ღ•*♥*•ღ  آئین دوست یابی  ღ•*♥*•ღ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
ღ•*♥*•ღ  آئین دوست یابی  ღ•*♥*•ღ
صفحه 7 از 8 نخستنخست ... 345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 78
  1. #61
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    1- دوستان ناشايست


    هر انسانى در زندگى علاقه مند است تا به هر آنچه كه به نفع اوست برسد و همه تلاش خود را در زندگى به كار مىبندد تا به آن نائل شود.

    اين علاقه يك غريزه انسانى در نفس هر بشرى است. انسان هميشه به دنبال و در آرزوى كسب منافع مادى يا معنوى است. امّا معيارها و الگوهاى انسان در شناخت خوبى ها و بدى ها متفاوت است و يكسان نيست؛ مواردى همچون دين، محيط خانواده، اجتماع، دوستان، خصلتهاى عاطفى اشخاص، تربيت اجتماعى، وراثت و... از جمله چيزهايى هستند كه در ايجاد هنجارها و شكل بخشيدن به معيارها مؤثر هستند و نقش بسزايى را در اين ارتباط مى توانند داشته باشند.

    آنان كه در پى به دست آوردن منافع شخصى خود از هيچ چيز دريغ نمى كنند حتى اگر به قيمت ستم ورزيدن به حقّ ديگران باشد، آنان كه فحشا و منكرات و استفاده از انواع و اقسام وسايل تخديركننده و مخرب براى جسم و روح ديگران را ترويج مى كنند و هزاران نفر را در اين راه به دام مى اندازند و آنان كه به قتل نفس و آدم كشى دست مى زنند و يا با سلاحهاى مرگبار در يك لحظه هزاران نفر را از زندگى محروم مى كنند؛ همگى به زعم خودشان به دنبال منافع خود مى باشند.

    اينان در راه كسب مناصب و مقامات دنيوى حاضرند هر مانعى را از سر راه بردارند. شك نيست كه اينگونه افراد از مشعل فروزان هدايت دين به كلّى محروم مانده اند و يا بر اثر اصرار بر جنايت و آدم كشى و غرق شدن در مطامع مادّى و آمال و آرزوهاى دنيوى، وجدان پاك خود را از دست داده اند. آنها با انحراف از مسير فطرت و تحت تأثير غلبة غرايز حيوانى خود در كسب منافع، از ظلم و ستم ابا نداشته و با حيله و نيرنگ و انواع فريبكارى، و دغل بازى، گروه كثيرى را به دام ذلت و بدبختى انداخته اند. در واقع مى توان گفت كه در وجود چنين افرادى، خصلتهاى حيوانى، جايگزين انسانيت و فطرت و وجدان آنان شده است.

    انسان به لحاظ طبيعت خود ممكن است تحت تأثير اعمال و افكار اين قبيل دوستى ـ كه از در دوستى و رفاقت وارد شده اند و در اين راه از شيوه هاى پيچيده فريب و نيرنگ سود برده اند ـ قرار گيرد و لذا دوستى با اين گونه افراد فاسد و شرور و اهل گناه و معصيت نهى شده است.

    حضرت على (عليه السلام) مى فرمايد:

    إِيّاكَ وَ مُعاشَرَةَ الْأشْرارِ فَإنَّهُمْ كَالنّارِ مُعاشَرَتُها تُحْرِق. (133)

    از همنشينى با بدكرداران بپرهيز كه آنان همچون آتش هستند و همنشينى با آنان انسان را مى سوزاند.

    امام صادق (عليه السلام) نيز فرمود:

    مَنْ يَصْحَبْ صاحِبَ السُّوءِ لا يَسْلَم. (134)
    كسى كه با رفيق بد همنشين شود سالم نمى ماند و سرانجام به ناپاكى آلوده مىشود.

    اى برادر مى گريز از يار بد
    يار بد بدتر بود از مار بد

    مار بد تنها تو را بر جان زند
    يار بد بر جان و بر ايمان زند


    چه بسا جوانانى كه در بهترين دوران زندگى خود كه دورة شكوفايى شخصيت آنان است، براثر خودسرى و ندانم كارى، به برقرارى روابط دوستانه با افراد فاسد و آلوده اقدام مى كنند. اينان برخلاف عقل و مصلحت و با ناديده گرفتن نداى فطرت و تنها به خواهش دل، با اين قبيل افراد، دوستى مىورزند. اينان در
    نتيجة چنين رفاقتهايى، گرانبهاترين ايام عمر را در مجالس گناه و لهو و لعب مى گذرانند و دامن خود را به انواع زشتيها آلوده مى كنند و معمولاً‌ سرانجام روزى به اشتباه خود پى مىبرند كه فرصت از دست رفته و پشيمانى سودى ندارد.

    در نيمه راه عمرم و يارانِ نيم‏ راه
    چون دزدِ كام ديده پراكنده از برم‏

    غمناك و بياميد و كم آميز و دير جوش
    در انتظار خدمت ياران ديگرم‏

    دانم حديث چرب‏ زبانان خود فروش
    دانم حديث يار فروشان خود پرست‏

    دانم فسون راست نمايان كج نهاد
    دانم فريبِ كارگشايان چيره دست‏

    دانم ولى چه سود كه اندرز روزگار
    چون پند پير و صحبت آموزگار نيست‏

    تا روزگار تجربه آيد به سر دريغ
    عفريت مرگ خنده زند روزگار نيست‏


    بنابراين بايد شناخت كه دوستان ناشايست چه كسانى هستند و از مجالست با آنان پرهيز نمود. در بخش آينده ضمن شناختن دوستان ناپسند به آفتهاى دوستى و رفاقت با آنان خواهيم پرداخت.

    همان گونه كه دوستان شايسته صفات و ويژگى هايى را دارا هستند، دوستان ناشايست نيز صفات و خصلتهايى دارند كه با آن نشانه ها مى توان تشخيص داد كه دوستى با اين افراد ناپسند است و بايد از آنها دورى جُست.




    ღ•*♥*•ღ  آئین دوست یابی  ღ•*♥*•ღ
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. #62
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    2- جهل و دروغ

    هركس كه خواستار سعادت و كاميابى در زندگى است بايد در انتخاب رفيق، جانب عقل و مصلحت را نگه دارد (زيرا به وسيلة عقل است كه خوبيها، بديها و راههاى رسيدن به آنها را مىتوان شناسايى كرد) و در نتيجه از رفاقت با افراد جاهل و احمق بپرهيزد كه دوستى با آنان ماية ناراحتى و ملالت خاطر است.

    حضرت سجاد (عليه السلام) به فرزندش امام باقر (عليه السلام) فرموده است كه:

    يا بُنَى إِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الْأحْمَقِ فَإِنَّهُ يُريدُ أنْ يَنْفَعَكَ فَيَضُرُّك. (135)

    از رفاقت با احمق بپرهيز كه او اراده مىكند به نفع تو قدمى بردارد ولى بر اثر نافهمى مايه ضرر و زيانت مى شود.

    انسانهاى احمق و سفيه كسانى هستند كه براثر نفهمى و نداشتن درك صحيح، نمى توانند تصميمات ارزشمندى را در زندگى خود بگيرند. بر همين منوال به خاطر عدم بهره گيرى از فكر و شعور لازم، گاه تمام زندگى خود را فدا كرده و به تباهى مىكشانند. ما اين مطلب را در جامعه به طور عينى و ملموس مىبينيم كه معمولاً اين قبيل افراد از اتخاذ تصميمهاى بجا و صحيح در زندگى عاجز هستند و به همين دليل سعادت خود و خانوادة خود را چه بسا به مخاطره افكنده اند.

    دوستى و معاشرت با اين افراد نيز كه از نيروى فهم و درايت بى بهره اند نهى شده است زيرا دوستى و رفاقت با آنها عملاً دوستى و رفاقت با جهل و نادانى و دورى از نيروى ارزشمند خرد و انديشه است. چنانكه در حديث شريف آمده است:

    مَنْ داخَلَ السُّفَهَاءَ حَقَر. (136)
    هركس با احمقان و نادانان همنشين شود حقير و كوچك مى شود.

    و نيز امام على (عليه السلام) فرمود:
    نزديكى و رفاقت با احمقان، اخلاق انسان را فاسد مى كند. (137)

    دشمن دانا كه غم جان بود
    بهتر از آن دوست كه نادان بود




    ღ•*♥*•ღ  آئین دوست یابی  ღ•*♥*•ღ
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  3. #63
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض





    آنگاه فهميدم كه ديگر دير شده بود!

    ... پدرم هميشه به رفت و آمدهاى بى موقع من با دوستان جاهلى كه گاه و بيگاه تصميم به عوض كردنشان مى گرفتم معترض بود. هميشه نصيحتم مى كرد كه پسرجان اين دوستانى كه تو براى خود پيدا كرده اى و اين گروه بازيها و اين دور هم جمع شدن ها ـ آن هم در سر كوچه و خيابان ـ عاقبت خوشى ندارد. بيا و حرف اين پدر پيرت را گوش كن به درس و مشقت بچسب و دوستان عاقل و با اخلاق پسنديده اى براى خود انتخاب كن.

    امّا مگر مى شود از گروه دست كشيد. «عقاب» نام گروهمان بود كه ده عضو داشت. همه اعضا، پسران كوچه خودمان بودند و از همه مهم تر اينكه من هم رئيس اين گروه بودم.

    در مقابل ما گروه «ستاره» بودند به رياست «امير» پسرخاله ام.. در حقيقت گروه ستاره در همه چيز با ما رقابت داشتند و ما مرتب با هم درگير بوديم. آنچه مهم بود گروه بود. ما نبايد از گروه ستاره در هيچ حالتى كم مى آورديم.

    كم كم درگيرى بين گروه ما و ستاره بالا گرفت و هربار بر سر چيزى درگير مى شديم تا آنكه آن روز لعنتى رسيد من در خانه مشغول درس خواندن بودم كه مصطفى يكى از بچه هاى گروه با عجله به در خانه آمد و گفت گروه ستاره يكى از بچه هاى گروه ما را در كوچه كتك زده اند و حالا بچه ها جمع شده اند و منتظر تو هستند. با عجله آماده شدم. بچه ها با ديدن من هر كدام به چيزى براى دعوا مجهز شدند، از تير و كمان گرفته تا يك تكه چوب و به اين ترتيب آنچه نبايد بشود پيش آمد.

    در وسط كوچه به جان گروه ستاره افتاديم و در همان گير و دار دخترك 5 ساله يكى از همسايه ها كه براى خريد بستنى از خانه خارج شده بود با ضربه اى كه معلوم نشد از سوى چه كسى وارد آمده بيهوش شد. با بيهوش شدن دخترك همه آرام گرفتند. امّا ديگر براى خيلى چيزها دير بود.

    آن لحظه حاضر بودم تمام دنيا را بدهم و دخترك از جا برخيزد و بگويد حالش خوب است. عذاب وجدان هر لحظه گلويم را مىفشارد. امير هم حال بهترى از من ندارد و از كردة خود پشيمان است.

    هر دو نفر ما به اين موضوع فكر مى كنيم كه اى كاش به حرف خانواده مان گوش داده بوديم و راه عاقلانه و بهترى را براى سرگرمى و خوشگذرانى انتخاب مىكرديم. زندگى به كاممان تلخ شده است و اين به خاطر اشتباهى است كه قابل پيشگيرى بوده است.

    با خود فكر مى كنم چرا به عنوان يك سرگروه كارهايى را به اعضاى گروهم ديكته نكردم كه به دردمان بخورد و چيزى از آن بياموزم. چرا فريب تعريفهاى دوستان نادانى را خوردم كه خود نيز نمى دانستند خوب چيست و بد كدام است و هزاران چراى ديگر كه حالا براى پاسخ به آنها خيلى دير است. (138)

    امام على (عليه السلام) فرمود:

    كسى كه رفيق احمق دارد همواره در رنج و ناراحتى است.

    آرى اين ماجرا نمونه اى از دوستىهاى جاهلانه است كه گاه تا پايان عمر آدمى را رنج مىدهد.

    بنابراين مىبايد از دوستى با افراد احمق و كودن اجتناب كرد كه هرگونه دوستى و معاشرت با آنان زيانبار است زيرا اين دسته از دوستان، به دليل آنكه فاقد قدرت تدبير هستند هر لحظه ممكن است دنيا و آخرت خود و ديگران را به رايگان بر باد دهند. در عوض بايد در زندگى به دنبال يافتن دوستان عاقل و خردمند بود كه عقل و تدبيرشان در زندگى راهگشا و موجب موفقيت و سعادت انسان است و اين گروه از دوستان را نبايد به هيچ وجه از دست داد زيرا ارزش آنان به حدّى است كه امام على (عليه السلام) مى فرمايد:

    كسى كه دوستِ پاك ضمير را كه براى خدا با وى پيوند دوستى داشته از دست دهد مثل آن است كه شريف ترين اعضاى بدن خود را از دست داده است.

    آن حضرت همچنين مى فرمايد:

    وَ عَلَيكَ بِمُقارَنَةِ ذِى الْعَقْلِ وَ الدّينِ فَإِنَّهُ خَيْرُ الْأصْحاب. (139)

    بر تو باد به همنشينى و دوستى با عاقلان و مؤمنان كه آنان بهترين دوستانند.




    ღ•*♥*•ღ  آئین دوست یابی  ღ•*♥*•ღ
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. #64
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    دروغ

    يكى از مفاسد اخلاقى كه جامعه را به تباهى مىكشاند دروغ و دروغگويى است. اسلام اين صفت ناپسند را شديداً محكوم كرده و دروغ را از آثار بىدينى و نفاق تلقى مىكند و به فرمودة امام على (عليه السلام):

    ثَمَرَةُ الْكِذْبِ الْمَهانَةُ فِى الدُّنْيا وَ‌ الْعَذابُ فِى الأخِرَةِ. (140)
    نتيجة دروغ، خوارى در دنيا و عذاب در آخرت است.

    افراد دروغگو در نظر ديگران بى اعتبار هستند و در قلب انسانها هيچ جايى ندارند. مسلّماً دوستى و همنشينى با افراد دروغگو اثرات نامطلوبى در وجود انسان برجاى خواهد گذاشت.

    اِيّاكَ وَ مُصادَقَةَ الْكَذّابِ فَإنَّهُ كَالسَّرابِ يُقَرِّبُ عَلَيْكَ الْبَعيدَ وَ يُبَعِّدُ عَلَيْكَ الْقَريب. (141)
    برحذر باش از دوستى دروغگو، چرا كه او مثل سراب است؛ دور را در نظر تو نزديك و نزديك را در نظر تو دور جلوه مى دهد.


    آن كس كه به مبانى ارزشمند دين و دستورات الهى اعتقاد دارد هرگز سخن گزاف نمىگويد و خود و ديگران را به تباهى نمى كشاند. امّا شخص دروغگو چون هيچ گاه اطمينانى به سخنان او نيست بنابراين نمى توان او را به عنوان دوست و رفيق برگزيد.

    در كليله و دمنه مى خوانيم: سكوت گنگ بهتر از بيان دروغ و مذلّت درويشى نيكوتر از عزّ توانگرى از كسب حرام است. (142)

    حضرت على (عليه السلام) مى فرمايد:

    از دوستى با سه كس پرهيز كن؛ 1. پرروى بى باك و تبه كار 2. احمق 3. دروغگو.

    و در وصف دروغگو مى فرمايد:

    أمَّا الْكَذّابُ فَإِنَّهُ لا يُهَنِّئُكَ مَعَهُ عَيْشٌ يَنْقُلُ حَديثَكَ وَ‌ يَنْقُلُ إِلَيْكَ الْحَديثَ كُلَّما أفْنى أحْدُوثَةً مَطَّها بِأخْرى حَتّى إِنَّهُ يُحَدِّثُ بِالصِّدْقِ فَلا يُصَدِّقُ وَ يُغْرى بَيْنَ النّاسِ بِالْعَداوَةِ فَيُنْبِتُ السَّخائِمَ فِى الصُّدُورِ فَاتَّقُوا اللهَ وَ انْظُرُوا لِأنْفُسِكُم. (143)


    به هيچ وجه زندگى با دروغگو خوشايند نيست؛ كلام تو را نقل مى كند و براى تو نيز از ديگران مى گويد. هرگاه سخنش را درباره حادثه اى به پايان برساند، سخن ديگرى را شروع مىكند تا آنجا كه هيچ سخن راستى هم از او پذيرفته نيست. دشمنى ها را در مردم مى پراكند و كينه ها را در دلها مى نشاند. پس تقواى الهى پيشه سازيد و نگران خويش باشيد.




    ღ•*♥*•ღ  آئین دوست یابی  ღ•*♥*•ღ
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  5. #65
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    3-بدكار و مفسده جو

    فسق عمل زشت را گويند و فاسق كسى است كه با اعمال زشت و گناهان كبيره خو گرفته است. شرور، انسان فاسد و مفسده جويى است كه ستمگرى و ظلم، راه و مسلك اوست. خلاصه همه كسانى كه دست به اعمال ناپسند و زشت، تجاوز به حقوق ديگران، ظلم و شرارت، فسق و فجور، آدم كشى و هرگونه خيانت مىزنند در اين تعريف جاى دارند. اين دسته از انسانها در نظر مردم جزء پليدترين افراد مى باشند زيرا جامعه را به فساد كشيده و به نابودى سوق مى دهند و در دنيا هم با جريمه و تنبيه و زندان و اعدام و... رو به رو هستند. اين خصلت خيانتكاران است. تا كسى خائن نباشد دست به اين گونه اعمال نمىزند. قرآن كريم مى فرمايد:

    «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ». (144)
    اى مؤمنان! از روى آگاهى، به خدا و پيامبر و امانتهاى ديگر خيانت نكنيد.

    بى ترديد دوستى با اين گونه افراد كه ظلم و خيانتْ مسلك شان و تعدى و تجاوز به حقوق ديگران شيوه و مرام آنها است سودى ندارد. زيرا از آنجا كه اين افراد از خط راستين هدايت و انسانيت به دور افتاده اند و تبهكارى منش آنان شده است، همنشينى با آنان قطعاً زيانبار است.

    نخست موعظه پير مى فروش اين است
    كه از معاشر ناجنس احتراز كنيد (145)



    امام سجاد (عليه السلام) مى فرمايد:

    اِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الْفاسِقِ فَإِنَّهُ بايَعَكَ بِأكْلَةٍ أوْ أقَلَّ مِنْ ذلِك. (146)
    از دوستى با شخص فاسق بپرهيز زيرا كه او تو را به چيز كمى مى فروشد.

    امام صادق (عليه السلام) فرمود:

    أحْذِر مِن النّاسَ ثَلاثَةً اَلْخائِنُ وَ الظَّلُومُ وَ النَّمّامُ‌ لِأنَّ مَنْ خانَ لَكَ خانَكَ وَ مَنْ ظَلَمَ لَكَ سَيَظْلِمُكَ وَ مَنْ نَمَّ إلَيْكَ سَيَنُمُّ عَلَيْك. (146)

    از رفاقت و همبستگى با سه گروه برحذر باش؛ خائن، ستمكار، سخن چين. كسى كه روزى به نفع تو خيانت كند روز ديگر به ضرر تو خيانت مىكند و كسى كه به خاطر تو به ديگرى ستم نمايد طولى نكشد كه به شخص تو ستم كند و كسى كه از ديگران نزد تو نمّامى و سخن چينى كند به زودى از تو نزد ديگران نمّامى خواهد كرد.

    حكما گويند: دوستى ميان ابرار و مصلحان زود استحكام يابد و دير منقطع شود چون آوندى كه از زرِ پاك باشد، دير شكند و زود راست شود و باز دوستى ميان مفسدان و اشرار، دير مؤكّد گردد و زود سست شود چون آوند سفالين كه زود شكند و هرگز مرمّت نپذيرد. (148)

    پس در انداختن طرح دوستى و رفاقت با اين گونه افراد كه به فساد و تبهكارى مشهورند و دست به هر گونه تجاوز و خلافكارى مىزنند اشتباه است چرا كه همنشينى با آنان انسان را فاسد نموده و همان گونه كه پيشتر از اين نيز در روايت آورديم اينان همچون آتشى هستند كه شعلة آنها ديگران را مى سوزاند.

    دوستى هاى اين افراد براى مدت كوتاهى مى پايد، آنان تا زمانى با تو هستند كه دوستى تو با آرزوهايشان سازگار باشد امّا ديرى نخواهد انجاميد كه تو را دشمن پندارند و با تو آن كنند كه با ديگران. كمترين ضرر آنان اين است كه تو را نيز مثل خود نمايند. هركدام از ما موارد گوناگونى از اين قبيل افراد را در جامعه ديده ايم. چه بسا افرادى كه در ابتدا انسانهاى پاكى بوده اند و براثر رفاقت با اين گونه افراد به خاك مذلّت نشسته اند.

    امام جواد (عليه السلام) مى فرمايد:

    إِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الشَّريرِ فَإِنَّهُ كَالسَّيْفِ الْمَسْلُولِ يَحْسُنُ مَنْظَرُهُ وَ يَقْبُحُ أثَرُهُ. (149)
    از دوستى با اشرار برحذر باش زيرا آنان مانند شمشير برهنه هستند؛ ظاهرى آراسته و آثارى زشت و قبيح دارند.




    ღ•*♥*•ღ  آئین دوست یابی  ღ•*♥*•ღ
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. #66
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    داستانى عبرت انگيز

    «... در مقابل يكى از شعب دادگاه، دو زن و يك بچه نشسته بودند. به دنبال سوژه مناسبى مى گردم. آرام، آرام به طرف خانمها پيش رفتم. از كنارشان رد شدم. روى نيمكت مجاورشان نشستم. آنها به من اعتنايى نكردند و سرگرم حرف زدن خودشان بودند.

    شنيدم كه زن مسن تر به آن يكى مى گفت: اگر همون دفعة اول مى اومدى و ازش شكايت مى كردى، حالا كار به اينجا نمى كشيد. آخه تو چطور اجازه مى دادى كه اسباب و اثاثيّه خونه ات را بدزدد و صدات درنياد.

    آخه مادر، من چه كار مى توانستم بكنم؟ گفتم شايد خوب بشه! و سرش به كار خودش باشه.

    آخه دختر، آدم معتاد كه اين حرفها سرش نمى شه! كسى كه دنبال هروئين رفت همه چيزش را به باد مى ده، چيزى حاليش نيست.

    با شنيد كلمات «معتاد» و «دزد» و «هروئين»، تمام قضيه را فهميدم. دريافتم كه زن به خاطر اعتياد شوهرش به دادگاه آمده است. براى پى بردن بيشتر به اين قضيه به آنها نزديك شدم و ضمن معرّفى خودم از آنها خواستم در صورتى كه مايل هستند علت حضورشان را در اينجا شرح دهند. زن جوانتر با كمى تأمل گفت: چهار سال پيش ازدواج كردم. ابتدا زندگى آرام و راحتى داشتم و شوهرم سرش به كار خودش بود.

    بعد از يك سال متوجه تغيير رفتار و حالات شوهرم شدم و سرانجام فهميدم كه او توسط دوستانى ناباب و شرور به بيمارى مهلك اعتياد گرفتار شده است. با كمك خانواده اش او را بسترى كرديم تا اعتياد را ترك كند. بعد از مدتى او سلامت خود را به دست آورد. در همين اثنا خداوند به ما پسرى داد كه با به دنيا آمدنش گفتم شايد او سرگرم شود و به فكر زن و بچه اش باشد و ديگر به دنبال مواد مخدّر نرود. امّا متأسفانه چندى بعد متوجه شدم كه او دوباره به دام افتاده و اين بار علاوه بر اعتياد دست به دزدى مى زند تا خرج تهيه هروئين را به دست آورد.

    هرچه با او حرف مى زدم و دعوايش مى كردم به خرجش نمى رفت. بالاخره تصميم خود را گرفتم و از او به دادگاه شكايت كردم و امروز نوبت دادگاه ما است. حرفهاى زن كه به اينجا رسيد، سكوت كرد.

    او هنگام حرف زدن احساس خجالت مى كرد. دلش نمى خواست كه رفتار شوهرش را اينچنين شرح دهد. زيرا او نيز براى خودش شخصيّتى قائل بود. امّا حالا ديگر پيش در و همسايه و فاميل خجالت مى كشد زيرا همه شوهر و پدر بچه اش را به عنوان يك معتاد و دزد مى شناسند. او ديگر نمى خواست اين لكه ننگ را با خودش يدك بكشد.

    پسرك در آغوش مادر آرام نبود و مى خواست جنب و جوش خاص خود را داشته باشد. دلم به حال پسرك سوخت. او قربانى هواهاى پدرى شده بود كه به هيچ چيز نمى انديشيد جز خودش و نفسانياتش». (150)

    افراد فاسق براثر اصرار و تداوم بر فسق و فجور و معصيت آنچنان مى شوند كه مهر غفلت بر دل آنها مى خورد و هواهاى نفسانى جايگزين وجدان و فطرت سالم آنان مى گردد. جالب آن است كه بسيارى از جنايتكاران، خود را خدمتگزار جامعه مىشمارند و براى خيانتهاى خود صدها دليل و برهان مى آورند.

    پس از آنكه يكصد و پنجاه نفر مسلح براى دستگيرى (كراولى) آدمكش حرفه اى دور او را گرفته بودند، وى در آخرين لحظات عمر خود خطاب به كسانى كه جسد او را پيدا مى كنند چنين نوشت: «در زير لباسم قلبى خسته ولى مهربان دارم به طورى كه راضى نمى شود به هيچ كس سر سوزنى اذيت و آزار برسانم.»

    اينان با انواع فريبكارى، انسان را در گروه خود مى اندازند و از هيچ نوع سوء استفاده اى روى گردان نيستند. اسلام معاشرت با اين گونه افراد را به شدت نهى مى كند.

    آرى اين است سرنوشت دوستى با انسانهاى شرور و فاسد كه حاضرند به خاطر ارضاى خواسته هاى دلشان، زندگى خود و خانواده هايى را به پرتگاه نابودى بكشانند. به خود آييم و از دوست ناباب پرهيز كنيم. همانطور كه على (عليه السلام) مى فرمايد:

    إِحْذَرْ مُجالَسَةَ قَرينِ السُّوءِ فَإِنَّهُ يُهْلِكُ مُقارِنَهُ وَ يُرْدى صاحِبَهُ. (151)
    از همنشين بد اجتناب كن زيرا كه او رفيق و همنشين خود را هلاك مى كند.





    ღ•*♥*•ღ  آئین دوست یابی  ღ•*♥*•ღ
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  7. #67
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    4-دنياطلبى و هواپرستى

    پيش از اين گفتيم كه چه دنيايى مذموم است. دانستيم دنيايى كه انسان در آن درپى كسب هواهاى نفسانى خود باشد و هدف نهايى شخص قرار گرفته باشد مذموم است.

    هواپرستى و دنياگرايى، خصلت افرادى است كه تمام همّ و غمّ خود را به كار مى برند تا دنياى خود را آباد كنند بدون آنكه به ارزشهاى انسانى و اخلاقى توجه كنند يا فناى اين دنيا و قطعى بودن انتقال به جهان آخرت را در نظر آورند.

    طبيعى است كه اين افراد براى آنچه كه با هواهاى نفسانى آنان منافات داشته باشد ارزشى قائل نيستند و رفاقت و دوستى آنها نيز تا زمانى برقرار است كه با اين هدف سازگار باشد. اينان هرجا احساس كنند كه ادامه دوستى و رفاقتشان ماية ضرر رساندن به اهداف دنيايى آنان مى شود، دوستى و وفادارى را زيرپا گذاشته و جدايى و وداع را انتخاب مى كنند. قرآن كريم به مؤمنان دستور مىدهد كه از اين گونه افراد اعراض كنند و روى بگردانند.

    «فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلاَّ الْحَياةَ الدُّنْيا». (152)
    از كسانى كه از ياد ما اعراض كرده اند و جز زندگى مادّى دنيا را نمى خواهند و نمى جويند، روى بگردان و به آنها اعتنا نكن كه شايسته سخن نيستند.

    در تفسير نمونه در ذيل اين آيه آمده است: «منظور از ذكر خدا به عقيده بعضى از مفسران، قرآن است و گاه احتمال داده شده كه منظور، دلايل منطقى و عقلى است كه انسان را به خدا مىرساند و نيز احتمال داده اند همان ياد خدا است كه نقطة مقابل غفلت باشد. ولى ظاهر اين است كه اين تعبير مفهوم گسترده اى دارد كه هرگونه توجه به غيرخدا را شامل مى شود. ضمناً اين نكته از اين آيه استفاده مى شود كه رابطه اى ميان غفلت از ياد خدا و اقبال به مادّيات و زرق و برق دنيا وجود دارد و در ميان اين دو، تأثير متقابل است. غفلت از ياد خدا انسان را به سوى دنياپرستى سوق مىدهد همان گونه كه دنياپرستى انسان را از ياد خدا غافل مى كند و اين هر دو با هواپرستى همراه است». (153)

    دنيا چون نردبانى است كه در زيرپاى انسانها قرار گرفته و انسانها بعضى بر روى پله اول آن قرار دارند و بعضى بر روى پله دوم آن و بعضى بر روى پله هاى ديگر. آنچه مسلّم است اين است كه «عاقبت زين نردبان افتادن است» و عاقبت، مرگْ اين نردبان را بى خبر و بدون اطلاع قبلى از زيرپاى انسان خواهد كشيد. طبيعتاً انسانها هر كدام به تناسبِ طى كردن و پشت سر نهادن پلّه ها آسيب خواهند ديد. كسى كه روى پله اول است يك مقدار آسيب مى بيند و آن كه روى پله دوم است مقدارى بيشتر و...

    نردبان این جهان ما و منی ست
    عاقبت این نردبان افتادنی ست

    لاجرم هرکس که بالاتر نشست
    استخوانش سخت تر خواهد شکست


    پس هر گامى كه انسان به سوى دنيا بردارد پله اى از پله هاى آن را پشت سر نهاده است و هرچه دنياطلبى او بيشتر باشد زمينه سقوط او زيادتر است و دوستى و همنشينى با دنياپرستان و هواپرستان، انسان را هم رنگ آنها مى كند و رغبت فرد به دنياگرايى را بيشتر و گناه و معصيت را در قلب انسان سست جلوه مىدهد.

    قرآن كريم به پيامبر مى فرمايد:

    «وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً». (154)
    از كسانى كه قلب آنان را از ياد خدا غافل ساختيم اطاعت مكن؛ همان افرادى كه پيروى از هواى نفس كردند و كارهايشان افراطى است.

    اين آيه در شأن جمعى از ثروتمندان مستكبر و اشراف از خود راضى نازل شد كه به خدمت پيامبر آمدند و گفتند اى محمد اگر تو در صدرنشينى و اين افراد پشيمنه پوش (ابوذر و سلمان) را از خود دور كنى ما نزد تو خواهيم بود و در مجلست خواهيم نشست ولى با وجود اين گروه جاى ما اينجا نيست. آيه نازل شد و به پيامبر دستور داد كه هرگز تسليم اين سخنان فريبنده و توخالى نشود و همواره در دوران زندگى با افراد با ايمان و پاكدل (چون سلمانها و ابوذرها) باشد، هرچند دستشان از ثروت دنيا تهى باشد.

    ثروتمندان مستكبر از ياد خدا غافلند و جز هواى نفس چيزى نمى طلبند و همه چيز آنها از حد اعتدال بيرون است و در مسير افراط و اسراف هستند.




    ღ•*♥*•ღ  آئین دوست یابی  ღ•*♥*•ღ
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. #68
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    مولوى داستانى در وصف دنياپرستان نقل كرده و مى گويد: شخصى در بيابان با سگى شاداب و با مرده اى گريان بود. عابرى به آنها رسيد و پرسيد اين مرد كيست؟ و چرا گريه مى كنى؟

    گفت رفيق راه است و از جوانمردى مُرد. زيرا تا او را نانى بود ميل فرمود و چون قوت و قوّتى بر وى نماند جان برافشاند.

    گفت خدايش رحمت كند و تو را مصيبت او صبر دهد.

    اكنون بگو چه بر دوش دارى و اين بار سنگين چيست؟

    گفت انبانى پر از نان است كه از بهر قوت خود و سگ شيرافكن خود مى كشم.

    گفت كاش از اين نان جانِ دوست خود را مى خريدى و به فراقش مبتلا نمى گرديدى.

    گفت چندانش دوست نداشتم كه او را نان دهم ليكن آبِ ديده رايگان است و در راه دوستى روان.


    وقت صحت جمله يارند و حريف
    وقت بيمارى به جز حق كو اليف

    اين يقين دان كه در آخر جمله شان
    خصم گردند و عدوّ سركشان

    تو بمانى با فغان اندر لحد
    «لا تَذَرْنى فَرْد» خواهى از احد

    پس بر رفيقان دنيا دل مبند و عمرت را در محبت آنان به پايان مبر زيرا در روز بى نوايى رفاقت را فراموش كرده و تا زمان احتياج تو را مى خواهند.

    اسلام هم اين مطلب را بيان فرموده كه اين نوع رفاقتها هيچ دوامى ندارد و فقط تا زمان نياز پابرجاست. وانگهى انسان با مجالست با اهل غفلت و دنياگرايانِ بى توجه به معنويات و سراى ابدى آخرت، كم كم رنگ و بوى آنان را گرفته و دنيا زرق و برق آن آدمى را فريب مىدهد و اين خسرانى عظيم و ضررى جبران ناپذير است.

    همان طوركه اميرمؤمنان و مولاى متقيان فرمود:

    مُجالَسَةُ أهْلِ الْهَوى مَنْساةُ الْإيمانِ وَ مَحْضَرَةُ الشَّيْطان. (155)

    همنشينى با هواپرستان، ايمان را به دست فراموشى مىسپارد و شيطان را به حضور مىكشاند.

    پس آگاه باشيم و ايمان خود را حفظ كنيم زيرا كه همة دنيا از بين رفتنى است و به فرموده امام على (عليه السلام) خطاب به دنيا پرستان:

    يا أهْلَ‌ اللَّذّاتِ دُنيا لا بَقاءَ لَها إِنَّ الْمُقامَ بِظِلٍّ زائِلٍ حُمْق‏ٌ. (156)

    اى هواپرستان! دنيا هيچ بقايى ندارد. تكيه بر سايه اى رو به زوال نشانه احمقى است.

    گرت اى دوست بُوَد ديدة روشن
    بين به جهان گذران تكيه مكن چندين

    نه بقايى است به اسفند مه و بهمن
    نه ثباتى است به شهريور و فروردين


    در اين فصل، ويژگى ها و خصلتهاى ناپسند دوستان ناشايست را بيان كرديم. يادآورى اين مطلب نيز لازم است كه در روايات مجالست با چاپلوس، ترسو، ستمگر، سخن چين، بخيل، قاطعِ رحم، بداخلاق و متملق نيز نهى شده است و انسان مى بايد در انتخاب دوست اين صفات را نيز در نظر بگيرد و خلاصه كسانى را براى دوستى و معاشرت برگزيند كه به صفات اخلاقى و انسانى مزين باشند.




    ღ•*♥*•ღ  آئین دوست یابی  ღ•*♥*•ღ
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  9. #69
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    1- آفتها و آثار دوستى ناشايست

    در فصل گذشته ويژگيهاى دوستان ناشايست را بيان كرده و گفتيم كه آنان كسانى هستند كه بدون عقل و انديشه جهت رسيدن به اهداف زشت خود با هواپرستى و دروغ، حاضرند به هرگونه شرارتى دست بزنند و چون اين گونه افراد بازيچة دست شيطان هستند، هم در دنيا از نظر مردم افتاده اند و هم به جهت اعمال زشتشان آخرتى ناموفق در پيش دارند. لذا هرنوع معاشرتى با آنان نهى شده زيرا كه رفاقت با افراد ناشايست آفتها و آثارى را به دنبال دارد و در واقع:

    لِكُلِّ شَيْءٍ آفَةٌ وَ آفَةُ الْخَيْرِ قَرينُ السُّوء. (157)
    براى هرچيز آفتى و آفتِ خير، دوست و همنشين بد است.

    تا آنجا كه:

    مُصاحَبَةُ الأشْرارِ تُوجِبُ التَّلَف. (158)
    دوستى با بدان آدمى را از بين مى برد.

    اينك به اقتضاء مجال به برخى از آفات اين قبيل دوستى ها مى پردازيم.

    الف) از دست دادن ايمان

    واضح است كه انسان مؤمن چون اعتقاد راسخ به دين دارد و لوازم آن را پذيرفته است، زندگى خود را با قوانين شرع و عقل تدبير مىكند و هركارى كه با ملاك شرع و عقل منافات داشته باشد، رها كرده و در عوض راه صحيح را انتخاب مىنمايد. برعكس آنان كه خود را از نورانيت دستورات آيين و دين محروم كرده اند، هرگونه تعدى و تجاوز را انجام مى دهند. همنشينى و رفاقت با دستة اخير، نخست انسان را نسبت به دستورات الهى سست نموده و به تدريج روح تجاوزگرى را در آدمى روان مىكند به طورى كه پس از مدتى در نهايت دست از قوانين و دستورات الهى بر مىدارد و همانند آنان مىشود.

    قرآن كريم از كسانى خبر مىدهد كه توسط دوستان خود، دست از حاكميت دستورات الهى برداشته و به جهنم افتاده اند:

    «وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِى اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً يا وَيْلَتى لَيْتَنِى لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلاً». (159)

    به خاطر آور روزى را كه ظالم دست خويش را از شدت حسرت به دندان مى گزد و مى گويد اى كاش با رسول خدا راهى برگزيده بودم. اى واى بر من! كاش فلان شخص گمراه را دوست خود انتخاب نكرده بودم.

    شأن نزول اين آيه چنين است كه در عصر پيامبر (صلّى الله عليه وآله وسلّم) دو نفر دوست در ميان مشركان به نام عقبه و اُبَى بودند. هر زمان عقبه از سفر مى آمد غذايى فراهم مى كرد و اشراف قومش را دعوت مى كرد و در عين حال دوست مى داشت به محضر پيامبر (صلّى الله عليه وآله وسلّم) برسد هرچند اسلام را نپذيرفته بود.

    روزى از سفر آمد و طبق معمول ميهمانى اى ترتيب داد و دوستان را دعوت كرد. در ضمن از پيامبر اسلام نيز دعوت نمود. هنگامى كه سفره را گستردند و غذا حاضر شد پيامبر (صلّى الله عليه وآله وسلّم) فرمود من از غذاى تو نمى خورم تا شهادت به وحدانيت خدا و رسالت من دهى. عقبه شهادتين بر زبان جارى كرد.

    اين خبر به گوش دوستش رسيد، گفت اى عقبه از آيين خود منحرف شدى؟

    او گفت نه! به خدا سوگند من منحرف نشدم و لكن مردى بر من وارد شد كه حاضر نبود از غذايم بخورد جز اينكه شهادتين بگويم. من از اين شرم داشتم كه او از سر سفره من برخيزد بدون اينكه غذا خورده باشد. لذا شهادت دادم!

    اُبَى گفت من هرگز از تو راضى نمى شوم مگر اينكه در برابر او بايستى و توهين كنى!

    عقبه نيز به اين خواهش دوست خود ترتيب اثر داد و به ساحت رسول اكرم (صلّى الله عليه وآله وسلّم) توهين كرد و مرتد شد. وى سرانجام نيز در جنگ بدر در صف كفار به قتل رسيد و رفيقش اُبَى هم در روز جنگ احد كشته شد.

    آيات فوق نازل گرديد و سرنوشت مردى را كه در اين جهان گرفتار دوست نادان و گمراه خود مى شود و او را به گمراهى مى كشاند، شرح داد.

    البته اگرچه شأن نزول اين آيه در اين مورد خاص است ولى هرگز چنين نيست كه محتواى اين آيه محدود به آن افراد و در آن زمان خاص باشد بلكه كليّت آن شامل تمام افراد مشابه مى شود.

    اين آيات خبر از يك جريان كلى مى دهد كه روز قيامت ـ كه روز حسرت است ـ عده زيادى از آن حسرت مىخورند كه اى كاش فلان شخص را به دوستى برنگزيده بوديم. اينان كسانى هستند كه فقط رابطه با دوستان گمراه، آنان را تا جهنم به پيش برده است.

    چه بسا افراد زيادى در جامعه كه در آغاز انسانهاى خوب و پرهيزكارى هستند امّا براثر دوستىهاى ناشايست بالاخره به صف ظالمان و مفسدان پيوسته و ايمان خود را از دست داده اند. اين تأثيرپذيرى يك واقعيت مسلّم است. يعنى انسان براثر نشست و برخاست با افراد ناشايست همانند آنان مى شود. (160)




    ღ•*♥*•ღ  آئین دوست یابی  ღ•*♥*•ღ
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  10. #70
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض






    ب) لجام گسيختگى نفس و خواهش ها

    بنابر حكمت الهى، در نهاد بشر تمايلات و غرايزى قرار داده شده است كه هر يك اقتضائاتى دارد. آنان كه مى خواهند يك انسان واقعى باشند و به خوشبختى حقيقى نائل شوند، بايد به همه خواهشهاى خويش توجه نمايند و هريك از آنها را در جاى خود و با اندازه گيرى صحيح ارضا كنند.

    كسانى كه خوشبختى و سعادت خود را تنها در ارضاى بعضى از خواهشهاى غريزى جستجو مى كنند، همت خود را به يك ميل نفسانى معطوف مى دارند و از ساير استعدادهاى درونى خويش غافل مى مانند در حقيقت به انسانيتِ خود ستم كرده اند.

    رسول اكرم (صلّى الله عليه وآله وسلّم) فرمود:

    مَنْ لَمْ يَرَ أنَّ للهِ عَلَيْهِ نِعْمَةً إلّا فى مَطْعَمٍ أوْ مَشْرَبٍ فَقَدْ جَهِلَ وَ كَفَرَ نِعَمَ اللهِ وَ ضَلَّ سَعْيُهُ وَ دَنا مِنْهُ عَذابُه. (161)
    كسى كه از همة نعمتهاى خداوند تنها متوجه خوردن يا آشاميدن باشد و ساير عطاياى الهى را در خويش ناديده انگارد، به نادانى گراييده و كفران نعمت كرده است. او با اين فكر نادرست و روش ناپسند به گمراهى قدم گذارد و كيفر خداوندى به وى نزديك شده است.

    تمايلاتى كه در وجود انسان قرار دارد، از منابع مختلف سرچشمه مى گيرد. بعضى از تمايلات، ريشه در خواسته هاى جسمى و طبيعى انسان دارد كه قسمتى از آنها با فرارسيدن بلوغ شكفته مى شوند. بعضى از تمايلات از معرفت فطرى و وجدان اخلاقى كه در سرشت آدمى است الهام مى گيرند. منشأ پاره اى از تمايلات نيز قضاوت عقل و محاسبة دقيق خرد مىب اشد. البته درجه برخى از تمايلات بسيار قوى و نيرومند و بعضى متوسط و يا ضعيف است مانند غريزه شكم و شهوت از يك طرف و تمايل به وفاى به عهد و راستى از طرف ديگر.

    حضرت على (عليه السلام) درباره قلب آدمى كه خلقتى بس عجيب و شگفت آور دارد فرموده است: «

    در اين كانون تمايلات عاطفى، مجموعه اى از خواهشهاى حكيمانه و تمايلاتى ضدّ آنها گرد آمده است. اگر اميدوار شود تمناى طمع خوارش مى نمايد، اگر ميل و طمع در ضميرش جنبش كند خواهشِ حرص تباهش مى نمايد، اگر نااميد گردد اندوه و غم او را مى كشد، اگر حالت غضب بر وى دست دهد به شدّت خشمگين مى گردد، اگر خوشنود شود خودداريهاى لازم را فراموش مى كند، اگر دچار خوف و هراس شود در جستجوى راه نجاتْ حيرت زده و مبهوت مى گردد، اگر در امنيت و گشايش قرار گيرد غفلت و نادانى آن را از كَفَش مى ربايد، اگر به مصيبتى دچار شود بى تابى رسوايش مى كند، اگر مالى به دست آورد توانگرى به طغيانش وامى دارد، اگر فقر و تهيدستى آزارش دهد گرفتار بلا مى شود، اگر گرسنگى بر او فشار آورد ناتوانى زمين گيرش مى كند،‌ اگر در خوردن زياده روى كند فشار شكم ناراحتش مى سازد؛ پس هر كوتاهى و كندروى در تمايلات براى بشر زيان‎‎ آور است و هر افراط و تندروى نيز مايه فساد و تباهى است». (162)

    بنابراين تنها وسيله اى كه مى تواند تضادّ تمايلات را از ميان بردارد و هركدام را با اندازه گيرى صحيح در جاى خود ارضا كند، تعديل در تمايلات و محدود كردن خواهشهاى درونى است.

    يكى از بزرگ ترين پرتگاههاى سقوط ـ خصوصاً در قشر جوان ـ عدم تعديل تمايلات درونى و افراط و تفريط است. در اين زمينه بر هر فردى لازم است تا درست همانند يك طبيب كه در برنامه هاى درمانى، تمايلات بيمار را تعديل مى كند، خواهشهاى درونى خود را تعديل نمايد. محدود كردن تمايلات درونى، ضرورتى است كه از جهات عقلى، اخلاقى، اجتماعى و تربيتى يك اصل قطعى و غيرقابل تخلّف به شمار مى آيد.



    ღ•*♥*•ღ  آئین دوست یابی  ღ•*♥*•ღ
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



صفحه 7 از 8 نخستنخست ... 345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •