(¯*~•~*----- طبري و علوم قرآني ----- *~• ~*¯) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
(¯*~•~*----- طبري و علوم قرآني ----- *~• ~*¯)
صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 32
  1. #1
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض (¯*~•~*----- طبري و علوم قرآني ----- *~• ~*¯)







    طبري و علوم قرآني (1)

    دوست بسيارعزيز و دانشمند و محترم ما چندي پيش خواستند درباره ي طبري و تفسير او مقالتي را پيشکش نمايم، اما از آنجا که ضعف بصر و بصيرت، و قلت بضاعت و استطاعت و سوء حظ درعافيت و سلامت، توفيق تحقيق را از اين بنده ربوده و در خود چنين تواني را احساس نمي کردم در عرصه پهناور و بسيار گسترده ي شخصيت طبري و تفسير او جولاني ـ حتي نه در خورـ داشته باشم، به همين جهت پس از گذري براحوال و آثار اين دانشمند، مروري برزاويه اي از تفسير او داريم.





    (¯*~•~*----- طبري و علوم قرآني ----- *~• ~*¯)
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  2.  

  3. #2
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض







    يکي از فارسان برجسته ي قرآن از سرزمين فارس


    طبري مانند اکثر قريب به تمام دانشمندان برجسته ي اسلامي و مفسران بارع چيره دست از محيط و سرزميني برخاست که همواره ستارگاني درخشان در علوم و دانشها ـ يکي پس از ديگري ـ از افق آن سر برآورده، و جهان اسلام را در پرتو مساعي علمي و شيفتگي و شيدايي نسبت به دين و دانش، تابان و فروزان ساختند.سرزميني که پيامبر گرامي اسلام (ص)به گواهي نقل و روايت فريقين در مقام بيان مراتب عشق و علاقه مردمش به علم و دانش و ايمان فرمود:«لو کان العلم منوطاً بالثريا لتناوله رجال من فارس» (1) هر گاه علم آويزه و وابسته به ستاره ي پروين مي بود،مردمي از سرزمين ايران درصدد دست يازي به آن برآمده [و آن را درآغوش خود گرفته و آن را مي پروراند.]«لو کان الايمان عندالثريا لتناوله رجال من فارس».(2)




    (¯*~•~*----- طبري و علوم قرآني ----- *~• ~*¯)
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  4. #3
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض







    نامورترين و کارآمدترين دانشمندان اسلامي درعلوم مختلف از اين منطقه برخاسته و از همين ديارمشعل فروزان علم و ايمان را در تمام بسيط جهان اسلام و جز آن برافراشتند و عقده ها و هاله هاي ابهام و اعضال و اشکال را از چهره ي حقايق سترده و آنها را از هم گشودند و دانش گرفتار احتضار غرب کهن، يعني يونان را از نو شاداب ساختند و جان تازه اي بدان بخشيدند.

    در طول تاريخ اسلام اگر دانشمندي توانا و چيره دست از هر سرزميني از بلاد اسلامي و عربي نمايان شده اصل و نسبي ايراني داشته و از تبار مردم اين سرزمين بوده، سرزميني که حضرت ولي عصر (عج)در بسط علم و ايمان بدان چشم دوخته و عاشقاني دلباخته در خود مي پرورد.اکثر علماي بلاد اسلامي در طول همين تاريخ در علم و دانش هزينه بران محصول مساعي علمي و اشباع شدگان خوان گسترده و رنگيني هستند که دانشمندان اسلامي اين مرز و بوم در برابرآنها نهادند و مصداق راستين همان رجالي مي باشند که نبي اکرم (ص)آنان را در خور دستيازي و دستيابي به هرگونه دانشي سودمند معرفي فرمود، هر چند که اين دانش آويزه ي سينه و گردن ستاره ي پروين بر فراز آسمان باشد.



    (¯*~•~*----- طبري و علوم قرآني ----- *~• ~*¯)
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  5. #4
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض







    در علوم قرآني ـ و به ويژه درتفسير ـ بهترين و پرمحتواترين کتبي که تدوين شده غالباً از مدونات مردمي است که ريشه و نسب و پيوند خوني با ساکنان اين ديار دارند.بايد ديد، کتابهاي تفسيري را ـ که از اين پس به عنوان نمونه ياد مي شودـ چه مردمي از چه سرزمين تأليف کردند؟

    -جامع البيان عن تأويل آي القرآن:محمدبن جرير طبري آملي (م 310 ه.ق)
    -الکشف و البيان في تفسير القرآن:ثعلبي نيشابوري (م 427 ه.ق)
    -اتبيان الجامع لعلوم القرآن :شيخ الطائفه ابو جعفر محمد بن حسن طوسي(م460ه.ق)
    -لطائف الاشارات في حقايق العبارات:ابوالقسام قشيري (م 465 ه.ق)
    -البسيط، والوسيط، و الوجيز:واحدي نيشابوري (م 468 ه.ق)
    -لباب التفاسير:تاج القرآء کرماني (م 500 ه.ق)
    -روح الجنان و روح الجنان:ابوالفتوح رازي (م سده 6 ه.ق)
    -جواهر القرآن:ابوحامد محمد غزالي طوسي (م 505 ه.ق)
    -معالم التنزيل:قراء بغوي (م 516 ه.ق)
    -التيسير في التفسير:ابوحفص سمرقندي (م 537 ه.ق)
    -الکشاف:جارالله زمخشري (م 538 يا 548 ه.ق)
    -مجمع البيان:ابوعلي طبرسي (م 548 يا 552 ه.ق)
    -مفاتيح الغيب:امام فخر رازي (م 606 ه.ق)
    -انوار التنزيل:قاضي ناصرالدين بيضاوي فارسي (م 690 يا 691 ه.ق)
    -غرائب القرآن و رغائب الفرقان:نظام الدين قمي نيشابوري (م 728 ه.ق)
    -تأويل الآيات:عبدالرزاق کاشاني (م 730 يا 735 ه.ق)
    -الميزان في تفسير القرآن:علامه سيد محمد حسين طباطبايي تبريزي (م 1360 ه.ش)
    -به اضافه دهها تفاسير نخبه ي ديگر که دانشمندان هوشمند و پرکار اين سرزمين به دنياي اسلام تقديم کردند.

    دانشمندان اين ديار، نه تنها در تفسير، بلکه در ساير علوم ديگر از قبيل قرائت و صرف و نحو و حديث و جز آنها از شخصيتهاي کم نظير و داراي مدوناتي بي همتا هستند و کافي است يادآور شويم شمار زيادي از قراء سبعه و نويسندگان جوامع حديثي فريقين و مؤلفان بهترين کتب نحو و دستور زبان عربي از مردم منطقه اي هستند که باور ما را نسبت به فرموده ي رسول اکرم (ص)مورد تأييد قرار مي دهد.



    (¯*~•~*----- طبري و علوم قرآني ----- *~• ~*¯)
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  6. #5
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض







    سفرها و کوشش ها براي فراگيري علم


    او کسيت؟ وي ابوجعفر محمدبن جريربن يزيدبن کثيربن غالب طبري آملي (3)(224 يا 225 ـ 310 ه.ق)است که در آمل مازندران زاده شد. خود درمورد دوران خردسالي خويش مي گويد:
    -قرآن کريم را در حالي که هفت ساله بودم حفظ کردم.
    -درهشت سالگي بودم که براي مردم نماز گذاردم.
    -و حديث را در زماني که نه سال داشتم نگاشتم.
    -[و به خاطر رؤيايي که سراغ پدرم آمد از دوران خردسالي به تحصيلم اهتمام زياي مبذول مي داشت].(4)





    (¯*~•~*----- طبري و علوم قرآني ----- *~• ~*¯)
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  7. #6
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض







    پدر طبري درآمل، صاحب زمين کشاورزي وسيعي بود و از اينکه فرزند با هوش خود را درآغاز نوجواني براي تحصيل علم از خود دور سازد، و راه را فراسوي او براي سفر علمي بگشايد،رنج عاطفي را برخود هموار ساخت طبري هنوز به دوازده سالگي نرسيد که ازآمل به سوي ري و نواحي آن کوچيد و از محضر اساتيد اين منطقه بهره هايي علمي دريافت کرد.ري نقطه ي آغاز رحله هاي علمي طبري بود، و او چنانکه خواهيم ديد کوچشي را در پيش گرفت که مرزهاي آن تا منتهاي منطقه هاي شرق تا غرب بلاد اسلامي را در بر مي گرفت.

    در ري:هدف طبري از سفر به سوي ري، اخذ حديث از محمدبن حميد رازي و مثني بن ابراهيم ابلي بود.چنانکه خواهيم ديد طبري حديث را به روايت او در ري نگاشت و کتاب المبتدا را از احمدبن حماد دولابي کتابت نمود، و مغازي محمد بن اسحاق را از سلمه بن فضل فرا گرفت، و آن را اساس و يکي از مصادر کتاب تاريخ خود قرار داد.آنگاه به ابن حميد رازي پيوست، و طبري خود مي گويد:نزد محمدبن حميد رازي حديث مي نگاشتيم، هر شب چند بار به سوي من مي آمد و ازآن مقدار که مي نوشتيم سؤال مي کرد و آن را بر ما مي خواند و ما نيزاحمدبن حماد دولابي مي رفتيم [و نزد او نيز درس داشتيم].وي در يکي از روستاهاي ري به سر مي بردکه ميان آن تا ري يک قُطعه راه بود.پس از درس، مانند ديوان ها مي دويديم تا نزد محمدبن حميد باز گشته و به مجلس درس او بپيونديم.(5)



    (¯*~•~*----- طبري و علوم قرآني ----- *~• ~*¯)
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  8. #7
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض







    در نخستين رحله به بغداد:درمحافل علمي از احمدبن حنبل و مراتب علمي او سخن مي رفت.همين امر موجب گشت طبري از ري عازم بغداد گردد و حديث را از او اخذ و روايت کند، وليکن اندکي قبل از وصول به بغداد از خبر درگذشت احمد آگاه شد، چون نخواست با دست خالي از اين سفر باز گردد، لذا به «واسط»نزد ساير شيوخ و اساتيد، سماع حديث کرد که عبارتند از: محمدبن موسي حرشي، عمادبن موسي القراز (يا قزار)محمدبن عبدالاعلي صنعاني، بشربن معاذ،و محمدبن بشار، معروف به «بندار».

    طبري درکوفه:همانگونه که قبلاً اشارت رفت وي جوال و کثير الطواف (6)بود و در يک جا براي تحصيل علم چندان درنگ نمي نمود، و در جستجوي استادان چيره دستي به سر مي برد که عوايد علمي فزونتر و مطمئن تري عايد او سازند، لذا واسط راـ که يکي از نواحي بغداد بودـ به سوي کوفه پشت سر گذاشت و در آنجا:
    -نزد هنادبن سري و اسماعيل بن موسي حديث را کتابت کرد.
    -و از محضر سليمان بن خلاد طلحي قراءآت را آموخت.
    -و سرانجام توفيق يافت محمدبن علاء همداني، معروف به «ابي کريب» را ديدار کرده و از او سماع حديث نمايد.



    (¯*~•~*----- طبري و علوم قرآني ----- *~• ~*¯)
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  9. #8
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض







    ابوکريب دانشمندي بزرگ ولي گرفتار خشونت و دشخواري از نظراخلاق بود.طبري مي گويد:با اصحاب حديث کنار در خانه ي او رفتيم، و همراهان با التماس و استدعا، آميخته با گريه از او مي خواستند حديث را براي آنان تدريس کند.ابي کريب گفت کدام يک از شما احاديثي را که از من کتابت کرده ايد به خاطر داريد.همراهان به همديگرمي نگريستند و سرانجام نظرها به سوي من معطوف گشت.گفتند:آيا آن احاديثي را که از ابي کريب نوشتي به خاطر داري؟ گفتم آري.همراهان به ابي کريب گفتند:اين شخص به خاطر دارد از او بپرس.گفتم چنين حديثي را فلان روز و چنان حديثي را در فلان روز براي ما روايت کردي.ابوبکربن کامل مي گويد:ابي کريب به سؤال خود ادامه داده [و از طبري پاسخ مي شنيد]تا آنجا که طبري از نگاه او فردي بزرگ و شخصيتي عظيم جلوه کرد و به وي گفت بر سرايم درآي.طبري بر وي وارد شد و ابوکريب قدر او را شناخت و براي او اجازه و امکاناتي براي سماع حديث فراهم آورد، و مردم از طبري سماع حديث مي کردند.گويند:طبري از ابي کريب بيش از صد هزار حديث سماع کرد.(7)



    (¯*~•~*----- طبري و علوم قرآني ----- *~• ~*¯)
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  10. #9
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض







    بازگشت دوباره به بغداد:طبري دراين بار دربغداد به درس و مطالب علوم قرآني سرگرم شد و مدتي را در محضر احمدبن يوسف تغلبي مقري تتلمذ کرد، آنگاه به فقه شافعي گرايش يافت.در اين زمان حسن بن محمد صباح و ابوسعيد استخري از اساتيد فقه شافي در بغداد به سر مي بردند و طبري مکتب شافعي را به عنوان مذهب خويش برگزيده و سالهايي چند براساس آن فتوا مي داد.

    درراه سفربه مصر:در مسير سفر به مصر بر فراز جبال و تپه ها ي شامات و سواحل و مرزهاي آن گذر و اقامت کرد، واقامت او به خصوص در بيروت ايامي چند به درازا انجاميد، چون در آنجا عباس بن وليد بيروتي مقري را ديدار کرد و درجامع (و مسجد)آن هفت شب را درحضور او به سر برد و قرآن را به روايت قراء شام بر وي تلاوت و ختم کرد.



    (¯*~•~*----- طبري و علوم قرآني ----- *~• ~*¯)
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

  11. #10
    كاربر ويژه
    **موعود** آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 4,170      تشکر : 3,784
    6,469 در 2,374 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    **موعود** آنلاین نیست.

    پیش فرض







    طبري سفر خود را تا «فسطاط»مصر دنبال کرد و به سال 253 هـ ـ در اوائل حکومت احمدبن طولون ـ بدانجا رسيد و نخستين دانشمندي را که در آن نقطه ديدارکرد ابوالحسن سراج مصري بود که اديبي آگاه به فنون متفرع ادب عربي به شمارمي رفت و هر دانشمندي که بر فسطاط درمي آمد از آنان ديد و بازديد کرده و پذيراي آنان مي شد.وقتي طبري را ديدار نمود با او در فقه و حديث و لغت و نحو و شعر پرسشهايي در ميان گذاشت، و در نتيجه طبري را در هرگونه پرسشي که با وي در ميان نهاده بود عالم و آگاه يافت و احساس کرد که درهرعلمي نصيبي وافر و حظي شامل دارد.از وي درباره ي شعر طرماح پرسيد، ديد طبري شعر از بر مي خواند و آن را در حفظ دارد.از طبري درخواست کرد آن را بر وي املا کرده و موارد مشکل و پيچيده اش را گزارش نمايد، طبري اشعار طرماح را در کنار بناء بيت المال در جامع و مسجد فسطاط براي ابوالحسن سراج املا کرد.

    مرد ديگر از «فسطاط»نزد او آمد و از وي راجع به عروض سؤال کرد، طبري گفت:من آمادگي قبلي در اين علم به هم نرساندم.طبري مي گويد: به او گفتم:مرا سخني است و آن اين که امروز درباره ي هيچ مطلبي راجع به عروض سخن نگويم، وقتي فردا رسد نزد من باز آي، از دوستي کتاب عروض خليل بن احمد را خواستم و در همان شب آن را مطالعه کردم، شب را بيگانه از عروض بودم و بامدادان به صورت فردي آگاه به علم عروض درآمدم.(9)



    (¯*~•~*----- طبري و علوم قرآني ----- *~• ~*¯)
    باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت.... کُشت ما را بی قراری! پس قرار ما چه شد؟

صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •