ღ•♥•ღاهداف قرآن و شروط و موانع بهره‏مندى از آن ღ•♥•ღ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
ღ•♥•ღاهداف قرآن و شروط و موانع بهره‏مندى از آن ღ•♥•ღ
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 13 , از مجموع 13
  1. #11
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    پیش فرض





    9- ايمان به خدا و تمسك به قرآن
    شرط ديگرى كه در بهره‏مندى از قرآن مطرح است ايمان به خدا و تمسك بدان است. در آيه 175 سوره نساء مى‏فرمايد: «و انزلنا اليكم نورا مبينا فاما الذين آمنوا بالله و اعتصموا به فسيدخلهم في رحمة منه و فضل و يهديهم اليه صراطا مستقيما»; به سوى شما نورى روشنگر فرو فرستاديم، اما آنان كه به خدا ايمان آوردند و به قرآن چنگ زدند پس خداوند آنان را در رحمت و فضل خود وارد مى‏كند و آنان را از راهى مستقيم به سوى خود هدايت مى‏نمايد.
    ايمان به خدا اساس تمام ارزش‏هاست و هر عملى كه بدون ايمان انجام گيرد هيچ نقشى در سعادت انسان ايفا نمى‏كند. چنگ‏زدن به تعاليم قرآنى نيز تنها راه وصول به هدف نهايى قرآن است. آگاهى‏دادن به وسيله انذار و تبشير و انتخاب راه درست و رعايت تقوا براى آن است كه انسان در پرتو تعاليم قرآن به خداوند رهنمون شود. استفاده از تعاليم قرآن زمينه چنين رشد عظيمى را، آن هم به دست‏خدا، فراهم مى‏سازد. در آيه‏اى ديگر مى‏فرمايد: «انما تنذر من اتبع الذكر» (يس:11) ; اى پيامبر(ص)، تو فقط كسى را بيم مى‏دهى و بيم دادنت در او مؤثر واقع مى‏شود كه پيرو قرآن باشد و از دستورات آن پيروى كند.
    10- سجده و تسبيح
    يكى ديگر از شروط بهره‏مندشدن و رسيدن به اهداف قرآن نهايت تذلل و عبوديت در برابر خداست. سجده مظهر تام عبوديت‏بنده در برابر خداست و در روايات آمده كه اگر انسان بداند در هنگام سجده خداوند چه قدر به او عنايت دارد حاضر نمى‏شود سر از سجده بردارد. سجده بر خدا معلول درك عظمت‏خدا و رابطه انسان با اوست. اگر خداوند كمال مطلق است و علم، قدرت، رحمت، حيات و ديگر اوصاف او بى‏نهايت است و انسان در پى كسب كمال مى‏باشد، وقتى بالاترين و كامل‏ترين موجود را مى‏يابد، نهايت كرنش و تذلل را در برابر او اظهار مى‏نمايد، بويژه اگر آن موجود خداوندگار او باشد و هستى خود را حقيقتا از او دريافت كند.
    در سوره سجده آيه 15 مى‏فرمايد: كسانى به آيات الهى ايمان مى‏آورند كه وقتى آنان را به آيات خداوندگارشان توجه مى‏دهند به سجده مى‏افتند و او را تسبيح مى‏كنند. در آيه‏107 سوره اسراء مى‏فرمايد: «ان الذين اوتوا العلم من قبله اذا يتلى عليهم يخرون للاذقان يبكون و يزيدهم خشوعا»; كسانى‏كه پيش از اين دانش و معرفت در اختيارشان قرار داده شده است وقتى آيات قرآن بر آنان تلاوت مى‏شود به سجده مى‏افتند و اشك مى‏ريزند. همين اظهار بندگى بر خشوع آنان مى‏افزايد.
    تسبيح و تنزيه خداوند نيز يكى ديگر از شروط بهره‏مندى از قرآن است. كسى كه خداوند را منزه از هرگونه نقص و آلودگى بداند سخن او را نيز، كه قرآن است، كامل‏ترين و بى‏نقص مى‏داند و آنگاه است كه در پذيرش و تسليم در برابر آن دچار ترديد نمى‏شود. پذيرفتن و باورداشتن قرآن به عنوان سخن بى‏عيب و نقص پروردگار زمينه را براى فهم، عمل و بهره‏گيرى از آن و در نهايت، رسيدن به بالاترين اهداف قرآن فراهم مى‏سازد.
    11- شب‏زنده‏دارى
    در آيه شريفه 15 سوره سجده يكى ديگر از شرايط بهره‏مندى از قرآن را شب‏زنده‏دارى مى‏داند. شب‏زنده‏دارى از ديدگاه قرآن عامل بسيارى از موفقيت‏هاست. در آيه سوره‏79 سوره اسراء به پيامبر گرامى اسلام(ص) مى‏فرمايد: «و من الليل فتهجد به نافلة لك عسى ان يبعثك ربك مقاما محمودا»; و پاسى از شب را بيدار و متهجدباش‏و نماز شب را، كه خاص توست، به جاى آور كه خدا تو را به مقام محمود مبعوث گرداند. در آيات اول سوره مزمل نيزمى‏فرمايد:«قم الليل... انا سنلقي عليك قولا ثقيلا»; اى پيامبر(ص)، شب را به‏پاخيز... ما گفتارى گران‏سنگ بر تو مى‏افكنيم.
    شب‏زنده‏دارى هم صفاى روحى براى پذيرش حقايق فراهم مى‏سازد و هم انسان را براى صعود به قله‏هاى رفيع معنويت كمك مى‏كند. به همين دليل، قرآن مجيد مى‏فرمايد: وقتى چنين افرادى با قرآن برخورد مى‏كنند، به دليل صفاى باطنيشان، آماده اثرپذيرى از قرآن مى‏باشند.
    12- انفاق
    تامين نيازمندى‏هاى مردم، آن هم تنها با انگيزه الهى و بدون چشم‏داشت و يا ريا و به عنوان انجام وظيفه و بر اساس احساس مسؤوليت در برابر خداوند، يكى ديگر از شروطى است كه در آيه‏16 سوره سجده براى بهره‏مندى از قرآن ذكر شده است. انفاق در بينش قرآنى با تامين نيازهاى نيازمندان در نظام‏هاى غير الهى بسيار متفاوت است. انسان مؤمن انفاق را به اين دليل انجام مى‏دهد كه خداوند او را موظف به انجام آن كرده و نگران انجام وظيفه است. در اين صورت، حالات گوناگون فردى و اجتماعى در انگيزه او خللى وارد نمى‏كند. او خود را مالك ثروت و امكاناتى كه در اختيار ديگران قرار مى‏دهد، نمى‏داند، بلكه معتقد است كه اين ثروت و امكانات حق نيازمندان است كه بايد در اختيار آنان قرار دهد. از سوى ديگر، آن را عطيه الهى مى‏داند كه خدا در اختيار او قرار داده تا به صاحبانش برساند.
    به همين دليل، قرآن مجيد مى‏فرمايد: «و مما رزقناهم ينفقون‏» (بقره:3); از آنچه به آنان روزى داده‏ايم، انفاق مى‏كنند. بر اساس چنين بينشى، انسان انفاق‏كننده هيچ چشم‏داشتى ندارد و مى‏داند در صورتى وظيفه‏اش را انجام داده است كه رياكارانه انفاق نكند و نياز نيازمندان را به‏گونه‏اى برآورده مى‏كند كه حيثيت و منزلت اجتماعى آنان حفظ شود و تلاش براى تامين نيازمندان، با شرط مذكور، بى‏شك، انسان انفاق‏كننده را مشمول عنايات خداوند و بهره‏مندى از قرآن مى‏كند. در آيه مزبور، انفاق يكى از شروط بهره‏مندى از هدايت قرآن و اوصاف متقين دانسته شده است.
    ღ•♥•ღاهداف قرآن و شروط و موانع بهره‏مندى از آن ღ•♥•ღ



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. تشكر

    مدير اجرايي (09-02-1391)

  3. #12
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    پیش فرض





    ب موانع بهره‏مندى از قرآن

    1- ظلم
    يكى از موانع بهره‏مندى از قرآن «ظلم‏» است. در بينش قرآن، «ظلم‏» تنها ستمگرى نسبت‏به ديگران نيست، بلكه ركت‏بر خلاف جهت كمال خويش نيز نوعى ستمگرى است و آنكه به ديگرى ستم مى‏كند در واقع، دو نوع ظلم مرتكب شده، هم به ديگران ستم كرده است و هم به خود. و به اين وسيله، خود را از رسيدن به كمال واقعى خويش محروم كرده است. به همين دليل، در قرآن مجيد شرك و بت‏پرستى نوعى ظلم و ظلمى بزرگ قلم‏داد شده است: «ان الشرك لظلم عظيم‏» (لقمان:13); زيرا شرك بالاترين و بزرگ‏ترين عامل دورى از خدا و فاصله‏گرفتن از كمال حقيقى است. اگر «ظلم‏» ندادن و ناديده‏گرفتن حق ديگران است در بيان قرآن مجيد، فقط انسان‏ها مشمول آن نيستند، بلكه اين موضوع شامل هر موجود ديگرى نيز مى‏شود و به همين دليل، قرآن از كسانى نام مى‏برد كه به آيات الهى ظلم كرده‏اند: «بما كانوا بآياتنا يظلمون‏» (اعراف:9); ظلم به آيات الهى به معناى ناديده گرفتن وانكار آنهاست كه خداوند فرمود: «هيچ‏كس جز ستمگران آيات ما را انكارنمى‏كنند: «و مايجحد بآياتنا الاالظالمون.» (عنكبوت:49)
    به هر حال، ستمگرى در مرحله اول سبب مى‏شود كه فرد، قرآن و حقانيت آن را منكر شود، هرچند يقين داشته باشد كه قرآن حق است: «و جحدوا بها و استيقنتها انفسهم ظلما و علوا.» (نمل:14) در مرحله بعد، به جاى آنكه از قرآن بهره برد و بيمارى‏هاى روحى‏اش شفا يابد و مشمول رحمت‏خدا شود، قرآن جز بر زيان و خسرانش نمى‏افزايد: «و لايزيد الظالمين الا خسارا» (اسراء:82); قرآن ستمگران را جز زيان نمى‏افزايد.
    2- دروغ‏گويى و گناه‏كارى
    يكى ديگر از موانع بهره‏مندى از قرآن دروغ‏گويى و گناه‏كارى است. گاهى انسان در اثر عواملى مرتكب گناهى مى‏شود و يا دروغى مى‏گويد، ولى زود پشيمان مى‏شود و توبه مى‏كند و مشمول رحمت‏خدا واقع مى‏شود. اما گاهى در اثر تكرار گناه و يا دروغ‏گفتن، دروغ‏گويى و گناه‏كارى در او تبديل به يك صفت مى‏شود. تكرار گناه و تكرار دروغ سبب مى‏شود كه انسان گناه‏كار و دروغ‏گو آيات الهى را بشنود، ولى از آن بهره‏مند نگردد و بلكه بر گناه خويش اصرار ورزد و از آيات قرآن روى بگرداند، به‏گونه‏اى كه گويا نشنيده است.
    تكرار گناه «استكبار» را به همراه مى‏آورد و استكبار، تسليم حق نشدن و تسليم حق نشدن، مهر و قفل بر دل مى‏زند و كسى كه بر دل او مهر زده شود بهترين موعظه‏ها و حكمت‏ها هم در آن اثرنخواهدكرد. چنين‏انسانى‏حتى اگر در قرآن تدبر كند و بينديشد از قرآن سودى نمى‏برد: «ا فلا يتدبرون القرآن ام على قلوب اقفالها.» (محمد:24) استكبار قفل دل است، ولى چنين انسانى علاوه بر آنكه‏بردلش‏قفل‏ومهرزده‏ شده‏است، در گوشش نيز وقر (سنگينى) وجود دارد و شنيدن و نشنيدن آيات برايش يكسان است.
    3- استكبار
    استكبار از جمله موانع بهره‏مندى از قرآن است. در آيه شريفه 15 سوره سجده مى‏فرمايد: «كسانى كه استكبار ندارند به قرآن ايمان مى‏آورند.» استكبار و خود را برتر از حق و حقيقت دانستن سبب مى‏شود كه انسان با آنكه حق را شناخته است، تسليم آن نشود و راه سعادت را به روى خود ببندد. قرآن مجيد در آيات فراوانى از مقاومت مستكبران در برابر دعوت انبياى الهى: سخن گفته است و متذكر مى‏شود: «مستكبران با آنكه حقانيت پيامبران را دريافته بودند، تسليم دعوت ايشان نشدند، بلكه با آنان به مبارزه پرداختند.» شيطان نخستين مستكبرى است كه قرآن از او نام مى‏برد. استكبار شيطان سبب شد با آنكه مى‏دانست دستور خدا حق است و حضرت آدم(ع) لياقت‏خلافت‏خدا را دارد، حاضر به سجده‏كردن بر او نشود.
    استكبار در برابر قرآن سبب مى‏شود كه انسان نه تنها تسليم قرآن نشود، بلكه براى توجيه برخورد خويش، به قرآن نسبت ناروا بدهد. وليد، يكى از شاعران عصر نزول قرآن، ابتدا حقانيت قرآن را دريافت و به آن اعتراف كرد، ولى در اثر وسوسه، تحريك و تشويق سران كفر، در مقام استكبار برآمد و گفت: «قرآن چيزى جز سحر برگزيده نيست‏».(مدثر: 24) قرآن مجيد يكى از علل برخورد خصمانه يهود با مسلمانان و برخورد مسالمت‏آميز مسيحيان با مسلمان را مستكبرنبودن پيروان واقعى حضرت مسيح(ع) مى‏داند و مى‏فرمايد: «ذلك بان منهم قسيسين و رهبانا و انهم لايستكبرون‏» (مائده:82) ; اين برخورد دوستانه مسيحيان با مسلمانان بدان دليل است كه برخى از مسيحيان، كشيش و راهبان‏اند و ايشان استكبار ندارند.
    كسى‏كه‏با استكبار با قرآن برخوردكند به‏آياتى كه بر او تلاوت مى‏شود،هيچ توجهى نمى‏كند، گويا از قرآن هيچ نشنيده است: «و اذاتتلى‏عليه‏آياتناولى‏ �ستكبرا كان لم يسمعها كان في اذنيه وقرا.» (لقمان:7)

    ღ•♥•ღاهداف قرآن و شروط و موانع بهره‏مندى از آن ღ•♥•ღ



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. تشكر

    مدير اجرايي (09-02-1391)

  5. #13
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    پیش فرض





    4- ناديده‏گرفتن اعمال ناشايست گذشته
    كسى كه مى‏خواهد از قرآن بهره‏مند شود بايد آلودگى‏هاى روحى خود را بزدايد و براى اين كار ضرورت دارد كه نوعى بازنگرى نسبت‏به اعمال گذشته خويش داشته باشد. آنان كه اعمال گذشته خود را ناديده مى‏انگارند و يا اعمال اشايست‏خود را اندك مى‏شمارند از قرآن بهره‏اى نمى‏برند. در روايات آمده است كه اگر كسى اعمال ناشايست‏خويش را اندك شمارد و با خود بگويد كه اگر فقط با اين گناه مؤاخذه شوم مساله‏اى نيست، خداوند آن گناه را بر او نمى‏بخشد. (24)
    فراموشى اعمال ناشايست گذشته سبب مى‏شود كه وقتى آيات الهى به كسى تذكر داده مى‏شود، از آن روى برگرداند و به آن توجهى نكند. روشن است كه چنين انسانى از قرآن بهره‏اى نخواهد داشت. قرآن مجيد در اين زمينه مى‏فرمايد: «و من اظلم ممن ذكر بآيات ربه فاعرض عنها و نسى ما قدمت‏يداه انا جعلنا على قلوبهم اكنة ان يفقهوه و في آذانهم وقرا.» (كهف: 57)
    5- باورنداشتن آخرت
    يكى از شرايط بهره‏مندى از قرآن ايمان به آخرت است. هر قدر ايمان انسان به آخرت قوى‏تر باشد، بهره‏مندى‏اش از قرآن بيش‏تر خواهد بود و هر قدر اين ايمان ضعيف گردد اثرپذيرى او از قرآن كم‏تر مى‏شود. در آيه چهارم سوره بقره، شرط هدايت‏پذيرى از قرآن يقين به آخرت معرفى شده است. آيه 45 سوره ق مى‏فرمايد: كسى از قرآن متذكر مى‏شود كه از وعده‏هاى ناگوار آخرت بيمناك باشد. «فذكر بالقرآن من يخاف وعيد» در آيه 45 و46 سوره اسراء مى‏فرمايد: «و اذا قرات القرآن جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالاخرة حجابا مستورا و جعلنا قلوبهم اكنة ان يفقهوه و في آذانهم وقرا»; آنگاه كه قرآن را تلاوت مى‏كنى، بين تو و كسانى كه به آخرت ايمان ندارند پوششى قرار مى‏دهيم و بر دل‏هايشان پرده‏ها و در گوش‏هاشان سنگينى مى‏نهيم تا قرآن را نفهمند.
    قبلا نيز يادآور شديم كه، خداوند در وصف انسان‏هاى صالح و برجسته مى‏فرمايد: «انا اخلصناهم بخالصة ذكرى الدار» (ص:46); ما آنان را با عنصرى خالص‏كننده خالص و ناب كرديم و آن عنصر، ياد معاد است.
    6 و7- كفر و شرك
    در آيات متعددى از قرآن مجيد، كفر مانع بهره‏گيرى از قرآن معرفى شده است. در آيه‏47 سوره عنكبوت مى‏فرمايد: «و ما يجحد بآياتنا الا الكافرون‏»; جز كافران كسى آيات ما را انكار نمى‏كند. در آيه 31 سوره سبا مى‏فرمايد: «و قال الذين كفروا لن نؤمن بهذا القرآن‏»; كافران گفتند كه ما هرگز به اين قرآن ايمان نمى‏آوريم. كفر موجب تكذيب آيات و معارف الهى مى‏شود و تكذيب حقايق قرآنى نپذيرفتن و تسليم‏نشدن در برابر آن را به دنبال دارد: «بل الذين كفروا يكذبون و اذا قرى‏ء عليهم القرآن لايسجدون.» (انشقاق:28 و29) شرك نيز سبب مى‏شود كه انسان مشرك نه تنها از بيانات قرآن پند نگيرد، بلكه با شنيدن قرآن بر نفرتش نسبت‏به قرآن و معارف حق آن افزوده شود: «و لقد صرفنا في هذا القرآن ليذكروا ومايزيدهم الا نفورا» (اسراء:41); به همين دليل است كه با شنيدن آيات به مجادله مى‏پردازد تا موضع‏گيرى خويش را در برابر حقايق قرآنى حق جلوه دهد: «و لقد صرفنا في هذا القرآن للناس من كل مثل و كان الانسان اكثر شى‏ء جدلا.» (كهف: 54) چنين انسانى دوست ندارد كه آيه يا سوره‏اى بر مسلمانان از سوى خدا نازل شود: «ما يود الذين كفروا من اهل الكتاب و لا المشركين ان ينزل عليكم من خير من ربكم.» (بقره:105)
    8 و9 و 10- پيروى از هواى نفس، مسخره كردن آيات و ياوه‏گويى
    ريشه اصلى مخالفت‏با حق و حقايقى كه پيامبران‏7 مى‏آوردند پيروى از هواى نفس است. تمايلات نفسانى، انسان را به خوى حيوانى دعوت مى‏كند و قرآن و معارف دينى او را به سوى كمالات انسانى فرامى‏خواند. كسانى كه به هر دليل، هواى نفس خويش را اله و معبود خود قرار مى‏دهند و آن را بر عقل و دل خود حاكم مى‏كنند، از قرآن و معارف آن سر باز مى‏زنند و از آن بهره‏مند نمى‏شوند. در آيه‏16 سوره محمد(ص) مى‏فرمايد: «و منهم من يستمع اليك حتى اذا خرجوا من عندك قالوا للذين اوتوا العلم ماذا قال آنفا اولئك طبع الله على قلوبهم واتبعوا اهوائهم‏»; اى پيامبر، برخى از آنان كسانى هستند كه به تو گوش فرا مى‏دهند، آنگاه كه از نزد تو بيرون روندبه آنان كه اهل دانش‏اند مى‏گويند: پيامبر(ص) اندكى پيش چه گفت؟ خداوند بر دل‏هاى اينان مهر نهاده و اينان از هواهاى نفسانى خويش پيروى كرده‏اند كه چنين سخنانى مى‏گويند.
    كسى كه هواى نفس خويش را مدار حركت، فعاليت، موضع‏گيرى و پذيرش يا عدم پذيرش قرار مى‏دهد، با آنكه مى‏داند حقيقت جز آن است كه او عمل مى‏كند، مسير باطل را ادامه مى‏دهد و با آگاهى، دچار گمراهى مى‏شود: «ا فرايت من اتخذ الهه هواه و اضله الله على علم‏»; آيا مى‏بينى آن را كه هواى نفس‏اش را خداى خود قرار داده و خدا او را دانسته - و پس از اتمام حجت - گمراه ساخته است؟ چنين كسى ديگر راهى براى هدايت نخواهد يافت; زيرا همه راه‏ها و ابزارهاى شناخت‏خود را آگاهانه از كار انداخته است. او سخن حق قرآن را نمى‏پذيرد و آن را مسخره مى‏كند، ولى ياوه‏ها را با بهاى گزاف مى‏خرد تا با آن ديگران را گمراه سازد: «و من الناس من يشتري لهوا الحديث ليضل عن سبيل الله بغير علم ويتخذها هزوا ... و اذا تتلى عليه آياتنا ولى مستكبرا.» (لقمان:6 و7)


    پى‏نوشت‏ها
    1- اعراف: 205
    2- روم:7
    3- اعراف:136
    4- بقره: 152
    5- فاطر:3
    6- طه:126
    7- مائده: 14
    8- اعراف: 165
    9- اعراف: 51
    10- كهف:57
    11- نساء: 82
    12- محمد: 24
    13- بقره: 221
    14- حشر: 21
    15- اعراف:176
    16- بقره:219
    17- انعام: 51
    18- يس: 62
    19- جاثيه: 5
    20- عنكبوت:43
    21- «... و ان قوما عبدوا الله شكرا فتلك عبادة الاحرار»، (محمدتقى مجلسى، بحارالانوار، ج 78، ص‏69)
    22- نور: 55
    23- على(ع) در وصف انسان‏هاى با تقوا مى‏فرمايد: «عظم الخالق في انفسهم فصغر ما دونه في اعينهم‏»; خدا نزد اهل تقوا بزرگ جلوه كرده، عظمت او را درك كرده‏اند و باورشان آمده است. درنتيجه، آنچه جز خداست در چشمانشان كوچك جلوه كرده است. (نهج‏البلاغه، خطبه‏193)
    24- «من الذنوب التي لايغفر قول الرجل ليتني لا اوءاخذ الا بهذا» (محمدتقى مجلسى، همان، ج 15، باب‏43، ص 312، روايت 20612)
    ღ•♥•ღاهداف قرآن و شروط و موانع بهره‏مندى از آن ღ•♥•ღ



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. تشكر

    مدير اجرايي (09-02-1391)

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •