۩ |*|*|*| ۩  شیوه تفسیری معتزله  ۩ |*|*|*| ۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩ |*|*|*| ۩  شیوه تفسیری معتزله  ۩ |*|*|*| ۩
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 12 , از مجموع 12
  1. #11
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,582
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض








    1- 6) نگاهى به "تنزيه القران"

    اين كتاب تاليف قاضى‏ القضاة ابوالحسن عبدالجباربن‏ احمد بن‏ خليل همدانى معتزلى اسدآبادى از علماى برجسته معتزله است كه علاوه بر تفسير در علم كلام نيز يد طولايى داشت و كتابهايى نظير المبسوط، المحيط و الخلاف و الوفاق را در اين علم تاليف كرد .

    وى در مقدمه كتاب "تنزيه‏القران" بر اين نكته اصرار مى‏ ورزد كه تنها راه بهره ‏گيرى از قرآن، تامل و تدبر در آيات است و بدون فهم معانى و مفاهيم قرآن امكان دست‏يابى به عمق معارف دين ميسر نيست . او همچنين بر اين باور است كه بسيارى از مردم به خاطر تمسك به متشابهات گمراه شدند . از اينرو لازم است كه محكمات را از متشابهات جدا نمود تا زمينه گمراهى مردم فراهم نيايد . بر اين اساس او در كتاب مذكور به تفسير تك‏تك آيات نپرداخته; بلكه آياتى را كه به عقيده وى نيازمند رفع شبهه و ابهام از آن بوده، تفسير كرده است . ذيلا به نمونه ‏هايى از آن مى‏ پردازيم:

    الف - درباره آيه "الحمدالله" در آغاز سوره حمد مى‏ن ويسد: «اگر اين خبر از سوى خداوند براى خودش باشد، براى ما فايده‏اى نخواهد داشت و اگر ما را به حمد دستور داده، بايد مى‏ فرمود: قولوا الحمدالله . آنگاه پس از بيان توضيحاتى به اين نتيجه مى ‏رسد كه از آيه «اياك نعبد و اياك نستعين‏» مى ‏توان به اين حقيقت پى برد كه چنين گفتارى شايسته بندگان است و همانگونه كه در اين آيه فعلى در تقدير است و بايد گفته مى‏ شد: قولوا اياك نعبد و اياك نستعين . در آيه قبل نيز چنين است و آيه در واقع اين گونه است: «قولوا الحمدالله‏» .

    ب - درباره عبارت "لاريب فيه" در آغاز سوره بقره مى‏نويسد: «در حالى كه مى‏ دانيم گروهى در قرآن ترديد دارند، چنين گفتارى چه سودى خواهد داشت‏» ؟ زيرا اگر مراد اين باشد كه اين كتاب نزد من يا شما "هيچ ترديدى در آن نيست" كه فايده ‏اى ندارد و اگر ديگران مورد نظر باشند كه آنها ترديد دارند .

    آنگاه در پاسخ مى ‏گويد: مراد اين است كه اين كتاب حق است و سزاوار نيست كسى در آن ترديد كند . چنانچه گاهى آدمى وقتى براى دشمن خود حقيقت را روشن ساخت، به او مى‏گويد: اين چون خورشيد روشن است‏يا هيچكس در اين شكى ندارد . بنابراين "لاريب‏فيه" در واقع اظهار شهادت خداوند بر صدق و حق بودن قرآن است و اين با ترديد گروهى منافات ندارد .

    ج - ذيل آيه هفتم سوره بقره «ختم‏ الله على قلوبهم و على سمعهم و على ابصارهم‏ غشاوة‏» (11) مى ‏گويد: اگر اشكال شود كه خداوند به صراحت گروهى را از ايمان منع فرموده و اين خلاف مكتب اعتزال است، در پاسخ گوييم: علماى معتزله به اين اشكال دو جواب داده ‏اند . نخست اين كه مراد خداوند منع واقعى نيست، بلكه آيه از باب تشبيه است; يعنى حال آنان به حال كسانى تشبيه شده كه به خاطر علل و عواملى ايمان نمى‏ آورند; نظير آيه «ان ك‏لاتسمع الموتى‏» (تو به مردگان نمى ‏توانى بشنوانى) در حالى كه آنها زنده بودند . ديگر اين كه ختم نمودن و مهر نهادن، نشان از علامت گذارى بر دل‏هاى آنان است تا فرشتگان به كفرشان پى ببرند و بر مذمت و نكوهش آنان يك زبان شوند .

    د - درباره افعال بندگان هم تحت تاثير عقايد اعتزالى خود بر اين باور است كه افعال عباد مخلوق خود آنهاست; نه خداوند . چنانكه در ذيل آيه هفدهم سوره انفال «و مارميت اذ رميت ولكن الله رمى‏» (12) مى ‏نويسد: ممكن است‏با توجه به اين آيه گفته شود، خالق اصلى افعال بندگان خداوند است نه خود آنها .

    در پاسخ مى ‏گوييم: بى ‏ترديد آن كه در جنگ بدر تير انداخت، شخص پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم بود و خداوند صرفا به اين جهت كه به وسيله تير آن حضرت دشمن را به هلاكت رساند، آن را به خود نسبت داد و الا از خود آيه هم بر مى‏ آيد كه تيرانداختن مربوط به پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم و مخلوق اراده آن حضرت است و خداوند را در اين زمينه دخالتى نيست [23].



    ۩ |*|*|*| ۩  شیوه تفسیری معتزله  ۩ |*|*|*| ۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. #12
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,582
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض







    منابع :

    1) ر . ك: طباطبائى، قرآن در اسلام 64 .
    2) ر . ك: روش علامه طباطبائى در تفسير الميزان 247 .
    3) ر . ك: سجادى، فرهنگ معارف اسلامى 4/286 .
    4) ر . ك: ذهبى، التفسير والمفسرون 1/368 و مطهرى، آشنايى با علوم اسلامى 160 .
    5) ر . ك: يعقوبى، تاريخ اليعقوبى 2/427 و 444 .
    6) ر . ك: مطهرى، پيشين 167 و تحقيقى در مسائل كلامى 15 .
    7) ر . ك: مطهرى، پيشين 168 .
    8) ر . ك: ذهبى، پيشين 1/385- 383 .
    9) ر . ك: دزفولى، شناخت قرآن 446 .
    10) ر . ك: همان 445 .
    11) ر . ك: ذهبى، پيشين 1/376 .
    12) ر . ك: خوئى، بيان در علوم و مسائل كلى قرآن، ترجمه 1/239 وفضلى، تاريخ قرائات قرآن كريم، ترجمه دكتر سيد محمد باقر حجتى، ص 103 .
    13) دزفولى، پيشين 445 .
    14) زمخشرى، الكشاف 1/81 .
    15) ذهبى، پيشين 1/378 .
    16) نديم، الفهرست 51 .
    17) همان 50 و سيوطى، طبقات المفسرين 23 .
    18) حاجى خليفه، كشف‏الظنون 1/234 .
    19) سيوطى، پيشين 33 .
    20) نديم، پيشين و سيوطى، بغية الوعاة فى طبقات النحاة 23 .
    21) ذهبى، پيشين 1/378 .
    22) همان .
    23) ر . ك: زرقانى، مناهل العرفان 1/542 و ذهبى، پيشين 1/403- 391 .
    پى‏نوشت‏ها:
    1) و قرآن را بر تو نازل كرديم تا آنچه را بر مردم نازل شده، بيان كنى .
    2) آيا در قرآن تدبر نمى‏كنند يا بر دلهايشان قفلهايى است .
    3) ما آن را قرآنى عربى قرار داديم، باشد كه تعقل كنيد .
    4) و [به ياد آر] زمانى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذريه‏اشان را برگرفت .
    5) و اينچنين براى هر پيامبرى از ميان گناهكاران دشمنى قرار داديم .
    6) و اينچنين خداى سبحان براى هر پيامبرى دشمنش را آشكار ساخت تا از او برحذر باشد .
    7) چهره‏هايى در چنين روزى درخشانند و به سوى پروردگارشان مى‏نگرند .
    8) بر تختها مى‏نگرند .
    9) و خدا با موسى سخن گفت .
    10) و گفتند: دلهاى ما بسته است . بلكه به سبب كفرورزيشان خدا آنان را نفرين كرد .
    11) خدا بر دلها و گوششان مهر نهاد و بر ديدگانشان پرده‏اى است .
    12) آنگاه كه تير افكندى، تو تير نيافكندى، بلكه خدا تير افكند .
    نویسنده :دكتر نادعلى عاشورى تلوكى
    استاديار دانشگاه آزاد اسلامى - واحد نجف آباد
    منبع : پایگاه فرهنگ و معارف قرآن



    ۩ |*|*|*| ۩  شیوه تفسیری معتزله  ۩ |*|*|*| ۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •