سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: مادر شیطان!

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    همكار انجمن خدمات و دانلود
    تاریخ عضویت
    فروردین 1390
    شماره عضویت
    1270
    نوشته
    709
    صلوات
    10
    دلنوشته
    1
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    2,363
    مورد تشکر
    3,481 در 696
    دریافت
    11
    آپلود
    12

    پیش فرض مادر شیطان!





    يكى از جاهايى كه شيطان با تمام وجود و جدیّت وارد عمل می شود هنگام انفاق است.

    وقتى انسان تصميم مى گيرد از مال خود ببخشد، شيطان با هر نقشه اى سعی می کند منصرفش کند.

    خداوند در قرآن مى فرمايد:

    «الشَّيطان يَعِدُكُم الفَقر»

    (شيطان به شما وعده فقر مى دهد)

    سوره بقره، آيه 267


    مى گويد: اگر انفاق كنى بدبخت مى شوى؛ تو و خانواده ات گرسنه مى مانيد، كسى كمكتان نمى كند؛ ممكن است در اثر گرسنگى تلف شويد. چرا مال خودت را با دست خود ضايع مى كنى...؟!








    گویند: جمعى در مسجد بودند و از قحطى كه براى مردم پيش آمده بود صحبت مى كردند.

    يكى از مؤمنان كه در خزانه خود مواد غذايى و گندم فراوانى داشت گفت: من در انبارم گندم زیادی دارم، مقداری را در اختيار فقرا قرار مى دهم و آنها را از بدبختى و فقر نجات خواهم داد.

    رفقا گفتند: شيطان نمی گذارد.

    گفت: شيطان هيچ غلطى نمى تواند بكند! اكنون مى روم و گندم ها را تقسيم مى كنم.

    برخاست و به خانه رفت. وقتى انبار را باز كرد. همسرش گفت: چه می کنی؟!

    مرد گفت: مى خواهم مقدارى گندم را به نيازمندان بدهم و از گرسنگی نجاتشان دهم.

    زن گفت: اى مرد! مگر ديوانه شدى؟! خودمان احتياج پيدا مى كنيم. هر كس در اين شرايط سعى مى كند گندم ذخیره كند، تو مى خواهى گندم ذخيره خودمان را به ديگران بدهى و ...؟!

    سرانجام شيطان كار خودش را كرد، زن را وسوسه نمود و زن هم مرد را.

    آن مرد مؤمن به مسجد آمد و پيش فقرا نشست. دوستان به او گفتند: چه شد؟ آيا گندم ها را به فقرا دادى؟ يا طبق روايتى كه می فرمايد: كسى كه دست در جيبش كند تا چيزى در راه خدا دهد، هفتاد شيطان دست او را مى گيرند و مانع او مى شوند شامل حال تو شد و انفاق نكردى؟!

    مرد گفت: من از هفتاد شيطان خبر ندارم، اما مادر شيطان كار خودش را كرد و و مانع انفاق شد!





    فاتحه الكتاب، دستغيب ، ص 229







  2. تشكرها 4

    منتظرمولا (01-12-1390), مدير اجرايي (01-12-1390), ال یاسین (01-12-1390), بيرق ظهور (01-12-1390)

  3.  

  4. Top | #2

    عنوان کاربر
    عضو ثابت
    تاریخ عضویت
    امرداد 1390
    شماره عضویت
    1628
    نوشته
    865
    تشکر
    2,288
    مورد تشکر
    3,894 در 915
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    به روایت افسانه‌ها :

    روزی شیطان همه جا جار زد که قصد دارد از کار خود دست بکشد و وسایلش را با تخفیف مناسب به فروش بگذارد. او ابزارهای خود را به شکل چشمگیری به نمایش گذاشت. این وسایل شامل:



    • خودپرستی
    • شهوت
    • نفرت
    • خشم
    • آز
    • حسادت
    • قدرت‌طلبی


    • و دیگر شرارت‌ها بود.

    ولی در میان آنها یکی که بسیار کهنه و مستعمل به نظر می‌رسید، بهای گرانی داشت و شیطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد.

    کسی از او پرسید: این وسیله چیست؟

    شیطان پاسخ داد:این نومیدی و افسردگی‌ست.

    آن مرد با حیرت گفت: چرا این قدر گران است؟

    شیطان با همان لبخند مرموزش پاسخ داد: چون این مؤثرترین وسیله من است. هرگاه سایر ابزارم بی‌اثر می‌شوند، فقط با این وسیله می‌توانم در قلب انسان‌ها رخنه کنم و کاری را به انجام برسانم. اگر فقط موفق شوم کسی را به احساس نومیدی، دلسردی و اندوه وا دارم، می‌توانم با او هر آنچه می‌خواهم بکنم…

    من این وسیله را در مورد تمامی انسان‌ها به کار برده‌ام. به همین دلیل این قدر کهنه است.
    امضاء

  5. تشكرها 4

    محامین (01-12-1390), محب المهدی (18-12-1390), مدير اجرايي (01-12-1390), ال یاسین (01-12-1390)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی