنفر - از ايله يکنفر از وادي القري يکنفر - از خيبر يکنفر -ازب‏در يکنفر - از الحان يکنفر - از مدينه يکنفر - از ربذه يکنفر - از کوفه چهار نفر - از حيره يکنفر - از کوثي يکنفر - از طي يکنفر - از زبيده يکنفر - از برقه دو نفر از اهواز دو نفراز اصطخر دو نفر - از بيداميل يکنفر - از ليان يکنفر - از... يکنفر - از حلوان دو نفر - از بصره سه نفر - از اصحاب کهف چهار نفر - و آن دو تاجري که از عانه بسوي انطاکيه خارج ميشوند، و يازده نفري که از روم طلب امنيت ميکنند و آن هائيکه‏بسرانديب نازل ميشوند - از سمندر چهار نفر - آن مردي که در سلاهط از مرکب مفقود ميشود آن دو نفري که از شعب به سندانيه فرار ميکنند - از نخشب يکنفر - آن مردي که از بلخ از دست عشيره خود فرار ميکند - آن کسي که از سرخس بوسيله قرآن با دشمنان استدلال ميکند.
    اينها سيصد و سيزده نفرند که خدا همه را در يکشب جمعه در مکه معظمه جمع ميکند، شب را در بيت الله الحرام صبح ميکنند و احدي از آنها تخلف نخواهد کرد، آنگاه در بين کوچه هاي مکه منتشر ميشوند و جستجوي اطاق ميکنند که سکنا نمايند، اهل مکه آنها را نميشناسند زيرا که در آن موقع آمدن قافله از شهرهابراي حج عمره يا تجارت نزد آنها سابقه ندارد، پس عده اي از اهل مکه بيکديگر ميگويند: اين گروه غريبي که ما امروز در مکه مي بينيم تاکنون نديده بوديم، اينهااهل يکشهر نيستند از يک قبيله هم نيستند اينها که اهل و عيال و مالهاي سواري ندارند؟ در ين بين مردي از بني مخزوم مي آيد (و کلام آنها را قطع کرده) مي گويد:من امشب خواب عجيبي ديده ام که خيلي از آن خائف و ترسانم آن جمعيت مي گويند: بياتا نزد فلاني ثقفي برويم و تو خواب خود را
    براي او بگو، همينکه نزد آن شخص‏ثقفي مي آيد آن مرد مخزومي مي گويد: در عالم خواب ديدم که قطعه ابري از آسمان آمد تا اينکه بر کعبه فرو نشست بعد از آن ديدم که در آن ابر ملخهائي است که داراي بالهاي سبزي هستند، آنگاه بطرف يمين و شمال پرواز کردند و بهر شهري که مي رسيدند آن را آتش ميزدند و بهر بنائي که مصادف ميشدند آن را خراب مي کردند. آن مرد ثقفي مي گويد: تعبير اين خواب اين است که امشب لشگري از لشگرهاي خدا بر شما وارد شده و شما قدرت مقاومت با آنها را نداريد، مي گويند: آري بخدا قسم ما امروز چيز عجيبي ديديم و جريان آن جمعيت را نقل ميکنند، آنگاه از نزد او بلند ميشوند که در مقابل آنها قيام کنند ولي خدا دل هاي اهل مکه را پر از خوف و ترس خواهد کرد. اهل مکه بيکديگر مي گويند: در باره اين گروه تعجيل نکنيد زيرا که عمل‏ناپسندي انجام نداده اند و اسلحه (برخ شما) مکشيده اند و عمل بر خلافي را مرتکب نشده اند، شايد در ميان اين قوم مردي از قبيله شما باشد، اگر عمل بر خلافي از اين گروه سر زد آنگاه آنها را خارج کنيد. و اصحاب قائم عليه السلام با سيماي نيکو مشغول عبادت و اعمال حج خواهند شد و آنها در کعبه اي هستند که هر کس داخل آن شود خوف و ترسي ندارد مگر وقتي که در کعبه ايجاد حادثه اي کنند و آنها ايجاد حادثه اي نکرده اند که حرب با آنها واجب شود. مرد مخزومي که سرپرست آن مردم است مي گويد: من مطمئن نيستم از اينکه اين جمعيت بدون اصل و ريشه باشد وقتي که صاحب اصلي اينها بيايد تکليف و جلالت شان آنها معلوم خواهد شد، قبل از اينکه اصل‏آنان بدست آيد آنها را شماره کنيد تا ببينيد که جمعيتشان در اينشهر کم و عزتشان زياد است، زيرا اين گروه بعد از اين جلال و شاني پيدا ميکنند و تعبير خواب من برحق خواهد بود. بعضي از اهل مکه بيکديگر ميگويند: بر فرض اينکه بقدر اينها جمعيت بيايد نبايد شما را خوفي باشد زيرا که اين قوم اسلحه ندارند و سنگر و پناهي ندارند که بان پناهنده شوند، اگر لشگري بطرف شما بيايد شما در مقابل آنها قيام کنيد که آنها در مقابل شما چون شربت آبي هستند که شخص تشنه بياشامد، دائما در اينگونه گفتگوها خواهند بود تا شب فرا مي رسد و خواب بر آنها مستولي شده متفرق ميشوند و بعد از آن اجتماع نميکنند. آنگاه قائم عليه السلام قيام ميکند و اصحاب قائم عليه السلام نظير فرزندان يک پدر و مادر که صبح متفرق و شب اجتماع نمايند با يکديگر ملاقات ميکنند.
    ابو بصير به امام صادق عليه السلام گفت: فدايت شوم غيراز اين عده در روي زمين مومني نخواهد بود؟ فرمود: چرا ولي اين عده اي که قائم عليه السلام در ميان آنها ميايد از نجبا و فقها و حکام و قاضيهائي هستند که ظاهرو باطنشان يکي است و هيچ حکمي بر آنها مشکل نميشود. فصل 32 ملاحم الفتن
    امير المومنين عليه السلام فرمود: مي بينم که شکل آن ها يکي، قد و قامت يکي. صورت و جمال يکي: لباس يکي، مثل اينکه چيزي را که از دست داده باشند مي طلبند و در باره آن متحير و متفکرند تا آن مردي که خلقا و خلقا و جمالا که شبيه ترين مردم است به رسول خدا صلي الله عليه و آله از پشت پرده کعبه نزد آن ها ميايد باو گويند: تو مهدي عليه السلام هستي؟ ميگويد: آري مهدي موعود منم، آنگاه آن حضرت بان ها ميفرمايد: در باره چهل خصلت با من بيعت کنيد و راجع به ده خصلت با من شرط نمائيد. احنف پرسيد: يا علي آن خصلتها کدامند؟ علي عليه السلام فرمود: با آن حضرت بيعت ميکنند که: 1- دزدي نکنند 2- زنا نکنند 3- کسي را (بناحق) نکشند 4- هتک حرمت محترمي را نکنند5- بمسلماني فحش‏نگويند 6- بمنزلي هجوم نکنند 7- کسي را بغير حق نزنند 8- مالهاي سواري لاغر و ضعيف را سوار نشوند9- خود را با طلا زينت نکنند (يعني طلا نپوشند) 10- خز نپوشند 11- ابريشم نپوشند 12- نعلين هاي صراره نپوشند 13- از مسجدي خروج نکنند 14- راه را (بر کسي) نبندند 15- در حق يتيمي ظلم نکنند 16- راهي را خوفناک نکنند17- مکر و حيله ننمايند 18- مال يتيم را نخورند 19- لواط ننمايند 20- شراب نخورند 21- امانت را خيانت نکنند 22- خلف وعده نکنند 23- گندم و جو را احتکار نکنند 24- کسي که به ان ها پناه مي برد نکشند 25- شکست خورده را تعقيب نکنند 26- خوني را (بناحق) نريزند 27- بکشتن شخص مجروح اقدام ننمايند 28- لباس زبر و خشن بپوشند 29- متکاي خود را خاک قرار دهند 30- نان جو بخورند 31- به چيز کم‏راضي باشند 32- براي خدا آن طور که بايد و شايد جهاد نمايند 33- مشگ و بوي خوش ببويند 34- از نجاست دوري کنند و آن حضرت هم با آن ها شرط ميکند که معاشر و ملازمي انتخاب نکند، هر مکان و زماني که آن ها بروند او هم برود، بچيز کم قانع باشد، زمين را به نام خدا پر از عدل و داد نمايد آن طور که پر از ظلم جور شده باشد، خدا را آن طور که بايد و شايد عبادت کند، خراسان براي آن حضرت فتح خواهد شد. اهل يمن مطيع او خواهند شد، لشگرها از يمن او را استقبال ميکنند، شهسوار همدان و خولان او را بطرف اوس و خزرج ميبرد، بازوي او بوسيله سليمان تقويت ميشود، جلو او عقيل و علي خواهد بود، راننده او حرث است، طايفه مضر پشتيبان او خواهند بود که جلو مي روند با قبيله بجيله و ثقيف و مجمع و غداف مخالف است، با لشگرها حرکت ميکند تا اينکه وادي هاي فتنه متروک شوند. حسني با دوازده هزار نفر به ان حضرت ملحق ميشود آن بزرگوار بحسني‏ميگويد: من از توبه اين امور سزاوارترم، او در جواب گويد: دليل و برهان تو چيست؟پس آن حضرت بر پرنده اشاره مي کند بر کتف مبارکش فرود ميايد، عصاي خود را غرس ميکند سبز ميشود يک نوع سبز شدن نيکوئي، آنگاه حسني لشگر را تسليم آن حضرت‏نموده و خود در جلو لشگر قرار ميگيرد.
    اسم و رسم و محل اقامت 313 یار مخصوص  امام زمان
    این دنیا مثل شب تاریکه بی تو
    شب به شب نزدیکه بی تو
    غصه و غم داره بی تو
    دل تنگم خسته از درد جدایی
    ای گل نرجس کجایی ؟
    پس کدوم جمعه می آیی؟

  2. تشكر

    نرگس منتظر (17-11-1390)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •