llı *۞* ıll نگاهی به ترجمه محمد مهدی فولادوند از قرآن مجید llı *۞* ıll سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
llı *۞* ıll نگاهی به ترجمه محمد مهدی فولادوند از قرآن مجید llı *۞* ıll
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 23
  1. #11
    عضو ثابت
    صافات آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 918      تشکر : 4,151
    2,546 در 723 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 4
    صافات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    پی نوشت‏ها


    1. صفحه دوم و سوم از مقدمه نویسنده و مترجم. [انتهای ترجمه محمد مهدی فولادوند از قرآن کریم].
    2. مترجم خود به این روش در مقدمه اشاره کرده است. [انتهای ترجمه محمد مهدی فولادوند از قرآن کریم]
    3. الف) نمونه برای ترجمه «عزیز» به «توانا» و «حکیم» به همان لفظ: ص 44: سوره بقره آیه 260.
    ج) نمونه برای ترجمه «عزیز» به «ارجمند» و «حکیم» به «فرزانه»: ص 553 سوره حشر. در همه این موارد لفظ عزیز و حکیم به‏عنوان دو صفت بدون حرف عطف و متصل به هم در قرآن آمده است ولی در ترجمه گاه به حرف عطف «واو» می‏آید و گاه بدون حرف عطف آمده است. چنین حالتی ممکن است از جهت تنوع و جلوگیری از تکرار و یکسانی مفید باشد ولی در ترجمه‏ای که بخواهد قوام و استواری را نشان بدهد چندان مطلوب نیست؛ مگر این که بگوییم مترجم در هر مورد بر طبق مقتضیات جملات و کلمات یکسانِ آیاتِ مختلف را به واژه‏ای خاص برگردانده است. والله‏اعلم
    4. این اصطلاح در قرآن 14 مرتبه به کار رفته است (المعجم‏الفهرس، ص 538).
    5. مانند واژه «علقه» که مترجم در برگردان از واژه «آویزک» یاد کرده است. ص 597.
    6. و از همین نمونه است: صفحه 9، آیه 59 سوره بقره ــ ص 554 آیه 2، سوره منافقون ــ ص 551 آیه 11 صف.
    7. اگر «واو» و «فاء» با «هل» استفهامیه آمده باشد آن را در فارسی نیز ذکر کرده و برگردانده است مثلاً ص 312.
    8. از مواردی که تأکید مذکور در آیات را در ترجمه نیاورده باشد زیاد به چشم می‏خورد مثلاً: ص 405، 396.
    9. و از همین نمونه است ترجمه آیه 10 از سوره حج: ص 333.
    منابع و مآخذ
    عمید، حسن (1362) فرهنگ فارسی، تهران انتشارات امیرکبیر، چاپ سوم.
    فصلنامه مترجم، سال سوم، شماره 10.
    راغب اصفهانی [بی‏تا] مفردات، بیروت، دارالمعرفه.
    فواد عبدالباقی، محمد (1360)، المعجم الفهرس لالفاظ القرآن الکریم، افست، تهران، انتشارات اسماعیلیان.
    llı *۞* ıll نگاهی به ترجمه محمد مهدی فولادوند از قرآن مجید llı *۞* ıll

  2. تشكرها 2


  3. #12
    عضو ثابت
    صافات آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 918      تشکر : 4,151
    2,546 در 723 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 4
    صافات آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نگاهي ديگر به ترجمه قرآن استاد فولادوند


    نویسنده :
    مجيد فلاح‏ پور

    llı *۞* ıll نگاهی به ترجمه محمد مهدی فولادوند از قرآن مجید llı *۞* ıll

  4. تشكرها 2


  5. #13
    عضو ثابت
    صافات آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 918      تشکر : 4,151
    2,546 در 723 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 4
    صافات آنلاین نیست.

    پیش فرض






    چكيده



    در طي عمر دراز دامن ترجمه قرآن كريم، ترجمه ‏هاي زيادي به رشته تحرير درآمده كه در برخي صحت و دقت موردنظر بوده و در برخي شيوايي و رواني غلبه داشته است. در شماري از آنها نيز به حق، هم صحت و هم شيوايي، هر دو با هم وجهه همت بوده است.
    از مهمترين عوامل شكوفايي ترجمه‏ هاي دقيق و شيوا، تيزبيني نقّادانِ ژرف ‏نگري است كه با نقد بدون غرض و متعهدانه خويش بازار ترجمه ‏هاي صحيح و دقيق را رونق مي‏بخشند. ضرورت و اهميت نقد هنگامي آشكار مي‏شود كه بدانيم هنوز هيچ ترجمه صد درصد صحيح و بي ‏غلط و در عين حال شيوا و روان نوشته نشده است و ترجمه‏ هاي موجود با چنين ترجمه ‏اي فاصله زيادي دارد.
    يكي از بهترين ترجمه‏ هاي پس از انقلاب شكوهمند اسلامي، كه دقت و صحت همراه با شيوايي و رواني در آن مشهود است، ترجمه استاد محمدمهدي فولادوند است كه اين ترجمه نيز پس از انتشار در معرض نقد ناقدانِ تيزبين قرار گرفت. اما طبيعي است كه هر ناقدي تنها به بخشي از اين ترجمه پرداخته، مجال نقد و نظر براي ديگران نيز همچنان باز باشد.
    در اين نوشته نيز كوشش شده است بخشي از اين ترجمه، يعني سوره انبيا از جزء هفدهم قرآن مورد بررسي و نقد و نظر قرار گيرد؛ به اين اميد كه ترجمه‏ هاي آينده از صحت و دقت و رسايي و شيوايي بيشتر برخوردار باشد.


    llı *۞* ıll نگاهی به ترجمه محمد مهدی فولادوند از قرآن مجید llı *۞* ıll

  6. تشكر

    مدير اجرايي (03-03-1391)

  7. #14
    عضو ثابت
    صافات آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 918      تشکر : 4,151
    2,546 در 723 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 4
    صافات آنلاین نیست.

    پیش فرض







    مقدمه


    ترجمه بي ‏غلط قرآن كريم آرزويي دوردست و ديرياب و بلكه دست‏ نايافتني است كه فارسي ‏زبانانِ عاشقِ قرآن با بيش از هزار سال سابقه پرداختن به ترجمه قرآن، همچنان آن را در سر مي ‏پرورانند. گو اينكه هيچ ‏يك از مترجمانِ پيشين و پسين، ادعايِ دست يافتن به چنين امري را نداشته ‏اند، در عين حال در نتيجه همت هاي والا و تلاشهاي بي ‏دريغ اين بزرگان، قطعا ترجمه ‏هاي كم‏ غلط‏تري تهيه شده است؛ به گونه‏ اي كه مي‏ توان گفت با تلاشهاي جدي‏ تر و كوششهاي جمعي هر چه بيشتر به اين آرزوي بعيدالمنال نزديك و نزديكتر مي‏شويم كه برخي رؤياها صادقانه1 است.
    مترجمان ارجمندي در دوران معاصر به ترجمه قرآن به زبان فارسي اقدام كرده كه هر كدام به سهم خويش در نشر معارف قرآني توفيق داشته‏ اند. البته در ميان مترجمان معاصر تعداد كمي پيش از انقلاب به اين مهم دست زده ‏اند ولي بعد از انقلاب كه زمينه گسترش و ترويج فراگير معارف اسلامي و قرآني فراهم شد، انديشمندان بيشتري، ترجمه ‏هاي بسيار ارزشمندي از اين معجزه جاويدان ارائه كرده‏اند.
    يكي از ارزشمندترين و دقيقترين ترجمه‏ هاي فارسي معاصر توسط استاد محمدمهدي فولادوند انجام گرفته است كه هيأت علمي دارالقرآن الكريم «دفتر مطالعات تاريخ و معارف اسلامي»، آن را تحقيق، بررسي و ويرايش كرده و به دست استاد بهاءالدين خرمشاهي نيز ويرايش فني و نهايي شده است. اين ترجمه به گواهي پنج تن از محققان نخبه حوزه و دانشگاه از حيث صحت و امانت و رواني و شيوايي در ميان ترجمه‏ هايي كه در پنجاه سال اخير، انجام گرفته، بهترين ترجمه فارسي است2.
    البته در اين ترجمه، مترجم محترم يا ويراستاران از تجربه‏ ها و تلاش هاي بي‏ دريغ ساير مترجمان نيز استفاده جدي و گسترده‏اي كرده ‏اند3، اما با همه دقت و ارزشمندي، بي‏ غلط و بي‏اشكال نيست و با ترجمه كاملاً بي‏ غلط بسي فاصله‏ ها دارد4. از اين رو با اعتراف به ارزشمندي و دقت در اين ترجمه، بايد در نظر داشت كه هنوز مجال تلاش و كوشش براي قرآن‏ پژوهان و مترجمان دانشمند قرآن كريم همچنان باقي است تا با توفيقات الهي به ترجمه‏ اي كاملاً بي ‏غلط و دقيق نزديكتر شويم.
    در چند سال اخير و پس از انتشار اين ترجمه توسط نقادان تيزبين، نقدهايي در نشريات قرآن ‏پژوهي بويژه فصلنامه بيّنات منتشر گرديد كه در اين مقاله نيز از آنها استفاده شده است؛ ولي با توجه به گستردگي ترجمه كل قرآن مجيد، به طور طبيعي هر ناقدي تنها به بخش كوچكي از اين ترجمه مي ‏تواند، بپردازد و از بخش اعظم آن بازمي ‏ماند.
    از اين رو در اين نوشته به بررسي و نقد تنها جزء هفدهم قرآن مجيد، آن هم فقط سوره انبياء از ترجمه استاد فولادوند پرداخته شده و مواردي به عنوان اشكال يا كم ‏دقتي در اين ترجمه مطرح گرديده است كه اميد مي ‏رود در چاپ هاي بعدي اصلاح گردد.


    llı *۞* ıll نگاهی به ترجمه محمد مهدی فولادوند از قرآن مجید llı *۞* ıll

  8. تشكر

    مدير اجرايي (05-03-1391)

  9. #15
    عضو ثابت
    صافات آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 918      تشکر : 4,151
    2,546 در 723 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 4
    صافات آنلاین نیست.

    پیش فرض






    جزء هفدهم ـ سوره انبياء


    1ـ در ترجمه «بسم الله الرحمن الرحيم» آورده‏اند: به نام خداوند رحمتگر مهربان.
    در اين ترجمه، مترجم محترم به قصد ترجمه دقيقتر، كلمه رحمتگر را در ترجمه «رحمان» آورده و در ترجمه «رحيم» همان كلمه مهربان، ترجمه مرسوم را ذكر كرده‏اند. به نظر مي‏رسد نه تنها اين ترجمه دقيقتر نيست، بلكه اشكالات ديگري دارد كه شايد ساير ترجمه‏هاي معمول نيز داراي اين اشكالات نباشد. اولاً كلمه «رحمتگر» كلمه‏اي مأنوس و معمول نيست. ثانيا اگر كلمه مأنوسي هم بود، ترجمه دقيق و صحيح «رحمان» نمي‏تواند باشد؛ بلكه براي ترجمه كلمه «رحيم» مناسبتر است، زيرا صفت رحمان ويژه خداي تعالي است و حتي گاه به جاي لفظ جلاله «الله» نيز به كار مي‏رود؛ به عبارت ديگر «رحمان» صفت ويژه خداي تعالي است كه گاهي به ذات باري‏تعالي نيز اطلاق مي‏شود و در واقع يكي از نامهاي خداي تعالي است. در قرآن كريم نيز آمده است: «قل ادعواالله اوادعوا الرحمن» اسراء / 110. ثالثا ترجمه «رحمان» به رحمتگر اساسا شيوا و روان نيست، چون تنها يك پسوند «گر»كه نشانه صفت فاعلي است بر كلمه عربي «رحمت» افزوده، و كلمه «رحمتگر» ساخته شده است كه هم مأنوس نيست و هم ترجمه عربي به فارسي روان نمي‏شود؛ چون به جاي يك كلمه عربي، كلمه عربي ديگري را با تركيب ريشه همان كلمه با يك پسوند فارسي، معادل‏سازي كرده‏ايم كه معناي آن كلمه اصلي را نيز نمي‏رساند؛ چرا كه در معناي رحمان گفته‏اند: آن كه داراي رحمت واسعه و فراگير است كه رحمتش همگان را شامل مي‏شود. از اين رو گفته شده كه «رحمان»، رحمتش هم شامل مؤمن و هم شامل كافر مي‏شود ولي «رحيم»، رحمتش تنها شامل مؤمنان مي‏گردد. لذا كلمه رحمان را صيغه مبالغه و بر وزن فعلان و رحيم را صيغه مبالغه و بر وزن فعيل دانسته‏اند كه مبالغه كلمه «رحمان» از «رحيم» بيشتر است5.
    علامه طباطبايي در اين زمينه مي‏گويد: «كلمه رحمان صيغه مبالغه است كه بر كثرت رحمت دلالت مي‏كند، ولي كلمه رحيم صفت مشبهه است كه ثبات و بقا و دوام را مي‏رساند، پس خداي رحمان معنايش خداي كثيرالرحمه و معناي خداي رحيم، خداي دائم‏الرحمه است. از اين رو رحمان دلالت مي‏كند بر رحمت كثيري كه شامل حال عموم موجودات و انسانها اعم از مؤمنان و كافران مي‏شود ... و رحيم بر نعمت دائمي و رحمت ثابت و باقي او دلالت مي‏كند؛ رحمتي كه تنها شامل مؤمنين مي‏شود6: «و كان بالمؤمنين رحيما» احزاب / 43.
    نكته ديگر اينكه در معني كلمه «رحمت» دو عنصر نهفته است: يكي فضل و احسان و نعمت و ديگر رأفت و دوستي و مهرباني است7.
    از سوي ديگر روشن است كه در ترجمه دقيق واژگان، بايد معادلهايي انتخاب شود كه بار معنايي واژگان اصلي را داشته باشد. اما معادلهاي فارسي مرسوم در ترجمه‏ هاي رحمان و رحيم به هيچ وجه بار معنايي آنها را دربرندارد. از همين رو بايد اعتراف كرد كه برخي الفاظ زبان فارسي در رساندن معاني كلمات قرآني ناتوان و نارساست. ولي به هر حال شايد ترجمه مرسوم «به نام خداي بخشاينده مهربان» يا «به نام خداوند بخشنده مهربان» از ترجمه آقاي فولادوند در معناي «بسم‏الله الرحمن الرحيم» مناسبتر باشد. ترجمه آقاي دكتر ابوالقاسم امامي نيز خصوصا از كلمه «رحمان» جالب و مناسب است. او در ترجمه «بسم الله الرحمن الرحيم» آورده است: به نام خداوند مهرگستر مهربان8. اما مناسبتر و دقيقتر از ترجمه‏هاي مزبور، ترجمه آقاي دكتر بي ‏آزار شيرازي است كه در ترجمه «بسم الله الرحمن الرحيم» آورده‏اند: به نام خدايي كه رحمتش گسترده و مهرش پيوسته است9.
    البته ناگفته نماند كه در ترجمه اخير عنصر تفسير به كمك ترجمه آمده و در واقع ترجمه با تفسير آميخته شده است.

    llı *۞* ıll نگاهی به ترجمه محمد مهدی فولادوند از قرآن مجید llı *۞* ıll

  10. #16
    عضو ثابت
    صافات آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 918      تشکر : 4,151
    2,546 در 723 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 4
    صافات آنلاین نیست.

    پیش فرض






    2ـ آيه 4 جمله «فليأتنا بآية كما ارسل الاولون» ترجمه شده است: پس همان ‏گونه كه براي پيشينيان هم عرضه شد، بايد براي ما نشانه‏ اي بياورد.
    به طوري كه ملاحظه مي ‏گردد، كلمه «الاولون» كه به پيشينيان ترجمه شده، به معني مردم و مخاطبان پيامبران آورده شده است؛ در حالي كه در اينجا منظور مردم نبوده ‏اند، بلكه منظور خود پيامبران هستند كه به سوي مردم با آيات و معجزات فرستاده شده‏ اند10. به لحاظ نحوي نيز «الاولون» نايب فاعلِ فعل مجهول «اُرسِلَ» است. «ارسل» نيز از ريشه رسالت است. از اين رو بديهي است كه انبيا فرستاده مي ‏شدند و نه مردم. لذا ترجمه صحيح چنين خواهد بود: پس بايد براي ما نشانه ‏اي [معجزه‏ اي] بياورد، همان گونه كه پيشينيان [پيامبران پيشين با معجزات] فرستاده شده‏اند.
    بنابراين ترجمه آقاي دكتر مجتبوي11 و مرحوم الهي قمشه ‏اي12 صحيح است.
    3ـ در آيه 6 كلمه «قريه» به شهر ترجمه شده است كه ترجمه دقيقي نيست؛ زيرا شهر اخص از قريه است و با اينكه هر شهري قريه است ولي هر قريه ‏اي شهر نيست؛ همان ‏گونه كه در فرهنگهاي لغات آمده است، قريه به هر آبادي كه داراي خانه‏ هاي نزديك هم و به هم پيوسته باشد، اطلاق مي‏شود13. در اين صورت قطعا شهر، قريه است ولي هر قريه‏اي لزوما شهر نيست؛ به طوري كه در عرف هم قريه به هر آبادي و روستايي اطلاق مي‏ گردد. راغب اصفهاني نيز در معني قريه گفته است: قريه نامي است براي جايي كه مردم در آنجا اجتماع مي ‏كنند14. صاحب الرائد نيز در معني قريه مي ‏گويد: به سرزميني كه داراي مزارع و اشجار و آباداني، و از شهر كوچكتر است، قريه گفته مي ‏شود15.



    llı *۞* ıll نگاهی به ترجمه محمد مهدی فولادوند از قرآن مجید llı *۞* ıll

  11. #17
    عضو ثابت
    صافات آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 918      تشکر : 4,151
    2,546 در 723 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 4
    صافات آنلاین نیست.

    پیش فرض





    4ـ در آيه 7 عبارت «اهل ‏الذكر» به پژوهندگان كتابهاي آسماني، ترجمه شده است كه قطعا ترجمه دقيق و درستي نيست. اگر هم منظور از «اهل الذكر» پژوهندگان كتابهاي آسماني باشد، در اين صورت ترجمه نيست و تفسير خواهد بود و لازم بود در ميان كروشه آورده مي‏ شد كه با تفسير آميخته نشود.
    شيخ طوسي در التبيان اقوال گوناگون را در اين باره جمع كرده است و مي ‏گويد: در معني «اهل ‏الذكر» مفسران اختلاف نظر دارند و درباره آن اقوالي ذكر شده است:
    1ـ از اميرالمؤمنين (ع) روايت شده كه آن حضرت فرمود: «اهل الذكر ما هستيم». از آن رو كه خداوند، پيامبر خود را در آيه «ذكرا رسولاً» طلاق / 10، «ذكر» ناميده است. آيه كريمه نيز شاهد بيان اميرالمؤمنين (ع) است.
    2ـ حسن بصري و قتاده گفته ‏اند كه منظور، اهل تورات و انجيل هستند.
    3ـ ابن زيد گفته است كه منظور اهل قرآن بوده است؛ براي اينكه خداي تعالي قرآن را در آيه «انا نحن نزلناالذكر و انا له لحافظون» ذكر ناميده است.
    4ـ گروهي نيز گفته‏ اند: «و اسألوا اهل الذكر» يعني از اهل علم به اخبار گذشتگان سؤال كنيد16.
    ظاهرا شيخ طوسي قول اول را قبول دارد كه از قرآن هم در تأييد آن شاهد آورده و مقدم بر همه اقوال ذكر كرده است.
    شيخ طبرسي نيز عينا سخن شيخ طوسي را در مجمع ‏البيان آورده و تنها به دنبال روايت اميرالمؤمنين (ع) اظهار مي ‏كند كه از امام باقر (ع) نيز حديثي مشابه حديث اميرالمؤمنين (ع)، روايت شده است. ظاهرا شيخ طبرسي نيز در ترجيح قول اول ترديد ندارد و لذا روايت ديگري را شاهد روايت اميرالمؤمنين (ع) مي ‏داند.
    اكنون آنچه از نظر مترجم قرآن كريم نبايد دور بماند، اين است كه همه اين اقوال در تفسير «اهل ‏الذكر» بيان شده است و عنصر تفسير نيز نبايد با ترجمه درهم ‏آميزد، لذا اگر مترجم تنها يك قول تفسيري را پذيرفت، بهتر است در داخل قلاب يا پاورقي ذكر كند تا از ترجمه جدا شود.
    از اين رو به نظر مي ‏رسد كه در ترجمه «اهل الذكر» بايد خود اهل ذكر آورده شود و نظر تفسيري را از ترجمه جدا كرد؛ چنانكه آقاي مجتبوي در ترجمه خويش چنين كرده ‏اند17.


    llı *۞* ıll نگاهی به ترجمه محمد مهدی فولادوند از قرآن مجید llı *۞* ıll

  12. #18
    عضو ثابت
    صافات آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 918      تشکر : 4,151
    2,546 در 723 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 4
    صافات آنلاین نیست.

    پیش فرض





    5ـ در ترجمه آيه 17 «لو اردنا ان نتخذ لهوا لاتخذناه من لدنا ان كنا فاعلين» آمده است: اگر مي‏خواستيم بازيچه‏ اي بگيريم، قطعا آن را از پيش خود اختيار مي‏كرديم.
    همان‏گونه كه ملاحظه مي‏شود، در اين آيه شريفه عبارت «ان كنا فاعلين» اساسا ترجمه نشده و بكلي در ترجمه جا افتاده و لذا ترجمه آيه ناقص شده است.
    6ـ در ترجمه آيه 20 «يسبحون الليل والنهار لايفترون» مترجم محترم آورده‏ اند: شبانه‏ روز، بي‏ آنكه سستي ورزند، نيايش مي‏كنند.
    اشكال مهم اين است كه ترجمه «يسبحون» به نيايش مي‏كنند، دقيق و رسا نيست؛ براي اينكه نيايش به معني دعا، آفرين، ستايش و پرستش آمده است، ولي تسبيح نوعي ستايش با پرستشِ خاصي است كه صرفا به تنزيه و پيراستن نقايص و كاستيها از خداي تعالي اطلاق مي‏شود؛ آن گونه كه شيخ طبرسي در تفسير جوامع ‏الجامع در معني «يسبّحون» گفته است: يعني خداي تعالي را از آنچه سزاوار صفاتش نيست، تنزيه مي‏كنند18. بنابراين لفظ نيايش در معني تسبيح رسا نيست و از اين جهت ترجمه آقاي مجتبوي دقيقتر است كه در ترجمه «يسبحون» آورده است: به پاكي مي‏ستايند19.
    7ـ آيه 21 «ام اتخذوا آلهة من الارض هم ينشرون» ترجمه شده است: آيا براي خود خداياني از زمين اختيار كرده ‏اند كه آنها [مردگان را] زنده مي‏كنند؟
    در اين ترجمه دو اشكال وجود دارد: يكي اينكه در ترجمه، كلمه «براي خود» آمده است كه در متن آيه شريفه چيزي به معني «براي خود» وجود ندارد؛ لذا در چنين مواردي عبارت توضيحي بايد در ميان قلاّب قرار گيرد تا از ترجمه جدا شود، ولي در اينجا چنين نشده است.
    اشكال دوم و مهمتر اين است كه جمله به وسيله «آيا» سؤالي شده است؛ در حالي كه اساسا جمله سؤالي نيست. به طوري كه در متن آيه ملاحظه مي‏گردد، آيه شريفه با «ام» عاطفه منقطعه كه به معني بلكه است، شروع شده است20. بنابراين در اينجا «ام» را بايد «بلكه» ترجمه كرد.
    البته اگر استفهامي هم در كار باشد بايد به جمله مقدري بازگردد كه قبل از اين آيه، مقدّر گرفته شود، لذا اگر در ميان قلاب استفهام را همراه با جمله مقدر ذكر كنند، اشكال نخواهد داشت. گرچه برخي بدون جدا كردن ترجمه از تفسير، جمله مقدر را با ترجمه اين آيه با هم ذكر كرده‏ اند21.


    llı *۞* ıll نگاهی به ترجمه محمد مهدی فولادوند از قرآن مجید llı *۞* ıll

  13. #19
    عضو ثابت
    صافات آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 918      تشکر : 4,151
    2,546 در 723 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 4
    صافات آنلاین نیست.

    پیش فرض






    8ـ در ترجمه آيه 22 «لو كان فيهما آلهة الا الله لفسدتا فسبحان الله رب العرش عما يصفون» آمده است: اگر در آنها [= زمين و آسمان] جز خدا، خداياني [ديگر] وجود داشت، قطعا [زمين و آسمان] تباه مي‏شد. پس منزّه است خدا، پروردگار عرش، از آنچه وصف مي‏كنند.
    در ترجمه اين آيه چند اشكال وجود دارد؛ نخست اينكه ضمير مثناي «هما» به صورت جمع يعني «آنها» ترجمه شده است. اگرچه ما در زبان فارسي براي صيغه مثنا ضمير مستقلي نداريم و ممكن است كلمه «آنها» هم براي مثنا به كار رود، به هر حال اين ترجمه دقيقي نيست و اگر معادل فارسي، ضميري به طور مشخص وجود ندارد، بايد به صورت مرسوم ترجمه شود، يعني كلمه «آن دو» را جايگزين كنيم تا معناي تثنيه در ترجمه لحاظ گردد.
    اشكال دوم اين است كه در ترجمه «لفسدتا» ضمير تثنيه يعني «ا» اساسا ترجمه نشده و فعل به صورت مفرد ترجمه شده است كه قطعا دقيق نيست. بنابراين ترجمه صحيح «لفسدتا» مي‏شود: قطعا آن دو تباه مي‏شدند؛ در اين صورت ديگر نيازي هم نبود كه در ميان قلاب دوباره زمين و آسمان ذكر شود، چرا كه قبلاً ذكر شده بود.
    جمله آخر آيه شريفه نيز كاملاً تحت‏اللفظي ترجمه شده كه بهتر است فعل اصلي جمله در آخر جمله آورده، و چنين ترجمه گردد: پس خداوند، پروردگار عرش، از آنچه توصيف مي‏كنند، پاك و منزّه است.



    llı *۞* ıll نگاهی به ترجمه محمد مهدی فولادوند از قرآن مجید llı *۞* ıll

  14. #20
    عضو ثابت
    صافات آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 918      تشکر : 4,151
    2,546 در 723 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 4
    صافات آنلاین نیست.

    پیش فرض





    9ـ آيه 24 «ام اتخذوا من دونه آلهة قل هاتوا برهانكم هذا ذكر من معي و ذكر من قبلي بل اكثرهم لايعلمون الحق فهم معرضون» چنين ترجمه شده است: آيا به جاي او خداياني براي خود گرفته ‏اند؟ بگو: «برهانتان را بياوريد» اين است يادنامه هر كه با من است و يادنامه هر كه پيش از من بوده. [نه!] بلكه بيشترشان، حق را نمي‏شناسند و در نتيجه از آن روي گردانند.
    در ترجمه اين آيه، دو اشكالي كه در ترجمه آيه 21 وجود داشت، عينا تكرار شده است؛ يعني اولاً جمله سؤالي نيست و «ام» به معني «بلكه» است كه در اينجا به معني «آيا» ترجمه شده است. ثانيا در متن آيه چيزي معادل «براي خود» وجود ندارد و اگر آوردن آن لازم باشد، بايد در ميان قلاب قرار گيرد كه از ترجمه متن آيه جدا شود.
    البته در ترجمه اين آيه، اشكالهاي ديگري نيز وجود دارد: يكي اينكه عبارت «من دونه» ترجمه شده: به جاي او؛ اين ترجمه نيز درست نيست، زيرا «دون» به معني غير است؛ از اين رو «من دونه» در اينجا «به غير او» يا «به جز او» بايد ترجمه شود و به جاي او، معادل دقيقي براي «من دونه» نيست.
    اشكال ديگر در ترجمه «ذكر» است كه به يادنامه ترجمه شده است كه معادل دقيق و مناسبي نيست، لذا بهتر است در اينجا «ذكر» به ياد كرد، ترجمه شود؛ چنانكه آقايان مجتبوي و خرمشاهي در ترجمه قرآنِ خود چنين كرده ‏اند.
    اشكال بعدي اين است كه در ترجمه «هذا ذكر من معي و ذكر من قبلي» آمده است: اين است يادنامه هر كه با من است و يادنامه هر كه پيش از من بوده. به طوري كه مشاهده مي‏شود، جمله با صفت مفعولي به پايان رسيده و فعل ربطي «است»، حذف شده است.
    دو اشكال ديگر در ترجمه قسمت آخر آيه وجود دارد كه در ترجمه اين قسمت «بل اكثرهم لايعلمون الحق فهم معرضون» آمده است: بلكه بيشترشان حق را نمي‏شناسند و در نتيجه از آن روي‏گردانند. به طوري كه ملاحظه مي‏گردد، در ترجمه «لايعلمون الحق» آمده است: حق را نمي‏شناسند. درصورتي كه حق را نمي‏شناسند، ترجمه «لايعرفون الحق» است. از اين رو ترجمه صحيح و دقيق اين است كه : حق را نمي‏دانند.
    اشكال ديگر اين است كه در ترجمه «فهم معرضون» آمده است: و در نتيجه از آن روي‏گردانند. چنانكه مشهود است اولاً در اين ترجمه، ضمير «هم» ترجمه نشده است. ثانيا «از آن» ترجمه هيچ كلمه‏ اي نيست، بلكه توضيح است كه بايد در ميان قلاب قرار گيرد.


    llı *۞* ıll نگاهی به ترجمه محمد مهدی فولادوند از قرآن مجید llı *۞* ıll

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •