ღ•*♥*•ღ  آئین دوست یابی  ღ•*♥*•ღ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
ღ•*♥*•ღ  آئین دوست یابی  ღ•*♥*•ღ
صفحه 3 از 8 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 78
  1. #21
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,801      تشکر : 57,635
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    داستان حاطب بن ابى تلعبه


    حاطب در مكه مسلمان شد و به مدينه آمد. در حالى كه عيالش در مكه مانده بود. ازسوى ديگر كفار قريش از آن بيم داشتند كه لشكر رسول خدا (صلّى الله عليه وآله وسلّم) به سوى آنان بتازد، پس نزد عيال حاطب رفته و از او خواستند تا نامه اى به حاطب بنويسد و در آن از شوهرش جويا شود كه آيا حضرت محمّد (صلّى الله عليه وآله وسلّم) تصميم به جنگيدن با مردم مكّه دارد يا نه؟

    خانواده حاطب نامه اى به او نوشتند و مطلب را با او درميان گذاشتند و از او خواستند كه وضعيت را براى آنان شرح دهد. حاطب در پاسخ نوشت: آرى رسول خدا (صلّى الله عليه وآله وسلّم) چنين قصدى دارد. وى نامه را به دست زنى به نام صفيّه داد. او نامه را در گيسوان خود پنهان كرد و به راه افتاد.

    رسول خدا (صلّى الله عليه وآله وسلّم) اميرالمؤمنين على (عليه السلام) و زبير بن عوّام را به سراغ آن زن فرستاد. اين دو تن نيز خود را به او رساندند. اميرالمؤمنين (عليه السلام) پرسيد: نامه كجاست؟ صفيّه گفت: نزد من چيزى نيست. او را تفتيش كردند و چيزى نيافتند. زبير گفت كه چيزى نيافتيم، پس برگرديم.

    على (عليه السلام) فرمود: به خدا سوگند كه رسول خدا به ما دروغ نگفته و جبرئيل هم به آن جناب دروغ نگفته و پيامبر به جبرئيل دروغ نبسته و جبرئيل هم به خدا دروغ نمى بندد؛ پس نامه را درآور وگرنه جزاى عمل خويش را خواهى ديد! صفيّه گفت از من دور شويد تا نامه را درآورم. آنگاه نامه را از لاى گيسوانش درآورد.

    اميرالمؤمنين (عليه السلام) نامه را گرفت و نزد رسول خدا آورد. رسول خدا (صلّى الله عليه وآله وسلّم) از حاطب پرسيد: اين چه كارى است؟

    حاطب عرض كرد: يا رسول الله به خدا سوگند اين كا را از روى نفاق نكردم و چيزى تغيير و تبديل ندادم و من شهادت مى دهم به اينكه جز خدا معبودى نيست و اينكه تو رسول بر حقّ اويى، ليكن اهل و عيال من از مكه نوشتند كه قريش با ما خوشرفتارى مى كند. من نيز در حقيقت مى خواستم حسن معاشرت آنان را با خدمتى تلافى كرده باشم. بعد از اين ماجرا خداى متعال اين آيه را فرستاد:

    «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّى وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ». (38)
    اى اهل ايمان! دشمن من و خودتان را هرگز به دوستى برنگزينيد.


    گرچه شأن نزول اين آيه مربوط به اين حادثة تاريخى است امّا معنى و مفهوم آن به هيچ وجه اختصاص به اين شخص ندارد بلكه به عنوان يك قانون كلى و اجتماعى براى هميشه مطرح و پا برجاست. همان گونه كه اين مطلب از آيات ديگر قرآن هم استفاده مىشود؛ مثلاً اين آيه: «آنان كه ايمان به خدا و رسول ندارند را به عنوان دوست نگيريد و دوستى با آنان خطرى است بس عظيم». (39)

    در بسيارى از روايات هم به خطر اين دوستى ها اشاره شده است. امام صادق (عليه السلام) مىفرمايد: هركس را ديديد كه دوستى و دشمنى اش به خاطر دين نبود، بدانيد كه او دين ندارد. (40) آن حضرت در جاى ديگر فرموده است: از مستحكم ترين دستاويزهاى ايمان آن است كه به خاطر خدا و در راه دوستى او دوست بدارى و به خاطر خدا دشمن بدارى.

    در مقابل اين نوع رفاقت ها كه به شدت نهى شده است، رفاقت و دوستى با اهل ايمان و تقوى است. اينجاست كه صحنة بالاترين موفقيت هاى صاحبان خرد و انديشه است؛ آنان كه دانسته و توانسته اند از عالم گستردة دنيا نخبگانى را گلچين كنند.

    روايات زيادى در تشويق و توصيه به اين گونه از دوستى و دوست گزينى آمده كه علاوه بر بيان اهميت آن، مردم را ترغيب مىكند تا پيوسته با اهل ايمان طرح دوستى و رفاقتى بريزند.

    قال رسول الله (صلّى الله عليه وآله وسلّم):

    اَلْمُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِ كَالْبُنْيانِ يَشُدُّ بَعْضُهُ بَعْض. (41)

    افراد با ايمان نسبت به يكديگر همانند اجزاى يك ساختمان هستند كه هرجزئى از آن جزء ديگر را محكم نگاه مى دارد.

    همچنين آن حضرت ضمن اينكه مؤمنان را همچون يك روح مى داند (42)، در وصف دوستان مؤمن مى فرمايد:

    مَثَلُ الْمُؤْمِنِ فِى تَوادِّهِم وَ تَراحُمِهِمْ كَمَثلِ الْجَسَدِ إِذَا اشْتَكى بَعْضُهُ تَداعى سائِرَهُ بِالسَّهَرِ وَ الحِمى. (43)
    مَثَل افراد با ايمان در دوستى و نيكى با يكديگر همچون اعضاى يك پيكر است كه چون بعضى از آن رنجور شود و به درد آيد، اعضاى ديگر را قرار و آرامش نخواهد بود.



    ღ•*♥*•ღ  آئین دوست یابی  ღ•*♥*•ღ
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكر

    ال یاسین (29-11-1390)

  3. #22
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,801      تشکر : 57,635
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    از كجا بفهميم كه شخص با ايمان است؟


    راه تشخيص ايمان واقعى در افراد خيلى مشكل نيست. بررسى عملكرد افراد، گوياى ايمان آنها است. اثر ايمان در گفتار و كردار و رفتار هر مؤمنى نمودار است. صدق، امانتدارى، وفاى به عهد، حُسنِ خلق، تقيّد به واجبات، پرهيز از محرمات همگى از شاخصه هاى ايمان است كه مىتوان با آزمودن ديگران پى به وجود اين صفات در ايشان برد.

    عن ابى عبدالله (عليه السلام):

    إِنَّ اللهَ وَضَعَ الإيمانَ عَلى سَبْعَةِ أسْهُم عَلَى الْبِرِّ وَ الصِّدْقِ وَ الْيَقينِ وَ الرِّضا وَ الْوَفاءِ وَ الْعِلْمِ وَ الْحِلْمِ ثُمَّ قَسَّمَ ذلِكَ بَيْنَ النّاس. (44)
    همانا خداوند ايمان را بر هفت سهم نهاده است: نيكى، راستى، يقين، رضا، وفا، علم و حلم؛ سپس آن را بين مردم قسمت كرده است.

    قال على (عليه السلام):

    عَلامَةُ الإِيمانِ أنْ تُوثِرَ الصِّدْقَ حَيْثُ يَضُرُّكَ عَلَى الْكِذْبِ حَيْثُ يَنْفَعُكَ وَ ألّا يَكُونَ فى حَديثِكَ فَضْلٌ عَنْ عِلْمِكَ وَ أنْ تَتَّقِى اللهَ فى حَديثِ غَيْرِك. (45)
    نشانه ايمان آن است كه راستگويى را در جايى كه به زيان تست بر دروغ در جايى كه به نفع تست مقدّم دارى و در سخنت چيزى زياده از عملت نباشد و در هنگام سخن گفتن دربارة ديگران تقوا را پيشة خود كنى.

    بنابراين ايمان نشانه هايى دارد كه در افراد بروز مى كند و با شناخت آن علامت ها مى توان دريافت كه ايمانِ شخص موردنظر تا چه اندازه است.



    ღ•*♥*•ღ  آئین دوست یابی  ღ•*♥*•ღ
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. تشكر

    ال یاسین (29-11-1390)

  5. #23
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,801      تشکر : 57,635
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    2- عقل

    عقل نيرويى است كه انسان به وسيلة آن، حقايق عالم را درك مى كند. امام صادق (عليه السلام) در تعريف عقل مى فرمايد:

    اَلْعَقْلُ ما عُبِدَ بِهِ الرَّحْمانُ وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجِنان. (46)
    عقل چيزى است كه به وسيله آن خدا پرستش مى شود و بهشت به دست مى آيد.

    مرحوم علامه طباطبائى هم در تفسير الميزان در تبيين معناى عقل چنين مى گويد: عقل نيرويى است كه به وسيلة آن انسان به حق و حقيقت شناخت پيدا مى كند. (47) عقل چراغ هدايت و سرمايه بى نظير درونى است كه اختصاص به انسان دارد و خداوند تبارك و تعالى آن را به بشر عنايت فرموده تا به كمك آن، امور و حقايق عالم را به درستى درك كند و آن گونه تدبير و انديشه نمايد كه او را به سر منزل سعادت برساند.

    شخصيت و ارزش هر فرد به ميزانى است كه از عقل بهره مند است. در قرآن و روايات، عقل بسيار ستوده شده است تا آنجا كه به فرمودة اولين امام معصوم (عليه السلام)

    لا غِنى كَالْعَقْلِ وَ لا فَقْرَ كَالْجَهْل. (48)
    هيچ ثروتى چون خرد و هيچ فقرى چون نادانى نيست.

    عقل معيار سنجش خوب و بد است. اصولاً ثواب و عقاب الهى كه در آخرت به انسان تعلق مى گيرد بر پايه معيار عقل و در ارتباطِ موجود ميان دين و عقل قرار دارد. مثلاً قرآن از زبان اهل جهنم مى گويد: «اهل آتش به نگهبانان جهنم گويند اگر ما گوش شنوا داشتيم و از عقل خويش استفاده مى كرديم از اهل آتش نبوديم». (49)

    بداند شناسـندة نيك و بد
    كه چيزى نباشد وراى خرد

    خرد جانفروز و خرد دلگشاى
    خرد دستگير و خرد رهنماى

    خرد دور دارد ز كبر و منى
    خرد ره نمايد سوى روشنى

    خرد باز دارد ز ناخوبْ كار
    خرد راه جويد سوى كردگار

    اگر پير باشد كسى ور جوان
    خرد دارد آموزگار روان

    خرد بر تو آسان كند كارِ سخت
    خرد داردت شاد و پيروز بخت (50)





    ღ•*♥*•ღ  آئین دوست یابی  ღ•*♥*•ღ
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. تشكر

    ال یاسین (29-11-1390)

  7. #24
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,801      تشکر : 57,635
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض










    از آنجا كه عقل، مشعل فروزان زندگى است و بهروزى و سعادت آدمى در سايه تدبير و انديشه است، دين مبين اسلام يكى از شرايط رفاقت و دوستى را مسئلة عقل و خرد دانسته و تأكيد نموده كه با صاحبان عقل و انديشمندانِ باوفا همنشينى و معاشرت و دوستى داشته باشيد.

    امام رضا (عليه السلام) مى فرمايد:


    عَلَيْكَ أنْ تَصْحَبَ ذَا الْعَقْلِ فَإِنْ لَمْ تَجْمِدْ بِكَرَمِهِ إِنْتَفِعْ بِعَقْلِهِ. (51)
    سعى كن با انسان عاقل دوستى نمايى تا اگر از كرم و بخشش آن نتوانى استفاده كنى، از عقلش بهره ببرى.

    امام على (عليه السلام) نيز مى فرمايد:

    صُحْبَةُ الْوَلِى اللَّبيبِ حَياةُ الرُّوح. (52)
    همنشينى با دوست دانا سببِ زنده بودن روح است.

    رفيق لبيب و دوست دانا نعمت بزرگى است كه هركس آن را داراست بايد به پاس آن خدا را شكرگذار باشد و اوست كه مىتواند با انديشه و خرد خود خدمات ارزشمندى را در طول زندگى به دوست خود بنمايد.

    امّا رفيق ناشايست و دوست جاهل همچون زهرى است كه وجودش هر لحظه جسم و جان را آزار مىرساند. در روايات اسلامى به شدت از دوستى با رفقاى جاهل و بى خرد نهى شده است.

    از امام صادق (عليه السلام) روايت شده است كه:

    مَنْ لَمْ يَجْتَنِبْ مُصاحَبَةَ الْأحْمَقِ يُوشِكُ أنْ يَتَخَلَّقَ بِأخْلاقِه. (53)
    كسى كه از رفاقت و همنشينى با احمق پرهيز نكند، تحت تأثير كارهاى احمقانه وى واقع مى شود و زود به اخلاق ناپسندش متخلّق مى گردد.

    در قابوسنامه آمده است:
    با بى خبردان هرگز دوستى نكن كه دوست بى خرد از دشمن با خرد بدتر بُوَد، دوست بى خرد با دوست از بدى آن كند كه صد دشمنِ با خرد با دشمن نكند. (54)

    صاحبان عقل با اعتماد بر قوة عاقله و فكر و انديشة صحيح نسبت به همه كارهاى فردى و اجتماعى باتدبير حركت مى كنند و در هر قضيه اى موفقيت ها و مشكلاتِ آن را در نظر مى گيرند، بموقع و در جاى خود با زيركى خاص و موقعيّت شناسى تصميمات صحيح را مى گيرند. اين نوع افراد كه از بصيرت خاصّى برخوردار هستند قطعاً مى توانند راهگشاى مشكلات زندگى و مشاور و همفكر و ياور ارزشمندى جهت ياران خود باشند. صاحبان عقل و خرد، رشته محبت و دوستى را از هم نمى پاشند و در ساية اين دوستى هاست كه بشر مى تواند ارزشهاى مادّى و معنوى و دنيوى و اخروى را كسب نمايد

    دو عاقل را نباشد كين و پيكار
    نه دانايى ستيزد با سبكسار

    اگر نادان به وحشت سخت گويد
    خردمندش به نرمى دل بجويد

    دو صاحبدل نگه دارند مويى
    هميدون سركشى و آزرم‏ جويى‏

    و گر بر هر دو جانب جاهلان اند
    اگر زنجير باشد بگسلانند






    ღ•*♥*•ღ  آئین دوست یابی  ღ•*♥*•ღ
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 30-11-1390 در ساعت 03:28
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. تشكر

    ال یاسین (29-11-1390)

  9. #25
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,801      تشکر : 57,635
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    موقعيت شناسى نشانه عقل آدمى است


    روزى قنبر ـ خدمتگزار على (عليه السلام) ـ به مجلس يكى از مردان متكبّر و تجاوزكار وارد شد. در محضر وى جمعى نشسته بودند، از آن جمله مرد كوته فكر و كم تشخيصى بود كه خود را از شيعيان ثابت قدم على (عليه السلام) مىدانست. وقتى قنبر به مجلس وارد شد آن شيعه موقع ناشناس به احترام قنبر و به پاس مقام شامخ حضرت على (عليه السلام) از جا برخاست و عملاً مقدم او را گرامى شمرد.

    مرد متكبر از اين كار خشمگين شد و به او گفت: آيا در محضر من براى ورود يك فرد خدمتگزار قيام مى كنى؟

    مرد موقع ناشناس به جاى آنكه سكوت كند و بر جاى خود بنشيند و به خشم تجاوزكار متكبّر پايان دهد، جواب داد: چرا به احترام قنبر قيام نكنم؟ او به قدرى بزرگوار و شريف است كه فرشتگان بالهاى خود را در راه وى مى گسترانند و او روى بال ملائكه راه مى رود.

    اين اظهار دوستى نابجا و بىمورد، چنان مرد متكبّر را عصبى و ناراحت كرد كه از جاى برخاست و قنبر را زد و به او ناسزا گفت و در عين حال او را تهديد كرد كه بايد اين ماجرا پنهان بماند و كسى از آن آگاه نشود.

    طولى نكشيد كه آن شيعه موقع ناشناس و كوته فكر بر اثر مارگزيدگى بسترى شد. على (عليه السلام) به عيادتش رفت و با استفاده از اين فرصت، به وى فرمود: اگر مى خواهى خداوند تو را عافيت دهد، بايد متعهد شوى كه از اين به بعد نسبت به ما و دوستان ما اظهار علاقه و محبتِ بى مورد نكنى و در محضر دشمنان، موجبات زحمت و آزار ما و ياران ما را فراهم نياورى. (55)

    بديهى است كه اگر آن مرد موقعيت نشناس، شخص بصير و فهميده و عاقلى بود هيچ گاه دست به چنين عمل نسنجيده اى نمى زد. به همين دليل است كه دوستِ شخص نادان همواره در زحمت و ناراحتى است.

    فَلا تَصْحَبْ أخَا الجَهْلِ وَ إِيّاكَ وَ إِيّاهُ
    فَكَمْ مِنْ جاهِلٍ إرْدى حَكيماً حينَ آخاهُ

    يُقاسُ الْمَرْءُ بِالْمَرْءِ إذا ما هُوَ ماشاهُ
    وَ لِلشَّيْيءِ على الشَّيْيءِ مَقائيسُ وَ أشْباهُ


    همان گونه كه هر چيز با مشابه خود مقايسه مى شود، هر فرد نيز با دوستانش قابل مقايسه است. لذا از معاشرت با جاهل برحذر باش، چه بسا افراد عاقل كه بر اثر دوستى با جاهل به هلاكت افتادند.


    ღ•*♥*•ღ  آئین دوست یابی  ღ•*♥*•ღ
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  10. تشكر

    ال یاسین (29-11-1390)

  11. #26
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,801      تشکر : 57,635
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    3- حريص نبودن به دنيا

    برخى به اشتباه چنين پنداشته اند كه دنيا به كلّى ناپسند و مذموم است. امّا نخست بايد ديد منظور از دنيا چيست و چه بخشى از آن پسنديده نيست و كدام قسمت آن مذموم است؟ و چرا؟

    حقيقت امر اين است كه اگر منظور از دنيا، اين جهان مادّى و به اصطلاح همين سراى طبيعت است؛ به تأكيد بايد گفت دنيا به خودى خود نه تنها بد نيست بلكه به فرمودة پيامبر گرامى اسلام دنيا مزرعة آخرت است. (56) دنيا بستر خوبى براى تحصيل كمال و رسيدن انسان به مقامات بلند انسانيت است. يعنى آدمى با استفاده از نيروى «اختيار» با اتّكا به نيروى ايمان، مسير تكامل را طى مىكند و مىتواند دنيا و آخرتى آباد براى خود برگزيند.

    بنابراين اگر مواهب و نعمت هاى دنيا وسيله اى براى رسيدن به ارزشهاى والاى انسانى و سعادت جاودان باشد، چنين دنيايى هرگز بد نيست بلكه پلى است براى رسيدن به اهداف بزرگ و والا.

    امّا آنچه در مذمت دنيا آمده در واقع دربارة دنيايى است بى هدف و بى نتيجه، و يا دنيايى كه خودش هدف آدمى قرار گيرد و به عبارت ديگر اينكه هدف غايى و نهايى او دنيا باشد و بس. اين دنيا و چنين نگاهى به دنيا مردود است.

    لا خَيْرَ فى دُنْيا لا تَدَبُّرَ فيه. (57)
    دنيايى كه در آن فكر و انديشه نباشد و هدف والايى از آن تعقيب نشود، خيرى در آن نيست.

    قرآن كريم مى فرمايد:

    «وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ». (58)
    «زندگى دنيا چیزی جزمتاع غرور نیست»

    مفهوم اين سخن قرآنى كه «زندگى دنيا متاع غرور است» آن است كه دنيا وسيله و ابزارى براى فريب كارى خود و ديگران مىباشد. بديهى است اين حالت در مورد كسانى صادق است كه دنيا را هدف نهايى خود قرار دهند و به آن دل ببندند و آخرين درجة آرزوىشان وصول به آن باشد و از همين رو حرص به دنيا داشته باشند. اين دنيا مذموم است زيرا طالبان آن بدون توجه به فناى اين جهان تمام همّ و غمّ خود را رسيدن به آن قرار مىدهند.

    از طرفى از آنجا كه دوستىهاى شايسته به دنيا محدود نمىشود و ارزش و نتيجة نهايى دوستى براى مؤمنان در آخرت گرفته مىشود لذا برادران مؤمن بايد دوستانى را براى خود انتخاب كنند كه حريص به دنيا نباشند.

    روشن است كسانى كه حريص به دنيا باشند و بالاترين آرزوىشان رسيدن به مطامع دنيوى باشد بالأخره در جايى كه ادامة دوستى با منافع دنيوى آنها منافات داشته باشد از دوستى دست برداشته و ما را رها مىكنند. اينان در طلب دنيا حد و مرزى نمىشناسند؛ همان گونه كه در حديث شريف آمده است:

    مَنْهُومانِ لا يَشْبَعانِ طالِبُ عِلْمٍ وَ طالِبُ دُني. (59)
    دو كس سيرى ندارند: طالب علم، و طالب دنيا.

    صاحب كتاب قابوسنامه گويد:
    از دوستى طامع دور باش كه دوستى او با تو، ‌به طمع باشد نه به حقيقت و با مردم كينه ور هرگز دوستى مدار كه دوستى، او را نشايد چون هميشه آزرده و كينه ور است و دوستى تو اندر دل وى محكم نباشد و بر وى اعتماد نبود. (60)


    ღ•*♥*•ღ  آئین دوست یابی  ღ•*♥*•ღ
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  12. #27
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,801      تشکر : 57,635
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    بى اعتنايى به دنيا

    بى توجهى به دنيا چه در قالبِ كسب مقامات و مراتب و درجات عالية دنيا و چه در شكل ثروت اندوزى و رفاه طلبى و دوستى زر و زيور بستگى به مراتب ايمان هر شخصى دارد. يعنى به هر اندازه كه انسان از ايمان بالاترى برخوردار باشد نسبت به جاه و مقام دنيا و زراندوزى بى اعتناتر و دنيا در چشم او حقيرتر خواهد بود و تنها در حدّ وظيفه و انجام مسئوليت به آن مى پردازد.

    انسان مؤمن گرچه از نعمت هاى خدادادى و مواهب الهى كه از راه حلال به دست آمده باشد در حدّ ضرورت بهره بردارى مى كند و شكر آنها را نيز با استفاده درست از آنها به جا مى آورد امّا همواره در نظر او، ماوراء طبيعت و كسب معارف دينى و خودشناسى بزرگتر و ارزشمندتر از آن است كه زخارف دنيا توجه وى را از آن منحرف و به سوى خود جلب كند.

    مولاى عارفان على بن ابيطالب (عليه السلام) خطاب به دنيا چنين مى فرمايد:
    يا دُنْيا أبى تَعَرَّضْتِ أمْ إِلَى تَشَوَّقْتِ هَيْهاتَ هَيْهاتَ غُرّى غَيْرى لاحانَ حينُكِ قَدْ أبَنْتُكِ ثَلاثاً عُمْرُكِ قَصيرٌ وَ خَيْرُكِ حَقيرٌ وَ خَطَرُكِ غَيْرُ كَبيرٍ آه آه مِنْ قِلَّةِ الزّادِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ وَ وَحْشَةِ الطَّريق. (61)
    اى دنيا! آيا خود را به من عرضه كرده اى؟ آيا به من روى آورده اى؟ على كجا و دنيا كجا؟ برو غير مرا فريب ده، زمانت به سر نيايد! من تو را سه طلاق گفته ام. عمر تو كوتاه، خيرت ناچيز و مقامت كوچك است. اى واى از كمى توشه و دورى سفر و وحشت راه.

    گيتى كه اولش عدم و آخرش فناست
    در حقّ او گمان ثبات و بقا خطاست‏

    مشكل‏تر اينكه گر به مَثَل دور روزگار
    روزى دو مهلتى دهدت گويى آن بقاست‏

    نينى كه در زمانه تو مخصوص نيستى
    بر هر كه بنگرى به همين درد مبتلاست‏

    گردون خلافِ عنصر و ظلمت نقيض نور
    آتش عدوى آب و زمين دشمن هواست‏

    از سنگ گريه بين و مگو كان ترشح است
    از كوه ناله بين و مپندار كان صداست (62)





    ღ•*♥*•ღ  آئین دوست یابی  ღ•*♥*•ღ
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 01-12-1390 در ساعت 20:27
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  13. #28
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,801      تشکر : 57,635
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    4- اعتدال و ميانه روى


    آيا به راستى هرگز به اين نكته فكر كرده ايد كه چرا ميانه روى در زندگى ما كمتر به چشم مى خورد؟
    متأسفانه بايد گفت كه در قشر وسيعى از جامعه، خصوصاً در ميان جوانان معمولاً احساسات و عواطف تعيين كننده ترين عامل در شكل گيرى نحوه رفتار فرد هستند. بر همين اساس آنان در بسيارى از مسائل اجتماعى و از جمله در دوست يابى دستخوش احساسات شده و عواطفْ حاكم بر عقل آنان مى گردد؛ در نتيجه از مرز اعتدال و ميانه روى خارج شده و در دوستى دچار تفريط و افراط مى شوند.

    البته طبيعى است كه احياناً در ابتداى دوستى يك نوع محبت و انس وافر احساس مى شود كه به غلط اين تصور را ايجاد مى كند كه گويا به مرتبه والايى از همدلى و همفكرى رسيده است امّا در ادامة كار مشاهده مى شود كه نه تنها چنان تصورى حقيقت نداشته است بلكه مشكلات تازه اى نيز فرا روى او قرار گرفته است. امّا اسلام كه دين اعتدال و ميانه روى است اكيداً دستور مى دهد كه از مرز اعتدال خارج نشويد.

    «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً». (63)
    اين گونه شما را مردمى ميانه رو قرار داديم تا الگويى پسنديده براى ملتهاى ديگر باشيد همان گونه كه پيامبر الگويى پسنديده براى شماست.

    قرآن كريم مسلمانان را در تمامى مسائل اجتماعى و انفرادى به عقل و تدبير و ميانه روى سفارش كرده است. در دوستى هم با آن همه تأكيد و سفارش كه بر آن دارد امّا طرح دوستى را بر پايه اعتدال و ميانه روى امضا مى كند.

    اسلام توصيه مىكند كه در دوستى و رفاقت با ديگران نه آنچنان باشيم كه همچون بيگانگان با يكديگر رفتار كنيم و خود را نسبت به آداب و حقوق دوستى بىاعتنا نشان دهيم و نه آنچنان كه تمام اسرار زندگى خود وخانواده خود را براى آنان نمايان كنيم بلكه مى بايد در دوستى ها روش صحيح و پسنديده ميانه روى را سرمشق خود قرار دهيم و از هر گونه افراط و تفريط بپرهيزيم؛ چنانكه پيامبر اسلام فرمود:

    أحْبِبْ حَبيبَكَ هَوْناً ما عَسى أنْ يَكُونَ بَغيضُكَ يَوْماً ما وَ أبْغِضْ بَغيضَكَ هَوْناً ما عَسى أنْ يَكُونَ حَبيبَكَ يَوْماً م. (64)
    دوست خود را در حدّ اعتدال دوست بدار چرا كه ممكن است روزى دشمنت شود و نيز دشمنت را در همين حد دشمن بدار زيرا ممكن است روزى دوستت شود.

    و اميرمؤمنان (عليه السلام) هم چنين فرمود:
    اگر خواستى پيوند برادرى و رفاقت را ببُرى جاى دوستى برايش باقى گذار كه اگر روزى خواستى بازگردد و بار ديگر با تو دوست شود، بتواند چنين كند. (65)

    بنابراين انسان خردمند در عين حال كه با دوستان در كمال دوستى و گرمى و مهربانى است و آنان را همچون برادر خود دانسته و نسبت به تمامى حقوق و آداب دوستى پاى بند است امّا هرگز از مرز اعتدال خارج نمى شود و مسائل درونى، شخصى و خانوادگى و اسرار زندگى خود را نگه مى دارد؛ و به قول «سعدى» رازى كه نهان خواهى، با كس در ميان منه گرچه دوست مخلص باشد كه آن دوست را نيز دوستان مخلص باشد.

    خامشى به كه ضمير دل خويش
    با كسى گفتن و گفتن كه مگوى

    اى سليم، آب ز سرچشمه ببند
    كه چو پر شد نتوان بستن جوى

    سخنى در نهان نبايد گفت
    كه بَرِ انجمن نشايد گفت (66)





    ღ•*♥*•ღ  آئین دوست یابی  ღ•*♥*•ღ
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  14. #29
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,801      تشکر : 57,635
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    5- آيينه بودن


    يكى از ويژگيهاى دوستان با وفا و صميمى آن است كه در سلوك و معاشرت با يكديگر آنچنان از نظر روحى به يكديگر نزديك هستند كه حتى كمترين و ظريف ترين نكات مثبت و منفى وجود هر يك از ديد طرف مقابل پنهان نمى ماند. و در يك كلام همچون آيينه اى براى دوست خود مى باشد. چه زيبا فرمود پيامبر خدا (صلّى الله عليه وآله وسلّم) كه:

    اَلْمُؤْمِنُ مِرْآةُ الْمُؤْمِن. (67)
    مؤمن آيينه برادر مؤمنش مى باشد.

    دوست واقعى، صفات پسنديده دوست خود را به ديده قبول مى نگرد و او را نسبت به آنها كاملاً تشويق مى كند و با تدبير خود او را يار و مددكار است تا روز به روز در آن خصلت هاى نيكو بهتر و موفق تر باشد و در مقابل اگر كوچكترين لغزش و خطايى در وجود دوست خود ببيند مثل آن است كه اين نقطه را در آيينه اى شفّاف ديده باشد، بلافاصله آن را به وى تذكر مى دهد و درصدد مخفى نمودن آن از ديگران و زدودن آن عيب برمى آيد. در واقع او لغزش و عيب دوست خود را لغزش و عيب خود دانسته و تمام همت خود را صرف كمك به او در برطرف كردن آن مى كند امّا نه از سر عيب جويى و استهزا كه صفت اشرار و منافقان است بلكه به نيّت اصلاح و خيرخواهى.

    آرى دوست واقعى آن است كه اگر از برادر مؤمن خود خطا و اشتباهى ببيند، آن را به او يادآور شود نه اينكه از كنار آن بگذرد و يا آن طور كه سيرت چاپلوسان و متملّقان است از آن تعريف كند. زيرا چه بسا با چنين رفتارى، آن صفتْ سالهاى سال در او باقى بماند و از آن غافل باشد.و حال اگر خطاى فرد نه يك خطاى معمولى بلكه خطايى باشد كه به لحاظ شرعى مورد مذمّت و نهى قرار گرفته باشد، بر شخص (دوست) واجب است كه از باب امر به معروف آن را به او گوشزد كند و از انجام آن برحذر دارد و چنانچه يك ضعف اخلاقى را در دوست خود ملاحظه مىكند از آنجا كه آيينه دوست خود است بايد تذكر دهد تا آن عيب از او برطرف شود كه اين خود بهترين نوعِ دوستى است؛ همچنان كه امام صادق (عليه السلام) مىفرمايد:

    أحَبُّ النّاسِ إِلَى مَنْ أهْدى اِلَى عُيُوبى. (68)
    بهترين دوستان من كسانى هستند كه عيوب مرا به من تذكر دهند. و نيز حسن بن على (عليه السلام) مى فرمايد:

    مَنْ أحَبَّكَ نَهاكَ وَ مَنْ أبْغَضَكَ أغْراكَ. (69)
    دوست واقعى تو كسى است كه تو را از بديها بازدارد و دشمنت كسى است كه تو را به بديها و شرارت تحريك كند.

    ا
    ز صحبت دوستى برنجم كاخلاق بدم حَسَن نمايد
    عيبم هنر و كمال بيند خارم گل و ياسمن نمايد

    كو دشمنِ شوخ چشمِ ناپاك
    تا عيب مرا به من نمايد (70)


    يكى از دستورالعمل هايى كه ارباب معرفت و اساتيد اخلاق براى سالكان طريق الى الله صادر مى كنند و آن را يكى از عناصر مهم سلوك مى شمارند آن است كه انسان رفيقى همراه و همفكر و هم سلوك داشته باشد كه در مسير حق يكديگر را يارى كنند، عيوب همديگر را ببينند و به هم تذكر دهند. زيرا انسان در بسيارى از مواقع از بعضى حركات و سكنات خود غافل است و گاه سالهاى طولانى مى گذرد بدون آنكه به آن توجه كند. البته شايسته است كه در چنين مواقعى طرف مقابل نيز دربرابر اطلاع از عيب و خطاى خود، آن را به عنوان بهترين هديه از دوست خود بپذيرد.

    دوست دارم كه دوستْ عيب مرا
    همچو آيينه روبرو گويد

    نه كه چون شانه با هزار زبان
    پشت سر رفته مو به مو گويد (71)



    ღ•*♥*•ღ  آئین دوست یابی  ღ•*♥*•ღ
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  15. #30
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,801      تشکر : 57,635
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    يك نكتة طلايى

    تشبيه دوستى به آيينه يك تشبيه جالب و در عين حال پرمغز و پرمعناست. اين شباهت ما را به يك نكتة اخلاقى توجه مى دهد و آن اين است كه: اى كسانى كه دست محبت و رفاقت به يكديگر داده و در سايه اين برادرى و محبت مى خواهيد سعادت دنيا و آخرت را براى خود و ديگران كسب نماييد، توجه كنيد كه اين آيينه زمانى كاملاً نمايانگر است كه شفاف، صاف و روشن باشد و هيچ گونه غبارگرفتگى يا شكستگى نداشته باشد زيرا در صورت وجود هريك از اوصاف ياد شده به همان اندازه از نشان دادن واقعياتْ دور خواهد افتاد.

    مؤمن نيز زمانى آيينة مؤمن ديگر است كه همچون آيينه اى صاف، روشن و شفاف و زلال باشد وگرنه به هر اندازه در دوستى و محبت و شرايط و حقوق آن خدشه، غلّ و غش و يا شكستگى و كدورتى باشد، به همان اندازه از صراط مستقيم دور گشته و اين دوستى و آيينه دارى ضربه پذير خواهد بود.

    چشمى دارم همه پر از ديدن دوست
    با ديده مرا خوش است چون دوست در اوست

    از ديدن دوست فرق كردن نتوان
    يا اوست درونِ ديده يا ديده خود اوست (72)




    ღ•*♥*•ღ  آئین دوست یابی  ღ•*♥*•ღ
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



صفحه 3 از 8 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •