*~• ~* مهرومحبّت به کودکان  *~• ~*: سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*~• ~* مهرومحبّت به کودکان  *~• ~*:
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    عضو ماندگار
    کوثر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1390
    نوشته : 553      تشکر : 361
    1,291 در 448 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    کوثر آنلاین نیست.

    پیش فرض *~• ~* مهرومحبّت به کودکان *~• ~*:






    روزی پیامبر اسلام-صلّی الله علیه وآله- برای نماز به مسجد می رفت،
    در راه گروهی از کودکان انصار بازی می کردند،تا آن حضرت را دیدند گردش آمدند
    وخود را به لباس او می آویختند،
    وبه گمان اینکه آن حضرت همواره حسن وحسین-علیهما السلام- را به دوش خود می گرفت،
    آنها را نیز به دوش بگیرد،هر یک می گفت:«کن جملی:شترمن باش».
    آن حضرت از یک سو نمی خواست آنها را برنجاند
    واز سوی دیگر مردم در مسجد منتظر بودند و می خواست خود را به مسجد برساند.
    بلال حبشی از مسجد بیرون آمد .
    به جستجوی پیامبر-صلّی الله علیه وآله- پرداخت،آن حضرت را در کنار جمعی از کودکان یافت،
    جریان را فهمید،بلال قصد کرد که کودکان را گوشمالی دهد تا آن حضرت را آزاد کند.
    آن حضرت، بلال را از اجرای تصمیمش نهی کرد و فرمود:
    «تنگ شدن وقت نماز برای من محبوبتر از رنجاندن این کودکان است».
    سپس به بلال فرمود:برو حجره های خانه را گردش کن
    آنچه را (از گردو ویا خرما و...)یافتی بیاور،تا خود را از این کودکان باز خرید کنم».
    بلال رفت و پس از جستجو هشت دانه گردو یافت به حضور پیامبر-صلّی الله علیه وآله- آورد،
    آن حضرت به کودکان فرمود:«أتبیعون جملکم بهذه الجویزات:آیا شتر خود را به این گردوها می فروشید؟»
    کودکان به این داد وستد راضی شدند،و گردوها را گرفتند وآن حضرت را آزاد کردند،
    پیامبر-صلّی الله علیه وآله- به راه خود به طرف مسجد ادامه داد،
    در حالی که می فرمود:«رحم الله أخی یوسف باعوه بثمن بخس دراهم معدودة:
    خداوند برادرم یوسف را رحمت کند،که او را(برادرانش)به چند درهم فروختند».
    امّا این کودکان،مرا به هشت دانه گردو فروختند،
    با این فرق که برادران یوسف،وی را از روی دشمنی فروختند،ولی این کودکان از روی نادانی فروختند.
    وقتی بلال این همه محبّت و بزرگواری پیامبر-صلّی الله علیه وآله- را دید،
    تحت تأثیر قرار گرفت وبه پای مبارک آن حضرت افتاد،واظهار تواضع کرد و گفت:
    «الله أعلم حیث یجعل رسالته:خداوند می داند که مقام رسالت را در وجود چه کسی قرار دهد



    *~• ~* مهرومحبّت به کودکان  *~• ~*:

    استغفر الله الذی لا اله الا هوالرحمن الرحیم الحی القیوم بدیعُ السماوات والارض
    من جمیع جرمی وظلمی واسرافی علی نفسی واتوب الیه


  2. تشكر

    مدير اجرايي (21-11-1390)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •