llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll
صفحه 15 از 24 نخستنخست ... 5111213141516171819 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 141 تا 150 , از مجموع 238
  1. #141
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    افعى ها لانه هاى خويش را ترك كردند،

    پس از آن كه نيششان كنده شده بود.

    صلح بازگشت

    تا بر فراز زمين بال و پر بگسترَد.

    سامرى بار بربست،

    ردايش را گرد خود پيچيد

    و به سوى بيابان سرگشتگى رهسپار گشت.

    آنگاه، «فدك» ماند و ساكنان آن.

    محمّد آمد،

    در حالى كه فرشتگان او را

    بر بال هاى خود گرفته بودند

    و بر فراز سرش

    بال هاى «جبرئيل» در اهتزاز بود.

    مردى شتابان از آن منطقه پيش آمد:

    - اى محمّد!

    زمين از آن شما باد و صلح از آنِ ما.

    - نيمى از ميوه و بر و بار درختان نيز

    از آنِ شما باد. والسّلام!

    پس آنگاه، از سوى خدا وحى آمد:

    «حقّ خويشاوند را اَدا كن.»
    [روم/ 38: «وفات ذاالقربى حقه.».]

    چنين بود كه پيامبر اعلان كرد:

    - «فدك» از آنِ فاطمه است.



    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  2. #142
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    از آن روز، «فدك» سمبلى شد

    براى پيروزى انسان بر نفس خويش؛

    و شكست «يهوداى اسخريوطى»

    و سوختن «گوساله».

    و فدك براى هميشه سمبل امانتى خواهد بود

    كه آسمان ها و زمين از پذيرفتنش سر باز زدند

    و انسان آن را پذيرفت.

    آرى؛ فدك سمبل جانشينى انسان

    از سوى خدا در زمين است.

    فدك از آن پس به زودى گسترش يافت

    و سراسر جغرافيا و تاريخ انسانى را در برگرفت:

    عدن، سمرقند، افريقا، كرانه ى درياها

    تا جزيره هاى دوردست، ارمنستان،

    و همه سوى خانواده ى بشرى.

    بدينسان، همان گونه كه خداوند

    كلمه ى خويش را در مسيح نهاد

    و آن را به مريم عطا كرد،

    به فاطمه نيز فدك را بخشيد.

    يهوديان خواستند كه عيسى را

    به نيرنگ بر صليب كشند،

    امّا خداوند او را به سوى خويش بركشيد.

    امّا راستى، فدك چه خواهد شد؟

    اين بت جاهليّت عربى كه در عمق دل هاى تاريك نهفته است،

    با فدك چه خواهد كرد؟



    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  3. #143
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    فصل 28

    اينك، هنگام به جاى آوردن نذر بود:

    حسن و حسين از بستر بيمارى برخاسته بودند

    و سرخ فامىِ تندرستى

    به چهره هاشان بازگشته بود.

    آسمان در انتظار اَداى نذرى است

    كه «انسان» برگزيده است؛

    نذرى كه آن را بر خود واجب ساخته

    تا به جهان غرقه در نور نزديك گردد.

    امّا در خانه ى فاطمه،

    چيزى براى اداى نذر يافت نمى شد.

    على نزد مردى از خيبر به نام «شمعون» روانه گشت؛

    مردى كه خود ديده بود چگونه

    حصارهاى لبريز از جنگ افزار و طلا و نيرنگ،

    در برابر مردى كه تنها يك شمشير داشت

    و قلبى مالامال از ستاره، فروريخته بود.

    اكنون، على نزد او آمده بود

    تا چيزى شگفت بخواهد.

    او آمده بود تا سه پيمانه جو وام بگيرد!

    مردى كه دروازه ى «قموص» را بركند

    و خيبر را سرنگون ساخت

    و همسرش دختر محمّد بود

    و صاحب فدك،

    خواهان مشتى جو بود!

    شمعون به راستى غافلگير شده بود.

    زير لب زمزمه كرد:

    - اين همان زُهدى است

    كه «موسى بن عمران» در «تورات»

    به ما خبر داده است.




    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. #144
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    فاطمه پيمانه اى جو را آرد كرد.

    آسياب مى چرخيد

    و «فضّه»ى جوان كه اكنون

    در خانه ى فاطمه به سر مى بُرد،

    آرد را گردمى آورد.

    آرد خمير شد و آنگاه،

    پنج قرص نان فراهم آمد:

    براى هر روزه دار،

    يك قرص نان.

    خورشيد رو به سوى افول داشت

    و پرتوهاى واپسين خود را

    براى وداع فرومى فرستاد

    تا پايان روزى ديگر

    از زندگانى انسان و زمين را اعلان كند.

    خانواده ى روزه دار براى افطار آماده شدند:

    لقمه اى نان كه قامت انسان را برپا نگاه دارد

    تا سفر خود به سوى نور را تداوم بخشد.

    ناگاه، انسانى گرسنه بانگ برآورد:

    - من فردى نيازمندم. مرا خوراك دهيد،

    باشد كه خداوند شما را خوراك دهد!

    روزه دار در لحظه ى افطار،

    رنج گرسنگى را خوب مى فهمد

    و معده ى تهى اش در پى غذايى

    براى فروبُردن است،

    وگرنه خود را فرو مى برد.

    روزه داران،

    نان هاشان را پيشكش كردند

    و خود با آب روزه گشودند.

    آنگاه، دوره اى ديگر از گرسنگى را از سر گرفتند...





    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  5. #145
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    گرسنگى ره توشه ى مسافر

    در سفر ملكوتى آسمان است،

    آن جا كه سراسر كوه نور است

    و درياهاى لبريز از ستاره.

    گرسنگى، شيطان نهفته در تيرگى ها را

    مى راند و خُرد و ناتوان مى كند،

    همچون گاوى كه شاخ هاش

    در هم شكسته شده است.

    روزى ديگر گذشت و آن روزه داران

    همچنان در سفر روحانى خود

    به جستجوى سرچشمه هاى عشق بيكران بودند:

    جز عشق هرچه هست، به افول مى گرايد.

    عشق آواز خداست در جان هاى سپيد!

    اين بار، يتيمى از راه رسيد.

    و راستى كه چه سوزناك است

    حال يك يتيم در لحظه ى غروب

    كه همه ى موجودات به آشيان هاى خويش مى روند

    و پرندگان به لانه ها

    و كودكان به دامن هاى لبالب از گرما.

    در لحظه ى غروب،

    اشك در چشم يتيمان گردمى آيد،

    همچون آسمانى پوشيده از ابر؛

    و گريه در قلبشان آشوب مى كند؛

    و تلخى و رنج در جانشان...

    اگر اين حال با گرسنگى نيز همراه گردد،

    چه هنگامه اى برپا خواهد شد!

    و آيا كودكان مى توانند سرما و گرسنگى را تحمّل كنند؟

    در آن لحظه ى غم افزاى غروب،

    يتيم ندا در داد:

    - من كودكى يتيم هستم. مرا خوراك دهيد،

    باشد كه خداوند شما را خوراك دهد!

    در ژرفاى جان هاى سپيد،

    گنج هايى از لذّت نهفته اند

    كه هيچ نسبتى با لذّت هاى مادّى ندارند؛

    چه رسد به جان هايى كه گرسنگى

    و نذر آنها را صيقل داده

    تا آن جا كه همچون نورى

    پرتوافشان، شفّاف گشته اند.

    روزه داران، نياز يتيم را برآوردند

    و آن شب نيز بيدار ماندند

    و سفر معنوى خويش را تداوم دادند؛

    سفرى كه جسم را مى آزارد

    و آن را به خُرده كاهى تبديل مى كند.

    و آن جاست كه جهان بيكرانه ى انسانيّت،

    شاهد پيروزى جاودان فرشتگان

    و شكست شيطان است.





    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  6. #146
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    آسمان، خيره ى جان هايى بود كه در زمين،

    جاده ى گرسنگى را پشت سر مى نهادند

    تا به نذر خويش وفا كنند.

    روز سوم كه به غروب پيوست،

    اسيرى بر در خانه آمد

    و لقمه ى نانى يا دانه ى خرمايى خواست.

    پيكرها در برابر امواج گرسنگى مى لرزيدند

    و چشم ها به ابر نشسته بودند.

    هستى را مِه و دود فراگرفته بود.

    اندام گل هاى نبوّت مى لرزيد

    و رو به پژمردگى مى رفت.

    جان ها پيش از هر زمان،

    ناب و پيراسته شده بود

    و گل هاى وجودشان

    رايحه اى دلاويزتر از هميشه داشت.

    فاطمه نحيف تر شده،

    چشمانش به گودى نشسته بود.

    در حالى كه درون محرابش به نماز ايستاده بود،

    صدايش رفته رفته به خاموشى مى گراييد.





    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  7. #147
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    در خانه ى واپسين پيامبر،

    «جبرئيل» با هديه اى آسمانى فرود آمد.

    اين هديه، سوره ى «انسان» بود:

    بسم اللّه الرّحمن الرحيم

    هر آينه بر انسان مدّتى از زمان گذشت

    و او چيزى درخور ذكر نبود.

    ما آدمى را از نطفه اى آميخته بيافريده ايم،

    تا او را امتحان كنيم؛

    و شنوا و بينايش ساخته ايم.

    را ه را به او نشان داده ايم:

    يا سپاسگزار باشد يا ناسپاس.

    ما براى كافران، زنجيرها

    و غل ها و آتش افروخته آماده كرده ايم.

    نيكان از جامى مى نوشند

    كه آميخته به كافور است:

    چشمه اى كه بندگان خدا از آن مى نوشند

    و آن را به هر سو كه مى خواهند،

    روان مى سازند.

    به نذر وفا مى كنند

    و از روزى كه شرّ آن

    همه جا را فراگرفته است، مى ترسند.

    و طعام را در حالى كه خود دوستش دارند،

    به مسكين و يتيم و اسير مى خورانند:

    جز اين نيست كه شما را براى خدا اطعام مى كنيم

    و از شما نه پاداش مى خواهيم و نه سپاسى.

    ما از پروردگار خود پروا داريم؛

    پرواى روزى را كه خشم آگين

    و سخت و هولناك است.

    خدا ايشان را از شرّ آن روز نگاه داشت

    و آنان را طراوت و شادمانى بخشيد.

    به پاس صبرى كه كرده اند،

    پاداششان را بهشت و پرنيان داد...

    اين، پاداش شماست

    و از كوششتان سپاسگزارى شده است.»
    [انسان/ آيه هاى 1 تا 12؛ و نيز 22.]




    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  8. #148
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    آن شب، فاطمه چيزهايى را ديد

    كه هيچ چشمى نديده است؛

    حرف هايى را شنيد كه هيچ گوشى نشنيده است

    و هرگز به قلب انسانى راه نيافته است:

    درختانى ديد سبز در سبز

    كه در خاك هاى مُشك افشان ريشه داشتند؛

    جويباران ناب و درخشانى

    كه امواجشان در پاى درختان، پيچ در پيچ مى شد؛

    نسيمى كه مى گذشت

    و شاخساران را نوازش مى داد

    تا برگ ها با آوايى رؤيايى به ترنّم درآيند.

    او گنجينه هاى مرواريد تازه را

    در اشكِ چكيده از رخسار شاخساران ديد؛

    و بار و بَرِ درختان را

    در نيام شكوفه ها؛ و قصرهاى زبرجد را

    كه همچون سنگ هاى رنگين،

    اين سو و آن سو پراكنده بودند.

    چشمه ساران

    نرم و گوارا از هر سو مى جوشيدند.

    كودكانى مرواريدگون،

    جام هاى نقره اى سرشار از عسل ناب را

    در دست مى گرداندند

    و در سايه ساران و نورباران ها، مى درخشيدند.

    در بهارى پايدار كه در آن،

    نه از سوزش آفتاب نشان است

    و نه از سوزِ زَمْهَرير،

    او اميران قصرها را ديد

    كه جامه هايى از ابريشم سبز و ديبا بر تن داشتند

    و جام هايى لبريز در دست؛

    و جرعه جرعه از شراب زنجبيل كام برمى گرفتند.

    چهره ها لبالب از سعادتى جاودان بود

    و آكنده از شادمانى و سرسبزى،

    كه نسيم بهارى سرشار از

    طراوت گل ها و شكوفه هاى جاودانه،

    آنها را پُرنقش كرده بود.

    فاطمه، اين همه را ديد.

    ميان پشته هاى مُشك

    و قصرهاى زبرجد گشت؛

    و در درياچه ى سعادت غوطه خورد.

    بدينسان، او در شوق سوخت؛

    در شوقى گوارا.

    و چه شيرين است كه انسان

    با سرچشمه ى انسانيّت همنشين گردد

    و از همه ى بند و بارهاى زمينى رهايى يابد!



    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  9. #149
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    فصل 29

    تا ريخ همچنان در ميان ريگزاران

    به جستجو مشغول بود و با حيرت

    به زمينى مى نگريست كه خداوند

    اراده كرده بود تا مَهر دختر پيامبرش باشد...

    تاريخ همچنان در ميان ريگزاران

    به جستجو مشغول بود:

    سه سال پياپى،

    شعله هاى حوادث

    اين سو و آن سو زبانه مى كشيدند.

    در اين سال ها، نبرد «موته» رخ داد

    و «جعفر» شهيد شد؛

    همو كه دو دستش جدا گشت

    و خداوند دو بال به او داد

    تا با آن دو در بهشت بال و پر زند.

    نيز مكّه فتح گشت

    و بت ها در هم شكسته شدند

    و خدايان دروغين

    به ذرّه هاى پراكنده تبديل گشتند.

    آنگاه، فرزند «ابراهيم» پاى به معبد نهاد

    تا با تبر جدّش چهره ى خدايان را در هم كوبد.

    و بدينسان، كبوتران صلح و دوستى

    به آن سرزمين خشك بازگشتند.




    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




  10. #150
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    ونيز تاريخ در سرزمين «حنين» درنگ ورزيد؛

    آن روز كه افزونىِ مسلمانان آنها را فريفت

    بى آنكه برايشان سودى داشته باشد

    و آنگاه، خداوند آرامش خويش را

    بر پيامبرش و مؤمنان فروباريد.

    آسياب خانه ى فاطمه مى گرديد

    و همراه با آن، چرخ ايّام در گردش بود.

    يك سال گذشت

    و هنگام آن شد كه رسول خدا

    به سوى دولت «روم»

    و سپاهيان «هرقل» روى آوَرَد.

    قبيله هاى عرب،

    گروه هاى مذاكره رابه مدينه گسيل داشتند

    و آنگاه به دين خدا گرويدند

    و مردم به چشم خويش ديدند

    كه آنان دسته دسته به آيين حق مى پيوندند.

    و نيز «كعب» اسلام آورد

    و پيامبر خدا «بُرده» را به او بخشيد.

    «باذان» فرزند «ساسان»

    هم در «يمن» به اسلام گرويد.

    از آن پس، جبرئيل

    سوره ى «براءت» را با خود آورد؛

    با اين پيام كه در روز حجّ بزرگ،

    از سوى خدا و رسول به مردم اعلان گردد

    كه خدا و پيامبرش از مشركان بيزارند.

    آنگاه بود كه كلمات على

    در كعبه و پيرامون آن، پژواك افكند:

    - همان گونه كه هيچ كافرى به بهشت پاى نمى نهد،

    از اين پس هيچ مشركى حقّ حج گزاردن

    و نيز برهنه طواف كردن ندارد.



    llı. *.*.ıllبهشت ارغوان{قصه ناتمام حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها}llı. *.*.ıll
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************




صفحه 15 از 24 نخستنخست ... 5111213141516171819 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •