* نقد و بررسی دیدگاه های مشهور شرق شناسان درمورد نسخ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
* نقد و بررسی دیدگاه های مشهور شرق شناسان درمورد نسخ
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 15 , از مجموع 15
  1. #11
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,987 در 11,149 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض





    4 - اختلاف میان احکام قرآن و فقه و اختلاف فتاوی فقهای مذاهب

    4-1- مقدمه


    قرآن، نخستین منبع احکام فقهی است. مسئله استنباط از قرآن از عهد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه(علیهم السلام) و در میان صحابه و تابعین و صاحبان مذاهب اسلامی و علمای بزرگ، امری تردیدناپذیر، مسلم و شناخته شده بود. همه به طور طبیعی به قرآن مراجعه کردند و در استناد به آن و اجتهاد حکم از آن تلاش ویژه ای می کردند. هرگاه درباره حکمی پرسش می شد، در آغاز به سراغ قرآن می رفتند و اگر در قرآن به رهنمودی برخورد نمی کردند به سراغ منابع دیگر می رفتند. شاید به همین جهت در این مسئله که قرآن، منبع شریعت اسلامی است، تردید نشده است. هرچند در نوع منبع بودن قرآن وتلقی های مختلف در استناد به آن، اختلاف و تفاوت برداشت بوده است. مثلاً مشهور قائلند که قرآن منبعی مستقل و قائم به ذات برای احکام فقهی است ولی اخباری ها، حجیت آن را منوط به اعتضاد حدیث دانسته و ظواهر قرآن را بدون بیان اهل بیت حجت نمی دانند و یا حجیت آن را فی الجمله می دانند نه بالجمله و در تمام آیات و موارد46.
    از سوی دیگر، نگرش به آیات احکام، جدای از دیگر آیات نیست. هر نگرش و توضیحی از احکام فقهی قرآن به مثابه دیگر بخش های معرفتی قرآن است. مسائل اعتقادی در ضمن بیان احکام آمده و یا احکام در ضمن مسائل اخلاقی تبیین شده است. اصولاً قرآن در بیان معارف وارشادات خود، همواره روشی را برگزیده که می توان آن را ترسیم خطوط اساسی و تبیین کل مسائل و بیان قواعد در همه زمینه ها دانست، به همین دلیل امام صادق(علیه السلام) در این باره می فرماید:
    "ان رسول الله نزلت علیه الصلاه ولم یسم الله لهم ثلاثاً ولا اربعاً حتی کان رسول الله هو الذی فسّر ذلک لهم ونزلت علیه الزکاه ولم یسم لهم من کل اربعین درهما درهم حتی کان رسول الله هوالذی فسّر ذلک لهم و نزل الحجّ فلم یقل لهم طوفوا اسبوعا حتی کان رسول الله هوالذی فسّر ذلک لهم" (محمدبن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج1، ص 286) دستور نماز خواندن، بر رسول خدا نازل شد، اما سخن از سه رکعت و چهار رکعت در میان نبود، رسول خدا بود که تعداد رکعات نماز را تفسیر و بیان کرد. دستور پرداخت زکات نازل شد و در آن از چهل درهم، یک درهم مطرح نبود، رسول خدا بودکه نصاب زکات را تفسیر کرد. دستور حج نازل شد و سخنی از هفت بار طواف در آن به میان نیامد و رسول خدا بود که مراسم طواف را به گونه ای خاص و معین تفسیر کرد. از این حدیث به روشنی می توان دریافت که قرآن، منبع احکام الهی است که به صورت کلی و به دور از تفصیل و تشریح نازل شده است. بنابراین اگر در سنت نبوی، توضیح و بیانی آمده است، در چگونگی و شرح همان آیات آمده است. به همین دلیل عالمان اسلامی در جای جای آثارشان این مبدأ و منبع بودن را مورد تاکید قرار داده و تلاش خود را بر مبنای قرآن استوار کرده اند47.
    بنابراین، پس از قرآن نیز سنت به عنوان بیان و توضیح همان آیات قرآنی مورد استناد فقها بوده است. در نگاهی اجمالی به تاریخ فقه نیز در می یابیم که محققان و مؤلفان درباره تقسیم بندی دوره های فقهی پس از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) بر یک روش نرفته اند. مثلاً محیی الدین نووی (متوفی676هـ.ق) برای فقه چهار دوره اصلی ذکر می کند: دوره اجتهاد مطلق تا پایان قرن چهارم (هـ.ق)، دوره اجتهاد مقید در قرن پنجم، دوره اجتهاد فتوا در قرن ششم و نیمه اول قرن هفتم و دوره تقلید که از آن پس آغاز شد.
    محمدخضری بک در تاریخ التشریع الاسلامی برای فقه بعد از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) پنج دوره می شناساند: دوره صحابه تا شهادت امیر مومنان(علیه السلام)، دوره صحابه جوان و تابعان تا پایان قرن اول، دوره ظهور امامان و مذاهب فقهی تا پایان قرن چهارم، دوره پایبندی به مذاهب تا پایان حکومت عباسیان و دوره تقلید که تا عصر حاضر ادامه دارد48. از نیمه دوم قرن دوم به بعدکه هم زمان با تغییر حکومت از امویان به عباسیان بود، نهضت ترجمه و آشنایی مسلمانان با علوم ملل مختلف روی داد، تدوین حدیث صورت جدی به خود گرفت و تا بدانجا پیش رفت که از فقه مستقل شد. علم اصول فقه که گام های ابتدایی را در مراحل قبل برداشته بود، در این مرحله به حد تصنیف رسید و نخستین آثار اصولی تدوین شد. فقهای بزرگی که هر کدام معرف شیوه ای در فقه بودند، ظهور کردند که از آن میان چهارتای آنان بیش از دیگران شهرت یافتند و عملاً روش فقهی ایشان ملاک کار فقهای بعدی قرار گرفت. سایر مذاهب نیز مدتی بر جای ماندند و سپس کنار رفتند. این مرحله از تاریخ فقه اهل سنت را درخشان ترین مرحله آن می دانند که پس از آن دوره تقید به مذاهب، تقلید و شرح و بسط آرای امامان بزرگ فقه سر رسید و تا چند قرن ادامه داشت49.
    شاخت در مقاله "فقه" دایره المعارف اسلامی می نویسد:
    "... با شناسایی قرآن، سنت، اجماع و قیاس به عنوان چهار منبع اصلی دانش فقه که قوانین فقهی می توانند از آن استخراج شوند، محدودیت های سابق در تعریف اصطلاح فقه و فقها برداشته شد. فقه به معنی دانشی شد که تمام شاخه های دانشی را که از چهار منبع فوق منشأ می گرفت، شامل می شد.
    در عین حال افرادی که در این علم مهارت پیدا کردند فقیه نامیده شدند...دیدگاه سنتی دانشمندان مسلمان، منشأ فقه اسلامی را به دوران صحابه پیامبر برمی گرداند و بر طبق آن خلفای مدینه وتعداد اندکی از صحابه متخصص در فقه، اقدام به استنباط از قرآن، گفتار و رفتار پیامبر - تا آنجایی که به خاطر داشتند - کردند. نتایج [این استنباط ها] توسط دیگرصحابه مورد قبول واقع شد و در سطح جامعه مورد عمل قرار گرفت. جانشینان آنان، این فعالیت ها را ادامه دادند و نسلی که بعد از اینان آمدند، شاهد پی ریزی مدارس فقهی توسط مذاهب گوناگون بودند. تحقیقات تاریخی نشان می دهد که فقه اسلامی از اواخر قرن اول هجری (اواخر قرن هشت میلادی) به وجود آمده است.
    در خلال قرن اول هجری (هفت میلادی) فقه اسلامی به معنای تخصصی آن هنوز وجود نداشته است. قوانین فقهی در زمان پیامبر، خارج از محدوده دین محسوب شد و بنابراین درباره بسیاری از رفتارها و تعاملات حکم خاصی وجود نداشت50"
    شاخت در فرازهایی دیگر از این مقاله چنین آورده است:
    "تا اواخر قرن اول هجری (اواخر قرن هشت میلادی)" با اولین فقها مانند ابراهیم النخعی در کوفه، سعیدبن مسیب و هم عصران وی در مدینه روبرو بودیم. اینان افرادی با تقوی بودند که علاقه به مذهب، آن ها را ودار می کرد تا به تنهایی و یا با هم فکری هم عصران خویش در این زمینه تحقیق کنند. استنباط شخصی آنها [که به شکل] رأی، استحسان و اجتهاد بود، نشانگر آغاز دوران فقه اسلامی بود... پس از اینکه گروه هایی از فقهای باتقوی از نظر تعداد و ارتباط باهم رشدکردند، در خلال دهه اول قرن دوم هجری، مدارس فقهی قدیم را تشکیل دادند که شامل مدارس کوفه، مدینه و سوریه می شد... تا اواخر دوران عباسی، فقه اسلامی رشد و پیشرفت کرد ولی بعد از آن راکد ماند و شکل نهایی به خود گرفت51"



    * نقد و بررسی دیدگاه های مشهور شرق شناسان درمورد نسخ

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  2. #12
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,987 در 11,149 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض




    4 -2 - نقد و بررسی

    همان گونه که گفتیم، قرآن به عنوان منبع اصلی فقه در میان اکثر مسلمانان قلمداد می شود. اینکه شرق شناسان اختلاف میان قرآن و فقه و نیز اختلاف فتاوی فقها را به عنوان یکی از زمینه های نسخ در قرآن تلقی کرده اند ریشه در مسائلی دارد:
    1 - در بررسی نظرات شرق شناسان درباره جمع قرآن به دو نظر عمده در این باره برمی خوریم که هر دوی این نظریات نیز با توجه به قاعده نسخ شکل گرفته اند. به نظر ونزبرو، قرآن تا قرن دوم و سوم جمع نشده بود و این بدین خاطر بود که مسلمانان در پی یافتن آیات ناسخ و منسوخ در قرآن بودند تا پس از آن آیات قرآن را برحسب تقدم منسوخ بر ناسخ مرتب کنند. برتن نیز که از اختلاف احکام فقه و قرآن یاد می کند گرچه معتقد است قرآن، بسیار زودتر از آن موقع جمع شده است ولی آن را مجموعه ای ناقص فرض می کند و این نواقص را طبق قاعده نسخ الحکم و التلاوه توجیه می کند. بنابراین چنین به نظر می رسد:
    اولاً: برخی از شرق شناسان، اعتقاد چندانی به قرآن به عنوان متنی کامل و مصون از تحریف ندارند. ثانیاً: در اعتبار آن به عنوان منبعی مستقل و دست اول برای اخذ احکام فقهی تشکیک می کنند. مؤید این سخن ما، نظریات شاخت، کرون و ونزبرو در این زمینه می باشد.
    اهمیت نقش قرآن در فقه اسلامی توسط برخی از دانشمندان غربی مورد تردید واقع شده است. شاخت معتقد است که قرآن، اساساً کتابی اخلاقی است و به طور تصادفی و اتفاقی به مسایل فقهی پرداخته است و منکر اهمیت قرآن به عنوان عاملی در رشد و توسعه فقه اسلامی است. به نظر شاخت، عناصر قرآنی در مرحله دوم (قبل از دوران امویان) وارد فقه شده اند. بنابراین وی از قرآن به عنوان منبعی دست دوم یاد کرده است و در بحث از منابع فقه بیشتر از چهار صفحه بدان اختصاص نداده است. یاتریشیاکرون نیز، همین دیدگاه شاخت را داشته است52. ونزبرو نیز نظر مشابهی دارد:
    "مطالعات شاخت، درباره تاریخ گسترش نظریات فقهی در جامعه نشان می دهد که به جز چند استثنا، فقه مسلمانان از قرآن استخراج نشده است53".
    داتون، این دیدگاه شاخت را نتیجه مطالعات وی درباره حدیث واعتقادش به ساختگی بودن اکثر آنها می داند که در دورانی متأخر جعل شده اند، چرا که اگر احادیثی که در آن ها بر اهمیت قرآن تاکید شده است، ساخته و پرداخته دوران متأخر باشد، اعتبار هر دو منبع زیر سؤال خواهد رفت54.
    چنین دیدگاه هایی است که باعث می شود اختلاف احکام قرآن و فقه به عنوان عاملی در پیدایش و گسترش اندیشه نسخ در قرآن تلقی شود، درحالی که از نظر ما این سخن محلّی از اعراب ندارد و قرآن به عنوان منبع اصیل، متقن و تحریف نشده فقه می باشد و هیچ قانون فقهی نباید در تنافی با آن باشد55.
    2 - برتن در جایی که از فقه به عنوان زمینه ساز پیدایش نوع سوم نسخ (نسخ الحکم دون التلاوه) یاد می کند با اشاره به حکم آیه رجم می نویسد: "نه تنها اشاره ای به این حکم در قرآن نداریم بلکه حکم دیگری در قرآن وجود دارد که سازگار با حکم رجم نیست. آیه 15 سوره نسا56، حکم مجرمان را نگهداری در خانه تا هنگام مرگ مقدر نموده است و این در حالی است که آیه 2سوره نور، جزای زناکار را تازیانه می داند. رفع تناقض موجود میان این آیات را فقها برعهده دارند. بدین ترتیب فقه زمینه پیدایش نوع سوم نسخ را فراهم می آورد57"
    این در حالی است که هیچ گونه نسخی در این میان روی نداده است. توضیح اینکه فاحشه، اعم از زنا ولواط است و اختصاص به زنا ندارد و نسخ درآیه نیز به دو موضوع زیر موقوف است:
    1 - حبس و زندانی کردن زنان زناکار در خانه به عنوان تعزیر و مجازات ارتکاب به زنا باشد و نه برای پیشگیری از آن
    2 - منظور از راهی که در آخر آیه آمده و برای رهایی زنان توقیف شده پیش بینی شده است، همان تازیانه و سنگسار نمودن باشد که بعداً تشریع شده است. اگر، این دو موضوع ثابت شود، در این صورت، نسخ در آیه اول می تواند صحیح باشد. ولی هیچ یک از این دو موضوع را نمی توان ثابت کرد زیرا: حکم اول بدین مناسبت تشریع شده است که از ارتکاب معصیت برای دومین بار و تکرار آن ممانعت و جلوگیری به عمل آید ولی حکم دوم برای تأدیب وی نسبت به خلافی که مرتکب شده است و برای عبرت دیگران و ترساندن و حفظ نمودن سایر زنان از آلوده شدن به چنین گناه و عمل ناپسندی تشریع شده است. بنابراین، منافات و مخالفتی میان این دو حکم وجود ندارد تا حکم اول با حکم دوم نسخ شود. لکن اگر زن در اثر تازیانه و یا سنگسار شدن بمیرد، وجوب نگهداری در خانه، خود به خود برداشته می شود زیرا با از بین رفتن آن زن، موضوع حکم توقیف از بین رفته است و این، حکمی ثابت و دائمی و هنوز هم پابرجاست و نسخ نشده است. بنابراین توقیف زن بدکاره در خانه نه به عنوان مجازات است و نه منظور از راه خلاصی و رهایی که به وی وعده داده شده است، همان تازیانه زدن و سنگسار کردن است که با تشریع این مجازات، حکم توقیف که یک مجازات دیگر بوده نسخ شده باشد58.
    3 - احادیث در زمان ها و مکان های مختلف و برای مخاطبان متفاوت صادر شده و توسط راویان گوناگون نقل شده است و چون از زمان نقل اولیه آن ها، چندین قرن سپری شده و راویان و صاحبان کتاب ها برای تبویب و توزیع آن ها، احادیث را تقطیع کرده اند. پاره ای از قرائن حالی و مقالی که شرایط زمان و مکان را تعیین می کرده است از بین رفته است، بنابراین برای حل تعارضات و تحریفات، دانشی که بتواند نقائص را رفع کند ضروری است. این دانش فقه الحدیث نامیده می شود. اصحاب پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، هنگامی که حدیثی را ازصحابی دیگر می شنیدند در لفظ و معنای آن دقت می کردند، لکن در دوره های بعد از ایشان، علمای حدیث در پذیرش آن بیشتر دقت در ناقل حدیث داشند تا محتوای آن. اخباریون نیز فقط به سند حدیث اعتماد می کردند و هر آنچه را در متن بود به سبب صحت سند می پذیرفتند.
    وجود احادیثی که پذیرش آنها به عنوان کلام یا فعل رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) و معصومان(علیهم السلام) غیرممکن بود، سبب شد که گروه هایی از شرق شناسان بر پیروان سنت و علمای حدیث خرده بگیرند زیرا مفهوم احادیث را متوجه نمی شدند و به همین دلیل برخی از محدثان را کاذب می شمردند و راویانی که احادیث متناقض را به رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) نسبت می دادند، متهم می ساختند این امر سبب عنایت علما به امر نقد متن حدیث شد.
    در دایرة المعارف اسلامی، ذیل عنوان حدیث، مطلبی تحت عنوان نقد مسلمین بر حدیث وجود دارد که می گوید: "حدیث در نظر مسلمانان صحیح به حساب نمی آید، مگر اینکه سلسله سند آن بدون تقطیع دنبال شود و افراد آن ثقه باشند9"
    5. اصولاً، شرق شناسان درباره نقد داخلی حدیث، ضمن تشکیک در ثبوت حدیث نبوی خرده هایی گرفته اند. بررسی آثار علمای حدیث نشان می دهد که بیشتر اهتمام و سعی ایشان در نقد رجال سند بوده است. آنان متوجه احوال راویان آثار بوده و به مطالبی چون تاریخ ولادت و وفات، چگونگی رشد و بالندگی سال های عمر راوی یا زادگاه واقامتگاه و سفرهایش برای یافتن حدیث، شیوخی که از آنها حدیث شنیده وراویانی که از ایشان روایت کرده دقت داشتند تا اتصال و یا انقطاع سند را بیابند زیرا اولین شرط صحت حدیث اتصال سند است. نیز آنان چگونگی حال و شخصیت راوی را از نظر عدالت یا فسق، ضابط بودن یا غافل بودن و خلط کردن و... را در نظر داشته اند تا بدین وسیله به صحت یا عدم صحت حدیث پی ببرند. اما شرق شناسان با مطالعه آثار این افراد و چگونگی دقت آنان در صحت حدیث، چنین استنباط کردند که از نظر مسلمانان، تنها ملاک درست یا نادرست بودن حدیث، چگونگی حال راوی است و این ملاک ارتباطی به متن حدیث ندارد.
    در حالی که چنین نیست و از صدر اسلام عالمانی نگران صحت متن حدیث بوده اند60.
    اما دانشمندان غربی متمایل اند در این باره بحث کنند که نقد حدیث چندان پیشرفتی نداشته است.
    گلدزیهر در کتاب Muhammedanischestudien,ii بیان کرده است که حدیث دارای بستر چندان قوی و روشنی نیست آنگونه که نظریات سنتی به آن رهنمون می شوند.
    شاخت، معتقد است که اسناد به مرور زمان شکل گرفته است و بنابراین احادیث فقهی متأخر به عصر پیامبر نسبت داده شده اند و این در حالی است که تشخیص حدیث صحیح از غیر صحیح بسیار دشوار است61. و بدین گونه بوده است که برخی از شرق شناسان نیز از امکان کنار گذاشته شدن احادیث پیامبر توسط احادیث صحابه سخن رانده اند و از قاعده نسخ برای توجیه این عملکرد استفاده کرده اند62.



    * نقد و بررسی دیدگاه های مشهور شرق شناسان درمورد نسخ

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  3. #13
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,987 در 11,149 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض






    با توجه به این مقدمه، باید گفت نظر شرق شناسان درباره اختلاف فتاوی فقها به عنوان زمینه نسخ قرآن بر دو محور استوار است:

    1 - احادیث پیامبر توسط احادیث صحابه کنار گذاشته شدند با این توجیه که این احادیث منسوخ شده اند63.
    2 - نسخ در اختلاف بین مذاهب به عنوان مدافعی در برابر قوانین مذاهب دیگر عمل می کند.64
    در جواب به مورد اول باید گفت، همان گونه که در بحث نقد متن حدیث نیز متذکر شدیم یکی از معیارهای ارزیابی صحت حدیث، مخالف نبودن آن با احادیث و سیره قطعی معصومان می باشد. پس نسخ حدیث پیامبر توسط احادیث صحابه نمی تواند از جنبه نظری وجاهتی داشته باشد تا آن را یکی از زمینه های پیدایش و گسترش نسخ در قرآن بدانیم.
    درباره مورد دوم، باید اذعان داشت که پیدایش فرق مذهبی باعث ایجاد احادیث جعلی و توجیه و تأویلهای متعدد از احادیث نبوی شد و چهره فرهنگ اسلامی را مخدوش کرد. این فرق به نفع خویش و برای جلب نظر مردم به جعل احادیث پرداختند و این جریان در میان اهل تسنن و تشیع به وقوع پیوست. ما دراین مورد با شرق شناسان هم عقیده ایم ولی این مسئله را نمی توان به عنوان عامل موجد اندیشه نسخ در قرآن و روایات فرض کرد چرا که بعد از پیدایش این نظریه بوده است که علمای مذاهب مختلف و در جهت دیدگاه های خود از آن استفاده کرده اند.

    5 - نقد و بررسی تعاریف شرق شناسان از نسخ

    در فصل های پیشین به تعریف نسخ و شرایط آن از دیدگاه مسلمانان پرداختیم و پس از ذکر تعاریف شرق شناسان از نسخ و زمینه های پیدایش و گسترش این اندیشه، این زمینه ها را نقد وبررسی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که تلقی شرق شناسان از نسخ در فضای صحیحی شکل نگرفته است. طبیعی است تا این قسمت ازبحث، تفاوت برداشت و تعاریف از نسخ میان مسلمانان و شرق شناسان تا حدود زیادی روشن شده است. در این قسمت ذکر چند نکته ضروری است:
    1 - نسخ، برداشتن حکم شرعی ثابت به وسیله حکم شرعی دیگر است که بر اثر سپری شدن زمان و طبق مصلحتی توسط خداوند صورت گرفته است. هر تعریف دیگری که مباین با تعریف فوق و نیز شرایط گفته شده برای نسخ باشد، صحیح نیست. مانند تعریف وات از نسخ که آن را به معنی نوعی اصلاح و تعدیل در قرآن معنی کرده است65.
    محمد خلیفه - که از آثارش چنین برمی آید که از قائلین به عدم وقوع نسخ در قرآن می باشد - درباره تعریف وات می گوید:
    "برخی از شرق شناسان مانند وات، نسخ را به معنی نوعی اصلاح و تعدیل معنی کرده اند که این معنی را فقط می توان از آیه 106 سوره بقره برداشت نمود و این در حالی است که محور موضوعی این آیات درباره عصیان یهود از فرامین الهی و سرپیچی از فرامین موسی(علیه السلام) می باشد که همین یهودیان درباره قرآن و پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز می گویند: چگونه است که خداوند رسالت جدیدی را بر فردی غیر از آنها فرستاده است درحالی که قبلاً بر آنها پیامبری فرستاده بود و اگر این رسالت، مشابه رسالت یهود باشد، در این صورت شیء زائدی است و اگر چیزی غیر از رسالت یهود باشد، امری غیر منطقی است و آن را قبول نمی کنیم. درآیه 105 سوره بقره66 آمده است که خداوند هر فردی را بخواهد برای رسالت انتخاب می کند و در آیه بعد که مورد بحث ماست، بر این معنی تصریح شده است که شریعت پیامبر که افضل واحسن شرایع است، جایگزین شریعت حضرت موسی(علیه السلام) شده است و در ادامه آیه نیز بیان شده است که خداوند، هر کاری را که بخواهد می تواند انجام دهد و او دانا وحکیم است و این امری طبیعی است که شریعت یهود که ویژه زمان و مکان و مردم خاصی بوده است با شریعت جدید که متلائم با احتیاجات و مصالح عصر جدید و متّصف به جاودانگی و جهان شمولی است، نسخ شود و تعالیم شریعت قدیم به ورطه فراموشی و نسیان سپرده شود. و اما معنی اصلاح و تعدیل را از آیات 39 و 38 سوره رعد67 نیز نمی توان برداشت کرد، چون این آیه متضمن رد درخواست کافران برای اتیان معجزه از جانب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می باشد68"


    محمد خلیفه در ادامه آورده است:
    "برخی از تعابیر شرق شناسان نیز در زمینه نسخ قابل توجه است. درمکتب اسلام، قائل به قدرت مطلق الهی هستیم که خداوند قادر می تواند هر چیزی را در هر زمانی تغییر دهد و این اعتقاد به طور کلی با تعابیر منفی برخی از شرق شناسان منافات دارد. به عنوان نمونه، پالمر در کتاب خود در این باره چنین آورده است: "خداوند رأیش را تغییر می دهد و یا "بتمن" چنین گفته است: خداوند آنچه را که امروز وحی می کند فردا لغوش می کند و او (متقلب) است69"
    2 - برتن، مفهوم نسخ و نسی را یکسان پنداشته است و در بررسی آیات 7 - 6 سوره اعلی به مفهوم کلمه "نسی" پرداخته و آن را معادل نوع اول نسخ می داند و تلاش می کند این نظر خود را به برخی از احادیث مستند سازد70.
    باید گفت که بین دو مفهوم نسخ و نسی، تفاوت وجود دارد چون پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) دچار فراموشی نمی شدند و اگر نیز نسیانی بر آن حضرت حاصل می آمد، موقت بوده است و در آیه شریفه "سنقرئک فلاتنسی الاّماشاءالله" نیز خداوند در مقام منت بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است و استثنا فقط برای اثبات قدرت الهی است وگرنه منت بر رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) صحیح نمی باشد71.
    3 - در یکی از تعاریف نسخ که توسط برتن ارائه شده است، چنین آمده است که:
    "نسخ یا الناسخ والمنسوخ، عنوان کلی است که به یک سری تئوری هایی که در حوزه تفسیر، حدیث و اصول فقه جریان دارند، اشاره دارد. این تئوری ها به علّت وجود تعارض های زیاد و کلی بین دو آیه، دو حدیث، یک حدیث و یک آیه و همچنین بین قرآن و حدیث با اصول فقه پایه گذاری شده اند...72"
    باید گفت که تعریف فوق چندان مطابقتی با تعریف نسخ از دیدگاه مسلمانان ندارد زیرا شرط اول نسخ این بود که فقط مخصوص حکم شرعی می باشد و در جایی امکان دارد که هر دو طرف آن یقینی باشند. تعریف فوق جامع این دو شرط نمی باشد و قابل انتقاد ترین بخش آن نیز داخل کردن تعارض بین قرآن و حدیث با اصول فقه در تعریف می باشد که بحث آن در بخش های پیشین گذاشت.
    4 - در شرایط نسخ، این نکته ذکر شد که حق نسخ احکام با کسی است که آنها را تشریع کرده است و ولایت تشریعی در درجه اول مخصوص خداست و در اصطلاح اهل منطق، شارع حقیقی، اولاً و بالذات خداست و با اذن واجازه خداوند، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نیز حق وضع قوانین و احکام را داراست و هچ شخص دیگری چنین حقی را ندارد. پس نسخ فقط در زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) روی می دهد و بعد از زمان آن حضرت، هیچ نسخی در قوانین و احکام راه ندارد. از این مطلب دو نکته فهمیده می شود.
    اولاً: اینکه برخی شرق شناسان مانند پاورز گفته اند که "نسخ نتیجه تغییر تصورات از آیات الهی در طول زمان است73" صحیح نمی باشد، چرا که باب نسخ پس از فوت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بسته شده است و بعد از ایشان، هیچ گونه نسخی متصور نیست و این فرق اساسی دیدگاه های مسلمانان و شرق شناسان است.
    ثانیاً: این تلقی شرق شناسان نیز که تفسیر و مفسران سرچشمه و منشأ ایده نسخ در قرآن کریم بوده اند باتوضیحات قبلی منتفی است. گرچه نقش مفسران را در گسترش بی رویه موارد نسخ و توسعه حوزه معنایی آن بی تأثیر نمی دانیم و در این مورد با شرق شناسان هم عقیده ایم.







    * نقد و بررسی دیدگاه های مشهور شرق شناسان درمورد نسخ

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  4. #14
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,987 در 11,149 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض





    6 - نقد و بررسی دیدگاه شرق شناسان درباره انواع نسخ

    6 - 1 - نسخ الحکم والتلاوة

    دو نکته در اثبات این نوع از نسخ مورد استناد برتن قرار گرفته است:

    یکی اینکه، جمع قرآن به طور ناقص صورت گرفته است و برخی از آیات حین جمع آوری از قرآن ساقط شده اند. دیگر اینکه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) برخی ازآیات را فراموش کرده است و به این فراموشی در آیات 7-6 سوره اعلی نیز اشاره شده است که مفهوم "نسی" در این آیات با مفهوم "نسخ" همسان است. برخی از احادیث نیز در این راستا مورد استناد برتن قرار گرفته اند. در نقد این نکات گفته شد که مسلمانان، قایل به جمع کامل و بدون تحریف قرآن می باشند و مسئله فراموشی پیامبر نیز مورد قبول نمی باشد و تفسیر آیه مربوطه نیز گذشت. بنابراین استدلال های اثبات این نوع از نسخ از نظر مسلمانان بی پایه است.
    6 - 2 - نسخ التلاوة دون الحکم
    برتن در توجیه این نوع از نسخ به سه نکته اشاره می کند:
    - نوع اول نسخ (نسخ الحکم والتلاوه) زمینه ساز دو نوع دیگر نسخ نیز می باشد.
    - چون حکم آیه رجم در قرآن نیامده است، پس تلاوت این آیه نسخ شده است درحالیکه حکم آن باقی است.
    - چون اشاره ای به حکم آیه رجم در قرآن نشده است و از طرف دیگر حکم آیه 15 سوره نسا با آن تناقض دارد. رفع این تناقضات بر عهده فقهاست که آنان نیز با توسل به قاعده نسخ التلاوة دون الحکم، این تناقض را حل می کنند.
    در نقد این نکات باید گفت که زمینه ساز بودن نوع اول نسخ (نسخ الحکم و التلاوة) برای دو نوع دیگر با توضیحات قبلی منتفی است. در مورد دوم نیز که برتن با توسل به تفسیر آیات49-42 سوره مائده وبا مقدمه چینی هایی، حکم به نسخ تلاوت آیه رجم داده است باید گفت که چنین آیه ای در اصل وجود نداشته است تا نسخ شود بلکه حکم رجم از سنت نبوی استخراج شده است. درباره مورد سوم نیز قبلاً توضیح داده شد که هیچ گونه تناقضی بین حکم رجم و حکم آیه 15 سوره نساء وجود ندارد تا فقها با توسل به قاعده نسخ التلاوة دون الحکم، آن را حل کنند.
    6 - 3 - نظر مسلمانان نسبت به نظریه های نسخ تلاوت
    بنا به نظر شیعه، این دو نوع از نسخ از اساس باطل است و اصلاً در قرآن قابل تصور نیست چون قائل شدن به این دو نوع از نسخ، منتهی به پذیرش تحریف قرآن می شود. در جمع بندی نقد نظریه نسخ تلاوت باید گفت:
    1 - اسناد این احادیث و اخباری که جهت اثبات نسخ تلاوت عرضه شده اند به طور کلی ناقص است و ضعف، اضطراب، رفع، ارسال و.. دارند و اکثریت قریب به اتفاق عالمان اهل سنت نیز در آن خدشه وارد کرده اند، بنابراین همگی فاقد اعتبار صحّت و حجیت شرعی اند.
    2 - این گزارش ها و اخبار آحاد با نصّ قرآن کریم قطعاً مخالفت دارند74 و قرآن کریم این گونه گزارش های حدیثی را تکذیب کرده و مهر بطلان بر پیشانی آنها زده است.
    3 - این دسته از اخبار، مخالف با واقعیت خارجی نیز هست چراکه اگر آیه ای بود پس کجاست؟ یعنی "ناسخ و منسوخ" براساس این روایات هر دو از بین رفته اند.
    4 - قرآن کریم به اجماع امت اسلامی، متواتر است و قطعی الصدور و تنها نسخه درمان بخش آسمانی در جهان می باشد و بر نسخه شناسی پیشی گرفته است و یک چنین آیات و سور با عظمت متواتر قطعی، محال است که با امور واهی و ساختگی بی ارزش زیر سؤال رفته و یا نسخ شود.
    5 - "نسخ" یعنی وضع قانون و تشریع توسط خدای حکیم، و قانونگذاری - به اجماع امت محمدی و بر پایه ضرورت دین اسلام - تنها در حیطه کاری قلمرو شارع حکیم ازلی است و برخی از این احادیث و اکثرشان از کم و کاستی آیات وسور قرآنی پس از رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) حکایت می نمایند و این مطلب(تغییر قوانین شریعت) پس از درگذشت شارع حکیم (رسول خدا) به اجماع امت اسلامی باطل و مردود است و عقل و نقل و ضرورت دین، وقوع چنین نسخی را تکذیب می نماید75.
    6 - 4 - نسخ الحکم دون التلاوة
    قبلاً نیز گفته شد که برتن، شکل گیری این نوع از نسخ را نیز وامدار روند شکل گیری نوع اول نسخ می داند. با این تفاوت که در نوع اول مسئله حذف با مراجعه به سوره های اسری واعلی اثبات می شود و نسخ الحکم دون التلاوه نیز با مراجعه به آیه 101 سوره نحل اثبات می شود76. وی فلسفه وجودی، چنین نوعی از نسخ را توجیه هرگونه تناقض میان منابع می داند77.
    در نقد و بررسی دیدگاه شرق شناسان درباره این نوع از نسخ، خاطرنشان می کنیم که هر دو رویکرد برتن در توضیح فلسفه و بستر وجودی چنین نوعی از نسخ را قبلا با استدلال های مختلف رد کرده ایم78.
    اکثر دانشمندان و مفسران مسلمان، این نوع از نسخ را پذیرفته اند و البته شرایطی نیز برای آن در نظر گرفته اند. تفاوت اساسی مسلمانان و شرق شناسان نیز درباره این نوع از نسخ به فلسفه و حکمت وجودی آن برمی گردد که شرق شناسان آن را توجیه تناقضات قرآن، اختلاف قرآن و سنت و اختلاف فتاوی فقها و... قلمداد کرده اند در حالی که مسلمانان، مصالح و شرایط زمان و مکان را در این امر دخیل می دانند.




    * نقد و بررسی دیدگاه های مشهور شرق شناسان درمورد نسخ

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


  5. #15
    مدیر ارشد انجمن ایران شناسی
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آواتار ها

    تاریخ عضویت : آبان 1390
    صلوات
    1998
    دلنوشته
    2
    « اَلـلّـــهُـــمَّ عَـجِّـــل لِـولـیِّـــنَاالـفَـــرَجَ »
    نوشته : 11,555      تشکر : 114,281
    41,987 در 11,149 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 1
    شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) آنلاین نیست.

    پیش فرض




    پاورقی ها:

    1- نیکو دیالمه، "بررسی چند دیدگاه درباره نسخ" بینات، سال هفتم، شماره 27، ص56-67.
    2- ابوالقاسم موسوی خویی، البیان فی تفسیر القرآن - قم: مطبعة علمیة، 139 هـ .ق، صص 303-306
    3- محمد هادی معرفت التمهید فی علوم القرآن، ج2 (قم: مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، 1410هـ. ق)، ص291.
    4- محمدحسین حسینی طهرانی، مهر تابان (تهران: انتشارات باقرالعلوم، چاپ اول، بی تا)، صص275-278.
    5- "و اذا بدلنا آیه مکان آیه والله اعلم بما ینزل قالوا: انما انت مفتر بل اکثرهم لایعلمون"
    6- محمدحسین حسینی طهرانی، پیشین.
    7- علی الاوسی، الطباطبایی و منهجه فی تفسیر المیزان (تهران: معاونیه الرئاسه للعلاقات الدولیه فی منظمه الاعلام الاسلامی 1405 هـ.ق)، صص 225-226..
    8- عزت الله مولایی نیا، نسخ در قرآن (تهران: رایزن - 1376 هـ .ش)، ص 281-280
    9- نیکو دیالمه، "بررسی چند دیدگاه درباره نسخ"، بینات، سال هفتم، شماره 27، صص58-60.
    10- حسین سجادی، "ناسخ و منسوخ در قرآن کریم" (پایان نامه کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث، دانشگاه امام صادق(علیه السلام)، 1371هـ.ش)، صص205-207.
    11- Powers. D. )1988(. The exegetical genre nasikhal - Quran in And Rippin: approaches to the history of interpretation of the Quran. Oxford: clarecndon press.
    12- ابوالقاسم موسوی خویی، البیان فی تفسیر القرآن (قم: المطبعه العلمیه 1394 هـ.ق) صص317-318
    13- Powers. D. (1988). The exegetical genre nasikhal - Quran in And. Rippin: approaches to the history of interpretation of the Quran. Oxford: clarendon press. pp...
    14- "قاتلوا الذین لایومنون بالله ولا بالیوم الاخر ولا یحرمون ماحرم الله و رسوله ولایدینون دین الحق من الذین اوتوا الکتاب حتی یعطوا الجزیه من یدوهم صاغرون" توبه / 29
    15- ابوالقاسم موسوی خویی، پیشین، صص 307-309.
    16- "یسئلونک عن الخمر والمیسر قل فیهما اثم کبیر و منفع للناس واثمهما اکبر من نفعهما..."
    17- "سمعون للکذب اکّلون للسّحت..."
    18- ابی علی فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن (بیروت: مؤسسه الاعلمی المطبوعات، 1995م)، صص336-337
    19- محمد خلیفه، الاستشراق والقرآن العظیم. مترجم: مروان عبدالصبور شاهین (قاهره: دارالاعتصام 1414هـ.ق)، صص170-218. به نقل از:
    LEWIS, H.d. (1966). World religiones: meeting points and magor issues. London: watls
    20- "یا ایهاالذین امنوا لاتقربوا الصّلاة و انتم سکاری..."
    21- "یا ایها الذین امنوا انما الخمر والمیسر والانصاب والازلام رجس من عمل الشیطن فاجتنبوه لعلّکم تفلحون. انما یرید الشیطن ان یوقع بینکم العدوه والبغضاء فی الخمر و المیسر و یصدکم عن الصلوة فهل انتم منتهون"
    22- "ومن ثمرت النخیل والاعناب تتخذون منه سکراً و رزقاً حسناً ان فی ذلک لایه لقوم یعقلون"
    23- محمد خلیفه، پیشین
    24- ابوالقاسم موسوی خوئی ، البیان فی تفسیر القرآن (قم: المطبعه العلمیه 1394 هـ.ق)، ص355.
    25- ابوالقاسم موسوی خویی، البیان فی تفسیرالقرآن (قم: مطلبعه علمیه 1394هـ.ق)، ص355-357
    26- محمد خلیفه، پیشین، صص168-170
    27- Burton. J. )1977(. The collection of Quran. Cambridge University press. pp. 52-53
    28- Burton. J. loc. cit
    29- Ibid. p. 52
    30- Ibid. p. 58
    31- Ibid. p. 59
    32- Brown. D.)1996(. Rethinking tradition in modern Islamic thought. Cambridge university press. pp. 13-17
    33- Powers.D.)1988(. The exegetical genre Of nasikhal Quran In And. Rippin: Approaches to the history of interpretation. oxford: clanrindon press. pp. 126.
    پاورز نوشته است که نحاس چهار حالت برای امکان نسخ قرآن و سنت فرض کرده است:
    بنا به نظر کوفیان قرآن می تواند قرآن و سنت را نسخ کند شافعی نسخ قرآن با قرآن را قبول دارد ولی نسخ قرآن با سنت را نمی پذیرد یک گروه ناشناس نیز معتقدند سنت می تواند قرآن و سنت را نسخ کند و گروه ناشناس دیگری نیز معتقدند سنت می تواند سنت را نسخ کند ولی نمی تواند قرآن را نسخ کند. محمدبن شجعه نیز گفته است که به خاطر تناقض میان چهار حالت فوق، هیچ کدام از این منابع نمی توانند نسبت به هم ترجیح داشته باشند.
    34- نهله غروی نائینی، فقه الحدیث و روش های نقد متن (تهران: دانشگاه تربیت مدرس1379هـ.ش)، صص10-13 به نقل از ازهری، تهذیب اللغه، ذیل سنت
    35- همان، به نقل از محمود ابوریه، اضواء علی السنه المحمدیه، ص 38.
    36- نهله غروی نائینی، پیشین، صص10-13، به نقل از صبحی صالح، علوم الحدیث و مصطلحه، ص113.
    37- محمدرضا مظفر، اصول الفقه، ج 2 (قم: موسسه انتشارات دارالعلم، چاپ اول 1378هـ.ش)، ص 72-71
    38- نهله غروی نائینی، پیشین، ص23.
    39- نهله غروی نائینی، پیشین، ص 26.
    40- علی الاوسی، الطباطبایی و منهجه فی تفسیر المیزان (تهران: معاونیه الرئاسه للعلاقات الدولیه فی منظمه الاعلام الاسلامی 1405 هـ.ق)، ص 224.
    41- عبدالله محمدبن احمدالقرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ج2 (بیروت: دار احیاء التراث العربی، بی تا)، ص66
    42- مصطفی زید. النسخ فی القرآن الکریم، ج1 (بیروت: دارالفکر، چاپ دوم 1391هـ.ق)، ص203
    43- "لونری تقلب وجهک فی السماء فلنولینک قبله ترضیها فول وجهک شطر المسجدالحرام وحیث ماکنتم فولوا وجوهکم شطره" بقره/ 144
    44- نهله غروی نائینی، پیشین، ص 210.
    45- Burton.J. ()1977(. The collection of Quran. Cambridge university press p.71.
    46- محمدعلی ایازی، فقه پژوهی قرآنی(قم: انتشارات دفترتبلیغات اسلامی، چاپ اول،1380 هـ..ش)،صص25-26
    47- محمدعلی ایازی، پیشین، صص27-28.
    48- حسن طارمی، تاریخ فقه و فقها (تهران: انتشارات دانشگاه پیام نور، ج اول 1374هـ.ش)، ص46
    49- حسن طارمی، پیشین، 71
    50- Schacht.J. )1983(. Encyclopedia of Islam. Vol. 2.pp.887-888
    51- Schacht.J.op. cit. pp.888-891
    52- Dutton.y.)1990(. The origins of Islamic law. curzon. p. 158
    53- Wansbrough.J. ()1977(. Quranic studies. oxford university press. p.44.
    54- Dutton.y.op.cit.p.158
    55- البته این دیدگاه های شاخت، توسط برخی از دانشمندان غربی مانند گویتین، کلسن و پاورز رد شده است.
    56- "واللاتی یأتین الفاحشه من نسائکم فاستشهدوا علیهن اربعه منکم فإن شهدوا فامسکوهن فی البیوت حتی یتوفاهن الموت او یجعل الله لهن سبیلا"نساء/ 15.
    57- Burton.J. )1977(. The collection of Quran. Cambridge university press.p.71
    58- ابوالقاسم موسوی خویی، البیان فی تفسیرالقرآن (قم: المطبعه العلمیه 1394هـ.ق)،ص329-332
    59- نهله غروی نائینی، فقه الحدیث وروش های نقد متن(تهران: دانشگاه تربیت مدرس1379 هـ.ش)،ص118-119 60- همان.
    61- Robbson.J )1986(. Hadith. Encyclopedia of Islam, vol3,pp. 26-27
    62- Burton.J. )1977(. The collection of Quran. cambridge university press. p. 52
    63- Burton. J. loc.cit
    64- Burton.J. op. cit. p. 60-61
    65- Watt.w.m. )1988(. Muhammads Mecca. Edinburgh: Edinburgh uninersity press. p. 69
    66- "ما یود الذین کفروا من اهل الکتاب ولا المشرکین ان ینزل علیکم من خیر من ربکم والله یختص برحمته من یشأ والله ذوالفضل العظیم"
    67- "ولقد ارسلنا رسلامن قبلک و جعلنالهم ازواجاً و ذریهً و ما کان لرسول ان یأتی بایه الا باذن الله لکل اجل کتابٌ یمحوالله مایشاء و یثبت و عنده ام الکتاب"
    68- محمد خلیفه. الاستشراق والقرآن العظیم. مترجم: عبدالصبور شاهین (قاهره: دارالاعتصام 1414هـ.ق)، صص166-167
    69- محمدخلیفه. الاستشراق والقرآن العظیم. مترجم: عبدالصبور شاهین (قاهره: دارالاعتصام 1414هـ.ق)، صص166-180 به نقل از:
    70- PALMER, E.)1928(. The koran with an introduction by Nicholsn, London: oxford uniuersity press.
    71- Bethman. E. w )1953(. Bridge to Islam: Astudy of the religious forces of Islam and christianity in the neareast. London: Alen 8 unwin
    72- Btrton. J. )1977(. The collection of Quran. Cambridge university press. p.47
    73- محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج1 (تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ سوم، بی تا)، ص256
    74- Burton. J.)1993(. Naskh. Encyclopedi a of Islam. Vol.7. pp. 1009-1011
    75- Powers. D.)1986(. studies in Quran and Hadith, the formation of Islamic law of inheritance. Uniuersity of california press.pp. 143
    76- "انا نحن نزّلنا الذکر و انا له لحافظون" حجر/ 19
    77- عزت الله مولایی نیا، نسخ در قرآن (تهران: رایزن، چاپ اول 1378)، صص182-188
    78- Burton.J. )1977(. The collection of Quran. cambri dge university press, p. 51
    79- Burton.J. loc.cit
    80- در بخش نقد آرای شرق شناسان درباره وجود تناقض در قرآن و نیز در نقد نوع اول و دوم نسخ، این رویکردها مورد نقد و بررسی قرار گرفتند.
    * نقد و بررسی دیدگاه های مشهور شرق شناسان درمورد نسخ

    http://www.ayehayeentezar.com/signaturepics/sigpic1938_35.gif


صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •